سایر منابع:
سایر خبرها
ماجرای ممانعت مرحوم هاشمی از کاشت پسته در آذربایجان
محمد علی نژاد سارخانی نماینده مردم تبریز در مجلس اول و چهارم و استاندار اسبق آذربایجان شرقی در سال های 59 و 60 در گفت و گو با تسنیم خاطراتی را از انتخابش به عنوان استنادار بیان کرد. صراط: محمد علی نژاد سارخانی نماینده مردم تبریز در مجلس اول و چهارم و استاندار اسبق آذربایجان شرقی در سال های 59 و 60 در گفت و گو با تسنیم خاطراتی را از انتخابش به عنوان استنادار بیان کرد. به گزارش هفت روز خبر به نقل از تسنیم، محمد علی نژاد سارخانی، نماینده مردم تبریز در مجلس اول و چهارم و استاندار اسبق آذربایجان شرقی در سال های 59 و 60 ، متولد 1317 و پزشک جراح عمومی است. دکتر سارخانی با آغاز مبارزات انقلاب، به صف مبارزین انقلاب پیوست و در نهایت در سال 53 توسط ساواک بازداشت شد. وی به مدت چهار سال در کمیته مشترک زندان اوین زندانی بود که 10 ماه از آن را با آیت الله هاشمی رفسنجانی هم بند بوده است. این پزشک سیاستمدار 79 ساله در مسئولیت های متعددی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی انجام وظیفه و ایفای نقش کرده است که به ترتیب، فرمانداری تبریز، نمایندگی مردم تبریز در مجلس اول، استانداری آذربایجان شرقی و نمایندگی مردم تبریز در مجلس چهارم از مهم ترین آن ها است. استاندار و نماینده اسبق آذربایجان شرقی با شروع جنگ تحمیلی و پس از استعفا از استانداری، به عنوان پزشک عازم مناطق جنگی شد و تا سال 70 در بیمارستان سینای تبریز به مداوای بیماران پرداخت و سپس با اعتماد مجدد مردم، به نمایندگی تبریز در مجلس چهارم رسید. خدمات وی به ویژه در دوره چهارم که همراه با توسعه بیشتر استان به واسطه تشکیل و راهبری مجمع نمایندگان قوی از استان های شمال غرب کشور بود و یکه تازی می کردند، برای مردم تبریز شیرین و به یاد ماندنی است ولی نسل جدید برخی از این بزرگان خود را نمی شناسد لذا تسنیم در یک دیدار با وی به گفت وگو نشست که خاطرات جالبی در این دیدار مطرح شد که از نظر خوانندگان محترم می گذرد: ابتدا از پیروزی انقلاب و اینکه چه اتفاقی در زندگی سیاسی شما افتاد که نمایندگی مردم تبریز و استانداری آذربایجان شرقی را پذیرفتید؟ سارخانی: پس از پیروزی انقلاب آغاز می کنم که اولین استاندار آذربایجان شرقی مقدم مراغه ای بود که خط و مشی وی را نمی پسندیدیم و ارتباطی هم با وی نداشتیم، مردم هم از او راضی نبودند و ایشان را برداشتند. وقتی وی را برداشتند، از من در خانه دوستان انقلابی دعوت کردند که گزینه های خودتان را به تهران معرفی کنید تا یکی به از آنها که مورد تأیید است حکم استانداری بدهیم تا مشغول به کار شوند، افرادی که استعداد استانداری داشتند را لیست کردیم و ویژگی های آنها را بررسی کردیم، 7 تا 8 نفر بودند که به هر شاخص افراد نمره دادیم و در آخر مهندس غروی امتیاز بیشتری آورد که وی را به صباغیان به عنوان وزیر کشور وقت معرفی کردیم و حکم استانداری او صادر شد. غروی در اوایل 58 به عنوان استاندار به تبریز آمد، با توجه به اینکه نیاز مبرمی به همکاری داشت، از من تقاضا کرد که بیمارستان را رها کنم و مسئولیت فرمانداری را بپذیرم، مدتی فرماندار شدم که موعد انتخابات مجلس اول رسید و نیروهای انقلاب من را به میدان انتخابات فرستادند و از فرمانداری استعفا دادم. زمان اوایل انقلاب طوری بود که هر سنگری احساس خلاء و احساس نیاز می شد باید برای اینکه کارها بر زمین نماند، می پذیرفتیم. 5 ماه بود در مجلس بودیم که غروی استعفا کرد و بنده را به آیت الله مهدوی کنی وزیر کشور پیشنهاد کرده بود و به دلیل حل شدن کارها این مسئولیت را پذیرفته و از مجلس اول کناره گیری کردم. علت استعفای غروی چی بود؟ سارخانی: علت اینکه مهندس غروی استعفا کرد، این بود که اینجا نهادهای انقلابی در دست افرادی بودند که این افراد با غروی شروع به مخالفت کردند. من هم علت استعفا را می دانستم که این موضوع است ولی خیلی دقیق نشده بودم در موضوع و فکر می کردم که غروی کمی تکبر دارد و نتوانسته با آنها کار کند ولی من می توانم تعامل داشته باشم. در استانداری رسم است که وقتی کسی منصوب می شود، به عنوان عالی ترین مقام دولتی در استان، بقیه ادارات و نهادها برای تبریک و... حضور می یافتند ولی دیدم این نهادهای انقلابی که در دست این افراد بود نیامدند، لذا برای اینکه تعامل داشته باشیم، من وقت گرفتم و رفتم با آنها دیدار کردم. اولین سوالی که در دیدار با آنها پرسیدند، گفتند که چرا جواد حسین خواه را از استانداری بیرون نمی کنی، حسین خواه هم آن زمان چون معاونت سیاسی نبود، رئیس دفتر سیاسی استانداری بود، من هم گفتم که تازه آمده ام و باید بررسی کنم و برای تغییر یا عدم تغییر تصمیم بگیرم، یکی دیگر گفت که پس شما اعتقاد به تخصص دارید، گفتم بله باید فرد ابتدا متخصص باشد و کار بلد و سپس کاری را به او بسپارم، گفت که پس شما بژینسکی هستید و دیددم مجادله فایده ندارد، بیرون آمدم. جواد حسین خواه که بعداً به شهادت رسید، علت اینکه او را بیرون نکردم، متوجه شدم که برخی از همین افراد حاضر در نهادهای انقلابی ارتباطات خوبی با مجاهدین خلق دارند و می خواهند او را که به عنوان مانعی بر سر راه آنها بود عزل کنند. این افراد الان هستند؟ سارخانی : آن ها همان اوایل از این نهادها رفتند و نیروهای انقلابی بر مسند نشستند، من تاکید می کنم که جرایاناتی که باعث استعفای غروی و بنده شدند و اغلب در نهادهای انقلابی حضور داشتند، همه بدون استثنا امروز از اصلاح طلبان هستند، ما اول فکر می کردیم که این جریانات فقط در تبریز فعال هستند ولی بعد از سفر بهزاد نبوی به تبریز در دوران استانداری بنده، متوجه شدم که همگی از تهران خط می گیرند. بر این موضوع هم تاکید می کنم که با این افراد اختلافی نداشتیم، تنها اختلاف ما این بود که آن ها می گفتند افرادی را که ما می گوییم را باید در فلان اداره کل منصوب کنید یا عزل کنید من هم با افراد معرفی شده مخالف بودم و روش من هم این نبود که این نوع مداخلات را اجازه بدهم و حتی از پشت پرده افرادی که در این نهادها نفوذ کرده بودن اطلاع داشتم، این اجازه را ندادم. البته بعد از بالا گرفتن اختلاف نظرها، آیت الله مهدوی کنی شخصاً به عنوان وزیر کشور به تبریز سفر کرد و از نزدیک این ماجرا را بررسی کرد و با این نهادها و آیت الله مدنی به عنوان نماینده امام (ره) در استان دیدار کرد و نهایتاً حق را به بنده داد که سارخانی هیچ مشکلی ندارد، ولی من استعفای خودم را بعد از همان جلسه که حق را به من دادند، تقدیم وزیر کشور کردم و بالاخره بعد از جلسات مکرر دیگر و اصرار بنده بر استعفا، دو هفته بعد از آن استعفای من را پذیرفتند و دوباره به بیمارستان سینا بازگشتم و بین سال های 60 تا 70 در آنجا مشغول طبابت شدم. آن ایام هم ایام جنگ تحمیلی بود و شهدا و مجروحان زیادی را عمل کردم و به جرات می توانم بگویم که شاید پرکارترین جراح آن ایام بودم. در شهریور 60 که آیت الله مدنی به شهادت رسید، شما استاندار بودید یا در بیمارستان؟ سارخانی: روز جمعه کشیک در بیمارستان بودم که بعد از نماز آوردن، تا روی تخت اتاق عمل رسیدند، به شهادت رسیده بودند و دیگری کاری از دستمان برنیامد. آن زمان چیت چیان وزیر نیروی فعلی هم که فرمانده سپاه بود، ترکش را از بدن ایشان درآوردم، البته بعد از آن گروهی که قبلاً عرض کردم به سپاه آمد و آنها از مجوعه کنار رفته بودند و ایشان پسر خوبی بودند! ارتباط شما با شهید رجایی، شهید باهنر و... که در مجلس اول با هم همکار بودید چگونه بود؟ سارخانی: اوایل مجلس بود و نیروهای مختلفی بود، خط و مشی ما در مجلس اول در گروهی بودیم که گرایش ما به سمت انتخاب آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس بود، حتی چون در حزب جمهوری اسلامی بودیم و در جلسات آنها هم شرکت می کردم و اگر استعفا نداده بودم برای آمدن به استانداری، از شهدای آن جمع بودم ولی سرنوشت ما طور دیگری رقم خورد و این سعادت نصیب ما نشد. به دوران نمایندگی مجلس چهارم و سال 70 برگردیم، در این دوران چه اتفاقات خاصی افتاد؟ سارخانی: در مجلس چهارم تحولاتی چشمگیر در عمران و آبادانی استان رخ داد. شاید تنها مجلس نبوده ولی مدیران استان هم فعال بودند. در اتاق بازرگانی نمایندگان آذربایجان شرقی را دعوت کردند و گفتند که استان عقب مانده است و با هم به عنوان نمانیدگان مردم در اتاق بازرگانی و در مجلس قول دادیم تا این کار را پیگیری کنیم و عقب افتادگی استان را جبران کنیم. در ابتدای مجلس نامه ای به آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس جمهور فرستادیم و موضوع عقب افتادگی استان را مطرح کرده و در چند بند خواستار اختصاص بودجه کافی برای جبران عقب افتادگی استان شدیم که پس از یک ماه به سازمان برنامه و بودجه وقت پاراف کردند و آنها هم پاسخ دادند که چون ردیف بودجه نداریم، از اجرای این کار معذوریم؛ لذا دیدم که همه 20 نماینده استان هم اگر متحد شوند، کاری از پیش نمی بریم، از نمایندگان استان های اردبیل، زنجان و آذربایجان غربی هم خواهش کردیم که با هم یک فراکسیون متحد و قوی برای پیشبرد اهداف همه 4 استان تشکیل دهیم که در تاریخ مجلس بی سابقه بوده و هنوز هم نتوانسته اند نمونه آن کار را انجام دهند چرا که همه وزرا مجبور بودند برای دریافت رأی اعتماد و... به این 4 استان توجه ویژه داشته و امتیازاتی قائل شوند تا رأی و نظر این فراکسیون را جلب کنند که آقای رفسنجانی علی رغم ارتباط نزدیکی که با وی داشتم و 10 ماه در زندان هم بند بودیم از این باب که به وزرا فشار می آورم تا به منطقه امتیاز بگیرم دلخور شده بودند (و این اقدامات ما در فراکسیون برای دولت بسیار گران تمام شد و با اقداماتی که علیه من انجام دادند، سعی کردند در مجلس پنجم برای اینکه این انسجام برای به کرسی نشاندن حرف مردم آذربایجان دوباره تکرار نشود، مانع انتخاب من شوند که موفق شدند و دیگر این فراکسیون تشکیل نشد). کار مهمی که در این فراکسیون انجام دادیم، راه بهانه گیری برای ندادن بودجه را بستیم و اختصاص بودجه به آذربایجان و تبریز را با ردیف بودجه در برنامه پنج ساله سوم توسعه و قوانین بودجه سالانه گنجاندیم و تحولات بزرگی در آن دوران به تدریج آغاز شد ولی چون کار دولتی است، به جای 5 سال در 15 سال به نتیجه رسیدند که برای استان بسیار حائز اهمیت بود. احداث بیمارستان های متعدد، اتوبان تبریز تهران، راه آهن میانه تبریز، فولاد میانه، نفلین سینیت سراب، آهک آذرشهر، توسعه راه های استان و... نتیجه همین اتحاد در فراکسیون پرقدرت شمال غرب کشور بود که در آذربایجان شرقی آغاز شد و به نفع استان تمام شد. به عنوان سؤال آخر، دریاچه ارومیه در دوران استانداری و نمایندگی شما وضعیت بهتری داشت، این روزها را پیش بینی می کردید؟ سارخانی: من در دوران نمایندگی مجلس چهارم که اکنون 25 سال از آن دوران می گذرد، با بررسی که داشتیم، پیگیر آن شدیم که چون چاه های اطراف دریاچه ارومیه چاه آب شور است، پیشنهاد دادیم و پیگیر شدیم که وزارت کشاورزی در اطراف دریاچه ارومیه پسته بکارد، این کار از سوی وزارت کشاورزی و اداره کل آن در استان مسکوت ماند و پیگیری نکردند، مدیرکل کشاورزی آن دوران فرساد بود که بعد از بازنشستگی پیش من آمد و گفت که فلانی، علت اینکه ما این موضوع را پیگیری نکردیم این بود که آقای کلانتری به من گفت که آقای رفسنجانی گفته بود که نباید در آذربایجان پسته بکارید و ما هم پیگیری نکردیم. ...
سناریوی مرگبار دختر 19 ساله برای مردان
دفن کنند تا راز جنایت آنها پنهان بماند. در یک لحظه توانستم فرار کنم. داد و فریاد راه انداختم و همسایه ها و چند رهگذر متوجه شدند و آن دو مرد فرار کردند. وی ادامه داد: طناز و همدست دیگرش با اطلاع از فرارم، متواری شدند. مردم دست و پایم را باز کردند. ماموران که آمدند ماجرا را گفتم. در خیابان در جست وجوی آنها بودم که با طناز روبه رو شدم، او مرا با قمه به مرگ تهدید کرد و بعد با سد کردن راه
رحیم پور ازغدی: مگر نمی گویید 2030 الزام آور نیست، پس چرا برایش حق تحفظ گرفتید؟/ اجرای سند 2030 دولت را ...
خواهند بکنند، تصریح کرد: فرض کنید قرار است کودک خود را به پارک کودک یا کودکستان ببرید، در پارک کودک همه بچه ها آزادند فقط بازی و تفریح کنند، مراقبان فقط مراقبند که بچه آسیبی نبیند اما در کودکستان، یک ساعت بازی و تفریح داریم که جزء پروژه تربیت اوست، بخشی هم باید چیزی یاد بگیرند، کدام یک به نفع بچه است؟ بچه در پارک کودک باشد به نفعش است یا در کودکستانی که تفریح و آموزش باهم است؟ وی به
غواصی که برای آب نامه می نوشت
یوسف سال چهارم ابتدایی را می خواند، همراه برادرش به تهران می روند و نزد فردی حدود چهار یا پنج سال زندگی و کار می کنند و دوباره به زنجان برگشته و در خانه ای کوچک ساکن می شوند. یوسف به همراه برادرش سختی های زیادی را متحمل می شوند اما تجربه گرفته و آماده می شوند تا اندوخته خویش را در معرض ظهور قرار دهند. برادر یوسف هنرمند بود و بر روی سنگ و آجر، نقاشی و کنده کاری می کرد و همه او را به این
دیداری با همسر خلبان شهید شیرودی
جبهه بگوید. گفته بود من تا جمعه زنده نیستم. مراسم باشکوهی در کرمانشاه برگزار شد. بعد پیکرش با هواپیما به تهران منتقل و به سبب تشییع پیکر اکبر، آن روز مجلس شورای اسلامی هم تعطیل شد. از چالوس تا شهسوار هم تشییع دیگری انجام شد. بانک خون جبهه بانک خون جبهه بود. همسر شهید شیرودی در توصیف بخشندگی های همسرش این جمله را می گوید: هر وقت به خون نیاز بود اکبر زودتر از همه داوطلب می شد. مرد
ایکس ری های کامیونی وارد کشور شدند/4 فردی که بهشتی بودن آن ها حتمی است/مصرف یک قرص خواب برابر با استعمال ...
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از خبرنگار گروه فضای مجازی خبرگزاری میزان ، رسانه ها در فضای خبری روزانه خود اخبار اختصاصی و عمومی مختلفی را منتشر می کنند که این اخبار بعضا فقط در یک رسانه منتشر شده است. گروه فضای مجازی خبرگزاری میزان در نظر دارد هر روز اخبار منتخب فضای مجازی را از سایت ها و خبرگزاری ها و حتی کانال های تلگرامی مختلف جمع آوری کرده و در قالب یک بسته خبری منتشر کند. در این بسته همه
اسرایی که برای خط امام مقاومت کردند؛ اما تحریف نکردند
مقابل دشمن مقاومت کنند تا اینکه در کربلا یاور مستضعفان را ملاقات کنند. زندان های عراق در صبح روز 14 خرداد 1368 برای اسرای ایرانی به ماتمکده ای تبدیل شده بود که حتی عراقی ها هم آنروز انگار ماتم زده شده بودند، صدای ترانه های رادیو عراق که هر روز از پشت سیم های خاردار پخش می شد آن روز به گوش نمی رسید. همه اینها خبر از اتفاقی ناگوار داشت، خبری که رادیو عراق آن را گزارش کرد: آیت الله خمینی از
داستان خواهران منصوریان قفل زبان خانم بازیگر را باز کرد+عکس
: " نیومدم که بگم پدرم بد است آمدم بگم که اعتیاد پدرم را از من گرفت. خطِ پدرِ! پارسال وقتِ برنامه ماه عسل مجال نداد همه شو بگم شاید امسال وقتش بود درست بعد از دیدن صحنه ی بخشش پدر توسط خواهران منصوریان، تو کپشن جا نمیشه تو کامنت اولم مابقی رو می نویسم و کانال تلگرامم. سال هفتادو پنج وقتی پدرم رفت نقطه ی زیر صفر فقرو تجربه کردیم وسایل خونه مونو با کلنگ نابود کرده بود
نگاهی به مبارزات انقلابی امام خمینی (ره)
پرداختند و در مقابل کاخ مرمر محل استقرار شاه- برای اوّلین بار در پایتخت شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند. روزهای بعد نیز در دانشگاه و بازار و مقابل سفارت انگلیس تظاهرات گسترده ای در حمایت از قیام امام (ره) برپا بود. امام خمینی (ره) عصر عاشورای سال 1383 هجری قمری (13 خرداد 1342 شمسی) در مدرسه فیضیه نطق تاریخی خویش را که آغازی بر قیام 15 خرداد بود ایراد کردند. سخنان ایشان همچون پتکی بر روح
خواهران منصوریان؛ چهره ملموس ورزش زنان
نهایت فراموش می شوند. دوباره حرف های خواهران منصوریان را مقابل دوربین مرور کنیم. آن جایی که الهه می گوید تا همین یکی دوسال پیش کسی او را نمی شناخته یا حرف های شهربانو که می گوید چون رشته اش المپیکی نیست با این که اندازه المپیکی ها یا حتی بیشتر از آن ها تلاش کرده اما پاداش آن ها کمتر از المپیکی هاست. دختران ورزشکار ایران وقتی در شرایط سخت ورزش می کنند. وقتی تیم هایشان منحل می شود اما باز از
ماجرای ترور نافرجام احمد خمینی/ پزشکان می گفتند امام خمینی با جانبازان دیدار نداشته باشند!
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا ، به نقل از ثامن ؛ 28 سال از عروج ملکوتی حضرت امام خمینی(ره) می گذرد اما هنوز این شخصیت بزرگ جهان اسلام ابعاد مختلفی دارد که باید شناخته شود و به گفته مقام معظم رهبری امام خمینی(ره) یک حقیقت همیشه زنده است، در این زمینه گفتگویی داشتیم با سید جواد موسوی که شش سال محافظ حضرت امام(ره) و خانواده ایشان بود. سید جواد موسوی اظهار داشت: سال آخر دبیرستان بودم که انقلاب اسلامی ایرا
نقش موسوی در انحلال حزب جمهوری
/> آن زمان دو انجمن اسلامی دانشکده و دانشگاهی که در دفاع از نوارهای شهید آیت بیانیه صادر کردند عبارت بودند از انجمن اسلامی دانشگاه علم وصنعت و انجمن اسلامی مدرسه عالی بیمه تهران که من دانشجوی آن بودم. البته چندی بعد انجمن اسلامی دانشگاه تبریز نیز بیانیه ای منتشر کرد که متن آن به صلابت متن این دو انجمن اسلامی نبود. مخالفت شهید آیت با موسوی اعتقادی بود چگونه متوجه ترور شهید آیت شدید
30 می؛ زادروز نخستین فضانوردی که راهپیمایی فضایی کرده است
، استعداد او در نقاشی به وی کمک کرده بود که از راه رنگ زدن گچکاری دیوار دوستان و آشنایان، درآمد ناچیزی برای خود کسب کند. آرزوی الکسی این بود که در بزرگسالی هنرمند شود.شش ساله بود که یک خلبان نیروی هوایی شوروی به روستای آنها آمد و الکسی کوچک از رفتار، یونیفرم و ظاهر خلبان شدیداً تحت تأثیر قرار گرفت. خود لئونوف در این مورد می گوید: من اینقدر تحت تأثیر این میهمان خلبان قرار گرفته بودم که همه جا سایه اش را
سند 2030 یکی از میوه های آلوده نظام برنامه ریزی معیوب کشور است + صوت
عزای عمومی کرده، یک جلساتی تشکیل داده و بعد بگوییم باید برای این سند علاجی کرد. بنده محضر برادران و خواهران گرامی خودم گزارش می دهم: ما پشت درب سازمان برنامه وبودجه کشور خیمه زده ایم و بنده به فضل الهی قصد ندارم این خیمه را برچینم. ان شاءالله آن قدر آنجا می ایستیم و بحث می کنیم تا نظام برنامه ریزی کشور، اسلامی شود. چرا؟ چون آنها اعلام کرده اند قرار است قم را واتیکان کنیم. آنها اعلام
گاوداری واقعاً شغل لذت بخشی است
مدیون تلقیح مصنوعی است. دشتی بیان می کند: استفاده از این روش بسیار مفید فایده و به صرفه است. در این روش اسپرم گاو نر را با سوزن به رحم گاو ماده انتقال می دهند بعد از گذشت 9 ماه و 9 روز گوساله بدنیا می آید. از زمان باروری تا 8 ماه گاو ماده شیر می دهد. در 40 روز آخر، شیر مادر قطع می شود تا گاو ماده آماده بدنیا آوردن گوساله شود. بعد از به دنیا آمدن گوساله بعد از 40 روز دوباره به گاو ماده سوزن می
چرا دولت اسلامی باید سند تعلیم و تربیت غیر اسلامی امضا کند؟
تواند شکایت کند . خوشخو افزود: در متعهد شوندگان این سند و دستگاه های اجرایی آن در بطن جامعه، نفوذ افکار و جریانات غیردینی مشاهده می شود. وقتی رئیس قوه مجریه می گوید من از 2030 دست برنمی دارم دوباره مثل برجام با الفاظ بازی می کنند اینطور نمی شود با قانون برخورد کرد باید برای همه مصوبات شاخص داشته باشیم آنهم اول شرع اسلام و قانون اساسی مبتنی بر شرع است، ما اولین انتقاد را از رهبری شنیدیم
5 کاری که افراد شاد هرگز انجام نمی دهند
دنیا هست. تنها کسی که هر روز باید تلاش کنید، بهتر از او شوید خودتان هستید. اینکه تجربیات گذشته خود را دوباره به یاد بیاوریم و از آن ها درس بگیریم کاری سالم و طبیعی است. گاهی لازم است از برخی تصمیماتی که توسط خودتان گرفته شده، ابراز پشیمانی کنید، چون نتیجه اش آنچه می خواستید نشده است. سعی کنید از این حس پشیمانی درس بگیرید و سپس دوباره به حرکت درآیید. اگر این کار را نکنید، خودتان را اسیر
قائدی بیاید جمع بوشهری ها جمع می شود/از آکادمی ام دنبال استعداد بعدی فوتبال ایران هستم
بعد از سیدجلال ببندم خیلی خوشحال بودم. این اولین قهرمانی ورزشی ام بود. من در استقلال اهواز و ذوب آهن و پرسپولیس پیش از این 4 نائب قهرمانی داشتم و این قهرمانی لذت فوق العاده ای داشت. تیم خوبی داشتیم و بهترین اتفاق ممکن برای همه ما بود. اعتصاب بدترین اتفاق فصل ما بود بدترین تصمیمی که نه خودم که همگی گرفتیم اعتصاب بود. دست مان به هیچ جا بند نبود و تنها راه اعتراض ما این اعتصاب بود اما
آسمان و زمین در سوگ امام(ره) می گریست/ مخالفان امام هم متأثر بودند
السلام مهدی بیات رئیس شورای هماهنگی تبلیغات ملایر هم درباره خاطره آن روز بیان کرد: من در هنرستان کشاورزی سامن درس می خواندم و در فصل امتحانات قرار داشتیم. بیرون از خوابگاه در حال درس خواندن بودم که یکی از هنرجویان که از نهاوند آمده بود پیش من آمد و بیان کرد: چرا پیراهن مشکی نپوشیده ای گفتم چرا؟ گفت مگر خب نداری امام فوت کرده است. منقلب شدم به داخ خوابگاه رفتم. در داخل خوابگاه
"ر" مثل روح الله /از ولادت تا رحلت
لایحه کاپیتولاسیون، ایران را در آبان سال 43 در آستانه قیامی دوباره قرار داد . سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره کماندوهای مسلح اعزامی از تهران، منزل امام خمینی در قم را محاصره کردند. شگفت آنکه وقت باز داشت، همانند سال قبل مصادف با نیایش شبانه امام خمینی بود .حضرت امام بازداشت و به همراه نیروهای امنیتی مستقیما به فرودگاه مهرآباد تهران اعزام و با یک فروند هواپیمای نظامی که از قبل آماده شده بود، تحت
زنان دوم، بعد از شوهرانشان...!
موقع که مرا گرفتند هم دیوارها را سفید کردند، این را هم برای عروسی دخترم کردیم، پسرهای شوهرم امدند سفید کردند، خیلی نمی آیند به ما سر بزنند، ولی برای عروسی آمده بودند دختر بزرگه را داده بودم بروجن، کوچکه را هم در عروسی دیده بودند، خواستند ما هم دادیم، حالا دو تا شان یک جا هستند. هوای هم را داشته باشند داستان های غم انگیز تری هم هست، سیمین خانم زن اول مردی است که پنج سال پیش
عکس/ ننه طاهره؛ شیرین ترین گزارش خبری سید هادی کسایی زاده
خبر نگاران- سعیده حسن خانی خبر نگار سیاسی و دبیر سایت سازمان برنامه و بودجه استان تهران و خانواده خانم غفارپور) هم کمک می کردند. کارمن شده بود به سرانجام رساندن این گزارش و گاهی شب ها تا 12 شب خانه ننه طاهره بودم. بعد از پایان کار قرار شد جشن بگیریم و جالب این بود که روز پایان کارما درست مصادف با 17 مرداد روز خبر نگار بود. شهرام فرهادی خبر نگار شبکه خبر هم ما را همراهی کرد و این جشن در
امام خمینی(ره) از منظر دانشمندان جهان
، خود شاهد آن بوده ام برای شما بازگو کنم. من در متن انقلاب بزرگ مردم الجزایر بودم. در آن انقلاب همه مردم مسلمان بودند و با شعارهای اسلامی و با دست خالی استعمار 130 ساله فرانسه بر ماورءالبحر را پایان دادند. اما بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب، سوسیالیست ها مسلمانان را کنار زدند و حاکمیت خود را بر مردم تحمیل کردند. زیرا انقلاب مردم اسلامی الجزایر کادر رهبری اسلامی نداشت. همان روزها، درست
آیا فقط مدرک تحصیلی بالا ملاک پیشرفت جوانان است؟!
نداشتن سرمایه نتوانستم از خودم یک مغازه داشته باشم، راضی ام و خدا را شکر می گویم. *من لیسانس هستم ، رشته تحصیلی ام معماری است،20 سال دارم و به نظر من درس خواندن فایده ای ندارد ، چون شغلی که در رابطه با رشته من باشد وجود ندارد. وی در پاسخ به خبرنگار ما مبنی بر اینکه فکر نمی کنید که داشتن تحصیلات بالا ، فهم، شعور وشخصیت شخص بالا می رود و مسائلی که او می تواند درک کند خیلی بهتر
ظهور و سقوط کانال های اجاره ای در کوران انتخابات
آنها مرا می شناسند. اتفاقاً یکی از همان ها هم بود که برای نخستین بار پیشنهاد اجاره کانال را مطرح کرد و گفت کسی هست که پول خوبی برای این کار می دهد. راستش من خودم از این پیشنهاد استقبال نکردم. در کانالم مطالب آموزنده و شعر و داستانک به اشتراک می گذارم و احساس کردم نباید از اعتماد یوزرها سوءاستفاده کنم. برای اضافه شدن این تعداد یوزر زحمت کشیده ام و دوست ندارم آنها را از دست بدهم چرا که این احتمال هم در
خاطرات پرستار امام (ره) از سال های پایانی
برای استفاده عمومی مجهز شود و از همان زمان مسئولان اداره بهداری سپاه برای توسعه بیمارستان کارشان را آغاز کردند و امروز می بینیم که از خدمات درمانی این بیمارستان همه اقشار جامعه بویژه کادر نیروهای مسلح بهره مند می شوند. ایشان حدود دو ماه در بیمارستان بستری بودند و از آن زمان به بعد در همه اوقات ریتم قلبی حضرت امام(ره) از طریق سیستم فرستنده کنترل می شد. تقریبا پنج سال پرستار امام بودید
نگاه متفاوت امان به زنان!
، مسأله وجه و کفین را مطرح کرد و پس از آن دیگر بسیاری از افراد در سخنرانی هایش شرکت نمی کردند و او را یک فرد منحرف می دانستند. امام هم یک فرد آزادمنش و روشن ضمیر بود و اسلام را در همه ابعاد شناخته بود و از هیچ کس کوچک ترین پروایی نداشت. پاسخ امام به سؤالی درباره حدود حجاب یاد دارم در سال 1343 وقتی امام از زندان آزاد شد، از دانشجویان ایرانی مقیم دانشگاه هاروارد
پرستو صالحی پرده ای دیگر از زندگی اش را به تصویر کشید!
برای منی که صبح ها تو صف اتوبوس یه لنگه پا وامیستادم و معمولا دیر میرسیدم سر کلاس خیلی بود، انقدر درس خوندیم من و امیر که جفتمون دانشگاه قبول شدیم امیر کامپیوتر من بازیگری کارگردانی باید ثابت می کردیم ما مافنگی و بدبخت نمی شیم، شهریه ترم اول و عموم گفته بود کادو قبولیم میده اما ترم دو چی؟! نشد نمیشد انصراف دادم ، تلخ بود... ولی مژگان بود کنارم مثل کوه پله پله هلم میداد... پلان به پلان و یک سکانس
روحانی پیروز شد یا رأی آورد ؟
مجاهدین انقلاب اسلامی از آنجا که انتخاب شما را، انتخابی ناسالم و بر اساس دوپینگ های خلاف قانون می دانست و بنابر دلایل دیگری که ذکر آن را در این نامه ضروری نمی داند، طی چهار سال که پست ریاست جمهوری را به ناحق! تصاحب کرده اید هرگز شما را مستقیماً مخاطب قرار نداده و از شما به عنوان رئیس جمهور نیز نام نبرده است. گیرنده این نامه چهار روز بعد با 25 میلیون رأی دوباره رئیس جمهور شد اما مدعیان انحصاری دموکراسی
شکل گیری خمینیون در آذربایجان
خواهد؛ حتی بین مسئولین، بسیجی ها و بین حزب اللهی ها هم جا نیفتاده است. باید عاشق انقلاب باشیم، در درس خواندن و مجاهدت همه چیزمان را وقف کنیم، چون یک فرصت بی نظیری به دست ما آمده است. یک مقاله انگلیسی نوشته بود اینها دوبار بیدار شدند، زمان حضرت محمد(ص) و الآن ! توجه داشته باشیم که نعمتی به دست ما رسیده و خدا نکند از دست ما برود. خاطره ای تلخ از سفیر سفیر قبلی در آذربایجان یک روز