سایر خبرها
محسن رضایی می گفت قوی تر از متوسلیان نداشتیم
دارد. 24 و 25 شهریور سال 58 بود. اصلا انگار هیچ اتفاقی در اینجا نیفتاده. من فردای آن روز رفتم و آرم تاج آن را کندم و از پایه آن جدا کردم. دیدیم چند نفر از مردم آمدند، تشکر کردند و گفتند تا قبل از این که شما بیایید، شبی 10 هزار گلوله این جا شلیک می شد. اما دیشب ما راحت خوابیدیم. روز بعد برادران گردان دو سپاه پادگان ولیعصر(عج) را دیدم که تفنگ بر دوش در چهار راه اصلی کامیاران جاروی سوپوری به
گفتگو با سوژه یاب ماه عسل +عکس
می کند. ما امسال از یک آدمی دعوت می کنیم که نگاه این فرد به سرطان خاص است و شبیه دیگران نگاه نمی کند. یعنی افرادی می آیند که حرف تازه ای در این زمینه داشته باشند. یکسری سوژه ها واقعا تعجب مردم را بر می انگیزد. مثلا یک بچه ای از طبقه چهارم ساختمان به پایین می افتد اما نمی میرد. حالا چرا نمرده است؟ قرار است مادر فکر کند و یکسری اتفاقاتی را برای ما تعریف کند که همه آنها با هم گره خورده و بعد از آن
قربانیان پراید دودی پایتخت به 14 نفر رسید
خبر دستگیری همه پرایدهای خاکستری را رصد می کرد تا شاید ردی از دو پسر متجاوز پیدا کند. بارها به اتوبان آزادگان رفت؛ همان جایی که بعد از تجاوز رهایش کرده بودند. با این که می گوید "ما دیگر آدم های عادی نمی شویم"، اما امیدوار است. خیالش راحت تر شده، حالا دیگر ورق برگشته است؛ دو پسر شیشه ای که یک روز بزرگترین کابوس زندگی اش را رقم زدند حالا در چنگال قانونند. از روزی که قربانی شدی بگو...
آیا وسعت درخواست ها در فضای دعا حدودی هم دارد؟
می دهد، بدانید آنجا خداست که دارد می شنود. آنجا این گوش را خدا مسخر کرده و الا همین رفیق اگر کمی سرش شلوغ باشد و یک بار هم از او قرض گرفته باشید و احساس کند دوباره می خواهید قرض کنید، ده بار زنگ بزنید یک بار هم جوابتان را نمی دهد. پس آن موقع که جواب می دهد، او نیست. اگر مادر نصف شب با نفس بچه اش بیدار می شود، مادر نیست، خداست. همین مادر در روز قیامت از بچه اش فرار می کند که فرمود
علی را از علی(ع) خواسته بودند
، کافی بود تا پدر و مادر راهی سرزمین کربلا شوند. سوز دل مادر کار خود را خواهد کرد، حرم حضرت اباالفضل (ع)، دخیل دل مادر به حرم و حرف های پنهانی دل مادر با سرچشمه خوبی ها... پدر و مادر علی از زیارت کربلا برگشتند. هنوز 20 روز از بازگشت آنها نگذشته بود که خبر دادند بچه های تفحص پیکر پاک علی را بعد از 15 سال در جزیره مجنون پیدا کرده اند. همین خبر پایانی بود بر تمام بی خبری ها، بر تمامی ثانیه
جانباز دفاع مقدس شهید دفاع از حرم شد
. امیر عبدالهی تنها فرزند پسر حاج عباس در خصوص چگونگی شنیدن خبر شهادت پدرش می گوید: خبر شهادت حاج عباس را در یکی از رسانه ها خواندم. اما توجهی نکردم. فکر کردم اشتباه شده است. اصلش شاید نمی خواستم باور کنم که بابا رفته. بعد دوستان بابا به بهانه های مختلف تماس می گرفتند. روز بعد همه مان در خانه مادر بزرگ جمع شده بودیم که یکی از دوستان پدر، با دایی ام تماس گرفت و گفت که حاج عباس شهید شده. در نهایت همه
هنگام تشنج فقط همسرم را به یاد می آورم
بن عقیل رفتم منطقه. در همین عملیات دو باری تشنج کردم و موج انفجار من را گرفت. دو روزی را در کانال افتاده بودم. این بار من را به قائم شهر ساری بردند. دکترها باز هم هر چه تلاش کردند متوجه مشکل اصلی من نشدند. برای همین مرخصم کردند، به لطف خدا شفا گرفتم و بار دیگر برای عملیات والفجر مقدماتی راهی منطقه شدم. چشمتان روز بعد نبیند! عملیات لو رفته بود. ما که در میانه عملیات بودیم
وصیت حضرت علی (ع) به تمام مسلمانان/ علی (ع)، واسطه بین خدا و مردم
آنان فرزندی از ابوطالب را به نزد خود ببرند تا گشایشی در کار ابوطالب باشد. عباس ، جعفر را و پیامبر (ص) ، علی (ع) را به خانه خود بردند . به این طریق حضرت علی (ع) به طور کامل در کنار پیامبر قرار گرفت . علی (ع) آنچنان با پیامبر (ص) همراه بود ، حتی هرگاه پیامبر از شهر خارج می شد و به کوه و بیابان می رفت او را نیز همراه خود می برد . بعثت پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) شکی نیست که سبقت در کارهای خیر نوعی
پاسخ عبدالرضا هلالی به شایعه ای درباره علت تغییر صدایش/ برخی اشعار در شأن اهل بیت(ع) نیست
برای ما بگید. من بچه جنگ زده جنوبم، اصالتاً خوزستانی و به دنیا آمده بندرعباسم که البته در تهران بزرگ شدم. خانواده من عِرق خاصی به خرمشهر داشتن و همه میگفتن ما در خرمشهر میمونیم و همونجا میمیریم. تا اینکه یک روز یک بمب یا خمپاره به خانه مجاور ما برخورد کرد و تکه هایی از جسد بچه های همسایه داخل حیاط افتاد. پدربزرگ من با دیدن این صحنه تصمیم گرفت که از خرمشهر نقل مکان کنیم و اعراب هم سنتی
از اعمال شب قدر غافل نشوید!
. دوم:دو رکعت نماز که در هر رکعت پس از سوره حمد ،هفت مرتبه توحید خوانده،و پس از فراغت از نماز هفتاد مرتبه بگوید،استغفر الله و اتوب الیه در روایت نبوی است:که از جای برنخیزد تا خدا او و پدر و مادرش را بیامرزد،تا آخر خبر. سوم:قرآن مجید را باز کند و در برابر خود گرفته و بگوید: اللهُم إِنی أَسأَلُکَ بِکِتَابِکَ المُنزَلِ وَ مَا فِیهِ وَ فِیهِ اسمُکَ الأَکبَرُ وَ أَسمَاؤُکَ
فضیلت و اعمال مخصوص شب های قدر+ اعمال مخصوص هر شب
/> اوّل:غسل کردند.علاّمه مجلسی فرموده بهتر است غسل شب قدر در هنگام غروب آفتاب انجام گیرد،که نماز شام را با غسل بخواند. دوم:دو رکعت نماز که در هر رکعت پس از سوره حمد ،هفت مرتبه توحید خوانده،و پس از فراغت از نماز هفتاد مرتبه بگوید،استغفر اللّه و اتوب الیه در روایت نبوی است:که از جای برنخیزد تا خدا او و پدر و مادرش را بیامرزد،تا آخر خبر. سوم:قرآن مجید را باز کند و در برابر خود گرفته و بگوید
جمله ای که امام خامنه ای روی تصویر شهید نوشتند
گونه ای دیگر می دهم. در زمان جنگ تحمیلی همه خانواده ما به صورت مستمر در جبهه ها حضور داشت، مجید و علی(برادران شهید) که آن موقع 13 و 14 ساله بودند به عنوان بسیجی فعالیت می کردند و چندین ماه در گردان های بلالی و جعفر طیار با دشمن بعثی جنگیدند. من نیز با مادر شهید علم الهدی برای سخنرانی و روشنگری می رفتم و روزگاری هم از ساعت 8 صبح تا 15 بعد از ظهر می رفتیم لباس رزمندگان را می شستیم و غذا می
نجات پدرخوانده از مجازات قصاص
کیفرخواست برای شهروز درخواست صدور مجازات قانونی کرد. پس از آن شهروز به دستور قاضی عبداللهی در جایگاه قرار گرفت و اتهام خودش را پذیرفت و در شرح ماجرا گفت: چند سال قبل همسر اولم فوت شد، بعد با مادر بهنام آشنا شدم و با او ازدواج کردم. بهنام و برادرش را دوست داشتم و مثل بچه های خودم از آنها مراقبت می کردم تا اینکه بهنام ازدواج کرد. او بعد از مدتی صاحب یک فرزند شد اما در جریان رفت و آمد با دوستانش
حضرت علی (ع) زنانه ها را چگونه قضاوت می کردند؟
/> امیرمؤمنان (ع) از آن مسیر عبور می کرد که نگاه زن به او افتاد و به تظلم خواهی گفت: ای پسر عم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کاغذی دارم. حضرت کاغذ را مطالعه کرده و فرمود: این زن تاریخ ازدواج با شوهر و تاریخ همبسترشدن با او و کیفیت آن را در این ورقه یادداشت کرده است؛ هرچه زدوتر او را رها کنید. سال ها بعد، روزی مولای متقیان آن کودک را با کودکان دیگر به بازی گرفت و در میانه بازی به آن ها گفت
آخرین خبرهای نقل و انتقالات استقلال/ آبی ها به دنبال یک هافبک و یک مهاجم برزیلی
پرداخت کنیم. کریمی قبلا گفته بود که خودش رضایتنامه اش را می گیرد و در غیر این صورت یک فصل به سپاهان خواهد رفت. مسئول نقل و انتقالات باشگاه استقلال در پاسخ به این سوال که آیا دیشب جلسه ای را با سیدمهدی رحمتی و سیدجلال حسینی برگزار کرده است، عنوان کرد: مگر من زن و بچه ندارم؟ من دیشب خانه بودم و خدا را شاهد می گیرم که تا به این لحظه اتفاق خاصی در مورد سیدجلال نیفتاده و یک دقیقه هم با او
جزئیاتی از بیماری خواننده موسیقی پاپ کشورمان
؟ حدود 2 سال پیش با او به اصفهان رفته بودیم و با هم در یک اتاق بودیم. در آنجا متوجه بی قراری بهنام شدم. وقتی نزدیکش رفتم دیدم تب بالایی دارد و متاسفانه تشنج کرده است. بلافاصله دکتر را خبر کردیم و از همان زمان بود که بعد از پیگیری ها و آزمایش ها تشخیص تومور مغزی دادند اما تومور بهنام آن زمان بزرگ نبود و هرازگاهی فقط برای چکاپ می رفت. * وقتی آقای صفوی متوجه بیماری شان شدند، چه
اعمال شب قدر+متن دعای جوشن کبیر
شرور با نگاه رحمت خداوند مهربان از زندگی ما دفع شوند. دعای شب بیست و سوّم یا رَبَّ لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَجاعِلَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ وَرَبَّ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ ای پروردگار شب قدر و قرار دهنده آن بهتر از هزار ماه و پروردگار شب و روز وَالْجِبالِ وَالْبِحارِ وَالظُّلَمِ والاْنْوارِ وَالاْرْضِ وَالسَّماَّءِ یا بارِئُ یا و کوهها و دریاها
سالروز ربوده شدن حاج احمد متوسلیان و همراهانش در لبنان
تانک های آنها را از بین برده و یا مجبور به عقب نشینی کنند. یکی از فرماندهان عملیاتی جنگ در مورد نقش حساس او در عملیات بیت المقدس می گوید: اگر فرماندهی قاطع و عمل به موقع در بعد از ظهر روز اول عملیات بیت المقدس روی جاده اهواز-خرمشهر توسط حاج احمد نبود عملیات به مشکلات زیادی برخورد می کرد. او در همان جا اسلحه کلاشینکف خود را به دست گرفت و تا مرز شهادت ایستادگی کرد و رزمندگان نیز با تاسی
اینجا هرکس کشته شود شهید نیست!
ستودنی بود و برای کل عملیات اهمیت داشت، لذا در همان جا چند باز از قرارگاه کربلا با بی سیم تماس گرفتند و حتی یک بار خود محسن رضایی از پشت بی سیم به بچه ها دست مریزاد گفت و از آنها تشکر کررد که من در همان لحظه بلندگوی دستی را جلوی بی سیم گرفتم و حرف های برادر محسن را همه نیروها شنیدند. * در حین عملیات و پدافند شما آسیبی ندیدید!؟ {می خندد.} یعنی می فرمایید بنده آنقدر وضعم خراب
پناهیان: پذیرش محدودیت ها، مهم ترین رکن زندگی بهتر +صوت
بیمار افسرده را بر او نگذارند، ولی بالاخره این زندگیِ بهتر نیست. حالا این محبت شدید-که زندگی را بهتر می کند- در کجا پیدا می شود؟ همۀ دنیا و تاریخ بشر در معرض شما قرار دارد که ببینید آیا جز درِ خانۀ خدا و اولیاء خدا، کسی در جای دیگری می تواند به این محبت شدید برسد یا نه؟ تلاش و مبارزه رکن دیگر زندگی بهتر/زندگی بدون تلاش لذت بخش نیست رکن یا عامل دیگر زندگی بهتر، تلاش و مبارزه
همسر عادل غلامی:عادل یک ظرف شستن ساده را هم بلد نیست!
خواستگاری اصلی را برای چند وقت بعد گذاشتند. خانواده ها در مورد سن و سال ایشان بحثی نداشتند؟ من پدر و مادری دارم که همیشه از بچگی ما را جوری تربیت کرده بودند که خودمان تصمیم گیرنده زندگی باشیم و روی پای خودمان بایستیم. در این مورد هم تنها بحث پدرم در مورد تفاوت فرهنگی بود، چون بالاخره ما از دو شهر مختلف بودیم اما خدا را شکر از این لحاظ هم خیلی نزدیک بودیم، پدرم چون خودش هم
خلاصه کتاب طنز خمپاره های فاسد +تصاویر
! - خدا روحش را شاد کنه! عده ای که مطمئن بودند به مراسم عروسی دعوت شده اند و بعضی شان همسایه بودند، گفتند: ان شاءالله به پای هم پیر بشن! اما صدایشان در صداهای بی شمار تسلیت گویی گم شد. چند روز بعد از عروسی شال و کلاه کردم و رفتم جبهه. خودم هم سرسام گرفته بودم. آخر این عروسی بود یا عزا؟ سال ها گذشته و فقط چند عکس رنگ و رو رفته از آن مراسم به یادگار مانده است. بچه هایم
به هربهانه ای به گلزارشهدامی روم/مسئولین نشانی خانه ما را گم کرده اند!/چشم انتظاری مادرشهیدگمنام اردکانی ...
بگوید و اوصحبت را اینگونه ادامه داد: رضا خواهر زاده شهیدم اولین پسر خانواده و17 سال سن داشت و اولین کسی بود که از شهدای خانواده به جبهه رفت، روزی که میرفت به خانه ی ما نیز آمد و خداحافظی کرد و بعد از شروع سربازی اش در ماه رمضان در جبهه بود که دیگر خبری تاکنون از او نیاورده اند، در آن سال و در عملیات رمضان رزمندگان زیادی به شهادت رسیدند اما خبری از رضا نشد. شش ماه بعد از او پسر من، شهید حسین
کسی از سرنوشت فاتح خرمشهر خبر دارد؟
جا این حرف زده و جایی دیگر حرف دیگری زده و چون با امام مخالف است، من با او مخالفم . حاج احمد متوسلیان: الان بنی صدر رئیس جمهور است نمی شود پیش همه این حرف ها را زد اما بگویم که این، آدم خائنی است، او آدمی نیست که بتواند کشتی انقلاب را جلو ببرد و به مشکل برمی خورد . و ما عقیده حاج احمد را درباره بنی صدر می دانستیم به محض این که احمد از قضایای آمدن بنی صدر به مریوان مطلع شد رفت
حاج منصو راضی: ببینید اولیای خدا در چه حالی جان می دهند، دشمنان خدا در چه حالی می میرند/ این قهوه خانه ...
گزارش تصویری عقیق: مراسم شب هجدهم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین غلامرضا قاسمیان، مناجات خوانی توسط حاج منصور ارضی و مداحی حاج ولی الله کلامی و سید مهدی میرداماد در مسجد ارک برگزار شد . در ادامه گزیده از سخنان حاج منصور ارضی را بخوانید ماه رمضان آمد و رفت، تو سرگرم کارهای خودت بودی درباره ی مردن دشمنان خدا و دشمنان احکام الهی
شهیدان با پیام مقاومت رسیدند ...
هم آشناست، شهید بهنام محمدی همشهری خودمان! تیتر مطلب هم برایم تعجب بر انگیز است و هم حس کنجکاوی مرا بر می انگیزد، محتوای مطلب را که می خوانم بیشتر تعجب می کنم، مطلب از زبان سرهنگ جانباز علی قمری فرمانده پادگان دژ خرمشهر در دوران دفاع مقدس نقل شده است. سرهنگ می گوید؛ مادر شهید محمدی می گفت که بهنام هر شب به خوابش می آید و می گوید من از دوستانم جا ماندم، مرا به مسجد سلیمان
روستاهایی فقط برای جمع آوری رأی!
دلیل خودکامگی و اشرافی گری هزاران ساله ی رژیم های پادشاهی و طاغوت ها حتی بسیاری از استان ها نیز از نعمت بیمارستان و دانشگاه و گاه استان هایی نظیر کهگیلویه و چهارمحال و بختیاری و ایلام، حتی از نعمت یک وجب آسفالت و دبیرستان و درمانگاه تخصصی نیز محروم بودند. من که متولد 22 بهمن 57 هستم به خاطر دارم که حتی خیابان های اطراف منزل ما که نظام آباد هست و مرکز شهر، خاکی بودند مگر خیابان های اصلی شهر.
سفارشی که حاج احمد به نجارهای سوری داد
جمله گفته بودند: یدالله فوق ایدیهم ! دست خدا، بالای دست همه است. یعنی که همه این نیروهای بسیج و سپاه و ارتش شدند دست خدا؛ یدالله شدند و دست بالا را به دشمن پیدا کردند و به این ترتیب بود که خرمشهر سقوط کرد و بچه ها پیروز شدند. حالا هم در این زمان قدرتمندی، ما مدام داریم آزمایش می شویم و کار خودمان را، تکلیف خودمان می دانیم. ما شرعاً داریم کار خودمان را انجام دهیم؛ عملیات مان را اجرا می کنیم، در عین
نهج البلاغه نخوانده های علی شناس
اصفهان امروز: مادران ایلیاتی به معنی واقعی کلمه ستون خانوار عشایری بودند. هر عشایرزاده ای می داند مادر ایلیاتی علاوه بر صدها وظیفه ای که در خانه برعهده داشت، به طور حیرت آوری به هنرهای بی شماری نیز آراسته بود. حکمت ها و تجربه های برآمده از قرن ها زندگی مشقت بار ایلی از مادران ایلیاتی اعجوبه هایی خلق کرده بود سرشار از امید و تلاش و سرزندگی. برای ما بچه ها، به برکت نبود تلویزیون و سایر رسانه ها، از
او کابوس آمریکایی ها در خلیج فارس بود
نشد، سال 1366 بود که عیالش باردار شد و درست روز چهلم شهادت نادر، دخترش به دنیا آمد که طبق وصیت خودش، اسمش را گذاشتند زهرا. اخوی بسیار ساده زیست بود و از تجملات بدش می آمد. بسیار ولایتمدار بود و به لباس مقدس پاسداری احترام می گذاشت. می گفت وقتی لباس پاسداری تنم است نمی توانم در میان انظار چیزی بخورم یا بخندم تا مبادا سپاه و نظام را بد نشان بدهم. بعد از عملیات والفجر8 در ماه رمضان برگشته بود و جایی