سایر منابع:
سایر خبرها
نقلی اما لوکس
بودجه ما می خورد. بله... سالنش کوچک است اما روف گاردن، سالن اجتماعات و لابی دارد. ما خیلی وقت ها می توانیم برای بخشی از دورهمی های کوچک مان از روف گاردن و مهمانی های بزرگتر از سالن اجتماعات استفاده کنیم. سارا که این خانه را برای شروع زندگی مشترک شان پسندیده، بعد از این حرف ها تاکید می کند که سبک زندگی برای نسل جدید تغییر کرده: به نظرم ضرورتی ندارد که ما دقیقا شبیه پدر و مادرهای مان زندگی کنیم
داستان های روانشناسی/ آسانسور
/> بعد گوشی اش را بالا گرفت و روشن کرد. صدای دلیوری پیام هایش به گوش رسید. عصبانی شدم: – گوشیتو خاموش کرده بودی و ما تمام مدت فقط حرف زدیم؟ لبخندی زد: – این کارو باید خیلی وقت پیش می کردم... – ولی اینجا زندونی شدیم فرهاد! – من یه جور دیگه به این قضیه نگاه می کنم. بعضی وقتا لازمه که ارتباطت با همه دنیا قطع بشه تا بتونی اونی که مهم تر از همه س
رضا شاهرودی: استراتژی تیم ملی در مورد فاز دفاعی عالی است
توجه است. بله، همین طور که به شما گفتم تیم ملی در فاز دفاعی استراتژی بسیار جالبی دارد. این استراتژی و این لایه های دفاعی از نوک خط حمله شروع می شود و به خط دفاعی و دروازه بان می رسد. البته بعضی وقت ها بازیکنی مثل مسی از این لایه های دفاعی عبور می کند. به نظر من می شود با انجام اردوهای مناسب و برگزاری بازی های تدارکاتی خوب، این تیم را به شدت تقویت کرد. تا جایی که من می دانم یک
آذربایجان غربی در آئینه رمضان/ کیسه دوزی و اوباشدان رسومی که می مانند
به گزارش قدس آنلاین ، این عادت بر این اعتقاد مبتنی است که باید در ماه رمضان دل مومن همچون آیینه صاف و روشن باشد و از ناپاکی ها صیقل یابد، پیرمردان برای این منظور همواره آیینه کوچکی در درون جیب خود داشتند و بعد از اینکه خود به رویت آئینه می پرداختند، با فرستادن صلوات چندین بار آئینه را به دور خود و اهل خانواده می چرخاندند. هر چند این رسم طی سالیان اخیر به دلیل توسعه رسانه های گروهی
حقیقت علم امیرالمومنین/ دلیل برتری امام علی (ع) بر انبیاء غیراسلام
امیرالمومنین(ع) سؤال شد که سرآمد فضائل شما چیست؟ حضرت در پاسخ این آیه را فرمودند: وَ یَقُولُ الَّذینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً (رعد/43)، ای پیغمبر ما کفار ادعا می کنند که شما رسول نیستی و حرف هایی که میزنی از طرف خودت است و خودت به دنبال اقدامات اصلاح طلبانه هستی! ای پیامبر ما، به این ها بگو من دو شاهد دارم که گواه رسالت من هستند و این دو مرا کفایت می کند و با بودن این دو پذیرفتن یا نپذیرفتن شما برایم فرقی
بازسازی صحنه، راز جنایت مردی با کاپشن زرد را بر ملا کرد!
کرد. او در اعترافاتش گفت: کوروش را من کشته ام، سال گذشته بر سر مسائل خانوادگی با مقتول اختلاف پیدا کردم. این اختلاف باعث کینه شد و تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم. ساعت 6 بعد از ظهر روز حادثه سراغ کوروش رفتم. از فاصله حدود 15 متری صدایش کردم او که مرا شناخته بود سعی کرد با بیل به طرف من حمله ور شود، اما من اسلحه ای را که زیر کاپشنم مخفی کرده بودم بیرون آوردم. او با دیدن اسلحه
ناطق نوری: به راحتی به دیگران تهمت نزنیم/ با روش های تند در موضوع حجاب مخالفم
درست استفاده نکند و گناه کند. *فردی نزد رسول الله(ص) رسید و گفت ای رسول خدا من را نصیحت کن. رسول الله (ص) گفتند زبانت را حفظ کن. مجددا گفت رسول الله مرا توصیه کن. مجددا رسول خدا گفت زبانت را حفظ کن. برای بار سوم پرسید. این بار رسول خدا ناراحت شدند و گفتند وای بر تو. مگر نمی دانی بیشتر اهل جهنم را میوه زبانشان جهنمی کرده است. *به جان هم انداختن، تهمت زدن و دروغ گفتن و ایجاد شکاف
چرا زنان به داعش می پیوندند؟
دو خواهر لبنانی به تازگی به این زندان راه یافته اند و مصاحبه هایی با عناصر تکفیری گروه تروریستی داعش داشته اند. مصاحبه هایی دشوار که زیر نگاه پرتردید و پرسوءظن زندانیان و زندان بانان انجام شده است. یک کار دانشگاهی روی زمینه های تروریسم مصاحبه های آنان ابتدا یک پروژه دانشگاهی مددکاری اجتماعی بود که بعد با حمایت های مستمر وزیر دادگستری لبنان تداوم یافت. انجام این پروژه برای دو زن جوان
ای کاش بازی العین دکمه بازگشت داشت
؟ - خیر. اتفاقا من کُرد هستم. هم پدر و هم مادرم هر دو کُرد هستند. * چند خواهر و برادر هستید؟ - ما کلا 5 تا هستیم. دوتا خواهر دارم و دوتا هم برادر. * آنها هم پیگیر عملکرد برادرشان در استقلال هستند؟ - بله! همیشه مرا تشویق می کنند و هر بار بازی می کنم ایرادهای کارم را به من می گویند. هر زمان هم که بازی مان را برنده می شویم برایم پیام تبریک می
روایت پزشکیان از حمله تروریستی به مجلس / ورود تروریست ها به ساختمان مجلس بیانگر کوتاهی است/ آماده شهادت ...
. وی تأکید کرد: حتماٌ این شیطنت را پیگیری خواهیم کرد چرا که دروغ گفتند و تهمت زدند و به اصطلاح حرف هایی را منتشر کردند که نقطه مقابل اقداماتی بود که ما در صحن علنی انجام دادیم. نمایندگان در صحن ماندند و برای هرگونه خطری آماده بودند، شخصاً خم به آبرو نیاوردم و حتی چهره ام تغییر نکرد و با اقتدار مجلس را اداره کردم. برای شهادت آماده بودیم این نماینده مجلس عنوان کرد
سعید شهروز: در میان مشهورها گم شدم...!
مهدی یراحی، روزبه بمانی و بهروز صفاریان نبود و تقدیر بی خوابی این طور بود که حالا حالاها ماندگار شود. این که می گفتند شما بعد از انتشار این آلبوم افسرده شدید درست است؟ تولید آلبوم بی خوابی خیلی زمان برد. برای هر بخش برنامه دقیق داشتیم ولی بار بزرگ خستگی روی دوش ما باقی ماند. چون بی صدا قربانی اش کردند. همین ظلم ها واقعاً افسردگی می آورد. چون خسته بودم و حتی پس از بی خوابی
بهداد سلیمی: قرمز و آبی برایم فرقی ندارد
پیشرفت شود. *برای آرزوهای تان سقفی هم قائل می شوید؟ به نظرم آدم برای آرزوها و هدف هایش نباید سقفی تعیین کند، اگر سقفی تعیین کند به همان محدود می شود. اگر آرزوهای مان حد و سقفی نداشته باشد، به جاهایی خواهیم رسید که هیچ وقت تصورش را نمی کردیم. *چه چیزی در زندگی روزمره هیجان زده تان می کند؟ قطعا دیدن دخترم. بعد از چند ساعت تمرین در روز و خستگی زیاد وقتی به خانه می روم و از دیدن
نوروزی: صد بار حاضرم مسابقه انتخابی بدهم/ عده ای تمام افتخارات شان اندازه یک برنز آسیا هم نیست!
نتیجه رسیدم که دارد دیر می شود. در کشتی فارس شخصی بود که 35 سال در هیات بود و ما با جنگ و جدال، با ادامه کار او مخالفت کردیم و قرار شد یکی رئیس هیئت باشد که بتواند چهار تومان پول بیاورد و اسپانسر جذب کند. متاسفانه یک سری آدم ناخالص، بد ذات و کثیف وجود داشتند که می گفتند امید نوروزی دوست ندارد قهرمان ها پا بگیرند. من اگر نمی خواستم، می رفتم آکادمی با این همه هزینه تاسیس می کردم؟! وی از
دستپخت این خانم، یک روستا را آباد کرده است
باعث شد که کم کم فضا را بزرگ تر کنیم. یعنی کارآفرینی شما از همین زمان شروع شد؟ بله، اوایل خواهرزاده هایم با من کار می کردند بعد کم کم بقیه خانواده هم جمع شدند، ما هم فضای رستوران را بزرگ تر کردیم و از 70 متر رسیدیم به 500 متر. الان بعد از این همه سال هنوز مشتری هایی دارم که می آیند می گویند خاور خانم، ما توی خانه خودت می نشستیم غذا می خوردیم. الان چند نفر با شما کار
قطره ای از ویژگی های دولت کریمه علوی
امیرالمؤمنین علیه السلام به شمار می رفتند. این نبرد، در سال 36 هجری در بصره به وقوع پیوست و یک روز بیشتر طول نکشید و علی علیه السلام بعد از نصایح بسیار و اتمام حجّت و شروع جنگ توسط دشمن به دفاع پرداخت و این فتنه را ریشه کن ساخت. ب) جنگ صفین (قاسطین)؛ شام یکی از استان های تحت حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام بود که معاویه اعلام خود مختاری کرد و قصد تجزیه مملکت اسلامی را در سر می پروراند. در
آخرین فیش حقوقی یک نماینده + عکس
کمیسیون اقتصادی رسیدم از دفترم زنگ زدند و گفتند اینجا تیراندازی می شود و بعد متوجه ادامه ماجرا شدم که در جریان هستید. بچه های دفترم از ساعت حدود ده که حمله شده بود تا حدود ساعت چهار که ماجرا پایان یافت در دفتر حبس شده بودند و از طریق پیامک با آنها در تماس بودم و الحمدالله با درایت و تیزهوشی نیروهای امنیتی موضوع پایان یافت هرچند برخی از عزیزان به شهادت رسیدند که از همین جا به خانواده های آنان تبریک
سعید برایم هدایای گران می خرید و بهترین رستوران ها می برد و من هم درخدمت او بودم تا اینکه ...
کامل دارد. چطور فرار کردی؟ یک روز به بهانه رفتن به دانشگاه شال و کلاه کردم و از خانه بیرون زدم. ای کاش هیچ وقت بیرون نمی زدم که اینچنین تاوان سختی بدهم. آن روز با دیدن سعید و حرف هایی که برای آینده و زندگی مشترکمان می زد دنیای دیگری مقابل چشمانم آمده بود و به هیچ چیز جز با او بودن فکر نمی کردم. انگار باید به خاطر او قید خانواده ام را می زدم. بعد چه شد؟ تلفن
شب بیست و یکم ، دستان خدا بیشتر از قبل آماده بندگانش است
دهد: شب قدر مخصوص زمان نزول قرآن و عصر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نیست، بلکه، همه سال تا پایان جهان تکرار می شود. تعبیر به فعل مضارع (تَنَزَّلُ) که دلالت بر استمرار دارد، و همچنین تعبیر به جمله اسمیه سَلامٌ هِیَ حَتّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ که نشانه دوام است نیز، گواه بر این معنی است. به علاوه، روایات بسیاری که شاید در حدّ تواتر باشد نیز، این معنی را تأیید می کند (این نسبت به آینده).
خاطره خبرنگار کهگیلویه و بویراحمدی از یک سرهنگ و یک سردار شهید
پایگاه خبری تحلیلی آبشار نیوز : یه روز پسر سرهنگ رو دیدم و گفتم چند وقت پیش سرهنگ رو دیدم ولی منو نمی شناخت، پسرش گفت بابام به دلیل عوارض ناشی از جنگ و جانبازیشون حالشون رو به وخامت گذاشته و ... به گزارش آبشارنیوز سید امین صداقتی نیا در صبح زاگرس نوشته است:- ماه های اولی که رفته بودم خدمت سربازی بعد از آموزشی اومدم یاسوج و تو سپاه فتح استان مشغول خدمت شدم. جایی که خدمت می
دوست داشتم بالای اورست ریاضی درس بدهم +عکس
کاش زودتر می فهمیدم. کی فهمیدید؟ در 35 سالگی. زمانی که والیبال، بسکتبال، تنیس روی میز و بدمینتون را کنار گذاشته بودم. در هیچ کدام نماندید؟ در بدمینتون ماندم و حرفه ای شدم. بازیکن، مربی و داور، اما این ورزش هم سال 84 برای من تمام شد. زدید به کوه؟ بله. خیلی اتفاقی شروع کردم، اما عظمت طبیعت مرا به سوی خودش کشاند. بدون نقاب
عباس سه بار تا پای دار رفت اما بالای دار نرفت! + عکس
خانه آمدم و اسلحه کلاشنیکف را که از پدرم به ارث رسیده بود برداشتم و به کوچه آمدم! جنون همه وجودم را فرا گرفته بود. ماشه را چکاندم و رگبار گلوله ها سکوت محله را در هم شکست. سامان و سه نفر دیگر از برادرانش غرق خون روی زمین افتادند. جای ماندن نبود و بسرعت کردم و به قزوین رفتم و مخفی شدم. چند روز بعد شنیدم که سامان جان خود را از دست داده است و سه برادر دیگرش نیز زخمی شده اند. عذاب وجدان داشتم اما نمی
نقاشی مادرم را می کشیدم و به دیوار مسجد می زدم تا خدا او را برایم پیدا کند و ...
در مشهد زندگی می کرده است. اما... مادر فرزاد حرف مددکار را قطع کرد و گفت: به خدا خبر نداشتم چه بلایی سر جگر گوشه ام آورده است... بعد هم به گریه افتاد. سپس با لهجه شهرستانی به بیان ماجرای زندگی اش پرداخت وگفت: فقط 16 سال داشتم که به زور شوهرم دادند. یک بار که به زیارتی مشهد رفته بودیم، احمد مرا با خانواده ام دید و همانجا خواستگاری کرد. پدر و مادرم سواد درست و حسابی نداشتند اما خواستگارم
کریستف رضاعی: ریتم خودم را پیدا کرده ام
افتاد، رضایت بخش بود. در اژدها وارد می شود، صحبت هایمان را کردیم، منظورشان را توضیح دادند، فیلم تمام شده را دیدم، سکانسی را که فکر می کردم مناسب است انتخاب کردم و رویش موسیقی گذاشتم. آقای حقیقی موسیقی را شنیدند و گفتند خوب است؛ اما با تصوری که از موسیقی داشت هماهنگ نبود. از اول روی آن بحث کردیم و بعد یک سری گروه های موسیقی خارجی را معرفی کردند و گفتند وقت نوشتن سناریو به این موسیقی ها
هر چیزی به فروش برسد چاپ می شود!
کشورم را بپوشم؛ اما من لباس ملی ام را در خانه مان در کانادا جا گذاشته بودم؛ و آن جا هم نمی توانستم کفش برف پیدا کنم. تنها چیزی که از آن شب یادم مانده، نگرانی خانم های میزبانم است که منتظر دیگر خارجی هایی که لباس ملی پوشیده باشد، ایستاده بودند؛ و البته کسی هم نیامد؛ چون این را همه می دانند که دانشجوی دختر خارجی آن وقت شب بیرون نمی آید! به هر حال من ماندم و میزبانان مان و انبوه غذاهایی که
روایت شهاب حسین پور از سرآشپز پیشنهاد می کند
شاهرود هم از آن استقبال کردند و سر و صدای آن اجرا در مرکز هنرهای نمایشی پیچید. بعد از آن آقای نادری مرا به جشنواره فجر استانی دعوت کرد. به او گفتم در شهرستان ها اجرا می روم اما بازیگر چهره ندارم. آقای نادری پذیرفت و گفت کارت را دوست دارند، برو و اجرا کن. بنابراین من به جنوب کشور رفتم و در 3، 4 استان نمایش را اجرا کردم که خوشبختانه همه چیز خوب بود. چند ماه پیش آقای علی عابدی از من دعوت
اعمال شب بیست ویکم ماه مبارک رمضان
گذشت شب های قدر برنامه ماه مبارک رمضان تمام شده است. منابع: مفاتیح نوین، آیت الله ناصر مکارم شیرازی و همکاران، نوبت و سال چاپ: بیست و دوم 1389، ناشر: انتشارات امام علی بن ابی طالب(ع) www.hadj.ir www.hajij.com www.aviny.com اخبار روز ، پامچال نیوز =
آقای بازیگر: از شهرت فراری بودم
هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل مشغول شدم و بیشترین تاثیر را از هنرمند ارزشمند و بادانشی مثل استاد حمید سمندریان گرفتم. چطور برای بازی در نقش شاهرخ خلیل زاده درسریال دیوار به دیوار انتخاب شدید؟ سال هاست که با آقای مقدم همکاری می کنم و با آثار ایشان آشنایی دارم. این آشنایی باعث شد تا سامان مقدم برای نقش شاهرخ خلیل زاده به من پیشنهاد بازی بدهد و با توجه به حساسیت ایشان در
درخواست یک حقوقدان: قالیباف را مؤاخذه کنید
را به عنوان یک مدیر توانمند ملی به مردم معرفی کند. به همین دلیل نیز از همه سرمایه شهرداری تهران استفاده کرد تا مردم به خوبی اقدامات وی را مشاهده کنند. مدیریت قالیباف در شهرداری تهران ایجاد کننده وضعیتی بود که در آن در راستای اهداف شهردار تهران عمل شود. در 12 سال گذشته شبکه هایی به شکل های مختلف در شهرداری تهران رخنه کردند و پرونده های زیادی در این زمینه منتشر شد. به نظر شما شورای شهر
جنایت سیاه در باغ متروکه
ادامه داد: بعد از مدتی آنها در مقابل باغی نگه داشتند و مرا با تهدید از داخل خودرو پیاده کردند. خیلی ترسیده بودم، هوا تاریک بود و وحشتی که آن لحظه به من دست داده بود باعث می شد متوجه نشوم کجا هستم. البته دو مرد جوان اجازه نمی دادند سرم را بلند کنم و اطراف را ببینم، اما معلوم بود آنجا خانه مسکونی وجود ندارد و به نظرم بیشتر زمین های کشاورزی بود. سیما ادامه داد: البته در این میان یک چیز توجه
ناکامی ماموران قلابی در اخاذی از مرد قاچاقچی
در خانه اش بود! + عکس ماجرا نامزدم را وقتی متوجه شدم که خانه همکلاسی پسرش می رفت و! + عکس ماجرای جیغ دختر جوانی که شب میهمان خانه مجردی پسر مورد علاقه اش بود! همسر آیت الله علم الهدی در کجا دفن شد؟ درگیری لفظی بازیگر زن سینما با خبرنگاران +عکس