سایر منابع:
سایر خبرها
تصویری که در کودکی از ناکازاکی داشتم فقط یک قارچ هسته ای بود
، ژاپنی که درون قلب من جای داشت. سرزمینی که با خاطرات من ساخته شده بود و با آنچه والدینم از ژاپن برای من تعریف کرده بودند. و در این میان وقتی که از مرز بیست سالگی گذشتم، متوجه شدم که این سرزمین که تمامی جهانی است که در فکر و ذهن من جای گرفته است، با دنیای واقعی تفاوت های زیادی دارد. و البته من دریافتم که هر سال که من بزرگتر می شوم، این جهان که زمانی برای من بسیار پرارزش بود و همه دارایی
عجله ای برای تمدید با تراکتور نداشتم
به گزارش پایگاه 598 به نقل از باشگاه خبرنگاران ، اظهار داشت: تکلیف من با خودم معلوم بود و عجله ای برای مذاکره نداشتم. می دانستم که می خواهم تمدید کنم ولی برخی حاشیه سازی می کردند. من با عباسی از ابتدا حرف هایم را زده بودم و مشکلی نداشتیم. وی ادامه داد: اتفاقا خیلی ها می گفتند که با پیش کشیدن پیشنهاد پرسپولیس قصد بازار گرمی دارم ولی اصلا این بحث ها نبود و باشگاه تراکتور رقم معقولی را
ماجرای تولد دوباره یک مسلمان در برنامه ماه عسل
کنم. وقتی به هتل رفتم تنها کتابی که همراه داشتم قرآن مجید بود که شروع به خواندن آیات اول آن کردم. برایم عجیب بود که چرا هیچ یک از افراد خانواده من از این کتاب حرفی نزدن آنقدر محو خواندن آیات قرآن شدم که دیگر به کارناوال نرفتم و شروع کردم آیات الهی را خواندم. وقتی به آمریکا برگشتم تقویم را دیدم و متوجه شدم در ماه مبارک رمضان هستیم. در آمازون بودم که شروع به روزه گرفتن کردم در حالی که
دروگبا: دوره اولم در چلسی خیلی بهتر بود
اسپورتس" از جمله ریو فردیناند در باره مسائل مختلفی به صحبت پرداخت. دیدیه دروگبا درباره مقایسه دو دوره متفاوت خود در چلسی، گفت: صادقانه باید بگویم که دوره اول حضورم در چلسی را بیشتر دوست داشتم. آن موقع من جوان بودم و خیلی در امر گلزنی فعال، ولی در دوره دوم با توجه به پیر شدن کمتر به بازی گرفته می شدم و این طبیعی بود. علاوه بر این در دوره نخست ما یک تیم فوق العاده بودیم. تصور کنید بازیکنانی
محسن چاوشی بالاخره به حرف آمد (2)
که رسیدم عملا دیوانه موسیقی شده بودم و تقریبا تمام وقتم به گوش دادن موزیک می گذشت. اصلا نمی دانستم این خواننده ها و گروه های کی هستند یا نام و نشانشان چیست. چون آن زمان کاست بود که به دست ما می رسید و با ولع گوش می دادیم و خیلی از اسم خواننده ها و... اطلاعی نداشتیم. خیلی وقت ها ممکن است کسی از من اسم خواننده ای را بپرسد و من بگویم نمی شناسم و بعد ترانه اش را بگذارد و من تمامش را حفظ
"کافه سینما" آخرین گفت وگوی آهنگساز فقید "تایتانیک"، "آواتار" و "شجاع قلب" را منتشر می کند/ همه خاطرات ...
نود دقیقه موسیقی متن می خواهم. من باید معما را حل کنم. بابد در حد توانم خلاق و مدبر باشم. شما در نقش آهنگساز، رهبر موسیقی، و مهم تر یک تهیه کننده باید باشی. من آهنگساز و رهبر ارکستر بودم. سخت ترین بخش کار این بود که چطوری آنچه راجر کورمن با 4 هزار دلار برای فیلمش خواسته، انجام بدهم. این بهترین مهارتی بود که یاد گرفتم. در نهایت برای چهار فیلم کورمن موسیقی ساختم. نبرد فراسوی ستاره ها ، فیلم مهمی شد
روایت آسمان خراش از هکرها و کُری خوانی های علی کریمی
را نشان ندادم اما آن روز نشان داد. من هم استقلال را دوست دارم و همیشه پیگیر این تیم بودم اما در یکی دو سال گذشته نتایج خوبی نگرفته است. فارس: به بسکتبال برسیم. امسال به هدفت که قهرمانی در لیگ ایران بود، رسیدی. از مرحله پلی آف به جمع مهرام اضافه شدم. سال گذشته دوست داشتم در کنار صمد نیک خواه و با بازیکنان تماما ایرانی قهرمان شوم اما این اتفاق نیفتاد و بدشانسی آوردیم اما امسال
دردنامه های دانشجوی نخبه ی بورسیه از جنجال های اخیر
شناختند گفتند الان که پذیرش بورس داده ای ما حتی می توانیم پذیرش کتبی شما را لغو کنیم و این برای من که رتبه تک رقمی دانشگاه تهران بودم بسیار ناراحت کننده بود. وی در ادامه جریان بورسیه خود را چنین تشریح کرد: بعد از گذشت زمان زیادی من که فکر تحصیل و بورس در دانشگاه داخل نبودم متوجه شدم که بورسیه به خارج از کشور بسیار مشکل است ولی من دوست داشتم از مزایای بورس خارج از کشور استفاده کنم و پیگیری
روند مربیگری مهدوی کیا
های تخصصی سابقه خوبی داشتند در آموزش کارهای تخصصی کمک می گیرد. من هم در بخش هجومی، ضربات کاشته و سانتر دعوت به همکاری شدم. در کارهای تخصصی دفاع هم از بازیکنان دیگری استفاده خواهد شد. راهی که شما برای مربیگری انتخاب کردید خیلی متفاوت است با راه دیگر بازیکنان ایرانی که بازنشسته می شوند. آنها بلافاصله پس از آویختن کفش هایشان با اولین پیشنهاد رفتند و در لیگ برتر سرمربی شدند اما شما با این همه
پیروز ارجمند: اتوبوسی به دفتر موسیقی نیامدم
به همین دلیل است که در مکان های مختلفی کار کرده ام و هیچ وقت مدت فعالیتم طولانی نبوده است. هرجا رفتم کاری کرده ام و به نتیجه رساندم. یادم است که در سال 70 در دانشگاه تهران مرکز موسیقی تجربی را تأسیس کردم که مرکز موثری در زمینه ی آموزش و پژوهش موسیقی بود. روزی که تصمیم گرفتم آنجا نباشم، دلیلش این بود که فکر کردم، دیگر نمی توانم کاری انجام دهم. سپس رفتم به سمت دانشکده ی جهاد دانشگاهی و ... خیلی
روایت صادقانه مهمان ماه عسل از یک زندگی دوباره
وارد محیط کار شدم. ابتدا کارمند بودم و بعد از گذشت یک مدت متوجه شدم که می توانم با تأسیس یک شرکت، برای خود کار کنم. ولی قوه پیشرفتم را احترام به بزرگ تر، و کمک به مددجویان معلول و میانسال می دانم. شاید خواست خدا بود که ثروت اخلاق را همراه خودم داشتم و اگر نبود درهای موفقیت به روی من گشوده نمی شد. همین اخلاق موجب شد تا دیگران به تبلیغ کارم بپردازند و شرکتم گسترش پیدا کرد و تا سن 25 سالگی من از وضعیت
حدیث روز/ نفرین امام علی(ع) به امّت خیانتکار در آخرین سخنرانی
پیروزی شامیان) اکنون جز شهر کوفه در دست من باقی نمانده است، که آن را بگشایم یا ببندم ای کوفه اگر فقط تو برای من باشی، آنهم برابر این همه مصیبت ها و طوفان ها چهره ات زشت باد. آنگاه به گفته شاعر مثال آورد: (به جان پدرت سوگند ای عمرو که سهم اندکی از ظرف و پیمانه داشتم). سپس ادامه داد: به من خبر رسیده که بسر بن ارطاة بر یمن تسلّط یافته، سوگند به خدا می دانستم که مردم شام به زودی بر شما غلبه
سلام "ماه عسل" به دستان بسته و پیکرهای ستم دیده
بروم. من خطاب به پدر شهید گفتم مگر خون پسر شما از خون امام حسین (ع) رنگین تر است؟ شهید بسیار خوشحال شد و روز بعد عازم جبهه شد و من نزد او گریه نکردم. زمانیکه از من دور شد می دانستم که دیگر باز نمی گردد و شهید خواهد شد. وقتی که فرزندم رفت به نام اماح حسین (ع) نذر کردم چرا که می دانستم دیگر نمی آید. از نکات در خور توجه در این برنامه این بود که یکی از همرزمان شهید گفت: زمانیکه وارد استدیو ماه
پایان خونین یک رابطه خیابانی و خیانت
عبور بودم که خیلی اتفاقی با زهره آشنا شدم. مدتی با هم تلفنی در ارتباط بودیم تا اینکه با هم قرار ملاقات گذاشتیم. قبل از این آشنایی من به خواستگاری دختری در شمال رفته و چون کاری نداشتم پدر آن دختر با ازدواجمان مخالفت کرد. وقتی با زهره آشنا شدم موضوع شکست در خواستگاری ام را برای او تعریف کردم. مدتی گذشت توانستم برای خود مغازه ای اجاره کنم، از آنجا که به اکرم در شمال خیلی علاقه مند بودم
بزرگ ترین حسرت زندگی “علی رام نورایی”
سینما شود. مصاحبه با علی رام نورایی سین: بهترین و بدترین خاطره کودکی شما؟ جیم: تک تک لحظات کودکی ام بی نهایت بی نظیر و خوب بود که البته خیلی از آن دور شدم. بدترین اتفاق دوران کودکی ام از دست دادن پدربزرگم بود. چون واقعاً دوستش داشتم وقتی من 6،7 ساله بودم درگذشت. این مرگ به دنبال چند سال خانه نشینی و زمین گیر شدن ایشان اتفاق افتاد. من هیچ وقت جلوی دیگران گریه نمی کردم و با آنکه
زری خوشکام: نمی توانستم از سینما دور باشم
فیلم برای شما چه طور بود؟ بسیار عالی. بسیار راحت. بسیار خوب. شانس بزرگ من این بود که با علی مصفا هم بازی شدم. معیارهای شما برای پذیرفتن یک نقش چیست؟ فیلم نامه خوب، کارگردان کاربلد که بتوانم به او اعتماد کنم و دوستش داشته باشم و گروه خوب؛ چه از نظر اخلاقی و چه از نظر کاری و سایر بازیگرانی که حضور دارند. پس از این به بعد شما را بیشتر در فیلم ها خواهیم دید
فیلمبرداری "مرد عراقی" از کشتن زن ایرانی!
هم دوست بودند. از این موضوع خیلی ناراحت شدم. می خواستم مینا را طلاق بدهم اما او قبول نکرد و با خواهش و التماس از من خواست در خانه ام بماند . متهم ادامه داد: چون مینا را دوست داشتم، او را بخشیدم و بعد هم تصمیم گرفتیم در مورد این مسئله حرفی به پدر و مادرش نزنیم و زندگی مان را ادامه بدهیم تا اینکه دوباره متوجه شدم مهرداد با همسرم رابطه دارد؛ او وقت و بی وقت به تلفن خانه ما و موبایل همسرم
رحمتی: وقتی کمترین گل خورده را دارم چرا از رقابت بترسم؟
قول من گفتند که برای استقلال شرط دارم اماامسال معلوم شد که من نه تنها برای استقلال شرط نمی گذارم بلکه هر وقت تیمم من را لازم داشته باشد، با تمام وجود برای استقلال بازی می کنم. *قبل از بازگشت به استقلال گفته بودی استقلال خانه ام است و حتما برمی گردم. از کجا اینقدر مطمئن بودی که برمی گردی؟ می دانستم دیگر مانعی برای بازگشتم وجود ندارد. در یک سالی که در استقلال نبودم واقعا
پسری که با پا، طلسم جهانی تکواندو ایران را شکست
نداشتم و من بچه آخر خانواده هستم. سین: دوست داشتید خواهر هم داشته باشید؟ جیم: راستش به این موضوع فکر نکرده بودم، کمبودش را در زندگی در زندگی حس نکردم. سین: برادرهایتان را اذیت می کردید یا آرام بودید؟ جیم: نه، آزارم به کسی نمی رسید شیطنت خاصی نداشتم تمام شیطنت هایم را نگه داشتم و در ورزش پیاده کردم (باخنده) البته معتقدم بچه ای که شیطنت نداشته باشد مریض است.
از غلبه بر نماینده آمریکا خیلی خوشحال بودم
قهرمان المپیک لندن بود. وی با بیان اینکه حدود هشت سنم از رقیبانم کمتر بود ، تشریح کرد : از غلبه بر نماینده آمریکا خیلی خوشحال بودم و حس خوبی داشتم و با انگیزه و هدف ، جید جونز انگلیسی را که نفر اول رنکینگ المپیک و جهان است ، شکست دادم که در مسابقات هلند در راند طلایی از وی شکست خورده بودم زیرا در آن زمان هنوز به این باور نرسیده بودم که می توانم وی را شکست بدهم که در مسابقات جهانی با
خدابنده لو: قلبم فقط برای تیم ملی ایران می تپد/ تکواندو از لحاظ مالی چیزی برای من ندارد
که اولویت اول زندگی من ادامه تحصیل بود، اما پس از مدتی فعالیت با حمایت هایی که از سوی مداح داشتم تصمیم گرفتم تکواندو را به صورت حرفه ای پیگیری کنم. البته در حال حاضر دانشجوی رشته مکانیک دانشگاه پیام نور کرج هستم. در طول این چند سال زیر نظر مینو مداح تمریناتم را پیگیری می کنم و زندگی ورزشی ام را مدیون او هستم. خدابنده لو در مورد شیرین ترین و تلخ ترین روزهای دوران قهرمانی خود، گفت: کسب
فوتبالیستی که به هیچ پیراهنی تعصب ندارد
سعی می کنم تحصیلاتم را تا جایی که امکان دارد ادامه دهم. اوقات فراغتتان را چگونه می گذرانید؟ اوقات فراغتم را سعی می کنم، در کنار خانواده ام سپری کنم اگر وقت داشته باشم ترجیح می دهم جدول حل کنم. اهل رفت و آمد با دوستانتان هستید؟ بله، من دوستان زیادی دارم و رابطه ام با همه دوستانم خوب است. دوستان نزدیکتان چه کسانی هستند؟ مرتضی اسدی، قاسم دهنوی، محمد
ناگفته های رضا رویگری 66 ساله و همسرش 25 ساله اش! (+عکس)
مصاحبه های دیگری از آنها نخوانده اید. پاسخ همه کنجکاوی های شما در دل این چند صفحه با جواب های رک، صادقانه و بی رودربایستی رویگری و همسرش داده شده است. مرام رفقا این روزها بیشتر از همه از چه چیزی دلگیر هستید؟ رضا: از اینکه سلامتی ندارم چون آدمی پرجنب و جوش بودم و این وضعیت خیلی آزارم می دهد. البته خدا را شکر حالا حالم بهتر است و خوب هم خواهم شد. گاهی شده دعوت به کار
ملقب به آقای اسلام بودم/ نظر کواکبیان درباره فرمانده سپاه قدس
" در سمنان، چگونگی اعزامش به جبهه و تبلیغ در جبهه ها با لباس روحانیت و ... گفت که در ادامه این مصاحبه خواندنی از نظرتان می گذرد: ** ماجرای تشکیل گروه انقلابی الخمینیون در سمنان از چه زمانی روحیه تشکیلاتی در وجود شما شکل گرفت؟ کواکبیان: از ابتدا روحیه تشکیلاتی داشتم و به دنبال ایجاد تشکل و ساماندهی احزاب بودم و قبل از اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی برسد و "حزب جمهوری
آمدن به استقلال بزرگ ترین ریسک ممکن بود
را شادمان ببینم، همین. یعنی از بچگی طرفدار تیمی نبودی؟ دروغ چرا مثل همه ایرانی ها طرفدار یک تیم خاص بودم اما الان فوتبال حرفه ای شده و باید بنا به سرنوشتی که برایت رقم می خورد به تیمی که در آن عضویت داری تعصب داشته باشی و نهایت تلاشت را بکنی. فوتبال را از کجا شروع کردی؟ از پیکان شروع کردم. نونهالان این تیم زیر نظر آقای ا...کرم که خیلی در فوتبال من تأثیر
بازیگر نقش ابن ملجم : برای بازی در نقش قاتل امام علی(ع) از سه شب قبل خواب نداشتم
کنار جوی آب آمد و ناگهان به درون جوی افتاد. هیچ کس برای نجات او قدمی برنمی داشت. انگار همه ایستاده بودند که مرگ یک کودک را در واقعیت ببینند که صدایی مرا از شوک این صحنه درآورد. بالاخره جوانمردی پیدا شده بود که خود را در میان آن جوی پرآب و عمیق بیندازد. خوب نگاه کردم. آن مرد کسی نبود به جز بازیگر شمر در تعزیه که دقایقی پیش دوست داشتم خفه اش کنم. مرد قوی هیکل و سیه چرده با سبیل هایی از بناگوش دررفته
نامه "بچه تبریز" به هواداران تراکتورسازی
به گزارش نصرنیوز ،متن این نامه به شرح زیر است: به نام خدا خیلی چیزها را نگفتن معرفت می خواهد نه طاقت طاقت یک روز تمام می شود اما معرفت نه. من حبیب گردانی هستم زادگاهم تبریز است بچه تبریزم و بمانند همه آذربایجانی ها وطنم را عاشقانه دوست دارم و خواهم داشت زیرا علاقه به وطن و آب و خاک مانند علاقه به پدر و مادر و زن و فرزند امری طبیعی است. از روزی که پابه توپ شدم آرزو
درس های زندگی از بزرگ ترین میلیاردر جهان
زندگی را متفاوت می کند پدرشدن چشم انداز جدیدی را در زندگی تان به وجود خواهد آورد. پدرشدن مرا با کمبودهایی که داشتم آشنا کرد. این تجربه باعث شد نسبت به خصوصیات ذاتی پدرم و محدودیت هایی که برایم می گذاشت احساس همدردی بیشتری داشته باشم و او را بهتر از گذشته درک کنم. تا آنجایی که در توانتان است بیشترین کاری که می توانید به عنوان یک پدر برعهده بگیرید را انجام دهید. یک معلم خوب
اولادی: بزرگترین اشتباه زندگی ام رفتن به استقلال بود/ از فوتبال در کوچه پس کوچه های قائمشهر تا رستوران ...
وارش نیوز: مهرداد اولادی، مهاجم خوش تکنیک فوتبال ایران، هر چند سالهاست در پرسپولیس بازی نمی کند، اما هنوز خود را پرسپولیسی و رفتن به استقلال را بزرگترین اشتباه زندگیش می داند.او گفتگویی با سین جیم کرده که در ادامه می خوانید: سین: مهرداد اولادی چه سالی متولد شد؟ جیم: من 4 خرداد 1364 در قائمشهر استان مازندران به دنیا آمدم. سین: چند خواهر و برادر دارید؟ جیم: دو خواهر و دو برادر،
نگاه شما: جایگزینی کارگر چینی به جای کارگر ایرانی
است. با وجود اینکه مشکل پروژه عدم ارسال تجهیزات و نقشه بوده متاسفانه تاخیر نصاب های ایرانی دلیل اصلی عقب ماندگی اعلام شده است. متاسفانه چندی پیش اعلام شد قرار است کار نصب به شرکت چینی فروشنده تجهیزات (ساینواستیل) واگذار شود و بزودی صدها کارگر چینی برای انجام عملیات نصب وارد کشور می گردند. پس از اندکی تفحص متوجه شدیم خوابگاه های آنها بصورت پیش ساخته اجرا شده است. در این شرایط که با