سایر منابع:
سایر خبرها
شوهر خاله ام مرا به اتاق تاریک برد تا ارواح خبیث را از کالبدم خارج کند ولی ... / هانیه شکنجه شیطانی شد
غیرعلنی پای میز محاکمه ایستاد و خودش را بی گناه خواند. این مرد با حکم قضایی از اتهام به دختر نوجوان تبرئه و به30 سال ، 99 ضربه و رد مال محکوم شد. با اعتراض شاکی پرونده به حکم صادره این پرونده در شعبه 32 دیوان عالی کشور تحت رسیدگی موشکافانه قرار گرفت و تایید نشد. به این ترتیب پرونده به شعبه همعرض فرستاده شد تا مرد شیاد بار دیگر از خود دفاع کند. این اخبار را از دست ندهید: اخبار زیر را از دست ندهید:
کشور نیازمند امر به معروف است/ناگفته هایی از خوابی عجیب
شب آیة الکرسی و چهار قل را بخوان، در یکی از شب ها خواب دیدم که حضرت زهرا(س) پشت سر بنده نشسته و فرمودند مادر شما که آیة الکرسی می خوانی درست بخوان بنده هم گفتم چشم و از خواب بیدار شدم و سپس نزد پدرم رسیدم و سه مرتبه آیة الکرسی را خواندم و ایشان فرمود که این آیه شریفه را تا قسمت هم فیها خالدون کامل بخوان. عضو خبرگان رهبری با اشاره به اینکه آیت الله شاه آبادی نسبت به حضرت زهرا(س) بسیار
وعده هایی که محقق نشد / لاله های تبریز در پی مکانی مناسب
زندگی می کردیم آن سال پدربزرگم کسالت داشت و دوست وی برای عیادت از پدربزرگم یک گلدان گل لاله همراه با پیاز آن برای پدربزرگ هدیه آورده بود، این گلدان لاله، لاله ایرانی خیلی زیبا و با کیفیت بود، این گل برخلاف لاله های عقیم وارد شده از کشور هلند، قابلیت تکثیر بالا داشت و به همین دلیل هر ساله پیاز این گل زیبای ایرانی تکثیر پیدا کرد. پدرم این گل لاله را همرا با پیاز در حیاط خانه کاشت، سال بعد این
مرگ، پرده آخر بی وفایی
معرفی کردم. با ثبت اعترافات متهم، کیفرخواست پرونده صادر و برای رسیدگی در اختیار دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. در جلسه دادگاه، پدر و مادر مقتول درخواست قصاص کردند. سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و با تاکید بر مهدورالدم بودن همسرش، گفت: همسرم با مردان غریبه ارتباط داشت و من خودم یک موردش را با چشم دیدم. همان روز که در کوچه کمین کرده بودم و رفتارش را با راننده اتومبیل شاسی بلند دیدم. در
آزادی مشروط راننده زانتیا پس از تصادف مرگبار
پیاده روی و ورزش از خانه خارج شدند و پیاده به سمت میدان کاج رفتند. پدر و مادرم دست در دست هم از روی خط عابر پیاده عبور کرده و مادرم چند قدم زودتر از پدر به پیاده رو رسیده بود که ناگهان دست پدر از دستش رها شد. می گفت پدرم را روی هوا دیده است. خودروی زانتیایی با سرعتی بسیار بالا به پدرمان زده و او را 22 متربه هوا پرتاب کرده بود. متأسفانه با آنکه بموقع با اورژانس تماس گرفته شده بود اما آمبولانس 20 دقیقه
جهانگیری: ریاست جمهوری محل کار آموزی سیاستمداران ناکارآمد نیست/ کسانی که ظریف را تضعیف می کردند امروز با ...
برجام عکس یادگاری می گیرند. سیاست های گذشته باعث مهاجرت نخبگان شد. او با بیان اینکه مدیر سرد و گرم چشیده اقتصاد است گفت: من سال های گرم و سرد کار در حوزه اقتصاد را چشیده ام. اعتراف می کنم تلاش شده اما راه زیادی مانده و ما با اتحاد همه گروه ها، قوم ها و تفکرات سیاسی باید این مسیر را اصلاح کنیم .من از نگاه اصلاح طلبانه می گویم که باید از همه ظرفیت ها استفاده کنیم. ما فرزندان انقلاب هستیم
مردانی جنگی و باایمان می خواهیم
/> این شهید یادآور شده است: پدر و مادر عزیزم، می دانم که سال ها رنج کشیده اید تا از جوانی که حاصل عمر شماست ثمره ای ببینید. روزی دهنده خداست. ما همه از خداییم و به سوی او بازمی گردیم انا لله و انا الیه راجعون این شهید می افزاید: همگی ما روزی از این جهان رخت برمی بندیم و به سوی الله می رویم. می دانم که شهادتم برای شما سخت است؛ اما راهی است که خودم انتخاب کرده ام و آگاهانه در این هدف مقدس گام
اینجا همیشه زمستان است
اینکه آنها در این سن کم دیگر سایه پدر بر سرشان نیست. او می گوید: حمید خیلی مظلوم و زحمتکش بود. با اینکه در معدن حقوق چندانی به او داده نمی شد ولی به خاطر خانواده اش با همه وجود کار می کرد و به زندگی اش امیدوار بود. او می خواست بزرگ شدن فرزندانش را ببیند و رویاهای بزرگی داشت اما افسوس که این حادثه او را از ما گرفت. حالا خواهرم خانه نشین و گوشه گیر شده است و باید برای بچه هایش هم مادر
از من جزییات قتل ها را سوال کنید
/> از تمامی زنان متنفرم او درمورد اینکه چطور دست به قتل زده، می گوید: شکست در زندگی با همسرم اولم دلیل همه اینها بود. مرا به جایی رساند که از تمام زنان متنفر شدم و کینه به دل گرفتم، آن قدر که به جنون رسیدم. سه قتلی که بین سال های 87 تا 88 انجام دادم، فقط به خاطر انتقام گرفتن از زنان بود اما چهار قتلی که در سال 95 انجام دادم، 80 درصد به خاطر مشکلات مالی و 20 درصد به خاطر همان تنفرم بود
راز نقشه دختردانشجو با شوهر خواهرش در ماشین آلبالویی رنگ! + عکس
زندگی می کنم و بعد از قبولی در یکی از دانشگاه های تهران دامادمان به خاطر وضعیت مالی خوبی که دارد پیشنهاد داد برای رفتن به دانشگاه در کنار آنها در تهران زندگی کنم تا راحت باشم. بعد از پیشنهاد حمید ، پدر و مادرم رضایت دادند برای ادامه تحصیل به تهران بیایم و زمانی که خانواده خواهرم قصد داشتند به شمال بروند چون نمی خواستم در خانه تنها باشم تصمیم گرفتم برای تعطیلات آخر هفته تابستان به شهرمان بروم و از
ویدا حاجبی، از مشهورترین زنان زندانی سیاسی
فرزندش رامین را (در سن 54 سالگی) بر اثر بیماری مزمن از دست داد. این اتفاق تأثیر شدیدی در زندگی او گذاشت. آنچنان که عنوان اصلی وب سایت شخصی اش با این عبارت آغاز می شد: با یاد پسرم، روشنایی زندگیم. خاموشی اش تاریکترین اندوه روزگارم... ویدا حاجبی در 23 اسفند سال 1395 در هشتاد و یک سالگی در پاریس بر اثر سکته قلبی درگذشت. ویدا حاجبی یکی از مشهورترین زنان زندانی سیاسی ایران در دهه 1350 بود که با
حمید عسکری: می خواهند ریشه افراد موفق را بزنند
مهمان این هفته آن بود، این خواننده درباره حال و هوای این روزهایش گفت: پسر من کارن اول اردیبهشت یک ساله شد، من این روزها بیشتر وقتم را به کارن اختصاص می دهم، ولی برنامه کنسرت هایم مثل قبل هست ولی می دانم که در انتشار تک آهنگ هایم کمی تأخیر داشتم . او ادامه داد: من از وقتی پدر شدم قدر پدر و مادرم را بیشتر می دانم چون می دانم چقدر سخت است بچه تا بزرگ شود. نمی دانم پسرم شیطنتش را از چه کسی به
دفاع برای اثبات بی گناهی
دکه رفته بودم چه کسی جواب می داد؟ اگر رفته بودم، من هم می شدم مانند همه دخترانی که به جرم ولگردی دستگیر و 20 روز بازداشت شده و آزاد می شوند. صحبت های دختر نوجوان و دفاعیات وکیل او باعث شد تا او از قصاص رهایی یابد. قتل ناخواسته پدرخوانده شامگاه 11 آذر 94 نیز جنایتی رخ داد که عامل این جنایت مدت ها بعد در دادگاه کیفری استان تهران توانست رضایت مادر مقتول را کسب کند. به دنبال مرگ
بنیانگذار موسسه زبان شکوه در بابلسر تجلیل شد +تصاویر
شدند و به گفته خود چون حتی داد و ستدهای لفظی را بلد نبودم، مادرم همیشه سایه به سایه دنبال من بود. آن چه دارم و هستم را مدیون حمایت خانواده می بینم. استاد می گوید: در سال 1329، سوکیاس مرا در یک مهمانی پیدا کرد و از من تقاضای همکاری کرد. اولین کلاسی که شروع کردم، در آموزشگاهی به نام سوکیاس بود. مدتی بعد، یک آپارتمان دو اتاقه در لاله زار نو اجاره و تجهیز کردم. همان موقع تجهیزاتش
از مردم می خواهم کمک حال آموزش و پرورش باشند/ نباید به شغل معلمی به عنوان منبع درآمد نگاه کرد/ مدیریت ...
بکار میباشد. انعکاس بناب: اولین بار کجا و در چه مقطعی مشغول به تحصیل شدید؟ اولین بار در ملکان، مقطع متوسطه در سال اول در دبیرستان های امام خمینی(ره) و امام حسین(ع) مشغول به تحصیل شدم. انعکاس بناب: شیرین ترین خاطره خود از دوران تحصیل چه بود؟ شیرین ترین خاطره من مربوط به 7 یا 8 سال قبل بر میگردد که در نمونه ولیعصر بودم یک روز که از دفتر خارج میشدم همکارانم
می خواست پا جای پای شهدای هویزه بگذارد
زمانی که به خانه برسد ما 10 بار به او زنگ می زدیم که مواظب باشد. حالا ببینید چه خلئی در زندگی مان به وجود آمده است. گوشی پدرم را نگاه می کردم می دیدم هنوز پیام های محمد را پاک نکرده. نگاه می کردم هر دو ساعت یک بار محمد به پدرم پیام می داده و حالش را می پرسیده. هنوز پدر و مادرم چشم به در دوخته اند تا محمد برگردد. (گریه می کند) آیا درباره شهادت صحبت کرده بود؟ وقتی اسم شهید و شهادت می آمد
خفاش شب گیلان: از من جزئیات قتل ها را بپرسید - در قتل دوم ترسم ریخت
همه اینها بود. مرا به جایی رساند که از تمام زنان متنفر شدم و کینه به دل گرفتم، آن قدر که به جنون رسیدم. سه قتلی که بین سال های 87 تا 88 انجام دادم، فقط به خاطر انتقام گرفتن از زنان بود اما چهار قتلی که در سال 95 انجام دادم، 80 درصد به خاطر مشکلات مالی و 20 درصد به خاطر همان تنفرم بود. از طریق یکی از دوستانم با همسر اولم آشنا شدم. او کاری با من کرد که از تمام زنان متنفر شدم. باید بگویم بدبختی های
حضور صاحب فیلم محمد رسول الله را حس می کردم
انجام بدهیم که خواندن آن خالی از لطف نیست: آی فیلم: آقای پاکدل، بازی در فیلمی که به نام رسول اکرم(ص) ساخته شده است چطور بود؟ شما چطور برای بازی در این نقش انتخاب شدید؟ پاکدل: ابتدا اجازه بدهید، درباره نحوه حضورم در این پروژه عظیم صحبت کنیم.من در همه جا صحبت کردم که این من نبودم که نقش ابوطالب را انتخاب کردم بلکه مرا برای این نقش انتخاب کردند و این انتخاب از سوی صاحب این اثر صورت
خوش رکاب توانست مرا در تلویزیون پایبند کند
حضور شما در تئاتر نیستیم و از آن گویا دوری کردید. کاسبی: بله. من از سن 13 سالگی کار تئاتر را آغاز کردم و در دوران قبل از انقلاب نیز تئاتر کار می کردم و حدود 12 سال پیش از انقلاب وارد عرصه تئاتر شدم و اولین فعالیت سینمایی خود را با انقلاب آغاز کردم و بعد از پیروزی انقلاب اولین نفری بودم که مسئول بخش نمایش رادیو شدم. اما مسائلی پیش آمد که من را به عنوان یک بازیگر به حیطه مسئولیت پذیری
دلیل قهر شش ساله بازیگر زن
. رامبد جوان در ادامه به خصوصیات اخلاقی ویشکا آسایش اشاره کرد و گفت: یادم است رضا (قبادی) می گفت در طول 19 سال زندگی مشترک تان هیچ بداخلاقی ای از شما ندیده! می شود؟! ویشکا آسایش در جواب گفت: پدرم در این داستان نقش مهمی داشته. او خیلی سخت گیر بود و جدی ولی شوخ طبع و شیطان. در را که باز می کرد من و خواهرم آویزانش می شدیم... (با لبخند) من کلا حوصله بداخلاقی ندارم و اگر هم از چیزی ناراحت باشم
جهانگیری: ریاست جمهوری محل کار آموزی سیاستمداران ناکارآمد نیست/ کسانی که ظریف را تضعیف می کردند امروز با ...
همراهانش تهمت می زدند. اما امروز با برجام عکس یادگاری می گیرند. سیاست های گذشته باعث مهاجرت نخبگان شد. او با بیان اینکه مدیر سرد و گرم چشیده اقتصاد است گفت: من سال های گرم و سرد کار در حوزه اقتصاد را چشیده ام. اعتراف می کنم تلاش شده اما راه زیادی مانده و ما با اتحاد همه گروه ها، قوم ها و تفکرات سیاسی باید این مسیر را اصلاح کنیم .من از نگاه اصلاح طلبانه می گویم که باید از همه ظرفیت ها استفاده
مشروح اظهارات وعده مردان در برابر دولت مردان
درباره اینکه کشور ایران امن ترین و قدرتمندترین کشور منطقه است برنامه و راهکار شما برای استمرار و استحکام و توسعه قدرت دفاعی و امنیت کشور اسلامی ایران چیست، با تسلیت گفتن به خانواده های جانباختگان معدن آزاد شهر گفت: به عنوان کسی که در زندگی کارگران معدن بزرگ شدم چرا که پدرم کارگر معدن بود، وضعیت آنها را درک می کنم. زمانی که فرزند یا پدر خانواده به داخل تونل می رفت تا برگردد اعضای خانواده دلهره
دلکریم؛ از آزمون جراحی تا خوانندگی+تصاویر
نگاهم کرد. چیزی نگفت ولی از نگاهش معلوم شد از من نا امید شده و آقم می خواهد بکند. وقتی تلویزیون رفتم پدرم می گفت همه جوان های مردم به خاطر موفقیت تلویزیون می روند تو به خاطر جنگولک بازی دعوت شدی! (می خندد) اما مادرم پست هایم را دنبال می کند. هرجا می رود گوشی اش را در می آورد و به همه نشانم می دهد و آبرویم را می برد. قر دادن گاهی ثواب هم دارد! علیرضا چون دانشجوی پرستاری است و روزهای زیادی را
فساد افسار گسیخته و بی بندوباری در یک شبکه ماهواره ای/ مدیر “جم تی وی” توسط چه کسی کشته شد؟+تصاویر
، او را فردی خطرناک و هوس باز دانست. همچنین یلدا سلطانی همکار و دوست دختر سابق سعید کریمیان نیز درباره او با بیان اینکه الناز (کیانی) چیزهایی درباره روابط جنسی سعید کریمیان گفته بود، ابزار کرد: “وقتی فهمیدن سعید کریمیان با نازان که شوهرش همکار سعید بود دوست است و با هم ارتباط جنسی دارند و بعدها فهمیدن سعید با همه دخترها (کارندان جم تی وی) رابطه جنسی داشته بسیار متعجب شدم ... “
متن مولودی نیمه شعبان به همراه فایل صوتی برای دانلود
میدونم بدم ولی قلبم با صفا بکن هنگام یه نماز شب مولا منو دعا بکن دانلود مولودی نیمه شعبان – سید جواد ذاکر مولودی نیمه شعبان – سید مهدی میرداماد بال جبریل غزل های مرا آوردند بشکن ای نیل که موسای مرا آوردند و شکوه دم عیسای مرا آوردند دست بر سینه که آقای مرا آوردند یک قدم مانده فقط تا ابدیت
بازیگر دهه هفتادی که شبیه هم نسل های خودش نیست!
از خواب بیدار می شدم تا 8 شب کار می کردم، معلم خصوصی از 8 تا 10 شب به من درس می داد و بعد درس ها را مرور می کردم تا ساعت 12 شب که می خوابیدم! اما این همه انرژی که صرف آن کردم بعد از هشت سال هنوز در جهان سرگردان است و به خودم برنگشته؛ الآن اگر این سریال پخش بشود فقط برای من افتخاری است که زمانی با یک گروه حرفه ای همکاری کرده ام، همین! این اخبار را از دست ندهید: اخبار زیر را از دست ندهید:
بانوان از فضای مجازی جهت آموزش بهره ببرند/روزانه بیش10ساعت کارمیکنم/ قدردان خانواده هستم
ولی بعنوان کار تخصصی و شغل آینده ام روی آن فکر نمیکردم. *نگاه خانواده، مخصوصا پدر و مادر به مباحث کسب و کار چه بوده و چه رفتارهایی در رابطه با ایجاد نگرش کسب و کار برای شما انجام میدادند؟ خداوند را شاکرم که خانواده ام، پدرم (خدا رحمتشون کنه) و مادرم همیشه حامی بودند و کاملا موافق کار کردنم بصورت مستقل بودند. برای شرکت درکلاس ها و آموزش هایی که درشهرهای دیگر برگزار میشد، کاملا از
نامزدم حتی بعد از خواستگاری هم با پسری دیگر در ارتباط بود و حتی..
به گزارش بلاغ ، در دوران سربازی، خاطرخواه دختری شدم. اصرار می کردم برایم به خواستگاری بروند ولی پدرم موافقت نکرد. احترام او را درحالی زیر پا گذاشتم که در همان روزها فهمیدم لیلا دختر موردعلاقه ام با پسر دیگری هم درارتباط است و حتی .. احساس می کردم از چشم پدرم افتاده ام و ازطرفی خودم را فردی شکست خورده می دیدم. بعداز دوران سربازی، گرفتار رفیق بازی شدم. دوستانم سر به راه نبودند و پدرم از
شرط عجیب قاتل فراری برای ازدواج
زندگی ام نبود به همین خاطر حس می کردم می تواند بهترین حامی من در زندگی باشد. از خانواده ات بگو؟ از دوران کودکی هیچ وقت گرمای وجود پدرم را حس نکرده ام و از محبت اش محروم بوده ام. تنها خاطره ای که از او در خاطرم مانده کتک های بی امانی است که نثار مادر بی پناهم می کرد. وقتی با تمام وجود احساس کردم به سایه پدر نیاز دارم او ما را ترک کرد و من و مادرم را تنها و بی سرپرست باقی گذاشت
چیدمان منزل ایرانی، رنگ های دلبرانه در خانه یاسمین و نعیم!
فضاهای مسکونی: خانه من جایی است پر از نور و امید؛ خانه ای سبز و دلنشین که هر گوشه آن را با عشق چیده ام. هر روز صبح که بیدار می شوم، میز صبحانه پر است از محبت، بوی نان تازه و بخار چای گرم دمکرده و خوش عطر دوستی که نشانی از بوی زندگی است؛ آغازی نو برای ادامه راه باانرژی بیشتر. دکوراسیون خانه پر از محبت و زیبای نعیم و یاسمین همه این ویژگی ها را دارد. این مطلب را از دست ندهید: امیر صادقی