سایر منابع:
سایر خبرها
توجه به اینکه حیات ما تحت مقدرات خداست، زندگی ما را بهتر می کند
بگویید که این اعتقاد خودتان به خدا را از کجا به دست آورده اید؟ حضرت فرمود: عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ (نهج البلاغه/حکمت250) یعنی من خدا را به آن لحظاتی شناختم که همه چیز را مرتب کرده بودم تا کار درست در بیاید، اما کارهایم به هم ریخت، لذا فهمیدم که تدبیر امور در دست کس دیگری است و خدا را این گونه شناختم(إِنَّ رَجُلًا قَامَ إِلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقَالَ یَا أَمِیرَ
6 روز اسارت معاون بانک ملی در غار کوهستانی
خلیج فارس: مرد گروگان وقتی 6 روز در غار کوهستانی به اسارت آدم ربایان درآمد هرگز تصور نمی کرد پلیس عملیات گسترده ای را برای پیدا کردن ردی از او آغاز کرده است. این مرد ربوده شده وقتی صدای پرواز هلی کوپتر را بر فراز آسمان شنید، فرصت فرار پیدا کرد. به گزارش شهروند، ششم تیرماه امسال روز خوبی برای احمد مجیدی معاون بانک ملی اشنویه نبود. عقربه ها ساعت 7 صبح را نشان می داد که او مانند روزهای قبل از خانه اش بیرون آمد، غافل از این که چند مرد مرموز نقشه هولناکی را برای ربودنش طراحی کرده اند. از خانه که خارج شد هنوز چند قدم بیشتر برنداشته بود که یک تاکسی در مقابل پایش توقف کرد. راننده ماسک فصلی زده بود و سعی می کرد با خونسردی به رانندگی اش ادامه دهد تا این که با سوار شدن یک مسافر دیگر سناریوی آدم ربایی آغاز شد. مسافر تاکسی هم با زدن ماسک فصلی توجه معاون بانک را جلب کرده بود که ناگهان ورق برگشت. مرد مسافرنما در یک چشم بر هم زدن اسلحه اش را بیرون کشید و طعمه اش را به دام انداخت و به سمت مقصد نامعلومی حرکت کردند. 6 روز زمان کافی بود تا کارمند بانک در عملیات منسجم پلیس اشنویه نجات پیدا کند. گروگانگیران در تماس های تلفنی با خانواده گروگان در ازای آزادسازی او درخواست مبلغ هنگفتی کرده بودند و پلیس هر روز یک قدم به گروگانگیران نزدیک تر می شد. سرانجام پس از 6 روز و با انجام تحقیقات و عملیات ویژه پلیسی محل اختفای ربایندگان در خارج از شهر شناسایی شد و نیروهای امنیتی و انتظامی روز جمعه در یک عملیات ضربتی موفق شدند با دستگیری 5 گروگانگیر، کارمند بانک را آزاد کنند. معاون بانک ملی با حضور جمعی از مسئولان در روستای بیمظرته تحویل خانواده اش شد و اعضای خانواده او از نیروهای امنیتی و انتظامی به خاطر آزادسازی وی قدردانی کردند. 6 روز سخت در اسارتگاه گروگانگیران احمد مجیدی که 6 روز سخت و نفسگیر را همراه با دلهره در مخفیگاه آدم ربایان سپری کرده بود، روایت عجیبی از آغاز گروگانگیری تا لحظه آزادی اش دارد. این کارمند بانک درباره روزهای اسارتش گفت: ساعت 7 صبح روز شنبه 6 تیرماه بود که به قصد رفتن به سر کار از خانه خارج شدم. پس از چند قدم سوار تاکسی که منتظر خروج من از خانه بود، شدم. غافل از این که سرنشینان این تاکسی نقشه ربودنم را کشیده بودند. چند متر آنطرف تر مسافر دیگری سوار شد. چیزی که توجه ام را در این خودرو جلب کرد این بود که هم راننده و هم مسافری که سوار شد ماسک فصلی زده بودند. با این حال تصور نمی کرد حادثه شومی در انتظارم است تا این که ناگهان مرد مسافرنما اسلحه ای را به سمت من گرفت. بلافاصله با او درگیر شدم. در گیرودار درگیری اسلحه اش را از ماشین بیرون انداختم و سعی کردم خودم را هم بیرون پرت کنم؛ اما راننده با اسپری فلفل به صورتم حمله ور شد و به همین خاطر دیگر قدرت مقاومت نداشتم. پس از مدتی در یک مکان نامعلوم خودرو را متوقف کردند و موبایل و کارت های بانکی ام را گرفتند. ابتدا درخواست 35 میلیون تومان کردند؛ پولی که البته هر روز رقمش افزایش پیدا می کرد و بعد از چند روز گروگانگیری درخواست بیشتری داشتند. فرصت تماس با رئیس بانک ملی را جهت واریز مبلغ فوق به حساب یکی از کارت هایم در اختیارم قرار دادند و دوباره چشمهایم را بستند و به مسیر خود که از قبل برنامه ریزی کرده بودند، ادامه دادند. هرچند ساعت یک بار با موبایل خودم مرا وادار می کردند با یکی از افراد خانواده در مورد پرداخت پول تماس کوتاهی داشته باشم. به دلیل این که با چشمان بسته مرا به این طرف و آن طرف می بردند از موقعیت جغرافیایی خودم اطلاع دقیق نداشتم، فقط می دانستم از شب اول به بعد مرا در دل کوه مخفی کردند و بیشتر اوقات در طول روز در زیر آفتاب سوزان مجبور به تحمل شرایط نامساعد جوی بودم. تا این که صبح روز جمعه درحالی که چشم هایم بسته بود و یکی از گروگانگیران درحال نگهبانی از من بود، صدای هلی کوپتر را شنیدم. احساس کردم که قرار است اتفاق خوبی بیفتد و همین طور هم شد. با نزدیک تر شدن صدای هلی کوپتر محافظ اول من نیز پا به فرار گذاشت و وقتی مطمئن شدم در صحنه نیست چشم بندم را به سختی کنار زدم و از غار بیرون آمدم. در حالی که دست هایم بسته بود شروع به دویدن کردم تا از اسارتگاه فاصله بگیرم. افرادی را در دوردست دیدم و با صدایی بلند فریاد زدم. ماموران نیروی انتظامی بودند و بلافاصله من را از چنگال گروگانگیران نجات دادند. همزمان با این موضوع ماموران به تعقیب گروگانگیرها رفتند و آنها را دستگیر کردند. احمد مجیدی درباره آزار و اذیت گروگانگیران و نحوه رفتارشان گفت: از نظر جسمی تا روز قبل از رهاییم کسی مرا شکنجه نداد ولی به لحاظ روحی و روانی و همچنین کمبود آب بسیار در سختی و عذاب بودم. یادم است در آخرین روزها فرصتی برای فرار پیدا کردم اما آنها متوجه شدند و با یکی از آدم ربایان درگیر شدم. ...
معمای پیچیده یک ابرقدرت: ظهور و سقوط همه چیز
؟ نکته جالب اینکه کنگره هم اکنون درگیر بحث هایی در خصوص اختصاص بودجه برای رفع دست اندازهای بزرگراه هاست. در برخی مواقع در رویا و تصورات خودم با پدر و مادرم که سال ها پیش مرده اند، صحبت می کنم. به نظرتان اگر به آنها بگویم که چگونه برخی از زیرساخت های حیاتی این ملت همچنان ثروتمند از جمله پل ها، خطوط لوله، جاده ها و امثال آن از کمبود بودجه رنج می برند، آنها چه واکنشی از خود نشان خواهند داد
انتقاد شریعتمداری از لاریجانی و روحانی
آقای رئیس جمهور گفت: امام حسن(ع) تصمیمی گرفتند که مقام معظم رهبری از آن با عنوان نرمش قهرمانانه یاد کردند. زمانی که امام مجتبی(ع) تصمیم به صلح گرفتند، یکی از یاران امام علی(ع) پیش ایشان آمد و گفت؛ ای کاش من مرده بودم و این منظره را نمی دیدم. امام در پاسخ وی گفت؛ وقتی دیدم اکثریت مردم این - صلح با معاویه- را می خواهند، نخواستم چیزی که مردم نمی خواهند بر آنها تحمیل شود... امام مجتبی(ع) آن تصمیم سخت را اتخاذ کردند و
حماسه سازان میدان راه آهن خرمشهر چه کسانی بودند
تانک های عراقی توسط بهنام به یاد دارم همان روز هنگامی که یک گردان تانک وارد میدان راه آهن شده بودند به بهنام گفتم برو ببین تانک های عراقی که وارد میدان می شوند در چه جایی مستقر شده و موضع می گیرند. بهنام گفت عمو این ها اگه منو بگیرند اسیرم می کنند و... بهش گفتم تو برو چون سن و سالت کمه باهات کاری ندارند، بهنام قبول کرد و جلو رفت، ما پشت مسجد راه آهن مستقر بودیم، بعد از نیم ساعت دیدم
زندگی شخصی هاشم بیک زاده و فرزندانش
: همه می دانند که اگر در فوتبال، کسی را نداشته باشی تا بتوانی به کمک او به تیمهای مطرح راه پیدا کنی کارت در فوتبال حرفه ای خیلی مشکل خواهدبود. برای همین سختی های زیادی را متحمل شدم تا بتوانم با ارائه بازی های خوب، خودم را مطرح کنم و به قول معروف بازی هایم به چشم بیاید. چند سالی هم که مجبور بودم در تیم فجر سپاسی شیراز و به دور از خانواده باشم، ولی خدا را شکر با همه این سختی ها کنار آمدم
مجید خراطها و طرفداران تیفوسی و دو آتشه اش!
حاضر نشدم که از فضاهایی که تا به حال در آنها بوده ام بیرون بیایم و خط قرمزی را در کارهایم وارد کنم. من سبک خودم را دارم و به آن وفادار خواهم ماند. در مورد بقیه دوستان هم هیچ نظری ندارم! موسیقی پاپ ایران درصد بالایی از موفقیت و شور و هیجان این روزها را مدیون محصولات زیرزمینی است که خوانندگان آنها حالا ستاره های بازار رسمی موسیقی ایران هستند. هریک از این ستاره های کنونی هم مسیری را برای خود
100 نهاد دولتی طعمه خبرنگاران قلابی!
ساعت پولی که مطالبه کرده بودیم به حساب ما واریز می کردند. متهم ادامه داد: سازمان ها و نهادها برای این که خودشان را مطرح کنند بدون هیچ گونه فکری و بدون این که ما را ببینند به راحتی پول را پرداخت می کردند. در ادامه متهم اصلی که معمولاً خود را به جای مرآتی خبرنگار واحد مرکزی خبر معرفی می کرد، گفت: قبلاً با شبکه های بیگانه همکاری داشتم ازجمله شبکه مهاجر که برنامه سازی می کردم و مدیر پخش این
سرمقاله روزنامه های 16 تیر
صادق زیباکلام . استاد دانشگاه تهران در ستون سرمقاله شرق با تیتر ایران بعد از توافق تاریخی نوشت: توافق هسته ای، عصای موسی کلیم الله نیست که به اقتصاد ایران خورده و معجزه کند! تورم را کاهش دهد، ارزانی به بار بیاورد، کسب و کار را از رکود به در آورد، برای شش میلیون بیکار شغل ایجاد کند، رشد اقتصادی را به عدد دست نیافتنی هشت درصد برساند، باران و رحمت الهی را بر دشت های از خشکی تاول زده آن
خدا را شکر که تو آیت الله نشده ای
بفرستند. *شما برخوردی هم با اسرای عراقی داشتید؟ *دیناییان: بله. یک بار رفتیم دور و برشان تا آنها را ببینیم. وقتی رفتیم یک گروهان رفتند تو. حالا تو حساب کن؛ صد تا صد و بیست نفر آدم بروند داخل سیزده چهارده هزار نفر جمعیت؛ گم می شوند. من خودم تو یک سوله همین طوری راهم را ادامه دادم. رفتم تا وسط های سوله. حتی ته سوله هم نرفتم. یک لحظه دور و برم را نگاه کردم دیدم هیچ ایرانی ای نیست؛ همه
رضایی: اگر صدام یا رجوی روبروی من بودند 30 میلیون رای می آوردم
آمدم، آن هم با اجازه آقا. *البته گفته می شود رهبری در ابتدا با خروج شما از سپاه موافقت نکردند این حرف درستی نیست. من سه سال بود که از خدمت ایشان تقاضا کرده بودم. ایشان فرموده بودند صبر کن، من خودم شما را خبر می کنم. بعد از سه سال ایشان ما را خبر کردند گفتند حالا بیایید استدلال هایتان را برای من بگوئید، اگر قانع شدم موافقت می کنم و اگر قانع نشدم باید به عنوان فرمانده سپاه باشید
همیلتون: برای اولین بار در زندگی ام درست پیش بینی کردم
پرچم های کشورم را در دستان هواداران می دیدم. در چند پیچ آخر اشک چشمانم را پر کرده بود چون می دیدم هواداران در حال تشویقم هستند اما سعی کردم تمرکزم را حفظ کنم. این مسابقه حساسی بود. حساس ترین مسابقه ای که بعد از مدت ها داشتم. زمانی که باران گرفت با خودم گفتم خدای من! چون که من اولین ماشین و اولین کسی بودم که از قبل فکرش را کرده بودم. نه از خوش شانسی ام بود نه به خاطر نبوغم. فقط به خاطر
تراژدی زنی که فرصت خداحافظی با همسرش پیدا نکرد
جسمی که مدت ها محبوس بوده است در او به چشم می خورد. او مشخصه هایی از خود به نمایش می گذاشت که من پیش از این در سیاستمداران زندانی دیگری چون " نلسون ماندلا " و " واتسلاو هاول " مشابه آن را دیده بودم. او نیز همچون آنها بار آرزوهای یک ملت را بر دوش خود حمل می کرد. هنگامیکه روز اول دسامبر 2011 برای نخستین بار "آنگ سان سوچی" را ملاقات کردم، هر دو لباس سفید بر تن داشتیم. اتفاق فرخنده ای به نظر
محسن چاوشی بالاخره به حرف آمد
، هشت ساله که بودم پیت های نفت را به صف می گذاشتیم و توی سرما می ایستادیم که نفت گیرمان بیاید و بعد هم باید پنج طبقه این پیت های سنگین را می بردیم بالا. فصل گرم سال هم سیلندر گاز یکی از دغدغه های اصلی بود. هر چندروز یک بار سیلند گاز می آوردند که آن هم بساطی داشت برای خودش. حالا که دارم فکر می کنم می بینم از وقتی خودم را شناختم چیزی که بیشتر از همه آزارم می داد دیدن فقر مردم بود. فقر فرهنگی، مالی
آیا درست است که می گویند حضرت علی(ع) شبی هزار رکعت نماز می خواند؟
دین نوپا را حفظ کند؛ چون وظیفه او همانند هر فرد مسلمان دیگر، حفظ دین است. خود حضرت در نامه ای علت همکاری خود را با دستگاه حکومتی زمان این چنین بیان می کند: به خدا سوگند هرگز فکر نمی کردم و به خاطرم خطور نمی کرد که عرب بعد از پیامبر، امر امامت و رهبری را از اهل بیت او بگردانند (و در جای دیگر قرار دهند و باور نمی کردم) آنها آن را از من دور سازند! ... دست بر روی دست گذاردم تا این که با
مردم قضاوت خواهند کرد که کدام نماینده چقدر به تعهدات خود عمل کرده است
وجود داشت این بود که من قبل از انتخابات سال 88 ریاست جمهوری به عنوان نماینده ادوار از یکی از کاندیدا ها در لیست نمایندگان ادوار، اعلام حمایت کرده بودم. در آن موقع من همین مسئولیتی که الان دارم در وزارت صنعت،معدن،تجارت به عنوان معاون توسعه صنایع فن اوری و پیشرفته را داشتم. در آن اطلاعیه ای که دادیم طبق قانون نمیتوانستیم سمت اجرایی خودمان را بنویسیم و در واقع فقط اسم با عنوان نمایندگان ادوار در
بازی پر دردسر برابر آمریکا
ملی کشورهای اروپای غربی باشد. طرف امریکایی در ابتدای کار متوجه معنای حقوقی این جمله نبود و موافقت کرد. حالا تیم ملی ایران باید مانند شهروندان اروپای غربی، بدون اخذ ویزا در کشور ثالث، وارد امریکا می شد و راه برای اقدامات توهین آمیزی مثل انگشت نگاری هم بسته شده بود. فدراسیون فوتبال امریکا مدتی بعد، ظاهرا از طریق مراجع قانونی این کشور، متوجه موضوع شد و تلاش فشرده ای را برای حذف این بند از
درخواست حاج قاسم از پدر حسین چریک
حسین منگلی امان از حسین منگلی ,ای مردم ما حسین را از دست ندادیم بلکه ما یک لشگر را از دست دادیم. خیلی دوست داشتم فرزندم راببینم اما هر کار کردم اجازه ندادند و پیش خودم گفتم همه این هایی که رفتند همه حسین من هستند. وصیت نامه شهید قبل از آغاز سخن شهادت می دهم کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندارید بلکه زنده اند و نزد پروردگار روزی می خورند(قرآن کریم) ما راهنما به جنگ
مازندران ، پیشگام در راه اندازی خانه های هلال روستایی
راه اندازی شعب جمعیت هلال احمر در شهرستانهای تازه تاسیس، با اشاره به اینکه در محمودآباد و چهار شهرستان تازه تاسیس دیگر حداقل طی سه سال گذشته شخصا با همه فرمانداران و مسئولان شهری ملاقات و پیگیری برای واگذاری زمین هلال احمر داشتم گفت: طبق ضوابط جمعیت باید زمین استاندارد و ساختمان موقت به مدت حداقل 2 تا 3 سال در اختیار هلال قرار گیرد تا مجوز فعالیت شعبه شهرستان اخذ شود. مدیرعامل هلال احمر مازندران با
علی شهید حق و حقیقت
پیغمبر اکرم(ص) ولایت را کنار زده و چند دستگی هایی شد که عظمت مسلمانان را خدشه دار کرد. جای شکر است که در کشور ما به برکت انقلاب اسلامی، ولایت بعد از قرن ها حاکم شد و مردم ولایتمدار ما با درک و فهم بالای خود متوجه شدند راه سعادت و نجات شان پیروی از ولایت است. تا زمانی که مردم ما این روحیه را داشته باشند، که انشاءالله تا زمان ظهور امام زمان(عج) چنین خواهد بود، ما هیچ نگرانی ای نخواهیم داشت؛ چراکه راه سعادت همین است و باعث سرافرازی ما در دنیا و آخرت خواهد شد.
نفس های آخر مذاکرات
می گرفتند. بار اصلی مذاکرات و پیش برد آن اما همواره روی دوش وزرای خارجه ایران و آمریکا و معاونان آنان و هیات های کارشناسی و نماینده هماهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا بود. آرمان افزود: در این دوره هم روال معمول همین بوده اما نکته آنجاست که این بار قرار است متن نهایی و ضمایم آن تدوین و قطعنامه شورای امنیت به عنوان تضمین حقوقی صادر شود و طبیعی است که تمامی طرفین در همه موارد اتفاق نظر
تراژدی زنی که فرصت خداحافظی با همسرش پیدا نکرد/ کمک به آزادی و رفاه مردم میانمار، آمریکا را وسوسه می کرد
جسمی که مدت ها محبوس بوده است در او به چشم می خورد. او مشخصه هایی از خود به نمایش می گذاشت که من پیش از این در سیاستمداران زندانی دیگری چون " نلسون ماندلا " و " واتسلاو هاول " مشابه آن را دیده بودم. او نیز همچون آنها بار آرزوهای یک ملت را بر دوش خود حمل می کرد. هنگامیکه روز اول دسامبر 2011 برای نخستین بار "آنگ سان سوچی" را ملاقات کردم، هر دو لباس سفید بر تن داشتیم. اتفاق فرخنده ای به نظر
امشب از خدا چه بخواهیم؟
، از بین بندگان گل چین و انتخاب می کند؟ اگر انتخاب با خدا باشد، من نمی دانم که خداوند چه کسی را انتخاب کرده و آیا من هم جزء انتخاب شدگان هستم یا خیر؛ امّا اگر انتخاب با عبد باشد، من خودم می فهمم. زیرا میزان را به دست خودم داده است. در باب مسأله مغفرت و رحمت این طور است که اگر عبد خودش را در معرض رحمت و مغفرت قرار بدهد، رحمت و مغفرت شامل حالش می شود. پس خودت را در معرض قرار بده! در معرض
گزارش رسانه ها از مذاکرات وین (طنز)
. زشته با خودمون شوخی نکنیم. سردبیر: جمع کن ... جمع کن این بساط مسخره بازی رو. طنزنویس: یه ذره با بخش طنز شوخی می کنم. تو رو خدا. سردبیر: نخیر آقا. این که میذاریم با همه شوخی کنی که دلیل نمیشه با خودمونم شوخی کنی. جمع کن این اسکایپ و این بساطت رو. طنزنویس: با خودم شوخی کنم. سردبیر: راه نداره ... آقای مرعشی! بیا من دستاشو گرفتم تو هم اون سرشو بگیر اینو بندازیم بیرون. دستت درد نکنه. بانمک بود.مرسی اقتصاد انلاین عزیز
عامل اصلی دشمنی خواص با حکومت امیرالمؤمنین(ع)
من می ایستی؟ زبیر پس از شنیدن این جمله، از میدان جنگ فرار کرد و پس از آنکه زبیر را کشتند و شمشیر زبیر را نزد حضرت آوردند، علی علیه السلام چند بار شمشیر را تکان دادند و گفتند این همان شمشیری بود که بارها اندوه را از دل رسول خدا زدوده بود، اما حیف که آخر کار به این روز افتاد. بعد نگاهی به سر زبیر کردند و گفتند در این سر باد افتاده بود! در پایان، قاتل زبیر را به آتش بشارت دادند و قاتل زبیر در نهایت
یادداشت حدادعادل درباره خواندن قرآن
مسلمان هاست. یعنی هرچه که بخواهیم به اسلام نسبت دهیم باید از قرآن بگیریم و البته ما عترت پیغمبر (ع) را هم مفسر صحیحی و حقیقی قرآن می دانیم و مایه انحراف بعضی های دیگر را از آن جهت می دانیم که دست از دامن مفسران اصلی قرآن کشیده اند، اما ائمه(ع) در نظر ما پیشوایانی هستند که ما را با حقیقت قرآن آشنا می کنند. 4- در این قرآن شما ریشه و اصل همه چیز را پیدا می کنید. از باب اصول اعتقاد به خدا
صادقی:با ذوب آهن به تیم ملی می اندیشم
داشتم و بعد از بررسی های لازم، راهی تیمی شدم که شهر خوب با آدم ها و مردم خوبی داشت و کادر فنی خوبی را به خود اختصاص داده است. در کنار آن، آسیایی بودن ذوب آهن و رتبه فصل گذشته این تیم در جدول رده بندی لیگ برتر در کنار مشورت هایی که از دوستانم گرفتم، همه باعث شد که بین پیشنهادهایم ذوب آهن را انتخاب کنم و امیدوار هستم که امسال فصل خوبی داشته باشم. به خاطر عملکرد خوبت با تیم پدیده در طول فصل گذشته
برای خدمات دهی در سایر استان ها هم سرمایه های آنها حراج می شود؟
........... بنده راه حلی دارم که فقط یک مسئوال با خدا و با وجدان اسلامی می تواند آن را برای اجرا پیشنهاد دهد . آیا می توانم راه حل این مشکل را که مطمئنم بعد از اجرا نه تنها مشکل بیکاری در کل کشور بلکه مشکلات اقتصادی کل کشور و مشکل ازدواج و نقدینگی حل میشود ،، را در وب سایت شما مطرح کنم و شما قول بدهید که در حضور خودم با مسئولین استانی عادل و عدالت خواه، مطرح نماییم بحث را ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قسک می خورم
عذرخواهی و استعفای عضو کمیسیون عمران شورای شهر اراک بابت قصور مسئولین سازمان ترافیک
برای رانندگان ایجاد میکنند و .....این در حالی است که باید بدانیم جزای یک اشتباه رانندگی، مرگ نیست و اصطلاح راه بخشنده ازهمین جااست که اگر راننده مرتکب اشتباهی شد جزای آن مرگ نباشد و جاده و راه فرصت جبران را به راننده بدهد اما واقعا اینگونه نیست علیرغم اینکه کارشناسان عامل انسان را همیشه در صدر قرار میدهند اما راه و وسیله نقلیه هم بسیار اثر گذارند بر همین اساس است که مهندسین ترافیک برای
بهترین نوع تسلیم چیست/ ماجرای سرقت لجام مرکب علی(ع)
تر می شود و مدام خفیف و ذلیل می شود و بیشتر نابود می شود. مردم پای رکاب امام حسن مجتبی(ع) از شروع دوباره جنگ و درگیری ترسیدند و عقب نشینی کردند و در نتیجه این کوتاهی و سُستی، به یک مرگ همیشگی دچار شدند. بعد از آن ماجرا، دائماً در طول تاریخ، در کوفه بدبختی و خونریزی بوده است؛ شاید تا حدود هزار سال یا بیشتر. این همه درد و رنج برای چه؟! یک ضرب المثل خوب و حکمت آمیزی داریم که می گوید: مرگ یک بار