سایر منابع:
سایر خبرها
50 فیلم سهم آخر هفته تلویزیون
است. و در بیمارستان بستری است. مادر خانواده در بانک کار می کند. او صاحب 4 فرزند است. دختر بزرگ او نیز صخره نورد است که مادرش به هیچ عنوان رضایت ندارد او راه پدرش را ادامه دهد و....... ************************************* فیلم تلویزیونی جهیزیه پرماجرا به کارگردانی مسعود عسگری، جمعه 26 آذر ماه ساعت 8 از شبکه دو سیما پخش خواهد شد. داستان فیلم درباره چند نوجوان است که
صدای شکستن استخوان معترض می آید
گذاری کرده اند. دو سه تا دماغ که شکسته شد، جو آرام شد، دیگر کسی اعتراضی به رفتار آقای مربی نداشت. بچه های مردم چشم می دواندند تا پلیس را ببینند اما حتی با دیدن پلیس هم جرات نداشتند که شکایتی داشته باشند، شاید بیرون از استادیوم خط خطی شوند، شاید هم کاردی اشان کنند، یک روز ناغافل! این حکایت در مورد یک تیم نیست، در مورد چندین تیم تکرار شده است، از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب
روایتی از اتوبوس های ایدز در میدان های تهران
مستمر خون هم هستم، حالا می رم و دوباره برمی گردم... . صدای مشاور جوان اتوبوس را می شود از دور شنید، او به مرد می گوید: به هیچ عنوان از سرنگ مشترک استفاده نکنید، حالا که شکر خدا جواب آزمایش تان منفی بود؛ اما این بار دیگر این همه به خودتان آسیب نزنید، اگر قصد ترک کردن ندارید، لااقل از سرنگ های مشترک استفاده نکنید... . جرئتم کمی بیشتر شده، از صندلی عقب بلند می شوم و جلو تر می
عارف: به احمدی نژاد اولتیماتوم دادم/ هیچ کس در سال92موافق کاندیداتوریم نبود
بمانم. من البته با مرحوم شهید بهشتی هم مشورت کردم و دیدم ایشان هم بسیار اصرار دارند که من درسم را در خارج تمام کنم. بنابراین من 6 ماه مانده بود که درسم تمام شود، به خارج رفتم و تزم را ارائه دادم. بعد از اینکه برگشتم هم به عنوان اولین کار رسمی در مرکز 118 مشغول فعالیت شدم. 118، آن زمان مشکل فنی و اقتصادی داشت و با اعتصاب از سوی کارمندان رو به رو بود. اما خوشبختانه ظرف یک هفته مسأله حل شد. چند تا
برای تسکین دردم مواد می زنم/ روایتی از اعتیاد کارگران محیط های صنعتی به مواد مخدر
با 15 سال سابقه کار، اخراجم کردن؛ هرچی گفتم برای تسکین درد مواد می کشم، قبول نکردن. گفتن توی کارگاه دیدنت که کشیدی، واسه همین دیگه چاره واسمون نذاشتی... ، حالا هم که بیکار شدم... . این جوری هم نبود که فقط من بکشم؛ تو همون شرکت چندتا دیگه از بچه ها هستن که درگیر اعتیادن. عذر اونا رو هم یکی یکی خواستن. اینها، حرف های علیرضا، کارگر قسمت جوشکاری و آهنگری یکی از شرکت های خودروسازی پایتخت
اقدام زشت با دختر دانشجوی شهرستانی
دیدن دختر جوان چاره ای جز اعتراف نداشت، گفت: قبلا در کار خرید و فروش لبنیات بودم اما اکنون با خودرو مسافرکشی می کنم، البته یک سابقه درگیری با مأموران انتظامی هم دارم. آن شب وقتی دخترجوان در صندلی جلوی خودرو نشست، افکار دیگری به سراغم آمد ولی از ابتدا نقشه ای نکشیده بودم. بنابراین گزارش، در پی اظهارات این جوان و به دستور قاضی رضازاده متهم این پرونده روانه زندان شد تا تحقیقات بیشتری درباره ادعاهای وی صورت گیرد.
گفتگوی خواندنی با بازیگر نقش کودکی پیامبر +تصاویر
انتخاب شدن من بین آن همه بچه خوش تیپ، خوش رو و ... بود. آیا به نظر شما دلیل انتخاب و نقش آفرینی شما در یکی از بزرگترین و محترمترین بندگان خدا چیست؟ به نظرم پدر و مادر من در زندگی کار ثوابی را انجام دادند که مورد پسند درگاه حق قرار گرفته و این ثواب باعث شد جلوی راه من سبز شود و برای این نقش انتخاب شوم. پس تجربه و سابقه بازیگری قبل از پروژه مجیدی نداشتید؟ نه نداشتم.
بسته شعر ویژه ولادت حضرت محمد(ص)
شد خواستم در خور حسن تو کلامی گویم شعر من عاقبتش حسرت و حیرانی شد ای که مبهوت تو و وصف خطی از حسنت عقل صد مولوی و حافظ و خاقانی شد از ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد جنتی از همه ی عرش فراتر داری تو که در دامن خود سوره ی کوثر داری دیدن فاطمه ات دیدن وجه الله است
قتل برای یک شبه پولدار شدن با یک زن / گفتگو با 2 متهم
خوانید . چطور نقشه پیرمرد را طراحی کردید؟ مصطفی: من طراح این نقشه نبودم و فقط همراه دوستم آن ر ا اجرا کردیم. زنی که همراهم بود نقشه را کشید. با این زن که در جست وجوی یافتن خانه اجاره ای بود، آشنا شدم. بعد از آن یک روز سراغم آمد و از پیرمردی گفت که پولدار است و اگر پول هایش را سرقت کنیم، یکشبه پولدار می شویم. فریب خوردم و با دوستم همراه شدیم. بعد چه شد؟
دموکراسی از دل فقر عریان بیرون نمی آید
احسان اسقایی در مقدمه ی گفتگوی روزنامه ی آرمان با دکتر تقی آزاد ارمکی نوشت: جامعه ایران به لحاظ ساختاری با مشکلات زیادی روبه رو است. فقر در ایران موج می زند و این مهم از سوی دولتمردان به علت وجود مشکلات تو درتوی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دیده نمی شود. الگوهای کاهش بحران های اجتماعی اعلام می دارد که هر بحران اجتماعی اگر از سوی دولتمردان مورد توجه قرار نگیرد وارد ساحت خشونت می شود. حالتی که خطرناک
قلقلی: مدیون تلویزیون هستم
شادی تماشا و آقای قناد مرا در شهربازی دیدند و از من برای ایفای کاراکتر قلقلی دعوت کردند. شاید جرقه قلقلی همان جا به ذهن خانم فرهی زده شد. بعد از این که وارد گروه کودک شدم، دیگر در این گروه به فعالیت هنری ام ادامه دادم. یک گذشته تلخ من گذشته تلخی دارم. البته اجازه بدهید درباره این تلخی حرفی نزنم، چون در حال نگارش رمان زندگی ام هستم که فکر می کنم تا یک سال آینده آن را منتشر کنم
حامد همایون؛ بچه درسخونی که خواننده شد
می فروختیم. آن موقع در دانشگاه به بچه ها سلفژ هم درس می دادم. دانشگاه فضای خوبی برای پیشرفت به من می داد. همه استادهایم تشویقم می کردند که موسیقی کار کنم و دنبال رشته تحصیلی ام نروم. چون همیشه در مدرسه و دانشگاه شاگرد ممتاز بودم، خانواده ام توقع داشتند دکترایم را بگیرم و استاد دانشگاه شوم؛ اما با اینکه قبول شدم، ولی این کار را نکردم. تمام وقتم را موسیقی گرفته بود و دائم کتاب هایی در
گپی با رامین رضاییان با پرهیز از حاشیه و جنجال!
ماهنامه آلبوم ورزش: رامین رضائیان بعد از جنجال هایی که در ترکیه داشت بالاخره به تیم محبوب اش پرسپولیس بازگشت. حالا بعد از چندماه که ازآن جریانات می گذرد به سراغش رفتیم و درباره همه چیز از ترکیه و پرسپولیس گرفته تا تیم ملی با او هم صحبت شدیم. از جنگ برگشت؛ این تیتر رو برای تو انتخاب کردیم چون با جنگ از پرسپولیس رفتی و با جنگ برگشتی و آنجا هم که جنگ شد! تازه شنیدیم در ترکیه دعوا راه
درسی که دختر جوان روستایی به دکتر جوان داد
اطرافیان دختر هم دست بردار نبودند و مرا مورد اهانت قرار می دادند تا اینکه دختر جوان گویی تاب این شرایط را نداشت و دلش به حال من سوخته بود، دیدم که بار دیگر از جا پرید و به دفاع از من پرداخت و گفت: من واقعاً حالم بد بود و شرایط خوبی نداشتم اما همان سوزش آتش سیگار شوک به من وارد کرد و باعث شد حالم بهتر شود. بعد رو به اطرافیانش کرد و گفت: دکتر که گناهی ندارد. این مهارت آقای دکتر بود که حالم را جا آورد. با
پخش بیش از 50 فیلم در روزهای پایانی هفته
بیمارستان بستری است. مادر خانواده در بانک کار می کند. او صاحب 4 فرزند است. دختر بزرگ او نیز صخره نورد است که مادرش به هیچ عنوان رضایت ندارد او راه پدرش را ادامه دهد و....... به علاوه فیلم تلویزیونی جهیزیه پرماجرا به کارگردانی مسعود عسگری، جمعه 26 آذر ماه ساعت 8 از شبکه دو سیما پخش خواهد شد. داستان فیلم درباره چند نوجوان است که برای تهیه جهیزیه خواهر یکی از بچه ها که دچار مشکل
مادر زن تهرانی دامادش را در اقدام های زشت همراهی می کرد+فیلم و عکس
حجم ویدیو: 112.94M | مدت زمان ویدیو: 00:09:15 درپی طرح دستگیری سارقان پایتخت، صبح دیروزدر آگاهی مرکز تعداد زیادی سارق دستگیر شده بودند که در میان آنها همه مدل سارق دیده می شد جوانانی که بیشترشان تحت تاثیر موادمخدر دست به و زورگیری زده اند و اکثرشان دارای سابقه های کیفری زیادی هستند. همین موضوع باعث شد خبرنگار با تعدادی از آنها گفت و گویی را انجام بدهد. گفت و گو با
30 نکته درباره طارمی که تا به حال نمی دانستید/ کم حرف، رفیق باز و عاشق رونالدوی برزیلی
محوطه جریمه به زیبایی هر چه تمام تر به ثمر رساند تا میخ خودش را محکم در پرسپولیس بکوبد. البته عمر مربیگری دایی در پرسپولیس خیلی طولانی نشد و بعد از باخت به تراکتورسازی تبریز در تهران شهریار رفت تا حمید درخشان بیاید. 22.طارمی هفته سوم فیکس شد و گل زد! مهدی طارمی دو هفته زودتر از وعده خودش و از هفته سوم فیکس شد. پرسپولیس با ذوب آهن اصفهان بازی داشت که علی دایی و یارانش
جرج کلونی و جنیفر لوپز به تلویزیون می آیند
درست می شود. بچه رو بگیر کارگردان: فرانک کوراسی دو پنجشنبه 25 آذر ماه ساعت 23 کوربین بلو، کریستین استوارت و مَکس تیِریو داستان این فیلم درباره خانواده ای پر جمعیت است که پدر خانواده در یکی از صخره نوردی ها آسیب جدی دیده است. و در بیمارستان بستری است. مادر خانواده در بانک کار می کند. او صاحب 4 فرزند است. دختر بزرگ او نیز
تأسیس سفرهای علاء الدین ، فصلی نوین در صنعت گردشگری است
. در آغاز راه، چهل نفر از بچه های یک خیریه در شهریار در گروه های سنی هفت تا 15 سال میهمان خیریه سفر علاءالدین بودند و به کاشان رفتند و همه چیز در بهترین سطح برایشان برگزار شد. بنیاد خیریه سفر علاءالدین، نام ونشانی است که برای این حرکت در کنار برند علاءالدین انتخاب شده است تا بخشی از درآمد شرکت سفرهای علاءالدین را به اجرای تور برای افراد خاص اختصاص دهند. برند سفرهای علاءالدین داستان
آشپزخانه، تهی از آشپزخانگی
شده و چکیده ای از اجتماع ماست. این گروه پرجمعیت بازیگران از کجا آمدند؟ از بازیگران گروه خودتان لیو و لیو سایه هستند؟ همه از گروه خودم نیستند منتها از لیو سایه هم کسانی هستند. کارگاهی برگزار کردم که از بین هنرجویان آن تعدادی انتخاب شدند و از آنها تست گرفتم و آموزششان دادم و باز آنها غربال شدند و تعدادی ماندند. درواقع از بین هنرجویان کارگاه هایم عده ای را گلچین کردم و آنهایی که به درد
نقد نویسندگی آبیار توسط منتقدان
در این نشست اظهار داشت: من این کتاب را به صورت خود جوش نوشتم و خیلی دلی بعد از خواندن کتاب زندگی پیش رو اثر رومن گاری ترغیب شدم که این کتاب را بنویسم. وی ادامه داد: اگر به ماجرای جنگ و انقلاب پرداختم، مختصات همان اثر بود و به همان اندازه یک دختر بچه به این موضوعات نگاه کردم و بی قضاوتی را اصل کار خود انگاشتم. آبیار عنوان کرد: ما نمی توانیم بگوییم چون راجع به جنگ حرف می زنیم
تنظیم زاویه دوربین برای گرفتن پرتره های بهتر
دردسر بود، اما نتیجه چیزی شد که ارزشش را داشت. من درحال کار دراین لوکیشن در خانه ی یک خانواده بودم، بنابراین چیز زیادی برای کار روی آن نداشتم، اما می خواستم عکس منحصر به فردی بگیرم. من دو بچه را روی یک پتو روی زمین قرار داده، یک صندلی برای ایستادن برداشتم، و خودم به طور مستقیم بالای سر آنها قرار گرفتم درحالیکه فلاش از سقف بازتاب می شد. نتیجه تصویری است که احساس سرگرم کنندگی و بازیگوشی
وارسی یک جشنواره
صابر ابر در این فیلم بازی دارند و خب همین هم اتفاق قابل قبولی است. بن بست/ افشین رضایی افشین رضایی، سالهاست به عنوان دستیار کارگردان و برنامه ریز در سینما فعالیت می کند و از این جهت تجربه زیادی در پشت صحنه فیلمها دارد. او از زمان پله آخر همکاری اش را با تیم علی مصفا شروع کرد. در این فیلم به عنوان برنامه ریز و دستیار کارگردان کنار مصفا قرار گرفت و بعد از آن در در دنیای تو ساعت
زندگی با کابوس آوار
شهیدم که کلی برای به ثمررسیدن این انقلاب زحمت کشیده... با همه این حرفا می خوان بیان خونه رو روی سرمون خراب کنن. آخه این انصافه خونه ای که بر مبنای وقفی به من فروخته شده و سال ها بابتش اجاره دادم به اوقاف، اینجوری شهرداری بیاد روی سرم خرابش کنه؟! این حرف ها در کنار تصویر سازی هایی که از توصیف های خانه از زبان زهرا خانم شنیده بودم، باعث شد انتظار دیدن منظره وحشتناکی را داشته باشم. تو این چند وقته
دلیلی عجیب برای طلاق - هر دو یکدیگر را دوست داشتند، فکرش را هم نمی کردند!
همه مهمتر چند سال دیگر از فعالیت به عنوان مامای زایشگاه بازنشسته می شد و ترجیح می داد حداقل تا آن زمان صبر کند. در آسانسور باز شد، خسرو در را نگه داشت تا پیرزن بیرون آمد و آرام آرام راه افتاد. بعد از آن لحظه ای ایستاد و از مرد پرسید: می دانم که همدیگر را دوست دارید، اما ممکن است هر کدام تان ازدواج کند. آنوقت برای همیشه همدیگر را از دست می دهید. از من گفتن بود... خسرو لبخندی
دانشنامه اسباب بازی های تهران قدیم
ها مرا به جغرافیا علاقه مند کرد. در آن زمان که کنکور دادم در دو رشته حقوق و جغرافیا قبول شدم و در رشته جغرافیا ثبت نام کردم، اما اینکه چرا جذب جغرافیای پزشکی شدم بحث جداگانه ای است. درست کردن دوربین شکاری که موجب تخریب برخی از وسایل خانه بود موجب تنبیه شما نشد؟ نه به هیچ عنوان، خانواده من فرهنگی بودند و من آزاد بودم تا هرچه می خواهم امتحان کنم. در واقع خانواده به من بال پرواز می دادند
کاوه دولت نیا: سخت به اجرای قانون پایبندم
قانونی. * در اجرای ایوان شمس همان قطعات آلبوم گل مرداب را اجرا خواهید کرد؟ دوست داشتم قبل از انتشار آلبوم دومم که آهنگساز و نوازنده اش استادم همایون مجدزاده است، حداقل دو اجرا داشته باشم و در نهایت یک قطعه استادم به عنوان مهمان کنارم باشد و با بهترین کیفیت بتوانیم یک موزیک استاندارد را به مخاطب ارائه دهیم. فکر می کنم برای اجرای ایوان شمس، گروه ما پخته تر شده است. حضور مجدزاده هم شرایط
90/ قصه مترو
: 5 سال پیش اومدند خانه پدری شان را فروختند و یک کم پول برای رهن خانه برایم گذاشتند. بعضی وقت ها می خواهم نفرینشان کنم که دلم نمی آید. دلم برای دیدن نوه هام لک زده ! دیشب یکی شون تلفن زد و گفت عزیز من بزرگ شم میام ایران تو را با خودم می آورم اینجا پیش خودمون آلمان! گفتم ننه جون تو تا بزرگ شی من هفت تا کفن پوشانده ام. بعد وقتی قطار آمد رو کرد به من گفت : پسرم، خدا کنه دعای خیر مادر و پدرت پشت سرت باشد. من هم همیشه بچه های بی معرفتم را دعا می کنم.
تصوری بدتر از غرب وحشی از ایران داشتم!
تیم راه آهن نامپولا بازی می کردم که اکثریت قریب به اتفاق اعضای آن دورگه (سرنگرو) بودند. حتی زمانی که 17 سالم بود اختلاف طبقاتی وجود داشت و سفیدها طبقه بالا و دورگه ها در طبقات پایین تر جامعه حضور داشتند. به عنوان مثال به خاطر دارم که من اجازه پیدا نکردم که به عضویت باشگاه تنیس ناکالا در بیایم البته نه به خاطر دورگه بودنم بلکه به این خاطر که پدرم به اندازه کافی پول نداشت که مرا به عضویت این باشگاه
داستان خیانت به همسر (چهار داستان کوتاه واقعی)
بگویم که دراین مدت ده بار به تو خیانت کرده ام!!! و می دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم. من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست. باعشق: روبرت دختر جوان رنجیده خاطر از رفتار مرد، از همه همکاران و دوستانش می خواهد که عکسی از نامزد، برادر، پسرعمو، پسردایی یا خودشان به او قرض بدهند و همه آن عکس ها را با عکس روبرت، نامزد بی وفایش در یک پاکت گذاشته و همرا ه با