سایر منابع:
سایر خبرها
پس از 87 روز از راز جنایت پرده برداشته شد
قانونی اعلام می کرد که مرد 22 ساله به دلیل اصابت جسم برنده و تیز به ناحیه سفید ران و به دلیل خون ریزی شدید فوت کرده است. با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمد و به دستور شعبه پنجم بازپرسی دادسرای ناحیه 27 تهران ، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. هر دو همراه ضیا با دستور بازپرس از زندان آزاد شدند. اما کاراگاهان با مراجعه به محل درگیری تحقیقات
بازار سفرهای تابستانی باردیگر رونق می گیرد
آغازکننده سفرهای تابستانی هستند سفرهایی که قبل از ماه مبارک رمضان کمرنگ بود. بعد از این ماه پررنگ می شود و تا آخر شهریور ماه ادامه خواهد داشت. در این میان سازمان متولی گردشگری در چند سال اخیر نتوانسته این حجم انبوه سفرها را مدیریت کند به همین دلیل در طول ایام تابستان شهرهای شمالی به خصوص شهرستان های استان مازندران در رده پر مسافرترین شهرها قرار می گیرند و شهرهای جنوبی به دلیل گرمی هوا خلوت ترین
هاشمی هیچ وقت در پرونده پسرش دخالت نکرد
نتوانسته به برخی اهدافش برسد، عنوان کرد: در مدیریت دستگاه های اجرایی مشکلات زیادی نداشتیم و انقلابیون بسیار سریع توانستند کار را در دست بگیرند. مدیریت و منابع در دادگستری از ابتدای امر دو مشکل آن بوده است؛ جایی که منابع را تقسیم می کنند دادگستری حضور ندارد، به طور مثال یکی از کمبود منابع را هم در زندان ها می بینیم. وی ادامه داد: از نظر حقوقی زندان باید آخرین ابزار باشد؛ چراکه نظام با کسی
ملاقات با نویسنده ای که هرگز مصاحبه نمی کند
که فیلم آن را ندیدم، متوجه عمق اشاره های نژادی این کتاب نشدم. یادم می آید فیلمش را سال ها بعد از خواندن کتاب با پدرم تماشا کردم. تأثیر فیلم روی پدرم باعث شد تجربه من از کتاب هم فرق کند. من درست بعد از درگیری های جنبش حقوق بشر به دنیا آمدم. فرزند این جنبش نبودم، بلکه یکی از افراد ذی نفع از این جریان بودم. هیچ درکی از این که به آدم گفته شود از درِ پشتی وارد شوید، ندارم. من زندگی طبق
ما قدر شما را خوب می دانیم/ تجسم خط امام در موضع گیری های حزب جمهوری اسلامی
اظهار مخالفت بکنیم و اینکه چرا حرف ما گوش داده نمی شود به عنوان حزب، اعتراض بکنیم؟ ابداً اینطور نیست “انا لم نخرج اشراً ولا بطراً ولا ظالماً و لا مفسداً”. ما از اول که این حزب را تأسیس کردیم برای هدایت شروع کردیم و برای کار روی اذهان مردم آغاز نمودیم و برای دستگیری از کسانی که محتاج هستند آغاز کردیم که باز هم همان کار را خواهیم کرد. مشکلات را قبول می کنیم و شما برادران حزبی در شهرستان ها
معجزه موسی ...
دوستانم هم که طلبه بود قصد ازدواج با دختری را داشت که من به او معرفی کرده بودم. درست چهار روز قبل از عروسی ما با دوستم برای خرید عروسی به کرمان آمدم. توی بازار متوجه شدم دوستم برای ادامه خرید پولی ندارد و از خانواده همسرش خجالت می کشد. کنارش رفتم و از او اوضاع جیبش را جویا شدم، وقتی از خالی شدن جیب دوستم مطمئن شدم، 20 هزار تومانی را که برای خرید برخی اقلام عروسی با خودم به کرمان آورده بودم به دوستم
کلاهبرداری دو میلیاردی به بهانه پرداخت وام قرض الحسنه در یزد
به گزارش پایگاه خبری پلیس که روز دوشنبه در اختیار ایرنا قرار گرفته ، سرهنگ علیرضا خالقی افزود: چندی پیش بود که تعدادی از شهروندان با در دست داشتن دستور قضائی به پلیس آگاهی مراجعه و از زوج مسنی که با تشکیل صندوق قرض الحسنه خانوادگی از آنها کلاهبرداری کرده بودند طرح شکایت کردند. وی ادامه داد: با توجه به حساسیت موضوع بررسی این پرونده در دستور کار کارآگاهان اداره مبارزه با جعل و کلاهبرداری قرار
روایت مادری که خانواده اش را وارد عرفان حلقه کرد
مراجعه متعدد به پزشکان و بیمارستان ها و درمان نشدن، دست به دامن عطاری ها و دکترهای گیاهی شدم. سال 87 بود که یک روز دختردایی ام گفت قرار است کلاسی با موضوع انرژی درمانی در مرکز بیمارهای خاص شهر کرمان برگزار شود و از من نیز خواست به آن جا بروم. وقتی وارد کلاس شدم، ترسی وجود مرا گرفت. جمعیت زیادی آمده بودند و تقریباً کلاس پر شده بود. استادی که در کلاس حضور داشت از ما خواست چشم هایمان را
سلطه گری خواستگار شیطان صفت بر زن جوان
زن جوان که با وعده ازدواج همکارش روبه رو شده بود، در دام سلطه گری های شیطانی وی افتاد. به گزارش خبرنگار شوک، 16 تیرماه سال جاری زن جوانی به نام ناهید با مراجعه به پلیس ادعا کرد عکس های خصوصی او در شبکه های اجتماعی توسط خواستگار آشنا منتشر شده است. سرهنگ یزدان نیکنام رئیس پلیس فتای استان البرز گفت: ناهید 38 ساله در محل کارش با مردی آشنا می شود و او با وعده ازدواج با ناهید رابطه پنهانی
افشای راز سرقت های دنباله دار/ تقسیم طلاها در چلوکبابی
افراد ناشناسی تبدیل شده که همین موضوع زمینه نارضایتی سایر ساکنان آپارتمان را ایجاد کرده.است . بررسی های پلیسی نشان می داد. رفت آمدهای وقت و بی وقت حسن با دوستانش بارها باعث ایجاد درگیری و دعوا بین او و همسایگان شده است و همسایه ها با مراجعه به کلانتری از دست این مستاجر شرور شکایت کرده اند. دستگیری متهم در ادامه، کارآگاهان پایگاه چهارم پلیس آگاهی با اطمینان از حضور حسن در داخل
صنوف ایلام تخصصی می شوند
حمایتی اشاره و خاطرنشان کرد: آموزشگاه فنی و حرفه ای زندان مرکزی ایلام پیش از این 6 کارآموز داشت که هم اکنون این تعداد به 40 کارآموز افزایش یافته و در حوزه ی فرشبافی فعالیت دارند که زمینه درآمدی برای این افراد نیز فراهم شده و این فرآیند در سطح 5 شهرستان استان در حال اجراست و در رشته ی جوشکاری نیز 100 نفر تحت پوشش کمیته امداد آموزش های لازم را فرا می گیرند و در زمینه تولید مبلمان نیز 60 نفر تحت پوشش
شکوه بازگشت
بودند.در نخستین روایت این مستند با نام دل در گرو حضرت جانان داریم... در حالی که نریشنی با صدای ضیاء به گوش می رسید تصاویری از قطار و گنبد حرم امام رضا (ع) پخش شد و سپس با نمایش تابلو قزوین 15 کیلومتر روایت دوم با نام راه را نشانمان دادند آغاز شد. یافتن نشانی منزل شهیدی که تازه از سفر برگشته در ادامه ضیاء و حاج عباس کاظمی رییس سپاه شهر قزوین به جمعیت ایثارگران رفتند تا نشانی منزل
زورگیر خشن، مغلوب راننده تاکسی شد
پرسه زنی در موقعیت های خیابان ابراهیم آباد و الغدیر متوجه شدم مقصد وی مشخص نیست، قصد داشتم وی را بلافاصله پیاده کنم که متهم در بزرگراه آزادگان به سمت بنده حمله ور شد و قصد سرقت پول و موبایل مرا داشت که با وی درگیر شدم و او از خودرو پیاده و متواری شد و من نیز به تعقیب او پرداختم که وی با حضور به موقع مامورین گشت کلانتری یافت آباد دستگیر شد. سرهنگ احداله یوسفوند رییس کلانتری 151یافت آباد درباره این خبر به باشگاه خبرنگاران گفت:متهم که “موسی” نام داشت پس از دستگیری به عنوان سارق زورگیر به همراه شاکی به کلانتری منتقل و پرونده ای در این خصوص تشکیل و در اختیار مقام قضایی قرار گرفت. ...
پاسخ آلن ایر به توئیت ظریف/ نقاشی رسایی در فنلاند/ توصیه مطهری به روحانی برای تقلید از احمدی نژاد/ تیتر ...
طی آن خانواده ها با ماشین های شخصی خود به جزیره کیش سفر می کنند. برنامه ریزی خانواده ها باید به گونه ای باشد که پس از انجام مراحل ثبت نام دربازه زمانی اول مرداد تا 20 شهریور به کیش سفر کنند.نام نویسی برای شرکت در رالی تور تابستانی کیش از خرداد آغاز شده است وعلاقمندان می توانند با مراجعه به سایت rally-kish.ir یا famirally.ir ویا ارسال عدد 527 به سامانه پیامکی 6122 برای ثبت نام در رالی تورجایزه بزرگ
آمریکایی ها اندازه ایران خرج والیبال نمی کنند
تجربیاتش را با ما در میان بگذارد. مهندس ناصر میرفخرایی از پیشکسوتان و مدیران اسبق ورزش کشور که زمینه این نشست را فرآهم نمود، از حال و روز ورزش ایران در مقایسه با سال های قبل سخن گفت. در ادامه این گفتگو را می خوانید: * دریافت هر چهار جایزه معتبر والیبال آمریکا - ایرج احرابی فرد: خوشحالم که در ایران هستم. در یکی دو سال گذشته هم سفری به ایران داشتم. سه سال
مروری بر دنیای بازی های ویدیویی در هفته ای که گذشت [14 تیر-21 تیر]
بدانید چه بازی هایی در هفته پیش رو منتشر می شوند، ما به شما خواهیم گفت. در جمع بندی اخبار دنیای بازی، هر هفته مروری بر اخبار مهم صنعت ویدئوگیم در شرق و غرب داریم. البته، همچون گذشته اخبار مهم را سریعا به اطلاع تان خواهیم رساند اما به هر حال یک جمع بندی کلی از هفته ای که گذشت می تواند جامع و کامل باشد. در ادامه با دیجیاتو و جمع بندی هفته همراه باشید. مروری بر اخبار
درد دل های بیماران مبتلا به EB:ما را زیر چتر بیماران خاص ببرید!
اینکه بیماری ام واگیردار است ثبت نامم نمی کردند. نگاه ها هر روز آزاردهنده تر می شد به این خاطر که با بزرگتر شدنم زخم ها و پوسته پوسته شدن پوست های جاهای دیگر بدن بیشتر و بیشتر می شد و دکترها هم قادر نبودند مرا درمان کنند تا اینکه چند سال پیش متوجه شدم بیماری EBدارم و این بیماری ژنتیکی است و درمانی ندارد. به طور قطع حمایت وزارت بهداشت از این بیماری و قرار دادن آن جزو بیماری
هیچ وقت آیت الله هاشمی در پرونده پسرش دخالت نکرد و برای عفو او عملی انجام نمی دهد / هاشمی می گوید اگر ...
کرد تا وکیل این پرونده من باشم و زمانی که با خود شهرام جزایری ملاقات و مکاتبه داشتم متوجه شدم شهرام جزایری خلاف همه تبلیغات و شعارها اینگونه نبود و اتهام فساد اقتصادی را نیز قبول نکرد. شهرام جزایری می گفت تخصص من این است که از هیچ پول بسازم و هر کسی به من مراجعه می کرد من به او پول می دادم. این وکیل دادگستری با بیان این که قطعا فساد چیز بدی است و باید با آن مقابله کرد، گفت: کمترین فساد در
هشتاد سال پیش در چنین روز هایی
وقت از در خانه اش رد می شدم، می گفتم ننه خاور سلام. با احترام می گفت سلام پسرم، حال مادرت چطوره؟ خیلی متواضع بود. به امیر آژان که می رسید چنان صدایش را بالا می برد که امیر آژان جرأت نمی کرد حرفی بزند. گرمابه امام جمعه نه؛ گرمابه کشمیری ها علی قابل حمّامی پدرم تعریف می کرد، بعد از سفر رضاشاه به ترکیه، روزنامه کیهان اعلام کرد که خانم ها باید چادر از سرشان بردارند. کشف
احسان علیخانی در ممنوع التصویریم بی تقصیر است/ رقص و پایکوبی در هتل کوبورگ
رد شود. در ادامه آمده:در این مورد خیلی ها احسان علیخانی را مقصر می دانند درحالی که او دوست خوب من است. واقعا او را دوست دارم، در حال پیگیری هستم ببینم چه اتفاقی رخ داده که من ممنوع التصویر شده ام. نمی دانم چه اتفاقی افتاده، من ارتباط خوبی با تلویزیون دارم و 4-3 روز قبل در برنامه زنده دیگری بودم. برنامه های شبکه های دیگر هم رفته ام. یک سوء تفاهمی از طرف یک نفر بود که حل شده و چیز خاصی
روایت استاد آمریکایی از فرهنگ ایرانی
وجود ندارد. * سال 1968 میلادی به ایران سفر کردید و شش ماه در جنوب ماندید. می دانم، چند سالی ساکن شیراز بوده اید. سفر به شیراز چه وقت و چگونه انجام گرفت؟ سال 1971 دانشگاه شیکاگو، بورسیه ای را در اختیارم گذاشت و من بار دیگر به ایران آمدم و ساکن شیراز شدم. دو سالی که آنجا بودم برای گذراندن زندگی خود در دانشگاه شیراز، تدریس هم می کردم. موضوع پایان نامه من، تعارفات مردم ایران بود
سرمقاله روزنامه های 21 تیر
که مبارزه با آن فعل را نه از طریق مجرمانه دانستن آن و اعمال مجازات، بلکه از شیوه های دیگر ادامه دهند. نمونه روشن آن اعتیاد به مواد مخدر است. همچنین برخی رفتارها مجرمانه شناخته می شوند، مثل سرقت، ولی راه مبارزه با آن را نمی توان منحصر در گرفتن و زندان کردن دانست، زیرا در این صورت مشکلات بیشتر خواهد شد که کمتر نمی شود. بنابراین در مورد فروش علم نیز باید این مسیر را طی کرد
روش های جذب و تربیت نیرو/ گفتاری از دکتر حمید حبشی
طلایی . حتی می بیند یک بنده ی مسلمان مؤمن که دنبال ابزارهای دنیا نیست، می گوید برای شما هم دارم: سفر عتبات عالیات ! حضّ های انسان ها را را شناسایی می کند. بعد شما هم می آیید پول هایتان را داخل بانک می گذارید خوشحال هم هستید که حساب بازکردید. این سیستم برای کسی که می خواهد سود و سرمایه ببرد یک کارکرد اصلی است. برای کسی که می خواهد معرفت و آگاهی بدهد چه؟ ما چکار کردیم؟ به قرآن توهین کردیم، به نهج
کار معاونت زنان ریاست جمهوری ارائه آمار نیست
اوقات متوجه بیماری خود نمی شود اما در دسترس بودن این مشاوره ها موجب می شود که اگر فردی درد پنهان و ناشناخته ای هم دارد بفهمد که کجا باید درمان کند. حدود نیم ساعت آنجا بودم و متأسفانه یک نفر هم برای مشاوره مراجعه نکرد. دوستان مشاور به وظیفه خود عمل می کنند، اما دلم برای مردمی می سوزد که از این بهره ها محروم شدند. سال های قبل بسیاری از مشاوره شوندگان جوانان و یا خانواده های مشکل دار بودند که مشکلاتشان
قتل دخترک در توهم شیشه ای مرد شوم
. وقتی بالای سرش رسیدم متوجه شدم بچه کبود شده است . او رابه بیمارستان رساندیم . زن جوان اشک هایش را پاک کرد و افزود : دکترها بچه را معاینه کردند و گفتند کار از کار گذشته است . من دستگیر شدم اما حسین فرار کرد . توهم شیشه ای رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی در این باره به شوک گفت : با گزارش مرگ دختر 5/1 ساله و دستگیری زن 23 ساله، کارآگاهان مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی
حادثه ها
از سرقت پول با موتورسیکلت از محل فرار کردند. فرمانده انتظامی مشهد درباره میزان سرقت نیز گفت: بر اساس گفته مسئولان بانک 50 میلیون تومان در این سرقت از بانک خارج شده که تحقیقات در این زمینه ادامه دارد. سرهنگ کریمی خاطرنشان کرد: سیستم امنیتی بانک در زمان سرقت به خوبی عمل نکرد و مأموران کلانتری بلافاصله پس از اطلاع از این سرقت با حضور در محل، تحقیقات را برای شناسایی و دستگیری سارقان آغاز کردند.
گفتگوی “محمد جعفر محمد زاده” با “مهدی نژاد” امام جمعه سابق کوهدشت
به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری [...] به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری با قرار قبلی راهی گرمسار شدم .از سالهایی که جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج سید علی مهدی نژاد کوهدشت بوده تا الان ارتباط مستمر و البته خانوادگی ام با ایشان قطع نشده است. بار چهارمی است که به گرمسار می آیم ، سه بارش جمعه بوده و توفیق شرکت در نماز جمعه را هم یافته ام. واین بار به قصد دیگری آمدم ،چهارمین سالگرد رحلت حضرت آیت الله مروجی نزدیک است و قصد دارم برای سالگردش مجموعه مختصری منتشر کنم .بعد از نماز جمعه به منزل آمدیم و آقای مهدی نژاد با همان صمیمیت قدیم و قبلی گرم پذیرایی و صحبت شد. اجازه خواستم بحث را روی موضوع اصلی متمرکز کنم ضبط را روشن کردم وبحث آغاز شد. بحث کوهدشت که به میان می آید آقای مهدی نژاد گل از گلش می شکفد و با لذت خاطرات کوهدشت را تعریف میکند.صحبتها از مرحوم اقای مروجی شروع شد و به دوران دفاع مقدس و ویژگی های مردم کوهدشت وبرخی تلخ وشیرین های کوهدشت کشیده شد.وقتی از کوهدشت و مردمش به اسم یاد می کند تو گویی که زاده کوهدشت و دهها سال در میان مردم بوده است.هنوز هم ارتباطش را با برخی اهالی کوهدشت قطع نشده و بعضی ها استخاره و مسایل شرعی شان را تلفنی با وی در میان می گذارند.سال 65 که در میان استقبال مردم وارد کوهدشت شد 28-29 سال بیشتر نداشت وده سال در میان مردم ماند وعلیرغم خواست مردم و علاقه قلبی اش به شهرستان الیگودرز رفت و حدود 8 سال هم آنجا ماند و پس از آن به گرمسار که استان زادگاهش هست آمده است. اکنون هم فعال و با نشاط علاوه بر کار امامت جمعه مسئولیت اداره حوزه های علمیه استان را بر عهده دارد و به همین جهت است که غالبا هفته ای سه روز را در سمنان و یا سایر شهرستانها برای رسیدگی به امور حوزه می گذراند.در این سفر سید حسن پسر ارشدشان که تا اوایل دوره راهنمایی را در کوهدشت درس خوانده بود دیدم و متوجه شدم که پس از ده سال درس و بحث مستمر حوزوی در قم به گرمسار آمده و کمک کار پدر شده است ودر غیاب او نماز جماعات را به جا می آورد و نایب پدر است.و چقدر شبیه روزهایی است که پدرش به کوهدشت آمده بود. پدری که امروز دانه های موی سیاه در سر وصورتش نایاب شده است. با تشکر از جنابعالی که فرصت دادید و مجالی فراهم فرمودید تا در باره موضوعاتی که قطعا مورد علاقه شما هم هست گفتگو کنیم.شما ده سال از بهترین سالهارا در کوهدشت سپری کردید ،بهترین که می گویم از چند جهت ،یکی اینکه دوره ای به کوهدشت آمدید که تجربه قبلی امامت جمعه در دو شهر را داشتید وامام جمعه با تجربه ای محسوب می شدید و دیگراینکه حدود یک دهه از انقلاب اسلامی گذشته بود و مردم کوهدشت هم به بلوغ سیاسی اجتماعی خوبی رسیده بودند و دوران شور و شعور دفاع مقدس هم بود و بعد هم از جهت میزان اثر گذاری حضور ده ساله شما که واقعا دوره ای ماندگار و به یاد ماندنی و پر خاطره است، به مناسبت سالگرد رحلت مرحوم آیت الله مروجی بحث را از ایشان شروع می کنیم و از جنابعالی میخواهم هر طور صلاح می دانید آغاز بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن تشکر و قدردانی از شما به خاطر ایده خوب و خیری که در زمینه کارهای فرهنگی دارید به ویژه این که در باره آیت الله مروجی می خواهید کاری انجام دهید. زمانی که کوهدشت بودم هر موقع مهمانی برای ما می رسید به ویژه مهمانانی که مقداری به طرف دنیا متمایل شده بودند تلاش می کردیم هرجور شده ترتیب ملاقات آنها را با آقای مروجی بدهیم ومعمولا این اشخاص وقتی می رفتند و بر می گشتند خیلی تحت تاثیر قرار می گرفتند وخود شان به زبان می آوردند که ما بد جوری در مسایل دنیا گرفتار شده ایم و باید برویم تغییری در خودمان ایجاد کنیم.ایشان دو تا اتاق کوچک داشت که خود من چند بار به ایشان گفتم که اجازه بدهید دستی به سر و روی این دو اتاق بکشیم و حد اقل سفیدشان کنیم و او می گفت نه نیازی نیست، تا به حال عمر من اینگونه گذشته است . در هر صورت تا آنجا بودیم حتی اجازه سفید کردن آن دو اتاق را ندادند.همه مردم کوهدشت هم معتقد بودند از منزل ایشان تا مسجد جامع، مردم مسیر از برکت وجودشان متاثر شده اند.اهل ذکر بودنش و ذکر گفتن و تواضعش و سلوک و راه رفتنش و نحوه برخوردش با مردم به نحوی بود که همه مردم را تحت تاثیر قرار داده بود. بالاخره ایشان تقریبا تنها روحانی مقیم شهر بودند و شما هم امام جمعه شهر ،قطعا به واسطه دغدغه های مشترک و از جمله حوزه علمیه ارتباطات شما در آن ده سال با ایشان زیاد بود و می دانستید که مرحوم آقای مروجی نسبت به حوزه علمیه باقر العلوم که خودش بنا نهاده بود حساسیت ویژه داشت.نگاه ایشان به حوزه و تربیت طلاب چگونه بود؟ گاهی اوقات راجع به حوزه باهم صحبت می کردیم که خوب است مقداری بیشتر به طلبه ها برسیم واز جهت امکانات و شهریه قدری توجه بیشتری بکنیم.ایشان می گفت:طلبه اگر سختی نبیند در آینده نمی تواند فرد مفیدی باشد باید در شرایط سخت با زی طلبگی درس بخوانند تا بتوانند رشد معنوی کنند.در هر صورت ایشان به همان اندازه ای که برای خودشان چیزی نمی خواستند در نقطه مقابل دغدغه حوزه و طلبه ها را داشتند. به نظر شما راز محبوبیت ایشان و جایگاهشان در دلهای مردم چه چیز می تواند باشد؟ ایشان در رفتار شخصی شان بسیار اهل مراقبت بودند، روزی به ایشان تعارف کردم که از چای و امکان پذیرایی که بود میل بفرمایند ،گفت نذر کرده ام اگر بیشتر از مقدار معین و مورد نیاز مثلا بیشتر از یک چای بخورم روزه فردا بر من واجب شود وخودم را عادت داده ام که کم غذا بخورم و کم استفاده کنم. کارهایش روی حساب و کتاب بود،در خوردن و آشامیدن در سخن گفتن وخیلی چیز های دیگر اهل رعایت و مراقبت بود.مردم هم واقعا چون می دیدند ایشان عالم عامل است و خودش اهل عمل است خیلی متوجه ایشان بودند و احترام می گذاشتند و در دل مردم جای گرفته بود . ارتباط کاری شما با ایشان در بحث مراجعات مردم و پاسخگویی به نیاز های دینی مردم چگونه بود؟در هر صورت شما امام جمعه شهر بودید و ایشان روحانی قدیمی، شما جوان و پر انرژی بودید وایشان دوران کهولت و پیریشان را می گذراندند. در طول ده سالی که در کوهدشت بودم ارتباط من با ایشان بسیار گرم و صمیمی بود.اواخر صحبت شده بود که بعد از ده سال از کوهدشت به الیگودرز بروم خوب مردم آن زمان خیلی لطف داشتند وایشان با اینکه اهل فضل و دانش بود و من هیچ گاه خودم را طلبه ای بیشتر در مقابل شان نمی دانستم دیدم با جمعی از معتمدین شهر آمدند منزل ما و تعبیراتی به کار بردند که باعث شرمندگی من شد، این روحانی پیرمرد با آن اوصاف معنوی و شان و جایگاه معنوی که داشتند گفتند:امام جمعه در یک شهر حکم پدر را دارد و پدر هیچ موقع بچه هایش را رها نمی کند برود،الان اگر شما این شهر را رها کنید و بروید این شهر بی صاحب میشود وامروز که در کوهدشت یک وحدتی ایجاد شده است وجود شما ضروری است . خلاصه اینکه ایشان وقتی بنا بود برای خودشان قدمی بر دارند هیچگاه جلو نمی افتاد اما وقتی می دید موضوعی برای عموم است پیش قدم میشد .ضمن اینکه واقعا پشتوانه بزرگی برای فعالیتهای دینی و مذهبی امام جمعه در شهر بودند. یکی دیگر از ویژگی های مرحوم آیت الله مروجی عزت نفس ایشان بودکه من در ده سالی که در کوهدشت بودم یک بار ندیدم که یک جمله ای مبنی بر احتیاج و نیاز شخصی خودشان بر زبان بیاورند و تا جایی که بیاد دارم ندیدم از کسی یا جایی چیزی بخواهد و اظهار نیازی بکند،عزت نفس ایشان به اندازه ای بود که هیچ موقع نه به خودش و نه به دیگران اجازه نداد برای او چیزی بخواهند مستغنی مستغنی بود.با حد اقل ممکن زندگی می کرد و زندگی ایشان هم برای ما و هم برای همه کسانی که می آمدند و می دیدند باعث عبرت بود.روزی یکی از آقایان روحانی که در تهران برای خودش زندگی مرفهی درست کرده بود به دیدن من آمد،من دیدم بهترین راه برای اینکه ایشان مقداری متنبه شوند این است که ببرمشان پیش آقای مروجی ،وقتی برگشتیم دیدم که ایشان بسیار متاثر شده و با خود می گفت:خدایا ایشان دارد زندگی می کند ما هم داریم زندگی می کنیم،او به چه فکر می کند و ما در چه افکاری هستیم وبه چه صورت دارد حرکت می کند وچه کسی را الگوی خود قرار داده است.به این جهات بود که مردم به او علاقمند شده بودند وهمیشه هم این مطلب را داشت و می گفت:باید اول خدا را راضی کرد بعد مابقی چیزها خودشان درست می شوند. او به این حد از اطمینان قلبی رسیده بود. خدمات مرحوم آیت الله مروجی و مشخصا خدمت ماندگار ایشان یعنی تاسیس وتداوم حوزه علمیه حضرت باقرالعلوم(ع) حایز اهمیت است،از آنجایی که شما به حسب مسئولیتتان در شهر در جریان کار حوزه و نقش مرحوم ایشان بوده اید در این زمینه اگر نکته ای باقی مانده بفرمایید. حوزه علمیه در هر جایی چراغ دین در آن جا محسوب می شود.آقای مروجی برای حوزه علمیه خیلی زحمت کشیدند و خیلی تلاش کردند.علیرغم اینکه آقای مروجی اهل هیچ درخواستی نبود ولی ایشان برای ارتقا حوزه از هیچ کوششی فر گذار نبودند برای پیشرفت حوزه هر گاه موقعیتی پیش می آمد مثلا مسئولی می آمد و یا خودشان در زمینه جمع آوری زکات، با زحمت فراوان اقدام می کردند.بلاخره حوزه ای را که خودشان سالها پیش با جمع محدودی طلبه پایه گذاری کرده بودند ، بنای ساختمانی اش هم با همت خودش آغاز شده بود وتا بود تمام توانش این بود که حوزه را به نحواحسن اداره کند و البته به اداره حوزه بر اساس روش سنتی حوزه هم اعتقاد داشت.همانطور که امام فرموده بودند به فقه جواهری اعتقاد دارند ایشان هم بر این روال معتقد بود وبرای تربیت طلاب با زی طلبگی، از ظاهر گرفته تا درس و بحث بسیار کوشا و جدی بودند والحمد لله امروز حوزه کوهدشت از حوزه های خوب و فعال استان لرستان محسوب می شودکه طلاب خوبی تربیت کرده و آینده درخشانی هم دارد که جزو باقیات الصالحات ایشان محسوب میشود. شما ده سال یعنی از سال 65 تا 75 در کوهدشت بودید.قبل از آن هم تجربه امامت جمعه در رامشیر و رامهرمز را هم داشتید از سال 75 هم تا کنون در شهرهای الیگودرز و گرمسار مشغول اداره این جایگاه اجتماعی و معنوی هستید .کوهدشت را در مقایسه با جاهای دیگر چطور دیدید؟ بنده تقریبا 31 سال است که امام جمعه هستم. در کوهدشت یکی از ویژگی های مردم این بود که ظاهر و باطن مردم یکی بود،در این مدتی که من کوهدشت بودم مردم اعتماد خاصی پیدا کرده بودند که من این اعتماد را نه قبل دیده بودم و نه بعد که تا این اندازه به یک طلبه اطمینان شود. مثلا در نماز وقتی برای باران دعا می کردیم مردم اعتقاد داشتند که حتما باران می آید واصل هم برای استجابت دعا هم همین اعتقاد است، لذا به خاطر همین اعتقاد خداوند هم تفضل می کرد و باران رحمتش را نازل می نمود.ویژگی دیگر مردم کوهدشت این بود که زیاد سخت گیر نبودند که همه چیز را از لحاظ قانونی حل وفصل کنند سعی می کردند کمتر دادگاه بروند و راضی بودند مشکلاتشان را پیش یک طلبه مطرح کنند تا بروند دادگاه پیش قاضی و این هم نشانه اعتمادشان به روحانیت بود شما آن زمان را به یاد بیاورید یک شهرستان بود و یک قاضی به نام آقای عبداللهی که به همه امور می رسید برای اینکه مردم قسمت عمده مسایلشان را در بین خودشان و یا در دفتر امام جمعه رفع و رجوع می کردند.ویژگی دیگر مردم کوهدشت سخاوتمندی آنها بود علیرغم اینکه وضع مالی آنجا خیلی خوب نبود ولی با این وجود مردم بسیار سخی بودند و خدا هم بر همین اساس خیر و برکتش را بر مردم نازل می کرد .خصوصیت دیگر مردم پافشاریشان بر حق بود معمولا مردم اگر به مطلب حقی می رسیدند دیگر رها نمی کردند.ما اول که آمدیم مردم خیلی روی خوش نشان ندادند 150 نفر بیشتر نماز جمعه نمی آمدند بعد وقتی دیدند راهی که ما دنبال می کنیم راه حقی است و دنبال خط و جناح نیستیم دیگر رها نکردند و از این رو تا روزهای آخر که آنجا بودیم همیشه نماز جمعه با شکوهی داشتیم ولذا وقتی آقای موسوی دامغانی معاون شورای سیاستگذاری ائمه جمعه برای معرفی امام جمعه بعدی رفته بودند تعریف می کرد می گفت من اولین باری است که برای معرفی امام جمعه ای می روم می بینم مردم برای امام جمعه قبلی گریه می کنند.و لذا این را که گفتم فقط برای این بود که بگویم مردم کوهدشت وقتی حقی و یا راه درستی را تشخیص می دهند پای کار می ایستند و در حمایت از مسیر درست هم همواره حساب شده و با اعتقاد هستند. مردم کوهدشت در شجاعت هم کم نظیرند. آیت الله نعیم آبادی امام جمعه ونماینده فعلی ولی فقیه در بندر عباس، آن زمان آمده بود کوهدشت و رشادت رزمندگان کوهدشت را که دیده و شنیده بود می گفت نظام به جای اینکه برود در برخی جاها برای جنگ سرمایگذاری کند بهتراست قدری بیشتر به کوهدشت توجه کند و توانش را اینجا بگذارد همین جوانان تکلیف جنگ را روشن می کنند. در عملیات مرصاد هفت هزار نفر از مردم کوهدشت رفتند و سینه سپر کردند جلوی دشمن ایستادند واین در حالی بود که خیلی از شهرها ی اطراف تخلیه کرده و رفته بودند در هر صورت در کنار سایر صفات خوب مردم کوهدشت شجاعت،سخاوت و یک رنگی از مشاهدات عینی من در آنجا بود. شما در طول مدتی که در کوهدشت بودید منشا برکات و خدمات خوبی شدید با وجود اینکه می فرمایید در ابتدا کار سخت بود اما به سرعت توانستید در دل مردم جا باز کنید از روزهای آغاز کار و کلا فضای کارهای فرهنگی کوهدشت حتما گفتنی های فراوانی دارید که البته باید در مجال جداگانه ای به آن پرداخت ولی مایلم از این فرصت پیش آمده قدری خاطرات شما را مرور کنیم. از همان ابتدا در کوهدشت احساس می کردم اگر سخنی می گویم هدر نمی رود. مثلا یک روز همان اوایل رفتم مجلس ختمی در مسجد دیدم از شدت دود داخل مسجد پیدا نیست گفتم این جا چه خبر است؟گفتند در فاتحه خوانی رسم است که تا پایان چند بار سینی پر از سیگار را می چرخانند ومردم هم سیگار بر می دارند و می کشند. من دیدم عجب چیز بدی است، یک اطلاعیه ای دادم و در آن پیشنهادهایی نوشتم که در مراسم ختم و فاتحه چه بشود و چه نشود،خیلی زود مردم همراهی کردند ،خادم مسجد آمد گفت که در اولین مجلس سیگار آورده اند و من گفته ام که امام جمعه ممنوع کرده است و صاحب عزا بدون هیچ مقاومتی پذیرفته است . یا مثلا دیدم در کوهدشت تا چهل روز در منزل صاحب عزا خرج می دهند ، اطلاعیه دادم که برای اموات، مستحب چیست و واجب کدام است و توصیه دین چیست،دیدم خیلی زود جا افتاد و مقاومتی هم نشد. همان طور که گفتم در حل و فصل دعوا ها و اختلافات مردم بیشتر حکمیت یک طلبه را می پذیرفتند تا محکمه و قاضی و دادگاه واین را شما در خیلی از جاها نمی دیدید.الان هم من در جاهای دیگر وقت می گذارم و صحبت می کنم ولی تاثیری که در کوهدشت می دیدم نمی بینم. از ویژگی های کوهدشت خیلی می توان گفت.من وقتی از سفر مکه برگشتم به آقای هادیان گفتم که برای نزدیکان و مسئولین شهر یک نوبت شام بدهیم شما خودتان هم در جریان بودید ،دیدم مردم به اندازه ای لطف کردند ومحبت نمودندکه ما چندین شبانه روزشام و نهار درست کردیم و مهمانی دادیم. البته مایه اش هم خیرات خود مردم بود که هدیه می آوردند وما هم فقط درست می کردیم وتبدیل به غذا می کردیم و پذیرایی می کردیم تا جایی که من دیگر توان سر پا ایستادن نداشتم.محبت مردم به گونه ای بود که امام جمعه را متعلق به خودشان می دانستند به نحوی که من احساس می کردم مهمان مردم هستم. سالهای اول حضور شما در کوهدشت مصادف بود با سالهای اوج دفاع مقدس که دوران افتخار آمیزی برای تاریخ کوهدشت است و شما خیلی از شهدای گرانقدر که سرمایه های ابدی مردم کوهدشت هستند و خانواده های آنها را می شناسید به نظر شما مناسبات مردم با دفاع مقدس چگونه بود؟ گذشته از گردانهای رزمی جوانان کوهدشتی و دلاوری هایشان ،مردم عادی در کمک به جبهه و جنگ با اینکه وضع مالی مناسبی هم نداشتند در بحث کمک به جبهه بسیار فعال و سخاوتمند بودند. به خاطره دارم که یک روز سردار حاج نوری فرمانده لشکر 57 حضرت ابوالفضل(ع) تماس گرفتند وگفتند که رزمندگان در کردستان با کمبود آذوقه به ویژه گوشت و مواد پروتئینی مواجه اند.با اینکه شهر بمباران می شد ومردم در شهر نبودند همان موقع در دفتر امام جمعه جلسه ای تشکیل دادم و گفتم از جبهه این پیغام رسیده است.در مدت یک هفته 13 کامیون گوسفند جمع آوری شد و من خودم و نماینده وقت و چند نفر از مسئولین شهرستان رفتیم منطقه عملیاتی “گمو”و” گرد رش” هدایای مردم را به رزمندگان رساندیم و برگشتیم. شما میدانید که موشکهایی که به عراق اصابت میکرد بخشی از مناطق اطراف کوهدشت پرتاب می شد اما من نشنیدم که کسی پیدا شود و علیه نظام قدمی بردارد و اسرار نظام را افشا کند.مردم واقعا در شرایط سخت جنگ همراهی شان با نظام در سطح عالی بود در برخی جاها می شنیدیم مردم به خاطر کمبود آذوقه اعتصاب و یا اظهار نارضایتی می کردند اما در کوهدشت در آن شرایط سخت نانوایی ها نانشان می ماند ،علتش هم این بود که روستاییان که میزبان مردم جنگ زده بودند خودشان آذوقه مردم را تامین میکردند وکمبودی احساس نمی شد حتی در قم از این دست مشکلات وجود داشت و البته ما وقتی تعریف می کردیم خیلی ها باورشان نمی شد. رابطه مردم کوهدشت را در کل با روحانیت چگونه ارزیابی می کنید؟ روحانیت در کوهدشت علیرغم تعداد کم، خوب عمل کرده است و به همین جهت مردم هم خوب برخورد می کردند حتی اگر شخصی عملکرد بدی هم داشت مردم رازداری می کردند.مثلا طلبه ای رفته بود جایی و بد عمل کرده بود ولی مردم به من منتقل نکردند بعد گفتم چر نگفته اید گفتند ما سعی کردیم که پنهان کنیم که هم شما را ناراحت نکنیم هم آسیبی به آبروی روحانیت وارد نشود.در کل روحانیت نزد مردم کوهدشت احترام داشت و رابطه حسنه ای وجود داشت که البته احترام و رابطه دو طرفه ومتقابل بود. در مدتی که در کوهدشت بودید حتما به این نکته التفات فرمودید که مردم کوهدشت و به ویژه جوانان آن از هوش سیاسی سرشاری بهره مند هستند و قطعا خاطرات خوبی هم دارید. بله واقعا کوهدشتی ها دارای اطلاعات و معلومات عمیق سیاسی هستند.شش ماه قبل از اینکه آقای منتظری برکنار شوند آن موقع در دبیرستان امام جعفر صادق(ع) که من رفته بودم برای سخنرانی برخی آمدند و به من گفتند این شیخ هم که خراب کرده است و این نشان میداد که مردم و به ویژه جوانان نسبت به موضوعات سیاسی حساس وپیگیر هستند واز مسایل سیاسی پشت پرده هم با اطلاعند، لذا همانطور است که می گوئید مردم کوهدشت دارای بینش سیاسی دقیق و عمیقی هستند و فکر می کنم از قبل هم چنین بوده اند. دوره ای که شما کوهدشت بودید حوادث تلخ و شیرین سیاسی زیادی مخصوصا در جریان انتخابات کوهدشت رخ می داد، حتما خاطراتی هم از آن دوره دارید.مخصوصا آن واقعه تلخی که چند نفر بی گناه کشته شدند و درگیریهایی در اطراف فرمانداری رخ داد. انتخابات(سال68) را به آرامی پیش برده بودیم، ولی معاون سیاسی و فرماندار وقت مقداری کار شکنی کردند ونگذاشتند. همان روز ها رییس اداره اطلاعات وقت کوهدشت آمد و گفت اگر شما ورود نکنی اینها نمی توانند هیات اجرایی تشکیل بدهند. البته آنها نمی خواستند امام جمعه در کارشان دخالت کند بعد دیدند ظاهرا چاره ای ندارند ،بعد از نماز مغرب و عشاء بود که فرماندار آمد پیش من و گفت خوب است امشب شما هم سری بزنید فرمانداری. من هم رفتم و با وساطت من و صحبتی که با عقلای هر دو طرف کردم لیست هشت نفر را به 30 نفر مدعو دادم و گفتم لطفا به اینها رای بدهید تا غائله بخوابد با اینکه برخی معترض بودند ولی با رای زنی با اشخاصی مثل مرحوم حاج سید علی رضا هاشمی،ابراهیم باقری وعلی تیموری به نتیجه رسیدیم تا اینکه ساعت 11 شب قبل از اتمام مهلت قانونی هیات اجرایی تشکیل شد. در کل مسئولین سیاسی شهر و استان به علت محاسبات غلطی که داشتند دچار اشتباه شدند و بعد ازانتخابات مردم متاسفانه به خیابانها ریختند و بعد چند نفر بی گناه هم کشته شدند. اگر به محض وقوع هم من در جریان قرار می گرفتم شاید می شد مانع از آن اتفاق ناگوار شد ولی چون نمی خواستند من در مسائلشان دخالت کنم مرا در جریان نگذاشتند . بعد هم وقتی رییس اطلاعات گفته بود برویم فلانی را بیاوریم گفته بودند که در شهرستان نیست در حالی که بودم و اگر در بین مردم حاضر می شدم مردم به حسب تجربه در موقعیت های دیگر حرف مرا گوش می کردند و متفرق می شدند . بعد هم وارد ماجرا شدیم و با کمک معتمدین، شهر آرام شد وجالب که همان کارهایی که در دفتر من مکتوب و به توافق وامضای طرفین رسید تا شهر آرام گرفت را در شورای تامین استان بدون اینکه نامی ببرند به عنوان کار خودشان معرفی کردند . البته خاطرات شیرین کوهدشت بیش از تلخی هاست . مجددا از شما سپاسگزارم که وقت دادید و این مجال فراهم شد. برای بنده هم فرصت مغتنمی بود تا هم امروز در نماز جمعه با شکوه گرمسار شرکت کنم و تداعی خاطرات 20-25 سال پیش بشود و هم از سخنان ارزشمند شما در باره مرحوم آیت الله مروجی وسایر موضوعاتی که مطرح شد بهره ببرم. من هم برای شما توفیق آرزو می کنم و امیدوارم در مسیر فعالیتهای فرهنگی تان خداوند شما را یاری بدهد . کانون فرهنگی سبحان تصاویر : اختصاصی میرملاس درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
چاقوکشی و قتل بخاطر دختر مورد علاقه!
گشت کلانتری به محل مراجعه کردند که مشاهده شد فردی با ورود غیرقانونی به منزل یکی از شهروندان صاحبخانه و دختر 14 ساله و پسر هفت ساله اش را با چاقو مجروح کرده است. رییس پلیس آگاهی خراسان جنوبی تصریح کرد: صاحبخانه به دلیل شدت جراحات و صدمات وارده به بخش مراقبت های ویژه بیمارستان منتقل شد و سایر مجروحان به مرکز درمانی اعزام شدند. عرب زاده ادامه داد: با توجه به حساسیت موضوع و وخیم
200هزار مترمربع فضای درمانی استان مرکزی نیازمند بازسازی
بیمارستان خصوصی است. یک بیمارستان خصوصی (سینا)نیز در اراک در دست ساخت است که پیشرفت فیزیکی آن حدود 55 درصد است. در استان مرکزی در مجموع دو هزار و 50 تخت مصوب و یکهزار و 995 تخت فعال وجود دارد و از نظر فضای فیزیکی خدمات درمانی در قالب 171 بخش درمانی ارایه می شود. با در نظر گرفتن تعداد تخت های فعال بیمارستانی، شهرستان اراک در رتبه نخست و ساوه در رتبه دوم ارایه خدمات درمانی در استان مرکزی
فقط گاهی می شود با رئیس جمهور شوخی کرد
، فیلمبرداری ممنوعه در مکه و مدینه، جرح و تعدیل های اعمال شده در فیلم پرداخته ایم. به نظر می رسد خطرات و خاطرات تولید و اکران این فیلم خود یک داستان پر مخاطب است. وقتی مخاطب به تماشای این فیلم می نشیند می تواند تا آخرین لحظه با فیلم همراه شود و به هیچ عنوان هم احساس نمی کند که فیلم سعی دارد او را نصحیت کند. به نظر شما علت این که فیلمی با موضوع اخلاقی می تواند به دور از کلیشه، رسالت خود را پیش