سایر منابع:
سایر خبرها
ناگفته هایی از حصر
بودند. از شنیدن سخنان کوتاهی که ایراد کرد و شعری که خواند چنان دلم به درد آمد که به همسرم گفتم اگر به جای او بودم خودکشی می کردم و از قضا چنین نیز شد. همان شب از سفارت به خانه شخصی اش رفت و دست به خودکشی زد. دو روز بعد پیکر بی جانش را در آپارتمانش یافتند در کنار چند صفحه دست نویس به عنوان وصیتنامه که در آن یاران و همکارانش را به مردم کوفه تشبیه کرده بود! بگذریم؛ و اما سفیر تازه چه کسی
اعتراف دو جوان به 8 فقره سرقت، ربودن و آزار و اذیت زنان
من را از خودرو به پایین پرتاب کردند و گریختند. با طرح این شکایت پرونده به دستور قاضی مدیرروستا، بازپرس ویژه قتل پایتخت پرونده در اختیار کارآگاهان اداره 16 پلیس آگاهی قرار گرفت. در حالی که تجسس ها برای بازداشت دو متهم آغاز شده بود شکایت مشابهی به پلیس گزارش شد.شاکی که زنی 35 ساله بود در خیابان قزوین برای رفتن به سه راه آذری سوار خودرو شد و از سوی دو متهم مورد آزار قرار گرفت. او
امام کریمی که 3 بار نیمی از دارایی اش را در راه خدا بخشید
بدهد. او مرا تهدید کرده که اگر بدهی خود را نپردازم مرا زندان بیفکند. حضرت طواف خود را قطع کرد و همراه آن مرد براه افتاد تا نزد طلبکارش برود و از او مهلت بگیرد. ابن عباس می گوید: من گفتم یابن رسول الله گویا فراموش کردید که در مسجد قصد اعتکاف کرده اید؟ (چون شخص معتکف، قبل از پایان ایام اعتکاف، حق خروج از مسجد را ندارد) فرمود: فراموش نکرده ام ولی از پدرم شنیدم که پیامبر فرمود: هرکس حاجت
پشت پرده آلوده کردن مردم ایران به ایدز توسط فرانسه + تصاویر
، قربانی آلودگی ناشی از استخراج خون در مکان های پر خطر مانند زندان شد. مادرم گرفتار انتقال آلودگی از پدرم شد. افرادی که خون خطرناک دریافت کرده بودند، از این موضوع اطلاعی نداشتند و سال ها محیط اطراف خود را آلوده کردند. پدر و مادر من به همین شکل آلوده شدند. پدرم سال 1987 فوت کرد. مادرم هنوز زنده است، اما به خاطر درمان این بیماری، در شرایط بسیار دردناکی است." دوپلسی تصویری از مادرش را نشان می دهد
روایت یک افطاری ویژه/ تأثر محسنی اژه ای و اشک های مادر زندانی
این خانواده انتخاب شد؟ و در سه شنبه شب 9 تیرماه 1394 در خیابان مهران محله خانی آباد نو چه اتفاقی افتاد؟ نامش فرشته است. زنی که امروز 4 فرزند دارد و همسرش به جرم سرقت یا به قول خودش مال خری و مواد مخدر در زندان به سر می برد. فرشته که بر خلاف تاریخ تولدش انگار 50 سال دارد هم خودش زندانی است و جرم او نگهداری مواد مخدر است. حالا خودتان باقی ماجرا را تصور کنید ... مادر و پدر زندانی هستند و 4
ویژه نامه میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام؛ مولودی، احادیث، زندگینامه و تصاویر
به گزارش گروه "رسانه ها" خبرگزاری تسنیم ، در نیمه ماه رمضان سوم هجری، اولین فرزند علی علیه السلام و فاطمه سلام الله علیها به دنیا آمد. پس از ولادت، نامگذاری از جانب مادر به پدر، و از او به رسول خدا محوّل شد و آن حضرت هم منتظر نامگذاری پروردگار ماند. تا اینکه جبرئیل ،امین وحی، فرود آمد و گفت: خدایت سلام می رساند و می گوید چون علی برای تو همانند هارون برای موسی است، نام فرزندش را نام فرزند
در قسمت سیزدهم ماه عسل چه گذشت؟
به آغل بردیم سالم بودند. ساعت 3 نیمه شب بود که از خواب بیدار شدیم و متوجه شدیم پلنگی به آغل حمله کرده و حدود 37 تا 40 بره را خفه کرده و یا خورده است. به سرعت با محیط بانی تماس گرفتیم و من خیلی زود مسلح شدم. پلنگ را نشانه گرفتم. اما همین که خواستم شلیک کنم، پدرم اجازه نداد و مانع کشته شدن پلنگ شد. پدر اسماعیل در پاسخ به علیخانی که چرا این تصمیم را گرفته گفت: اسماعیل می توانست پلنگ را بزند اما من
شوهرم از رابطه ام با یک جوان باخبر شد، او را کشتم
باز هم سعی داشت وانمود کند از ماجرا بی اطلاع است، این بار نتوانست به پرسش های پلیس درباره روابط مشکوکی که داشت پاسخ بدهد. او در نهایت به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: من و حسن از مدت ها قبل با هم اختلاف داشتیم تا اینکه در سفری که به تهران رفتم، با کاوه آشنا شدم و رابطه مان شروع شد. به کاوه علاقه مند شده بودم و می خواستم با او ازدواج کنم به همین دلیل چندبار از حسن خواستم از هم جدا شویم ولی او با
بدخطی که استاد خوشنویسی شد!
نشان داد نه اصلا خودم می فهمیدم که این مسیر را انتخاب کنم. پنجم ابتدایی که بودم اصلا خط خوبی نداشتم. معلم ها مادرم را صدا می کردند و می گفتند ما اصلا خط این بچه را نمی توانیم بخوانیم. آن وقت فکر کنید پدر من خط خوب و دست گرمی داشت. همیشه شاکی بود و دعوایم می کرد که چرا اینطوری می نویسی و نوشتن حروف را مدام برایم تکرار می کرد. به همین خاطر من هیچ وقت خوشنویسی را دوست نداشتم. اما وقتی وارد راهنمایی
مرد هزار چهره، طنز یا تراژدی؟
نسل امروز شاید به محض شنیدن نام مرد هزار چهره به یاد سریال طنز مهران مدیری بیفتند اما نسل های کمی قدیمی تر ، پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها ، نمایش خونبار و غم انگیزی را به یاد می آورند . نمایش مهوع و حزن انگیزی از نفوذ مزدوران ساواک به درون شبکه های مبارزان . نمایش تاسف بار خود فروشی مردی که ساواک با افتخار او را مرد هزار چهره می نامید . نمایش در پرده شکنجه و قتل و اعدام و هم زمان محکوم کردن هرگونه
بدخطی که استاد خوشنویسی شد!
صلوات و هزار تابلوی بسم الله را بکشد و کشید بعد از آن تصمیم گرفت هر آیه قرآن را تبدیل به یک تابلو نقاشی خط کند و برای این کار 8 سال زمان صرف کرد تا در آخر تمامی آیات را در شش هزار و ششصد وشش تابلو به تصویر کشید. عصر یک روز تابستانی عظیم فلاح میهمان ما در مجله مهر شد تا باهم از حال و هوای دنیای هنرمندانه اش بپرسیم و او از دستان توانمندش برایمان تعریف کند. در آخر هم استاد برایمان یک تابلوی مختصر کشید
محمد نوری، کاپیتان پرسپولیس از خانواده اش می گوید
دارم و به نظرم این مساله در بین تمام خانواده ها یکسان است و هیچ پدر و مادری نمی توانند بین فرزندانش فرق بگذارند. البته این احساس حسادت بیشتر در زمان بغل کردن فرزندانم به وجود می آید و هرکدام را که بغل کنی آن یکی معترض می شود و می گوید چرا او را بیشتر بغل کرده ای. درواقع این ذهنیت بچه هاست و قطعا وقتی بزرگتر شوند، متوجه می شوند که تمام این مسائل حسادت های کودکی بوده است. فشار فوتبال در
شهیده حجاب، مروه الشربینی که بود؟
آلکس جلوی چشمان فرزند و همسر مروه، قاضی و سایر حاضران به وی حمله کرد و با ضربات چاقو وی را که سه ماهه باردار بود، از پا در آورد. هنگامی که آلکس ضربات چاقو را به شربینی وارد می کرد، شوهر مروه برای نجات همسرش به طرف وی شتافت که توسط پلیس آلمان مورد تیراندازی قرار گرفت و در حالی که وضعیتش وخیم بود به بیمارستان منتقل شد؛ که بعد از این اتفاق پلیس ادعا کرد که از روی اشتباه به وی تیراندازی
بغض دردناک یک مرد / خانواده ای 5 نفره با 4 بیمار در زیرپوست شهر
به ارث برده در حال مبارزه است، همسر خانواده از درد و رنج سایه سرش به بیماری قلبی دچار شده، پسر خانواده با 13 سال سن از دوپا در بدو تولد فلج شد و علاوه بر مشکل جسمی پا به بیماری دیگری مبتلا است و بزرگ تر خانواده مادربزرگ که درد رنج همسرش را با بیماری اعصاب و روان به سر کرد، در حال حاضر در کنار پسر بیمارش نظاره گر درد و رنج بوده و تنها دختر خانواده است که شاهد این مشکلات بوده و شاید نقطه قوت!
بازسازی صحنه قتل بیمار مبتلا به ام اس
به خانه او متوجه شدم همسرش به دف زدن علاقه مند است. به همین دلیل شروع به آموزش دف به زن جوان کردم. در ادامه رفت و آمدهایم میان من و مقتول اختلاف هایی رخ داد و باعث شد که من با او و همسرش مشاجره کنم و از آنها کینه به دل بگیرم. وی ادامه داد: به دنبال فرصت مناسبی بودم تا این که روز حادثه تصمیم به قتل این زوج گرفتم. زمانی که به مقابل خانه شان رفتم، سودابه در را باز کرد و با مشاهده من وحشت
ویتنام ؛40 سال بعد
ناسیونالیستی نبودند و به بیرون راندن مهاجمان خارجی ختم نمی شدند بلکه انقلابی و مشخصاً کمونیستی بودند. او به یاد می آورد که در کودکی، فرانسوی ها پدرش را که معلم مهدکودک بود، با خود بردند؛ او که فقط هفت سال داشت برای پدرش غذا به زندان می برد: از همه کسانی که می جنگیدند تا ویتنام را به اشغال دربیاورند نفرت داشتم. در ذهن خودم یک کمونیست شدم. او به خانواده ای مرفه از طبقۀ متوسط تعلق داشت، اما در دهۀ 1930 خانۀ آن
روایتی از 35 سال زندگی 5 کارتن خواب با تریاک، حشیش و کراک
. علی سابقه زندان هم دارد. وقتی به خاطر برادرش به جرم حمل موادمخدر سه سال و یک روز زندان افتاد: زندان برایم حکم آموزشگاه داشت، وقتی آزاد شدم، حشیش کشیدن را شروع کردم، بعدش هرویین آمد، همین طور مصرف می کردم تا این که سال 83 با 40 کیلو حشیش مرا گرفتند، زنم همه زندگی را فروخت تا حکم اعدامم شکسته شود، 15 سال حبس شدم، اما زنم با سه بچه طلاق گرفت و من تنها ماندم. علی بعد از آزادی از زندان، کارتن خواب شد
چند شیوه تربیتی از کریم اهل بیت علیه السلام
/> قصاب گفت : چون من در مخمصه عجیبی گرفتار شده بودم ، در خود هیچ گونه یارای انکار ندیدم . چون مرا در کنار جنازه خون آلودی با چاقوی آغشته به خون دستگیر کرده بودند؛ یقین کردم که به غیر اقرار به قتل ، چاره دیگری وجود ندارد. اما واقع امر این است که گوسفندی را سر بریده بودم و چون برای تخلی و رفع حاجت ، عجله داشتم با همان چاقوی خون آلود به خرابه شتافتم که اتفاقا با جنازه خون آلود مواجه شدم . وحشت
مرگ مرموز جوان 32 ساله در پاتوق معتادان
جایگاه ایستاد. لباس شخصی اش، نشانه های متهم را از او دور کرده بود. او اتهام قتل را رد کرد و در تشریح روز حادثه گفت: ساعت 21 شب حادثه صاحبکارم با موبایلم تماس گرفت و از من خواست تا دو نفر از مهمانانش را به خانه من بیاورد. من آن زمان به هرویین اعتیاد داشتم و وقتی صاحبکارم بحث پول را پیش کشید من هم قبول کردم. آنها طرف های ساعت 23 به خانه من آمدند. زن و بچه ام شهرستان بودند و من تنها بودم. وقتی آنها آمدند
تخریب یک خانه برای سرقت گنج مرد تاجر
. در آن جعبه نزدیک به 700 میلیون تومان سکه و طلا بود که بین دو نفرمان تقسیم کردیم. متهم ادامه داد: وقتی صاحبکارم از کانادا برگشت متوجه سرقت شد و بلافاصله به ماموران شکایت کرد. در تمام مراحل شکایت من نیز همراهش بودم و وقتی این موضوع را از زبان او شنیدم کلی هم ابراز ناراحتی کردم تا کسی به من شک نکند. به او گفتم من چند روزی را به مسافرت رفته بودم و حتما در آن چند روز که من نتوانستم به خانه سر
روایت های یک جانباز شیمیایی از تاوان عاشقی
سمت جبهه ها می رود؛ آن زمان به خاطر سن و سال کم به من اجازه نمی دادند که به جبهه بروم برای همین مجبور شدم شناسنامه ام را بشویم و کپی شناسنامه برادرم که 2سال از من بزرگ تر بود را نشان دهم، برای همین با نام عبدالرضا افشاری راهی جبهه شدم. یادم هست آن زمان موتور گازی داشتم و آنقدر آن را دوست داشتم که مادر می گفت فقط شب ها آن را نمی آوری در رختخواب؛ برای رفتن به جبهه همین موتور را هم به یک سوم قیمت
زن جوان کهگیلویه و بویراحمدی قربانی خشم همسرش شد (+عکس)
تکرار و ادعا می کرد در مرگ همسرش نقشی ندارد، اما در ادامه تحقیقات روز گذشته به قتل اعترف کرد. پرویز – ب 37 ساله به ماموران گفت: مدتی بود بر سر مسائل مختلف میان من و همسرم اختلاف هایی به وجود آمده بود. با افزایش این اختلاف ها، درگیری هایمان ادامه داشت تا این که شب حادثه من و اعظم دوباره با هم دعوا کردیم و با شدت گرفتن درگیری مان، عصبانی شدم و با دستانم گلویش را گرفته و خفه اش کردم.
سرمایه داران جعلی
88 و طی دوران شش سال زندان و 200 روز انفرادی دیگر موفق به بازگشت به محیط کارش نشده است ولی همچنان در دفتر کوچکی هر روز به مطالعه و مرور خاطراتش می گذراند. محسن صفایی فراهانی اعتقاد دارد افراد بسیاری از تحریم ها برای ثروت اندوزی استفاده کردند. او لحن محکمی دارد و می گوید: یک سوال مشخص این است که فردی مثل بابک زنجانی چطور موفق شد اینقدر پول بدست بیاورد. خیلی ها از آب گل آلود برای خودشان ماهی گرفتند
اقرار فریبکار وایبری به قتل دختر بیگناه
خواست تا با خانواده ام به خواستگاری اش بروم. من هر روز بهانه ای می آوردم و خواستگاری را به وقتی دیگر موکول می کردم تا اینکه مجبور شدم به لیلا حقیقت را بگویم. وقتی او فهمید من متأهل هستم، خیلی عصبانی شد و از اینکه او را فریب داده بودم با من مشاجره کرد. او تهدید کرد که موضوع ارتباطش را به همسرم می گوید تا زندگی ام خراب شود به همین خاطر تصمیم به قتل لیلا گرفتم تا زندگی ام را نجات دهم. وی ادامه داد: روز
مرد کینه جویی که برادر بزرگ را با خنجر به قتل رساند
حاکی است: پس از آن که متهم به قتل صحنه جنایت خود را با حضور مقام قضایی بازسازی کرد کارآگاه رمضانپور (افسر پرونده) نیز خلاصه ای از محتویات پرونده و اعترافات متهم در پلیس آگاهی را تشریح کرد و بعد از آن نیز قاضی سیدجواد حسینی با اعلام پایان بازسازی صحنه قتل، دستور داد متهم برای سیر مراحل قانونی روانه زندان شود. سابقه خبر نیمه شب بیست و پنجم فروردین گذشته، ماموران انتظامی در تماس با
شرحی بر سوز و گذار عاشقان بنزهای مدل قدیمی
ها در می آوریم، خرج این بنز و آن بنز می کردم تا سرپا بشود و روی همین اصل از لحاظ معاش خانواده، دچار مشکل شدم. با همسرم به مشکل بر خوردم و کار تا جدایی رفت اما من دست از علاقه ام به بنز برنداشتم و بالاخره همسرم راضی شد. این بی پولی اوایل کار بدجوری به من ضربه زد. اگر پول کافی داشتم هیچ کدام را نمی فروختم و برای خودم کلکسیون کامل درست می کردم. اینجور ماشین های لای زرورقی کم گیر می آمد. بیشتر این
قتل نوزاد شش ماهه پس از ارتباط نامشروع همسر
حرفی زد که من را خیلی عصبانی کرد. متهم ادامه داد: او به من گفت نوزاد شش ماهه فرزند من نیست و او پس از برقراری ارتباط نامشروع با یکی از همان معتادانی که برای مصرف شیشه به خانه مان می آمد، باردار شده اما به دروغ نوزاد را فرزند من جا زده است. همسرم بعد از فاش کردن این موضوع، سریع از خانه خارج شد. من هم که خیلی عصبانی شده بودم بالشی را برداشتم و روی صورت بچه گذاشتم و آنقدر فشار دادم تا خفه
امداد الهی؛در همه زمان ها و مکان ها
) به وسیله هارون(ع) به عنوان شخصی سخنور و توانا و به عنوان کمک کار موسی(ع)، حکومت و فرمانروایی داود(ع) و سلیمان(ع)، عنایت خداوند به یوسف(ع) با اختلافات اندک و... از مشترکات امداد الهی است. در قرآن کریم، موسی(ع) علاوه بر درخواست وزارت هارون(ع)، از خداوند طلب شرح صدر می کند (طه: 25). در قرآن کریم از الهام به مادر موسی(ع) و گذاشتن موسی در صندوق و انداختن او در رود نیل به عنوان کمک الهی یاد شده است
سه روایت از ترور رئیس زندان اوین
ارتباط برقرار کرد. کاظم که خود یک منافق به تمام معنا بود، بعد از زندان اظهار توبه و ندامت کرد و با این اعمال توانست روی مسئولین زندان اثر بگذارد و به منظور کمک به زندانیان در آن جا مشغول به کار شود. روز هشتم تیر جلسه ای یا حضور 24 تن از حکام شرع، آقای لاجوردی، آیت الله قدوسی، آیت الله گیلانی و چندین نفر دیگر از جمله خودم در دادسرا تشکیل شد. کاظم افجه ای که متوجه قضیه شده بود با هماهنگی
مرد جوان در آتش هوس همسرش سوخت
به تهران داشتم با مرد جوانی به نام محمدجواد آشنا شدم و ارتباط پنهانی ما آغاز شد. چند بار خواستم از شوهرم جدا شوم، اما او مخالفت کرد. حبیب به این رابطه شک کرده بود به همین دلیل تصمیم به قتل او گرفتم. موضوع را با محمدجواد در میان گذاشتم که او قبول کرد در قتل با من همکاری کند. ندا افزود: طبق نقشه مان شب حادثه داروی بیهوشی را در غذای شوهرم ریختم و او با خوردن غذای آغشته به این دارو، بی هوش