سایر منابع:
سایر خبرها
موج تازه ای در رگ های شبکه نمایش خانگی
نام دندون طلا در این شبکه مهیا می کند. دندون طلا با بازی مهدی فخیم زاده، حامد بهداد، باران کوثری، حمیدرضا آذرنگ و ستاره اسکندری داستان دختری از طبقه پایین اجتماعی را روایت می کند که در جریان زندگی دچار مشکلاتی می شود. با توجه به سابقه فتحی و میرباقری در ساخت سریال های مخاطب پسند و باب سلیقه مردم باید منتظر ماند و دید که شهرزاد و دندون طلا نقطه پایانی بر تراژدی سرانجام های تلخ مجموعه های شبکه نمایش خانگی خواهند بود یا نه؟
شقایق فراهانی به کدام پروژه پیوست؟
شقایق فراهانی پیش از این با بازی در فیلم سینمایی "خانوم" و فیلم کوتاه "گره" با تینا پاکروان در مقام کارگردان همکاری داشته است. مدیر فیلمبرداری این فیلم سینمایی فرشاد محمدی و تهیه آن بر عهده تینا پاکروان با مشارکت امیرحسین عبدالهی است. در این فیلم سینمایی رویا نونهالی در کنار حامد بهداد به ایفای نقش می پردازد و گوهر خیر اندیش، آتیلا پسیانی، ستاره اسکندی، رابعه اسکویی، سینا
شقایق فراهانی به ̋ نیمه شب اتفاق افتاد ̋ پیوست
به گزارش سرویس فرهنگی پانا؛ شقایق فراهانی پیش از این با بازی فیلم سینمایی "خانوم" و فیلم کوتاه "گره" با تینا پاکروان در مقام کارگردان همکاری داشته است مدیر فیلمبرداری این فیلم سینمایی فرشاد محمدی و تهیه آن بر عهده تینا پاکروان با مشارکت امیرحسین عبدالهی است در این فیلم سینمایی رویا نونهالی در کنار حامد بهداد به ایفای نقش می پردازد و گوهر خیر اندیش، آتیلا پسیانی، ستاره اسکندی
از همه فیلم هایم نفرت دارم!
برای این نقش در نظرم نبود. این داستان را نوشتم زیرا از سوژه راضی بودم و بعداً شروع به گشتن برای هنرپیشه های مورد نظر کردیم. برای رل زن قصه باز اما استون را انتخاب کردم زیرا برای هر رل و هر فیلمی خوب است و همان قدر به درد کمدی ها می خورد که به درد درام ها. وقتی نوبت هنرپیشه اصلی مرد فیلم رسید، جولی یت تایلور که سالهاست انتخاب کننده و پیشنهاد دهنده بازیگران فیلم های من و به واقع یک Casting Director است
هادی در روز تولدش دوباره متولد شد
اتفاق رفتیم مزار پسرم. باران نم نم می بارید و گفتند مزارش را دارند درست می کنند. 10 دقیقه راه نرفته بودم که شوهرم گفت جنازه کامل هادی را آورده اند. تعجب کردم و وقتی که علتش را پرسیدم گفتند جسد کامل او تازه از بقایای انبار مهمات کشف شده و آن را برای مان آورده اند. بنابراین علاوه بر اینکه 9 فروردین تشییع جنازه اش بود، 23 فروردین باز هم پیکرش تشییع شد. مراسم تشییع پیکر پسرم یک بار در آمل و بار دوم
الیکا عبدالرزاقی:اغلب خانم های بازیگر در سریال ها نقش مثبت دارند/ بابت ایفای نقش فریبا نگران بودم
باید از بازیگران گل درشت در سایر سریال ها استفاده کنیم؟! در صورتیکه خصوصیات و ویژگی های این نقش گل درشت بود و من به عنوان بازیگر نمی توانستم کار دیگری انجام دهم. بازیگر سریال میوه ممنوعه درباره زندگی مشترکش با امین زندگانی نیز گفت: همیشه از مشورت و حضور ایشان در زندگی و کارم استفاده کردم و الان هم که به عنوان همراه همیشگی از این دوستی و همراهی لذت می برم و از زندگی مشترکم بسیار راضی هستم. وی در پایان گفت: مدتی است پیشنهاد حضور در تئاتر نداشتم و خیلی دلم می خواهد مثل چند ماه پیش در یک اثر نمایشی ایفای نقش کنم. انتهای پیام/ غ ...
مولف دانای کل نیستم/ سختی های اجرای مونولوگ در یک سالن بزرگ
درباره انتخاب بهنوش طباطبایی برای حضور در این نمایش، گفت: چون پیش از این یک بار در نمایش سیندرلا با طباطبایی کار کرده بودم، حضور او در نمایش ریسک پروژه را پایین می آورد. ضمن اینکه او بازیگری باهوش است، روی صحنه استایل خوبی دارد و منظم و با مسئولیت است. در ادامه بهنوش طباطبایی درباره حضورش در این نمایش توضیح داد: من نه درباره این نقش و نه نقش های دیگری که تابه حال ایفا کردم، توضیحی ندارم
وودی آلن فیلم را برای مسابقه دادن نمی سازد
کردید برای نقش استاد فلسفه رنج دیده ای که از آرزوی مرگ نیرو می گیرد، مناسب است؟ من اغلب موقع نوشتن بازیگر را هم در ذهن دارم. این بار نداشتم. داستان را تمام کردم چون به نظرم ایده خوبی می آمد. بعد به خودم گفتم چه کسی برای این فیلم مناسب است؟ اول از همه اما استون برای نقش اصلی زن به نظرم رسید، چون عملا از هر نظر عالی است و بعد جولیت تایلر بازیگردان یواکین را به من یادآوری کرد. همه می
سام قریبیان هم با سریال جدیدش به میرباقری و فتحی و آقاخانی پیوست/ روزهای خوش شبکه نمایش خانگی
هم افتاد. مهدی فخیم زاده، حامد بهداد، باران کوثری، حمیدرضا آذرنگ، ستاره اسکندری، سیامک صفری، سیروس گرجستانی، نادر سلیمانی و بهناز جعفری از بازیگران این سریال هستند که مخاطب شناخت بیشتری از آنها دارد و اصلا پوستر سریال هم متمرکز بر نشان دادن پنج بازیگر اول همین لیست است. اگر مخاطبان شبکه نمایش خانگی به اندازه مخاطبانی که در سال 78 از تئاتر دندون طلا استقبال کردند، سریال را دوست داشته باشند، آن وقت
کورش باقری: نمی خواهم در مورد نیش عقرب حرفی بزنم
به گزارش افکارنیوز، اگر درباره وزنه برداری بخواهید صحبت کنیم، حرفی ندارم. این دیالوگی بود که بعد از تماس تلفنی با کوروش باقری شنیدم. قرار شد گفت وگویی با وی داشته باشیم که این روزها چه می کند و به هیچ وجه از وزنه برداری حرف نزنیم اما از همان ابتدا روند مصاحبه برعکس قرارمان شد. از وزنه برداری شروع شد و حواشی و حرف هایی که پشت سرش بود تا از لحظاتی که با مرگ روبه رو شد و به مبارزه به آن پرداخت.
راز و رمز اسم ها
؟ رشیدی: فکر کنم این وسوسه موقعی پیش آمد که بعد از قصه های تابه تا یا همان زی زی گولو به کلاس های آقای سمندریان رفتم. آنجا با گروهی آشنا شدم که حامد محمدطاهری و مجید بهرامی و دیگران در آن بودند. با همان ها شروع کردیم به صورت کلاسی کارکردن و بعدها هم کمی حرفه ای تر به آن پرداختیم. فکر می کنم همان موقع بود که تئاتر شد حرفه من. یعنی از بابا، مامان و خاله ها هیچی یاد نگرفتید؟ رشیدی
چهره ها در شبکه های اجتماعی (135)
خواندنی و با مفهوم است. عکس آتلیه ای بهادر زمانی، بازیگر سینما و تلویزیون. هیچ خبر دقیق و موثقی از حضور یا عدم حضور چهره بهادر زمانی در نقش حضرت عباس (ع) در فیلم رستاخیز اثر بزرگ احمدرضا درویش وجود ندارد، باید چند روز دیگر صبر کنیم تا در عید فطر به اکران عمومی برسد، آنگاه همه چیز مشخص میشود. سلفی بهنوش بختیاری و نعیمه نظام دوست در پشت صحنه محله گل و بلبل . متن زیر
آمریکایی ها اندازه ایران خرج والیبال نمی کنند
قبل کلاسی برای مربیان ایران برگزار کردم که صد نفر از گوشه و کنار کشور در این کلاس شرکت کردند. من تلاش می کنم هر کاری از دستم بر بیاید انجام دهم. اصلا سیاسی نیستم و فعالیتی در این باره ندارم. مدتی است که در یونسکو به فعالیت های بشر دوستانه مشغول هستم. شاید این روزها درباره من حرف های متفاوتی بیان شده به همین دلیل لازم می دانم به چند نکته اشاره کنم. در دانشگاه های آمریکا یکی از پنج نفری
این یقین از جان و دل باید شنید...
زندگی شخصیت حاج یونس قرار داده بودند. *جذابیت داستان میوه ممنوعه از همین مشابهت آغاز شد و به ایفای نقش شما در کار انجامید. آیا هیچ گاه فکر می کردید بعد از یک دهه، این نقش جزو ماندگارترین کاراکترهای زندگی تان شود؟ راستش را بخواهید به کارگردانی فتحی ایمان داشتم، به خصوص که پیش از این کار در سریال ملاصدرا هم کارش را دیده بودم و می دانستم که به زیبایی می تواند حتی ساده ترین
رونمایی از پوستر دندون طلا / قاسمی صداگذاری مجموعه را آغاز کرد
تبلیغاتی 360 درجه راهکارهای خلاق انجام شده است. بازیگران دندون طلا عبارتند از:مهدی فخیم زاده، حامد بهداد، حمیدرضا آذرنگ، ستاره اسکندری، سیامک صفری، سیروس گرجستانی، بهناز جعفری، فرزین صابونی، نادر سلیمانی، کاظم هژیرآزاد، طوفان مهردادیان، انوش معظمی، رسول نجفیان،محسن قاضی مرادی و با حضور باران کوثری. از عوامل تولید دندون طلا می توان به نویسنده و کارگردان:داوود میرباقری، مدیر
یادداشت سوسن تسلیمی برای سمندریان
من در بازیگری و فن بیان و همچنین اولین کارگردان حرفه ای من بودید. شور، اشتیاق و عشق و توانایی شما و همین طور درون شکافی نقش و هدایت بازیگران از مشخصات کار شما بود. روی صندلی آروم نمی گرفتید، و ایستاده کارگردانی می کردید. صداتون رسا بود. هنوز طنین اون، در این لحظه که از راه دور با شما حرف می زنم در خاطرم هست. شما عاشق بی قرار هنر نمایش بودید. همراه با بازیگران و نقش ها روی صحنه لحظات رو
رامبد جوان: پای اعتقاداتم ایستاده ام
گذشته که بابتش وسط تهران هزار چیز نداشتیم. شکلات برای مان موضوع بود. زمانی حتی بازی کردن در کوچه برای ما موضوع بود. جوان: بله. وقتی آژیر می زدند همه لقوه می گرفتند. تصاویری که از جنگ برای ما می فرستادند دیوانه کننده بود. من تا مدت ها از جنگ متنفر بودم و هنوز هم متنفرم ولی با این وضعیت وقتی یک عده رفتند خط مقدم ایستادند و برای شان اصلا مهم نبوده، بمیری، بمانی، زندگی ات، زن و
احسان علیخانی در ممنوع التصویریم بی تقصیر است/ رقص و پایکوبی در هتل کوبورگ
سوسیالیست ها را بنیان نهاد، اما عمر همه اینها کوتاه بود. او نتوانست فعالیت مشخص و مستمر و اثر گذاری را شکل دهد. اگرچه نامه های او به مصدق به ویژه درباره تشکیل جامعه سوسیالیست ها نشان از آخرین تلاش های او برای دمیدن روح دوباره به کالبد جسم بی جان جبهه ملی داشت درحالی که اختلاف های دوم مانع پذیرش جامعه سوسیالیست ها، درون جبهه ملی شده بود. مصدق سه سال بعد از رد پذیرش درخواست عضویت حزب ملکی در جبهه ملی
جریان های افراطی دین داری خردستیز
بسنده نمی کنند و درپی فهم لبّ آن با متابعت از انبیا می روند و از این طریق از تاریکی های قشور عقول انسانی رهایی می یابند و به نور مواهب ربانی ره می برند. (همو، 1387 الف: 4 / 273) صدرا درباره تعارض میان دلیل عقلی و ظواهر دینی، مقابل ابن تیمیه قرار می گیرد. وی ذیل آیه الرَّحْمَنُ عَلَی الْعَرْش ِ اسْتَوَی (طه / 5) می نویسد: دلائل عقلی بر امتناع استقرار حسی خداوند گواهی می دهد؛ درحالی که
گفتگوی “محمد جعفر محمد زاده” با “مهدی نژاد” امام جمعه سابق کوهدشت
به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری [...] به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری با قرار قبلی راهی گرمسار شدم .از سالهایی که جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج سید علی مهدی نژاد کوهدشت بوده تا الان ارتباط مستمر و البته خانوادگی ام با ایشان قطع نشده است. بار چهارمی است که به گرمسار می آیم ، سه بارش جمعه بوده و توفیق شرکت در نماز جمعه را هم یافته ام. واین بار به قصد دیگری آمدم ،چهارمین سالگرد رحلت حضرت آیت الله مروجی نزدیک است و قصد دارم برای سالگردش مجموعه مختصری منتشر کنم .بعد از نماز جمعه به منزل آمدیم و آقای مهدی نژاد با همان صمیمیت قدیم و قبلی گرم پذیرایی و صحبت شد. اجازه خواستم بحث را روی موضوع اصلی متمرکز کنم ضبط را روشن کردم وبحث آغاز شد. بحث کوهدشت که به میان می آید آقای مهدی نژاد گل از گلش می شکفد و با لذت خاطرات کوهدشت را تعریف میکند.صحبتها از مرحوم اقای مروجی شروع شد و به دوران دفاع مقدس و ویژگی های مردم کوهدشت وبرخی تلخ وشیرین های کوهدشت کشیده شد.وقتی از کوهدشت و مردمش به اسم یاد می کند تو گویی که زاده کوهدشت و دهها سال در میان مردم بوده است.هنوز هم ارتباطش را با برخی اهالی کوهدشت قطع نشده و بعضی ها استخاره و مسایل شرعی شان را تلفنی با وی در میان می گذارند.سال 65 که در میان استقبال مردم وارد کوهدشت شد 28-29 سال بیشتر نداشت وده سال در میان مردم ماند وعلیرغم خواست مردم و علاقه قلبی اش به شهرستان الیگودرز رفت و حدود 8 سال هم آنجا ماند و پس از آن به گرمسار که استان زادگاهش هست آمده است. اکنون هم فعال و با نشاط علاوه بر کار امامت جمعه مسئولیت اداره حوزه های علمیه استان را بر عهده دارد و به همین جهت است که غالبا هفته ای سه روز را در سمنان و یا سایر شهرستانها برای رسیدگی به امور حوزه می گذراند.در این سفر سید حسن پسر ارشدشان که تا اوایل دوره راهنمایی را در کوهدشت درس خوانده بود دیدم و متوجه شدم که پس از ده سال درس و بحث مستمر حوزوی در قم به گرمسار آمده و کمک کار پدر شده است ودر غیاب او نماز جماعات را به جا می آورد و نایب پدر است.و چقدر شبیه روزهایی است که پدرش به کوهدشت آمده بود. پدری که امروز دانه های موی سیاه در سر وصورتش نایاب شده است. با تشکر از جنابعالی که فرصت دادید و مجالی فراهم فرمودید تا در باره موضوعاتی که قطعا مورد علاقه شما هم هست گفتگو کنیم.شما ده سال از بهترین سالهارا در کوهدشت سپری کردید ،بهترین که می گویم از چند جهت ،یکی اینکه دوره ای به کوهدشت آمدید که تجربه قبلی امامت جمعه در دو شهر را داشتید وامام جمعه با تجربه ای محسوب می شدید و دیگراینکه حدود یک دهه از انقلاب اسلامی گذشته بود و مردم کوهدشت هم به بلوغ سیاسی اجتماعی خوبی رسیده بودند و دوران شور و شعور دفاع مقدس هم بود و بعد هم از جهت میزان اثر گذاری حضور ده ساله شما که واقعا دوره ای ماندگار و به یاد ماندنی و پر خاطره است، به مناسبت سالگرد رحلت مرحوم آیت الله مروجی بحث را از ایشان شروع می کنیم و از جنابعالی میخواهم هر طور صلاح می دانید آغاز بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن تشکر و قدردانی از شما به خاطر ایده خوب و خیری که در زمینه کارهای فرهنگی دارید به ویژه این که در باره آیت الله مروجی می خواهید کاری انجام دهید. زمانی که کوهدشت بودم هر موقع مهمانی برای ما می رسید به ویژه مهمانانی که مقداری به طرف دنیا متمایل شده بودند تلاش می کردیم هرجور شده ترتیب ملاقات آنها را با آقای مروجی بدهیم ومعمولا این اشخاص وقتی می رفتند و بر می گشتند خیلی تحت تاثیر قرار می گرفتند وخود شان به زبان می آوردند که ما بد جوری در مسایل دنیا گرفتار شده ایم و باید برویم تغییری در خودمان ایجاد کنیم.ایشان دو تا اتاق کوچک داشت که خود من چند بار به ایشان گفتم که اجازه بدهید دستی به سر و روی این دو اتاق بکشیم و حد اقل سفیدشان کنیم و او می گفت نه نیازی نیست، تا به حال عمر من اینگونه گذشته است . در هر صورت تا آنجا بودیم حتی اجازه سفید کردن آن دو اتاق را ندادند.همه مردم کوهدشت هم معتقد بودند از منزل ایشان تا مسجد جامع، مردم مسیر از برکت وجودشان متاثر شده اند.اهل ذکر بودنش و ذکر گفتن و تواضعش و سلوک و راه رفتنش و نحوه برخوردش با مردم به نحوی بود که همه مردم را تحت تاثیر قرار داده بود. بالاخره ایشان تقریبا تنها روحانی مقیم شهر بودند و شما هم امام جمعه شهر ،قطعا به واسطه دغدغه های مشترک و از جمله حوزه علمیه ارتباطات شما در آن ده سال با ایشان زیاد بود و می دانستید که مرحوم آقای مروجی نسبت به حوزه علمیه باقر العلوم که خودش بنا نهاده بود حساسیت ویژه داشت.نگاه ایشان به حوزه و تربیت طلاب چگونه بود؟ گاهی اوقات راجع به حوزه باهم صحبت می کردیم که خوب است مقداری بیشتر به طلبه ها برسیم واز جهت امکانات و شهریه قدری توجه بیشتری بکنیم.ایشان می گفت:طلبه اگر سختی نبیند در آینده نمی تواند فرد مفیدی باشد باید در شرایط سخت با زی طلبگی درس بخوانند تا بتوانند رشد معنوی کنند.در هر صورت ایشان به همان اندازه ای که برای خودشان چیزی نمی خواستند در نقطه مقابل دغدغه حوزه و طلبه ها را داشتند. به نظر شما راز محبوبیت ایشان و جایگاهشان در دلهای مردم چه چیز می تواند باشد؟ ایشان در رفتار شخصی شان بسیار اهل مراقبت بودند، روزی به ایشان تعارف کردم که از چای و امکان پذیرایی که بود میل بفرمایند ،گفت نذر کرده ام اگر بیشتر از مقدار معین و مورد نیاز مثلا بیشتر از یک چای بخورم روزه فردا بر من واجب شود وخودم را عادت داده ام که کم غذا بخورم و کم استفاده کنم. کارهایش روی حساب و کتاب بود،در خوردن و آشامیدن در سخن گفتن وخیلی چیز های دیگر اهل رعایت و مراقبت بود.مردم هم واقعا چون می دیدند ایشان عالم عامل است و خودش اهل عمل است خیلی متوجه ایشان بودند و احترام می گذاشتند و در دل مردم جای گرفته بود . ارتباط کاری شما با ایشان در بحث مراجعات مردم و پاسخگویی به نیاز های دینی مردم چگونه بود؟در هر صورت شما امام جمعه شهر بودید و ایشان روحانی قدیمی، شما جوان و پر انرژی بودید وایشان دوران کهولت و پیریشان را می گذراندند. در طول ده سالی که در کوهدشت بودم ارتباط من با ایشان بسیار گرم و صمیمی بود.اواخر صحبت شده بود که بعد از ده سال از کوهدشت به الیگودرز بروم خوب مردم آن زمان خیلی لطف داشتند وایشان با اینکه اهل فضل و دانش بود و من هیچ گاه خودم را طلبه ای بیشتر در مقابل شان نمی دانستم دیدم با جمعی از معتمدین شهر آمدند منزل ما و تعبیراتی به کار بردند که باعث شرمندگی من شد، این روحانی پیرمرد با آن اوصاف معنوی و شان و جایگاه معنوی که داشتند گفتند:امام جمعه در یک شهر حکم پدر را دارد و پدر هیچ موقع بچه هایش را رها نمی کند برود،الان اگر شما این شهر را رها کنید و بروید این شهر بی صاحب میشود وامروز که در کوهدشت یک وحدتی ایجاد شده است وجود شما ضروری است . خلاصه اینکه ایشان وقتی بنا بود برای خودشان قدمی بر دارند هیچگاه جلو نمی افتاد اما وقتی می دید موضوعی برای عموم است پیش قدم میشد .ضمن اینکه واقعا پشتوانه بزرگی برای فعالیتهای دینی و مذهبی امام جمعه در شهر بودند. یکی دیگر از ویژگی های مرحوم آیت الله مروجی عزت نفس ایشان بودکه من در ده سالی که در کوهدشت بودم یک بار ندیدم که یک جمله ای مبنی بر احتیاج و نیاز شخصی خودشان بر زبان بیاورند و تا جایی که بیاد دارم ندیدم از کسی یا جایی چیزی بخواهد و اظهار نیازی بکند،عزت نفس ایشان به اندازه ای بود که هیچ موقع نه به خودش و نه به دیگران اجازه نداد برای او چیزی بخواهند مستغنی مستغنی بود.با حد اقل ممکن زندگی می کرد و زندگی ایشان هم برای ما و هم برای همه کسانی که می آمدند و می دیدند باعث عبرت بود.روزی یکی از آقایان روحانی که در تهران برای خودش زندگی مرفهی درست کرده بود به دیدن من آمد،من دیدم بهترین راه برای اینکه ایشان مقداری متنبه شوند این است که ببرمشان پیش آقای مروجی ،وقتی برگشتیم دیدم که ایشان بسیار متاثر شده و با خود می گفت:خدایا ایشان دارد زندگی می کند ما هم داریم زندگی می کنیم،او به چه فکر می کند و ما در چه افکاری هستیم وبه چه صورت دارد حرکت می کند وچه کسی را الگوی خود قرار داده است.به این جهات بود که مردم به او علاقمند شده بودند وهمیشه هم این مطلب را داشت و می گفت:باید اول خدا را راضی کرد بعد مابقی چیزها خودشان درست می شوند. او به این حد از اطمینان قلبی رسیده بود. خدمات مرحوم آیت الله مروجی و مشخصا خدمت ماندگار ایشان یعنی تاسیس وتداوم حوزه علمیه حضرت باقرالعلوم(ع) حایز اهمیت است،از آنجایی که شما به حسب مسئولیتتان در شهر در جریان کار حوزه و نقش مرحوم ایشان بوده اید در این زمینه اگر نکته ای باقی مانده بفرمایید. حوزه علمیه در هر جایی چراغ دین در آن جا محسوب می شود.آقای مروجی برای حوزه علمیه خیلی زحمت کشیدند و خیلی تلاش کردند.علیرغم اینکه آقای مروجی اهل هیچ درخواستی نبود ولی ایشان برای ارتقا حوزه از هیچ کوششی فر گذار نبودند برای پیشرفت حوزه هر گاه موقعیتی پیش می آمد مثلا مسئولی می آمد و یا خودشان در زمینه جمع آوری زکات، با زحمت فراوان اقدام می کردند.بلاخره حوزه ای را که خودشان سالها پیش با جمع محدودی طلبه پایه گذاری کرده بودند ، بنای ساختمانی اش هم با همت خودش آغاز شده بود وتا بود تمام توانش این بود که حوزه را به نحواحسن اداره کند و البته به اداره حوزه بر اساس روش سنتی حوزه هم اعتقاد داشت.همانطور که امام فرموده بودند به فقه جواهری اعتقاد دارند ایشان هم بر این روال معتقد بود وبرای تربیت طلاب با زی طلبگی، از ظاهر گرفته تا درس و بحث بسیار کوشا و جدی بودند والحمد لله امروز حوزه کوهدشت از حوزه های خوب و فعال استان لرستان محسوب می شودکه طلاب خوبی تربیت کرده و آینده درخشانی هم دارد که جزو باقیات الصالحات ایشان محسوب میشود. شما ده سال یعنی از سال 65 تا 75 در کوهدشت بودید.قبل از آن هم تجربه امامت جمعه در رامشیر و رامهرمز را هم داشتید از سال 75 هم تا کنون در شهرهای الیگودرز و گرمسار مشغول اداره این جایگاه اجتماعی و معنوی هستید .کوهدشت را در مقایسه با جاهای دیگر چطور دیدید؟ بنده تقریبا 31 سال است که امام جمعه هستم. در کوهدشت یکی از ویژگی های مردم این بود که ظاهر و باطن مردم یکی بود،در این مدتی که من کوهدشت بودم مردم اعتماد خاصی پیدا کرده بودند که من این اعتماد را نه قبل دیده بودم و نه بعد که تا این اندازه به یک طلبه اطمینان شود. مثلا در نماز وقتی برای باران دعا می کردیم مردم اعتقاد داشتند که حتما باران می آید واصل هم برای استجابت دعا هم همین اعتقاد است، لذا به خاطر همین اعتقاد خداوند هم تفضل می کرد و باران رحمتش را نازل می نمود.ویژگی دیگر مردم کوهدشت این بود که زیاد سخت گیر نبودند که همه چیز را از لحاظ قانونی حل وفصل کنند سعی می کردند کمتر دادگاه بروند و راضی بودند مشکلاتشان را پیش یک طلبه مطرح کنند تا بروند دادگاه پیش قاضی و این هم نشانه اعتمادشان به روحانیت بود شما آن زمان را به یاد بیاورید یک شهرستان بود و یک قاضی به نام آقای عبداللهی که به همه امور می رسید برای اینکه مردم قسمت عمده مسایلشان را در بین خودشان و یا در دفتر امام جمعه رفع و رجوع می کردند.ویژگی دیگر مردم کوهدشت سخاوتمندی آنها بود علیرغم اینکه وضع مالی آنجا خیلی خوب نبود ولی با این وجود مردم بسیار سخی بودند و خدا هم بر همین اساس خیر و برکتش را بر مردم نازل می کرد .خصوصیت دیگر مردم پافشاریشان بر حق بود معمولا مردم اگر به مطلب حقی می رسیدند دیگر رها نمی کردند.ما اول که آمدیم مردم خیلی روی خوش نشان ندادند 150 نفر بیشتر نماز جمعه نمی آمدند بعد وقتی دیدند راهی که ما دنبال می کنیم راه حقی است و دنبال خط و جناح نیستیم دیگر رها نکردند و از این رو تا روزهای آخر که آنجا بودیم همیشه نماز جمعه با شکوهی داشتیم ولذا وقتی آقای موسوی دامغانی معاون شورای سیاستگذاری ائمه جمعه برای معرفی امام جمعه بعدی رفته بودند تعریف می کرد می گفت من اولین باری است که برای معرفی امام جمعه ای می روم می بینم مردم برای امام جمعه قبلی گریه می کنند.و لذا این را که گفتم فقط برای این بود که بگویم مردم کوهدشت وقتی حقی و یا راه درستی را تشخیص می دهند پای کار می ایستند و در حمایت از مسیر درست هم همواره حساب شده و با اعتقاد هستند. مردم کوهدشت در شجاعت هم کم نظیرند. آیت الله نعیم آبادی امام جمعه ونماینده فعلی ولی فقیه در بندر عباس، آن زمان آمده بود کوهدشت و رشادت رزمندگان کوهدشت را که دیده و شنیده بود می گفت نظام به جای اینکه برود در برخی جاها برای جنگ سرمایگذاری کند بهتراست قدری بیشتر به کوهدشت توجه کند و توانش را اینجا بگذارد همین جوانان تکلیف جنگ را روشن می کنند. در عملیات مرصاد هفت هزار نفر از مردم کوهدشت رفتند و سینه سپر کردند جلوی دشمن ایستادند واین در حالی بود که خیلی از شهرها ی اطراف تخلیه کرده و رفته بودند در هر صورت در کنار سایر صفات خوب مردم کوهدشت شجاعت،سخاوت و یک رنگی از مشاهدات عینی من در آنجا بود. شما در طول مدتی که در کوهدشت بودید منشا برکات و خدمات خوبی شدید با وجود اینکه می فرمایید در ابتدا کار سخت بود اما به سرعت توانستید در دل مردم جا باز کنید از روزهای آغاز کار و کلا فضای کارهای فرهنگی کوهدشت حتما گفتنی های فراوانی دارید که البته باید در مجال جداگانه ای به آن پرداخت ولی مایلم از این فرصت پیش آمده قدری خاطرات شما را مرور کنیم. از همان ابتدا در کوهدشت احساس می کردم اگر سخنی می گویم هدر نمی رود. مثلا یک روز همان اوایل رفتم مجلس ختمی در مسجد دیدم از شدت دود داخل مسجد پیدا نیست گفتم این جا چه خبر است؟گفتند در فاتحه خوانی رسم است که تا پایان چند بار سینی پر از سیگار را می چرخانند ومردم هم سیگار بر می دارند و می کشند. من دیدم عجب چیز بدی است، یک اطلاعیه ای دادم و در آن پیشنهادهایی نوشتم که در مراسم ختم و فاتحه چه بشود و چه نشود،خیلی زود مردم همراهی کردند ،خادم مسجد آمد گفت که در اولین مجلس سیگار آورده اند و من گفته ام که امام جمعه ممنوع کرده است و صاحب عزا بدون هیچ مقاومتی پذیرفته است . یا مثلا دیدم در کوهدشت تا چهل روز در منزل صاحب عزا خرج می دهند ، اطلاعیه دادم که برای اموات، مستحب چیست و واجب کدام است و توصیه دین چیست،دیدم خیلی زود جا افتاد و مقاومتی هم نشد. همان طور که گفتم در حل و فصل دعوا ها و اختلافات مردم بیشتر حکمیت یک طلبه را می پذیرفتند تا محکمه و قاضی و دادگاه واین را شما در خیلی از جاها نمی دیدید.الان هم من در جاهای دیگر وقت می گذارم و صحبت می کنم ولی تاثیری که در کوهدشت می دیدم نمی بینم. از ویژگی های کوهدشت خیلی می توان گفت.من وقتی از سفر مکه برگشتم به آقای هادیان گفتم که برای نزدیکان و مسئولین شهر یک نوبت شام بدهیم شما خودتان هم در جریان بودید ،دیدم مردم به اندازه ای لطف کردند ومحبت نمودندکه ما چندین شبانه روزشام و نهار درست کردیم و مهمانی دادیم. البته مایه اش هم خیرات خود مردم بود که هدیه می آوردند وما هم فقط درست می کردیم وتبدیل به غذا می کردیم و پذیرایی می کردیم تا جایی که من دیگر توان سر پا ایستادن نداشتم.محبت مردم به گونه ای بود که امام جمعه را متعلق به خودشان می دانستند به نحوی که من احساس می کردم مهمان مردم هستم. سالهای اول حضور شما در کوهدشت مصادف بود با سالهای اوج دفاع مقدس که دوران افتخار آمیزی برای تاریخ کوهدشت است و شما خیلی از شهدای گرانقدر که سرمایه های ابدی مردم کوهدشت هستند و خانواده های آنها را می شناسید به نظر شما مناسبات مردم با دفاع مقدس چگونه بود؟ گذشته از گردانهای رزمی جوانان کوهدشتی و دلاوری هایشان ،مردم عادی در کمک به جبهه و جنگ با اینکه وضع مالی مناسبی هم نداشتند در بحث کمک به جبهه بسیار فعال و سخاوتمند بودند. به خاطره دارم که یک روز سردار حاج نوری فرمانده لشکر 57 حضرت ابوالفضل(ع) تماس گرفتند وگفتند که رزمندگان در کردستان با کمبود آذوقه به ویژه گوشت و مواد پروتئینی مواجه اند.با اینکه شهر بمباران می شد ومردم در شهر نبودند همان موقع در دفتر امام جمعه جلسه ای تشکیل دادم و گفتم از جبهه این پیغام رسیده است.در مدت یک هفته 13 کامیون گوسفند جمع آوری شد و من خودم و نماینده وقت و چند نفر از مسئولین شهرستان رفتیم منطقه عملیاتی “گمو”و” گرد رش” هدایای مردم را به رزمندگان رساندیم و برگشتیم. شما میدانید که موشکهایی که به عراق اصابت میکرد بخشی از مناطق اطراف کوهدشت پرتاب می شد اما من نشنیدم که کسی پیدا شود و علیه نظام قدمی بردارد و اسرار نظام را افشا کند.مردم واقعا در شرایط سخت جنگ همراهی شان با نظام در سطح عالی بود در برخی جاها می شنیدیم مردم به خاطر کمبود آذوقه اعتصاب و یا اظهار نارضایتی می کردند اما در کوهدشت در آن شرایط سخت نانوایی ها نانشان می ماند ،علتش هم این بود که روستاییان که میزبان مردم جنگ زده بودند خودشان آذوقه مردم را تامین میکردند وکمبودی احساس نمی شد حتی در قم از این دست مشکلات وجود داشت و البته ما وقتی تعریف می کردیم خیلی ها باورشان نمی شد. رابطه مردم کوهدشت را در کل با روحانیت چگونه ارزیابی می کنید؟ روحانیت در کوهدشت علیرغم تعداد کم، خوب عمل کرده است و به همین جهت مردم هم خوب برخورد می کردند حتی اگر شخصی عملکرد بدی هم داشت مردم رازداری می کردند.مثلا طلبه ای رفته بود جایی و بد عمل کرده بود ولی مردم به من منتقل نکردند بعد گفتم چر نگفته اید گفتند ما سعی کردیم که پنهان کنیم که هم شما را ناراحت نکنیم هم آسیبی به آبروی روحانیت وارد نشود.در کل روحانیت نزد مردم کوهدشت احترام داشت و رابطه حسنه ای وجود داشت که البته احترام و رابطه دو طرفه ومتقابل بود. در مدتی که در کوهدشت بودید حتما به این نکته التفات فرمودید که مردم کوهدشت و به ویژه جوانان آن از هوش سیاسی سرشاری بهره مند هستند و قطعا خاطرات خوبی هم دارید. بله واقعا کوهدشتی ها دارای اطلاعات و معلومات عمیق سیاسی هستند.شش ماه قبل از اینکه آقای منتظری برکنار شوند آن موقع در دبیرستان امام جعفر صادق(ع) که من رفته بودم برای سخنرانی برخی آمدند و به من گفتند این شیخ هم که خراب کرده است و این نشان میداد که مردم و به ویژه جوانان نسبت به موضوعات سیاسی حساس وپیگیر هستند واز مسایل سیاسی پشت پرده هم با اطلاعند، لذا همانطور است که می گوئید مردم کوهدشت دارای بینش سیاسی دقیق و عمیقی هستند و فکر می کنم از قبل هم چنین بوده اند. دوره ای که شما کوهدشت بودید حوادث تلخ و شیرین سیاسی زیادی مخصوصا در جریان انتخابات کوهدشت رخ می داد، حتما خاطراتی هم از آن دوره دارید.مخصوصا آن واقعه تلخی که چند نفر بی گناه کشته شدند و درگیریهایی در اطراف فرمانداری رخ داد. انتخابات(سال68) را به آرامی پیش برده بودیم، ولی معاون سیاسی و فرماندار وقت مقداری کار شکنی کردند ونگذاشتند. همان روز ها رییس اداره اطلاعات وقت کوهدشت آمد و گفت اگر شما ورود نکنی اینها نمی توانند هیات اجرایی تشکیل بدهند. البته آنها نمی خواستند امام جمعه در کارشان دخالت کند بعد دیدند ظاهرا چاره ای ندارند ،بعد از نماز مغرب و عشاء بود که فرماندار آمد پیش من و گفت خوب است امشب شما هم سری بزنید فرمانداری. من هم رفتم و با وساطت من و صحبتی که با عقلای هر دو طرف کردم لیست هشت نفر را به 30 نفر مدعو دادم و گفتم لطفا به اینها رای بدهید تا غائله بخوابد با اینکه برخی معترض بودند ولی با رای زنی با اشخاصی مثل مرحوم حاج سید علی رضا هاشمی،ابراهیم باقری وعلی تیموری به نتیجه رسیدیم تا اینکه ساعت 11 شب قبل از اتمام مهلت قانونی هیات اجرایی تشکیل شد. در کل مسئولین سیاسی شهر و استان به علت محاسبات غلطی که داشتند دچار اشتباه شدند و بعد ازانتخابات مردم متاسفانه به خیابانها ریختند و بعد چند نفر بی گناه هم کشته شدند. اگر به محض وقوع هم من در جریان قرار می گرفتم شاید می شد مانع از آن اتفاق ناگوار شد ولی چون نمی خواستند من در مسائلشان دخالت کنم مرا در جریان نگذاشتند . بعد هم وقتی رییس اطلاعات گفته بود برویم فلانی را بیاوریم گفته بودند که در شهرستان نیست در حالی که بودم و اگر در بین مردم حاضر می شدم مردم به حسب تجربه در موقعیت های دیگر حرف مرا گوش می کردند و متفرق می شدند . بعد هم وارد ماجرا شدیم و با کمک معتمدین، شهر آرام شد وجالب که همان کارهایی که در دفتر من مکتوب و به توافق وامضای طرفین رسید تا شهر آرام گرفت را در شورای تامین استان بدون اینکه نامی ببرند به عنوان کار خودشان معرفی کردند . البته خاطرات شیرین کوهدشت بیش از تلخی هاست . مجددا از شما سپاسگزارم که وقت دادید و این مجال فراهم شد. برای بنده هم فرصت مغتنمی بود تا هم امروز در نماز جمعه با شکوه گرمسار شرکت کنم و تداعی خاطرات 20-25 سال پیش بشود و هم از سخنان ارزشمند شما در باره مرحوم آیت الله مروجی وسایر موضوعاتی که مطرح شد بهره ببرم. من هم برای شما توفیق آرزو می کنم و امیدوارم در مسیر فعالیتهای فرهنگی تان خداوند شما را یاری بدهد . کانون فرهنگی سبحان تصاویر : اختصاصی میرملاس درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...