سایر منابع:
سایر خبرها
حکایت مجید صالحی و دوقلوهایش
سریال میکائیل از من دعوت کردند و با تماممیل و علاقه ای که برای بازی در این کار داشتم اما چون کار در شهرستان بود نتوانستم آن را قبول کنم و پیش از عید هم کار دیگری پیشنهاد شده که باز هم در شهرستان بود و من نرفتم... درواقع سعی کرده ام که در حد توان در کنار همسرم و البته بچه ها باشم و هرکاری که از دستم بر می آید انجام بدهم. راه افتادن یک موج اشتباه من همیشه بچه ها را خیلی دوست داشتم و
احساس کنم مفید نیستم، کنار خواهم کشید/ حمله دلواپسان توشه آخرت من است/ مرا از مسئولیت معاف کنند، لحظه ...
به عهده داشتم. به همین دلیل و با توجه به محدودیت های ویزایی که آمریکایی ها به نمایندگی ایران در سازمان ملل تحمیل می کردند، نمی توانستم مرتب در رفت و آمد باشم و لذا بیشتر اوقات برای مذاکرات با سه کشور اروپایی در تهران و اروپا بودم و خانواده ام در نیویورک تنها بودند. اما خب خدا رو شکر، به لطف آقای احمدی نژاد، بعد از دو سال در سال 86 عملا بیکار شدم و فرصت کردم 6 سال در کنار خانواده ام باشم. بالاخص
رضا عنایتی در آرزوی داشتن یک دختر !
اوقات با وجود اینکه به تنبیه فیزیکی عقیده ای ندارم مجبورم پشت دست بچه ها بزنم؛ یعنی گاهی اوقات می بینم که از حد گذرانده اند و تنها این کار می تواند عمق ناراحتی را به آنها نشان دهد. کارهای سخت همسرم زمانی که من در اردو هستم، مسئولیت بیشتری بر عهده همسرم است و کار بسیار سختی دارد اما در کل حتی زمان هایی که من در خانه باشم هم مدیریت داخلی خانه با همسرم است و من در آن دخالتی ندارم
پرونده سینمای ایران در بهار 94
پس چهره اش وجود داشت حال و هوای دیگری به فیلم داد. زهرا حاتمی حضور زهرا حاتمی در فیلم صفی یزدانیان از همان ابتدا عجیب و جالب به نظر می رسید. خیلی ها گمان می کردند حاتمی بعد از گذشت این همه سال و دوری اش از سینما، حالا دیگر نتواند نقش بازی کند. شاید خیلی ها هم فکر می کردند صرفا برای حضور در نقشی کوچک انتخاب شده و بازی اش چندان بُعد ندارد. تماشای فیلم خیلی چیزها را
90/ ادینهو نتوانست از پول بگذرد
این 7 سال خیلی خیلی برای تراکتور زحمت کشید. من خودم از امیدهای تراکتور ایشان را می شناسم و خیلی دوستش دارم. هم زحمت بچه ها را کشید و هم همیشه با غیرت بازی کرد. اگر هنوز جدایی اش قطعی نیست آرزو می کنم بماند. اگر هم که قطعی شده فقط می توانم برایش آرزوی موفقیت کنم. خدا کند کیانی روزی دوباره به تراکتور برگردد. 90: نحوه جدایی اش ناراحت کننده نبود؟ این مسائل در فوتبال وجود دارد. گاهی بازیکن
ماجرای نبش قبر شهید بهنام محمدی/ جسدی که پس از 31 سال سالم بود
محمدی نوجوان 13 ساله زبر و زرنگی بود که به او تعلیمات لازم را جهت کسب اطلاعات از دشمن داده بودم، و به عنوان اطلاعات چی در خدمتم بود. یک روز به بهنام گفتم برو پیش عراقی ها و بگو صدام کِی به خرمشهر می آید؟ مادرم یک گوسفند نذر کرده که هر وقت صدام آمد زیر پایش قربانی کند؛ آنوقت آن ها دیگر با تو کاری نخواهند داشت. بعد به آنها بگو که تعداد زیادی تانک از فلان مسیر در حال حرکتند و دارند به سمت شما می
میراث جرج گراهام برای آرسن ونگر و آرسنال
1) ارائه خط دفاعی نیرومند: زمان تصدی گراهام در چهار سال اول رادار بازیکن یاب وی هیچ گاه نا امیدش نمی کرد. لی دیکسون و استیو بولد از لیگ پایین تر و تیم استوک سیتی به خدمت گرفته شدند و نایجل وینتربرن دفاع چپ این تیم از ویمبلدون تازه صعود کرده به لیگ برتر خریداری شده بود. با ورود گراهام در سال 1986 تونی آدامز مدافع اسطوره ای انگلستان کاپیتان آرسنال لقب گرفت و دیوید اولری بسیار با تجربه هنوز در خط دفاعی تاثیرگذار بود. گراهام خط دفاعی نفوذ ناپذیر توسط تمرین و تکرار های بی امان، نظامی و ظالمانه بنا کرده بود. این نکته هنوز هم مطرح می شود که این سرمربی برای نگه داشتن مدافعان در یک واحد، از طناب برای بستن آن ها و کنترل منظم آن ها در تمرینات استفاده می کرده و پیام این حرکت مشخص بود. آرسنال تیمی بود که نقطه قوت آن خط دفاعیش بود. ...
عذرخواهی سوشا مکانی از هواداران استقلال!
هستیم. الان وقت تقویت تیم است. فصل گذشته هواداران خیلی زجر کشیدند و مشکلات فراوانی را تجربه کردیم. ان شاءا... با تدابیر مسئولان جدید سال خوبی را پیش رو داشته باشیم. موضع تو در قبال مذاکره پرسپولیس با وحید طالب لو چیست؟ موضع خاصی ندارم. مربی بزرگی مثل برانکو به طور حتم همه مسائل را در نظر می گیرد و بعد چنین تصمیمی اتخاذ می کند. مطمئن هستم تمام این تصمیم ها در جهت تقویت پرسپولیس
سحر قریشی و رازهای خانوادگی اش
آورند و در مزون برای فروش می گذارند و با افتخار جنس خارجی بودن را اعلام می کنند. علاقه به مطالعه بعد از بازیگری کتاب می خوانم ولی اصلا رمان نمی خوانم. از همان اول هم به خواندن رمان هیچ علاقه ای نداشتم. البته قبل از بازیگر شدن اصلا کتاب نمی خواندم چون بچه درس خوانی هم نبودم هیچ علاقه ای به کتاب نداشتم. همیشه در دوران تحصیل کتاب های من تا آخر سال، نو باقی می ماند. ولی بعد از
آن چه هاشمی از انقلاب دوم وسوم گفت
دیگران فکر می کردند که بعد از استعفا یک دفعه مریم می ریزند در خیابان ها و آن حرف های روز اول انقلاب شروع می شود شاید این فکر بود. منتها آن مردمی که ما می بینیم تو خیابان بریز نیستند. آنها فقط حاضرند همان جور که تظاهرات کردند. دو هزار نفر زن بی حجاب تا دم نخست وزیری بیایند آن جایی که بدانند کسی کارشان ندارد همان قدر تظاهرات حاضرند بکنند. این مقدار تظاهرات چیزی نبود. به هر حال ملت ضربه را زد آن جا را
بازیکن چپ پای فوتبال لرستان : پرسپولیس دنیزلی بشدت دنبال من بود
بعنوان اولین سوال بیوگرافی خود را بفرمایید؟ بنام خدا . علی صدرا هستم متولد 1362 اهل خرم آباد متاهل و دانشجوی مقطع کارشناسی تربیت بدنی در چه سالی و در چه رده سنی فوتبال را آغاز کردی؟ در سال 72 و در رده سنی نونهالان شروع کردم و فوتبال را در همه رده های سنی گذارنده ام علی صدرا در تیمهای زیاد لرستانی به میدان رفته در تیمهای خارج استان چه تجربه ای دارد ؟
آمدند و خراب کردند و رفتند +تصاویر
)، سنگلج، پشت پارک شهر و پایین چهارراه سیروس با نام اودلاجان می دانند، در حال که امروز فقط یک راسته بازار را به همین نام می شناسند. اودلاجان در منطقه 12 تهران قربانی به نام کوچه هایی مانند حاجی ها اشاره می کند و می افزاید: قدیم ها رفتن به مکه کار سختی بود و با اسب و شتر حداقل دو سه سال طول می کشید. خیلی ها هم به خاطر سختی راه دیگر بازنمی گشتند. اینقدر این رفتن سخت و تعداد حاجی
عشق به زن قاچاقچی مرا قاتل کرد
کنترلی روی میزان عشقم به نسرین نداشتم. موضوع را با پدر او هم درمیان گذاشتم. برای این که به زن جوان برسم تصمیم گرفتم مواد را ترک کنم. به همین خاطر هفت ماه است که لب به هیچ مخدری نزدم. بعد چه شد؟ وقتی مواد را ترک کردم رابطه ام با نسرین خوب شد و زیاد به خانه او رفت و آمد داشتم. به همین خاطر بچه محل ها اسمم را بهروز عشقی گذاشتند. چند ماهی با نسرین رابطه داشتم تا این که متوجه شدم او بر
احمدرضا عابدزاده در گذر زمان +عکس
این پست آغاز می کند اما یک اتفاق، یکی از بزرگترین گلرهای تاریخ ایران را متولد می کند، یک مصدومیت. احمدرضا تعریف می کند: 9 سالم بود. بچه های دیگر همه از من سن و سال شان بیشتر بود. یک روز دست دروازه بان تیم شکست. گفتند چه کسی را بگذاریم؟ آخرش من را انتخاب کردم. احمدرضا این پست را دوست ندارد و اعتراض می کند اما بچه ها تصمیم شان را گرفته اند، تصمیمی که احمدرضا بعدها می فهمد در سرنوشتش چقدر
انتقاد بازیگر مشهور از سانسور در سینما
آن فیلم افتاد و همه هیجانی که نسبت به سینما داشتم را با این کار تجربه کردم. به اعتقاد من روسری آبی از هر نظر فیلم کاملی بود و نگاه خانم بنی اعتماد به عنوان کارگردان اثر هم نگاهی بی طرفانه بود. فیلم، قصه آدم هایی بود که درگیر مشکلات اقتصادی بودند و خانم معتمدآریا نقش بانویی را ایفا می کند که به خاطر این مشکلات تن به ازدواج با مردی می دهد که هم سن و سال پدرش است. در عین حال آن سوی ماجرا هم با مردی
خانه من هنوز پایگاه حفظ نظام اسلامی است
زیادی می داد. غسل جمعه و نماز جمعه اش ترک نمی شد. دائم در حال ذکر گفتن بود. ارادت خاص ایشان به اهل بیت به خصوص حضرت ابوالفضل(ع) زبانزد بود. افطاری دادن شب 21 ماه رمضانش هیچ وقت ترک نمی شد. بعد از بازنشستگی در الموت مشغول دامداری و کشاورزی شده بود. خدا هم مزد خدمات صادقانه و خالصانه اش را به او داد و پیکر علی اصغر بعد از 31 سال اول به ملاقات همسرم به الموت تاکستان رفت. همسرم می گفت نمی دانم می توانم
بیوگرافی الناز حبیبی + عکسهای با همسرش + ماجرای ازدواج و آیا جدایی؟
کردم چون فکر کردم مهم حس رضایت و خوشحالی خواهرم است. برای آی سودا هم این دوری خیلی سخت است. درواقع خواهرم بااینکه تنها دو سال از من بزرگتر است اما حس مادرانه ای نسبت به من دارد و بعد از فوت مادرمان برایم مادری کرد. ما شش خواهر و برادر هستیم و من فرزند ته تغاری مادرم بودم و ایشان خیلی مرا دوست داشتند و برایم آرزوهای بزرگی داشتند. مادرم دوست داشت من به محض اتمام دوره دبیرستان وارد
گفتگو با محمدجواد ظریف؛ از واکنش به انتقادات منتقدان تا جزئیاتی درباره یک مصاحبه جنجالی
کار دیپلمات دوری از خانواده است. به خصوص در سال های 81 تا 84 یعنی سه سال اولی که نماینده دایم ایران در سازمان ملل متحد بودم مسوولیت مذاکرات هسته ای با سه کشور اروپایی به ریاست دکتر روحانی(دبیر شورای عالی امنیت ملی وقت) را به عهده داشتم. به همین دلیل و با توجه به محدودیت های ویزایی که آمریکایی ها به نمایندگی ایران در سازمان ملل تحمیل می کردند، نمی توانستم مرتب در رفت و آمد باشم و لذا بیشتر اوقات
نظر مردم در مورد عاشقانه های ناآرام چیست؟
نداشتید اپیزودهای آخر رو سلاخی نمیکردید تا مثل دو سه قسمت اول ابتدا و انتها داشته باشه و بیننده تکلیفش با خودش معلوم شه ! در کل من فقط از بازی آقای عرب نیا لذت بردم و اون دوستمون که ترومپت میزد ، و از دید من کار مثل نمایشنامه خوانی بی سر و تهی بود که فقط دوستان تو زحمت افتاده بودند و متن رو حفظ کرده بودند و روخوانی نمیکردن ! برای کارگردان محترم آرزوی خلاقیت و برای بازیگران محترم
مدعیان دروغین در عرصه سیاست: "نائب بعدی امام زمان من هستم!"
به من سپرده شد که به منازل و مغازه های آنان تحویل می دادم. هر سال یک سخنران معروف دعوت می کردند. دو سالی هم مرحوم دکترحسین فریدونی از اعضای اصلی انجمن در تهران به میانه آمد و در آن مراسم به ایراد سخن پرداخت. چون هنوز نوجوان بودم، ارتباط چندانی با فعالیت های درون گروهی انجمن نداشتم اما مرحوم دایی ام که از اعضای انجمن حجتیه در شهر میانه بود و گاهی جلسات در منزل ایشان تشکیل می شد من نیز
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (66)
شاگرد خوب و با ادب هرگز شماره موبایل استادش رو برای شوخی بعنوان . . . .. فروش گوسفند زنده تو نیازمندیها چاپ نمیکنه ... 7. هر وقت حال ندارم همه برنامه ها رو ببندم و پی سی رو خاموش کنم، کلید سه راهی رو با پام میزنم مثل گاو خاموش میکنمش... به کامپیوتر میگم: بیخیال فکر کن برق رفت!!! 8. فانتزی من اینه که یه جعبه دسمال کاغذی بخرم وقتی خواستم بازش کنم یک
بررسی یک پرونده جنایی/ جنایت در نیمه شب
دوام بیاورد و جانش را از دست داد اما نامزدش بعد از چند ماه نجات پیدا کرد و به زندگی اش ادامه داد. هنوز یک سال نشده بود که این داغ روی دل ما بود و همگی ناراحت بودیم. بهرام هم در آن زمان 15ساله بود. خیلی بچه بود و اهالی محل را مقصر می دانست، فکر می کرد آنها باعث شده اند چنین اتفاقی بیفتد . برادر بهرام ادامه می دهد: موضوعی که بهرام به عنوان انگیزه مطرح کرده ، اصلا قابل قبول نبود به همین دلیل
علی لهراسبی و درگیری اش با مجاز و غیر مجاز
بودم یک تجربه بود. آن زمان یعنی سال هفتاد و نه جوانی بودم که فقط صدایم قشنگ بود و تجربه دیگری از حیطه موسیقی نداشتم. اصلا چطور شد که از شما برای خواندن تیتراژ این سریال دعوت شد؟ من تک خوان گروه های سرود در مدرسه و بعدها در دانشگاه بودم. خودم هم گروه سرود داشتم و مربی سرود هم بودم.عوامل آن سریال نیز از بچه های کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان بودم که به من خواندن آن تیتراژ
فال و فال بینی در تهران با مشتری های پر و پاقرص
با بی تفاوتی می گوید: چه ربطی دارد ؟ مگه مشکل همه فقط پوله؟من خیلی ساله میام اینجا، واقعاً به فال مادام اعتقاد دارم. می گویم اینکه اعتقاد داری یعنی چی ؟ او هم جواب می دهد: مثلاً یه بار گفت کارت جور می شه می ری خارج، خب رفتم.بعد گفت تو مسیر آشنایی جدید قرار می گیری، دقیقاً همین جوری شد و... خلاصه هر چی می گه به یه ماه نشده همون جوری می شه. چشم هایم را مثل کسی که از تعجب نمی داند چه
چگونه میتوانیم درماه رمضان بیشترمقرب شویم؟
رزمندگان را صرفاً به هوش نظامی آنها نسبت داد. البته آنها بسیار باهوش بودند اما همه اش این نبود. این بچه ها گاهی یک طرح هایی می ریختند که تمام اتاق فکرهای ارتش های جهان را شکست می دادند؛ چون همۀ اتاق فکر ها پشت سر صدام بود. بچه های ما آن هوش نظامی خود را از ارتباط شان با خدا در می آوردند. و می دانید چه چیزی را باور کرده بودند؟ باور کرده بودند تا اتصال به خدا نداشته باشند کارشان پیش نمی رود، فکرشان
آوار 12 هزار نفری این بار روی سر لهستان
در آورد.حالا نوبت لهستان است تا با این تماشاگران،با سعید معروف و محمد موسوی،با غفور و مهدوی و بقیه دوستان در آزادی شکست بخورد و با خاطره ای تلخ تهران را ترک کند.بدون شک اگر بچه ها همت کنند و مثل بازی با آمریکا آماده باشند،کوبیاک پس از بازگشت به کشورش حرف های زیادی از تماشاگران،آوار 12 هزار نفری و جوی که دوست دارد تجربه کند خواهد داشت.
زورگیر سریالی از زنان: صفحه حوادث روزنامه ها را زیاد می خواندم/ خانواده ام باور نمی کنند زورگیر باشم
برایش مهم نبود همین جوری یک پولی برای هر تکه طلا به من می داد. گوشی های معمولی را هم به یکی از بچه محل ها می دادم او هم پول کمی به من می داد. از زورگیری ها چقدر گیرت آمد؟ زیر شش میلیون. ارزش اصلی جنس گیر مال خر می آمد. هر زورگیری چقدر طول می کشید؟ زیر 10 ثانیه. وقتی کسی جیغ و داد می کرد فرار می کردم اما بعضی ها آرام بودند، من هم کاری به آنها نداشتم، فقط
بابت این شوخی از مردم عذرخواهی می کنم!
نگران فصل آینده هستیم. الان وقت تقویت تیم است. فصل گذشته هواداران خیلی زجر کشیدند و مشکلات فراوانی را تجربه کردیم. ان شاءا... با تدابیر مسئولان جدید سال خوبی را پیش رو داشته باشیم. موضع تو در قبال مذاکره پرسپولیس با وحید طالب لو چیست؟ موضع خاصی ندارم. مربی بزرگی مثل برانکو به طور حتم همه مسائل را در نظر می گیرد و بعد چنین تصمیمی اتخاذ می کند. مطمئن هستم تمام این تصمیم ها در جهت
چگونه نرمال تر غذا بخوریم؟
مجله اینترنتی تناسب اندام: من حدود 10 سال با وزنم، غذاهایم، و بدنم درگیر بودم. من در مورد نحوه ی غذا خوردن، کاملا احساس گیجی می کردم. بنابراین حتی در طول دفعات محدودی که وزن کم کردم، دوباره دچار افزایش وزن شدم، زیرا هیچ ایده و نظری نداشتم که چطور باید مناسب بدنم، غذا بخورم. دوستانی داشتم که بدون فکر، و سریع تصمیم به غذا خوردن می گرفتند. وقتی گرسنه بودند، غذا می خوردند. مواد غذایی که
درباره تیمور تاش بیشتر بدانید+عکس
کابینه سردار سپه وزیر فواید عامه گردید. تیمورتاش در مجلس چهارم وکالت قائنات را بر عهده داشت و انتخاب وی به نمایندگی نیشابور از مجلس پنجم تا دوره نهم به طور پیوسته ادامه یافت. او که به همراه افرادی چون داور و فروغی تلاش فراوانی در تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی انجام داده بود، با به سلطنت رسیدن سردار سپه، در 28 آذر 1304 به عنوان وزیر دربار برگزیده شد و از این تاریخ مهم ترین و آخرین تجربة حیات سیاسی