سایر منابع:
سایر خبرها
لحظه وداع به پسرمان گفتیم از پشت سر تیر نخور!
انداخت. او از همان دوران عاشق جهاد و فرهنگ دفاع مقدس شده بود. یک بار وقتی من جبهه بودم، محمدحسین همراه برادر بزرگش دنبال تشییع جنازه یک شهید رفته و سر از بهشت زهرا(س) درآورده بودند. آن زمان او هنوز مدرسه هم نمی رفت و برای مان عجیب بود که با چه برداشتی این همه راه را همراه تشییع کنندگان رفته است. عشق و علاقه به شهدا از همان زمان در دل این بچه جوانه زده بود. پس نشانه های شوق به شهادت را در
از پدرسوخته بازی تا دستورات از بالا !
رسد مملکت فقط برای لاریجانی ها است نه افراد دیگر. هاشمی پدر : از بالا دستور نگیرید! اما اواخر سال گذشته و پیش از آنکه حکم اولیه مهدی صادر شد، هاشمی رفسنجانی در گفت وگویی تفصیلی با روزنامه شرق به اتهامات فرزندش مهدی اینگونه واکنش نشان داد: چون دادگاه علنی نیست، نمی توانم حرف های آنجا را بزنم. ولی ماحصلی که به من اطلاع داده شده، این است که اینها بدون هیچ دلیلی تعداد زیادی
بخت اگر یار شود...
دوست دارم. شب های قدر حال و هوای عجیبی دارد و آرامش خاصی به آدم می دهد. من ماه رمضان و نیایش هایش را خیلی دوست دارم. همیشه خدا را به خاطر داده ها و نداده هایش شکر می کنم. از او درباره همسر پدرش و رابطه اش با او می پرسیم که می گوید: من او را مادر صدا می کنم، زن خوبی است. یک سال بعد از مرگ مادرم وارد خانه ما شده و زحمت زیادی کشیده است. بچه ها به آدم امید می دهند تولد
نظام مدیون رشادت های شهداست
توانست در هر مکانی خدمت کند، ایشان بیش از 2 سال خدمت در قزوین، داوطلبانه به سیستان و بلوچستان رفت. مادر شهید روشن طلب گفت: با رفتن پسرم به سیستان و بلوچستان مخالفت می کردم و اصرار کردم او را منصرف کنم، ولی ایشان قبول نکرد و گفت اگر من نروم، چه کسی با مواد مخدر مبارزه کند. وی با بیان اینکه جوانان امروز باید راه شهدا را ادامه دهند تا خون شان پایمال نشود، افزود: با ادامه دادن راه آنها می
اختلافات مهناز افشار و محمدعلی رامین!/ 90 درصد طلاق ها در تهران توافقی است
ادامه این یادداشت انتقادی آمده است: آنچه هاشمی رفسنجانی طی 8 سال ریاست جمهوری اش با منتقدان کرد؛ تاکنون هیچ رئیس جمهوری در ایران مرتکب نشد. ماجرای تعطیلی روزنامه های منتقد و حتی نشریات دانشجویی منتقد هاشمی رفسنجانی همچنان ورد زبان اهالی سیاست و رسانه است. 8 سال ریاست جمهوری هاشمی دوران تاریک آزادی رسانه بود.براساس آنچه تاکنون تنها بخشی از پرونده اتهامی چندین هزار صفحه ای مهدی هاشمی نشان داده، پسر
پس چرا ما مخالفیم ؟!
بودم مادرم داستانهای واقعی زیادی از زندگی زنان بزرگ اسلام برایمان تعریف می کرد مادرم می گفت حضرت خدیجه (س) بانوی تاجری بود که همه داراییش راصرف اسلام کرد یک روز از مادرم پرسیدم مگر آن زمان چند زن تاجر بود که حضرت خدیجه با آنها تجارت می کرد ؟ مادرم کمی سکوت کرد و بعد گفت نمی دانم شاید اصلا به غیر از ایشان هیچ زن تاجر دیگری نبوده است و من به فکر فرو رفتم و مادرم خوب می دانست من به چه چیزی فکر میکنم
به مناسبت زادروز ابن سینا
به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال 370 از مادر زاده شدم. نام مرا حسین گذاشتند چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم
اعلام گذشت مشروط از پسر خطاکار
کمپ ترک اعتیاد پناه گرفته بود، شناسایی و بازداشت کردند. نماینده دادستان هومن را گناهکار شناخت و برای او درخواست صدور حکم شایسته کرد. پس از آن، مادر مقتول در جایگاه حاضر شد و در شرح ماجرا گفت: شوهرم چند سال قبل فوت شد و از همان روز گرفتار این دو پسر شدم که هر دو به مصرف مواد مخدر اعتیاد داشتند. پسر بزرگم هوشنگ، با وجود اینکه متأهل بود، با یک زن رابطه داشت و آن زن را مدام به خانه من می آورد. آن
همه چیز درباره غواص شهید لشکر خوبان ، بازمانده کربلای4 + تصاویر
. یاد من می افتید بر امام حسین(ع) گریه کنید پس هر وقت که به یاد ما می افتید بر امام حسین(ع) و حضرت علی اکبر(ع) گریه کنید و این آیا را تکرار کنید ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین . و شما ای پدر عزیزم و مادر عزیزم از اینکه 17 سال به خاطر من زحماتی را تحمل کردید و من هم نتوانستم در این دنیا عوض آن زحمات شما را جبران کنم معذورم و امیدوارم که به یاری
خانه مان را ساواک به آتش کشید/ همسرم پس از 5 سال به قولش وفا کرد
خواهرش بازگشت و گفت: چرا پشت سرم آب ریختید؟ شما باعث شدید که من نتوانم اعزام شوم. فردا صبح که می روم شما را بیدار نمی کنم . فردای آن روز برای همیشه رفت و در دارخوین شهید شد و پیکرش بازنگشت. پدرهمسرم سال ها منتظر آمدن فرزندش ماند و او که دیگر تاب دوری فرزندانش را نداشت، دعوت حق را لبیک گفت و به فرزندان شهیدش پیوست. مسعود در وصیت نامه اش خطاب به همسرم نوشته بود: عباس راهم را ادامه بده و
اوباما: نژادپرستی و برده داری در دی ان ای ماست/ابراز نگرانی آمریکا از ورود مجلس به عرصه مذاکرات هسته ...
و برنامه ریزی اما اسفند آمد و رفت و باز هم خبری از یارانه تولید نشد تا گلایه های اعضای کابینه دولت از یکدیگر کمی جدی تر شود. گلایه هایی که با تغییر سال ادامه یافت و موجب شد تا هر بار که نام یارانه تولید بر سر زبان ها رانده شد، بدقولی رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی زنده شود. موضوعی که محمد نعمت زاده، وزیر صنعت، معدن و تجارت در تازه ترین اظهار نظر خود مجدداً به آن اشاره کرد و با بیان اینکه در فاز
شهیدی برای همه مردم شهر ...
کامیون ها گرفته اند، دوباره پرچم های جعبه ای دوباره پرچم ها، سرخ و سبز و زرد ... انگار قرار است که همه شهر عزادار شود. 175 ماهی از دریا برگشته ، 175 یونسِ پیشکشی دریا ، 175 دسته گل ، 175 برادر ، 175 پسر ، 175 همسر ، 175 پدر ... انگار 175 قایق روی موج دست ها می آیند ... آمده اند اما چه آمدنی ، انگار تازه از جنگ برگشته اند ... انگار 27 سال جنگیده اند تا پیدا نشوند
دلاویزترین علقه مادر و فرزندی
به کار است مدتی بعد به جبهه می رود و در عملیات والفجر مقدماتی مفقودالاثر می شود. سیدعلی بمان (مهران احمدی) برادر رضاعیِ الفت که پسرش به همراه یونس اعزام شده است، به دنبال آنها به فکه می رود اما چیزی نمی یابد. الفت برای خبر یافتن از یونس سال ها به کمرش رادیو می بندد تا شاید صدای اسرای ایرانی در عراق را بشنود. عاقبت جنازۀ یونس با امداد غیبی خود او، در تفحص شهدا پیدا می شود...
ای کاش در دامن امام زمان(عج) جان دهم
تنومند می شود و ما نیز که چیز قابل ارزشی را نداشتیم که در راه اسلام فدا کنیم، هیچ چیز از جان مان ارزشمندتر ندیدیم. و اگر انشاء الله خداوند نصیبمان کرد که در حین پیروزی به خیل شهداء بپیوندیم، خیلی به ما لطف کرده است؛ و من این برادر و فرزند کوچک شما، از خدا می خواهم؛ در آخرین لحظة زندگی ام، یک بار چهرة امام زمان (عج الله تعالی فرجه) را به من نشان دهد و در آن لحظه سرِ من روی دامن ایشان باشد و جان دهم
آبروی همسرتان را حفظ کنید!
فراموش کرد. سعی کنید فقط خودتان این مشکل را حل کنید. مطرح کردن اینگونه مسائل با خانواده خودتان یا همسرتان و سرزنش کردن آنها حس اعتماد همسرتان را نسبت به شما در شرایطی که نیاز است به شما تکیه کند از بین می برد. اگر همسرتان درباره او حرفی زد عصبانی نشوید. اجازه بدهید احساسش را بیان کند. سریع در مقابل حرف های او جبهه نگیرید و از کوره در نروید. اصلا شوهرتان را تحقیر نکنید. تحقیر کردن
بخششی بدون معطلی! /اهداء کنندگان عضو، ایثارگران خط مقدم جبهه سلامت اند
اهداء اعضای بدنش به دیگران حیات دوباره بخشیده می شود از این کار دریغ کنیم!؟ برگه رضایت اهداء عضو را امضا کردیم. خانم میرنظامی، با چه تفکری بدون اتلاف وقت رضایت به اهداء عضو دادید؟ خب آموزه های دین مبین اسلام، الگوهای بزرگ صبروایثارگری چون پیامبراکرم، امام حسین(ع) وحضرت عباس(ع) در این راهگشای تصمیم ما شد به طوری که در لحظه های آخر عمر فرزندمان، قبل از اینکه به ما پیشنهاد اهداء
اصلاح طلبان، متهمان ردیف اول/ حجاریان: اگر اصلاح طلبان بشکنند روحانی هم شکسته است/ غرب به دنبال دستگیری ...
جرئت نکند به دینداری و امام (عج) فکر کند. البته بسیار قوی عمل می کنند. نباید فراموش کرد که در جریانات منطقه غفلت برخی از نیروهای دینی و انقلابی نیز مؤثر بوده است. محمود احمدی نژاد در ادامه با یادآوری عملکرد دولت خود در برخورد با غرب گفت: وزیر خارجه سابق آمریکا خودش گفته بود که برای خاورمیانه طرح جدید داشته اند. آنها آمدند در مقابل انقلاب اسلامی یک جریان بدل راه انداختند. چراکه انقلاب اسلامی یک
رییس اداره فرهنگ هرات بود اما در ناصرخسرو دست فروشی می کرد
اول): مادر شهید افغانستانی مدافع حرم: کاش آن جام زهر را ما هزار هزار می نوشیدیم اما امام اذیت نمی شد پرونده جانِ ایران، جانِ افغانستان -3/ برای آقای ایرانی که به نجات برادر افغانش شتافت پرونده جانِ ایران، جانِ افغانستان -2/ روایت امیرخانی از مساله مهاجرین افغان : دیگر وقت نگرانی است پرونده جانِ ایران، جانِ افغانستان -1/ خیلی دور، خیلی نزدیک؛ مقدمه داستان بلند ایرانی ها و افغان ها انتهای پیام/
بنیاد در آینه مطبوعات
اصلا توی خانه نبود. می رفت پادگان لشکر و کارهایش را انجام می داد. اصلا این طور نبود که یک جا آرام و قرار داشته باشد. خدا را شکر که در راه اسلام فدا شد و مایه افتخارمان شد. با توجه به سن بالای مادر شهید شعبانی و کسالت شان ادامه گفتگو را با جواد برادر کوچکتر شهید احمد شعبانی انجام دادیم. فرماندهی در بانه جواد شعبانی، برادر شهید به نقل از فرماندهان احمد می گوید: وقتی داداش می رود
طنز/ اگر کیمیایی می خواست از تشییع شهدای غواص فیلم بسازد!
یکشنبه ، 31 خرداد 1394 ، 12:44 به گزارش رویش نیوز ، هفت راه نوشت: البته بخش زیادی از سینمای ایران خیلی وقت است که قید سوژه های مردمی و واقعی برامده از متن جامعه را زده است، اما خب! هنوز خیلی ها امیدوار هستند که این بخش از سینما هم به حوادث و اتفاقاتی چون تشییع 270 شهید دفاع مقدس واکنش نشان دهند و از دل این حادثه بزرگ و سوژه های زیادی که در دل آن وجود دارد، یکی را برای فیلمسازی انتخاب
حسرت مادرانه ای که شهید برطرف کرد
به گزارش دولت بهار به نقل از فارس، جامعه قرآنی کشور طبق معمول هرهفته خدمت یکی دیگر از خانواده های معظم شهدای قرآنی یعنی خانواده شهید عبدالحمید صابونچی رسیدند. بنده خاص خدا در این دیدار میهمان مادر شهید بودیم که درباره فرزندش گفت: حمید صبح روز میلاد حضرت زهرا(س) به دنیا آمد. از امام جماعت محل خواستیم تا برای نام گذاری به منزل ما بیاید. آن شب امام جماعت مسجد از من سؤال کرد نام
شهادت، اجر 31 سال روزه پی در پی/ از ابتدا برای شهادت زندگی کرد+ تصاویر
است. پدر ایشان سال 1362 در عملیات خیبر به شهادت رسید. پدرش همیشه می گفت حاج حمید مشوق من برای رفتن به جبهه بوده است. جنگ که شروع شد حاج حمید به پدرش می گوید شما نمی خواهید برای دفاع از کشورتان و این همه تاکیدی که حضرت امام(ره) روی این موضوع داشتند به جنگ بروید؟ پدرش گفته بود بگذارید حساب و کتاب های مالیم را بکنم می روم. دو سال بعد هم یعنی سال 1364 برادر حاج حمید در عملیات آزادسازی فاو در جزیره
نقد شبهه تعارض آیات علم غیب در قرآن
) وجود دارد. اول، نقل هایی در تصریح اصحاب بر تعلیم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به حضرت علی(علیه السلام). دوم، روایاتی مبنی بر تصریح ائمه اطهار(علیهم السلام) بر علمِ تعلیمی خویش و سوم، نقل هایی در تحقق پیشگویی های اولین جانشین پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله). 1. تصریح اصحاب بر تعلیم پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)به امام علی(علیه السلام) روایات بسیاری از تعلیم پیامبر اسلام
از ماجرای ترک تحصیل تا پاسخ به رسول صدرعاملی در برنامه هفت /سمت های من هیچکدام نون و آب نمی آورد
رسیدم.انتخاب رشته ی من برای دانشگاه مصادف شد با ارتحال حضرت امام خمینی (ره) زمانی که همه ی دلها شکسته بود. همان زمان مارا بعنوان دانشجویان شاهد با مینی بوس به جماران بردند و انتخاب رشته من که مصادف بود باآخرین فرصت انتخاب رشته دانشگاه در همان مینی بوس انجام شد. سین: چی شد که نماینده مجلس شدید؟ جیم: با این که عضو هیأت علمی دانشگاه و مدیرگروه بودم به خاطر انجام تکلیف الهی در انتخابات مجلس