سایر منابع:
سایر خبرها
کاش به تعداد موی سرم پسر داشتم + عکس
می شدند خبرش را من به حاجی می دادم. موقع شهادت داود، حاجی شش ماه در لبنان بود. رفت و آمد داود و حاجی به جبهه ادامه داشت. سال 61 داود در پادگان امام حسین خدمت می کرد و در عملیات والفجر مقدماتی زخمی شد. از اینکه به خانه می آمد خوشحال بودم و رو به پسرم گفتم به خانه خوش آمدی. با شرمندگی نگاهم کرد و گفت خدا من را پرت کرد سر تو مادر! نه خودت لایقی نه بچه ات! می گفت سنگر دو متری روی سر من و دوستم خراب شد
قاتل پسر مغازه دار شناسایی نشد
کرده است. در تحقیقات بعد معلوم شد که نیما با دایی دختر مورد علاقه خود اختلاف داشته است و چند بار با هم درگیر شده اند. بنابراین مرد جوان که پویا نام داشت، تحت بازجویی قرار گرفت. او قتل را انکار کرد و گفت: نیما ادعا داشت به خواهرزاده ام علاقه مند است. از او خواستم مزاحم خواهرزاده ام نشود و با او کاری نداشته باشد، اما او توجهی نداشت و مزاحم می شد. از رفتارهای او خسته شده بودم، اما نقشی در
دلم برای هوای جبهه تنگ شده است
. طراحی عملیات انجام شد و شب عملیات بچه ها اعزام شدند. شهید سیدمهدی موسوی اولین شهید مدافع حرم خوزستان هم همراه ما بود. همراه با بچه ها یک گردان تشکیل دادیم و سازماندهی کردیم. چند تا از دسته ها پیشروی کردند. من به همراه سیدمهدی در دسته احتیاط بودم. قرار شد بچه ها به اهداف مورد نظر دست پیدا کنند، بعد ما وارد عمل شویم اما متأسفانه دشمن هوشیار شد و آنها را زیر آتش گرفت. سید مهدی رفت تا نیروهای دسته تانک
بازداشت یک زن تروریست در حرم امام
دادم، گفت پیگیری می کنم. سه نماینده جدید سوگند نمایندگی را ادا کردند. خبرها حاکی از شهادت مراجعین، کارکنان و مجروحیت تعدادی از مردم عادی بود. چند بار از درب جنوب به خارج از صحن رفتم، پاسداران مسلح با سرعت و قدرت در حال رفت و آمد بودند. در آستانه اذان ظهر و طبق رویه معمول، ختم جلسه و زمان جلسه بعد توسط رییس مجلس اعلام شد، نمایندگان یک بار دیگر شعار دادند
آخرین اخبار از تیراندازی در مجلس و حرم امام/ دستگیری یک زن تروریست در جریان عملیات تروریستی تهران
محل هیات رییسه و نامه یکی از فرزندان شهدا را به ایشان دادم، گفت پیگیری می کنم. سه نماینده جدید سوگند نمایندگی را ادا کردند. خبرها حاکی از شهادت مراجعین، کارکنان و مجروحیت تعدادی از مردم عادی بود. چند بار از درب جنوب به خارج از صحن رفتم، پاسداران مسلح با سرعت و قدرت در حال رفت و آمد بودند. در آستانه اذان ظهر و طبق رویه معمول، ختم جلسه و زمان جلسه بعد توسط رییس مجلس اعلام شد
روایت روز خونین پایتخت!
تیراندازی شروع شد. چون حدس می زدم در صحن از وقوع این حادثه خبر نداشته باشند، به صحن رفتم و به آقای پزشکیان اطلاع دادم. تروریست ها در ابتدای ورود از گیت مجلس بعد از تیراندازی اولیه، به برخی زخمی ها هم تیراندازی کردند. محمدرضا عارف رئیس فراکسیون امید بعد از این حادثه در توئیتر نوشت محمدرضا عارف رییس فراکسیون امید مجلس نیز در توئیتر خود نوشت: با وحدت و همدلی در داخل کشور و هوشیاری نهادهای امنیتی
انگلیس رهایم کرد اما ایران ناجی ام شد
. خواستم به بچه ها به خصوص دختران خودم نشان دهم که هر چند سخت است ولی اگر بی گناه باشید می توانید برنده شوید. بهتر بود وزیرخارجه هند به سکوتش ادامه داده و وجهه خود را خراب نمی کرد قطعا پیام توییتری سوشما سوارج، وزیر امور خارجه هندوستان مبنی بر پیگیری پرونده تان و بعد بلافاصله پس از آن پیام دیگری که حاکی از عدم پیگیری او را داشت دیده اید. آن زمان چه حسی داشتید؟ نرگس
روایت روز خاص مجلس از زبان نماینده اصلاح طلب مردم تهران
کردند. خبرها حاکی از شهادت مراجعین، کارکنان و مجروحیت تعدادی از مردم عادی بود. چند بار از درب جنوب به خارج از صحن رفتم، پاسداران مسلح با سرعت و قدرت در حال رفت و آمد بودند. در آستانه اذان ظهر و طبق رویه معمول، ختم جلسه و زمان جلسه بعد توسط رییس مجلس اعلام شد، نمایندگان یک بار دیگر شعار دادند مرگ بر آمریکا. بعد دو سه دقیقه جلسه غیر علنی بود، دکتر
چهارشنبه خونین
عملیات تروریستی در حرم مطهر امام راحل و مجلس شورای اسلامی با هلاکت تروریست ها درحالی پایان یافت که به گزارش اورژانس تهران در این عملیات ها 12 نفر به شهادت رسیدند و 42 نفر مصدوم شدند. به گزارش ایرنا، عملیات تروریستی مجلس شورای اسلامی که از ساعت 10:15 دقیقه آغاز شده بود، بعد از ظهر چهارشنبه ساعت 15 پایان یافت. جزئیات عملیات تروریستی از زبان جانشین سازمان اطلاعات جزئیات عملیات
کرم پور: کلت پاسدار مضروب را برداشتم و تا طبقه اول دنبال مهاجمان رفتم که تیراندازی ها شروع شد/علیرضا ...
زخمی ها هم تیراندازی کردند اولین بار است که محافظین رییس وارد صحن شدند. علیرضا رحیمی،نماینده مردم تهران در خصوص حادثه امروز می گوید: ورود ناگهانی و سراسیمه آقای کورش کرم پور نماینده قیر و کارزین با لباس بهم ریخته که لکه خون روی پیراهنش بود نشان از حضور وی در صحنه و مقابله وی با تروریست ها را داشت. با اسلحه ای همراه وارد صحن شد بنا به روایت خودش، برای
اشک قربانیان خرچنگ های سیاه
از دستم ساخته نبود چرا که تیغه چاقو را زیر گلویم احساس می کردم، گفتم هر چقدر پول بخواهید به شما می دهم فقط مرا نزد همسر و خانواده ام بی آبرو نکنید!! ولی او بی شرمانه می گفت: من به اندازه هیکل تو پول بارت می کنم و سپس وحشیانه به سمت من حمله ور شد و ... خودم را پایین انداختم دختر دانشجویی که با پرت کردن خودش از خودرو خرچنگ های سیاه موفق شد از چنگ آنان بگریزد نیز روز گذشته پس
حجت الاسلام ماندگاری: قطعاً محبت به اهل بیت(ع) نجات دهنده است+گزارش تصویری
موقع امتحان من و شما باشد و ارباب ما ،من و شما را صدا بزند و محبوب حرام جلوی چشم ما باشد . زمانیکه ، امیرالمؤمنین علیه السلام به حکومت رسیدند ، امام به حاکم یمن ، نامه نوشتند که بیعت از مردم بگیرند ، حاکم یمن آدم زرنگی بود،3 بار انتخابات کردند ، اول 1000نفر ، دفعه بعد 100نفر ، دفعه سوم 10 نفر رسید ، این 10 نفر شد. این ها به قول ما حزب اللهی دو آتشه هستند، به عنوان نماینده ، نزد امیرالمؤمنین علیه
دوماه زندگی با قبیله های بدوی در جهنم سبز آمازون/ برای زنده ماندن میمون خوردم!
/> بله یک بار دیگر هم برای ثبت رکورد گینس از شمالی ترین نقطه اروپا تا جنوبی ترین نقطه آفریقا رکاب زدم،از سه قاره و 13 کشور عبور کردم اما به فاصله دو روز این رکوردزنی را از دست دادم و به جای 100 روز در 102 روز این مسیر را گذراندم. البته این تاخیر دلیل داشت، من در این سفر مالاریا گرفتم... همین باعث شد خیلی ضعیف بشوم بعد در تانزانیا از حال رفتم و گرما زده شدم. این تنها تجربه ای بود که تا حد مرگ
حال و روز نمایندگانی که همسرانشان در مجلس محبوس بودند
تیراندازی شروع شد. چون حدس می زدم در صحن از وقوع این حادثه خبر نداشته باشند، به صحن رفتم و به آقای پزشکیان اطلاع دادم. تروریست ها در ابتدای ورود از گیت مجلس بعد از تیراندازی اولیه، به برخی زخمی ها هم تیراندازی کردند.
زوجی عاشق که 60 سال پیش ارتباط ماهواره ای داشتند
ازدواج ما موافق است. مرد: زمانی که نوجوان بودم و قصد داشتم ازدواج کنم، همیشه پیش خودم فکر می کردم که خدایا در روز عقد، زمین باز شود و من به داخل زمین بروم. از خدا می خواستم که روز عقد من نباشم. چون واقعا خجالت می کشیدم. خوشبختانه وقتی که می خواستیم عقد کنیم در دانشکده افسری بودم و به من اجازه ی مرخصی ندادند. به پدرم وکالت دادم و از طرف من عقد بستند. اینگونه بود که آرزویم برای نبودن در
بولتن سینما و تلویزیون: ماه عسل پرچمدار تلویزیون در رمضان/ ویلایی ها ماندگار شد
طنزآمیزی است که در شبکه های اجتماعی با سری جدید برنامه ماه عسل انجام می شود؛ برنامه ای که با همه انتقادها درباره گریه دار بودنش، هنوز هیچ رقیبی در ماه رمضان ندارد و سوژه های نابی که هر روز رو می کند، مخاطبان تلویزیون را شگفت زده می کند. اگر دو نفر را بتوان در تلویزیون پیدا کرد که نام شان با برنامه ای که اجرا می کنند عجین شده باشد و بتوان به جای نام برنامه از عنوان مجری اش برای معرفی آن
هیچ وقت ستارخان و باقرخان را فراموش نخواهیم کرد
اسلحه به عربستان اهدا کرد و بعد هم باید چند میلیارد دلار خرج آموزش کند تا آل سعود آن را صرف جنگ با یمن کند. وی با اشاره به اینکه آمریکا با سفر به عربستان با هدف ریشه کنی تروریست، اهداف دیگر را دنبال می کند، افزود: تروریست خودشان هستند که داعش را ایجاد کرده و خون هزاران نفر را ریخته اند. رئیس دفتر مقام معظم رهبری با یادآوری بمب گذاری و پرتاب خمپاره به شهر قطیف گفت: ادعای
جهان فیلمسازی سهراب شهیدثالث در گفت و گو با رضا حائری، مستندساز
این فیلم ها اینجا هستند و کسی به سراغ آنها نیامده است . آنجا توانستم همه فیلم ها را برای نخستین بار طی چند روز ببینم. همچنین آقای وولکمر (که با علاقه شخصی خودش کپی از این فیلم ها را جمع کرده بود) فیلم هایی را به من نشان داد که شهیدثالث نامش را به دلایلی از روی آنها برداشته بود. یکی از مهم ترین آنها نامه ای از کابل نام داشت که پیش از فروپاشی افغانستان درست شده و سندی زیبا از بچه های کابل و افغانستان
اعترافات پسر 40 ساله که در اثر مصرف مواد، مادرش را کشت
شناسایی شده است. با توجه به شواهد موجود و گزارش پزشکی قانونی فرضیه قتل پیرزن 70 ساله اثبات شد. محسن که پس از انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی منکر هرگونه نزاع و درگیری با مادرش در روز حادثه شده، در اظهارات اولیه مدعی شده بود که برای خرید از خانه شان خارج و پس از مراجعت به خانه با جسد مادرش در اتاق پذیرایی روبه رو شده است. محسن گفته بود: با مادرم درگیری داشتم اما مانند درگیری های گذشته بود و با
تبانی در پخش سینما را نابود می کند
کارهای متفاوتی است و اینطور نبوده که مثلا اگر نقش بچه مثبت را در فیلمی خوب بازی کرده ام از آن به بعد تنها در نقش همان بچه مثبت ظاهر شوم، من حتی در کار بازی مهره سفید نقش یک تروریست را بازی کردم که علی رغم ظاهر آرامش، خرابکاری های بسیاری را انجام داده بود. خیلی اهل ریسک هستم و می خواهم خودم را در نقش های خوب، نشان بدهم و خدا را کشور که این اتفاق در رگ خواب افتاد. از سال 95 رونق تازه ای
ماجرای جهان دیدگانی که دور هم خاطره می گویند/ امید و شادی در میان زنان سالمند
: چه می شود که در این سن و سال ایده ی کلاس خاطره گویی به ذهنتان می رسد و این کلاس ها را راه اندازی می کنید. صحت: از اول زندگی همه چیز را راحت می گرفتم و دوست داشتم همیشه در زندگی خنده باشد. ناراحتی نباشد. ورزش را شروع کردم. از شما هم خواهش می کنم خانم های جهان دیده(سالمندان) را دریابید. این خانم های جهان دیده خیلی زحمت کشیده اند. بچه هایشان خارج رفته اند، یا ازدواج کرده اند. من این ها را پیدا
سرانجام معامله برد-برد با رهبر معظم انقلاب/ موضوع شفافیت اطلاعاتی در دیدار دانشجویی با رهبری پیگیری شود
درخواست از خدمت شما دارم. درخواست اولم این است که برای مادر بزرگ، پدر بزرگ و دوستم آقای جلال فر از اعضای شورای مرکزی که سال گذشته فوت کرده است- طلب مغفرت کنید که آقا فرمودند که خدا انشاالله آن ها را رحمت کند؛ خدا ما و شما را هم رحمت کند. درخواست دومی که خدمت آقا گفتم این بود که برسم خدمت شما یک معامله برد بردی داشته باشم؛ که آقا خندیدند و گفتند چه، گفتم من قول بدهم تا سال دیگر ازدواج کنم، شما هم قول
حضرت خدیجه، با پیامبر هم نسب بود/ افراط و تفریط ناشی از غفلت است
به مأموریت برود، فرزند چهار ساله اش، همین محمّد را بغل کرده بود، خوابیده بود. چون در بغلش بود، به خاطر آن حسّ پدر و پسری که لذّت بخش است، حال کرده بود، به ذهنش خطور کرده بود که زنگ بزنم بگویم فردا نمی آیم، مأموریت بعدی یا چند روز بعد می روم. همین که این مطلب به ذهنش رسیده بود، بچّه را کنار گذاشته بود، موبایلش را هم پرت کرده بود و صبح هم زود و سریع حرکت کرد و رفت که رفت! حنّا هم عاقله بود
مجید مظفری: بعضی بدشان نمی آمد، نتوانیم اجرا برویم
و با این که بسیار جوان بودم پیشنهادهای خوبی می گرفتم. چون نمایش عروسکی در شهرستان امر شناخته شده ای نبود برای حضور در عرصه نمایش کاری جز بازی در این گونه آثار نمی شد کرد. بعد از آن که وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شدم و فهمیدم نمایش عروسکی رشته ای کاملا جدا از بازیگری است، پایم به نمایش عروسکی باز شد و با پیشنهادهای زیادی از طرف خود بچه های دانشکده مواجه شدم و این شد که به شکل
درد دل خواننده جوان انقلابی/ 80 درصد آثارم را با هزینه شخصی تولید کردم/ به خاطر دغدغه هایمان وارد میدان ...
موسیقی ارزشی را انتخاب کردید؟ محسن توسلی - بعد از فراگیری موسیقی، چون علاقه شخصی ام تولید موسیقی در ژانرهای دیگر نبود، کارم را از سال 1391 در فضای آثار ارزشی و یا انقلابی شروع کردم. آن موقع که دوره های مختلف آواز و آهنگسازی را می رفتم، فضای کار برای ساخت موسیقی عاشقانه و یا اجتماعی بود، ولی من آن زمان دغدغه این جنس کار را نداشتم و معتقد بودم آنچه که حرف و اعتقادم است را باید بخوانم. تا سال
ناگفته های برادر کمترشناخته شده آیت الله هاشمی
احمد هاشمی بهرمان برادر کمتر شناخته شده آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی است. در یک روز فروردین 1396 و تنها یکی دو ماه پس از درگذشت آن شخصیت اثرگذار و به یادماندنی خدمت ایشان می رسیم. در فضایی ساده و صمیمی به گفت وگو درباره خاطرات برادر از برادر پرداختیم. افسوس و حسرتی عمیق در چشمان ایشان پیداست. آرام و با حوصله و ساده و بی پیرایه و بی تحفظ سخن می گوید. در این گفت وگو که با زبانی بسیار ساده بیان شده مطالب ناب و منحصر به فردی از زوایای زندگی آیت الله مطرح شده است که برای اهل تحقیق و تعمق پنجره هایی تازه را می گشاید. ...
بیعت با سیّد کامل!
اینی که عرض می کنم بارها این را گفتم هیچ کس را در این معممین که من باهاشان معاشر بودم به قوت شخصیت حاج شیخ مجتبی من ندیدم! یک چیز عجیب غریبی بود. ما، یکی دو، سه سال بعد از برگشتن از قم البته توفیق پیدا کردیم که با ایشان معاشرت پیدا کردیم از نزدیک؛ تا سال 46 که ایشان فوت کرد. بله حسابی حس کردم وجود او را؛ خیلی مرد فوق العاده ای بود. شخصیتش همه را مقهور می کرد. در مشهد هرکسی با ایشان آشنا بود احترام
میرزایی: باشگاه پیشنهاد تمدید قراردادم را قبول نکرد/علاقه زیادی دارم پیشنهاد مالموی سوئد را قبول کنم
پیشنهاد هستم. حتی مدیر برنامه هایم هم به اصفهان آمد برای صحبت در مورد این پیشنهاد اما پاسخی داده نشد و او بدون ناراحتی به تهران برگشت چون من تابع تصمیم باشگاه سپاهان هستم. میرزایی درمورد آینده سپاهان در فصل جدید گفت: باید فصل شروع شود بعد در مورد سپاهان نظر داد و فعلا نمی شود حرفی زد. با حرف هم به جایی نمی رسیم باید در طول فصل مثل سپاهانی مقتدر بازی کنیم. اما چیزی که حدس می زنم این است
به نفتی ها پول می دهم تا جام بخرند
کسی کاپ داده اند بیاید تحویل دهد. من نه در جریان این موضوع بودم و نه در ایران حضور داشتم که بخواهم آن را پیگیری کنم. اگر کاپ دست کسی باشد می آورد و آن را پس می دهد. زمانی که ما قهرمان بوندسلیگا شدیم بازیکنان پول گذاشتند و عین همان کاپ را که بایرن دارد ما هم خریدیم. الان آن کاپ را من هم دارم و آن را در ویلای شمالم نگه می دارم. هر وقت دوست داشتید بیایید آن را به شما بدهم. سرمربی جدید تیم
باید به سوریه برگردم و مدافع حرم شوم
رضایت می دهید؟ مادر شهید هریری: بله افتخار می کنم؛ روزی که پسرم می خواست برود ساکش را خودم بستم. خواهرش ناراحت بود و گریه می کرد به او گفتم که ناراحت نباش و افتخار کن. تسنیم: از علاقه شدید شهید هریری به مقام معظم رهبری گفتید، شما تاکنون دیداری با ایشان داشته اید؟ مادر شهید هریری: خیر اما اگر دیداری با ایشان داشته باشم می گویم هنوز 3 پسر دیگر دارم و حاضرم در این راه تقدیم کنم اما