سایر منابع:
سایر خبرها
خواستگاری پسر جوان از دختر ثروتمند دامی برای به دست آوردن اموالش بود
قیمت خارجی در اختیارش قرار گرفته و به این بهانه مبلغ 560 میلیون تومان از من و خانواده ام دریافت کرد. پس از دریافت این مبلغ و در شرایطی که پدرم قصد ساخت وساز در یک قطعه زمین 500متری در منطقه لواسان را داشت، محمد پرهام مجددا با طرح این موضوع که می تواند تمامی امور قانونی و اداری مربوط به مجوز ساخت وساز و... را در کمترین زمان ممکن برای پدرم آماده کند، مبلغ 400 میلیون تومان دیگر از پدرم دریافت کرد اما
خواستگاری پسر جوان از دختر ثروتمند دامی برای به دست آوردن اموالش بود
علاقه من به محمد پرهام روبه رو شدند با درخواست ازدواج محمد پرهام موافقت کرده و از این طریق محمد پرهام وارد خانواده ما شد. پس از گذشت مدت کوتاهی از آغاز نامزدی ما دو نفر، یک روز محمد پرهام مدعی شد زمینه مناسبی برای سرمایه گذاری در واردات خودروهای گران قیمت خارجی در اختیارش قرار گرفته و به این بهانه مبلغ 560 میلیون تومان از من و خانواده ام دریافت کرد. پس از دریافت این مبلغ و در شرایطی که پدرم قصد
نفس کاراکترهای کاملی ندارد
تظاهرات می رود آن هم پدری که به دخترش می گفت آرمان و هدف چیست؟ و پشت این رفتارش منطقی وجود ندارد. بسیاری از کنش و واکنش ها بی دلیل و بدون پیش زمینه در قصه اتفاق می افتد و کارگردان نمی تواند به خوبی آن را ارائه دهد و به همین خاطر است که اگر چند شب هم والیبال پشت هم پخش شود، مخاطب به راحتی شبکه را عوض می کند. هنوز هم من نفهمیدم نام نفس قرار است به چه موضوعی الصاق شود. ** زیر پای مادر الگوی
خودکفایی با 800 هزار تومان/ کسب و کار نیاکان دوباره جان گرفت
را نمی داد و پدر وارد دوران سالخوردگی و از کارافتادگی شده بود. شرایط روز به روز سخت تر می شد و سفره خانواده چیتن هر روز کوچکتر از قبل. پدر که به دلیل از کارافتادگی و کهولت سن و بیماری تحت پوشش کمیته امداد قرار گرفت شرایط کمی بهتر شد اما مستمری کمیته امداد به قدری نبود که کفاف زندگی یک خانواده 5 – 6 نفری را بدهد. کارگاه از رونق افتاده بود و ابزار کار فرسوده شده بودند. چرخ دستگاه خراطی
زندگی یعنی عشق ورزیدن
پیشنهاد ازدواج که هرگز به آن ها پاسخ نداد. بعد از اینکه او کارا را ترک کرد، با آندره هال که یک غواص در فیلم معشوقه ها روی پل بود یک پسر به دنیا آورد که رافائل نام دارد و الان 22 ساله است. پدر دختر 17 ساله اش هانا، بونوآ ماژیمل، همبازی او در فرزندان قرن سال 1999 است. جدیدتر، او در رابطه های قابل توجهی با پاتریک مولدون بازیگر آمریکایی و سانتیاگو آمیگورنا آرژانتینی، کارگردانش در چند روز در سپتامبر سال
حضرت علی (ع)
ولادت و خاندان بنا به نوشته مورخین، امام علی(ع) در روز جمعه 13 رجب سال سی ام عام الفیل و در خانه ی خدا متولد شدند. پدر آن حضرت ابوطالب فرزند عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف (عموی پیامبر(ص)) و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود. بنابراین امام علی(ع) از هر دو طرف هاشمی نسب است. مادر این حضرت، خداپرست بوده و با دین حنیف ابراهیم زندگی می کرد و پیوسته به درگاه خدا مناجات کرده و تقاضا می نمود
روایت میهمان برنامه ماه عسل از فقر تا کارخانه داری
، میوه گران شد. ورشکست شدم. به تهران آمدم. زنم به خانه پدرش فرستادم خودم در زیر زمین عمویم زندگی کردم.همان خیّر از خمین زنگ زد که در یک شهرک صنعتی به من پیشنهاد کار داد. کارم نگهبانی بود که خانه هم به ما دادند . رفتیم یک شهرک صنعتی با همسرم و دختر 10 روزه ام زندگی کردیم. هوا سرد بود، کرسی آهنی درست کردم. اقای شریفی معلم بازنشسته ای بود که دخترم را به بیمارستان برد. اما رییس کارخانه به دلیل
تعجب علیخانی از روش پولدار شدن مرد روستایی +عکس
: به خاطر اینکه یک نفر را داشته باشم که به من روحیه بدهد با همسرم ازدواج کردم. من نیمه گمشده خودم را در سن 20 سالگی پیدا کردم. در دوران دانش آموزی او را دیده بودم اما این آشنایی تمام شد و در رفت و آمدی که به خانه خاله شان در خمین می آمدند دوباره پیگیر شدم و آدرس خانه آنها در تهران را گرفتم. وی افزود: تصور می کردم که وقتی به خواستگاری بروم جواب رد می شنوم به همین خاطر با عمویم به
حجت الاسلام بحرینی: امیرالمومنین(ع) مظهر عبودیت بود+گزارش تصویری
تمام حقایقی هست. پس از آن حضرت فرمود: من آن امام مبین هستم؛ یعنی خدا علم همه چیز را به حضرت اعطا کرده بود. بینا شدن کودکی یتیم توسط امیرالمومنین(ع) در زمان حکومت معاویه بود که به امیرالمومنین علیه السلام اهانت می کردند، در قنوت هایشان، پس از نمازهایشان. دو دختر کنار خانه ی خدا با یکدیگر بحث می کردند، یکی از آنها قسم خورد و گفت: قسم به آقایی که خدا انتخابش کرد به عنوان وصی
بانویی که تفسیر مخزن العرفان را نوشت
موافقت کرد و قرار شد از آن به بعد معلمی به خانه بیاید و زبان عربی را به نصرت الملوک یاد دهد. ب) ازدواج و ادامه تحصیل نصرت الملوک در سن 15 سالگی با پسر عموی خود، حاج میرزا آقا معروف به معین التجار ازدواج کرد و بعد از دو سال نخستین فرزند خود را به دنیا آورد؛ با این حال در کنار عشق به همسر و فرزند همواره به دنبال فرصتی بود که به کسب علم بپردازد و این فرصت به یاری شوهرش فراهم شد؛ چراکه او
اخبار حوادث
نام مهسا به دادسرای امور جنایی تهران مراجعه و اعلام کردند دخترشان از منزل فرار کرده است. پدر مهسا در اظهاراتش به محمد مهدی مرشدلو، بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران گفت: دخترم مهسا قصد ازدواج با پسری را داشت اما من و مادرش مخالف ازدواج او با آن پسر بودیم و نمی خواستیم دخترمان با غریبه ازدواج کند، من از وضعیت مالی خوبی برخوردار هستم و در حساب دخترم 6 میلیارد تومان پول داشتم، اکنون نیز
عشق نافرجام زن اروپایی و پسر ایرانی
. 21 سال پیش به خاطراختلاف شدید خانوادگی از همسرم طلاق گرفتم ومدتی بعد به عنوان مدیرارشد یک شرکت نفتی بین المللی همراه با دختر خردسالم به ایران آمدم. پس از چند سال حضور در ایران عاشق این کشور شدم و حتی دخترم را به مدرسه فارسی زبان فرستادم. در طول این سال ها موفق شدم زبان فارسی را هم بخوبی یاد بگیرم و بخش هایی از آثار حافظ و سعدی را هم حفظ کنم. تا اینکه چهار سال پیش به طوراتفاقی با پسرجوانی به نام
معمای قتل جوان ایرانی در هتل قدیمی ناگویا
خانواده اشکان راهی دادسرای جنایی تهران شده و خواستار رسیدگی به پرونده قتل پسرشان شدند. پدر اشکان دیروز گفت: پسرم سال 92بود که برای کار به کشور ژاپن رفت و کارش آزاد بود. البته گاهی هم در هتل یکی از بستگانم در شهر ناگویا کار می کرد و وضع مالی بدی نداشت. در این مدت از طرق اسکایپ و فضای مجازی با اشکان در ارتباط بودم و شنیده بودم که بیش از یک میلیارد تومان پول به 2نفر از دوستانش قرض داده و آنها برای
عاقبت زنی که در خیابان های عربستان رانندگی کرد
! دختر جوان را که در ماشینم تنها دیدم در یک لحظه نتوانستم خودم را کنترل کنم! دختر 17 ساله همه چیز را در مورد کارها و نگاه های کثیف دوستان پدرش در خانه لو داد! با اینکه شوهرم مچم را سر قرار گرفت باز هوس های شیطانی دست بردارم نبود و! هلاکت اشرار مسلح در هرمزگان با پرچم داعش + تصاویر
مصالحه اجباری؛ پایان قتل دختر مورد علاقه با نانچیکو
پسری افغان که دختر مورد علاقه اش را با نانچیکو کشته است با بخشش اولیای دم از قصاص نجات یافت. به گزارش جام جم، اسفند 93 مردی افغان با مراجعه به یکی از کلانتری های پاکدشت از ناپدید شدن دخترش خبر داد و گفت: دخترم آذر، امروز برای خرید از خانه خارج شد اما دیگر برنگشت. هرچه با تلفن همراهش تماس می گیرم جوابم را نمی دهد. می ترسم اتفاقی برایش افتاده باشد. تحقیقات کارآگاهان برای کشف
قتل دختر موردعلاقه با نانچیکو
را پشت دیوار خانه ام رها کردم. بعد از آن با پدرش تماس گرفتم و محل رهاکردن جسد را اطلاع دادم. به این ترتیب با توجه شکایت اولیای دم و سایر مدارک، کیفرخواستی برای رامین صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری ارسال شد. پس از قرائت کیفرخواست، پدر پریسا در جایگاه حاضر شد و گفت: به من اطلاع داده اند که برای قصاص رامین باید صد میلیون تومان تفاضل دیه پرداخت کنم، اما من این پول را ندارم، برای همین درخواست دیه دارم، اما اگر این شرط را برای ما نمی گذاشتند درخواست من قصاص بود و نه چیز دیگری. با پایان سخنان متهم و اولیای دم، قضات برای تصمیم گیری درباره این پرونده وارد شور شدند. ...
کلاهبرداری لوکس با طعم ازدواج
متوجه آگهی یک شرکت واردات و فروش خودرو های خارجی به نام میهن تک رو شدم. از آنجا که قصد خرید داشتم به دفتر شرکت در خیابان جردن مراجعه کردم و برای خرید یک خودروی اپتیما که 140 میلیون تومان قیمت داشت با مدیر شرکت که خودش را محمدپرهام معرفی کرد، حرف زدم. بعد از عقد قرارداد 5 میلیون تومان پرداخت کردم و قرار شد بقیه پول را هنگام تحویل خودرو پرداخت کنم. دختر جوان ادامه داد: پس از چند روز محمدپرهام
ستاد مبارزه با چرندیات (73)
سوئیس ایشان سال 82 فوت کرده اند و پیش از آن از طریق دولت و سفارت ایران سرکشی و پشتیبانی مالی شده اند. متن شایعه " سرگذشت خانوادهی دکتر مصدق دکتر محمد مصدق دو پسر وسه دختر داشت. دوتا از دخترها ازدواج کردند که یکی همسر دکتر احمد متین دفتری شد که درحادثهی هوایی ایران ایر نزدیک تهران دربهمن 1358 پروازمشهدتهران در لشگرک ازبینرفت، دومی ضیاء اشرف که با
خیاطی که محافظ سیدحسن نصرالله و آیت الله حکیم بود
است خدا را شکر می کنم که سایه اش روی سرمان است. از زبان دختر بزرگ خانواده دخترها بابایی اند! کافی است بشنوند جان پدرشان در خطر است تا یک گوشه بنشینند و با هیچ کس حرف نزنند. هدی غلامی دختر خانواده در این باره می گوید: یکبار وقتی 5 سال بیشتر نداشتم مردی با لباس بلوچی در خانه مان را زد! وقتی در را باز کردم از هیبت و چهره و ریش بلند مرد ترسیدم و مادرم را صدا کردم. مادر با دیدن من در آن
تازه عروس در حالی به مرد مورد علاقه اش پناه آورد که یک هفته از عروسی اش نگذشته بود و!
به گزارش جام نیوز ، نوعروس جوان به خاطر علاقه به مردی دیگر، یک هفته مانده به جشن ازدواجش فرار کرد و در خانه ای اجاره پنهان شد. هفته گذشته مردی با حضور در شعبه هفتم بازپرسی دادسرای جنایی تهران، از ناپدید شدن دختر جوانش خبر داد. شاکی به قاضی Judge مرشدلو گفت: ما ساکن شهرستان هستیم. چند ماهی بود دخترم به نام معصومه با مردی عقد کرده و قرار بود بزودی به خانه بخت برود. چون شوهرش
با اینکه شوهرم مچم را سر قرار گرفت باز هوس های شیطانی دست بردارم نبود و!
/> ارتباط عاطفی مرد بنگاهدار تهرانی با زن جوان همسایه تا جایی پیش رفت که! دختر جوان را که در ماشینم تنها دیدم در یک لحظه نتوانستم خودم را کنترل کنم! دختر 17 ساله همه چیز را در مورد کارها و نگاه های کثیف دوستان پدرش در خانه لو داد! هلاکت اشرار مسلح در هرمزگان با پرچم داعش + تصاویر
ارتباط عاطفی مرد بنگاهدار تهرانی با زن جوان همسایه تا جایی پیش رفت که!
، با دستور قاضی Judge مرشدلو تحقیقات برای دستگیری تنها مظنون پرونده آغاز و او دیروز بازداشت و برای ادامه تحقیقات به دادسرا منتقل شد. تنها مظنون پرونده در جریان تحقیقات گفت: من سال ها با برادرم یک مرکز تهیه غذا را اداره می کردیم. زن فوت شده و خانواده اش از مشتریان مغازه مان بودند. چهار سال پیش او ازدواج کرد و در محله مان زندگی می کرد. یک روز دزدی theft به خانه آنها زد و هنگام فرار، توسط
تاب 40 روزه
هنگام، صدای شیون پنج زن بلند می شود، صدایی خیلی بلندتر از 40 روزی که گذشت. آنها قرار است آخر همین هفته مراسم چهلم بگیرند. چهل روزی که برایشان سخت گذشت: هیچ کس نیامد دنبال پول های عقب افتاده ما. شوهرم نزدیک 20 میلیون تومان از معدن طلب دارد، از خود شرکت معدن هم کسی نیامد سراغی از ما بگیرد، حتی یک آگهی ترحیم برای ما نزدند. فقط یک روز قبل از ماه رمضان استاندار و وزیر کار آمدند. وعده مسکن دادند
اخلاق جنسی2: اعتیاد ،خیانت و طلاق سه آسیب اجتماعی بزرگ در کشور است
از مراجع کشور از جمله پزشک قانونی و مراجع مربوط به قوه قضاییه و برخی از مراکز تحقیقاتی اعلام کرده اند ، متاسفانه به طور کلی اغلب آسیب های اجتماعی در کشور طی بیست، سی سال گذشته افزایش پیدا کرده است که اغلب شامل تمام آسیب های اجتماعی می شود ؛ از جمله اعتیاد، کلاهبرداری، جرم و جنایت، ارتشاء، سرقت، طلاق، خشونت های جسمی، خشونت های کلامی، خشونت های جنسی، تجاوز به عنف، روسپی گری، فرار از منزل دختران
نامزدم در پارک با پسری دیگر قرار داشت که من
هجدهم اسفند سال 93 بود که پدر دختر جوان با مراجعه به پلیس Police گفت: نامزد دخترم دقایقی قبل با من تماس گرفت و گفت که دخترم را به خاطرسوء ظن کشته است. با طرح این شکایت پسرجوان ازسوی پلیس بازداشت شد و در بازجویی گفت: من و نامزدم به پارک رفته بودیم. در حال صحبت متوجه شدم که او با پسر دیگری هم قرار داشته است. او را سؤال پیچ کردم که جواب سر بالا داد و زمانی که عصبانی شدم با یک لانچیکو او را خفه
وقتی حسن در لباس عروسی دستم را گرفت تنم لرزید
است، اگر از دنیا بروم تو هم آواره و سرگردان خواهی شد. پدر و مادرم نیز که از این پیشنهاد خوشحال شده بودند اصرار کردند تا من با آن جوان گچ کار ازدواج کنم. بدین ترتیب در حالی به عقد حسن درآمدم که هیچ علاقه ای به او نداشتم. وقتی بعد از جاری شدن خطبه عقد دستم را گرفت، تنم لرزید. همواره سعی می کردم از او فرار Escape کنم. زندگی با کسی که دوستش نداشتم برایم بسیار سخت بود به همین خاطر 15 روز قبل، برای رهایی
قتل مرد ایرانی در ناگویای ژاپن
روبه رو شدند که اعلام کرده بود هفت روز قبل پسر خواهرش که مرد 30 ساله ای به نام کیوان است به طرز مرموزی گم شده است. مأموران در بررسی ها دریافتند مرد 30 که ایرانی است در هتل دایی اش در شهر ناگویا مشغول به کار بوده که روز سیزدهم فروردین ماه از هتل خارج شده است و دیگر به هتل و محل اقامتش باز نمی گردد. در چنین شرایطی پلیس ژاپن همزمان با دعوت از دایی گمشده برای شناسایی جسد از خانواده کیوان خواستند تا
تا صبح بالای سر جنازه ساناز اشک می ریختم
افشای راز ناپدید شدن دختر جوان آغاز شده بود که بار دیگر پدر ساناز با پلیس تماس گرفت . وی گفت: فرشاد ساعتی قبل با من تماس گرفت و در حالی که صدایش می لرزید گفت دخترم را کشته و جنازه اش را پشت خانه اش در حاشیه پاکدشت رها کرده است. پلیس به محل مورد نظر رفت و با جنازه دختر جوان روبه رو شد. تلاش برای ردیابی فرشاد آغاز شده بود اما شواهد نشان می داد این پسر به محل نامعلومی گریخته است. پلیس در
خوشحالی والدین عماد از درمان فرزندشان
رویداد24 -عماد اسماعیل نژاد کودک دو ساله ای که پس از حوادث تروریستی تهران، سوژه بسیاری از رسانه ها شد، امروز دوشنبه برای پیگیری مراحل درمان بیماری اش به همراه والدینش به دیدار علی داودیان مدیر عامل بنیاد بیماری های نادر رفت. زهرا مادر عماد که تنها 36 سال دارد در این دیدار توضیحاتی درباره واقعه روز چهارشنبه این حادثه تروریستی در تهران ارائه داد و گفت: سه فرزند شامل پسر 16 ساله، دختر هشت ساله و
ناکامی مرد همسرکش در خودکشی با مرگ موش
بازپرس کشیک قتل دادسرای شهریار گزارش شد. با هماهنگی قضایی تیم بررسی صحنه جرم و گروهی از کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی ویژه غرب استان تهران در این خانه حاضر شدند. بررسی های تیم جنایی نشان می داد ساعت ها از مرگ وی می گذرد. وسایل خانه به هم ریخته نبود. ماموران احتمال دادند مردی آشنا وارد خانه شده و مقتول را در حالی که قصد ترک خانه داشته، خفه کرده است. پدر مقتول برای ادامه تحقیقات به اداره آگاهی