سایر منابع:
سایر خبرها
روضه خوانَت تمام افلاک است
یک نگاهت بردگان را زنده کردی شُکر خدا یک عمر دستم را گرفتی درس کرامت از خود بابا گرفتی اینکه دو عالم روضه خوان غربت توست ارثی ست که از غربت مولا گرفتی در زیر پایت آسمان از جاش پاشد از برکت تو سامرا عرش خدا شد نامت علی بود و غریبی را چشیدی بار غم و غربت به دوش خود کشیدی صحن و سرای خاکی ات این را به من گفت بعد از شهادت هم تو روز خوش ندیدی
نگاهی به مجموعه شعر از نامت چند حرف کبود به دهان مان پس دادند
کامی نمی کند، بلکه به فضا و دریافتی ملایم از پدیده دعوت می کند. عاشقانه هایی که در این دفتر جا خوش کرده اند، عمدتا کوتاه نوشته هایی هستند که آنی از لحظه های مکاشفه ی عاشقانه شاعر را، به شعر کشیده اند. "هر جاده ای که انتخاب کنی/ به رفتن ات/ می آید. (ص 70)" "با نام خودم به دنیا آمده ام/ با نام تو خواهم مرد. (ص71)" "تمام زندگی/همان یک تصنیف بود/ که با آن همه جراحت/ خودش
مهم ترین اتفاق سال 95 شعرخوانی در محضر رهبر انقلاب بود/ امیدوارم سال جدید، سال فرج امام زمان (عج) باشد
آرزوی من همین است و بس اگر قرار باشد به خوانندگان یک کتاب عیدی بدهید، آن کتاب چه خواهد بود؟ ما در سال 95 یکی از شاعران بزرگ معاصر، استاد حمید سبزواری را از دست دادیم. من مجموعه کامل اشعار و سروده های حمید سبزواری در دوجلد و با عنوان این بانگ آزادی را هدیه می دهم. جا دارد یادی هم از شاعر خوب کشورمان احمد عزیزی بکنم که همین چند وقت پیش از بین ما پرکشیدند، روحشان شاد و یادشان گرامی
شعر دیگر هنوز هم زنده است
می کند. یعنی ما معتقد بودیم که آن امر کشف شده، زبان خاص خودش را هم می آورد و معنایی نو می سازد. در شعر روایی که پیش از شعر دیگر رایج بود، از پیش معنایی وجود داشت که شاعر آن را روایت می کرد. اما در شعر دیگر شاعر معنایی نو ایجاد می کند و بعد آن را وارد زبان می کند. پس شعر دیگر به دنبال ساختن زبانی است که وجود نداشته و شاعر آن را ایجاد و زنده می کند. البته، این تعریف در دیگر هنرها نیز مثل نقاشی جاری
کار بلد های خنده؛ از غفوریان تا مدیری
جلالی مردم این داد زدن های شما را دوست دارند. یادم است در شیراز روز اول گریمور زنمان نیامد تا مرا گریم کند. گفتند از شما می ترسد. گفتم مگر من شاخ و دم دارم؟! بالاخره بعد از مدتی گریمور جوان با ترس و لرزآمد. آنقدر بگو بخند تا آخر گریم کردیم که آخرش گفت خانم امیر جلالی طوری شما را معرفی کردند که من فکر نمی کردم این اندازه مهربان و خوش اخلاق باشید. نظر خانواده تان چیست؟ در زندگی
هفت ترانه از هفت نگاه/ به بهانه انتشار آلبوم هفت ترانه در استان
. آلبوم هفت ترانه تجلی این همکاری و همچنین وسواس در انتخاب شعر و تمامی دست اندرکاران بوده که زمان شروع به کار و برنامه ریزی برای این آلبوم چهارسال که انتخاب شعر به تنهایی دو سال را به خود اختصاص داده است. جا دارد ضمن تشکر از تمامی دست اندرکاران این آلبوم اعم از خوانندگان و نوازندگان و تنظیم کننده موسیقی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، به همه
مارهایی که ذوق شاعر اردکانی را برانگیخت+تصاویر
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به گزارش راهنمای سفر من به نقل از اردکان گویا، محمود بناپور استاد دانشگاه نمایشگاه مارهای سمی وانواع حیوانات تاکسیدرمی را برای آموزش سمعی , بصری وعملی در معرض بازدید کنندگان قرار داده تا نگاههای خانواده ها و کودکان با طبیعت با نگاه مثبت تری باشد. علی عابدینی از شعرای اردکانی پس از بازدید از این نمایشگاه شعر زیر را سرود:
چه بر سر فیلسوفان مخالف هیتلر آمد؟
به همان مدرسه منفور کایزر فریدریش بازگشت؛ منتهی این بار خودش را مجهز به وسایلی کرد که می توانست برای استقلال تازه یافته اش بجنگد. تا هفده سالگی همه امتحاناتش را با موفقیت به پایان رساند و چند سال بعد را به مطالعه آثار گوته، شیللر، شکسپیر و ایبسن اختصاص داد، همچنین برای مجله مدرسه متن هایی خلاقانه و روزنامه نگارانه می نوشت. در سال 1911 آنجا را ترک کرد و تجارب دوست نداشتنی اش را پشت سر گذاشت.
رضا کیانیان و علی کیانیان و گفتگویی خواندنی با این پدر و پسر!+تصاویر
همه اش یعنی حرفه ای. این شخصیت نمایش اگر تصمیم گرفته تعقیب کند، حرفه ای تعقیب می کند، حرفه ای کار می کند و سعی می کند حرف های سوژه اش را بفهمد. درنتیجه اگر حرفه ای باشد، هر روز به افق های بهتر و بیشتری می رسد. این شخصیت به صورت حرفه ای کار خود را ادامه داده است و این موجب شده دنیای نویسنده ای را که تعقیبش می کند، کشف کند و بفهمد، درنتیجه، خودش از نظر رژیم به یک عنصر نامطلوب
خودشیفتگان دوران اخیر
اگر جماهیریه را نفی کنم؟ شما نمی توانید جماهیریه را نفی کنید. جماهیریه سرنوشت جهان است. حاکمیت مردم، مرحله ی نهایی است. در همه دنیا سرانجام به همت کتاب سبز روز انقلاب فرا خواهد رسید. مردم قدرت را به دست می گیرند و راهنمای آنها کتاب سبز خواهد بود ... جناب سرهنگ در تمام این داستان آیا جای کوچکی برای آزادی هست؟ آزادی ؟ کدام آزادی ؟ این خودش آزادی است. تنها آزادی واقعی همین است. چه
سردبیر نشریه پرآوازه توفیق درگذشت
حسین توفیق یکی از بازماندگان خاندان پرافتخار توفیق در مطبوعات ایران بود که دیروز رخ در نقاب خاک کشید. به گزارش ایران آنلاین، حسین توفیق نام پدر و بنیانگذار این نشریه پرآوازه را برخود داشت و بعد از درگذشت پدر به اتفاق دو برادرش، عباس و حسن توفیق سکان مدیریت این نشریه پرنفوذ را تا سال 1350 و توقیف آن توسط هویدا در دست گرفت گزارش ایران آنلاین و تاریخ ایرانی را در پی می خوانید:
استعمار و استثمار در کار نیست!
قرارداد شروع کردیم ماجرا برای من مانند دانشگاه بود، دانشگاهی که این بار مباحث تئوریک ندارد و ما باید در عمل یکسری چیزها را یاد گرفته و اجرا می کردیم. این موضوع از نحوه ساخت قطعات، انتخاب نوع شعر، تنظیم، خواندن و اجرای صحیح لحن گرفته تا روزهای اجرا برای ما وجود داشت. یعنی از همان روز اول اجرا در تالار ایوان شمس که به خبرنگاران اختصاص داشت تلاش کردیم تا روز به روز سطح اجرا را بهتر کنیم. من هم در این
معرفی شاعر طنزپرداز مرحوم دکتر سید حسن حسینی
و نیز در پژوهش و تأملات محققانه، خرد و ذوق و ابتکار، شاخصه های کار او بود. مشاهده فرآورده های ذهن خلاق او هماره برای اینجانب اعجاب آور و تحسین انگیز بود. درگذشت او خسارت بزرگی برای اصحاب هنر و ادب است. این حادثه تلخ را به بازماندگان آن عزیز و نیز دوستان و همکارانش و به همه دلبستگان به زبان و ادب و شعر فارسی تسلیت می گویم و از خداوند متعال، فیض و رحمت و مغفرتش را برای آن فقید مسئلت می کنم. سید علی
سردبیر نشریه پرآوازه توفیق درگذشت/ وداع با بازمانده یک خاندان پرافتخار
سرگذشت توفیق و خاندان پرافتخار آن توفیق، هفته نامه فکاهی و سیاسی که محمدعلی جمال زاده آن را در حکم آئینه ای دانسته که در آن چهره عامیانه معشوقه اش (زبان فارسی) را می بیند و نشریه ای که پس از نیم قرن فعالیت از سال 1301 تا 1350 هجری شمسی در آن زمان به دستور هویدا نخست وزیر وقت توقیف و چند ماه بعد امتیاز آن لغو و چاپخانه آن تعطیل شد، پس از چهل سال و این بار به شکل مجموعه ای کم نظیرتحت عنوان
غزل نیمایی برای بهار 96 تا طعنه به رئیس جمهور و وزیر اطلاعات
کننده برای انتخابات شوراها پیشنهاد میشه اسم شورای شهر به #فدراسیون_شهر تغییر پیدا کنه! یه پیشنهادم اینه که انتخابات شورای شهر به ورزشهای المپیک اضافه بشه! حامد صافی هم به مناسبت سال نو در کانال تلگرامی ترگونه یک شعر نیمایی منتشر کرد: بهار دست بسته مانده است تمام فصلهای من شبیه شب پر از سخاوت سکوت لحظه های خستگی ست مرا بگیر و شاخه ای
دنیا فنی زاده، "کلاه قرمزی" را برای همیشه تنها گذاشت/ دولت فعالیت های قرآنی را به شوخی گرفت
اعلام خانواده مراسم تشییع این استاد دانشگاه روز پنجشنبه برگزار خواهد شد . عباس ماهیار در سال 1316 در شهر عجب شیر متولد شد . کارشناسی زبان و ادبیات فارسی را از دانشسرای عالی تبریز و کارشناسی ارشد و دکتری زبان وادبیات فارسی را از دانشگاه تهران دریافت کرد. عنوان پایان نامهٔ وی در مقطع دکتری تصحیح انتقادی دیوان اثیر اخسیکتی بوده است . از آثار این استاد ادبیات می توان به: صرف و
تیم ملی با گزارش های من نمی بازد!
10نفره بازی کرده است را من گزارش کرده ام و باز نباخته است. تیکه خاصی هم انداخته اید که تیتر روزنامه ها شود و دهان به دهان بچرخد؟ بازی ایران و قطر در قطر که 10 نفر بودیم. بعد از گل قوچان نژاد گفتم: شلیک 70 میلیون ایرانی به قلب قطر که تیتر روزنامه ها شد. همه این ها بداهه ست وگرنه بنویسی، خراب می شود. تا به حال حرفی هم زده اید که به یک فوتبالیست حسابی بَر بخورد و حاشیه
بسته شعری ویژه ولادت امام محمد باقر(ع)
/> حسین ایمانی مهر تو خار نخل هایم را رطب کرد ما را گدای اول ماه رجب کرد آقای من مهر تو را واجب نوشتند یعنی تو را بر غیر تو غالب نوشتند سال هزار و سیصد و اندی گدایی ست روزی ماها از همین چندی گدایی ست من چهارده قرن دنبال شمایم مال خودم هم نیستم مال شمایم ماه رجب تا که به تو آغوش وا کرد با آبرو شد، خویش را ماه خدا کرد تو موسی دریا علم
نگاهی به مجموعه شعر جوهر جان
هر واژه آتشفشان است ، سربه مُهر و قفس تنگی را به جامعه ادبی عرضه کرده که همه این آثار علاوه بر استقبال خوب مخاطبان، مورد توجه منتقدان نیز قرار گرفته است. نکته ای که در خصوص جوهر جان پرداختن به آن ضروری ست، لحن با صلابت و حماسی غزل ها در عین برخورداری از نرمی و لطافت تغزل است. شاعر در جوهر جان ازعرصه تلفیق هنرمندانه فرم و محتوا سربلند بیرون آمده است و محصول کار او، غزلی پرتپش و
متاگپ | عباس اسماعیل بیگی: مدیران دوست دارند سیاست های خودشان روی سکو دیکته شود / به 40 کشور رفته ام و ...
کنار تیم ملی و پرسپولیس شروع کردین؟ اول به عنوان هوادار می رفتم استادیوم و بعد سال 69 یادمه همون سالی که مارکار آقاجانیان بازیکن اخلاق و پرسپولیس قهرمان شد؛ من اون موقع سنج می زدم، دیگه سکوداری را شروع کردم و دوره های مختلف مسئولیت کمیته های مشوقین رو داشتم. سال 83 هم مسئول کمیته مشوقین تیم های ملی بودم؛ اما سه ساله که در پرسپولیس مدیریت کانون هواداران رو دارم اما با این که مدیریت کانون
افشین یداللهی: در پرتاب شاه دانه با لوله خودکار به مرحله استادی رسیدم!
دارید؟ می خواهید برایتان بخوانم؟ (دکتر شعر را می خواند ولی من ترجیح می دهم آن را ننویسم تا شما در حسرت شنیدنش بمانید، البته شاید هم رعایت حالتان را می کنم) *در دوران مدرسه دانش آموز سر به راهی بودید؟ سال اول دبیرستان شروع کردم به شیطنت ولی چون از همه همکلاسی هایم کوچک تر بودم، فاصله ام با شاگرد های سر و زبان دار زیاد بود. باگذشت زمان این فاصله کم تر شد، تا جایی که سال
اشعار ویژه ولادت حضرت امام محمدباقر (ع)
رباب پیرت کرد مهدی رحیمی : روشن تر است این پسر از ماه صورتش گردن کشیده ماه خودش هم به رویتش ماه رجب به ماه عرب چشم دوخته معلول خیره ست به دقت به علتش ماه تمام اول ماه رجب رسید قد قامت الصلوة به قد و به قامتش شد اولین محمد بعد از پیامبر آمد ز دست های علی هم نبوتش چون آفتاب وقت طلوع و غروب
صلاح الدین اوزگوندوز: به سفارش امام خمینی(ره) به مسجدسازی روی آوردیم
توانست اعدامتان را به زندان تبدیل کند؟ نه؛ خودش سرباز ما شد. پیشتر تعداد کسانی که در مراسم عاشورا شرکت می کردند، در سال های اول سی الی چهل هزار نفر بود. ما از تلویزیون می خواستیم تبلیغ کنیم که فلان روز و فلان ساعت مراسم عزاداری امام حسین(ع) است. هر تبلیغ تقریباً در تلویزیون بیست ثانیه زیرنویس می شد. آن زمان هزینۀ تبلیغ، ثانیه ای دویست دلار بود. باید چند بار این زیرنویس تکرار می شد. ما
معرفی نه آلبوم از موسیقی ایران در سال 95
سر گذاشت، حالا در آستانه پنجاه سالگی سومین آلبومش یعنی منشور را منتشر کرده؛ آلبومی که براساس گفته خودش حداقل چهار سال پیش مسترِ نهایی شده است. منشور در مقایسه با سکوت سرد تغییرات زیادی دارد و حتی به مترسک هم آنچنان نزدیکی ندارد. سوژه اصلی این بار نه ترانه و نه ملودی، بلکه ساز گیتار است. اگر در مترسک گیتار آکوستیک یا ویلنسل نقش های کوتاه اما موثری را داشتند یا اهمیت ملودی بر دیگر المان
آرامگاه سعدی شیرازی شاعر و نویسنده توانمند ایرانی+ تصاویر
، در سال 1372 توسط استاد کاشی کار "تیرانداز" طراحی شده و توسط میراث فرهنگی اجرا شده است، تصریح کرد: بر فراز حوض ماهی یک نورگیر به شکل هشت ضلعی و دو نورگیر چهارضلعی در طرفین آن قرار دارد. سیامک بصیری خاطر نشان کرد: در عمق 10 متری صحن آرامگاه قناتی وجود دارد که آب آن دارای مواد گوگردی و جیوه است، آب این قنات که در زیر زمین جریان دارد به درون حوض ماهی می ریزد. وی ادامه داد: سنگ
سالار عقیلی: حنجره ام بدون مردم معنی ندارد
تفاوت از کجا رقم می خورد؟ من یک خواننده و درواقع آوازخوان هستم. نزدیک به یک دهه نزد استاد صدیق تعریف به آموزش آواز پرداختم و ردیف های آوازی عبدالله خان دوامی را نزد استاد تعریف آموختم. در سال هایی که من مشغول به یادگیری موسیقی بودم کمتر تصنیف ارائه می شد و بخش اعظمی از آثار اساتید زمان را آواز تشکیل می داد. در حالی که حالا سلیقه مردم به سمت تصنیف گرایش پیدا کرده است. بسیاری از مخاطبان
گفتگو با عباس جدیدی، پرحاشیه ترین عضو شورای شهر
چهره خبرساز سال عباس جدیدی متولد 1348 عضو شورای شهر تهران قهرمان کشتی جهان نایب قهرمان کشتی المپیک قهرمان بازی های آسیایی چهره خبرساز در شبکه های اجتماعی بعد هم به واسطه حضور فعالش در عرصه ها و مکان های مختلف و عکس هایی که از او منتشر شد، در صدر اخبار اجتماعی قرار گرفت و در نهایت سال را با اظهارنظرهای داغش در مورد هنرمندان به پایان برد
سیدحسن حسینی؛ شاعر کشاف/ او آرمان هایش را به یک بشقاب پلو نفروخت
شدند و او را ترک کردند، غیر از چند نفر که می دانستند که او اهل مداهنه و مجامله و چاپلوسی_زبانم لال_ نیست. آتش زبان حسینی، ذوالفقار آبدار بود آتش زبان او ذوالفقار آبدار ؛ زبان در دهان سیدحسن حسینی نبود، بلکه شمشیر برنده ای بود. این شمشیر برنده اول خودش را می زد و بعد به سمت دیگران حمله ور می شد. دیگرانی که معصوم نبودند، دیگرانی که به نام شعر انقلاب شیادی می کردند؛ دیگرانی که به
شاهد مرگ غم انگیز بهارم، چه کنم؟
حال نزدیک هفت هشت تا به اصطلاح! کتاب هم چاپ کردم. کتاب شعر هم صدا با حلق اسماعیل و گنجشک و جبرئیل را چاپ کردم. در زمینه ترجمه، حمام روح گزیده آثار جبران خلیل جبران شاعر و فیلسوف معاصر عرب را از عربی و انگلیسی به فارسی ترجمه کردم. (چون ایشان به دو زبان می نوشته است). فن الشعر استاد احسان عباس را به فارسی ترجمه کردم و شرح کردم که پایان نامه ی فوق لیسانسم بوده، بعد در زمینه سبک شناسی، بیدل، سپهری و
روایت حمید حامی از روزهای بیماری و ضعف و سیاهی...
کمکم کرد که بتوانم دوباره شروع کنم. در حال درمان هم بودید؟ سراغ خیلی از دکترهای ایرانی و خارجی رفته بودم، همه متفق القول می گفتند این یک گرفتگی عضلانی است، اما خودم باور نمی کردم. الان بعد از گذشت یک سال که این همه روی استیج رفته ام، هنوز باور نمی کنم این من باشم که روی استیج می روم؛ فکر می کنم آن آدمی است که بیمار بود. از اردیبهشت 94 می گفتید.. . بله. خداوند