سایر منابع:
سایر خبرها
حسادت ضیاءالدین دری به فاطما گل!
را در همه جا می بینید. مردم تصویر آتاتورک را می بینند و متوجه نیستند که در ناخودآگاه شانه تاثیر می گذارد و آتاتورک بنیانگذار حکومت سکولار در ترکیه است. کاری که اینها دارند می کنند عادی سازی روابط نامشروع بین زن و مرد است و آن را طوری نشان می دهند که گویی مسئله چندان حادی نیست. یک دختر با پسری رابطه جنسی برقرار می کند و حتی پیشگیری را هم رعایت نمی کنند لذا در تمام داستان هایشان دختران
بهاره رهنما :به شیوه خودم در این دنیا قدم می زنم (عکس)
خوب من در این درس شهادت می دهند و همینطور مطالبی که برای مجلات می فرستادم. در سال های اول دانشجو شدنم حتی برای بولتن دانشگاه مان داستان می نوشتم. در اواخر دهه 70 یک داستان کوتاه برای یک مجله تخصص زنان فرستادم که چاپ شد. یعنی می خواهم بگویم میل به نوشتن و نویسندگی تقریبا همزمان با علایقم به بازیگری در من وجود داشته هر چند نمود عمومی اش به بعد از مطرح شدنم به عنوان بازیگر برمی گردد.
دوران اصلاحات، اوج شکوفایی سینمای ایران
بیشتری برای فعالیت پیدا می کنند. یکی دیگر از موضوعاتی که در این سال ها به آن پرداخته می شود. فیلم هایی با مضامین قاچاق مواد مخدر و موضوعات جاسوسی است که به دلیل همه گیر شدن مواد مخدر مورد توجه فیلمسازان قرار می گیرد. سال 1360 سال است که وزارت ارشاد اسلامی تأسیس شد، بعد از تاسیس این وزارت خانه قرار می شود محتوای فیلم نامه ها با فرهنگ عملی اسلام سنجیده شود و نظارت در تمامی مراحل وجود داشته
روایتی از متن و حاشیه ی بازدید رهبر انقلاب از نمایشگاه کتاب
علمی جواب مثبت داد. کتاب دیگری را نشان آقا داد. آقا پرسیدند: یعنی این کتاب از علی نامه ای که آقای شفیعی درآورده قدیمی تره؟ علمی جواب داد: بله. این مال صفویه است. پهلوان نامه هایی است به سبک شاهنامه. درباره کتابی هم آقای مختارپور توضیح داد که: کار سجاد آیدانلوست، خیلی آدم محققیه.منتشر هم نشده دیده است. بیش ترشان بعد از نیمه شب مطالعه می شوند. رشاد گفت آقا در زمینه های مختلف مطالعه می کنند.
عامل اصلی بی اعتمادی جامعه آمریکایی به دولت و رسانه
فرامنتی از جامعه هنرمندان است که خود را به تبعیت از سیاست های دولت آمریکا ملزم می دانند! فیلمی که بیان خلاصه داستان آن نیازمند انتخاب دقیق و پیچیده کلمات به شرح ذیل است: روایتی از یک مزرعه دارگاوچران آمریکایی که بعد از مشاهده تصاویر کشته شدن هموطنانش در حمله به سفارت های آمریکا در جهان در تلویزیون در ارتش ثبت نام می کند. در حالیکه به دلیل مسائل عاطفی ناشی از ارتباطش با یک دختر
استقبال مردم آلمان از برنامه های مرکز اسلامی هامبورگ + تصاویر
اسوه همه انسان ها اعم از زن و مرد نام برده است. برای نمونه می توان به داستان مادر حضرت عیسی (علیه السلام) یعنی حضرت مریم (سلام الله علیها) در سوره مریم و نیز داستان مادر حضرت موسی (سلام الله علیها) در سوره قصص و نیز داستان دختر با کرامت پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) یعنی حضرت زهرا(سلام الله علیها) در سوره مبارکه کوثر اشاره نمود. مدیر مرکز اسلامی هامبورگ ادامه داد: مادر با مهر و
درآمد میلیونی فروش بچه در شمال ایران!
محمد همین دیروز یک مار دراز را در آن دیده و با ترس جایش را نشان می دهد. همین جا بود. تا اومدم یکی رو صدا کنم بکشدش، در رفت. خیلی دراز بود. بعد از باغچه چند پله سیمانی هست که حیاط را به خانه می رساند؛ خانه که نه، یک اتاق 9 متری کوچک که نه در دارد، نه پنجره؛ یک سوراخ بزرگ که پرده کثیف بلندی آن را پوشانده، تنها راه نفس سودابه و دو بچه اش است. اتاق، آب و برق و گاز ندارد و بو همه جا را
زنی که با شنیدن خبر مرگ همسرش خدا را شکر کرد
برایش گریه و زاری می کردند و از خداوند آرامش ابدی روحش را خواستار می شدند، اما آن زن نه تنها نارحت نشد، بلکه نشاط و شادی از چشمانش کاملا مشخص شد و اصلا خواستار رسیدگی به پرونده مرگ شوهرش هم نشد. کارآگاه پلیس آگاهی اسم خاطره اش را گذاشت " وقتی با مرگت شادی به ارمغان می آید "، و به قول خودش این داستان واقعی را بازگو کرد که انتهای جرمی را بگوید که از قتل و غارت هم بدتر است. افسر
آئینه وند: شیعه اول بایدنجفی باشد بعدکربلایی!
، خوشبختانه تا به حال هم موفق بوده چرا که دانشجویان ما هم اهل دین و هم علم هستند الان در چند دانشگاه دوری دکتری هم پذیرش دارد. * بگذریم، درباره بچه هایتان نگفتید. چند فرزند دارید؟ - سه دختر دارم که هر سه هم ازدواج کردند. * به سلامتی. به لحاظ علمی راه شما را رفته اند؟ -تنها دخترم کوچکم می خواهد در حوزه علوم انسانی رشته روانشناسی دکتری بگیرد ولی دو تای دیگرشان
شاهنامه اصلی ترین منبع برای کشف انواع خانواده ها در دوره اساطیری و قبل از اسلام
زنان در بعضی از ازدواج های شاهنامه مانند رستم و تهمینه نیز نشان از نوعی زن سالاری در جامعه آن روز است که به هیچ وجه باعث کسر شأن زنان نمی شده است. مسئله دیگری که در مطالعه خانواده های شاهنامه می توان به آن پرداخت مسئله توزیع قدرت در خانواده ها است. قدرت در خانواده در دست مردان است، تصمیم گیری نهایی با مردان است و در تمام داستان های شاهنامه که درباره توران، ایران و تازیان نقل می شود این
بزرگداشتی برای ایرانی ترین ایرانیان
هنرهای نمایشی ماست، مانند پرده خوانی، همین هنر نغزِ پیچیده ی چندسویه که داستانگوییِ شاهنامه است یا نقالی. از دیدِ چندی و چونی هم شاهنامه را نمی توان با آن نامه های باستانی سنجید. آن سه گانه پیرامون یکی از رخدادها در تاریخ یا اسطوره های یونانی درمی تند و می گسترد: نبرد تروآ. ادیسه، دنباله ای است بر ایلیاد. انه اید هم به گونه ای دنباله ای است بر ادیسه. رخداد بنیادین یا کانونی در همه ی این رزمنامه ها
دلبر گیسوکمندی که دل ها را به کُفرستان می برد
سازم و با طنابی بر بام کاخ می رود. زال به رودابه می گوید: من دلباخته ی توام و جز تو کسی را به همسری برنمی گزینم، اما چه کنم که پدرم و پادشاه ایران نمی پذیرند که من دختری از نسل ضحاک به زنی گیرم. رودابه گریان جواب می دهد: اگر ضحاک ظلم کرد ما چه گناهی داریم. من از شنیدن داستان دلاوری هایت عاشق تو شدم و جز تو شویی را به همسری نمی پذیرم. زال او را دلداری می دهد که: به امید یزدان راهی برای این کار
سرامی: پهلوان در شاهنامه کسی است که مرزهای کشور را حفظ می کند/شاهنامه محل پیوند دین و وطن پرستی است
نمایی از این نشست به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، هم زمان با روز ملی بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، جمعه 25 اردیبهشت (1394) نشست تخصصی مبانی فرهنگ پهلوانی در شاهنامه فردوسی به همت بنیاد فردوسی و با حضور و سخنرانی، قدمعلی سرامی، سیداحمد کازرونی، سیدضیاءالدین هاجری، احمد معین سلوکی و یاسر موحد فرد در سالن سرای اهل قلم بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران ب
وجهی از سیمین که کم تر مورد توجه بوده
فکر می کند اگر این تقاضا را قبول کند به همجنس خود خیانت کرده است. در این داستان ، خانم دانشور مسائلی را مطرح کرده که آن زمان در داستان های پاورقی نویسان هم مطرح می شد ، اما او سعی کرده با آن ها تفاوت داشته باشد ، پس ضمن رعایت ایجاز و چارچوب هایی مشخص ، دفاعی هم از حقوق زن کرده و مظلومیت او را نشان داده و این همه را ، نه از نگاه فمینیستی (که آن زمان هنوز در ایران مطرح نبود) بلکه از نگاهی
روایتی تکان دهنده از فرزند فروشی
روبه رویش جدا می کند؛ باغچه ای که محمد همین دیروز یک مار دراز را در آن دیده و با ترس جایش را نشان می دهد. همین جا بود. تا اومدم یکی رو صدا کنم بکشدش، در رفت. خیلی دراز بود. بعد از باغچه چند پله سیمانی هست که حیاط را به خانه می رساند؛ خانه که نه، یک اتاق 9 متری کوچک که نه در دارد، نه پنجره؛ یک سوراخ بزرگ که پرده کثیف بلندی آن را پوشانده، تنها راه نفس سودابه و دو بچه اش است. اتاق، آب و برق و گاز