سایر منابع:
سایر خبرها
مرد آبادانی گفت وقتی نگاهم به مردی که در رختخواب زنم بود افتاد من هم فکر پلیدی به سرم زد و .. + عکس
جوان که در وضعیت سختی قرار دارد در بیمارستان تحت نظر قرار دارد و مرد شیشه ای با دستور بازپرس پرونده با قرار وثیقه روانه زندان شده و تحقیقات تکمیلی در این پرونده هولناک ادامه دارد. جام جم 110 در حمام بود که دختر 20 ساله سایه شوم خطرناکی را بالای سر خود دید! شوهرم که در رختخواب خوابش برد با ناصر تماس گرفتم که به اتاق خوابم بیاید و.. + عکس عمل
راز مرگ مرموز ملوان ایرانی در سینه مرد اوکراینی
به گزارش جام جم ، چندی پیش خانواده ای با حضور در دادسرای ناحیه 30 تهران (امور بین الملل) اعلام کردند که پسرشان ملوان است، قرار بوده بعد از آخرین سفر کاری به خانه بیاید که برنگشته است. تحقیقات از مسئولان کشتی آرزو که پسر جوان در آن کار می کرد نشان داد، محمدحسین 17 ژانویه 2017 28 دی سال گذشته هنگامی که کشتی در حال عبور از آب های چین بوده به طور مرموزی داخل آب افتاده و غرق شده است. سه روز
نگاهم که به دختر زیبا افتاد او را به خانه ام بردم و.. / وقتی دختر جوان به میهمانی مختلط رفت همه چیز به ...
/> زندگی ما در کنار یکدیگر آن قدر لذت بخش است که هیچ وقت مشکل خاصی در زندگی مان احساس نکردیم ولی آشنایی من و افسانه از یک ماه قبل و زمانی آغاز شد که به پارک بانوان واقع در پارک بزرگ ملت رفته بودیم. زن جوان در حالی که با گوشه روسری اشک هایش را پاک می کرد، ادامه داد: آن روز در حال گشت و گذار بودم که چشمانم بر روی دختر زیبایی که هم سن و سال دخترم بود خیره ماند. آن دختر به تنهایی روی یکی از
بی حیا شده بودم و حتی در حضور زنم به ارتباط با زنان خیابانی شرم نداشتم
/> کارشناس اجتماعی کلانتری که اشک های مرد 35 ساله را دید، با پرونده تماس گرفت واین گونه همسر آن مرد نیز با دستور قاضی در کلانتری حضور یافت. اگرچه او در ابتدا، به هیچ وجه حاضر به ازدواج مجدد با همسر سابقش نبود، اما بعد از چند ساعت مشاوره و زمانی که احساس کرد همسر سابقش به کلی منقلب شده است و قصد دارد زندگی سالم و آرامی را شروع کند، حاضر شد با عنوان کردن چند شرط و تعهدات خاص دوباره به زندگی سابقش باز گردد
با گذشت 10 سال از جنایت صورت گرفت/ فرار عجیب قاتل پدر و دختر از طناب دار
کارهایشان به خانه شان برد و با پدر و دختر آشنا کرد. پیرمرد و دخترش آدم های خیلی خوبی بودند اما من به خاطر اعتیادم دست به هر کاری می زدم. حتی زن و فرزندانم را به شهرستان بردم و خودم در تهران ماندم تا بتوانم پول مواد وهزینه های زندگی را تأمین کنم. اما یک روز پیرمرد با برادرم تماس گرفت و ماجرای 28 هزار تومانی که از او سرقت کرده بودم را تعریف کرد. باشنیدن این موضوع از برادرم خیلی عصبانی شدم و
یک دفعه صحنه کثیفی در اتاق خواب دیدم / آن ها به محض دیدن من با دستپاچگی..+ عکس
و او را داخل صندوق عقب خودرو گذاشتیم تا او را به بیابان ببریم و ادب کنیم، اما در راه با او درگیر شدیم و بعد از آنکه مقتول را خفه کردیم، جسدش را در بیابان های فشافویه سوزاندیم. بعد از اعتراف دو متهم، بازپرس پسر جوان را به اتهام مباشرت و پدرش را به اتهام معاونت در قتل مجرم شناخت و پرونده برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. هیئت قضایی بعد از شنیدن دفاعیات دو
گفت وگو با جوان 26ساله ای که دو بارتا پای اعدام رفت
داخل روستا، با شایعه، پای پدر و برادرم را وسط کشیده اند، دیگر زیربار قتل رفتم. اهالی روستا، به قتل مهرداد واکنش نشان داده بودند. چه وقت برایت حکم اعدام صادر شد؟ جلسه دوم دادگاهم بود که محکوم به قصاص شدم. می دانستی قصاص یعنی چه؟ نه. چه کسی خبر را بهت داد؟ مرا برده بودند زندان لاکان. زندانی که مخصوص جرایم سنگین بود. قتل، موادمخدر. 15روز آن جا بودم که یک روز نگهبانی
مرد 60 ساله را کشتم! چون او مرا 2 بار در داخل ماشین آزارم داد!
هزار تومان به او پول دادم و گفتم بهتر است شغل مناسبی برای خودش پیدا کند اما او دست بر دار نبود و برای گرفتم پول بیشتر اصرار می کرد که به او درگیر شدم. همان موقع حبیب که از خیابان می گذشت وارد دعوا شد و به هواخواهی از من با پسر سمج درگیر شد. وقتی دعوا تمام شد از پیرمرد تشکر کردم و او شماره تلفنم را از من گرفت. چند روز از این ماجرا گذشته بود که او با من تماس گرفت و با من قرار ملاقات گذاشت. به دیدن
وقتی زندان بودم، زنم با 2 دوستم صمیمی شده بود وقتی فهیمدم خشمم را فرو بردم ولی ...
همان لحظات خشم و عصبانیت بود که زندگی ام را زیر و رو کرد و خانواده ام را به روز سیاه نشاند همه چیز در یک چشم بر هم زدن رخ داد و ناگهان در میان توفان خشم دست به چاقو بردم و زندگی ام را بر باد دادم. در حالی که هیچ گاه قصد کشتن او را نداشتم و... مرد 40 ساله ای که به اتهام قتل یکی از دوستانش دستگیر شده است پس از آن که در بازسازی صحنه جنایت در حالی که عنوان می کرد اگر می توانستم تنها برای چند
مرا بیرون از شهر برد و تسلیم خواسته های خود کرد و حالا می خواهد باز هم به خلوتگاه او بروم ...
بازداشت راننده پژو صادر شد و یک هفته بعد فرشاد مرد میانسال به دام مأموران اداره شانزدهم پلیس آگاهی افتاد. متهم زمانی که در مقابل بازپرس جنایی قرار گرفت منکر آزار و اذیت شیطانی شد و گفت: من به هیچ عنوان دختر جوان را مورد آزار و اذیت قرار ندادم و هیچ فیلمی هم از او نگرفته ام. اینکه با او دوست شدم را قبول دارم ولی هیچ اتهام دیگری را قبول ندارم. من مدتی با او دوست بودم و او به بهانه های مختلف از من پول
بررسی مقایسه ای سند آموزش 2030 با اسناد بالادستی کشور/ وقتی قوانین کشور بازیچه یک سند غربی می شود
برای همه در تمام سطوح ، و تسهیل و تعمیم آموزش عالی ( قانون اساسی، اصل سوم، بند3) تعمیق و گسترش آموزش های عمومی و تخصصی همراه با تقویت اخلاق و آزاد اندیشی و روحیه خلاقیت در آحاد جامعه، به ویژه نسل جوان(نقشه جامع علمی کشور، اهداف کلان نظام علم و فناوری کشور، بند3) 4-2 تا سال 2030 حصول اطمینان از این که همه دختران و پسران به کیفیت نموی دوران اوان کودکی، مراقبت و آموزش پیش دبستانی
زن همسایه در راه پله به مرد ورزشکار پیله کرد و ... / این زن مهران را زیر نظر داشت
کردم او را قانع کنم، بی فایده بود، بنابراین به طرفم حمله ور شد. وقتی با هم درگیر شدیم با مشت و لگد به جان هم افتادیم که ناگهان بیهوش روی زمین افتادم. چند ساعت بعد که به هوش آمدم، متوجه شدم مقتول نفس نمی کشد. شوکه شده بودم و از ترس بلافاصله خانه را ترک کردم تا اینکه چند روز بعد هنگام خارج کردن جسد همسایه ها متوجه شدند و دستگیر شدم. با اقرارهای متهم، این پرونده تکمیل و به شعبه دوم دادگاه
عروس و داماد جوان 21 روز اسیر یک زن در ویلای کرج بودند / شیما 800 میلیون تومان پول خواسته بود!
گفت که حتماً چک های او را با خودم ببرم و وقتی طلبم را گرفتم چک هایش را پس بدهم. وقتی وارد ویلا شدم ماجرای گروگانگیری زوج جوان را فهمیدم که ساعتی بعد مأموران رسیدند و گروگان ها را آزاد و مرا هم دستگیر کردند. وی در پایان گفت: من بی گناهم و شیما به خاطر بدهی 70 میلیونی اش پای مرا در ماجرای گروگانگیری باز کرد و من خبری از ماجرا نداشتم. متهم در ادامه برای تحقیقات بیشتر به دستور قاضی مرشدلو در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. تحقیقات از متهمان درباره این حادثه ادامه دارد. این اخبار را از دست ندهید: اخبار زیر را از دست ندهید: ...
با پسرخاله شوهرم ارتباط شوم برقرار کردم / شوهرم گفت در خانه دوربین مخفی داشته و ...
کارآگاهان اداره آگاهی خراسان رضوی نیز با دستور قاضی وارد عمل شدند. با پیداشدن آثاری از وجود جسد داخل چاه فاضلاب حیاط، درستی اظهارات زن جوان به تایید رسید و بدین ترتیب قاضی میرزایی برای انجام تحقیقات میدانی و بررسی ماجرای این جنایت عازم خیابان حر عاملی شد. دقایقی بعد جسد مرد 32 ساله ای به نام جواد درحالی از چاه فاضلاب بیرون کشیده شد که دچار فساد نعشی شدیدی شده بود. دکتر ناصر غروبی (پزشک
گروگان گرفتن زن و شوهر جوان بدلیل طلب 800 میلیون تومانی
با وی تسویه کنم و پولم را بگیرم اما نشد تا اینکه یک روز سمیه با من تماس گرفت و گفت به شهرستان بروم. وی ادامه داد: زمانی که به شهرستان رفتم متوجه شدم سمیه با شوهرغزاله اختلافات مالی دارد و مجددا به تهران بازگشتم تا اینکه چند روز بعد سمیه دوباره با من تماس گرفت و گفت برای گرفتن مابقی پولم به ویلایی در کرج بروم، چک را تحویل دهم تا پولم را به من بدهد، من نیز به ویلایی در کرج رفتم اما به محض
ترتیل جزء اول قرآن با قرائت استاد کریم منصوری
الْخَاسِرِینَ ﴿64﴾ سپس شما بعد از آن [پیمان] رویگردان شدید و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما از زیانکاران بودید (64) وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِینَ اعْتَدَوْا مِنْکُمْ فِی السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ کُونُوا قِرَدَهً خَاسِئِینَ ﴿65﴾ و کسانی از شما را که در روز شنبه [از فرمان خدا] تجاوز کردند نیک شناختید پس ایشان را گفتیم بوزینگانی طردشده باشید (65) فَجَعَلْنَاهَا نَکَالًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهَا
راهبرد مشخصی برای اعزام مبلغ به خارج از کشور نداریم
برگزاری کلاس های عربی اقدام می کنند. اشخاص و جوان هایی که در کلاس عربی شرکت می کنند و به لحاظ مالی بضاعت چندانی ندارند در مدت کلاس آموزه های وهابیت را به آن ها یاد می دهند و بعد از دو سال این ها هم زبان عربی را یاد گرفتند و هم وهابی شدند. همین شخص را خودشان بورسیه می کنند و به منطقه ای برای تبلیغ می فرستند. امکانات مالی و حقوق بسیار بالا در اختیارش قرار می دهند تا بماند و چند سالی کار تبلیغی کند. چون
نقویان: حضور خانواده ها در ورزشگاه ها منع فقهی ندارد، فرهنگ سازی می خواهد
/> مشاور فرهنگی سابق وزارت ورزش و جوانان ادامه داد: باید در بحث تقلید، فقه و مقلد بودن نگاه کرد. فقه ها می گویند چه به قصد لذت و چه به قصد بدون لذت، نگاه مرد به زن حرام است و همچنین نگاه زن به بدن مرد نیز حرام است. حال اگر کسی بگوید من این کار را انجام می دهم و گناه آن به پای من، آیا می توانم این کار را انجام بدهم یا خیر؟ این مربوط می شود به زمانی که فضاهای ورزشگاه ها آماده باشد و از نظر فرهنگی
کشتن بدون سرنخ
نزد او می ماندم. یکی از شب هایی که در خانه فرهاد بودم، از واقعیتی با خبر شدم که باعث شد مرد میانسال به قتل برسد. آن شب فرهاد تصور می کرد که من خواب هستم و با این تصور سراغ پول هایش رفت. او به بانک اعتماد نداشت و پول هایش را داخل تنور قدیمی قرار می داد و روی آن خاک می ریخت. آن شب من از آن ماجرا باخبر شدم و تصمیم گرفتم که پول ها را سرقت کنم. او ادامه داد: فردای آن شب، از دیوار مغازه وارد
سیفی: مسئولان سینمایی از ضرورت توجه به سینمای کودک و نوجوان غافلند/ هیچ ثمره ای از شورای راهبردی سینمای ...
شورای راهبردی سینمای کودک تنها یک شورای تشریفاتی است و هیچ کاری جهت تولید و اکران آثار سینمای کودک در این سال ها انجام نداده است. وی افزود: به عنوان مثال اعضای این شورا بارها و بارها وعده اکران فیلم های مرا دادند اما در نهایت هیچ کاری انجام ندادند و من شخصاً مجبور شدم برای فیلم هایم اکران بگیرم که در نهایت هم فیلم هایم در گیشه با شکست مواجه شدند چرا که سینماداران سانس های خوبی را در
قتل برای عتیقه
اورژانس زودتر از ما رسیده بودند و مرگ مرد میانسال را تائید کردند. از سوی دیگر در بررسی های ما مشخص شد، مقتول به نام صابر صاحب مغازه آنتیک فروشی بود که بعد از تعطیلی مغازه اش هدف گلوله دو موتورسوار قرار گرفت. در زمان حادثه شاگرد او نیز در محل حضور داشت که بر اساس گفته او، انگیزه قتل سرقت کیف همراه مقتول بوده است. صابر در آن کیف اشیای عتیقه گرانقیمتی را قرار داده بود و می خواست برای فروش آنها به محل قرار
سناریوی نافرجام سرقت میلیاردی زوج سرایدار
شده است. ماموران با حضور در ساختمان پی بردند که دزدان با تخریب گاوصندوق اقدام به سرقت پول ها و طلاها کرده اند. در این مرحله بازپرس شعبه هشتم دادسرای ناحیه 34 دستور داد تا تیمی از ماموران پایگاه سوم وارد عمل شوند. کارآگاهان در گام نخست به سراغ زن سرایدار رفتند و مریم 31 ساله در این باره گفت: ساعت 5 پس از خرید به خانه بازگشتم و وقتی وارد واحد سرایداری در طبقه همکف شدم با شوهرم که دست و پاهایش
دام سیاه برای مردان هوسران
یکی از بزرگراه های جنوبی تهران در حرکت بودم که زنی میانسال را سوار کردم. او با من درددل کرد و از مشکلات و زندگی اش گفت. او مدعی شد، پسری دارد و هزینه زندگی شان بسختی تامین می شود. آنقدر از بدبختی هایش گفت که تصمیم گرفتم از نزدیک وضع زندگی او را ببینم و کمکش کنم. به خانه ای در شهرک ولی عصر رفتیم. با اصرار او وارد خانه شدم. دقایقی بعد دو مرد جوان که مدعی بودند خویشاوندانش هستند، وارد خانه شدند.
عامل قتل 10 نفر در فهرج: زودتر اعدامم کنید
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، این متهم 26 ساله عصر دوم دی سال گذشته در حالی که سلاحی به دست داشت به مقابل خانه پدرزنش در روستای جهان آباد فهرج رفت و در اقدامی جنون آمیز و تلخ، مادر و پدر همسرش و هشت زن و مرد و کودک دیگر را هدف شلیک های مرگبار قرار داد و چهار نفر دیگر را زخمی کرد و گریخت. همزمان با وقوع این جنایت تلخ که اهالی روستا را در شوک فرو برده بود، با دستور دادستانی چند تیم
قاب های جنگی در کارزار سینما
دیگر لنز یکی دیگر از دوربین هایم هم آسیب دید و پوکه ای به آن برخورد کرد. همین طور سر یکی از انفجارهای دیگر، میزان خرجی که در توپ کار گذاشته بودند، خیلی زیاد بود و همین باعث شد من برای یک ماه سردردهای وحشتناکی داشته باشم و بعد از آن هم تا مدتی دچار فراموشی خاطرات نزدیک شدم که بتدریج رفع شد. این عکاس گفت: با همه این اتفاقات، این دوربین دیجیتال برای رسول هم جالب بود و وقتی من عکس می گرفتم، او
آثار خفگی، علت مرگ زن جوان را مبهم کرد
دامادم در سرآسیاب رفتم و متوجه شدم که مسموم شده اند به همین دلیل به سرعت آن ها را به بیمارستان رساندم اما دخترم جان خودش را از دست داد. در ادامه تحقیقات، مأموران به سراغ همسر متوفی رفتند که وی در اظهاراتش به آن ها گفت: شب قبل از حادثه بیرون از منزل غذا خوردیم و مسموم شدیم که مادر زنم ما را به بیمارستان آورد. این اظهارات در حالی مطرح شد که پزشکی قانونی در بررسی اولیه جسد متوفی، مرگ زن جوان بر اثر خفگی (انسداد شریان تنفسی) را محتمل دانست، با این وجود قاضی ایلخانی؛ بازپرس پرونده از کارشناسان پزشکی قانونی خواست تا علت دقیق مرگ زن جوان را بررسی و اعلام کنند. ...
مرگ بدون امضا/هیچ رضایتنامه ای برای عمل در پرونده زنی که بعد از عمل لیپوساکشن جان باخت وجود ندارد
خبر مرگ مشکوک زنی میانسال از سوی ماموران کلانتری 125 یوسف آباد به بازپرس دادسرای جنایی تهران اعلام شد. پس از حضور بازپرس محسن مدیرروستا به همراه ماموران آگاهی در محل حادثه تحقیقات در زمینه این مرگ مشکوک در کلینیک خصوصی در منطقه یوسف آباد کلید خورد. جراح این زن میانسال در تحقیقات اولیه مدعی شد که متوفی چند روز پیش برای انجام عمل لیپوساکشن به مطب او آمده و بعد از چند روز با توجه به این که هیچ
حقوق یک بشر
. من این قانون را با کمال میل پذیرفتم و اتفاقا مشتاق بودم که به احترام دوستانم برای دیدن فیلم خودم برایشان بلیت بخرم. بر این اساس، صبح همان روز به سایت اینترنتی سینماتیکت مراجعه کردم تا با کمال میل 16 بلیت را برای سئانس ساعت شش (که مربوط به فیلم آلماگل است) خریداری کنم اما با کمال تعجب متوجه شدم برخلاف فیلم های دیگر، گزینه مربوط به فروش بلیت فیلم آلماگل بسته شده است و امکان خرید نیست. این مشکل را
سینما را غریزی یاد گرفتیم
دلیل خودم با او تماس گرفتم. دو روز بعد احسان سر صحنه حاضر شد. از همان روزهای اول دیدم خیلی خوب کار می کند، حتی با خودم گفتم ای کاش احسان دستیار یک بود. (دستیار یک را قبلا انتخاب کرده بودم) خیلی دقیق و منظم بود و تمام خصوصیات یک دستیار اول خوب را داشت. چند روز آخر فیلم برداری مشکلی پیش آمد که من و احسان عملا تنها شدیم! ما ماندیم و 30 نفر سیاهی لشکر و هوای گرم و سختی کار! در آن روزها احسان فوق العاده
ریسک شهاب را تکرار نمی کنم
زیادی کار کرده بودم. من در درباره الی با شهاب حسینی آشنا شدم. وقتی این فیلم را نوشتیم (تیری در تاریکی) برای شهاب فرستادم که متن را بخواند. از خوش شانسی من از فیلمنامه خوشش آمد و گفت همه جوره هستم. حتی سرمایه گذار هم برای فیلم جور کرد. خب، ما به دنبال سرمایه گذار بودیم و این برایمان یک شانس بود. همه اینها برایم خوب بود ولی سختی های خودش را هم دارد زیرا معمولا می گویند طرف فیلم اولش است و همه جور ایده