سایر منابع:
سایر خبرها
معرفی شهدای مدافع حرم سال 95 جاویدالاثر امیرعلی محمدیان؛ شهیدی که عاشق گمنامی بود
دشمن که حمله کرد هرکدام از ما پناه گرفتیم. امیرعلی پایش تیر خورد و روی زمین افتاد. خواستیم کمکش کنیم، نگذاشت. گفت بروید، من خودم را به شما می رسانم. اما دیگر کسی خبری از او ندارد. مادرش ادامه می دهد: امیرعلی خیلی حضرت فاطمه(س) را دوست داشت و همیشه می گفت دلم می خواهد مثل خانمم گمنام باشم. موتورم را بفروشید امیرعلی درباره ی کارهایی که می کرد خیلی حرف نمی زد و کسی هم نمی دانست
استاد کهنمویی خندوانه واقعاً استاد دانشگاه است؟
استندآپ های خندوانه باز کرد. اما نکته جالب توجه اینجاست که محمد زیکساری می گوید، حضور استاد کهنمویی در خندوانه زودتر از این ها قرار بوده اتفاق بیفتد. ما نمایش"مسخ" نصیر ملکی جو را در تالار حافظ اجرا می کردیم که مجری طرح و مدیر هنری آن اشکان خطیبی بود. رامبد در آن نمایش هم آمد و کار ما را دید. من در آنجا نقش یک دلقک متفاوت را بازی می کردیم که حتی یک مقدار هم ترسناک بود. فردای آن روز بود که رامبد با من
دلایل رای آوری روحانی در انتخابات ریاست جمهوری
باقی ماندند. فکر می کنم این مخالفت ها از یک جایی به بعد شما را خیلی محتاط کرد درست است. من چاره ای نداشتم. وقتی سازمان و تشکیلاتی نداشتم، باید با ارائه یک گفت وگو و ادبیات خاص و ویژه جدید جلب توجه می کردم. احساس کردم باید خودم وارد و فدا شوم تا بتوانم همه آن کاستی ها را خودم برعهده بگیرم. جهت دیگر تکیه ام به مؤلفه های فراقومی بود و به این دلیل بود که توجه بیش از حد به مسائل قومی چه
خیراندیش: قرار بود یکی از خان های علی البدل باشم
به گزارش گروه رسانه های دیگر آنا از فارس، گوهر خیراندیش بازیگر سریال دیوار به دیوار گفت: من خوش بین هستم و مطمئنم روندی که مدیران سازمان صدا و سیما در استفاده از کارگردان های قدیمی و کاربلد پیش گرفته اند ادامه دار می شود و به نوروز محدود نمی شود و کارگردان ها پشت سر هم دارند مشغول کار می شوند. وی ادامه داد: در این میان اگر همه سریال های رقیب ما خوب باشند، خوشحال می شوم. این
معاون روحانی به کرمانشاه سفر کرد/ اعتراض فارغ التحصیلان بیکار به نماینده دولت/ برگزاری جلسه ستاد خدمات ...
طاق بستان که مطالعه آن انجام شده است و محدوده بافت تاریخی کرمانشاه، بر لزوم بروزرسانی ضوابط حاکم بر آن تاکید کرد تا مشکلات مردم حل شود. نیک کردار تاکید کرد: دوست داریم که جلسه نهایی آن نیز در حضور شما برگزار شود تا به یک جمع بندی مناسب برای کرمانشاه برسیم. ایران سالیانه 2 سهمیه ثبت جهانی دارد فرهاد نظری مدیر کل ثبت آثار و حفظ و احیاء میراث معنوی و طبیعی کشور در جلسه
رامبد: از حرف هایی که پشت سرم می گویند ترسی ندارم
انتظار داشتید با بازی نگار جواهریان به عنوان نقش اول فیلم شکل گرفت؟ این سئوالات را باید از خود نگار بپرسید. زیرا من به عنوان کارگردان یک تماشاچی هستم. یک کارگردان می تواند یک تماشاچی خیلی خوب باشد. این گونه نیست که شما به بازیگر سر صحنه بگویید که فلان کار را بکن یا نکن. این اضافه کاری است. یعنی شما از آن کارگردانانی نیستید که به بازیگر بگویید چه کاری را باید انجام دهد یا
گفت وگو با پل استر ؛ نویسنده محبوب آمریکایی
تهران – اقتصاد برتر – 7 فروردین 96 فقط دو کتاب؛ نسخه ویرایشی کتابخانه امریکا از مجموعه مقالات جیمز بالدوین و رمان ها و داستان های نخستین . از زمان دبیرستان (با توجه به اینکه در سال 1965 فارغ التحصیل شدم) تا همین چند وقت پیش هیچ چیزی از بالدوین نخوانده بودم و چون رمانی که روی آن کار می کردم داستان آن در دهه های 1950 و 60 می گذرد، از روی وظیفه نگاهی به این کتاب کردم. طولی نکشید که وظیفه جای خود را به لذت، حیرت و تحسین داد. بالدوین در هر دو جبهه ادبیات داستانی و غیرداستانی نویسنده قابلی است و من جایگاه او را در میان بزرگ ترین های قرن بیستم امریکا می دانم. نه فقط به خاطر خبرگی و شجاعتش، نه فقط به خاطر طیف گسترده احساسی اش (از فوران خشم تا دلنشین ترین عواطف) بلکه به خاطر کیفیت نوشتارش، به خاطر جمله های تراش خورده اش. نثر بالدوین، نثری است که آن را امریکایی کلاسیک می نامم، به همان شکل که تورو را کلاسیک می دانم و در بهترین شکل به او باور دارم، بنابراین برایم بالدوین با تورو در بهترین شکلش کاملا برابر است. خیلی عجیب است که خواندن هر دوی کتاب ها را تقریبا یک سال پیش تمام کردم اما هنوز هم روی میز عسلی ام هستند. نمی توانم بگویم چرا؛ فقط دوست دارم این دو کتاب آنجا باشند. مایه تسکینم هستند. زنی به مردانی نگاه می کند که به زنان نگاه می کنند ، مجموعه ای وسیع و شاهکار از مقاله های سیری هوسوت. اما از آنجایی که با سیری ازدواج کرده ام اجازه بدهید انتخاب دیگرم را هم معرفی کنم؛ رمانی از فران راس به نام Oreo که نخستین بار ناشری کوچک در سال 1974 آن را منتشر کرد، توجه ناچیزی به آن شد یا اصلا نشد، سپس کاملا ناپدید شد تا اینکه انتشارات نیو دیرکشنز چاپ مجدد آن را در سال 2015 منتشر کرد. متاسفانه این تنها رمانی است که راس نوشت، و بدبختانه اینکه راس در 50 سالگی یعنی در سال 1985 از دنیا رفت. اما چه شاهکار کم حجمی است این کتاب، حقیقتا یکی از لذت بخش ترین، خنده دارترین و هوشمندانه ترین رمان هایی که در این چند سال اخیر به آن برخورده ام، اثری کاملا مبتکرانه که زبان آن ترکیبی از نثر فرهیخته، محاوره سیاه پوستان و زبان ییدیش به بهترین نحو است. صدها بار از خنده ریسه رفتم و کتاب کوتاهی است کمی بیشتر از 200 صفحه که در هر صفحه اش از خنده به خود می پیچید. به سوی فانوس دریایی اثر ویرجینیا وولف. وقتی 18 ساله بودم چند کتاب از وولف خواندم ( امواج و اورلاندو ) خیلی از این کتاب ها خوشم نیامد و برای 51 سال بعد اسم وولف را از فهرستم خط زدم. چه اشتباه احمقانه ای کردم. به سوی فانوس دریایی یکی از زیبا ترین رمان هایی است که خوانده ام. داستان در من رسوخ کرد و باعث می شد به رعشه بیفتم و مدام اشک در چشم هایم جمع می شد. موسیقی جمله های بلند و پیچ دارش، دست کم گرفتن عمق احساساتش، ریتم دقیق ساختارش آنقدر برایم تکان دهنده بود که تا آنجا که می توانستم آهسته خواندم، سه چهار بار یک پاراگراف را می خواندم و بعد سراغ پاراگراف بعدی می رفتم. علف های هرز غرب ، کتابی 628 صفحه ای، کتاب راهنمای پر از تصویری که نوشته گروه چهل نفره متخصصان علف هرز است و سازمان انجمن غربی علم علف آن را منتشر کرده است. عکس های رنگی آن گیرا هستند اما چیزی که خیلی از آن خوشم آمد اسم های گل های وحشی است... صدها اسم گل هست و لذت خالص خواندن این کلمه ها با صدای بلند هرگز در بهبود حال و روزم با شکست مواجه نشد. این کتاب اشعار زمین امریکایی است. داستان های زیادی هست، داستان های خیلی زیادی که طی سال ها جمع شده اند، اما زیر سایه نفرتی که علیه برخی نامزدهای اخیر ریاست جمهوری بر زندگی مهاجران انداخته اند، این داستان را به شما معرفی می کنم چون بازیگر آن یک مهاجر است. صاحب لوازم التحریر فروشی محله مان در بروکلین مردی است که در چین متولد شده است. دستیار او در مکزیک بدنیا آمده و زنی که صندوقدار است در جاماییکا. چند ماه پیش عصر یک روز سرد، جلوی پیشخوان این فروشگاه ایستاده بودم و آماده پرداخت وسایلی که خریده بودم می شدم، صندوقدار جاماییکایی متوجه شد که آب بینی ام دارد می ریزد (به خاطر هوای سرد) اما به جای اینکه بی توجهی کند تا بهم بگوید که بینی ام را پاک کنم، یک دستمال کاغذی از جعبه دستمال بیرون کشید، از روی پیشخوان دولا شد و بینی ام را پاک کرد. باید اضافه کنم که خیلی آرام این کار را کرد، بدون اینکه حرفی بزند. اینکه بدون اجازه ام من را لمس کرده بود، اشتباه بود؟ شکی نیست که بعضی ها این فکر را می کنند. اما از نظر من، رفتارش عملکرد غیرمتعارف مهربانی بود و به خاطر کمکی که بهم کرد، از او تشکر کردم. نمونه ...
روایت سرلشکر سلیمانی از گرفتن اسلحه از سرباز بیت امام(ره)/ قول دادند که در طریق القدس کمترین شهید را ...
و هرکس من را شناخت، خواهد یافت و هرکس مرا بیابد، عاشقم خواهد شد و هر کس عاشقم شود، عاشقش خواهم شد و هر که را من عاشقش شوم، او را خواهم کشت و دیه اش خودم هستم. این خیلی سعادت بزرگی است. شهادت آرزویی که همه دل ها برایش پر می زند. همه عاشقان برای رسیدن به معشوق شان، برای رسیدن به هدف شان، آخرین وسیله ای که می دانند آن ها را به معشوق می رساند، شهادت است و آن را انتخاب می کنند و این افتخار
اعتراف تاج به فساد در فوتبال ایران
، کنش و واکنش کارم را انجام دهم. در پاسخ گویی جدی هستم، ولی در این موارد کاملا پرحوصله ام. ولی شروع کار شما با آقای کفاشیان یکی نبود؛ ایشان به قول خودشان اشتباهی وارد فوتبال شدند و شناختی نداشتند، ولی شما از دل این مجموعه انتخاب شدید و دستی بر آتش داشتید. البته درست هم روزهایی انتخاب شدید که فدراسیون فوتبال کلی مشکل داشت: از استعفای کی روش گرفته تا بقیه موارد... روزی که آمدم، کی روش
رونمایی از ویدئوی فرزاد فرزین برای مدافعان حرم در خنداونه + عکس
در کنار بدنسازی ورزش بوکس هم کار می کنم. در بخش دیگر گفتگو فرزاد فرزین درخصوص تیتراژ ماه عسل بیان کرد:قطعه تیتراژ ماه عسل را خودم و مردم خیلی دوست داشتیم. از معدود کارهایی که در داخل و خارج از ایران در اجرای کنسرت همه بامن همصدا خواندند. وی ادامه داد: در ماه رمضان سال 92 احسان علیخانی ترانه ای از روزبه بمانی به من داد و گفت این ترانه را برای تو و دو آهنگساز دیگر که خواننده هم
هیچ وقت ناامید نشوید
بودم که به مشهد رفتیم و آنجا ماندگار و بزرگ شدم. پدرتان در چه حوزه ای تجارت می کرد؟ او تاجر قماش، کرباس و گاباردین بود و در بازار مشهد حجره ای داشت. شما به مدرسه رفته و تحصیل کرده اید؟ بله من درس خوانده ام و درمشهد تا دیپلم ریاضی ادامه تحصیل دادم. البته پدرم مرا دوره خطاطی و حسابداری هم فرستاده بود و مختصری در این زمینه ها هم آموزش دیده بودم. در
کیمیا علیزاده: به یک هوادار دروغ گفتم/ از شهرت بدم می آید
است. قبل از المپیک هم از مشهور شدن خیلی بدم می آمد و هنوز هم بدم می آید دوست ندارم جایی مطرح و دیده شوم، دوست دارم کار خودم را بکنم. اگر در خیابان سمتت بیایند عصبانی می شوی؟ عصبی که نمی شوم ولی بعضی وقت ها کسانی هستند که حرف هایی می زنند و سوال هایی می کنند که آدم نمی داند چه بگوید، مثلا از من برنامه غذایی می خواهند، برنامه هوازی می خواهند، مثلا می گویند بیا عکس بگیریم من هم
خاطره فرمانده از عید و ماشین آبکش شده سردارسلیمانی
این بین گفتم اگر بتوانید این مقرها را فتح کنید قول می دهم یک جلسه دیدار با امام(ره) را برای شما فراهم کنم و بچه ها برای عشق دیدار با امام(ره) در طی چند ساعت شبانه تمام مقرها را گرفتند و فتح کردند. رزمندگان در آن دوران دوست داشتند تا وظایف خود را انجام دهند و تکلیفشان را ادا کنند، انسان وقتی می خواهد تکلیف خودش را ادا کند به هر شکل که می تواند وارد عمل می شود. در آن روز اگر قرار بود یک
پیش بینی خواننده معروف از نتیجه انتخابات 96
. اجراهای موفقی داشتم و به اهدافی که در ابتدای سال برای خودم ترسیم کرده بودم، تاحد زیادی رسیدم. همین که دختر کوچکم و همسرم کنارم هستند و زندگی را با خانواده ام می گذرانم، یعنی خوب بودن و خوب سپری شدن. * مهمترین مسئله کشور در سال 95 از نظر شما چه بود؟ راستش دوست ندارم به این سؤال پاسخ بدهم. یعنی پاسخی ندارم ولی انتهای سال از وضعیت جوی اهواز و خوزستان و اتفاقاتی که برای زندگی
مهاجرت که می کنی حس بویایی را از دست می دهی - زندگی را دوست دارم
این حس را با شوخ طبعی در هم می آمیزید و حتی در کارهای تلختان هم این شوخ طبعی هست. این شوخ طبعی از کجا می آید چون هر کس با شما برخورد کند شاید به نظرش نرسد حتی اهل شوخی باشید. فیلم کمدی دوست دارید؟ پدر من سناریست و کارگردان بود و من خودم تا نوجوانی در چند فیلم و تئاتر بازی کردم که عکس هایش را هنوز دارم -بسیار زیاد. پدر من سناریست و کارگردان بود و من خودم تا نوجوانی در چند فیلم و تئاتر
احمد پوری از ترجمه و رمان های نوشته و نانوشته اش می گوید
بعدی هم که نوشتم، بیشتر کاری تفننی حسابشان می کنم. البته از بین آن ها می شود مجموعه ای آماده چاپ کرد که شاید در آینده این کار را بکنم. درواقع شما اعتقاد به رمان نویسی دارید؟ وسوسه رمان همیشه با من بود. تمرکز من روی ترجمه اجازه نمی داد به آن بپردازم، سرانجام وسوسه شدیدتر شد و بر همه دشواری ها غلبه کرد. احتمالا داستان های 18 سالگی شما تحت تاثیر هدایت و چوبک بود.
به چشم مردم نگاه می کنم شیر می شوم/ وسط کنسرت شعرها یادم می رود!
دیگری از این خواننده را به شما نشان می دهد. البته محمد معتمدی را به همین سادگی ها نمی توان پیدا کرد و قرار مصاحبه مان با او هم کار زمان بَری بود! در هفته پایانی اسفند در استودیوی جدید این خواننده مهمان شدیم و به گپ و گفت نشستیم، از آن جایی که تازه نقل مکان کرده بودند، خیلی چیزها سرجایش نبود، اما فضای صمیمی استودیو جای مناسبی برای گپ و گفت عیدانه ما بود. آقای معتمدی خیلی از
روابط پشت پرده سیاسیون با هم تفاوت های اساسی با روی پرده دارد
جا می کنیم با دوستان جدید بیشتری آشنا می شویم. آخرین باری که جابه جا شدم و همینطور که حاج آقا فرمودند، پشت سرشان بودم، احساس کردم برخی از همکاران مثل آقای دامادی یا آقای جاسمی یک مقداری اذیت می شوند، لذا رفتم جایی که خودم اذیت می شوم چون کنار بلندگو هستم ولی دیگر کسی اذیت نمی شود. آنجا حرف عادی هم بزنم اعضای هیات رئیسه مثل آقای وکیلی و آقای قاضی زاده یا آقای رئیس می شنوند،. گاهی اوقات آقایان به
نامه های قائم مقام فراهانی: از زن و موش می ترسم
و آوازه و تشخص و عرضه خواست، شوخی و صحبت و بازی و اختلاط نخواست. دور بود از دختر جوان که به مرد پیر تن در بدهد. الحق خیلی کار کرد و ما را معتقد ساخت. بسیار اعتقاد و اعتماد به هم رسانیدیم. شفقت ما به او نه آن است که پیش از این بود بل یک من بیشتر، می خواهم ببینمش. قربانت شوم، عریضهٔ شما را خودم به نظر مبارک شاه رساندم. جواب گرفتم، یک طاقه شال هم خلعت دادند با حامل این نوشته فرستادم. وعده فرمودند
بازیگر مطرح زن: "استقلال" فصل بعد قهرمان لیگ می شود
که چند روز قبل از سال تحویل اسکناس نو می گیرم و به کوچکتر و بزرگتر از خودم عیدی می دهم. همه از من عیدی می گیرند. از خاله و عمه و دایی گرفته تا دوستان و همکاران و کلا کسانی که مرا می شناسند. نمیدانم علت چیست که من فقط عیدی می دهم. البته عیدی دادن را دوست دارم ولی خوشحال می شوم اشخاصی هم پیدا شوند که به من عیدی بدهند.
هریسون فورد بازیگری که تمام نمی شود/از جنگ ستارگان تا ایندیانا جونز+عکس
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرنگار گروه فرهنگی خبرگزاری میزان، هریسون فورد زاده 13 ژوئیه1942 بازیگر آمریکایی و از چهره های قدیمی هالیوود است. مردم فورد را بیشتر با نقش هان سولو در فیلم جنگ ستارگان می شناسند. در عین حال نقش دکتر ایندیانا جونز، باستان شناس و ماجراجوی سری فیلم های ایندیانا جونز هم بسیار بر شهرت او افزوده است. بزرگ ترین سوپراستارهای هالیوود آنهایی هستند
هفت سین خود را با سینما تکمیل کنید
اثر قبلی کارگردان، تماشاگر در ابتدا محو شیوه فیلم برداری و تاثیر نگاتیو در نوع پرداخت داستان می شود. شاید تخصص هادی بهروز همین استفاده ناب از قابلیت ها و سختی کار با نگاتیو باشد. بعد ذهن و چشم بیننده می رود سراغ گریم و طراحی صحنه و لباس و با خودش می گوید که لابد کارگردان از مجموعه عوامل فیلم برداری و طراحی چهره و آکسسوارهای صحنه بهره برده که به چنین فضاسازی حقیقی و ناب دست یافته است. اما این همه
از رَد پیشنهاد کیمیایی تا تردید بازی در هزاردستان
تلویزیون از نقش شعبون استخوانی هزاردستان می گوید: وقتی علی حاتمی پیشنهاد بازی در هزاردستان و نقش شعبون را به من داد به او گفتم من باید درباره نقشم تحقیق کنم تا با رفتار و منش آن از نزدیک آشنا شوم. نمونه و الگوی درآوردن این شعبون سریال هم، یک شعبون مربوط به تاریخ معاصر بود که البته هیچ وقت او را ندیده بودم و تنها می دانستم با دربار ارتباط داشته است. پیشنهاد کیمیایی برای بازی در قیصر را رد
بی خبری و جدایی لاریجانی از اصولگرایان
، توجه داشته باشم. البته آقای دکتر! دولت ها و معادلات سیاسی روی همین مسائل تأثیرگذار هستند و خیلی از مسیرها را تعیین می کنند. البته که تأثیرگذار هستند و شکی در این نیست. مسأله این است که افرادی برای شرکت در آن دست مسائل هستند، ضمن اینکه خودم فعلاً تمایلی برای حضور در این مسائل در مقطع فعلی ندارم و البته جنس افراد هم در این مسأله نقش دارد. مجموعه اصولگرایان در انتخابات سال
داریوش مهرجویی: وضع موجود نگرانم می کند
برای این موضوعات اهمیتی قائل نیستم. چرا باید کسی مثل من خودش را در این سطح پایین بیاورد که راجع به این چیزها حرف بزند؟ من همان کسی هستم که با هامون ، خسرو شکیبایی را تا این حد مشهور کرد. پیش تر از او بزرگانی نظیر عزت الله انتظامی ، علی نصیریان ، جمشید مشایخی ، جعفر والی ، پرویز فنی زاده ، مهین شهابی و بسیاری دیگر را به سینما معرفی کردم. من که نباید وارد این بازی های رسانه ای شوم. آن بی
چهره های اهل قلمی که از دست دادیم
مبارزه با رژیم پهلوی می پرداخت و به همین دلیل بارها تبعید و زندانی شد. از او آثار متعددی از جمله باورها و رفتارهای گذشته مردم کازرون ، به خاطر یک تکه نان سنگک ، بازیهای محلی کازرون ، جغرافیای طبیعی کازرون ، زمانه خاکستر و منظومه زخم ، سرود مردی که به خلیج پیوست ، غذاهای سنتی کازرون ، ما بسیاریم ، محرم در کازرون ، هزار سال شعر کازرون ، و مجموعه مقالات کازرونیه باقی مانده است. از حاتمی به عنوان شاعر
از ابلاغ سیاست های کلی انتخابات توسط رهبر انقلاب تا احتمال ارائه دو لیست اصلاح طلب برای انتخابات شوراها
/> مدیر دفتر پژوهش های روزنامه کیهان پس از طی یک دوره سخت بیماری بامداد امروز دعوت حق را لبیک گفت. *کواکبیان: هر اصلاح طلبی که در سال 96 نامزد شود، مورد توجه قرار می دهیم/ به کسی چک سفید امضا نداده ایم/ مبنا شورای هماهنگی جبهه اصلاحات است دبیر کل حزب مردم سالاری با بیان اینکه فعالیت شورای سیاست گذاری به پایان رسیده است گفت: مبنای ما برای انتخابات سال 96 شورای هماهنگی جبهه اصلاحات
برانکو: مقابل الریان عالی بازی کردیم/ راه خودمان به مرحله بعد لیگ قهرمانان را باز می کنیم
ارزیابی خود از شرایط سرخپوشان در سال 96 با توجه به افزایش انتظارات، ناشی از عملکرد باشگاه و تیم خاطر نشان کرد: پیش از هر چیز انتظار این است که پرسپولیس به عنوان یک باشگاه در تمام موارد و زمینه ها پیشرفت کند و به عنوان یک تیم هم از لحاظ فنی هر روز قویتر شویم. همچنین روند کسب نتایج خوب را ادامه خواهیم داد. به هرحال اگر امروز یک تیم موفق داریم دلیلش این است که کل مجموعه باشگاه کار خود را به خوبی
گفت و گوی اختصاصی با دکتر محمدعلی نجفی، استاندار گیلان:رییس جمهور اندیشه بزرگی برای بندر کاسپین دارد/ از ...
دقیق و اندیشه اجتماعی و ادبیاتی دارند، من تند خوانی دارم، ولی این کتاب را با دقت می خوانم که همسرم کنجکاو شد که چه چیزی می خوانم. گفتم نخوان چون ممکن است عصبانی شوی و بگویی که این دوست شما از 7 سالگی همش عاشق می شده است و اولین بار عاشق معلم اش شده بود (خنده). به هر حال من دیدم که شرایط استان خیلی سخت است .لیست های مختلفی از استان فرستاده می شد که من هم می دیدم. البته دو ستان حتما توانایی
همراه با نیکی مظفری از بهترین عیدی تا تیپ بازیگر مورد علاقه اش
باعث می شود که من در رفاه بیشتری باشم و به آن چیزهایی که می خواهم برسم و خوب زندگی کنم. نام فامیلی شما هم که مظفری است و با پیروز شدن همراه است و به هر قیمتی که هست باید پیروز شوید... (خنده) بله، مطمئنا همه آدم ها دوست دارند که تلاش شان به سرانجام برسد و به آن هدفی که می خواهند برسند و پیروز شوند و این یک نکته مشترک در همه آدم هاست. ما زندگی می کنیم که از زندگی مان لذت ببریم