سایر منابع:
سایر خبرها
محمدعلی سپانلو؛ از زندگی تا مرگ
سپانلو در کنار شعر به پژوهش در حوزه ادبیات و ترجمه نیز می پرداخت و کتاب هایی را در این زمینه ها منتشر کرده بود. محمدعلی سپانلو شاعری است که در سال 1347 و یک ماه بعد از اولین حمله اسراییل به فلسطین، شعری در حمایت از فلسطینی ها نوشت. او همچنین شعر معروف نام تمام مردگان یحیاست را در فضای دفاع مقدس و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران سروده است. دیگر شعر معروف سپانلو سروده اش برای احمد شاه مسعود
تقدیر از استاد عبدالوهاب شهیدی در حضور ابتهاج، شجریان و ظریف
آنجا در زمینه ی موسیقی و تئاتر فعالیت می کردند- می دانست. هر زمان که پای صحبت های ایشان می نشستید، با احترام ویژه ای از آقای شهیدی یاد می کردند و خاطرات بسیار خوبی از ایشان داشتند. محمدرضا شجریان، از عبدالوهاب شهیدی به عنوان پیشکسوت و پیر دیر نام برد و آرزو کرد: امیدوارم که همیشه سایه ی ایشان و همچنین سایه ی عزیز -که حق بزرگی به گردن شعر و موسیقی دارد- بر سر ما مستدام باشد. من به همراه
شجریان، ناهید و سایه از یک مرد گفتند
. می دانم محبت کردید. خیلی خوشحال شدم که دوست عزیز و گرانمایه ی خودم آقای سایه را اینجا دیدم. او در گل ها همه ی آن هایی را که پراکنده شده بودند، جمع کرد و برای آن ها حقوق بیشتری تقاضا، محل استراحت خوبی برای شان تهیه کرد. این خواننده ی پیشکسوت اظهار کرد: هنرمندانی که در این برنامه ها شرکت می کنند، غنیمتی هستند که باید ارج شان نهاد. فرهاد فخرالدینی در این مراسم حضور نداشت، اما پیامی را به این مراسم فرستاده بود که توسط علی دهباشی برای حاضران خوانده شد شب عبدالوهاب شهیدی به همت مجله ی بخارا و علی دهباشی برگزار شد. اخبار فرهنگی - ایسنا ...
پورشه ای که تصادف کرد تا امیر قلعه نوعی ونواده آیتالله مالکش شوند /از گزارش نیویورک تایمز تابابک زنجانی ...
اجتماعی نام دارد. دولت ها نباید به دنبال مطالبات سیاسی خودشان باشند چون مردم این وسط قربانی می شوند. اتاق فکری باید باشد که مصلحت جامعه در آن اندیشیده شود. اگر اینها به شهروندان تعلق بگیرد، نوعدوستی در آنها تقویت می شود. واکنش های مردم اما در دو روز گذشته فقط به مرگ پریوش نبوده است؛ حالا زیر همه خبرهایی که درباره مرگ بی ام دبلیو سوارانی که دوشنبه در تصادف جان باختند، منتشر شده و در صفحه های
شاعر شهر تهران درگذشت
حضور گذشته در امروز به مدد رشد این شهر. شاعر منظومه تهران می گوید: تهران برای من مهم است چون تلاقی فرهنگ ها و اقشار مختلف اجتماعی ایران است و به نوعی همه اقوام مختلف ایران از تهران خاطره دارند. در جمله ای در فیلم قایق سواری در تهران که درباره من ساخته شده، مسجد جامعی گفته است سپانلو اعتماد به نفس تهران را بگرداند . شهرستانی هایی که به شهرشان فخر می فروختند اما در تهران زندگی می کردند
پاراگراف کتاب (35)
می گذرد به جای آنکه کوتاهی های گذشته ی خود را جبران کنیم، بیشتر و بیشتر او را می رنجانیم. ما در اینجا سعی کرده ایم با انتخاب گزیده هایی متفاوت و زیبا از کتاب های مختلف آثار نویسندگان بزرگ، شما را با این کتاب ها آشنا کرده باشیم، شاید گام کوچکی در جهت آشتی با یار مهربان کودکی مان برداشته باشیم. مثل همیشه ما را با نظراتتان یاری کنید. ***** آیا هیچ وقت با آدم هایی برخورد
محمدعلی سپانلو درگذشت (+زندگینامه)
شهر تهران به دنیا آمد و از روز سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 در پی ناراحتی ریوی و تنفسی در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان سجاد تهران بستری شده بود؛ و سرانجام در روز 21 اردیبهشت برابر با 11 مه 2015 سن 75 سالگی درگذشت. معرفی محمدعلی سپانلو شاعر، منتقدادبی، مترجم بود. وی بیش از پنجاه (50) جلد کتاب در زمینه های شعر و داستان و تحقیق، به صورتِ تألیف و یا ترجمه، منتشر کرد. در بیست سالِ
استاد شجریان و سایه از یک مرد گفتند
برای شان تهیه کرد. این خواننده ی پیشکسوت اظهار کرد: هنرمندانی که در این برنامه ها شرکت می کنند، غنیمتی هستند که باید ارج شان نهاد. فرهاد فخرالدینی در این مراسم حضور نداشت، اما پیامی را به این مراسم فرستاده بود که توسط علی دهباشی برای حاضران خوانده شد. شب عبدالوهاب شهیدی به همت مجله ی بخارا و علی دهباشی برگزار شد.
نویسندگی ستارگان سینما
هوشنگ مرادی کرمانی) هم مثل هر سال با آثار ادبی اش حضور برجسته ای در نمایشگاه کتاب دارد. به خاطر یک فیلم بلند لعنتی و در خرابات مغان دو تا از داستان های او امسال هم در دسترس علاقه مندان به سینما و ادبیات است. ترجمه نمایشنامه های درس و آوازخوان طاس اثر اوژن یونسکو هم از جمله آثار مهرجویی است. همچنین باید به کتاب جهان هولوگرافیک نوشته مایکل تالبوت هم اشاره کرد که با ترجمه مهرجویی همچنان طرفداران زیادی
موسوی گرمارودی: همه شعرهای من آیینی نیست
همین شعرها را مایه نجات خود می دانم و امیدوارم به خاطر همین موضوع مورد لطف و عنایت ائمه قرار بگیرم، اما حرفم این است که من هفت دفتر شعر دارم که یکی از آنها آیینی است. ولی هرجایی که می روم من را به عنوان شاعر آیینی می شناسند و انتظار دارند که در این زمینه برایشان صحبت کنم. شاعر مجموعه به فطرت گلسنگ در ادامه درباره سیر تطور شعر آیینی گفت: از قرن سوم به بعد هیچ شاعری نامش نمانده است، اما در
از کتاب رهایی نداریم
در آنها جاری است. به تازگی کتابی خواندم با عنوان از کتاب رهایی نداریم که مجموعه گفت وگویی است میان ژان کلود کریر و امبرتو اکو که به سعی ژان فیلیپ دوتوناک و با برگردان خانم مهستی بحرینی توسط انتشارات نیلوفر منتشر شده است. مباحث این کتاب به بسیاری از پرسش های زمانه ما درباره کتاب پاسخ می دهد. پاسخ هایی برای جهان مدرن و نه فقط برای جامعه ما. در جهان معاصر هر روز شکل تازه ای از قابلیت های
بیوگرافی مرحوم استاد محمد نوری
عمر چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. وی ترانه های زیادی با تم میهنی چون جان مریم ، شالیزار ، واسونک ، جمعه بازار ، ایران را اجرا کرده است. محمد نوری,زندگینامه محمد نوری,بیوگرافی محمد نوری محمد نوری یکی از مهمترین و معروف ترین ترانه های محمد نوری، جان مریم نام دارد که آهنگ زیبای آن از ساخته های خود نوری است. نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته
پای زیر زمینی ها به روی زمین باز شد!
در چارچوب سیاست ها و در راستای برنامه های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بومی سازی شود و با فرهنگ اسلامی ایرانی متناسب باشد، ممکن است در آینده برای موسیقی رپ مجوز صادر شود. همین خبر ها کافی بود تا شایعه های گرفتن مجوز خوانندگان رپ کشور مانند یاس و یا آرمین زارعی تا مدت ها در فضای مجازی بگردد. گرفتن اولین مجوز شعر اردلان هوشمند یکی از خواننده های رپ غیر رسمی از شورای شعر دفتر موسیقی ارشاد
نکاتی درباره ممنوعیت استاد شجریان در ایران
دارد؟! 4 - منع برگزاری کنسرت توسط شجریان، وقتی می تواند توجیه داشته باشد که او در کنسرت خود، اقدامی علیه کشور بکند ولی آیا قرار است شجریان در کنسرت مثلاً یک ساعته اش، چیزی جز اشعار حافظ و مولانا و بزرگان دیگر شعر و ادب و عرفان بخواند؟ کنسرتی برگزار می شود، کسی می خواند، کسانی می نوازند و افرادی هم گوش می کنند و بعد به خانه هایشان می روند. چه اتفاق مجرمانه ای قرار است رخ دهد که عده ای
دلِ تاریکی
حوزه فلسفه، جامعه شناسی یا اقتصاد بلند نشود. در تازه ترین نمونه، ترجمه کتاب سرمایه در قرن بیستم نوشته اقتصاددان فرانسوی، توماس پیکتی، به فارسی منتشر شد و موجی از حیرت صاحب نظران را برانگیخت. محض نمونه، پرویز صداقت در سایت نقد اقتصاد سیاسی ، در مطلبی با عنوان توماس پیکتی در سرزمین عجایب به سوگ علم اقتصاد در ایران نشست. آقای صداقت چون از سرعت بالای مترجم ایرانی در ترجمه این کتاب حجیم به حیرت افتاده
نریمان پناهی: تشیع انگلیسی به سراغ من هم آمد
به گزارش فتن٬ هیأتی ها و سینه زن های مکتب الحسین(ع)، سوز صدای ” حاج نریمان پناهی” را به خوبی می شناسند؛ همان یا حسین های معروف او که مملو از سادگی ولی پرسوز و گداز است. برای اینکه حاج نریمان را بهتر بشناسیم باید خاطرات حضور او به عنوان یک رزمنده در لشکر27 محمد رسول الله(ص) و عضوی از گردان های مقداد و میثم را مرور کنیم؛ روزهایی که او در قالب گشت ثارالله(ع) و گروه های مختلف، “حسین(ع) جان
حمید متبسم: به موسیقی ایرانی مومن هستم
؟ بگذارید تا من آزاد باشم و شعری بر اساس حال و هوای امروزم انتخاب کنم. به هرحال این شعر یکی از اشعار زیبای اخوان است و چون یک مجموعه است، برای یک قطعه ی موسیقایی بلند مناسبت دارد. * تمام شعر در این قطعه استفاده شده است؟ اتفاقاً خیلی جالب است که برایتان توضیح دهم تا به حال، زمستان تنها شعری است که من هیچ چیزِ آن را حذف نکرده و از اول تا پایان آن را استفاده کرده ام. در واقع به هیچ جای آن نمی شد، دست
رسول یونان کیست؟
/> دیگران که همیشه حرف خودشان را می زنند. می خواهم بدانم خودت درباره خودت چه فکر می کنی. نخستین مجموعه شعر من سال 76 چاپ شد و آخرین کتابم هم تازه از زیر چاپ بیرون آمده است. می توانید محیط شعرها، داستان ها و نمایشنامه های مرا بررسی کنید و قضاوت کنید چقدر مدرن بوده ام. فقط می دانم همیشه آدمی رو به جلو بوده ام. هیچ وقت ایستا نبوده ام. یعنی حتی وقتی دیگران به عنوان محیط اجتماعی فقط از پارک، سینما
12 دفتر شعری که قزوه پیشنهاد می کند
مجموعه شعری سید حسن حسینی است که شامل 12 عنوان قطعات بهم پیوسته اشعار آزاد می باشد. این اثر اشارتگر نگاهی یکسان از دو پنجره متقاوت به زندگی است؛ نخستین پنجره ما را به تماشای وجه کمیک و مضحک دنیایی که در آن نفس می کشیم، دعوت می کند و پنجره دوم اشارتگر وجه تراژیک دنیای درون وبیرون شاعر است و خواننده را به میهمانی اندوه فرا می خواند. یکی از ویژگی های این مجموعه را می توان زبان و لحن صمیمانه و طنازانه
تاریخ پزشکی به زبان ساده
، ... شاه عباس اول هم در زمینه جراحی های خاصی نظیر مقطوع النسل کردن غلامان ماهر بود. این کتاب از سری کتابهای مجموعه تمدن و فرهنگ ایرانی است که نشر افق آن را تهیه می کند. ویژگی این کتابها زبان ساده، حجم کم و همراهی متن با تصویر است. تاکنون شش جلد از این مجموعه دربرگیرنده ی سرگذشت شعر ، سرگذشت نقاشی ، سرگذشت موسیقی ، سرگذشت سینما ، سرگذشت تئاتر و سرگذشت بازیگری منتشر شده و کتاب سرگذشت
شعر: یار شیرازیم
/> آمدم بیرون و دیدم شوخِ شیرین کارِ من شادمان در صحن، دنبال کبوتر می دوید سعدیه، خواندم گلستان و نظر کردم به گل سکه ها انداختم در آب حوضش، با امید ناگهان با خنده ای قلب مرا از جای کند با همان سرعت که حوا سیب را از شاخه چید خواستم چیزی بپرسم... تا لبش را غنچه کرد گفتمش فالوده ی شیراز، بانو! می خورید؟ بعله را آنقدر شیرین گفت تا در آن
فخر الدین حجازی
آغاز به کار کرد. ورود حجازی به تهران دریچه تازه ای به روی وی گشود و به فعالیتش انتظام و استمرار بخشید. اولین خبر ساواک درباره وی در تهران، چاپ نشریه ای است توسط انجمن دینی دبیرستان مروی با قلم وی و بانام "شمشیر انتقام". حجازی علاوه بر ایراد سخنرانی در مساجد و هیات های مذهبی چون بازار تهران، حسینیه زرگنده قلهک، مسجد جامع نارمک، مدرسه برهان، حسینیه بنی فاطمه، دانشسرای عالی، مدرسه عالی اقتصاد کرج
خاطرات شمس همسر رضاه شاه از آخرین روزهای زندگی رضاشاه
محمدرضا واگذار کرد و به جزیرۀ موریس در آفریقای جنوبی تبعید شد که تا زمان مرگ در چهارم مرداد 1323 در آنجا بسر برد. جزیره ای که شاه تبعیدی در آن مهمان دولت انگلیس بود و حتی درخواستش برای سفر به کانادا و اقامت در نقطۀ دور دیگری، پاسخ مساعد نمی گرفت. سال ها بعد در خرداد 1327، مجله اطلاعات ماهانه، خاطرات شمس پهلوی، دختر رضاشاه که همراه پدر در موریس بود را منتشر کرد که روایت آخرین روزهای زندگی
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
حسینیه ی ارشاد و دکتر علی شریعتی
است. همسرش هم در کتاب طرحی از یک زندگی گزارشی در این باره به دست داده است. ده ها یادنامه نیز انتشار یافته که در هر کدام آنها به نوعی به شرح زندگی وی پرداخته شده است. روایتی جدید هم تحت عنوان رند خام، شریعتی شناسی ج 1 توسط آقای رضا علیجانی منتشر شده است (تهران، 1380) ما پیش از این، با اختصار تمام در بخش مربوط به خداپرستان سوسیالیست اشاره به گرایش های فکری – مذهبی وی در دهه ی سی داشتیم. شاخص فکر او در
سفیر آمریکا در ایران از ایران چه می گویند!!
واشنگتن صحبت می کرد گفت از اطاق وضع فوق العاده در کاخ سفید با من صحبت می کند و هم اکنون جلسه ای به ریاست برژینسکی برای بررسی اوضاع ایران تشکیل شده و می خواهند تازه ترین اطلاعات را درباره اوضاع دریافت کنند.من در چند جمله کوتاه گزارش ضع موجود را دادم و گفتم چون گرفتار مشکل نجات بیست و شش نفر پرسنل نظامی آمریکا هستم بیش از این نمی توانم صحبت کنم. نیوسام وضع مرا درک کرد و بیشتر از این به صحبت ادامه نداد
نقد کتاب" اوج دفاع"خاطرات سال 65 هاشمی رفسنجانی
خویش دانسته است و می گوید: مثل ما، آن جزئیاتی که آقای هاشمی در جریان بودند را حضرت امام مطلع نبودند . (خبرگزاری فارس، 1/7/88، گفتگو با محسن رضایی؛ جزئیات ماجرای مک فارلین را فقط هاشمی می دانست) از آن جا که بخش اعظم خاطرات آقای هاشمی در سال 65 به این موضوع اختصاص یافته است و به اذعان آقای محسن رضایی این مسئله موجب می شود تا توجه نیروهای کلیدی صفوف مقدم دفاعی به تهران و فعالیت های سیاسی در آن
آیت الله شهید مرتضی مطهری ، از تولد تا شهادت
حجاب و زن نوشت که استاد بدون پروا از اینکه دیگران چه خواهند نوشت و چه خواهند گفت با انتشار یک سلسله مقالات در همان مجله پاسخ یاوه گوییهای آن فرد را داد و بعدها همان مقالات را با عنوان نظام حقوق زن در اسلام منتشر کرد که بسیار مورد استقبال قرار گرفت . استاد خود در شأن نزول نشر این کتاب می نویسد : ... آنچه اکنون از نظر خوانندة محترم می گذرد مجموع مقالاتی است که به مناسبت خاصی ، این بنده در
رسولی پیشنهاد داد:تبدیل خانه هوشنگ ابتهاج به خانه شعر و غزل شهر رشت
خانه ی خاله اش؛ یعنی مادر گلچین گیلانی سکونت می کند. سایه از معدود شاعرانی است که هم در شعر نو و هم در غزل به اوج رسیده است، و برخی از صاحب نظران ادبی وی را در غزل، حافظ عصر حاضر نامیده اند. اشعار او در نیمه ی دوم دهه ی 1320 و نیمه ی اول 1330 در نشریات، مجله ها و روزنامه های ایران زمین به چاپ رسیده است. در سال 1330 مجموعه ی شعری با عنوان سراب از سایه 24 ساله منتشر می شود. موضوع اشعار این
مجتبی مطهری: امام هیچ وقت تحت تاثیر آقای هاشمی نبود
کتاب درآمد. در قالب جلد اول البته جلد دومی هم داشت که در مقدمه جلد اول به آن اشاره کرده اند. در واقع مقالات ایشان در همین مجله زن روز بوده که امروز تحت عنوان زن در اسلام منتشر شده است؟ بله، مجموع آن مقالات با اضافاتی که خودشان انجام دادند و با توضیح و گستردگی بیشتر در قالب این کتاب منتشر شد. چه شد که از یک وقتی به بعد انتشار مقالات ایشان در زن روز متوقف شد؟