سایر منابع:
سایر خبرها
هر فیلم خوب جنگی، ضدجنگ است
مایکل چیمینو در فاصله دو فیلم از یک مؤلف نابغه به یک مطرود هالیوودی بدل شد: چیمینو به همین دلیل یک افسانه است. او سال 1939 در نیویورک به دنیا آمد، پدرش در کار تولید موسیقی بود و مادرش طراح لباس. او نویسنده و کارگردان و برنده اسکار برای فیلم شکارچی گوزن درباره جنگ ویتنام است. چیمینو اما قبل از این فیلم و در خیابان مدیسن با ساختن تبلیغ های تلویزیونی برای کداک، پپسی و یونایتدایرلاینز به شهرت رسید
مگر آنکه زیاد بهتر باشد
ایران می روید، بعد از بازگشت چه تصویری از ایران در ذهنتان خواهد بود؟ نخستین چیزی که به آن فکر می کنم، مردم ایران هستند. مردمی که در اینجا با آنها ملاقات کردم، بسیار میهمان نواز ند. معمولا وقتی از شما می پرسند کشور یا شهر مورد علاقه تان چیست، برمی گردید به آدم هایی که شما در آن شهر یا کشور ملاقات کرده اید. آدم ها اینجا مشتاقانه زندگی می کنند. با وجود دست ودل بازی میزبان، در مدتی که اینجا بودم
به اتوبوس ها و مساجد حمله کنید و آتش بزنید!(پاورقی)
عبدالحسینی، براساس کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی انقلاب تهران، اتهام شما دایر بر: ]متن کیفرخواست قرائت شده[، دفاعیات خود را بیان کنید! وکیل مدافع محترم در جایگاه وکلا حضور دارد. متهم: کلا اتهاماتی را که به من وارد شد همه آنها را قبول دارم. من از ورودم به سازمان منافقین توضیح کامل را می دهم، من در سال 1386با دوستم که دو ماه قبل از من وارد گروهک منافقین شده بود، صفر با گروهک منافقین آشنا کرد که بعد
حق الناس بودن رای مردم فقط در صندوق ها نیست
تاخیر بیندازیم. در بسیاری از کشورهای دموکراتیک گاهی اوقات یک پروژه امنیتی دو سه دهه بعد اطلاعاتش به مردم می رسد. چرا شما از مجاهدین انقلاب جدا شدید؟ من تا زمانی که جنگ ادامه داشت، از نظر اقتصادی با نظریه اقتصاد کنترل شده دولتی همراه بودم. به عبارت دیگر سبک و سلیقه دولت میرحسین موسوی و دیدگاه حاکم بر آن را که اقتصاد کنترل شده دولتی بود تنها راه حرکت کشور برای اداره جنگ می دانستم
نظر عجیب محسن چاووشی درباره کنسرت در ایران!
خیلی هاست. اما خداروشکر این مساله برطرف شد ولی 10 سال طول کشید. بله پشتکار و ارتقای کیفیت اثر این وضعیت و نگرش را عوض کرد و اکنون از شاخص ها هستید. [تنها می شنود و برایش عادی است] تنها کسی بودید که کپی بودید اما نسخه اورجینال شدید. از اولین کارهای خودم راضی نیستم، آن زمان بچه بودم و 22 سال بیشتر نداشتم. اتفاقی که با رشد کیفی شما افتاد این بود که
داستانهای خرمشهر/ سر پل خرمشهر دلُم ریخت پایین...
است؛ زیر عکسی که گذر بازار صفا را دو روز بعد از آزادی اش قاب کرده. رفقای هم مدرسه ای زیر سقف تیر و ترکش خورده خرمشهر ِ آزادشده می خندند، برگشته اند به شهر. 33 سال بعد، پیرمرد تکیه داده روی یک دست، با دست دیگرش از اینجا که قهوه خانه است، شلمچه را در دوردست نشان می دهد: "می گفتن سر مرز داره شلوغ پلوغ می شه. می خواد حمله کنه. ایی صحبتا رو می کِردن. می دیدیم که ضدهوایی ها هم کار می کنن سر
حسین! تو شهید نمی شوی
همه چیز دستگیرم شد. او را خوب می شناختم. باور کردم که دیگر شهید نمی شوم. حکایت سردار شهید جانباز 70 درصد حسین بادپا آنقدر دل را تکان می دهد که ناگزیر به مرور اجمالی زندگی ات می پردازی این که باید خاص باشی و خالص. خدا بندگان خاصش را می شناسد و خوب می داند چگونه آنها را از سایرین جدا کند. نمی دانم حسین بادپا با معبودش چه معامله ای کرد که امروز بعد از گذشت بیش از یک ماه از شهادتش
غرضی: آقا فرمودند: امام نبود، اعدامت کرده بودند
/> خیر. پیش از انقلاب من در سوریه و لبنان به عنوان حیدری شناخته می شدم. نام حیدری از یک پاسپورت افغانستانی بود. سال 54 که می خواستم از کشور فرار کنم، 800 تومن دادم و این پاسپورت را خریدم. امام نیز من را به این عنوان می شناخت. * ماجرای قاضی که به دست غرضی به زندان افتاد - بعد از کودتای نوژه چه اتفاقی افتاد؟ از وقتی که من وارد خوزستان شدم، ضدانقلاب تمام شریان های
قهرمانان واقعی جنگ شما نیستید که این همه جنگ و حضور در آن را اعلام می کنید
جبهه را داشته باشیم . نگارنده از ابتدای انقلاب در سپاه پاسداران توسط شهید بیگلو دوره های نظامی را گذرانده و از ابتدای جنگ ازقبل از عملیات آزاد سازی خرمشهر تا عملیات رمضان در شلمچه تا عملیات نصر 7 در سردشت تا عملیات کربلای 5 تا عملیات آزاد سازی حلبچه تا بعد از قطعنامه و جلوگیری از حضور مجدد نیرو های عراقی بصورت داوطلب بسیجی در جبهه ها حضور داشته ام. ابتدا در گردان تخریب درگیر خنثی سازی میادین
جنگ از بچه ها یک عاقل مرد ساخته بود
: (لبخند زد و با خنده جواب داد) بله با رفتن من خیلی موافق نبودند اما خانواده ها در آن زمان چاره ای جز پذیرش نداشتند و فضای حاکم بعد از انقلاب هم طوری بود که یک نوع تعهد ایجاد می کرد و خانواده ها را به پذیرش این امر وا می داشت. فارس: شما که به جبهه رفتید خانواده شما در آن کوران جنگ در خرمشهر، چه کردند؟ شلیلیان: خانواده من در اوایل جنگ به دزفول نزد اقوام رفتند و از آنجا نیز به
آثار مهدوی ازنیمه دوم قرن پنجم تا نیمه دوم قرن هفتم هجری
علیه السلام در سال 260ق به شهادت رسید.[1] بعد از شهادت آن حضرت، جز عده ای محدود از ثقات اصحاب و خواصّ دوستانش کسی از فرزندش اطلاعی نداشت؛ بدین سبب پیروانش به چندین گروه تقسیم شدند. نوبختی در فرق الشیعه گوید: بعد از وفات امام حسن عسکری علیه السلام شیعه به چهارده فرقه تقسیم شدند.[2] جمعیت کمی از شیعیان معتقد بودند امام حسن عسکری علیه السلام، فرزندی به نام مهدی عجل الله تعالی
درددل یک هنرمند رزمنده؛ فرزندم را دریابید
عکاسی و فیلمبرداری از آبادان بودم که یک نفر با حالت تندی آمد و گفت: تا خودت را به کشتن ندهی دست بردار نیستی؟. یک گوشه وایستا جلوی کار ما را نگیر". گفتم به جبهه آمدم تا عکس و فیلم بگیرم چرا اذیت می کنید؟ بعد متوجه شدم مرتضی قربانی است. چند لحظه بعد یک نفر مرا بغل کرد و بوسید. حاج حسین خرازی بود، گفت: عصبانیتش را جدی نگیر، صدایش این طوری است، قلبش مهربان است. از بچه ها پرسیدم او کیست؟، گفتند فرمانده
هفت خاطره یک پیشمرگ کرد از رهبر معظم انقلاب
کیان انقلاب اسلامی در کردستان متحمل شده بودند، نگران شدند، از این رو برای برطرف کردن نگرانی ها و احیای روحیه انقلابی، برای دیدار با حضرت آیت الله خامنه ای که در آن زمان معاون وزارت دفاع بودند، به تهران رفتم، خدمت ایشان رسیده و ماجرا را در میان گذاشتم. حضرت آیت الله خامنه ای ضمن دلجویی، در تاریخ دوم آذرماه سال 1358 دست خطی به بنده دادند تا به اطلاع مسلمانان انقلابی کرد برسانم. نامه حضرت آیت الله
شوخ طبعی رزمندگان به وقت شهادت همرزمشان
سرباز دست خالی ما می رفتند و چند ده عراقی را می کشتند و به همین راحتی منطقه ای را آزاد می کردند؟ ما گاهی برای تصاحب چند خاکریز ممکن بود صد شهید بدهیم. چرا که عراقی ها تا دندان مسلح بودند و ما از لحاظ امکانات ضعیف بودیم. اما گاهی اوقات صحنه هایی را در سینما و تلویزیون می بینیم که هیچوقت در هشت سال جنگ تحمیلی ندیده بودیم. این اتفاق باعث می شود که نسل جوان امروز با نسل شهدا و جانبازان غریبه شود و
آگهی استخدام پیمانی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان سمنان
خواهد شد. الف) داوطلبانی که در جبهه های نبرد حق علیه باطل (ازتاریخ 31/6/1359 لغایت 29/5/1367) به طور داوطلبانه خدمت نموده اند به میزان مدت حضور در جبهه وهمچنین مدت زمان بستری ویا استراحت پزشکی رزمندگان دراثر مجروحیت درجبهه های نبرد حق علیه باطل ب) جانبازان و آزادگان، همسرو فرزندان شهدا، همسرو فرزندان جانبازان بیست و پنج درصد (25%) و بالاتر، همسر و فرزندان یک سال و بالای یک سال
دنیا را پر از صلح می خواهم
انتخاب کرده بودند. هر چه اعتراض کردم کسی توجه نکرد و با وجود آنکه دوره تکاوری ندیده بودم سرباز تکاور شدم. بعد از چند ماه مرا مجددا به تیپ چهل سراب منتقل کردند تا به میانه، زادگاهم نزدیک تر شوم. در این مدت به عنوان مربی مشغول به کار در پادگان بودم. مربیگری ای که شبیه معلمی بود باعث شد تا به معلمی علاقه پیدا کنم. در کنکور سراسری در انتخاب شهر دقت نکردم و سرانجام در زمان خدمت، در تربیت معلم شهیدمطهری
روایت دیدار رهبری با خانواده شهید ارمنی
هراند آوانسیان. با ترمز و کلاچ و دنده عوض کردن در خیابان های تهران، این بچه ها را بزرگ کردم. مثل اکثر ارمنی ها، از همان نوجوانی، در فضای کار فنی بودم، اما عشق پشت فرمان نشستن، مسیرم را تغییر داد. از رانندگی لذت می بردم، آن قدر که راننده تاکسی شدم. خنده دار هست، اما نه زیاد. راننده تاکسی در تهران ده دوازده میلیونی سال هفتاد و یک یا زمانی که من شروع کردم؛ یعنی سال سی و سه. خیلی خیلی فرق
سکوت، زندگی در حال، رهایی از اعتباریات و داوری ها و ... راهکارهای عرفا در تمرکز و مجموع نشینی
خودمان نسبت بدهیم. فقط دستور زبان است و ما نباید فکر کنیم هر واقعیت زبان شناختی که درست کردیم، جهان هستی هم آماده و حی و حاضر و پا در رکاب است که یک مابه ازاء خارجی آن را هم برای ما درست کند. ما مثل بچه ها نباید فکر کنیم که اگر در زبان لغت، غول را به کار بردیم حتماً غولی وجود دارد. نه؛ جهان هستی منتظر ننشسته که شما یک لفظی درست کنی بعد بگویی که من مابه ازاء آن را در عالم واقع درست می کنم. تو بگو
قصه ها پر از امید است
زمانی این کار را کردم که مطمئن شدم فیلم در ایران به نمایش درخواهد آمد. حتی تا وقتی پروانه نمایش فیلم را نگرفته بودم، فرم شرکت در جشنواره فجر سال 1392 را هم ارسال نکردم. قصه ها اول پروانه نمایش گرفت و در جشنواره فجر نمایش داده شد و بعد به اولین جشنواره خارج از ایران، جشنواره فیلم ونیز رفت. یکی از سؤالاتی که همچنان مطرح است، این است که فیلم شما به هر شکل مجوز ساخت فیلم کوتاه را دریافت کرده بود
هدایتی مبلغ دقیق بدهی اش را اعلام کرد
برگزاری مزایده اتفاق افتاده همه باید به این موضوع توجهی ویژه داشته باشند. هدایتی عنوان کرد: شرکت استیل آذین برندی است که 35 سال قدمت دارد و من از سن 16 سالگی که در دبیرستان بودم کارخانه داری می کنم. پس از آن به سپاه قدس رفتم و به جبهه اعزام شدم. بعد از پایان جبهه نیز دوباره بازگشتم و به فعالیت های اقتصادی خودم تا سال 82 ادامه دادم که پس از آن وارد عرصه ورزش شدیم. موقعیت سیاسی، اجتماعی و
آخرین نسخه مصباح یزدی برای مذاکرات هسته ای/ توصیه دوست احمدی نژاد برای رابطه ایران-ترکیه/عصبانیت مقام ...
/> معرفی پاشنه آشیل یک وزارتخانه یک هفته نامه تخصصی با انتشار تحلیلی در سه سکانس، پاشنه آشیل وزارت نیرو را از نگاه خود معرفی کرده است. بازار امروز نوشت: چیت چیان که سال ها خود قائم مقام وزارتخانه بوده، اختیارات زیادی را به قائم مقام خود تفویض کرده و قائم مقام وزیر که پیش تر نقشی فرمایشی داشت، اکنون بیشترین نقش را بعد از چیت چیان در تصمیم سازی های این مجموعه دارد که این موضوع نیز با
منتجب نیا:شورای راهبردی منحل شود،به وحدت می رسیم
دیگر نیز دست به دست هم داد و این اتفاق را رقم زد ولی اگر این اتحاد و انسجام شکل نمی گرفت، معلوم نبود که نتیجه انتخابات این باشد که شاهدش بودیم. به خصوص که فاصله بین کاندیدای اصلاح طلب و دیگران در مرحله اول خیلی زیاد نبود و اگر این انسجام به وجود نمی آمد، به احتمال زیاد این موفقیت بدست نمی آمد. بعد از انتخابات بود که تصمیم گرفتم بروم با بزرگان اصلاح طلب صحبت کنم و اول از همه رفتم خدمت
دستفروشی بازیکن تیم ملی ایران / عکس
معاینه کردند و همه هم گفتند چون دیر به آنها مراجعه کرده ام کاری از دستشان برنمی آید. تلخ ترین چای عمرم را در فدراسیون بسکتبال نوشیدم این بازیکن سابق بسکتبال با اشاره به تلاش برای کمک گرفتن از مسئولان باشگاهی که برایشان توپ می زده، می گوید: در همان زمان بارها به فدراسیون بسکتبال رفتم و شاید در طول یک سال هفته ای چهار روز فدراسیون بودم اما هیچ کس کاری نکرد. خیالتان را راحت کنم
هدایتی:با بیشترین قیمت در مزایده شرکت می کنیم
کردم و پس از آن به جنگ رفتم و پس از جنگ هم به کارهای اقتصادی مشغول شدم. از سال 82 هم در ورزش هستم . حسین هدایتی خاطرنشان کرد: شرکت ما 21 میلیارد تومان سرمایه اسمی دارد. هفته گذشته با حسابرسی ها، اموال ثبتی ما به حدود 2 هزار میلیارد تومان سرمایه ثبتی رسید . هدایتی در خصوص اهلیت و شرکت در مزایده، تصریح کرد: هنگام مزایده به ما اعلام کردند که یکی از سهامداران بدهکار است و پس از
سی و سومین شهید روستا عاشق چمران بود
خواهر طاقت شهادت برادر را دارد! می گفت من شهید می شوم، من مصطفی صفری تبار شهید آینده هستم، او می گفت زمان جنگ جبهه رفتن اتوبان بود و هرکسی دوست داشت شهید می شد ولی الان شهادت معبر تنگی است و لیاقت می خواهد.
در خاطراتم دروغ نمی گویم
زاده که هم در آن زمان و هم بعد از جنگ برایم نقش برجسته ای داشت و اگر من امروز به فهم و معرفتی رسیدم، از ایشان است. * ویژگی بارز این بزرگمرد چه بود؟ - الان نپرس، چون به هم می ریزم و نمی توانم احساسم را کنترل کنم ... * در چه کتاب هایی به شرح نگاه مقدسش پرداخته اید؟ - کتاب دیدم که جانم می رود در سال 1391 توسط موسسه شهید احمد کاظمی منتشر شد که الان با نام شهید