سایر منابع:
سایر خبرها
حادثه طبس به روایت شاهدان عینی/وقتی طوفان شن کماندوهای آمریکایی را مات کرد
با هلی کوپتری عازم ورزشگاه امجدیه تهران شوند و پس از آزادسازی گروگانها سایر اهداف خود نظیر بمباران بیت امام در جماران، بمباران مرکز نگهداری مهمات، سپاه، حزب ریاست جمهوری و ... را نیز اجرا کنند. همه چیز برای یک پیروزی تمام عیار مهیا بود. 95 نیروی کوماندو آموزش دیده با تجهیزات نظامی بسیار قوی در پنجم اردیبهشت ماه سال 59 درست دو هفته بعد از قطع ارتباط یک جانبه امریکا با ایران و تحریم ایران
اقدام تحسین برانگیز جوان قمی در یک فروشگاه +تصاویر
شهادت خوب است حتی تشییع شهدا هم نمی رفتم، تا اینکه شنیدام دوست صمیمی من که با هم بزرگ شدیم شهید شده است، درهیئت سینه زنی می کردم گفتند شهدی آورده اند وقتی تابوت وارد شد دیدم نوشته شهید مهدی علی دوست منقلب شدم از خودم می پرسیدم چطور شد مهدی رفت شهید شد؟ من که با مهدی باهم به مسجد و پایگاه می رفتیم. به من گفتند جلو دار تابوت شهدا باشم رفیقان افزود: بعد از آن بود که تشییع شهدا را
کاندیدای آیت الله مصباح کیست؟
و جلیلی در بیانیه اش حرفی از حمایت از همشهری اش نزد و تنها در وحدت نیروهای انقلابی تاکید کرد. تقی مصباح، مشهور به محمدتقی مصباح یزدی علامه و فیلسوف جناح راست سیاسی با 83 سال سن هر چند سابقه مبارزاتی شفاف علیه حکومت پهلوی در کارنامه سیاسی خود ندارد اما بعد از پیروزی انقلاب به ویژه بعد از تاسیس موسسه آموزشی و پژوهش امام خمینی در سال 74 (مجموعه ای آموزشی برای تحصیل طلاب) پایش به عرصه سیاسی
وصیت نامه خواندنی یک شهید 17 ساله +عکس
...> برادران عزیزم! پیوسته در راه اعتلای اسلام و فرامین امام خمینی از جان و دل بکوشید و راه شهیدان را پیش بگیرید . ملّت ایران! از شما می خواهم که با اطاعت از امام که فقط برای خدا و مستضعفان جهان علیه مستکبران ، رسالت خود را انجام می دهد؛ یاری دهنده ی اسلام باشید و وحدت و همبستگی خود را حفظ کنید... نام : اسماعیل نام خانوادگی : آقاپور آرانی نام پدر : محمد تاریخ تولد: 1344/04/01 تاریخ شهادت : 1361/02/03 مکان شهادت : عملیّات فتح المبین - شوش نوع عضویّت و شغل : بسیجی - دانش آموز محلّ مزار : گلزار شهدای امام زاده محمّد هلال بن علی علیه السلام آران ...
محدوده ساخت و ساز روستای ابولحسن بازنگری می شود
. فلاحی گفت: وجود یادمان های دفاع مقدس ابولحسن و یادمان شهدای گمنام سیرانبند بانه مصداق بارزی از ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در فرهنگ تاریخی شهر بانه است که در طول هشت سال دفاع مقدس این فرهنگ کهن را زنده کردند. وی افزود: مردم روستای ابولحسن در انقلاب و هشت سال جنگ تحمیلی نقش خود را به خوبی ایفا کردند و ده ها شهید، جانباز و ایثارگر تقدیم نظام و اسلام کردند که هم اکنون منشاء خیر و برکت برای
دهه هفتادی بود اما هیچ شباهتی به بیشتر هم سن وسال های خودش نداشت و شاید همین تفاوت و انتخاب راه بود که ...
دهقان امیری) نحوه شهادت محمدرضا از همه دلخراش تر بود و آن 3 شهید دیگر با ترکش های گلوله شهید شدند. یادمان شهید محمد رضا دهقان امیری متولد 26فروردین ماه سال 1374 دراستان تهران به دنیا آمد. محمد رضا از نسل چهارم از فرزندان امام خمینی (ره) بود که برای دفاع از حرم به شهادت رسید. او دانش آموخته دبیرستان علوم و معارف اسلامی امام صادق (ع) و دانشجوی سال سوم فقه و حقوق اسلامی در مدرسه عالی
محمدباقر قالیباف در مراسم یادواره شهدای مدافع حرم استان مازندران: وضعیت آزادراه تهران-شمال سند بی ...
، نظامی و مالی فرصت را برای سلفی های خائن و جنایتکار فراهم کردند، خود آنها در آتش این تروریسم پروری می سوزند؛ ولی به برکت خون شهدای مظلوم و غریب مدافع حرم و شهدای دوران دفاع مقدس مثل شهیدان طوسی، نوبخت و دلاوران بسیجی گمنام مازندران، امروز کشور ما خود به جزیره امنیت، آرامش و ثبات تبدیل شده است. دکتر قالیباف با اشاره به دیدار خود از خانواده شهید بلباسی، تاکید کرد: فرزند این شهید بعد از
سخنان تکان دهنده شهیدی که رتبه یک کنکور شد
به گزارش شهدای ایران ، تقویم روزهای پایانی سال 1365، شاهد ثبت عملیات های فراوانی در دفاع مقدس است؛ روزهایی که در آن، شهدای بیشماری هم تقدیم اسلام و انقلاب شد. اما یکی از این شهیدان وصیت نامه ای کوتاه؛ جامع و البته درس آموز دارد: بسم الله الرحمن الرحیم فقط: نگذارید حرف امام زمین بماند. همین. حدود یک ماه روزه قرض دارم. آن را برایم بگیرید و برایم از همگی حلالی
واکنش خانواده رییسی به اعلام کاندیداتوری اش
ارتقا دادند و به استان همدان بردند. بعد از استان همدان ایشان تصمیم گرفت که به قم برگردد و طلبگی خود را ادامه دهد، اما ان روزها در تهران آقای موسوی خوئینی ها نمی گذاشت. هرچه ایشان اصرار داشتند که من میخواهم به قم برگردم و درس بخوانم و سمت اجرایی نمی خواهم از آن سو بود که اصرار وجود داشت که ایشان به کار اجرایی برگردند. این شد که به تهران رفتیم. چند سال گذشت و من هرچه می گفتم وسایلمان را
آرزو دارم آقا به خانه ما بیاید
کربلای 5 از اشغال آبادان بچه ها جبهه می رفتند تا کربلای 5 که شهید شدند. مجید که کوچکتر بود برای نگهبانی در شادگان می ماند ولی محمد جلو می رفت. مجید 17 سال و 3 ماهه بود که شهید شد و محمد تقریباً 19 سال و چند ماه. خدا رحمت کند پدر شهدا را، خیلی دلش می خواست شهید شود. راننده بود در جبهه. تا مرصاد را شرکت کرد. بعد از جنگ سپاه از او خواست که بماند. قبول نکرد. می گفت سرگیجه های بدی
همه چیز درباره شهاب جوانمردی، مدیرعامل فناپ
نبودم کلاً پایه ام خراب می شد و الآن خدمت شما نبودم و داشتید با یکی دیگر مصاحبه می کردید. . پدر سال 59 پدرم هم سن الآن من بود و من هم سن پسر دومم. این روزها خیلی سعی می کنم آن شرایط را برای خودم و پارسا بازسازی کنم. من خودم فرزند دوم بودم و مدام به آن روزها بازمی گردم و از خود می پرسم پسرم چطور جهان را می بیند. خانواده مادری من بسیار مذهبی و روحانی بودند، اما پدر
شهیدی که حاج احمد متوسلیان در سوگش زار زار گریه کرد
واقع در خیابان خردمند اعزام شد. در همان جا بود که با هر دو همرزم جداناشدنی خود آشنا شد؛ احمد متوسلیان و محمد توسلی و از آن پس تا اعزام به کردستان در بانه ، بوکان و سنندج و سر انجام در پاوه دوشادوش یکدیگر به ستیز با ضدانقلاب پرداختند. صبح روز چهارم اردیبهشت ماه سال 1359 که غلامرضا و علی شهبازی جلوی مقر سپاه مشغول صحبت بودند، سفیر مرگبار خمپاره 120 و پس از آن صدای مهیب چند انفجار، شهر را به
چشم هایم را باز بگذارید تا همه بدانند شهادت را آگاهانه برگزیدم
مصاحبه زیر با مادر شهید عباس زال شکل گرفت. حاج خانم چند سال دارید؟ شهید فرزند چندم تان بود؟ من 69 سال دارم. مادر شش پسر و سه دختر هستم. عباس پسر دومم بود. پسرم اولم ابوالفضل هم جانباز است. پس در خانواده شما چند تا از بچه ها به جبهه رفته بودند؟ بله، آن وقت ها در محله ما (خزانه فلاح) خیلی ها به جبهه می رفتند. این منطقه چهار هزار شهید داده است. هر روز جوان هایی را می دیدی که
اکبر نبوی: من سکولار نیستم
پاسخ برایم استدلال هایی می آورد. ترغیب تان نکرد با ایشان کار یا رفاقت کنید؟ نبوی: نه از ناحیه من و نه از ناحیه او چنین اشتیاقی مطرح نشد. به دلیل این که من به اندازه کافی گرفتاری داشتم و نمی توانستم وقت خالی برای همکاری با او داشته باشم. (در آن سال ها، هفته ای بیست و چهار ساعت در مقطع دبیرستان در منطقه شش تهران تدریس می کردم. دانشجوی علوم اجتماعی گرایش جامعه شناسی ارتباطات بودم
جهاد سازندگی در روستاها مهاجرت معکوس را در پی خواهد داشت
کشور به ویژه مطالبه گری مستمّر از مسئولان محلی و استانی و ملّی به ویژه ارائه گزارش به محضر امام المسلمین حضرت سید علی ادام الله ظله الشریف و خشنودی معظم له از اقدامات جبهه جهادی و ابلاغ سلام حضرت ایشان به منتظران خورشید؛ زمزمه های مهاجرت معکوس در حال شکل گیری است. آری، این مصداق برای من ارزشمند است چراکه جهاد و خدمت را در 10 روز و 15 روز اردو خلاصه نکرده و تمام طول سال به مثابه اردوست
جنجالی ترین مناظره های تلویزیونی
تماس گرفت. موضوع را پرسید و من هم برای ایشان توضیح دادم. گفت گوشی را نگه دار تا توضیحاتت را به آقا بگویم و کسب تکلیف کنم. چند دقیقه بعد آمد و گفت آقا می فرمایند اگر حق را با خودت می دانی محکم بایست. من اگرچه همین انتظار را از رهبر انقلاب داشتم اما دلم قرص تر شد. با پایان دوره مرحوم آیت الله هاشمی و در انتخابات 76ردی از نخستین مناظره های تلویزیونی بین نامزدهای انتخابات در سیمای جمهوری
تلخی و شیرینی های خاطرات یک گزارشگر
شدن به عرصه گزارشگری رادیو عنوان کرد: در سال 76 فراخوانی مبنی بر جذب نیروی انسانی در استان مرکزی در حوزه رادیو اعلام شد، تصمیم گرفتم در این فراخوان و تست مربوط به صدا شرکت کنم، صدای من مورد پذیرش ارزیاب ها قرار گرفت و بعد از آن قرار شد که به عنوان نیروی حق الزحمه در رادیو مشغول به فعالیت شوم، بعد از مدتی رادیو برای نیروهای حق الزحمه خود آزمونی برگزار کرد و پس از آن به عنوان نیروی رسمی صدا و سیما
شهید عباس نجفی
شد ولی پس از بهبودی، دوباره به جبهه شتافت و در منطقه خرمال و حلبچه براثر بمباران شیمیایی توسط بعثیان دچار مصدومیت شیمیایی شد. عباس نجفی مرد جنگ و صلح بود، در دوران جنگ قدرت سازماندهی و فرماندهی و بسیج نیروها توسط ایشان برکسی پوشیده نیست. می گویند نیمه پنهان زندگی مردان بزرگ بعد از مرگشان روشن می شود. اظهارنظرهای کارشناسانه در بیشتر مسائل، رسیدگی به امور فرزندان شهدا حتی شبانگاهان و پس
معضلی بنام ردیف اول در یادواره های شهدا/ تفاوت رویش های انقلاب و فضای صفر و یک/ دستگیر نشدن در تبریز به ...
خیلی بلند شد و خود سردار هم قدری منقلب شدند و من نهایتا بعد از اتمام شعر تریبون را تقدیم آقای پورجمشیدیان کردم. ایشان بعد از اینکه خوش و بشی با بنده داشتند پشت تریبون قرار گرفتند و چند دقیقه ای طول کشید که بتوانند قدری خود را آرام کنند. آنجا بنده را معرفی کردند. آن روز در واقع برای اولین بار بحث اجرا را آغاز کردم. مجری دم دستی اجرا برای خود یک سنگر است بیش از ده سال
ماجرای 8 دختری که بی اجازه به جبهه رفتند
کوچک تر بودیم و طبق معمولی من از همه کوچک تر بودم، از پیروزی انقلاب به بعد هر جا که می رفتم به لحاظ سن، کوچکترین بودم. در آن جا گروه مان کوچک ترین گروه به لحاظ نفرات، سن و تخصص بود ، آقای دکتر کرمانی بدون هیچ مقدمه ای از اهمیت عملیات و اهداف ارزشمند آن صحبت کرد. همه را متعهد کرد که اگر کاری از دستتان بر نمی آید در آن جا نمانید، کسانی بمانند که قدرت چند روز ایستادن و بی وقفه کارکردن را دارند. او
دقایقی چند با یادگار سردار بی سر مدافع حرم/ هنوز هم سایه پدر بالای سرم هست
از نزدیک می دیدم و با آن ها مأنوس بودم؛ زمانی که خبر شهادت ایشان را دادند یکی از فرزندان شهدا که رفاقت خاصی بین ما بود، من را بغل کرد و گفت من برای دومین بار یتیم شدم. او جمله ای به من گفت که بعدها به آن رسیدم، چون اوایل فراق پدرم برای ما دشوار بود و آن جمله این بود که اگر حضور فیزیکی پدرتان نیست، اما قطعاً و یقیناً حضور معنوی ایشان همیشه بالای سر شما هست و من به عنوان یک فرزند شهید، بارها
پرواز ساعت 8 و 10 دقیقه از خیابان سلسبیل
گواهی به ولایت امیرالمؤمینن علی بن ابی طالب(ع) و یازده فرزند پاک آن حضرت که همگی یکی پس از دیگری به هدایت مؤمنین پرداختند و در راه اعتلای شجره ی طیبه ی ولایت یا شهید شدند و یا مسموم، به جز دوازدهمین امام به حق ما حضرت مهدی(عج) ارواحنا لمقدمه الفداء که در غیبت به سر می برد و در آینده ی نزدیکی یملأ الله به الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً... سفارشات و مکنونات قلبی ام را عنوان می دارم
فتنه بزرگی که قلوب را به لرزه در آورد
نتیجه نرسیدن آمده است. لذا باید در گزاره های تاریخی و حدیثی در جستجوی ماجرایی با چنین مشخصاتی باشیم. شاید در نگاه اول مصداق این فتنه کور و تاریک، انشعابات مذهبی(بعد از شهادت امام صادق) و واقفیه به نظر برسد؟ خب باید از شما سؤال کنم آیا واقعاً چنین است یا می تواند موضوعی دیگر و با اهمیت بیشتر در میان باشد؟ برای فهم بهتر ماجرا اشاره به حدیثی از امام صادق(ع) می کنم که حضرت در رابطه
ماجرای توهین به کارگردان و بازیگر مطرح گیلانی در کمیسیون فرهنگی شورای شهر رشت!
اطمینان دادید که چنین اجازه ای به هیچکس نخواهید داد. روز جلسه فرا رسید و بنده به دعوت شما به جلسه کمیسیون فرهنگی وارد شدم و به دستور شما بعنوان رئیس جلسه پشت تریبون قرار گرفتم؛ بعد از سلام و احترام به جمع حاضران، هنوز چند جمله نگفته بودم؛ به شهادت خودتان و همه اعضای محترم و با وجدان کمیسیون هنوز آنقدر کم گفته بودم که هیچ تحلیل گر توانمندی نمی توانست غرض کلام را با این جملات اندک ناتمام
15ساله بودم که تفنگ به دست گرفتم/جانبازان شیمیایی مظلومترین اقشار جامعه ایثارگری اند
/> انگیزه تان از حضور در جبهه چه بود؟ من عاشق امام (ره) بودم. باوجود سن وسال کمی که زمان پیروزی انقلاب اسلامی داشتم؛برای شخصیت مبارز و مردمی ایشان احترام خاصی قایل بودم.دو سال از شروع جنگ می گذشت که به عضویت پایگاه بسیج شهید بهشتی مسجد امام سجاد (ع) درآمدم .15ساله بودم که عزم رفتن به جبهه و تفنگ به دست گرفتن کردم .با دستکاری شناسنامه ام، از طریق ستاد پشتیبانی راهی شدم.پست من کمین
می گفت با کسی ازدواج کن که شهید شود
. بازگشت ایشان سه ماه طول کشید. این سه ماه برای من بسیار طولانی بود. این شد که تصمیم گرفتم همراه ایشان به منطقه بروم. ایشان ابتدا مخالف بودند اما با پافشاری و اصرار من موافقت کردند. بهمن ماه1361 من پنج ماهه باردار بودم که به منطقه مهاباد رفتیم و در یک خانه سازمانی ساکن شدیم. فاش نیوز: با توجه به سن کم شما، شرایط زندگی برایتان سخت نبود؟ - البته روزهای ترس و دلهره و تنهایی برای
رئیس مجلس خبرگان رهبری ارتحال آیت الله باریک بین را تسلیت گفت
خمینی(ره) و در راه هدایت مردم مومن و انقلابی قزوین علیه رژیم وابسته پهلوی، رنج و مرارت های بسیاری را متحمل شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز با پذیرش مسئولیت های مهمی چون نمایندگی ولی فقیه در استان قزوین، عضویت در ادوار مختلف مجلس خبرگان رهبری و نیز احیاء حوزه علمیه قزوین و حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل از هیچ کوششی دریغ نداشت تا جائی که فرزند برومندش نیز در دفاع مقدس، برای حفظ نظام اسلامی
آرزویمان دیدن چهره نورانی مقام معظم رهبری است/ محال است دشمن اشک ما را ببیند/ شرمنده اهل بیتیم/ سه سرباز ...
خدا و امام زمان (عج) ببینیم و خالصانه و صادقانه به آن چیزی که اعتقاد داریم عمل کنیم، به طور قطع هر لحظه عجل برسد، آن مرگ شهادت است. همسر شهید مدافع حرم افشین ذورقی اظهار کرد: امروز که ما تبدیل به خانواده شهید شدیم برای ما افتخار است اما وظیفه ما ادامه راه شهدا است و لباس رزم پدر فرزندانم برای هر سه فرزندم آماده برای شهادت است. کشانی گفت: آرزویی که من و فرزندانم داریم آرزوی
وقتی سردار خطه مازندران لباس سبز پاسداری به تن کرد
...> این سردار محبوب خطه مازندران، به تاریخ 19 فروردین 1366 به قائم مقامی لشکر منصوب شد و دو هفته بعد، بر فراز ارتفاعات ماووت ، بر اثر اصابت گلوله خمپاره به سنگرش، بال در بال ملائک گشود.آن چه پیش رو دارید، دو تصویر به یادگار مانده از روزی است که حاج حسین بصیر در جمع بسیجیان لشکر 25 کربلا لباس خاکی بسیجی را از تن درآورد و به لباس سبز پاسداری مشرف شد. گفتنی است؛ در شب عملیات کربلای 10، دوم اردیبهشت ماه سال 1366 خمپاره ای بر سنگر او فرود آمد و بصیر جبهه ها با بصیرت تمام بر قله های ماووت تا جایی اوج گرفت. ...
فضای انتخابات گرمتر شد
روز بعد از آن تصمیم گیری جمنا درخصوص حضور یک یا دو کاندیدا در انتخابات به طور رسمی اعلام می شود. محمدرضا باهنر، دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری در سخنرانی اخیر خود در جامعه اسلامی مهندسین با اشاره به رقابت احتمالی رئیسی و قالیباف گفت: آقایان رئیسی و قالیباف قرار است هر دو حضور داشته باشند و در درون تشکیلات جمنا با هم رقابت کنند تا معلوم شود کدام شان زمینه رأی آوری بیشتری دارند. اما این رقابت