سایر منابع:
سایر خبرها
سفر به دره تباهی در شمال تهران
زردرنگ و شلوار لی تر و تمیز حضور دارد. قیافه اش به کارتن خواب ها نمی خورد نزدیک رفتم و شروع کردم به صحبت کردن. جوان خوش سر و زبانی که مدعی بود لیسانس معماری دارد. اسمش را پرسیدم جواب داد مهدی. کارت ملی اش را نشانم داد. متولد 62 بود و همین بهمن گذشته 32 ساله شده بود. مهدی آنچنان که خود می گفت 10 سال معتاد بوده و بعد 4 سال پاک تا اینکه از عید امسال فریب یک دختر را خورده و بار دیگر شیشه مصرف کرده است.
جادوی انگشت های نامرئی
بروم. آنجا درسم خیلی افت کرد و در نهایت سال اول دبیرستان برای نخستین بار تجدید آوردم و ترک تحصیل کردم. شما که درست خیلی خوب بود چرا این همه افت درسی داشتی؟ فضای مدرسه خیلی بد بود، دانش آموزانش من را قبول نمی کردند. نگاه هایشان تا عمق وجودم رسوخ می کرد و روحم را آزار می داد. البته هیچ کدام از بچه ها حرفی نمی زدند اما نگاه شان و سکوتشان برایم دردآور بود. آنقدر افسرده شده بودم که
ضربات ایستگاهی من یک راز بزرگ است!
در حد و اندازه های ایمان مبعلی ظاهر نشدی. قبول دارم، بعد از 5 سال به فوتبال ایران بازگشتم و یک مقدار نوع فوتبالم عوض شده بود. زمان می برد تا بتوانم خودم را با شرایط وفق بدهم. با این حال دوران بدی هم در استقلال نداشتم. نگفتی اگر مظلومی پیشنهاد بدهد، حاضری دوباره پیراهن استقلال را بپوشی؟ گفتم که باید شرایط را بسنجم. کم نیستند کسانی که می گویند ایمان مبعلی از دوران
نقشه دانشجوی ارشد برای دزدی از دختر جوان
گشتم نتوانستم کار خوبی پیدا کنم. در حالی که همه درها را به روی خودم بسته می دیدم، تصمیم به دزدی گرفتم و این نقشه را کشیدم و از قبل برای خودم یک چاقو خریدم که به وسیله آن طعمه هایم را تهدید کنم. پسر جوان ادامه داد: هیچ سابقه ای ندارم و هیچ وقت در زندگی ام دست به خلاف نزده بودم اما بی پولی داشت زندگی مرا نابود می کرد. از طرفی هم از خانواده ام نمی توانستم پول بگیرم. مثلا من به تهران آمده بودم
خانه من هنوز پایگاه حفظ نظام اسلامی است
برگشتم دیدم منزل مملو از جمعیت است. شب همه خواب بودند، تصمیم گرفتم خودم محمدرضا را داخل قبر بگذارم تا اینکه حق مادری را به خوبی ادا کرده باشم. روز تشییع پیکرش برادرانش را راضی به تصمیمم کردم. پاهایش را گرفتم داخل منزل آخرت گذاشتم و در دل گفتم رضا جان منزل نو مبارک. از او خواستم همه ما را در قیامت شفاعت کند. آن زمان هنوز نمی دانستیم علی اصغر شهید شده است. شب هفت محمدرضا علی اکبر از پدرش
جنجال گردنبند اهدایی همسر اردوغان
گردنبند را نگه داشته است. آژانس تحقیقات فدرال در اخطاریه اش به گیلانی سه روز فرصت داده تا این گردنبند را به خزانه دولت باز گرداند، در غیر این صورت با یک پرونده قضایی مواجه می شود. گیلانی گفت: پس از آنکه این گردنبند از سوی بانوی اول ترکیه اهدا شد، به کمپ سیل زدگان در ایالت سند رفتم و هشت دختر که در همان روز ازدواج کرده بودند به استقبال من آمدند و تصمیم گرفتم تا این گردنبند را نزد خودم
احسان علیخانی: اهمیتی به انتقادات نمی دهم!
، اما بعد گویا بی خیال همه چیز شد و منش سکوت و به کار خود ادامه دادن را در سرلوحه اخلاق و مرام حرفه ای اش قرار داد. سال گذشته هدیه کردن یک کودک بی سرپرست به زوجی که فرزندخوانده خود را پس از سال ها از دست داده بودند، باعث انتقاد به این برنامه شد. ماه عسل 94 اما از همان روز اول جنجالی شد؛ آنجا که یکی از مهمانان برنامه عنوان کرد، به نشانه اثبات عشق و وفاداری به نامزدش خود را از طبقه دوم
کارتن خوابی زنانه در شب های پایتخت
8سال پاکی داشتم... شبها توی پارک می خوابم و هنوز نگذاشته ام اتفاقی که برای خیلی از زن های معتاد به خاطر به دست آوردن مواد می افتد، برایم بیفتد. خانم! خودم را می کشم اما اجازه نمی دهم این اتفاق برایم بیفتد. حالا هم فقط به من کار بدهند تا پول داشته باشم. حاضرم نظافتکار باشم و خانه شما را تمیز کنم. مرادی زن دیگری را می آورد کنار دست آنا می نشاند. نمی تواند درست راه برود. بی قرار است. تند
شوق زندگی در من زنده شد
. همان موقع تصمیم گرفتم بروم دنبال درس و همزمان ادامه تحصیل بدهم و کار نیمه وقت هم پیدا کنم اما امکانش فراهم نبود. هزینه درس خواندن آنقدر زیاد بود که نمی توانستم هم درس بخوانم و هم کار کنم، برای همین با جدیت بیشتر به دنبال کار رفتم. در یکی از مراکز مهارت آموزی ثبت نام و دستیاری دندانپزشکی را شروع کردم. این کار را به شدت دوست داشتم و همیشه در ذهنم بود که اگر بخواهم درسم را ادامه بدهم، حتما در همین
شوهرم حاضر نیست خانه را به نام من بزند
زن جوان وقتی دید که شوهرش به جای مهریه، خانه را به اسم او نکرد درخواست طلاق داد. به گزارش آرمان، چندی پیش زن جوانی به دادگاه خانواده مراجعه کرد و درخواست طلاق داد. وی در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی روزی که با شوهرم ازدواج کردم هیچ مبلغی را به عنوان مهریه تعیین نکردم. در کل هیچ مهریه ای نخواستم در عوض به او گفتم اگر خانه ای خریدیم باید به نام من بخرد. زن جوان ادامه
سرقت اموال همسران در ماه عسل
مرد جوان که پس از سرقت پول و طلاهای همسران خود، آنها را در مسافرت ماه عسل تنها می گذاشت و فرار می کرد، با شکایت سه همسر خود دستگیر شد. به گزارش جام جم، رسیدگی به این پرونده از اوایل خرداد امسال و همزمان با شکایت زنی از مرد کلاهبردار در دستور کار پلیس فتای استان خراسان رضوی قرار گرفت. شاکی به پلیس گفت: چند سال قبل از شوهرم جدا شدم و با پسرم زندگی می کردم. دو ماه قبل در یک
از خلبان زن نترسید
مشغول کار هستند. داستان فهمیه احمدی دستجردی که جوانی 34 ساله است، به عنوان یک بانوی جوان, خواندنی است، سختی هایی که در این راه کشیده و نگاهی که مردم و هم رشته هایش به او داشته اند، تا به حال به این شکل در هیچ جا گفته و منتشر نشده است. داستان زندگی این زن خلبان را از دست ندهید. زن بودن و خلبان شدن، از آن اتفاقاتی است که خیلی کم در کشور ما و حتی شاید در دنیا می افتد. مسافران پروازهای شما هم
پسر دانشجو زورگیر شد
به شهرمان منصرف شدم. دیگر هیچ پولی حتی برای غذا خوردن نداشتم تا این که تصمیم به سرقت گرفتم تا با پرداخت پول به مراکز کاریابی کاری پیدا کنم. به همین دلیل آن روز در ایستگاه مترو متوجه شدم زن جوان مشغول گرفتن پول از عابربانک داخل ایستگاه است. آرام به او نزدیک شدم و با تهدید چاقو از او خواستم 200 هزار تومان برای من بگیرد، اما دقایقی بعد توسط ماموران مترو دستگیر شدم. با اعترافات پسر جوان او به اتهام زورگیری با دستور بازپرس شعبه چهارم دادسرای 34 تهران بازداشت شد.
از سفر به آمریکا تا انتقام در فیسبوک
شاکی آشنا شدم. بعد از مدتی محمد از من خواستگاری کرد و قرار شد با هم ازدواج کنیم. حتی خانواده هایمان نیز در جریان بودند اما مدتی قبل یکدفعه محمد زیر همه قول و قرارهایش زد و گفت که دیگر حاضر نیست با من ازدواج کند. وی ادامه داد: با اینکه خانواده اش مرا دوست داشتند اما حس کردم که شاید مادرش در گوشش خوانده که از ازدواج با من منصرف شده است. در شرایطی که همه فامیل و بستگانم فکر می کردند من با محمد
شریف زاده: مشایی از معجزات امام خمینی بود!
/> اینها از تنزل درجات من است(خنده)؛ در حالیکه درانقلاب همه با بالا رفتن سن عناوین شان بالا می رود. یک آقایی حجت الاسلام بود، بعد شد، حجت الاسلام والمسلمین، بعد شد آیت الله فلان، بعد شد آیت الله مطلق، یعنی در روزنامه ها می نویسند آیت الله چنین کرد. چون ممکن است شما عنایتی به او داشته باشید اسم نمی برم. این اقا اول انقلاب حجت الاسلام بود، درسی هم نگفت که مقام و شان علمی اش بالا برود. عیبی
قاتل: شب ها خواب راحت نداشتم
حادثه رخ داد به کجا فرار کردی؟ ابتدا به خانه یکی از دوستانم رفتم تا اینکه فهمیدم معین فوت شده است. باورم نمی شد اما از ترس به شهرستان همدان فرار کردم. در همدان کسی را داشتی؟ بله یک سری از بستگان دور پدرم. پدر و مادرت در همدان زندگی می کنند؟ نه، چندین سال قبل پدرم از مادرم جدا شد و ما را تنها گذاشت. او به همدان رفت و آنجا دوباره زن گرفت اما من و مادرم به همراه خواهرم
علّت اکراه اولیاء از امام جماعت بودن/ علت سال ها گریه در نماز شب
چیز خیلی کوچکی بوده باشد امّا عندالاولیاء بزرگ است. گفت: از آن موقع تا به حال - که دو سه سال پیش بود محضر مبارکشان بودم - فقط به خاطر اینکه چرا فکرش جرئت کرده آن گناه را در ذهنش بیاورد، نه اینکه عملیاتش اش کند، دارم هر شب در نماز شبم گریه می کنم. این یک چیز واقعاً عجیبی است. چرا؟ چون معرفت دارند. وقتی معرفت پیدا شود، این درست می شود. حالا إن شاءالله ادامه بحث که این حُبِّی لَکَ شَفِیعِی إِلَیْکَ چیست، برای جلسه آینده. پروردگارا! معرفت حقیقی به همه ما مرحمت بفرما. به اولیائت، به انبیائت، حبّ حقیقی به همه ما مرحمت بفرما. انتهای پیام/ ...
ظریف: رهبری بارها فرموده اند: من تو را روزانه با اسم دعا می کنم
کرده و به آمریکا برویم. پس از انقلاب، گروهی از دوستان به ایران بازگشتند و از حضرت امام در این مورد سوال کردند، نظر ایشان این بود که دانشجویان درس خود را ادامه دهند. بنده قبل از انقلاب در رشته ای فنی تحصیل می کردم، اما پس از انقلاب رشته ام را تغییر دادم، به هوای اینکه بتوانم به کشور خدمت کنیم. روزی که مدرک دکترای خودم را گرفتم، هرچه به من اصرار کردند که بمان، قبول نکردم، نهایتا فقط یک ماه
قتل هولناک زن بی پناه در جنگل های میاندرود(+عکس)
خانوادگی با شوهر دخترم داشته اند و قصد انتقام جویی بوده شایعه ای بیش نیست. مادر خدیجه نیز گفت: خودم و شوهرم با کشاورزی، چهار فرزندمان را بزرگ کرده ایم و برای فرزندانم بسیار زحمت کشیدم تا بزرگ شدند، دخترم را به خانه بخت فرستادم. وی بیان داشت: دو سال از ازدواج دخترم می گذشت که از زندگی خیری ندید و این گونه مظلومانه کشته شد و تمام عشق، محبت و وجود وی، زیر خاک رفت.
درس هایی از زندگی بعد طلاق
سودمند است و گاهی از آن چشم بر می گیریم و سری تکان می دهیم.باید بگویم یکی از بدترین موقعیت های زندگی ام 8 سال پیش بود وقتی داشتم طلاق می گرفتم. در میان اشک و تهدید و سکوت و البته استرس و اضطراب فراوان! به هر حال پس از آن که از آن موقعیت بیرون آمدم آدم قبلی نبودم. درس های زیادی از زندگی گرفته بودم و می دانستم از این به بعد چطور باید با آن کنار بیایم. در ادامه به برخی از درس هایی که از آن
ظریف: مردم بودجه ای ندارند که این بنرها را در تشییع شهدا منتشر کنند
دکترای خودم را گرفتم، هرچه به من اصرار کردند که بمان، قبول نکردم، نهایتا فقط یک ماه به درخواست و اصرار آقای دکتر ولایتی برای مذاکرات 598 ماندم و بعد برگشتم. در مدتی که تحصیل می کردم تلاشم را کردم که هرجا که امکانی باشد خدمتی بکنم، حضور در سرکنسولگری جمهوری اسلامی در سان فرانسیسکو یا رفتن به نمایندگی از این جمله بود. این مسائل باعث شد که دکترای خود را 2 تا 3 سال دیرتر از حالت معمول تمام
کارتن خوابی زنانه در شب های پایتخت
کشم اما اجازه نمی دهم این اتفاق برایم بیفتد. حالا هم فقط به من کار بدهند تا پول داشته باشم. حاضرم نظافتکار باشم و خانه شما را تمیز کنم. مرادی زن دیگری را می آورد کنار دست آنا می نشاند. نمی تواند درست راه برود. بی قرار است. تند و جویده جویده حرف می زند، حتی قرار نشستن هم ندارد می ترسد. پسر 8ساله ام توی خانه است باید بروم می ترسم برود سراغ گاز. با شما حرف نمی زنم اگر شوهرم بفهمد مرا می
معرفی پرانرژی ترین مجری رسانه ملی
عالمه کارت بازیکنان فوتبال دارم. من از مدرسه آمدم و دیدم پدرم یکی از ماهیتابه های قدیمی را گذاشته روی جوب بعد تمام کارتهای بازی مرا هم ریخته داخلش کمی هم نفت ریخته و می خواهد همه را بسوزاند. شما فکر کنید کنار این صحنه دوستانم بودند که توی کوچه ایستاده بودند و این صحنه را تماشا می کردند. دیگر خاطره ای که از بچگی یادم می آید به بازیهای کامپیوتری برمی گردد. من تنها بازی کامپیوتری که می کنم فوتبال است
قهرمان سابق کشتی فرنگی، سردسته باند کرگدن!
قهرمان جهان با خود من تمرین می کرد. اما کلی از لوازم سرقتی از خانه و گاراژ تو کشف شده است. (حرفی نمی زند و سرش پایین است.) از کدام مناطق سرقت می کردی؟ من اهل دزدی نیستم و نمی دانم وسایل کشف شده برای کیست. سابقه کیفری داری؟ یک بار به جرم شرارت و نزاع دستگیر شدم که بعد از دو ماه زندان رضایت گرفتم و آزاد شدم، اما برایم سابقه درست نشد.
درخواست برخی مسئولان برای لغو مصوبه دولت هاشمی/ قطع شدن یارانه یکی از داروهای بیماری ام اس
این گردنبند را به خزانه دولت باز گرداند، در غیر این صورت با یک پرونده قضایی مواجه می شود. گیلانی گفت: پس از آنکه این گردنبند از سوی بانوی اول ترکیه اهدا شد، به کمپ سیل زدگان در ایالت سند رفتم و هشت دختر که در همان روز ازدواج کرده بودند به استقبال من آمدند و تصمیم گرفتم تا این گردنبند را نزد خودم نگه دارم و در عوض به هر یک از این هشت زوج 200 هزار روبل کادو دادم. فاجعه سیل سال 1389 در پاکستان سبب شد 20درصد از این کشور زیر آب رود و نزدیک به 200 تن کشته شدند و 20 میلیون تن دیگر نیز تحت تاثیر قرار گیرند. انتهای پیام/ ...
از علی حاتمی برای “مادر” فیلم نامه خواستم، گفت نداریم؛ من هم گفتم این جوری کار نمی کنم
از بهترشدن شرایط خودم و جامعه ام نیستم. من دنبال جامعه ای هستم که از نظر فرهنگی به آن ببالم. چرا به حرفه تان نبالید وقتی این همه فیلم و تئاتر خوب در کارنامه تان دارید؟ نمی گویم کار هایی که کرده ام، باعث افتخارم نیستند ولی بحث خودم و کارهای خوب خودم یا دیگران نیست، صحبت از یک کلیت است که در خطر ابتذال است. من در 30ساله بعد از انقلاب رشد کرده ام. اینجا درس خوانده و موفق شده ام و خودم را
خاطره همسر "یک اعدامی" از آیت الله گیلانی!
ده سال قبل با درآمد طبابت شوهرم بنا کردیم. حاکم شرع دستی به عمامه خود کشید و گفت: من به عنوان یک مسلمان متعهد نمی توانم شاهد بی خانمانی شما باشم. همشیره، نامه ای به امام خمینی مرقوم دارید تا فردا که به حضورشان می روم، از طرف شما بدهم و تقاضای مساعدت بکنم. فهرستی هم از اثاث منزلتان که مصادره شد برای شخص خود من بفرستید تا در مورد استرداد آن ها هم اقدام بکنیم. فعلا تا روشن شدن وضعتان، همین جا در
همسرم خواستگارهای پولدارش را به رخم می کشد
این زندگی خودم را تحقیر می کنم. من هم مرد هستم و برای خودم غرور دارم. برای همین تصمیم گرفتم به زندگی با این زن پایان دهم تا او برود و با خواستگارهای پولدارش ازدواج کند. بعد از صحبت های این مرد قاضی همسر وی را هم به دادگاه احضار کرد تا صحبت های او را هم بشنود. ---------------------------------------------------------------------------------------------- پایگاه خبری تحلیلی بی
روایت "روزگاران" و " یادگاران" از ماه رمضان های جنگ (2)
رمضان ها بعد از سحر کنار بچه ها می نشست و با صدای بلند و لحن خوش قرآن می خواند. همه دورش جمع می شدیم. من هم قرآن دستم می گرفتم و خط به خط با او می خواندم. اصلاً اهل نصیحت کردن نبود. می گفت به جای این که چیزی را با حرف زدن به بچه یاد بدهیم، باید با عمل خودمان نشانش بدهیم. سرداران 3: بیش از چند نفر، شهید جولایی،نویسنده: جواد کلاته عربی، 120 ص، چاپ اول 1392، تیراژ تا کنون 3300 در
استعدادهای وزنه برداری که پس از سال 2013 خبری از آنها نشد
این بود که به مسابقه ها نروم. البته در مسابقه های جهانی جوانان سال بعد جبران می کنم." علیرضا سلیمانی (نایب قهرمان جهان در دسته 94+ کیلوگرم) "سال گذشته خودم را برای مسابقه های بزرگسالان جهان آماده کردم اما رباط پاره کردم و تحت عمل جراحی قرار گرفتم ،پزشک معالجم گفته تا 2-3 ماه دیگر می توانم وزنه برداری را شروع کنم. مشکلی که ما داشتیم این بود که همان موقع وزنه برداران را رها کردند