سایر خبرها
برادرکشی به خاطر اختلاف قدیمی
42ساله است، سه همسر و پنج فرزند دارد و به عنوان راننده خودرو سنگین کار می کند. او در بازجویی ها گفت: مدتی قبل فهمیدم برادرزاده ام به دختر چهارساله ام حرف زشتی زده است بسیار ناراحت شدم و موضوع را با همسر برادرم در میان گذاشتم تا پسرش را ادب کند اما برادرزاده ام در همان اثنا با سنگ ضربه ای به سرم زد به همین دلیل درگیری به وقوع پیوست بعد از آن اتفاق، برادرم از من شکایت کرد. پرونده ای برایم
حمله گرگ به دو کودک در یک روستای همدان
هستند. رشید قاسمی 28 ساله پدر خاطره قاسمیدر ارتباط با حمله گرگ به دخترک میگوید: شب حادثه من به خانه برادرم که به فاصله چند متری از خانه ما قرار دارد رفته بودم. به گفته مادرش، خاطره احساس گرسنگی کرده و برای اینکه مرا برای شام صدا کند به بیرون از خانه میآید و چند قدمی از مادرش فاصله نگرفته که گرگ به حیاط ما وارد شده و به او حمله میکند. چون خانه ما در روستا به گونهای است که به
فانوس به دست دنبال جشنواره های گمشده در شهر
گزارش و خبر گرفتن از نشانی برنامه های گم شده دوباره با او تماس گرفتم که پس از چند روز این تماس به پاسخ دهی توسط روابط عمومی سازمان ارجاع داده شد ولی توضیحات روابط عمومی نیز در این مورد قانع کننده نبود. این روزها مهم ترین سازمان برگزار کننده فعالیت های فرهنگی و هنری تبریز به طرز غم انگیزی تحرک و پویایی خود را از دست داده است و انگار کسی خیال یادآوری روزهای پر خبر و هیاهوی این مجموعه را ندارد
تجاوز مرد کارتن خواب به دو پسر جوان
این راه کشاند. برای تهیه پول خرید شیشه تصمیم گرفتم دست به زورگیری و سرقت بزنم به همین خاطر یک چاقو تهیه کردم و نقشه ام را به اجرا گذاشتم. تحت تأثیر توهم ناشی از مصرف شیشه در حین زورگیری وسوسه شدم و 2 پسر جوان را مورد آزار و اذیت قرار دادم. با اعترافات تکان دهنده این متهم پرونده جهت تحقیقات بیشتر و شناسایی قربانیان احتمالی این مرد در اختیار کارآگاهان اداره آگاهی قرار گرفت. منبع: شهروند
پایان زندگی پنهانی قاتل فراری با اسم مستعار
. در شاخه دیگری از تحقیقات میدانی، مأموران پلیس آگاهی کرج نشان داد که متهم با نام مستعار همراه اعضای خانواده اش در یکی از محله های کرج زندگی می کند، بنابراین وی را بازداشت کردند. متهم در اولین بازجویی ها به جرم خودش اقرار کرد و گفت قبل از حادثه به من خبر دادند که مقتول پدرم را کتک زده است به خاطر همین تصمیم به انتقام از او گرفتم. روز حادثه بعد از تهیه اسلحه در مسیر او کمین کردم و او را با شلیک
جز تهیه پول شیشه به هیچ چیز فکر نمی کنم
تهران آمدم. بعد چه شد؟ همان سال در تهران با دختر جوانی آشنا شدم. من به او علاقه پیدا کردم و قصد ازدواج داشتم اما بعد فهمیدم که معتاد به شیشه است تا اینکه مرا هم معتاد به مواد مخدر شیشه کرد. سابقه داری؟ بله، دو بار به زندان رفته ام. یک بار به خاطر پول مواد با پدرم درگیر شدم که شکایت کرد و به سه ماه زندان افتادم و یک بار دیگر هم با مرد دیگری درگیر شدم که 9 ماه حبس کشیدم.
دستگیری پسر شیطان صفت خرابه های تهرانپارس
شاکیان شناسایی شد. روز گذشته با انتقال متهم به دادسرای امور جنایی، او درباز جویی به سرقت و آزار و اذیت نوجوانان و دختر 29 ساله اعتراف کرد و گفت: پنج سال قبل از یکی از شهرهای غربی برای کار به تهران آمدم. کار خوبی پیدا نکردم و مجبور شدم کارگری کنم. زندگی بدی نداشتم تا این که با دختر جوانی آشنا شدم اما او مرا به ماده مخدر شیشه معتاد کرد. بعد از این که نتوانستم کار کنم مشکلات سراغم آمد. به
تو را من چشم در راهم...
زخم بستر شدم و برای معالجه بیماری ام به کلینیک ها و درمانگاه های زیادی رفتم. بعد از آن که با خدمات گسترده آسایشگاه کهریزک آشنا شدم، طی معالجه و گذراندن دوره درمان در این مرکز توانستم بهبودی کامل داشته باشم. بیماری برای من نعمتی بود، چرا که وقتی برای معالجه به کهریزک آمدم، افراد معلول زیادی را دیدم که با روحیه خیلی خوبی در رفت و آمد بودند، انگار نه انگار معلولیتی داشتند. خیلی فکر کردم تا تصمیم گرفتم
نانت را به خون مردم بزن و به اسم حقوق بشر بخور/ کمک جدید دولت برای جبران خسارت ریزگردها/ آخرین وضعیت ...
بعد از این اظهار نظر، بخشنامه گرانی 6 درصدی کالاها را ابلاغ کرد. در این میان تنها دستگاه دولتی که پس از اعلام وزیر صنعت، معدن و تجارت به عنوان پرچمدار این اعلام قرار می گیرد، سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان و سخنگوی این سازمان است. 2- چرا سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان و سخنگوی این سازمان قبل از اعلام خبر این بخشنامه از سوی نعمت زاده، سکان را به دست نگرفته و روابط
علیرضا خمسه: من چارلی چاپلین ایران نیستم
/> من در خیابان پامنار، در یک خانواده مذهبی و سنتی بزرگ شدم. پدرم معمار بود و مادرم خانه دار است. قبل از من فرزندان پدر و مادرم فوت می شدند و همین موضوع باعث شد برای تولدم استرس زیادی داشته باشند اما من این تابو را شکستم و اولین فرزندی در خانواده بودم که پشت مرگ را به خاک مالید. دوران کودکی ام حال و هوای خاص خودش را داشت؛ چراکه در نسل من کار کردن برای بچه ها موضوعی عادی بود به همین خاطر در ایام
خرج زیاد خسرو حیدری بعد از تولد روشنا خانوم
جدیدی از بچه مان می فرستاد. امروز که نگاه کردم دیدم دخترم کلی از نظر چهره تغییر کرده. نسبت به دیروز که به دنیا آمده بود، چهره اش بشاش تر شده. در بیمارستان هم استقلالی زیاد بود. استقلالی ها که همه جا هستند. شنبه همراه همسرم به بیمارستان رفتیم. آنجا هرکسی که بود، تا ما را دید پیشاپیش تبریک می گفت. بعد از اینکه بچه ام به دنیا آمد دوباره پرستارها و همه کارکنان تبریک گفتند. روز خیلی
دعا کنید که پنج پسر دیگرم شهید شوند
های علمیه دادید. پدرشیخ عباس هم در جواب می گویند: دستهای من پینه بسته است. من از کودکی پدرم را از دست دادم و چون فرزند بزرگ خانواده بودم، نان بیار خانه شدم و سرپرستی دو برادر و دو خواهر خود را بعهده گرفتم از 8 سالگی کار و تلاش کردم، چکش زدم، مسگری کردم ، پیله وری کردم، به روستاها رفتم و کار کردم تا توانستم فرزندانی را از راه کسب حلال تربیت و بزرگ کنم آن کسب حلال موجب شد که چنین فرزندانی تحویل اسلام
آرمان گزارش می دهد: جزئیات برنامه نفتی ایران در آمریکا
این روزنامه تیتر یک را به موضوع عیدی هسته ای در راه اختصاص داد. روزنامه آرمان با انتشار عنوان آخرین وضعیت پرونده های دکل گمشده فرودگاه قشم و میلیاردر نفتی، نوشت: نشست سخنگوی قوه قضائیه روز گذشته برگزار شد و حجت الاسلام والمسلمین محسنی اژه ای در پاسخ به سوالی درباره آخرین وضعیت متهمان پرونده موسوم به دکل گمشده گفت: نمی دانم تعبیر گمشده در این باره درست است یا نه. آنچه مسلم است این که گزارش
بخشش عامل قتل در جشن عروسی
اختلاف داشتند و دخترم از مدتی قبل به خانه من آمده بود تا اینکه دامادم با میثم صحبت کرد و از او خواست میانجی گری کند پسرم هم این کار را انجام داد و روز حادثه داود با همسرش آشتی کرد. ما شب به جشن عروسی یکی از اقوام دعوت داشتیم به همین دلیل از داود نیز خواستیم همراه مان بیاید. او قبول کرد و راهی محل جشن شدیم. ساعتی بعد فهمیدم دامادم مشروب خورده است به او تذکر دادم و گفتم مراقب رفتارش باشد و
نسل جدید پرروترند؟
روز بیشتر از روز قبل گویا می شود. به کسی چه ربطی دارد؟ الهام 19 سال، دانشجوی سال اول مهندسی پزشکی است. پک عمیقی به سیگارش می زند و حلقه های دود را از بینی اش بیرون می دهد. تراس خانه جایی است که او اجازه دارد در آن سیگار بکشد. اجازه ای که کسی به او نداده بلکه خودش برای خودش صادر کرده. بعد از اینکه مورد اعتراض مادرش قرار گرفته که اتاقش بوی گند سیگار می دهد. روزی چند
ترتیل جزء بیست و هفتم قرآن کریم با قرائت استاد کریم منصوری + متن و صوت
مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِینَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَکُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَی وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ﴿10﴾ کیست آن کس که به خدا وامی نیکو دهد تا [نتیجه اش را] برای وی دوچندان گرداند و او را پاداشی خوش باشد (11) مَن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ
جست وجو برای یک شهید در 80 سال پیش
شهر شلوغ بود و صدای همهمه و یا علی یا علی که از مردم در مسجد گوهرشاد شنیده می شد، خواب را از چشمانش ربوده بود. از جایش بلند شد. به آرامی گام بر می داشت تا مبادا از صدای قدم هایش، مادر بیدار شود و مانع رفتنش به مسجد شود؛ در میان سیاهی شب خود را به مردمی که در مسجد جمع شده بودند رساند. هیچ کس نمی داند چه اتفاقی برایش افتاد، اما دو روز بعد خبر آوردند که محمد جعفر در اثر اصابت گلوله به پهلویش در
فلسفه حجاب در سخن 32 نفر از بزرگان ایران و جهان
ابتدا تصور می رود، در عمق روح خویش از ابتذال زن و تسلیم و رایگانی او متنفر است. مرد همیشه عزت و استغنا و بی اعتنایی زن را نسبت به خود ستوده است. چارلی چاپلین: دخترم هیچکس و هیچ چیز دیگر را در این جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن پای خود را به خاطر آن عریان کند، برهنگی بیماری عصر ماست، به گمان من تن عریان تو باید از آن کسی باشد که روح عریانش از آن توست. برتراند
بنیاد در آینه مطبوعات
خبر در بخشی از یادداشتی که به مناسبت برپایی این نمایشگاه به رشته تحریر درآورده، نوشته است. این جا روایتی عکاسانه از دلتنگی خانواده های شهیدانی است که سال ها مشق عشق می کنند. با جمعیت بازدید کننده از اولین روز این نمایشگاه همراه می شوم. عکس ها حکایت دلتنگی هاست شاید اگر تو هم فرزندی داشته باشی، درک روزهای سخت انتظار و دلتنگی این مادران و پدران شهید برایت دشوار نباشد. در برابر عکس مادر شهیدی قرار می
جنایت بعد از قرار پیامکی
47ساله به نام مهران است. در ادامه مشخص شد چندروز قبل مفقودشدن مهران به پلیس گزارش شده بود. با بررسی موبایل و تماس های تلفنی مقتول مشخص شد او با زنی در ارتباط بود. کارآگاهان روی این موضوع تمرکز و این زن را به عنوان مظنون اصلی بازداشت کردند. او در ابتدا منکر اطلاع از قتل و حتی آشنایی با مهران بود اما درنهایت پس از چند جلسه بازجویی فنی، لب به اعتراف گشود و گفت: چندماه قبل همسرم به من گفت مدتی است فردی
تجاوز سرکرده به مدیر و تجاوز نوچه ها به منشی
، آنها را شناسایی کرد و گفت متهمان او را ربوده و مورد آزار قرار داده اند و کاملا چهره آنها را به خاطر دارد. هرچند متهمان گفته های دختر جوان را قبول نکردند، اما محل وقوع جرم و جزئیاتی که دختر جوان می گفت به یافته های مأموران در مورد متهمان بسیار نزدیک بود بنابراین تحقیقات در این مورد نیز از سوی مأموران آغاز شده است. در حال حاضر متهمان در بازداشت به سر می برند و تحقیقات هیئت قضایی شعبه هشت دادگاه کیفری شماره یک از آنها ادامه دارد.
17 زن و دختر از شیاطین پایتخت شکایت کردند
این که توانستم بسختی خودم را به کنار اتوبان برسانم. در آنجا پسر جوان موتورسواری مرا سوار کرد و به یافت آباد رساند، در آنجا با پلیس تماس گرفتم و موضوع را اعلام کردم و به خانواده ام خبر دادم. چطور متوجه دستگیری متهمان شدی؟ چند روز قبل متوجه شدم روزنامه ها خبر دستگیری دو شیطان صفت را منتشر کرده اند و از طریق روزنامه ها متوجه موضوع دستگیری آنها شدم. توانستی متهمان را
گفتگو با یکی از قربانیان ختنه دختران در ایران
زنان به همراه دارد و همانطور که سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده، یک سوم از زنانی که در سومالی قطع عضو شده اند، جانشان را از دست داده اند. قانون هست، فرهنگ نیست رایحه مظفریان مکارمی، پژوهشگری که سال ها در این زمینه تحقیق کرده، در این نشست، با بیان این که هر 11 ثانیه یک دختر در دنیا ختنه می شود، گفت: سه وا ژه مثله کردن، ناقص سازی جنسی زنان و ختنه دختران برای این عمل به کار می رود
همیشه در کارم به اصول اخلاقی پایبند بوده ام
– هشت درس تجدید می شدم. اما سال پنجم دبیرستان دور و بر بازی تئاتر را خط کشیدم و جدی درس خواندم. یادم می آید موازی با آن زمان مجید جعفری به من گفت قصد دارد نمایشی اجرا کند و از من برای بازی دعوت کرد و من نپذیرفتم و چرایش را پرسید و من گفتم چون به بازیگری علاقه دارم می خواهم امسال کار نکنم تا دیپلم بگیرم و بروم دانشگاه. همین اتفاق افتاد با معدل بالا دیپلم گرفتم و در کنکور هم در دانشگاه هنرهای زیبا قبول
چشم ما دنبال مال و محبت دیگران نیست
به پای هم خانه را ساختیم و یک مغازه کوچکی هم در کنارخانه بنا کردیم. روزها محمد رضا به جهاد می رفت و من خانه و مغازه را اداره می کردم تا این که خبر رسید، جنگ شده است. می گویم، جنگ به شیروان خیلی دور بود! با صدایی کوتاه وخیلی ملایم می گوید: اما به ما نزدیک شد و با گذشت زمان، شور و حال رفتن به جبهه در او نمایان شد، چند بار هم مطرح کرد که پدر و من مخالفت کردیم. شوخی
چرا رادیو هفت موفق بود؟
برای مایی که طرفدار برنامه رادیو هفت بودیم و از دوران نوجوانی مجله می خواندیم دیدن مجری و نویسنده محبوب هیجان زیادی داشت. به طور کلی همیشه قبل از گفت و گو استرس وجود دارد حال اگر قرار باشد با کسی به گفت و گو بنشینی که طرفدارش هستی کارت سخت تر هم می شود اما تمام این استرس ها از زمانی که وارد خانه ضابطیان شدیم از بین رفت.منصور ضابطیان مرد رسانه است.چه آن زمان که کارش را به عنوان خبرنگار در یک مجله
روایت محمد مهدی عبد خدایی از واقعه گوهرشاد
پرداختند و آیت الله قمی در تهران بازداشت شد. به دنبال این مسأله مسجد گوهرشاد که چند روزی بود محل اجتماع و سخنرانی علیه اسلام زدایی بود حال و هوای دیگری گرفت و اجتماعات مردمی وسیعتر و اعتراضات گسترده تر شد. به همین خاطر به شهربانی مشهد دستور داده شد وعاظ معروف را دستگیر کنند. عده ای از وعاظ خراسان دستگیر شدند اما روحانیون و خطبا خصوصا شیخ محمدتقی گنابادی معروف به بهلول در
دسیسه زن 24 ساله برای قتل شوهر
قبل، وقتی شوهرم به خواب رفت، در را به روی احمد باز کردم و او وارد خانه شد و با ضربات میله آهنی شوهرم را به قتل رساند. بعد هم جسدش را به اطراف روستا بردیم و در یک مزرعه رها کردیم تا اینکه همه چیز لو رفت. سرهنگ علی امیریان، فرمانده انتظامی شهرستان آق قلا با بیان این خبر به همشهری گفت: پس از اعترافات زن 24ساله، همدست او نیز دستگیر شد و به این ترتیب راز جنایت در کمتر از 24ساعت فاش شد و متهمان پس از اعتراف به قتل راهی بازداشتگاه شدند.
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
دروغ است یا راست. پس آگاه به شهادت سید جلیل بودید و می دانستید روز موعود خواهد رسید؟ سید جلیل از حنا خوشش نمی آمد، ما در روستا معمولا حنا می گذاریم و معقدیم حنا که بگذاریم نماز ما درست می شود. اما او دوست نداشت. دوستانش تعریف می کنند که شب قبل از شهادتش، حنا گذاشت و تا صبح بیدار بود و مناجات می کرد. نمی دانم صبح، چه ساعتی شهید شد. من همیشه می دانستم که او شهید می شود. وقتی سید
14 خاطره مردمی از کشف حجاب زنان در زمان رضاخان
گناه کار نباشیم. (خراسان جنوبی) 9- دور و بر روستای ما به صورت دشت است. زمان کشف حجاب نیروهای امنیتی می آمدند روستا. مردم در داخل برجک ها مراقبت می کردند و به زنان با رمز خبر می دادند تا زنان از خانه بیرون نیایند. به دلیل مقاومت مردم کشف حجاب در این روستا صورت نگرفت. (خراسان رضوی) 10- آژان ها می خواستند خانمی را به جرم حجاب داشتن بگیرند. او ساعت ها نزدیک خانه شان در یک درخت توت