سایر منابع:
سایر خبرها
وقتی از شدت گریه شانه های آقا می لرزید
احوالپرسی و از آنان تفقد می کردند. من هم در میان همین بزرگواران جلو رفتم و دو دستم را روی سینه گذاشتم و تنها جمله ای که خطاب به ایشان داشتم را گفتم که: آقا جان! الهی قربانتان بشویم و بعد هم دست ایشان را بوسیدم. آقا دستم را گرفتند و دستی هم به سر و صورتم کشیدند و گفتند: خدا نکند. حضرت آقا به تک تک ایثارگران توجه خاصی دارند. در همین دیدار هنگام برگزاری نماز جماعت بود که فرزند شهیدی که حالا
داستان واقعی نبش قبرشهید محمدی چه بود؟+فیلم
به گزارش فرهنگ نیوز ، ارسلان ظاهری بیرگانی : دیروز هوای تهران خیلی گرم شده بود، گاهی فکر می کردم در خوزستان خودمان هستم ... این روزها با وجود گرمای هوا، روزه داری قدری سخت شده، اگر چه ما بچه جنوبیم اما راستش ما هم بعضی وقت ها کم می آوریم ... دیشب تا دم دمای سحر بیدار بودم، سحری ام را می خورم و بعد از اذان صبح می خواهم چُرتی بزنم. هر چه تلاش می کنم خوابم نمی برد! به ناچار گوشی موبایلم را بر می
پیش بینی رئیس پیشین فدراسیون از روزهای بدی که در انتظار پرسپولیسی هاست
فدراسیون فوتبال نمی روید و یک باشگاه را قربانی می کنید؟ گفتم زندان می روم اما نمی گذارم صنعت، لیگ برتری شود پیشکسوت باشگاه پرسپولیس ادامه داد: در زمان من فشارهای زیادی وارد شد تا صنعت نفت آبادان به لیگ برتر آمده و راه آهن سقوط کند، اما من گفتم زندان رفتن را می پذیرم ولی نمی گذارم صنعت نفت به لیگ برتر بیاید. متاسفانه بعد از من، لیگ 17 و در نهایت 18 تیمی شد. پرسپولیس
پناهیان:چهار رکن زندگی بهتر چیست؟+صوت
رساند. علاقه؛ رکن اول زندگی بهتر/ هرچه علاقه بیشتر باشد، زندگی بهتر خواهد بود/ علاقۀ شدید سرچشمۀ لذت است حالا برمی گردیم و رکن اول زندگی بهتر را به صورت دقیق تر تعریف می کنیم. محبت موتور گرمابخش زندگی انسان است و اگر محبت نبود، ما شبیه مرده ها بودیم. اما در زندگی بهتر، محبت باید چگونه باشد؟ دقت کنید که در اینجا نمی خواهیم دینی صحبت کنیم! این سؤال را پیش هر آدمی(دیندار یا بی
محسن تنابنده: بی تربیتی ممنوع!
مجله زندگی ایده آل: کمتر آدم های معمولی را می توان پیدا کرد که به افرادی خاص در میان مردم بدل شوند و همه توجهات را به خود جلب کنند. این روزها خیلی ها معتقدند برای دیده شدن باید دست به کارهای عجیب و غریب زد اما خانواده نقی معمولی ثابت کردند که محبوب شدن ارتباطی با این مسائل ندارد و همین که شما خودتان باشید کافی است؛ آن وقت همه توجه ها جلب می شود؛ محسن تنابنده، مغز متفکر پایتخت معتقد است تمام
احمد مهرانفر: در زندگی واقعی خنده رو نیستم!
توانایی اش را ندارم. من وارد بازیگری شدم، جلو آمدم، درسش را خواندم، تمرین کردم و جلوتر می آیم اما همچنان چیزی که مرا جذب کند وجود دارد. آن کودکی و بازیگوشی... اینکه می توانم با کارم آدم ها را جدا از اینکه سرگرم کنم، به فکر فرو ببرم، برایم مهم است. خیلی به این قضیه فکر می کنم که وقتی نقشی بازی می کنم حرفی هم برای گفتن داشته باشم. رسیدن به مرحله ای که آدم ها نگاهت می کنند و اینجا می توانی حرف های خودت
قدم به قدم با "استعمار" در تاریخ ایران
ایران شکست بزرگی است؛ این گفته را رهبری در سال 88 گفتند؛ با ورود کشتی های پرتغالی به اقیانوس اطلس اولین پایه های استعمار بنا شد شخصی به نام هنری ناویگیتور، یعنی هنری دریانورد، پادشاه پرتغال بود، که دستور ورود به دریاها را می دهد؛ کشتی ها ابتدا کوچک بود بعد بزرگ تر می شوند، ابتدا پارویی بودند و بعد به ارزش بادبان پی می برند؛ وارد اقیانوس اطلس می شوند؛ اولین پایه های استعمار زده
لاریجانی اصولگراست اما در روش ها جهت اعتدالی
کاملا دیده می شود نمونه اخیر آن نشست فرمانداران در وزارت کشور بود آقای روحانی مطالبی پیرامون انتخابات آزاد بیان کرد و عصرهمان روز لاریجانی همان حرف ها را تکرار کرد آیا این احتمال می رود لاریجانی و یاران او در مجلس بخواهند در انتخابات با تابلو و گفتمان اعتدال و نه اصولگرایی وارد شوند؟ کوهکن: ما برای انتخابات استراتژی و تاکتیک داریم به هر جهت استراتژی مشخص است البته تاکتیک ها می تواند متفاوت
مناظره افشاگرانه و کوبنده امام حسن علیه السلام با معاویه و یارانش
مناظره ای پرداخته است که بین امام حسن علیه السلام و معاویه و چند تن از خواص یارانش رخ داد. این مناظره به درخواست و توطئه معاویه و به منظور تحقیر و منکوب کردن امام حسن علیه السلام صورت گرفت، اما نتیجه آن چیزی جز رسوایی معاویه و اطرافیانش نبود. متن روایت کتاب احتجاج چنین است: از شعبی و ابو مخنف و یزید بن ابی حبیب روایت شده است که گفتند: در اسلام روزی نبود که در آن محفلی برقرار و گروهی در آن جمع
روایت های یک جانباز شیمیایی از تاوان عاشقی
(مرگ ریه) شده بود. حالا اصلا دیگر ریه ام حالت دم و بازدم ندارد و مثل یک تکه گوشت آویزان است . درد همه زندگی ام است همه دردها ظاهری نیست، بعضی دردها از درون آدم را آتش می زند؛ تصدیق این حرف هم شعر مولاناست که می گوید مرد را دردی اگر باشد خوش است/ درد بی دردی علاجش آتش است . ناصر افشاری و امثال او درد داشتند؛ درد عشق. به قول خودش امروز هم دارند تاوان عاشقی خود را می دهند که هر روز
و مهران اینگونه آزاد شد
عملیاتهایی که اوج ولایتمداری و ایثار در آن نمود پیدا کرد عملیات کربلای 1 بود. دلیلش این بود که نیروهایی که قبل از این عملیات در چندین عملیات دیگر حضور داشتند و هنوز برای تجدید قوا و یا مرخصی به عق نرفته بودند، در کربلای1 نیز حاضر شدند. اجبار در کار نبود بلکه به دلیل بروز عملیاتهای پشت سر هم در فاو، فکه و بعد هم در مهران، کسی از دلش نمی آمد که عملیات ها را رها کند و به مرخصی اعزام شود. بعد از
هیچ چیز نمی تواند مانع استقلالی شدنم شود جز حرمت هواداران پرسپولیس
حرمت هواداران پرسپولیس و عشقی است که در این مدت آنها به من دادند وگرنه هیچ چیز دیگر نمی تواند مانع حضورم در استقلال شود. * حالا همین حرمت هواداران پرسپولیس باعث شود که استقلالی نشوی؟ - گفتم که فردا و پس فردا باید راجع به این قضیه خوب فکر کنم. * جالب اینجاست که مسئولان باشگاه استقلال پشت سر هم مصاحبه کرده و مدعی اند که تو را نمی خواهند و حسینی در لیست مظلومی نیست
شهدا از مقابله با آمریکا می گویند
افسرده ببیند، چرا افسرده باشیم؟ ما که به دنبال احدی الحسنیینیم (شهادت یا پیروزی) دیگر چرا افسردگی؟ افسرده نباشید، چهره ها شاداب باشد، نشاط داشته باشید، آن وقت شعارتان همین است که آمریکا و مزدورانش هیچ غلطی نمی تواند بکنند. ... چند روز قبل سفیر انگلستان آمده بود و می گفت خوب بفرمایید تا کی می خواهید این گروگان ها را نگه دارید؟ گفتم تکلیف این ها را روشن کرده ایم چندبار می پرسید؟ تکلیف این ها
سرمایه داران جعلی
در تولد نورسته ها نقش اصلی را داشته اند و می گوید: در دوران سازندگی از تکنوکرات ها حمایت شد و خصوصی سازی کارخانه ها به ضابطه مندی امروز نبود، اینها مجدد سرمایه گذاری کردند و ثروتمند شدند. کسانی که در این دوران نقشی در اقتصاد داشتند، کسانی بودند که در صنعت و تجارت بودند. او هم باور دارد که عده ای در اقتصاد ایران با رانت به قدرت مالی رسیدند و مدتی بعد به نام سرمایه داران نورسته شهرت پیدا
محمد دادکان:وزارت ورزش نمی خواهد سر استقلال و پرسپولیس بالا باشد.
برای جام جهانی در روز آخر اعلام کردم که لژیونرها را نمی خواهم و بدون آنها به ژاپن رفتیم و حتی گفتم که لژیرنرها در خارج به بازی کردنشان ادامه دهند اما امروز فکر می کنید فوتبال از این ضعیف تر و خوارتر خواهد شد؟ وی با بیان اینکه دیگر فوتبال را از این ذلیل تر نمی بینید گفت: در رده 15 دنیا بودیم و می گفتند باید دهم شویم اما الان که چهلم دنیا هستیم کسی نمی گوید پانزدهم بودیم. رفتیم جام ملت
ماجرای درگیری با محافظ بنی صدر
/> ما (نیروهای ارتش) تا روز بیستم جنگ حتی یک اسیر هم ندادیم. اما از روز سوم به بعد از عراقی ها هر روز اسیر و همچنین تجهیزات مختلف به غنیمت می گرفتیم. از روز چهارم به بعد عراقی ها باز هم به داخل مرزهای ما پیشروی داشتند، اما دفاع همچنان ادامه داشت و ما تا شب هفتم توانستیم عراقی ها را در حد فاصل 10 کیلومتر از سمت راست شلمچه و به فاصله 150 متر پشت نوار مرزی عقب برانیم. * موضع
اسماعیل دوستی: مجلس دهم، مجلس ژنرال ها باشد
. فردای آن روز رفتم شورای نگهبان، ایشان پیشانی من را بوسید و گفت انتخابات تأیید شد. گفتم مگر قرار نبود جلسه بگذارید؟ گفت لازم نیست. حالا چه کسی شیطنت کرده بود نمی دانم. به هرحال کشور در شرایط بسیارسخت فعلی، مجلس ژنرال ها را می خواهد تا مانند خود دولت، افراد باتجربه و شناخته شده در آن حضور یابند. برخی نمایندگان فعلی نه تنها کم تجربه هستند و شناسنامه ندارند، بلکه با دولت عناد دارند. اما نیروهای باسابقه
توزیع کوپنی تریاک در دولت بازرگان!
بود و دیگری، آقای خلخالی. این خاطره را گفتم که بگویم آقای خلخالی از یاران قدیمی و نزدیک امام خمینی بود و پیش از هر چیز باید این سوال را از خودمان بپرسیم که چرا آقای خلخالی تا این اندازه مورد هجمه قرار گرفته است؟ امروز بعضی ها می گویند تعدادی از اعدام هایی که ایشان انجام داد، روی قاعده و اصول نبوده است اما این حرف ها بدون توجه و درنظر گرفتن شرایط آن مقطع زمانی کشور، گفته می شود چراکه
پسر بد خطی که استاد خوشنویسی شد
فلاح از دوران دبیرستان شروع می شود. زمانی که باید به دبیرستان می رفت و دیگر آقای عباسی نبود که سرکلاس هایش شیرین کاری کند و باید خط را جدی تر می گرفت. دوستی داشتم که گفت بیا حالا که آقای عباسی نیست برویم کلاس خط ثبت نام کنیم. من می خواستم خوشنویسی کنم و او می خواست نی یاد بگیرد. یک روز رفتیم میدان بهارستان، نی خریدیم و رفتیم ثبت نام کردیم و من همان روز که دوشنبه بود رفتم سرکلاس استاد رضویان نشستم
ضرورت توجه جدی مدیران فارابی به بایدها و نبایدها/اگر شورای راهبردی سینمای کودک بنگاه معاملات ملکی شود، ...
اتفاق باید بیفتد و قطعا نتایج خوبی دارد. ترکمانی : با حرف شما موافقم، البته رایزنی هایی با برخی فیلمسازان کودک انجام دادیم و درصدد ایجاد تشکیلات گسترده تری از تمام فیلمسازان کودک هستیم و ناگفته نماند اینگونه برنامه ها نیازمند بودجه است که درحال حاضر ما داریم با بودجه ی شخصی مان این بنیاد را جلو میبریم. همانطور که گفتم بانک اطلاعاتی سینمای کودک هم با حمایت شخصی درحال انجام است. اما
بنیاد در آینه مطبوعات
علی، خستگی را از تنم دور کرد. حسن باقری چند روز بعد از این دیدار، به شهادت رسید. /سیدکاظم حسینی با ده-پانزده نفراز فرماندهان ارتش، دور هم نشسته بودیم. همه شان افسرهای دوره دیده ای بودند که پایین ترینشان فرمانده تیپ بود. صحبت، حول وحوش بستان وسوسنگرد بود و وضعیت نیروهای خودی و دشمن، هرکس چیزی گفت تا نوبت به علی رسید. علی صحبت هایش را طوری شروع و تمام کرد که بدون اغراق، همه تحسینش کردند. دو سه
مشروح مناظره دو فرمانده سپاه در دوران جنگ درباره عملیات کربلای 4
انجام داده بودند اما شناسایی آن ها در عمق منطقه و پشت جزیره ام الرصاص نبود. عراقی ها هم درست در همانجا خط را محکم کرده بودند. ساعت ها جلسات برگزار می شد و هر کس از دیدگاه خودش نظرات و تحلیل ها خود را می گفت. مثلا یک هفته بعد از کربلای 4، جلسه ای با آقای هاشمی برگزار شد. ما فشار آورده بودیم به آقای هاشمی که شما تصمیم بگیر ما عاشورایی می جنگیم. یکی از کسانی که این حرف را زد من بودم
سنگری که 10 سال میزبان پیکر هاتف بود/ 2 عکس از قبل و بعد از شهادت سیدمحمد
! بغض گلویم را گرفت. باورم نمی شد. همان سنگری بود که صبح از کنارش رد شدم و گفتم: خدا را شکر کسی در آن نبود. حالا می شنیدم که هاتف و بوجاریان زیر آن شهید شده اند. هر دو آرام خفته بودند. سیامک گفت: دوربینت را بده بروم از آنها عکس بگیرم. دوربین را از جیبم درآوردم و به سیامک دادم. سیامک رفت و من همچنان گوشه ی سنگر نشستم. سیامک برگشت و گفت: بابا این چه دوربینیه؟ هر کاری
روایت یک سلطنت طلب از دسیسه علیه جمهوری اسلامی
چشمان مرا باز کرد و این بار هم مثل تمام عمرم خداوند با رحمت بی پایانش به وسیله همان نیروی الهام مرا هدایت کرد و از اشتباهی که در آن بودم برحذر داشت. یک روز صبح در خانه جدیدم در حومه واشنگتن جلو آینه ایستاده بودم و در فکر بودم که چرا سلطنت بر عکس تمامی آنچه از کودکی به من گفته اند درست نیست. به نادرستی های فراوانی که در زمان شاه و بعد در ایام پسرش رضا دیده بودم و به افراد نادرستی که اطراف
سه روایت از ترور رئیس زندان اوین
. تا آن خانم را درمان کنند من که 9 سالی بیشتر نداشتم شروع کردم به سرک کشیدن تو این اتاق و آن اتاق. خلاصه شاید اغلب جنازه هایی که آورده بودند را دیدم. کفن های خونی و سوخته ... همه جا کثیف و خونی بود. همه داشتند می دویدند. اصلاً کسی حواسش به من نبود. من هم از روی کنجکاوی و شیطنت تمام اتاق ها را سرک کشیدم. اتاق ها پر از مجروح و جنازه بود. آن روز تا بعد از ظهر مامان درگیر مداوای آن خانم پیر شد و ما
پشت پرده آلوده کردن مردم ایران به ایدز توسط فرانسه + تصاویر
بعد اجازه نمی داد خون های خطرناک را به عنوان اهدایی بگیرند. بعدها وقتی از آن ها توضیح بیش تر خواستم، گفتند: "خون تو را دور می ریختیم." نمی توانم بفهمم، اگر می خواستند خونم را دور بریزند، چرا با من تماس می گرفتند که بیایم و خون بدهم؟ 11 سال آلودگی خونم، همه شانس من برای درمان را از بین برد." سال 1983 یک قانون جدید مبنی بر منع گرفتن خون از بیماران در معرض خطر تصویب شد، با این وجود، گرفتن
جزییات زندگی روزمره امام خمینی(ره) به روایت عروسش+ عکس
همواره اجرای واجبات و ترک کردن محرمات بود. یک روز به من گفتند: فاطمه خانم شما وسواسی هستید. مبهوت گفتم: نه، گفتند: چرا، من دیدم شما با دست خشک و تمیز شیر آب را باز می کنید و پس ازآن شیر را آب می کشید. این کار شما اسراف است و اسراف حرام. یک روز در کربلا بودیم من با اشاره به بخشی از حیاط به آقا گفتم: اینجا نجس است. مراقب باشید! آقا گفتند: شما وسواسی هستید و حرف شما برای من حجت نیست و اعتنایی به حرف من
90/ گفت بمان تا از تراکتور به تیم ملی برسی
. به هر حال قوت قلب داد. 90: تو چیزی نگفتی؟ چرا. اصلاً باب صحبت را خودم باز کردم. پرسیدم نظرت نسبت به من چیست و اتفاقات فصل قبل تکرار می شود که آن حرف ها را زد. باز هم گفت که فصل قبل مجبور بود با یک مهاجم تیم را به میدان بفرستد و ادینهو هم شرایط عالی داشت. تونی گفت: حالا دیگر پشت تو هستم و خیلی قبولت دارم. خوب تمرین کن تا از تراکتور به تیم ملی برسی. 90: حرف های تونی را که باور داری
توصیه شده با وضو زندگی کنید
ای که بعضاً به بنده توهین می کردند، هیچ کسی در مقابل این سخن، حرفی نزد. حتی بعد از جلسه بعضی از آنها آمدند و گفتند: ما حرف تو را قبول داریم. اگر علاقه های خودت را مدیریت نکنی علاقه به تو تحمیل می کنند؛ تو مجبور هستی علاقه های خودت را مدیریت کنی و الا دیگران این قدر علاقه های تو را مدیریت می کنند که اصلاً خودت را گم کنی. یعنی دیگر نمی فهمی که خودت چه می خواهی، چون همه اش دنبال این بوده
اختلاسگران حقیقی را بشناسید!
را روشن می کند و البته بعد که کنترل کردم دیدم فقط با یک پیچ رابط مشکل اتصال را حل کرده. کاری که دستمزدش حداکثر پنج هزار تومان بود! نوروز امسال همان شبهای تعطیلات در خانه دو طبقه ما لوله طبقه اول بند آمد. شبانه زنگ زدیم به یک لوله بازکنی مجاز، کسی آمد. کلی ما را ترساند که باید تمام حیاط و پارکینگ و واحد پایین شکافته شود و بعد تمام اینها گفت: البته مایع جدید لوله بازکنی هست. هر بسته اش (حدود چهار