سایر منابع:
سایر خبرها
کن 2015: آن هاتاوی ستاره عظیم الجثه شد
به گزارش سینمانگار، آن هاتاوی قرار است ستاره فیلم عظیم الجثه ، یکی از بزرگترین فیلم های امسال بازار جشنواره فیلم کن شود. ناچو ویگالوندو فیلمنامه و کارگردانی این پروژه را برای ولتاژ پیکچرز در دست گرفته است. در فیلم - گودزیلا به دیدار گمشده در ترجمه می رود - هاتاوی نقش گلوریا، یک زن معمولی که بعد از ازدست دادن کار و نامزدش، تصمیم می گیرد زندگی در نیویورک را ترک کرده و به شهری
آئین و رسوم مهریه نزد برخی مسلمانان در سده اول و دوم هجری
زندگی مشترک یا استمرار معیشت و حمایت مالی او در طلاق است. چنین دیدگاهی سبب گشته مهریه مبالغ بالایی را به خود اختصاص دهد و گاه موانع و مشکلات جدی ای را طی زندگی زناشویی افراد به وجود آورد. از دیگر سو با تغییر شیوه های معیشتی زنان و امکان تحصیل و کسب درآمد آنان، شبهاتی پیرامون مهریه مطرح می شود؛ ازجمله آنکه چرا مرد موظف به پرداخت آن است و زن به عنوان یکی از طرفین عقد نکاح چه حقی برای دریافت آن دارد
شب ها از غم مردم سوریه خوابش نمی برد
تا همه نیروها را با خود همراه کند و در این راه نیز به شهادت رسیده اند. آخرین باری که از ناحیه ریه مجروح شده بودند مجدد اصرار داشتند که با تمام جراحت ها به صحنه نبرد در سوریه بازگردند و از روزی که مورد عمل جراحی قرار گرفت تا لحظه شهادتش فقط 17 روز طول کشید و این مجروحیت آخرین مجروحیت همسرم قبل از شهادت بود. نبود پدر برای فرزندان هم دشوار است نظر آنان درمورد عزیمت پدرشان به سوریه و نبرد
یادداشتی بر مجموعه داستان
* نیلوفر مهابادی-مجموعه داستان”باد زن ها را می برد” نوشته ی حسن محمودی به تازگی توسط انتشارات نیماژ به چاپ رسیده است. کتاب شامل پانزده داستان است که اکثر قریب به اتفاق آن ها ما بین خیال و واقعیت دست و پا می زنند. گویی نویسنده اِبایی ندارد بعیدها را بر پیکره ی واقعیت بپیچاند و تلفیقی از خواب و بیداری را پیش روی خواننده بگذارد. بی راه نیست اگر بگوییم نگاه عادی و پذیرفته شده ی نویسنده به این جریان
پورشه ای که تصادف کرد تا امیر قلعه نوعی ونواده آیتالله مالکش شوند /از گزارش نیویورک تایمز تابابک زنجانی ...
اجتماعی است که هر روز از مردم می شنویم، در تاکسی، در صف، در خیابان. ظهور این اشکال دانش اجتماعی، شاید نشانی از همان بحران مرجعیت دانشگاه و جامعه شناسی باشد که عنوان سخنرانی دکتر قانعی راد بود و متاسفانه از آن محروم شدیم. اینها انواع دانش خودآموخته اجتماعی است و نشان از یک نیاز اجتماعی دارد. انواع دانش خودآموخته ای که در جامعه ما دارد شکل می گیرد و عمومیت می یابد، اگر دانشگاه همچنان به عنوان یک
سردار صاحبدلی سرزمین مجاهدت های خاموش /کعبه همچنان رازدار دل نوشته توست سردار خوبی ها
فراموش نکنید". نامه سربسته حاج هوشنگ همین چند کلام بود که مسیر شهادت را برایش هموار کرد، دعایی که پدر را در 2 راهی مسیری گذاشت، همچون حضرت ابراهیم که باید فرزندش را قربانی می کرد، و امامعلی پدر حاج هوشنگ نیز با اقتدا به ابراهیم بت شکن، قربانی شدن فرزندش در راه خدا را دعا کرد. اگرچه از قافله شهدا بازمانده بود، اما ماندنش برای عادت به زندگی دنیایی نبود، مانده بود تا چمران
24 کتاب از بهترین های نمایشگاه کتاب + عکس
، اما منصور (پسر مقتول) حاضر نیست از خون پدرش گذشت کند و به دنبال انتقام است. پرویز پس از اینکه مخفی می شود و از دست منصور می گریزد در نهایت به جبهه پناه می برد تا در امان باشد اما از بد روزگار باز هم منصور آدرسش را پیدا می کند... 20-دخیل عشق-مریم بصیری-عصر داستان دخیل عشق از آسایشگاهی در شهر مشهد آغاز می شود و خواننده را درگیر زندگی دختری می کند که تمام زندگی اش را وقف خدمت به
پوشش زنان اصیل مسیحی مانند بانوان با حجاب مسلمان است
توانیم اسلام واقعی را نشان دهیم. * در رابطه با تربیت فرزند، ارتباط فرزندان با والدین و مسائلی از این قبیل که امروزه در جهان، به شدت مورد هجمه قرار گرفته نیز گفتگویی داشتید؟ اتفاقاً این مسأله جزو نقاط مشترک ما بود. زیرا آن ها نیز معتقدند که زن و مرد، هر دو با هم باید برای تربیت فرزندشان تلاش کنند، در حالی که بحث تحدید نسل به خاطر نگرش تطور به خانواده به وجود آمده و این مهم در برخی
کتابهای داستانی تازه در نمایشگاه
به وسیله اژدرمار اژدرچشمه روستا بلعیده می شود. خوابیده خانم می ماند و دخترش عجب ناز . او مجبور است بنا به باور مردم، منتظر برادرشوهر کوچک تر بماند تا با او ازدواج کند. با داداش ازدواج می کند اما اندک زمانی بعد، شوهر دومش هم به وسیله اژدرمار کشته می شود. او باید بماند تا ... رمان بیوه کشی با زبانی بسیار ساده، خوانندگان را وارد غاری پر از داستان می کند که سرشار از
نقدی بر مقاله هماهنگی معارف قران و کتاب مقدس در موضوع حواء
، ولی در بررسی مشخص گردید که علت ادعا شده درست نیست. در نهایت او در پی اثبات حقارت زن در جامعه بشری و استناد آن به عملکرد حضرت حوا است که این ادعا نیز با بررسی های لازم مردود دانسته شد. واژه های اصلی: قرآن، حوا، انجیل، تورات و آفرینش. مقدمه دایره المعارف الاسلامیه در کشور هلند توسط برخی نویسندگان غیر مسلمان و گاه مسلمان به نگارش در آمد. در این مجموعه که پانزده جلد آن
مردانی که باید از آنها دوری کنید
داشت دامادش شود. غیر ممکن است که فکر ازدواج با چنین مردی به مخیله تان راه پیدا نکند، بالاخره چنین مردی پشتوانه مالی دارد و مطمئناً به همسر نیاز دارد. و با وجود همسر دیگر نگران مسائل جزئی مثل غذا پختن و نظافت خانه نخواهد بود و می تواند وقت بیشتری را صرف رسیدگی به بیماران خود یا مطالعاتش بپردازد. البته یک ربات هم می تواند این کارها را برایش انجام دهد، اما یک زن خوب که سر میز شام آرام و
عالمی نواندیش و مبدع رساله به سبک امروزی / در زیر آسمان هیچ کاری به عظمت انسان سازی نیست
/> اگر کسی گمان کند که بالاتر از شرح صدر و داشتن روح بزرگ نعمتی در دنیا هست، اشتباه کرده است؛ چرا؟ برای آنکه در زمان خود ما،طلبه ی پر ظرفیت- که سه شبانه روز غذا نخورده بود-یک قران پول قرض می کرد تا شام بخورد؛ وقتی می فهمید که در حجره ی مجاورش طلبه ی دیگری بی شام است، پول را به او می داد و در عین حال خوش بود و گرم شور و عشق با محبوب؛ اما فرد کم ظرفیت اگر فرضا یک روز چیزی برای ناهار نداشته باشد ، خودکشی
چرا زینب عقیله بنی هاشم است؟/ روایت علامه جوادی آملی از مجلس ابن زیاد/ تصاویر ویژه از حرم/ تصویر حرم ...
است، بتمام معنای کلمه، عقیله اند. حسین بن علی (سلام الله علیهما) "عقیلة بنی هاشم" است و زینب کبرا (سلام الله علیه) نیز "عقیلة بنی هاشم"؛ این "تاء"، "تا"ی مبالغه است، نه "تا"ی تأنیث. وقتی می گویند انسان خلیفةالله است به همین صورت است. آدم خلیفةالله است نه خلیف الله، چرا؟ برای این که این "تاء"، "تا"ی مبالغه است. همان طور که می گوییم فلان شخص علامه است. بنابراین هم وجود مبارک حسین بن علی (سلام الله
سرمقاله روزنامه های امروز/ 20 اردیبهشت
اعتراض به حاکمیت یک درصدی کلان سرمایه داران آمریکایی بر 99 درصد مردم این کشور، امروزه به اعتقاد تحلیل گران آمریکایی، آتش زیر خاکستر است که هر لحظه احتمال زبانه کشیدن آن وجود دارد و... حالا به این فراز از بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب بازمی گردیم. حضرت آقا با اشاره به اظهارات چند روز گذشته دو تن از مقامات آمریکایی که گفته بودند، اگر چنان شرایطی پیش آید علیه ایران دست به حمله نظامی خواهیم
از جاستین بیبر تا تختی و استیو جابز!
مجله موفقیت - هاینه روزبهانی: حکایت شمشیر داموکلس را شاید شنیده باشید. داموکلس نام شخصیتی افسانه ای در داستان های اساطیری یونان است که روزی نزد پادشاه زمان خودمی رود و ادعا می کند که پادشاه، واقعا مردی خوشبخت و موفق است. پادشاه نیز به او پیشنهاد می کند که آن دو، یک روز جایشان را با هم عوض کنند تا داموکلس بتواند خودش شخصا این خوشبختی را تجربه کند. داموکلس هم باشتاب و اشتیاق بسیار این
گلدون وبلاگی "شماره 17"
جوان در اسلام ایام و دوران جوانی یکی از حساس ترین و مهم ترین دوران در طول حیات انسان و دوران درخشندگی و فروغ زندگی اوست. جوان می تواند با استفاده از قدرت و نیروی خدادادی و روح سرشار از عشق و امید، شور و هیجان، سرنوشت و آینده خود را رقم بزند و به عالی ترین و باشکوه ترین منازل زندگی در مسیرحرکتش به سمت ابدیت دست یابد. ادامه مطلب
متن سخنان رییس جمهوری در آیین نکوداشت مقام معلم
هر آنچه داریم از معلمین خود داریم. همه شما اینطور هستید. من خودم در زندگی اینچنین هستم، هیچوقت خاطرات دوران دبستان، راهنمایی، متوسطه و دانشگاهی فراموش نمی شود...هیچوقت یادم نمی رود معلمی داشتم در دوره ابتدایی که هر وقت کلاسش تمام می شد همه ما اصرار می کردیم که در زنگ تفریح و تنفس بمانیم و او درس را ادامه بدهد. خیلی مهم است که دانش آموز گوش به زنگ باشد که چه زمانی از این کلاس خلاص می شود یا اینکه
پلیس بد، پلیس خوب است / تقابل خیر و شر این بار با میکائیل و آقاخان + تصاویر
خان و آقا رفته است. به دنبال پیرمردی که با وجود آنکه همه از هویت واقعی او باخبرند، باز هم یک پیرمرد پولدار محترم است. نکته جالب درباره این مجموعه این است که مردم هم در این بی عدالتی با آقاخان شریک هستند و تا وقتی که خود آن ها برای تغییر این اوضاع تلاشی نکنند، این بی عدالتی ها ادامه پیدا می کند. بالاخره آقاخان هم دم به تله قانون می دهد، وقتی مردم 60 کیلومتر به میکائیل و دوستان پلیسش می
پدر توابین
یادی از محمد کچویی شهید جوانمردی پژوهشگر: محمد مهدی اسلامی وجه تمایز عمده گروهک فرقان با گروهک مجاهدین خلق موضوع نفاق بود. به تعبیر برخی از همرزمان این شهید از نگاه او نفاق در میان گروهک فرقان ریشه ندوانیده بود و از این رو در مواجهه با حقیقت آن را می پذیرفتند اما منافقین که ریشه نفاقشان به سالهای قبل از انقلاب بازمی گشت و اقامه نماز بدون اعتقاد آنها برای حفظ منافع مادیشان در خاطر کچویی باقی بود، شرایط جدیدی را پدید آورد. او در 26آبان 1359، در وصیت نامه خود نوشته است: شدیداً معتقدم که مجاهدین خلق با توجه به معیارهای باطلی که دارند، ناحق ترین و باطل ترین گروهها هستند. اگر هدایت شدنی هستند خداوند آنها را هدایت کند؛ وگرنه نابود کند و معتقدم بدترین دشمن در حال حاضر برای جمهوری اسلامی که حاصل خون بیش از 70 هزار شهید می باشد همین مجاهدین هستند . در میان صفحات همچنان مبهوت روزنامه های 9 تیرماه 1360 که مملو از اطلاعاتی در خصوص اسامی شهدا و ... انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی بود، اطلاعیه روابط عمومی دادستانی انقلاب اسلامی مرکز که خبر از شهادت "محمد کچویی" اولین رییس زندان اوین در هنگام خدمت و پیوستن او به دوستان شهیدش در حزب جمهوری اسلامی می داد، آنچنان توجه ها را به خود جلب نمی کرد، امری که تا امروز ادامه یافته و همچنان موجب غربت اوست. ...
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
حسینیه ی ارشاد و دکتر علی شریعتی
از تفاوت های میان دو تشیع مورد نظر دکتر، در قالب همان تفاوت دیدگاه اخباری – اصولی که دو جریان را در درون شیعه ترسیم می کند، وجود دارد و ابهامی هم در آن نیست. اما نظریه ی دکتر به گونه ای دیگر و در واقع صورت تحریف شده ی آن تفاوت پیشگفته است. دستمایه های تجربی دکتر در القای این نظریه، شکل ارائه ی مذهب در مشهد آن روز است. به علاوه بغض وی نسبت به روحانیت که آنان نیز به نبرد با او برخاسته بودند، بخشی از
حجت الاسلام حسنی امام جمعه ارومیه
کردستان هستم و با برادران کرد ارتباط مستمر دارم. نصف دیگرم آذربایجانی است چون تبار و زبانم آذری است. در کردستان معمول است می گویند: مرد نباید اسلحه بکشد. اگر کشید باید بزند. و اگر نزد از زن کمتر است. و می دانستم جرأ ت و حق شلیک ندارد و می خواهد مرا بترساند. او با آن غرور و تکبرش، آتش گرفت. یکی دیگر بلند شد او را آرام کرد و سیلی محکمی به گوش من زد... (ص 80) داستان با گرفتن یک تعهد صوری تمام می شود
آیت الله شهید مرتضی مطهری ، از تولد تا شهادت
شأن نزول این مقالات ... یکی از دوستان استاد در مورد نشر مقاله در زن روز می گوید : مرحوم مطهری هوادار بحث و گفتگو با هر گروه و فرقه ای بود. خوب به خاطر دارم که با وجود مخالفت شدید بسیاری از دوستان خود، در مجله زن روز آن ایام که صفحات بر سر چهارراه آن زشت ترین و بی شرمانه ترین راهنمایی ها را به دختران و زنان ایران می کرد، مقالاتی می نوشت و معتقد بود که باید دلایل و مطالب ما در مجله خود
نگاهی به زندگی سیاسی داریوش همایون وزیر اطلاعات و جهانگردی دولت آموزگار
تحت عنوان "ایران و استعمار سرخ و سیاه"است. این مقاله به دستور وی در مورخه 17 دی 1356 در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید. در این مقاله با بی شرمی تمام به بزرگ مرجع تقلید، رهبر و مقتدای ملت مسلمان حضرت امام خمینی توهین شده بود. روز 8بهمن 1389 خبری بر روی خبرگزاریها قرار گرفت که حاکی از در گذشت داریوش همایون وزیر اطلاعات وجهانگردی دولت آموزگار بود.بدین منظور در این مقاله سعی می شودبه بازشناسی
پوتین:مسیح را در ایران دیدم
کنیم که این دولت نیز هر روز بیشتر از روز قبل خود، عزت و قوت و کرامت به دست آورد. سپس حضرت امام رحلت کردند و ولی فقیه جدیدی برای ما متجلی شد که شخصیت و صفات امام خمینی را دارا بود به نام آقای خامنه ای که او همان امام خمینی است که اینک ولی امر ماست. ای خواهران و برادران! برای ما و همه مسلمین در سراسر جهان یک ولی امر وجود دارد و حال اگر بیشتر مسلمانان نمی خواهند از ایشان تبعیت کنند مشکل خودشان
نقش سینمای ایران در معرفی فرهنگ واقعی اسلام در جهان بی بدیل است
جشنواره فیلم فجر، سینمای ایران را افتخار جهان اسلام دانست و تصریح کرد: برخی کشورهای مسلمان در آثار سینمایی و تلویزیونی خود تنها به سبب عنصر جذابیت یا دست یابی به زبان جهانی، مساله حجاب را در آثار سینمایی خد جدی نمی گیرند که به اعتقاد من هنر این کشورها نمی تواند بازتاب دهنده فرهنگ متمرکز مردمان آن کشورها باشد. وی ادامه داد: اما سینمای ایران با رعایت حجاب به عنوان یکی از اصول اسلامی در آثار