سایر منابع:
سایر خبرها
مواجهه با کبری 11 در قلب فرانکفورت
غذاخوری هتل می رویم. مراکز خرید ساعت 9 به بعد شروع به کار می کنند و ما فرصت بیشتری برای خوردن صبحانه داریم. ساعت 8 همراهان مستقر در هتل اروپا، راهی نمایشگاه کتاب می شوند، با دودلی از همسفرم می پرسم بهتر نیست که ما هم به نمایشگاه بریم؟ او با خونسردی جواب می دهد: امروز خلوت ترین روز نمایشگاهِ، سالن ایران نشست و گفت وگو نداره و بهترین فرصت برای خرید سوغاتیه. شما که نمی خوای وقت برگشت
جای خالی یک فنجان چای دبش ایرانی در آلمان
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، معصومه رامهرمزی، نویسنده حوزه دفاع مقدس، از روز دوم نمایشگاه کتاب فرانکفورت 2014 و رونمایی کتاب ها خاطراتی را نوشته که در ادامه می خوانید. این نویسنده دفاع مقدس برای رونمایی از ترجمه عربی و انگلیسی کتاب یک شنبه آخر در نمایشگاه فرانکفورت شرکت کرده بود. خانم مترجم اجازه مصاحبه نداشت! بعد از خوردن غذا در فضای شلوغ و به هم ریخته سالن ایران، در پی
ترانه علیدوستی را خاص تر ببینیم (3)
. انگلیسی اش را داد که خواندم. بعد گفت می خواهم بدهم فرهادی هم بخواند؛ ترچمه اش کن، من هم که آن وقت ها سنم کم بود و بهم مشق می دادند. (می خندد) گفت چند روزه ترجمه اش می کنی؟ گفتم بابا من که تاحالا ترجمه نکرده ام. بالاخره یک چیزی ترجمه کردم و تمام شد. بعد گفت چرا کلا این را نمی کنی؟ کتاب نمی خواهی ترجمه کنی؟ گفتم چرا. بچه بودم و نمی فهمیدم آلیس مونرو خیلی عظیم است. سه تا کتابش را گرفتم دستم افتادم به
جزئیات بخش ها و برنامه های نمایشگاه بین المللی قرآن
کرده اند با تدارک برنامه های متنوع و فعالیت هایی گسترده، پاسخگوی مخاطبان و بازدیدکنندگان این نمایشگاه باشند. در بخش فروش محصولات قرآنی 222 ناشر داخلی و 21 ناشر از کشورهای عربی شرکت می کنند. ناشران داخلی 16 هزار و 243 عنوان کتاب عرضه می کنند. ناشران خارجی نیز سه هزار و 574 عنوان کتاب عرضه خواهند کرد. همه این عناوین در دو سالن و در 210 غرفه جانمایی شده اند. بخش محصولات قرآنی 58
اقدام بشردوستانه هتل سوئیسی +عکس
غذای خود را بسته بندی می کنند و همراه خود می برند. هلر خود درباره این طرحش می گوید: دیدن اینکه چه مقدار غذا روزانه اتلاف می شود، واقعا مرا آزار می دهد. ما باید مردم را آگاه کنیم و باید تصاویر کودکانی که در اثر گرسنگی در حال مرگ هستند را به آن ها نشان بدهیم. خانم هلر در ادامه درباره واکنش های احتمالی مشتریانش می گوید: من به هیچ وجه نگران این نیستم که با این کار توریست هایی که به هتلم می
مدرسه ای با هزاران جمال
کنند، ولی خانمش می گوید که دیگر نمی تواند و می رود آمریکا. بچه ها هم با مادر می روند. این 6-5 ماه بعد از آمدنشان به لبنان بود و چمران نرفت که نرفت. یک قصه دیگر هم از چمران هست که هرگز رهایم نمی کند. خانم و بچه ها نبودند. رفته بودند آمریکا. یک روز داشتیم در موسسه غذا می خوردیم، ساعت 4-3 بعدازظهر بود. ناگهان چمران خودش را جمع کرد. 4-3نفر هم متوجهش شدند. بعد یکهو گفت جمال را بگیرید. بعد به
میوه خام، خوردن ندارد
داستانها باشد. سعی کردم داستان ها را به گونه ای بنویسم که همه سلیقه مخاطبان را در بر بگیرد، هم زن خانه دار ، هم زن روشنفکر و حتی مردها... داستان های شما اگرچه ته مایه طنز دارد، اما بعضی از آن ها بسیار غم انگیز و حتی تلخ هستند؛ البته غذا نقطه شیرین داستان است و همراه شدنشان با داستان باعث شده تلخی این داستان ها به چشم نیاید. این تلخی ها از کجا آمده؟ - شاید به خاطر اینکه ما
گزارش روزنامه نگار قرقیزستانی از وضعیت ایران و تهران معاصر
خیابان ها و حتی شماره گذاری آنها در ایران به زبان فارسی است. به ندرت تابلویی با ترجمه انگلیسی دیده می شود، ولیکن من در ایران مشکل زبان نداشتم، روزهای اول فقط از طریق مترجم مان محسن حق بین حرف می زدیم که به زبان روسی مسلط بود اما بعداً فهمیدم که با هر ایرانی می توان به زبان آذری حرف زد. برای مثال، با خانم مریم حمزه لو مدیر روابط عمومی بنیاد اندیشه اسلامی می توانستیم کم و بیش حرف همدیگر را
روایت "روزگاران" و " یادگاران" از ماه رمضان های جنگ(1)
از این بلوک ها برای سنگرهای عراقی استفاده می کنید، ما با دست خودمان برای دشمن سنگر نمی سازیم. ماه رمضان آن سال کار آشپزخانه چند برابر شد. عراقی ها افطار و سحر غذای یخ کرده می دادند. حال و حوصله نداشتند نصف شب غذا گرم کنند. حالا آشپزخانه دست مجید بود که برای هر چیز تا جان داشت، دل می سوزاند و این همه آدم روزه که منتظر بودند بینند مجید برای آن روز چه کار کرده. توی هر آسایشگاه چند نفر مریض
مزیت هایی که اشتغال برای زنان به ارمغان می آورد
و شغلی اعتقاد بیشتری دارند. این مطلب بدان معناست، که این پسران احتمالاً پس از ازدواج در کارهای منزل و نگهداری از بچه ها بیشتر به همسر خود کمک می کنند. همچنین دخترانی که مادران شاغل دارند، از آنجایی که از دوران طفولیت الگویی از یک زن موفق را پیش رو دارند که هم به وظایف همسری، هم به وظایف مادری و هم به وظایف شغلی خود می رسد، به احتمال بیشتری ادامه تحصیل می دهند و مشاغل رده بالا به دست می آورند. این
صدایت را کتاب کن!
. رکورددار فرستنده فایل های صوتی، خانم جوانی به نام رکسانا سرشار است. او بیش از 50فایل صوتی را در سایت قرار داده است؛ عاشق بچه ها هستم و همیشه دوست دارم هر کاری از دستم برمی آید برای آنها انجام دهم. از طرفی علاقه زیادی به داستان خوانی و گویندگی دارم. حدود 3سال قبل برادرم تشویقم کرد شروع به کتابخوانی کنم، چرا که از نظر او صدایم خوب است و می توانم در گویندگی موفق شوم. چندین کتاب برای نابینایان خواندم، اما
لحظه وداع به پسرمان گفتیم از پشت سر تیر نخور!
و 28 آبان 92 در چند متری حرم حضرت زینب کبری(س) هدف گلوله تکفیری ها قرار گرفت و چند روز بعد به شهادت رسید. گفت وگوی ما با حاج محمود مرادی و سیده هاجر بیگم حسینی پدر و مادر آن شهید بزرگوار را پیش رو دارید. پدر شهید گویا خود شما هم در جبهه های دفاع مقدس حضور داشتید؟ از آن ایام بگویید و اینکه محمد حسین چیزی از شور و حال آن دوران متوجه می شد؟ وقتی جنگ شروع شد، بنده
روایت همسر وزیر دولت پهلوی از رفتار آیت الله محمدی گیلانی با حکم مصادره خانه اش
خیز شد و نگاه غریبی به من انداخت که نتوانستم تحمل بکنم و سرم را پایین انداختم. دختر جوان پیش من برگشت وبا صدای غمزده ای گفت: آقا داداشم چند روز قبل در تصادف اتومبیل شهید شد.(1) ما الآن از سر خاکش برگشتیم. گفتم: خیلی متاسفم. اگر قبلا می دانستم، امروز مزاحم نمی شدم. آهی کشید و گفت: آقا جانم هنوز سر خاک است و دیرتر می آید. مادرش، آن زن داغدیده مسکین، نگاه غریب دیگری حواله من
با پرانرژی ترین مجری رسانه ملی آشنا شوید
بودن خیلی تاکید دارد و باهمین مهرماهی بودن بحثمان به برنامه 90 وارد می شود. می گوید بیشتر برنامه نودی ها به خصوص آقای همه کاره متولد مهر هستند. بنابراین مهرماه فصل تولد گرفتن است. ما در 90 برای همه تولد می گیریم. مراسم تولد هم راس ساعت 21:30 دقیقه دوشنبه شب برگزار می شود. کل جریان هم سه دقیقه اتفاق می افتد و بعد از 3 دقیقه کل کیک ناپدید می شود. ایام هفته برای نودی ها به دو قسمت تقسیم می شود، قبل از
منصوریان: نگذاشتم قلعه نویی جای حجازی را بگیرد (2)
کاظم اولیایی مثل پدر و پسر هستیم. به او گفتم این پیشنهاد را دارم، واقعا استقبال کرد؛ گفت عالی است؛ واقعا نمی خواهی بمانی؟ گفتم اصلا من اینجا هم احساس غربت دارم. من یک عقبگرد می کنم و سه چهار سال کمک می ایستم اما بر می گردم با یک خیز بلند برای سرمربی گری. یادم هست یک شب قبل از بازی با راه آهن به بچه ها گفت هر کس می خواهد برای علی منصوریان فوتبال بازی کند فردا بازی کند چون او می رود و
مشاوره میرحسین به احمدی نژاد، قبل از 88
رفسنجانی بود. آقای هاشمی رفسنجانی قبل از انقلاب در جشن های 2500 ساله برای سخنرانی به همدان آمدند. این سخنرانی در نزدیکی منزل ما اتفاق افتاد؛ بنابراین ایشان در منزل ما مهمان شدند. صبح بعد از صبحانه خوردن، چند غریبه در زدند و آیت الله هاشمی رفسنجانی را با خود بردند و بنا به گفته علی آقا محمدی پس از آزار و اذیت او را سوار اتوبوس کردند و به تهران بازگرداند و نگذاشتند شب دوم سخنرانی کند. قبل از آن نیز