سایر منابع:
سایر خبرها
عصبانیت های زن، شوهر را به قتل برادر کشاند
که برادرم نزد من آمد و عنوان کرد قصد دارد با خواهر همسر من ازدواج کند این در حالی بود که من هنوز شناخت کافی از خانواده همسرم نداشتم و در واقع هنوز همه نقاب ها در زندگی ما کنار زده نشده بود. با این حال دل برادرم را نشکستم چرا که این دست ها همواره برای هدایت، سعادت و راهنمایی او به کار گرفته می شد این گونه بود که من و برادرم باجناق شدیم و در یک ساختمان 2 طبقه زندگی مشترکمان را آغاز کردیم.
به هربهانه ای به گلزارشهدامی روم/مسئولین نشانی خانه ما را گم کرده اند!/چشم انتظاری مادرشهیدگمنام اردکانی ...
بگوید و اوصحبت را اینگونه ادامه داد: رضا خواهر زاده شهیدم اولین پسر خانواده و17 سال سن داشت و اولین کسی بود که از شهدای خانواده به جبهه رفت، روزی که میرفت به خانه ی ما نیز آمد و خداحافظی کرد و بعد از شروع سربازی اش در ماه رمضان در جبهه بود که دیگر خبری تاکنون از او نیاورده اند، در آن سال و در عملیات رمضان رزمندگان زیادی به شهادت رسیدند اما خبری از رضا نشد. شش ماه بعد از او پسر من، شهید حسین
کرمانشاه 65 هزار زن سرپرست خانوار دارد/ حکایت دستهای سوخته مریم
، مادرش و رضا! مادرش که پس از سالها سرایداری در مدارس کرمانشاه، اکنون به مریم پناه آورده است، می گوید: پس از دوازده سال نظافت و کارگری مدارس شهر، با مرگ شوهرم، جوابمان کردند، بی هیچ بیمه ای و حقوقی، آن روز شروع روزهای سخت زندگیمان بود. مریم فرزند دومش است و دختر دیگرش با شوهر کارگرش زندگی را می گذراند. مادر ادامه می دهد: برادرم مریم پانزده ساله را در همان روزهای
علیخانی: بلندشوید و صندلی را به سمت همسرتان پرتاب کنید
گروه سینما و تلویزیون: شب گذشته در هجدهمین روز از ماه مبارک رمضان برگ دیگری از ماه عسل ورق خورد. علیخانی پس از شروع همیشگی برنامه به سراغ مهمانان رفت تا شنونده ی قصه ی آنها باشد. به گزارش بولتن نیوز، محمد و همسرش در شب هجدهم مهمان ماه عسل شدند تا روایتگر بخشی از زندگی خود باشند. محمد که متولد 1346بود از سن چهارده سالگی به همراه خواهر بزرگترش به کشور آمریکا می روند و نزد عموی
گفت و گوی جنجالی برادر عامل اسیدپاشی خانوادگی کوهدشت
اکنون 8 روز از آن حادثه اسیدپاشی خانوادگی کوهدشت می گذرد. رعنا و فاطمه را به بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری تهران آورده اند. شوهر رعنا برای تامین هزینه درمان به کوهدشت برگشته اما برادر دیگرش در تهران مانده و کارهای درمانی آنها را دنبال می کند. به گزارش میرملاس به نقل پارس او مردی کوتاه قامت است که [...] اکنون 8 روز از آن حادثه اسیدپاشی خانوادگی کوهدشت می گذرد. رعنا و فاطمه را به بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری تهران آورده اند. شوهر رعنا برای تامین هزینه درمان به کوهدشت برگشته اما برادر دیگرش در تهران مانده و کارهای درمانی آنها را دنبال می کند. به گزارش میرملاس به نقل پارس او مردی کوتاه قامت است که زبانش هنگام صحبت کمی می گیرد. برادر عامل اسیدپاشی در گفت وگو با اعتماد زوایای دیگری از این حادثه را بازگو می کند که در ادامه می خوانید:. این حادثه چگونه اتفاق افتاد؟ چهارشنبه هفته قبل، طرف های ساعت 7، 8 شب، یکی از برادرهایم وارد خانه زن داداش و دخترش شد و ناغافل روی شان اسید پاشید و فرار کرد. شما چگونه از وقوع این حادثه باخبر شدید؟ همسایه ها به ما زنگ زدند و ماجرا را گفتند. ما هم سریع خودمان را رساندیم. زن داداش و دخترش فاطمه داشتند می سوختند. برادر بزرگ ترم، شوهر رعنا خانم هم خودش را رسانده بود. آنها را به بیمارستان لرستان بردیم که آنجا به ما گفتند باید برای ادامه درمان به تهران اعزام شوند. زن داداش شما از این حادثه چیزی برای تان تعریف کرده است؟ او گفته وقتی برادرم وارد خانه شد، در حیاط باز بود. زن داداشم فکر می کرد او آمده به آنها سر بزند. برای همین به او تعارف کرد که بنشیند تا برود برایش چایی بیاورد و چند دقیقه بعد افطار کنند. او نمی دانست می خواهد رویش اسید بپاشد. برادر شما با چاقو هم به زن برادرتان حمله ور شد؟ بله اما آن طور نبود که آسیب زیادی ببیند. یک ضربه زده بود و سریع فرار کرد. علت این کار برادر شما چه بود؟ چند ماهی می شد که زن برادرم از خانه اش قهر کرده بود. برادرم این موضوع را زیر سر رعنا خانم می دید. برای همین هم این کار را کرد. زن داداش شما در جدایی همسر عامل اسیدپاشی نقش داشت؟ به نظر من اصلا این طور نبود. رعنا خانم خودش هفت ماه پیش باعث عروسی برادرم شد. او دنبال کارهای او رفت و عروسی سر گرفت. او بی گناه بود. بنابراین زن داداش شما آن طور که برادرتان فکر می کرد در زندگی خانوادگی اش دخالت نمی کرد؟ تا آنجا که ما می دانیم نه. او 11 سال است که عروس ما است. 39 سال دارد و در این مدت برای ما از مادر بیشتر زحمت کشید. مثل فرشته ها بود. پدرم را تر و خشک می کرد. وقتی به خانه ما آمد ما خیلی پیشرفت کردیم. من حاضرم جانم را بدهم اما او و دخترش سلامتی شان را به دست بیاورند. برادر شما قبل از این، خانواده شما را تهدید کرده بود؟ نه، تهدیدی نکرده بود اما شش ماه پیش با برادر بزرگ ترم مشکل پیدا کرده بود که در مراسم عید آشتی کردند. عامل اسیدپاشی چند سال دارد؟ 25 سالش است. هشت ماه هم نمی شود که ازدواج کرده. تحصیلات و شغلش چیست؟ تا دوم ابتدایی خواند و بعد درس را رها کرد و رفت سراغ بازار. الان هم در کار جلوبندی سازی ماشین است. سابقه زندان هم دارد؟ نه، تا حالا زندان نیفتاده. برادر شما بیماری روحی دارد؟ بله. اما این قضیه مربوط به چند ماه پیش است. ما او را پیش دکتر بردیم. دارو مصرف می کرد. خداروشکر خوب شده بود. برادرتان اسید را از کجا تهیه کرده بود؟ ما هنوز هم نمی دانیم. اصلا باورکردن این حادثه برای ما خیلی سخت است. وضعیت جسمی رعنا و فاطمه چگونه است؟ خدا را شکر پزشکان می گویند وضعیت شان خوب است و جای امیدواری دارد. صورت شان زیاد آُسیبی ندیده. زن داداشم خیلی کم روی صورتش اسید ریخته و خدا را شکر چشمانش هم آسیبی ندیده. البته هنوز صورتش را با پارچه پوشانده اند و نمی شود خوب دید چقدر آسیب دیده. وضعیت جسمی فاطمه چطوراست؟ بالای دست چپش و پشتش سوخته اما خداروشکر صورتش طوری نشده. تا کی باید بستری باشند؟ دقیقا معلوم نیست. فاطمه چند ساله است؟ هشت سال. کلاس دوم دبستان است. تا حالا چقدر برای درمان شان هزینه کرده اید؟ سه میلیون تومان در بیمارستان لرستان هزینه کردیم. اینجا هم هنوز صورتحسابی نداده اند اما گفته اند 6070 میلیون تومانی می شود. این هزینه را چگونه تهیه می کنید؟ ما چشم مان به خداست. شوهر رعنا خانم میوه فروش است و درآمد آنچنانی ندارد. من هم کارگری می کنم. این هزینه خیلی برای ما سنگین است اما تلاش مان را می کنیم. از مسوولان استانی کسی به عیادت آمد؟ نه هیچ کسی نیامد فقط یک نفر از موسسه مهرآفرین آمد و فاطمه و زن داداشم را دید. قول کمک دادند؟ بله، گفتند کمک می کنند. آخرین وضعیت پرونده اسیدپاشی چیست؟ ما شکایت کرده ایم. پلیس او را دستگیر کرده و الان زندانی است. شوهر رعنا می خواهد شکایتش را ادامه دهد؟ دقیقا معلوم نیست. خودش باید تصمیم بگیرد. اگر او از شما مشورت بخواهد شما می گویید رضایت بدهد؟ دست خودش است. آن برادرم که اسید را پاشیده، بودن یا نبودنش برای من مشکلی نیست، من فقط سلامتی زن برادرم و دخترش را از خدا می خواهم. درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
کتاب آقا محسن منتشر شد
جهاد دانشگاهیِ سراسر کشور تولید شده و در اختیار دانشجویان قرار گرفته است. شهید محسن سرمدی شانزدهم بهمن 1336 در شهر نجف آباد اصفهان چشم به جهان گشود. او پنجمین فرزند خانواده بود و شش برادر و یک خواهر داشت. در شروع دوره تحصیلات ابتدایی پدرش را از دست داد و تحت سرپرستی مادر و با زحمات و سختی های طاقت فرسای او زندگی را می گذراند. او که آرزوی شهادت داشت، سرانجام پس از چند نوبت اعزام به جبهه
راز عجیب مسلمان شدن ''محمد عرب'' مهمان احسان علیخانی
محمد عرب و همسرش در ماه عسل مهمانان روز هجدهم برنامه ماه عسل در ماه مبارک رمضان، محمد عرب و همسرش بودند . محمد عرب که 48 ساله بود شروع به صحبت و تعریف از ماجرای عجیب زندگی اش کرد . او گفت که وقتی 14ساله بوده ، همراه خواهرش به آمریکا سفر می کنند تا پیش عموی خود زندگی کنند. اما بعد از چند سال تصمیم می گیرد مستقل شود و به تنهایی در آنجا زندگی کند. احسان علیخانی با همان لحن شوخ
بیش از 70 درصد والدین تنبیه کننده، از تنبیه عاطفی و روانی استفاده می کنند/ مشکلات کودکان دختر بیش از ...
از علل تماس و مشکلات خانوادگی می توان به 52.40 درصد عدم آگاهی به شیوه فرزندپروری، 25.46 درصد تک فرزندی، 1.85 درصد مسایل مربوط به ناسازگاری، 13.28 درصد اختلاف در شیوه تربیت، 1.85 درصد از دست دادن یکی از اعضای خانواده، 0.37 درصد والدین معتاد یا روانی، 1.85 درصد مشکل در رابطه با والدین، 1.85 درصد رابطه با خواهر و برادر، 0.37 درصد خانواده های مختلط، 0.37 درصد فرزندخواندگی، 0.37 درصد بیکاری والدین اشاره کرد.
آنچه درباره آلیس و سرزمین عجایب نمی دانستید
طوطی استرالیایی در داستان آلیس در سرزمین عجایب لکنت زبان دارد که یادآور خواهر کوچکتر آلیس لیدل است. 17. سوپ لاک پشت که در داستان آلیس در سرزمین عجایب وجود دارد در دهه 1860 به عنوان یک غذای رایج و گران هوادارن خودش را داشته است. 18. علی رغم اقبال خوب داستان آلیس در سرزمینن عجایب بعد از مرگ کارول و اقتباس های سینمایی که از آن صورت گرفت این اثر در زمان حیات نویسنده و تا بیست سال
زادروز راکیِ قهرمان، سیلوستر اِستالونه
اسکارلت است. خواهر ناتنی سیلوستر در سن 48 سالگی بر اثر سرطان ریه از دنیا رفت. مرگ خواهرش 6 هفته بعد از مرگ پسرش، سیج اتفاق افتاد. خواهرش بعد از تصمیم به ترک بیمارستان، در خانه مادری از دنیا رفت. سیلوستر استالونه مدتی بخاطر مشغله کاری در بازیگری به کلیسا نمی رفت. اما زمانی که دخترش به شکل بیمار به دنیا آمد، به یاد ایمانش در دوران کودکی افتاد و اکنون وی یک مسیحی بسیار فعال کاتولیک
بیش از29هزار300 ملاقات به مددجویان ندامتگاه قزلحصار کرج اعطا شد
سیدعلی حسینی روز سه شنبه درگفت و گو با خبرنگار افزود: از مجموع این ملاقاتها 26هزار و 154 مورد کابینی، یکهزارو 419 مورد حضوری و یکهزارو 810 مورد خصوصی بوده است. وی اضافه کرد: این ملاقات ها با هدف کاهش ناهنجاریهای ناشی از تحمل حبس و تقویت روابط عاطفی مددجویان با خانواده هایشان اعطا می شود. حسینی خاطرنشان کرد: طبق آیین نامه ، بستگان درجه یک مددجویان شامل پدر، مادر ، برادر، خواهر ، همسر و
فوتبالیستی که به هیچ پیراهنی تعصب ندارد
/> سید محمد سید صالحی هستم، متولد 5 مرداد سال 1360. اهل کجایید؟ اهل تهران. کودکیتان در کدام منطقه از تهران سپری شد؟ کودکی و نوجوانی ام را در منطقه 14 که به اصفهانک یا دولاب معروف است، گذرانده ام . چندخواهر و برادر دارید؟ من دو خواهر و دو برادر دارم. ازدواج کردید؟ بله متاهل هستم. چطور با همسرتان آشنا شدید؟ همسرم
تربیت قرآنی را از کودکی شروع کنیم
خبرخوشحال کننده بود و خیلی ها می خواستند بدانند رمز و راز این موفقیت بزرگ نماینده جمهوری اسلامی ایران، آن هم بعد از گذشت 9سال و در کنار هرگونه سیاسی کاری رایج در عرصه بین المللی چه بوده؛ سیاسی کاری هایی که امسال هم مانع از حضور داور و حافظ قرآن از کشور ما در مسابقات قرآنی مالزی شد. قرائت بسیار خوب و توانای محسن حاجی حسنی کارگر، نماینده کشورمان در مسابقات بین المللی قرآن مالزی تحسین بسیاری از استادان این رشته را در پی داش
دستانی آهنی که حریف وزنه طلای پارالمپیک شد
کردم و چند ماه بعد هم برای اولین بار همراه تیم ملی به مسابقات جهانی آمریکا اعزام شدم و به لطف خدا توانستم مدال طلا بگیرم. سین: چه حسی دارید از این که نفر اول رشته ی خودتان در جهان هستید؟ جیم: حس خوبی است که بتوانیم برای کشورمان باعث افخار باشیم، وقتی مدال می گیریم و روی سکو می رویم، واقعا حس قابل بیانی نیست. سین: از خودتان راضی هستید؟ جیم: این را مردم باید
خانواده ها و کارکنان ناجا در صف اول ایثار و فداکاری/اهدای عضو؛زندگی بخشید
ثابت کردند که کارکنان ناجا و خانواده های صبورشان همواره آماده ایثار و فداکاری برای اسلام و ایران اسلامی و ملت شریف می باشند. جان حسن برغمدی، جان چندین بیمار را از مرگ نجان داد، جانی که موجب شادی و زندگی دوباره چندین خانواده شد. ستوانیکم علی برغمدی و خانواده اش با این تصمیم نشان دادند که با اقتدا به مولای متقیان حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام فتوت و جوانمردی سرلوحه خانواده های ناجا می باشد. پیکر مرحوم حسن برغمدی روز گذشته، چهاردهم تیرماه سال جاری در بهشت زهرا (س) در قطعه نام آوران در خانه ابدی خود آرام گرفت. روحش شاد و یادش گرامی. ...
زور گیری به بهانه چشم تو چشم شدن
دو زورگیر خشن پایتخت که به بهانه چشم تو چشم شدن با نوجوانان درگیر و اقدام به زورگیری از آنان می کردند، توسط پلیس شناسایی و دستگیر شدند. روز سیزدهم اردیبهشت ماه، دو نوجوان با مراجعه به کلانتری 163 ولنجک ، به مأموران اعلام کردند که توسط سرنشنیان یک دستگاه خودرو پراید سفید رنگ مورد زورگیری و سرقت گوشی تلفن همراه قرار گرفته اند . با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع سرقت گوشی تلفن همراه به شیوه
فیلم های سینمایی و تلویزیونی روز قدس
نظامی اسراییل است. بعد از انجام عملیات اطلاعات آن ها برنامه ریزی های لازم را برای عملیات انجام می دهند. آنها خانه ای را برای اختفا انتخاب کرده اند که به نظر می رسد که بدون صاحب است و رفت و آمدی در آنجا انجام نمی شود. از آن طرف خانواده ای وجود دارد که متشکل از مادر و دختر و شوهر دختر است. اسم دختر لیلاست که با شوهر خود زندگی خوبی دارد ولی مادر او مریض می شود و شوهرش هم یک دست خود را از دست می دهد
تحصیل همزمان 3 فرزند یک خانواده افغانی دردانشگاه پیام نور شیراز
به گزارش شیرازه به نقل از روابط عمومی دانشگاه پیام نور شیراز، سید جمشید حسینی 25 ساله، دانشجوی رشته کارشناسی مهندسی عمران، سید احمد شاه حسینی 23 ساله ، دانشجوی رشته مهندسی نفت و سیده نظیره حسینی 21 ساله، دانشجوی رشته مدیریت بازرگانی، به صورت همزمان در سال تحصیلی 94-93 در دانشگاه پیام نور مرکز شیراز در حال تحصیل می باشند. این سه خواهر و برادر افغان که به همراه خانواده خود و در پی نا
هنگام تشنج فقط همسرم را به یاد می آورم
داشته باشد ؟ نمازم که تمام شد گفت: کارهایت را انجام بده، می خواهیم برویم خانه عمو. دلم زیر و رو شد. فهمیدم خبری است. پیش خودم گفتم دختر عموی من که انقدر به ملاقاتم می آید بیخود نبوده، پس رمز و رازی بوده است. پدرم برادر بزرگ ترم را صدا کرد و با هم رفتیم. او از دخترعموی بزرگم خواستگاری کرد و من هم از دختر عموی کوچکم. با هم باجناق شدیم. اما برادرم در مرصاد به شهادت رسید. سال 1362 ازدواج
کشتن داماد به بهانه ادب کردن آن
باید برادران او را پیدا می کردم. به همین خاطر به محل زندگی و کار سه برادر رفتم که متوجه شدم آنها به مکانی نامعلوم رفته اند. هر روز که می گذشت من از قاتلان مرد جوان دورتر می شدم تا این که با کمک خواهر قاتلان موفق شدم مخفیگاه آنها را در استانی در غرب کشور شناسایی کنم و دو سال پس از وقوع جنایت سه برادر قاتل را دستگیر کنم. سه برادر نیز به قتل اعتراف کردند و بعد از پشیمانی انگیزه قتل را ادب کردن داماد ناخلف اعلام کردند. آنها نیز مدعی شدند قصدی برای قتل نداشتند و تنها می خواستند مقتول را بترسانند.
اپرای اشک ها و لبخندها بار دیگر اجرا می شود
باشند. اشک ها و لبخندها پاییز امسال روی صحنه خواهد رفت و بعد از آن بلافاصله اپرای هانسل و گرتل اجرا می شود. هانسل و گرتل قصه ای با منشأ آلمانی است که برادران گریم آن را ثبت کرده اند. این داستان ماجرای یک برادر و خواهر به نام های هانسل و گرتل است که شبی در جنگل رها می شوند. آن دو به خانه ای که از کیک و شکلات ساخته شده، می رسند و یک جادوگر آدم خوار آنها را در خانه زندانی می کند.
آتش افروزی مرگبار پدرخوانده مهربان
اند و همین موضوع باعث اعتراض همسایگان و ناپدری اش شده بود.کارآگاهان در ادامه تحقیقات میدانی به محسن که پدرخوانده محمد (قربانی) بود، مشکوک شده و وی را تحت بازجویی گرفتند. این مرد 78 ساله سرانجام با گذشت سه ماه از این جنایت آتشین لب به اعتراف گشود و گفت: پس از مرگ همسر اولم حدود 15 سال پیش با مادر محمد ازدواج کرده و از محمد و خواهرش نگهداری و آنها را بزرگ کردم چرا که همیشه فکر می کردم
حرف های تازه لیلی گلستان درباره مادرش
وقت خالی برای پرداختن به آن را نداشته است. بعد از انقلاب به ناچار از پرورشگاهی که اداره می کرد، بیرون آمد و خانه نشین شد و رفت سراغ یادگیری سفالگری. فقط یکی - دو ماه بیشتر کلاس نرفت و بعد، یکی از اتاق های خانه را کارگاه کرد و ته حیاط هم یک کوره سنتی ساخت و خودش مشغول تجربه کردن شد. به نظر شما که سال هاست با آثار هنرمندان زیادی در گالری خود و نمایشگاه های گوناگون مواجه بوده اید، مهم ترین
او کابوس آمریکایی ها در خلیج فارس بود
یانکی های تحقیر شده، به شهادت رسید. متن زیر گفت و گوی ما با حسن فقیه برادر سردار شهید نادر مهدوی است که پیش رو دارید. گفت وگو را از شرایط و فضای خانوادگی تان آغاز می کنم. وضعیت معیشتی و عقیدتی خانواده هنگام تولد شهید مهدوی چگونه بود؟ خانواده ما در استان بوشهر، شهرستان دشتی و روستای نوکار که 100 کیلومتری با بوشهر فاصله دارد زندگی می کرد و برادرم هم در همین خانه متولد شد. نادر در
گزارش تکان دهنده بی بی سی درباره مشکلات روحی کودکان غزه
حماس اشتباهی گرفتند و آنها را هدف قرار دادند. سعید می گوید: ما فرار کردیم. اما آنها با موشک دیگری ما را هدف قرار دادند. خبرنگار افزود: آن روز برادر سعید و سه عموزاده او کشته شدند و دفن شدند. در مجموع بیش از 500 کودک فلسطینی در جنگ سال گذشته در غزه کشته شدند. بسیاری از کودکان فلسطین هم عزیزانشان را از دست دادند و خانه هایشان ویران شد. سعید هنوز به همراه خانواده اش در خانه ای
تیام و تیارا، عشق بابا هاشم !
متولد 2 بهمن ماه سال 1362 در محله کیانشهر تهران هستم. دو برادر و سه خواهر هستیم که من فرزند اول خانواده هستم. اصلیتی اردبیلی داریم. پدرم کارگر و مادر هم خانه دار است. منهم مثل همه بچه های جنوب شهر عاشق توپ و فوتبال بودم. با توپ پلاستیکی همه جا بازی می کردم و همه وقتم در زمین های خاکی فوتبال می گذشت. استاد شکستن شیشه های خانه ها شده بودم. واقعا از فوتبال لذت می بردم. فوتبال را
داعش برای سربازگیری کجا می رود؟
های چامبی، علیرغم تلاش های دولت برای ریشه کن کردن تروریست ها، پوشش خوبی برای اردوگاه های آموزشی تروریستی است. در محله فقرنشین الظهور در کاسرین خیابانی وجود دارد که به نام جهاد شهرت یافته و دلیل آن تعداد بالای خانواده هایی است که پسران شان یا گم شده، یا مرده یا به زندان افتاده اند. نخستین مسئله ای که تعجب آور است، تعداد مردان جوانی است که در میانه روز بدون آنکه کاری برای انجام
اجرای 75000 نفر روز اردوی سازندگی معنوی طی هفت سال گذشته/ آغاز اردوهای سازندگی امسال پس از ماه مبارک ...
است را حضور خواهران طلبه در طرح خانه به خانه عنوان کرد که طی آن، بانوان فرصت می یابند، در نشست خصوصی و درون منزل پذیرای خواهران طلبه باشند و مسائل شرعی خود را به صورت چهره به چهره از طلاب و اساتید خواهر دریافت کرده و احکام شرعی مبتلابه خود را یاد بگیرند. وی خاطرنشان کرد: امسال هفتمین سال پیاپی است که اردوهای جهادی طلاب برگزار می شود. در طی این سال ها افزون بر اردوی متمرکز بسیج طلاب در
گفتگو با پسر 16ساله ای که زورگیرهای سریالی داشت
اول خانواده هستم. یک خواهر 13ساله و یک برادر 11ساله دارم. پدر و مادرت کجا هستند؟ زمانی که یک ساله بودم، پدر و مادرم متارکه کردند و پس از مدت کوتاهی، پدرم مجددا ازدواج کرد و من در این مدت نزد پدرم بودم. چقدر درس خوانده ای؟ سوم راهنمایی. علاقه ای به ادامه تحصیل نداشتم. با فرهاد چطور آشنا شدی؟ پدر من مغازه جلوبندی سازی خودرو داشت و من نیز بیشتر اوقات پیش او کار می
از اینکه نقشی در انقلاب نداشتم، خجالت می کشم/ ما سیاسی بودیم ولی "سیاسی کار" نبودیم
به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران ، محمد حسین رجبی دوانی متولد 14 تیر ماه 1339 فرزند پنجم علامه دوانی است. رجبی دوانی که در پنج سالگی درس خواندن را آغاز کرده برای اینکه مدرسه اجازه ثبت نام به او بدهد، تاریخ تولد خود را از تاریخ 1339 به 1338 تغییر داده است. رجبی دوانی دارای مدرک دکتری در رشته تاریخ است و احتمالاً بعد از پایان هر قسمت از سریال پر طرفدار