سایر منابع:
سایر خبرها
خاطره سقوط روی سن مجری پرکار این شبها
ساعت ها بعد از مراسم ماندم تا با مخاطبان حرف بزنم و یا عکس بگیرم. نه تنها این اجرا برایم خستگی ندارد بلکه خیلی لذت می برم و احساس می کنم خیلی برایم شیرین است که مردم تحویلم می گیرند و می توانم بی واسطه با آنها ارتباط برقرار کنم. این حضور چهره به چهره خیلی متفاوت تر از پیامک و زنگ و اینترنت است. *این اجراها محدودیتی برای شما ایجاد نمی کند؟ من اجرای استیج را خیلی بیشتر دوست
73 سالگی هریسون فورد، دکتر ایندیانا جونز هالیوود
گوید یک روز بعد از سه شبانه روزچرت زدن از رختخواب برخاستم تا به دانشگاه بروم . انگار همه چیز در حرکت آهسته بود. وقتی به کلاس رسیدم ، آن قدر بی حال و بی حوصله بودم که نتوانستم دستگیره را بچرخانم و آن را بازکنم . برگشتم و دوباره به رختخواب رفتم . این حالت سه سال طول کشید. در این سه سال کاری نمی کرد و اغلب در کلاس ها شرکت نمی نمود. اوبعدها می گفت : (بهترین کلمه ای که می شد به من گفت تنبل
ملاقات با نویسنده ای که هرگز مصاحبه نمی کند
این که عاشق شخصیت اسکوت شده بودم، نتوانستم به اندازه کافی آن را درک کنم. فکر می کردم من اسکوت هستم. همیشه دوست داشتم به جای شخصیت هایی باشم که درباره شان می خواندم و آن زمان می خواستم اسکوت باشم. دوست داشتم پدری مثل آتیکوس فینچ داشته باشم. دلم می خواست رابطه ای که اسکوت با پدرش داشت را تجربه کنم و بتوانم او را به اسم کوچک صدا کنم. اسم مستعارم اسکوت باشد. اصلا به خاطر او بود که جذب این
کورش باقری: نمی خواهم در مورد نیش عقرب حرفی بزنم
اطلاعات دارم و درباره از بین رفتن محرومیتش آقای رضازاده باید جواب دهد. من آن زمان دور از تیم ملی بودم و مسوولیتی نداشتم که بخواهم امروز پاسخگو باشم. اگر می شد برای وی کاری انجام داد، پس فدراسیون امروزی که تجربه بین المللی بیشتری هم به قول خودشان دارد، کاری انجام دهد. هنگامی که دوپینگ معروف اتفاق افتاد و همه به جز یک نفر محروم شدند، کجا بودید؟! دو ماه قبل از اردوی تیم ملی خط
نقش آیت الله خامنه ای در ساماندهی ارتش
. چه بسا این کار زشت و خشونت بار کار نفوذی ها باشد. * ببینید من نمی گویم حرف های شما اشتباه است، ولی انتشار این گفتگو باید به شکلی باشد، که مخاطب بعد از خواندن آن به نتیجه برسد. چه کسانی خواسته اند ارتش را از بین ببرند. می خواهم بدانم که نقشه داخلی را چه کسی اجرا کرده است. این را شما می دانید یا نه؟ می دانم منظور شما چیست شما می خواهید مقصر را بشناسید و به جامعه معرفی کنید
شرق شناسی در خدمت علم یا حکومت ها؟/ عجز شرق شناسان در فهم اسلام
مرحله ی نضج گیری شد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. نضج گیری شرق شناسی در آن لحظه ای آغاز گردید که شرق شناسی از یک سری تلاش های فردی تبدیل شد به یک تلاش نهادمند . آن لحظه، لحظه ی تشکیل مجمع وین بود که عموم پژوهشگران در شرق شناسی، آن را آغاز حقیقی این پدیده می شمارند. این قضیه به آغاز قرن چهاردم میلادی بازمی گردد (1311-1312). در آن زمان شورای کلیساها تصویب کرد یک سلسله کرسی استادی برای زبان
روایت ابراهیم گلستان از آدم ها و قصه ها/ کیمیایی برایم تراژدی است
این کتاب های فارسی چاپ شود و در دسترس همه قرار بگیرد . من یادم است سال 1334 یعنی شصت سال پیش در تهران دنبال یک نسخه چاپی از مثنوی می گشتم و پیدا نمی کردم . مثنوی را خانه پدرم خوانده بودم و می خواستم خودم یک نسخه چاپی از آن پیدا کنم و بخرم . نبود . اینکه می گویم دو سال بعد از سقوط مصدق است . شما نمی توانید باور کنید که دو سال بعد از سقوط مصدق من تمام کتابفروشی های تهران را زیر پا گذاشتم که مثنوی پیدا
معجزه موسی ...
را جویا شد و من که دلم از حرف های سایرین شکسته بود، نبودن عمو و زن عمویم را در مراسم عروسی دخترشان که البته همیشه برایم دردآور بود بهانه کردم. مراسم عروسی ما بسیار ساده برگزار شد و من و همسرم سه روز بعد از عروسی دار قالی مان را بنا کردیم. چند ماه بعد یکی از پزشکان داروخانه ای که آنجا مشغول به کار شده بودم خواهان خرید قالی ما شد. وی و همسرش، قالی ما را با پنج هزار تومان بیشتر از قیمت که
یک مسابقه تلویزیونی و برملا کردن سطح سواد جامعه امروز!+ اعتراض هانیه توسلی: حالا فهمیدم چرا وقتی کتاب ...
خمسه مجری آن بود و حالا داریوش کاردان اجرای آن را به عهده دارد. درباره این مسابقه مطالب مختلفی در فضای مجازی نوشته شده است. شرکت کنندگان برای شرکت در این مسابقه باید مبلغ 10 هزار تومان پول پرداخت کنند. مسابقه هم با همکاری حامی مالی اجرا می شود. اینکه شرکت کنندگان در مسابقه به برخی سؤال ها اشتباه پاسخ دهند ایراد چندانی ندارد و جزو جذابیت های آن است اما اینکه چندین شرکت کننده که در کشور صادر کننده
نبض سریال پایتخت در دست کیست؟
بود خواست برای سه هم باشم. البته من تا یک جاهایی توانستم همراه گروه باشم. روز اول فیلمبرداری بچه ام به دنیا آمد و باید مدام رفت و آمد می کردم. 22 بار مسیر تهران شمال را رفتم و برگشتم، ولی بریدم. دوستان هم لطف کردند و از جایی به بعد شخصیت من را در سریال نیاورند تا اینکه در سری چهارم باز هم به گروه پیوستم. چقدر در کار اجازه بداهه پردازی دارید؟ نصرتی: ما خط درست داستان و موقعیت
راز و رمز اسم ها
: بعد از قصه های تابه تا، خاله مرضیه [برومند] به من پیشنهاد کرد که اگر می خواهی هنرپیشه شوی برو به کلاس های آقای سمندریان. برای فن بیان؟ رشیدی: کلا برای اینکه یاد بگیرم، من در دانشگاه سینما یا تئاتر نخوانده بودم. این شد که خاله و بابا به من پیشنهاد کلاس های آقای سمندریان را دادند. البته خودم هم خوشحالم که این کار را کردم. آن چیزی که در کلاس های آقای سمندریان روی آن تأکید می شد فن
باید به فکرِ خود تعهد داشت
. برای همین تمدن ما خیلی کند پیشرفت کرد. خیلی کند پیشرفت کرد. الان ببینید توی این همه انبوه عظیم بی نظیر شعر و نثر فارسی چند قله درجه اول داریم؟ خیلی کم. تمدن این نیست که شعر عروضی خوب گفته بشود، نه، حرف هم باید توش باشد. شما ببینید از وقتی بیهقی پیدا شده، از وقتی رودکی پیدا شده، تا پیداشدن قله های دیگر، زمان زیادی طول کشیده و بعد هم وقتی آن شرط ها و ابزارِ هشتصد نهصدسال پیش از بین رفته این حرکت هم
یک گفتگوی جالب با احمدپورنجاتی: فرهنگ حاکم بر مدیران کشور باید نقد بی رحمانه و البته خیرخواهانه شود
دهه 60 در وزارت کشور بودم برای تصویب آیین نامه های ذیل قانون احزاب به جلسات دولت می رفتم با اغلب وزیران شوخی می کردم و وقتی می دیدم بعضی از وزرا به حرف های جلسه گوش نمی دهند، با اینکه آنجا مهمان بودم می گفتم: آقای مهندس اینجا مبصر ندارد که اسم این دو نفر را بنویسد؟ اما در مورد ادبیات حقیقت این است که علاقه ام به خیلی قبل، مثلا به دوران ابتدایی برمی گردد. نمی گویم این علاقه ژنتیکی بوده
آمریکایی ها اندازه ایران خرج والیبال نمی کنند
/> *خیلی ها تلاش کردند چراغ والیبال روشن بماند - ناصر میرفخرایی: سال 1360 مصطفی داودی رئیس سازمان تربیت بدنی شد. او مربی ورزش خودم بود و چهار، پنج رشته را به خوبی می شناخت. اما جایگاهش ریاست سازمان تربی بدنی نبود. حالا چون نزدیکی هایی داشت گفتند که ریس سازمان باش. منم مدتی مشاور او بودم. او در زمان جنگ گفت تمام مسابقات تعطیل شود. گفتیم چرا مسابقات را تعطیل کرده اید؟ گفت در استادیوم ها ترقه و
مروری بر دنیای بازی های ویدیویی در هفته ای که گذشت [14 تیر-21 تیر]
شده. برای مثال با وجود حضور Fallout 4 در لیست بهترین بازی کنسولی، اما آنچارتد برنده اعلام شده. رقابت تنگاتنگ برای انتخاب بهترین نمایش نیز دست آخر منجر به برگزیدن Fallout 4 شد. هولولنز و مورفیوس نیز در رقابت با Oculus Touch، کنترلر جدید هدست واقعیت مجازی آکیلس، حرف جدیدی برای گفتن نداشتند و به نظر می رسد داوران از تکنولوژی آکیلس تاچ بیشتر لذت برده اند. همچنین، برای ستایش گرافیک
این یقین از جان و دل باید شنید...
و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز امتداد حرکت خود را در سینما پی گرفته و خیلی زود به یکی از مهره های ارزشمند عرصه تصویر بدل شود. علی نصیریان در سال های اخیر کم کارتر از قبل شده است و هر سه یا چهارسال یک بار در یک فیلم سینمایی بازی می کند. او همین فاصله زمانی را برای ایفای نقش های تلویزیونی اش هم درنظر می گیرد و شاید برای همین است که هیچ گاه تماشای بازی اش تکراری نمی شود.
شبح شکارچی: معرفی بازی Ghost Recon: Wildlands
رخ می دهد دیدن و تجربه کردن بازی به بخش عمده ای از این سئوالات پاسخ داد. Ghost نسخه سرزمین های وحشی به طور کامل از سایه تکامل یافته بازی اکشن Open World یوبی یعنی Far Cry 4 بیرون نخواهد آمد ولی تنها کمی بعد از تجربه بازی، WL خود را به خوبی متمایز می کند و یک شبح واقعی را به نمایش می گذارد. گاست به شما اجازه می دهد در نقش یک نیروی کارکشته در کنار سه سرباز دیگر، عملیات های خطیری را به
بداهه بداهه
خواهد آمد، نداشتم در نتیجه وقتی با آقای علیزاده در تماس بودیم که چه کاری باید برای این اجرا کنیم ایشان چند روزی درباره این موضوع فکر کرد. حتی وقتی من به ایشان گفتم عنوان برنامه را چه بگذاریم و چه اسمی انتخاب کنیم؟ گفتند چند روزی باید فکر کنند. آقای علیزاده بعد از چهار، پنج روز با من تماس گرفت و گفت نظرت راجع به زخمه دل چیست؟ دیدم که نام بسیار جالبی را انتخاب کرده است، به علت اینکه سازهایمان
یادداشت سوسن تسلیمی برای سمندریان
من در بازیگری و فن بیان و همچنین اولین کارگردان حرفه ای من بودید. شور، اشتیاق و عشق و توانایی شما و همین طور درون شکافی نقش و هدایت بازیگران از مشخصات کار شما بود. روی صندلی آروم نمی گرفتید، و ایستاده کارگردانی می کردید. صداتون رسا بود. هنوز طنین اون، در این لحظه که از راه دور با شما حرف می زنم در خاطرم هست. شما عاشق بی قرار هنر نمایش بودید. همراه با بازیگران و نقش ها روی صحنه لحظات رو
رامبد جوان: پای اعتقاداتم ایستاده ام
خبرآنلاین - الهه خسروی یگانه: رامبد جوان می گوید در خندوانه دقیقا به همان چیزی عمل می کند که سفت و سخت به آن اعتقاد دارد و پای اعتقاداتش هم می ایستد. وقتی رامبد جوان به روی آنتن شبکه نسیم، شبکه ای که آن روزها تازه مشغول به کار شده بود، رفت تا درباره خنده و خندیدن برنامه اجرا کند، خیلی ها گمان نمی کردند خندوانه تبدیل به یکی از برنامه های موفق صدا و سیما شود. اما حالا این
چادر رو آقام سرم کرد
با دوستم چادر پوشیدیم حتی سر کلاس های عقیدتی سیاسی! وقتی چادر می پوشیدم احساس می کردم خدا داره لذت میبره و به همه میگه این بنده منه، ببینید چقدر قشنگ شده، حالا دیگه آدمی که دل خوشی از چادر پوشیدن نداشت، با غرور چادر سر می کرد و می رفت حرم. آدم بدی نبودم تو دلمم هیچی نبود ولی به قول همه ظاهرم غلط انداز بود، یک روز تنهایی نشستم رو به روی ایون طلا و کلی با آقام حرف زدم، همیشه
رازهای زندگی خصوصی سعید معروف
روی تور جهانی دل همه را برد تا جایی که بلافاصله حرکت کاپیتان ارزشمند تیم ملی والیبال کشورمان در ست سوم بازی اول مقابل روسیه، با کسب 94 درصد آرا به عنوان بهترین صحنه هفته لیگ جهانی شناخته شد. معروف در تیم پرستاره ایران سوپر استار است پاسور 29 ساله تیم ملی کشورمان این روزها در اوج پختگی قرار دارد و در تیم پرستاره ایران ستاره ترین است. سعید معروف، این روز ها به چهره اول ورزشی
کارنامه خصوصی سازی، عکس سیاست های کلی اصل 44
خصوصی سازی دارد، باید زمینه امنیت بخش خصوصی را فراهم کند، چون اگر امنیت بخش خصوصی فراهم باشد، همه آنچه در نظر سیاست های کلی اصل 44 بوده، محقق خواهد شد. در همین حال نباید فراموش کنیم بخشی از خصوصی سازی های صورت گرفته، صرفا برای رانت جویی بوده و اجازه حضور بخش خصوصی واقعی را در اقتصاد کشور نداده است، چون معمولا گروه هایی با توجه به ارتباطات خود همواره از حمایت های مسئولان و مقامات برخوردار
صدف های شکسته...
، جهاد و مبارزه برای خدا در مردان کمرنگ شد و دشمن به آنجا هجوم برد و همه زنان و مردان را از دم تیغ گذراند و امروز نیز غرب این ترفند را برای کشورهای اسلامی در نظر گرفته است. در سال های اخیر نشستی در تلاویو انجام شد تا صاحبنظران برای کشورهای اسلامی نسخه ای بپیچند که در نهایت تصویب شد تهاجم فرهنگی نسبت به زنان ایجاد کنند و در دین آنان شبهه بیندازند و دقیقا سناریویی که 700 سال پیش در آندلس
روایت استاد آمریکایی از فرهنگ ایرانی
/> چون خانواده امام حسین(ع)، بالا می خوانند و صداشان باید تِنو باشد. در حالی که صدای من، بم است. اما آن قدر عاشق تعزیه بودم که وقتی به آمریکا برگشتم به دانشگاه موسیقی رفتم و اپرا خواندم. چون احساس می کردم نزدیکی و شباهتی میان این دو وجود دارد. * از نمایش در ایران که بگذریم از بین داستان نویسان و شاعران معاصر ایران، کدام را بیش از همه دوست دارید؟ من صادق چوبک و غلامحسین
هفته نامه عجب شیر به نقل از هاشم آقا: بی مهری ها موجب شد به استان های دیگر بروم
هاشم چاوشی، در اردیبهشت ماه 1331 در شهر تبریز محله دوه چی دیده به جهان گشودم و بعد از 3 سالگی به خیابان صائب رفتیم و تا زمان ازدواج آنجا بودم و در سال 1354 به استخدام صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی در آمدم و در سال 1383 بعد از 30 سال خدمت صادقانه بازنشته شدم، و در حال حاضر مشغول فعالیت های هنری هستم. س: به نظر خودتان بهترین نقشی که تاکنون بازی کرده اید، کدام است؟ ج: تمامی نقش هایی که
سناریوی خونین کارگر اخراجی برای استخدام دوباره
. وقتی صاحبکار از ماجرای درگیری ما باخبر شد، من را اخراج کرد و ضیا را به جایم استخدام کرد. همان لحظه تصمیم به انتقام گرفتم. شب حادثه در حالی که چاقو به دست داشتم از داربست های فلزی وارد ساختمان شدم و به اتاق خواب کارگران رفتم. در حالی که همه خواب بودند دهان ضیا را گرفتم و با چاقو به پایش ضربه زدم تا ناقص شود و نتواند راه برود. با این کار می توانستم از او انتقام بگیرم و دوباره به محل کارم برگردم. بعد
ترتیل جزء بیست و پنجم قرآن کریم با قرائت استاد کریم منصوری + متن و صوت
به گزارش گروه فیلم و صوت باشگاه خبرنگاران ، قرائت جزء بیست و پنجم قرآن کریم در روز بیست و پنجم ماه مبارک رمضان را با صدای استاد "کریم منصوری" می شنوید. به نام خداوند رحمتگر مهربان بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ دانستن هنگام رستاخیز فقط منحصر به اوست و میوه ها از غلافهایشان بیرون نمی آیند و هیچ مادینه ای بار نمی گیرد و بار نمی گذارد مگر آنکه او به آن علم
گفتگوی “محمد جعفر محمد زاده” با “مهدی نژاد” امام جمعه سابق کوهدشت
به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری [...] به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری با قرار قبلی راهی گرمسار شدم .از سالهایی که جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج سید علی مهدی نژاد کوهدشت بوده تا الان ارتباط مستمر و البته خانوادگی ام با ایشان قطع نشده است. بار چهارمی است که به گرمسار می آیم ، سه بارش جمعه بوده و توفیق شرکت در نماز جمعه را هم یافته ام. واین بار به قصد دیگری آمدم ،چهارمین سالگرد رحلت حضرت آیت الله مروجی نزدیک است و قصد دارم برای سالگردش مجموعه مختصری منتشر کنم .بعد از نماز جمعه به منزل آمدیم و آقای مهدی نژاد با همان صمیمیت قدیم و قبلی گرم پذیرایی و صحبت شد. اجازه خواستم بحث را روی موضوع اصلی متمرکز کنم ضبط را روشن کردم وبحث آغاز شد. بحث کوهدشت که به میان می آید آقای مهدی نژاد گل از گلش می شکفد و با لذت خاطرات کوهدشت را تعریف میکند.صحبتها از مرحوم اقای مروجی شروع شد و به دوران دفاع مقدس و ویژگی های مردم کوهدشت وبرخی تلخ وشیرین های کوهدشت کشیده شد.وقتی از کوهدشت و مردمش به اسم یاد می کند تو گویی که زاده کوهدشت و دهها سال در میان مردم بوده است.هنوز هم ارتباطش را با برخی اهالی کوهدشت قطع نشده و بعضی ها استخاره و مسایل شرعی شان را تلفنی با وی در میان می گذارند.سال 65 که در میان استقبال مردم وارد کوهدشت شد 28-29 سال بیشتر نداشت وده سال در میان مردم ماند وعلیرغم خواست مردم و علاقه قلبی اش به شهرستان الیگودرز رفت و حدود 8 سال هم آنجا ماند و پس از آن به گرمسار که استان زادگاهش هست آمده است. اکنون هم فعال و با نشاط علاوه بر کار امامت جمعه مسئولیت اداره حوزه های علمیه استان را بر عهده دارد و به همین جهت است که غالبا هفته ای سه روز را در سمنان و یا سایر شهرستانها برای رسیدگی به امور حوزه می گذراند.در این سفر سید حسن پسر ارشدشان که تا اوایل دوره راهنمایی را در کوهدشت درس خوانده بود دیدم و متوجه شدم که پس از ده سال درس و بحث مستمر حوزوی در قم به گرمسار آمده و کمک کار پدر شده است ودر غیاب او نماز جماعات را به جا می آورد و نایب پدر است.و چقدر شبیه روزهایی است که پدرش به کوهدشت آمده بود. پدری که امروز دانه های موی سیاه در سر وصورتش نایاب شده است. با تشکر از جنابعالی که فرصت دادید و مجالی فراهم فرمودید تا در باره موضوعاتی که قطعا مورد علاقه شما هم هست گفتگو کنیم.شما ده سال از بهترین سالهارا در کوهدشت سپری کردید ،بهترین که می گویم از چند جهت ،یکی اینکه دوره ای به کوهدشت آمدید که تجربه قبلی امامت جمعه در دو شهر را داشتید وامام جمعه با تجربه ای محسوب می شدید و دیگراینکه حدود یک دهه از انقلاب اسلامی گذشته بود و مردم کوهدشت هم به بلوغ سیاسی اجتماعی خوبی رسیده بودند و دوران شور و شعور دفاع مقدس هم بود و بعد هم از جهت میزان اثر گذاری حضور ده ساله شما که واقعا دوره ای ماندگار و به یاد ماندنی و پر خاطره است، به مناسبت سالگرد رحلت مرحوم آیت الله مروجی بحث را از ایشان شروع می کنیم و از جنابعالی میخواهم هر طور صلاح می دانید آغاز بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن تشکر و قدردانی از شما به خاطر ایده خوب و خیری که در زمینه کارهای فرهنگی دارید به ویژه این که در باره آیت الله مروجی می خواهید کاری انجام دهید. زمانی که کوهدشت بودم هر موقع مهمانی برای ما می رسید به ویژه مهمانانی که مقداری به طرف دنیا متمایل شده بودند تلاش می کردیم هرجور شده ترتیب ملاقات آنها را با آقای مروجی بدهیم ومعمولا این اشخاص وقتی می رفتند و بر می گشتند خیلی تحت تاثیر قرار می گرفتند وخود شان به زبان می آوردند که ما بد جوری در مسایل دنیا گرفتار شده ایم و باید برویم تغییری در خودمان ایجاد کنیم.ایشان دو تا اتاق کوچک داشت که خود من چند بار به ایشان گفتم که اجازه بدهید دستی به سر و روی این دو اتاق بکشیم و حد اقل سفیدشان کنیم و او می گفت نه نیازی نیست، تا به حال عمر من اینگونه گذشته است . در هر صورت تا آنجا بودیم حتی اجازه سفید کردن آن دو اتاق را ندادند.همه مردم کوهدشت هم معتقد بودند از منزل ایشان تا مسجد جامع، مردم مسیر از برکت وجودشان متاثر شده اند.اهل ذکر بودنش و ذکر گفتن و تواضعش و سلوک و راه رفتنش و نحوه برخوردش با مردم به نحوی بود که همه مردم را تحت تاثیر قرار داده بود. بالاخره ایشان تقریبا تنها روحانی مقیم شهر بودند و شما هم امام جمعه شهر ،قطعا به واسطه دغدغه های مشترک و از جمله حوزه علمیه ارتباطات شما در آن ده سال با ایشان زیاد بود و می دانستید که مرحوم آقای مروجی نسبت به حوزه علمیه باقر العلوم که خودش بنا نهاده بود حساسیت ویژه داشت.نگاه ایشان به حوزه و تربیت طلاب چگونه بود؟ گاهی اوقات راجع به حوزه باهم صحبت می کردیم که خوب است مقداری بیشتر به طلبه ها برسیم واز جهت امکانات و شهریه قدری توجه بیشتری بکنیم.ایشان می گفت:طلبه اگر سختی نبیند در آینده نمی تواند فرد مفیدی باشد باید در شرایط سخت با زی طلبگی درس بخوانند تا بتوانند رشد معنوی کنند.در هر صورت ایشان به همان اندازه ای که برای خودشان چیزی نمی خواستند در نقطه مقابل دغدغه حوزه و طلبه ها را داشتند. به نظر شما راز محبوبیت ایشان و جایگاهشان در دلهای مردم چه چیز می تواند باشد؟ ایشان در رفتار شخصی شان بسیار اهل مراقبت بودند، روزی به ایشان تعارف کردم که از چای و امکان پذیرایی که بود میل بفرمایند ،گفت نذر کرده ام اگر بیشتر از مقدار معین و مورد نیاز مثلا بیشتر از یک چای بخورم روزه فردا بر من واجب شود وخودم را عادت داده ام که کم غذا بخورم و کم استفاده کنم. کارهایش روی حساب و کتاب بود،در خوردن و آشامیدن در سخن گفتن وخیلی چیز های دیگر اهل رعایت و مراقبت بود.مردم هم واقعا چون می دیدند ایشان عالم عامل است و خودش اهل عمل است خیلی متوجه ایشان بودند و احترام می گذاشتند و در دل مردم جای گرفته بود . ارتباط کاری شما با ایشان در بحث مراجعات مردم و پاسخگویی به نیاز های دینی مردم چگونه بود؟در هر صورت شما امام جمعه شهر بودید و ایشان روحانی قدیمی، شما جوان و پر انرژی بودید وایشان دوران کهولت و پیریشان را می گذراندند. در طول ده سالی که در کوهدشت بودم ارتباط من با ایشان بسیار گرم و صمیمی بود.اواخر صحبت شده بود که بعد از ده سال از کوهدشت به الیگودرز بروم خوب مردم آن زمان خیلی لطف داشتند وایشان با اینکه اهل فضل و دانش بود و من هیچ گاه خودم را طلبه ای بیشتر در مقابل شان نمی دانستم دیدم با جمعی از معتمدین شهر آمدند منزل ما و تعبیراتی به کار بردند که باعث شرمندگی من شد، این روحانی پیرمرد با آن اوصاف معنوی و شان و جایگاه معنوی که داشتند گفتند:امام جمعه در یک شهر حکم پدر را دارد و پدر هیچ موقع بچه هایش را رها نمی کند برود،الان اگر شما این شهر را رها کنید و بروید این شهر بی صاحب میشود وامروز که در کوهدشت یک وحدتی ایجاد شده است وجود شما ضروری است . خلاصه اینکه ایشان وقتی بنا بود برای خودشان قدمی بر دارند هیچگاه جلو نمی افتاد اما وقتی می دید موضوعی برای عموم است پیش قدم میشد .ضمن اینکه واقعا پشتوانه بزرگی برای فعالیتهای دینی و مذهبی امام جمعه در شهر بودند. یکی دیگر از ویژگی های مرحوم آیت الله مروجی عزت نفس ایشان بودکه من در ده سالی که در کوهدشت بودم یک بار ندیدم که یک جمله ای مبنی بر احتیاج و نیاز شخصی خودشان بر زبان بیاورند و تا جایی که بیاد دارم ندیدم از کسی یا جایی چیزی بخواهد و اظهار نیازی بکند،عزت نفس ایشان به اندازه ای بود که هیچ موقع نه به خودش و نه به دیگران اجازه نداد برای او چیزی بخواهند مستغنی مستغنی بود.با حد اقل ممکن زندگی می کرد و زندگی ایشان هم برای ما و هم برای همه کسانی که می آمدند و می دیدند باعث عبرت بود.روزی یکی از آقایان روحانی که در تهران برای خودش زندگی مرفهی درست کرده بود به دیدن من آمد،من دیدم بهترین راه برای اینکه ایشان مقداری متنبه شوند این است که ببرمشان پیش آقای مروجی ،وقتی برگشتیم دیدم که ایشان بسیار متاثر شده و با خود می گفت:خدایا ایشان دارد زندگی می کند ما هم داریم زندگی می کنیم،او به چه فکر می کند و ما در چه افکاری هستیم وبه چه صورت دارد حرکت می کند وچه کسی را الگوی خود قرار داده است.به این جهات بود که مردم به او علاقمند شده بودند وهمیشه هم این مطلب را داشت و می گفت:باید اول خدا را راضی کرد بعد مابقی چیزها خودشان درست می شوند. او به این حد از اطمینان قلبی رسیده بود. خدمات مرحوم آیت الله مروجی و مشخصا خدمت ماندگار ایشان یعنی تاسیس وتداوم حوزه علمیه حضرت باقرالعلوم(ع) حایز اهمیت است،از آنجایی که شما به حسب مسئولیتتان در شهر در جریان کار حوزه و نقش مرحوم ایشان بوده اید در این زمینه اگر نکته ای باقی مانده بفرمایید. حوزه علمیه در هر جایی چراغ دین در آن جا محسوب می شود.آقای مروجی برای حوزه علمیه خیلی زحمت کشیدند و خیلی تلاش کردند.علیرغم اینکه آقای مروجی اهل هیچ درخواستی نبود ولی ایشان برای ارتقا حوزه از هیچ کوششی فر گذار نبودند برای پیشرفت حوزه هر گاه موقعیتی پیش می آمد مثلا مسئولی می آمد و یا خودشان در زمینه جمع آوری زکات، با زحمت فراوان اقدام می کردند.بلاخره حوزه ای را که خودشان سالها پیش با جمع محدودی طلبه پایه گذاری کرده بودند ، بنای ساختمانی اش هم با همت خودش آغاز شده بود وتا بود تمام توانش این بود که حوزه را به نحواحسن اداره کند و البته به اداره حوزه بر اساس روش سنتی حوزه هم اعتقاد داشت.همانطور که امام فرموده بودند به فقه جواهری اعتقاد دارند ایشان هم بر این روال معتقد بود وبرای تربیت طلاب با زی طلبگی، از ظاهر گرفته تا درس و بحث بسیار کوشا و جدی بودند والحمد لله امروز حوزه کوهدشت از حوزه های خوب و فعال استان لرستان محسوب می شودکه طلاب خوبی تربیت کرده و آینده درخشانی هم دارد که جزو باقیات الصالحات ایشان محسوب میشود. شما ده سال یعنی از سال 65 تا 75 در کوهدشت بودید.قبل از آن هم تجربه امامت جمعه در رامشیر و رامهرمز را هم داشتید از سال 75 هم تا کنون در شهرهای الیگودرز و گرمسار مشغول اداره این جایگاه اجتماعی و معنوی هستید .کوهدشت را در مقایسه با جاهای دیگر چطور دیدید؟ بنده تقریبا 31 سال است که امام جمعه هستم. در کوهدشت یکی از ویژگی های مردم این بود که ظاهر و باطن مردم یکی بود،در این مدتی که من کوهدشت بودم مردم اعتماد خاصی پیدا کرده بودند که من این اعتماد را نه قبل دیده بودم و نه بعد که تا این اندازه به یک طلبه اطمینان شود. مثلا در نماز وقتی برای باران دعا می کردیم مردم اعتقاد داشتند که حتما باران می آید واصل هم برای استجابت دعا هم همین اعتقاد است، لذا به خاطر همین اعتقاد خداوند هم تفضل می کرد و باران رحمتش را نازل می نمود.ویژگی دیگر مردم کوهدشت این بود که زیاد سخت گیر نبودند که همه چیز را از لحاظ قانونی حل وفصل کنند سعی می کردند کمتر دادگاه بروند و راضی بودند مشکلاتشان را پیش یک طلبه مطرح کنند تا بروند دادگاه پیش قاضی و این هم نشانه اعتمادشان به روحانیت بود شما آن زمان را به یاد بیاورید یک شهرستان بود و یک قاضی به نام آقای عبداللهی که به همه امور می رسید برای اینکه مردم قسمت عمده مسایلشان را در بین خودشان و یا در دفتر امام جمعه رفع و رجوع می کردند.ویژگی دیگر مردم کوهدشت سخاوتمندی آنها بود علیرغم اینکه وضع مالی آنجا خیلی خوب نبود ولی با این وجود مردم بسیار سخی بودند و خدا هم بر همین اساس خیر و برکتش را بر مردم نازل می کرد .خصوصیت دیگر مردم پافشاریشان بر حق بود معمولا مردم اگر به مطلب حقی می رسیدند دیگر رها نمی کردند.ما اول که آمدیم مردم خیلی روی خوش نشان ندادند 150 نفر بیشتر نماز جمعه نمی آمدند بعد وقتی دیدند راهی که ما دنبال می کنیم راه حقی است و دنبال خط و جناح نیستیم دیگر رها نکردند و از این رو تا روزهای آخر که آنجا بودیم همیشه نماز جمعه با شکوهی داشتیم ولذا وقتی آقای موسوی دامغانی معاون شورای سیاستگذاری ائمه جمعه برای معرفی امام جمعه بعدی رفته بودند تعریف می کرد می گفت من اولین باری است که برای معرفی امام جمعه ای می روم می بینم مردم برای امام جمعه قبلی گریه می کنند.و لذا این را که گفتم فقط برای این بود که بگویم مردم کوهدشت وقتی حقی و یا راه درستی را تشخیص می دهند پای کار می ایستند و در حمایت از مسیر درست هم همواره حساب شده و با اعتقاد هستند. مردم کوهدشت در شجاعت هم کم نظیرند. آیت الله نعیم آبادی امام جمعه ونماینده فعلی ولی فقیه در بندر عباس، آن زمان آمده بود کوهدشت و رشادت رزمندگان کوهدشت را که دیده و شنیده بود می گفت نظام به جای اینکه برود در برخی جاها برای جنگ سرمایگذاری کند بهتراست قدری بیشتر به کوهدشت توجه کند و توانش را اینجا بگذارد همین جوانان تکلیف جنگ را روشن می کنند. در عملیات مرصاد هفت هزار نفر از مردم کوهدشت رفتند و سینه سپر کردند جلوی دشمن ایستادند واین در حالی بود که خیلی از شهرها ی اطراف تخلیه کرده و رفته بودند در هر صورت در کنار سایر صفات خوب مردم کوهدشت شجاعت،سخاوت و یک رنگی از مشاهدات عینی من در آنجا بود. شما در طول مدتی که در کوهدشت بودید منشا برکات و خدمات خوبی شدید با وجود اینکه می فرمایید در ابتدا کار سخت بود اما به سرعت توانستید در دل مردم جا باز کنید از روزهای آغاز کار و کلا فضای کارهای فرهنگی کوهدشت حتما گفتنی های فراوانی دارید که البته باید در مجال جداگانه ای به آن پرداخت ولی مایلم از این فرصت پیش آمده قدری خاطرات شما را مرور کنیم. از همان ابتدا در کوهدشت احساس می کردم اگر سخنی می گویم هدر نمی رود. مثلا یک روز همان اوایل رفتم مجلس ختمی در مسجد دیدم از شدت دود داخل مسجد پیدا نیست گفتم این جا چه خبر است؟گفتند در فاتحه خوانی رسم است که تا پایان چند بار سینی پر از سیگار را می چرخانند ومردم هم سیگار بر می دارند و می کشند. من دیدم عجب چیز بدی است، یک اطلاعیه ای دادم و در آن پیشنهادهایی نوشتم که در مراسم ختم و فاتحه چه بشود و چه نشود،خیلی زود مردم همراهی کردند ،خادم مسجد آمد گفت که در اولین مجلس سیگار آورده اند و من گفته ام که امام جمعه ممنوع کرده است و صاحب عزا بدون هیچ مقاومتی پذیرفته است . یا مثلا دیدم در کوهدشت تا چهل روز در منزل صاحب عزا خرج می دهند ، اطلاعیه دادم که برای اموات، مستحب چیست و واجب کدام است و توصیه دین چیست،دیدم خیلی زود جا افتاد و مقاومتی هم نشد. همان طور که گفتم در حل و فصل دعوا ها و اختلافات مردم بیشتر حکمیت یک طلبه را می پذیرفتند تا محکمه و قاضی و دادگاه واین را شما در خیلی از جاها نمی دیدید.الان هم من در جاهای دیگر وقت می گذارم و صحبت می کنم ولی تاثیری که در کوهدشت می دیدم نمی بینم. از ویژگی های کوهدشت خیلی می توان گفت.من وقتی از سفر مکه برگشتم به آقای هادیان گفتم که برای نزدیکان و مسئولین شهر یک نوبت شام بدهیم شما خودتان هم در جریان بودید ،دیدم مردم به اندازه ای لطف کردند ومحبت نمودندکه ما چندین شبانه روزشام و نهار درست کردیم و مهمانی دادیم. البته مایه اش هم خیرات خود مردم بود که هدیه می آوردند وما هم فقط درست می کردیم وتبدیل به غذا می کردیم و پذیرایی می کردیم تا جایی که من دیگر توان سر پا ایستادن نداشتم.محبت مردم به گونه ای بود که امام جمعه را متعلق به خودشان می دانستند به نحوی که من احساس می کردم مهمان مردم هستم. سالهای اول حضور شما در کوهدشت مصادف بود با سالهای اوج دفاع مقدس که دوران افتخار آمیزی برای تاریخ کوهدشت است و شما خیلی از شهدای گرانقدر که سرمایه های ابدی مردم کوهدشت هستند و خانواده های آنها را می شناسید به نظر شما مناسبات مردم با دفاع مقدس چگونه بود؟ گذشته از گردانهای رزمی جوانان کوهدشتی و دلاوری هایشان ،مردم عادی در کمک به جبهه و جنگ با اینکه وضع مالی مناسبی هم نداشتند در بحث کمک به جبهه بسیار فعال و سخاوتمند بودند. به خاطره دارم که یک روز سردار حاج نوری فرمانده لشکر 57 حضرت ابوالفضل(ع) تماس گرفتند وگفتند که رزمندگان در کردستان با کمبود آذوقه به ویژه گوشت و مواد پروتئینی مواجه اند.با اینکه شهر بمباران می شد ومردم در شهر نبودند همان موقع در دفتر امام جمعه جلسه ای تشکیل دادم و گفتم از جبهه این پیغام رسیده است.در مدت یک هفته 13 کامیون گوسفند جمع آوری شد و من خودم و نماینده وقت و چند نفر از مسئولین شهرستان رفتیم منطقه عملیاتی “گمو”و” گرد رش” هدایای مردم را به رزمندگان رساندیم و برگشتیم. شما میدانید که موشکهایی که به عراق اصابت میکرد بخشی از مناطق اطراف کوهدشت پرتاب می شد اما من نشنیدم که کسی پیدا شود و علیه نظام قدمی بردارد و اسرار نظام را افشا کند.مردم واقعا در شرایط سخت جنگ همراهی شان با نظام در سطح عالی بود در برخی جاها می شنیدیم مردم به خاطر کمبود آذوقه اعتصاب و یا اظهار نارضایتی می کردند اما در کوهدشت در آن شرایط سخت نانوایی ها نانشان می ماند ،علتش هم این بود که روستاییان که میزبان مردم جنگ زده بودند خودشان آذوقه مردم را تامین میکردند وکمبودی احساس نمی شد حتی در قم از این دست مشکلات وجود داشت و البته ما وقتی تعریف می کردیم خیلی ها باورشان نمی شد. رابطه مردم کوهدشت را در کل با روحانیت چگونه ارزیابی می کنید؟ روحانیت در کوهدشت علیرغم تعداد کم، خوب عمل کرده است و به همین جهت مردم هم خوب برخورد می کردند حتی اگر شخصی عملکرد بدی هم داشت مردم رازداری می کردند.مثلا طلبه ای رفته بود جایی و بد عمل کرده بود ولی مردم به من منتقل نکردند بعد گفتم چر نگفته اید گفتند ما سعی کردیم که پنهان کنیم که هم شما را ناراحت نکنیم هم آسیبی به آبروی روحانیت وارد نشود.در کل روحانیت نزد مردم کوهدشت احترام داشت و رابطه حسنه ای وجود داشت که البته احترام و رابطه دو طرفه ومتقابل بود. در مدتی که در کوهدشت بودید حتما به این نکته التفات فرمودید که مردم کوهدشت و به ویژه جوانان آن از هوش سیاسی سرشاری بهره مند هستند و قطعا خاطرات خوبی هم دارید. بله واقعا کوهدشتی ها دارای اطلاعات و معلومات عمیق سیاسی هستند.شش ماه قبل از اینکه آقای منتظری برکنار شوند آن موقع در دبیرستان امام جعفر صادق(ع) که من رفته بودم برای سخنرانی برخی آمدند و به من گفتند این شیخ هم که خراب کرده است و این نشان میداد که مردم و به ویژه جوانان نسبت به موضوعات سیاسی حساس وپیگیر هستند واز مسایل سیاسی پشت پرده هم با اطلاعند، لذا همانطور است که می گوئید مردم کوهدشت دارای بینش سیاسی دقیق و عمیقی هستند و فکر می کنم از قبل هم چنین بوده اند. دوره ای که شما کوهدشت بودید حوادث تلخ و شیرین سیاسی زیادی مخصوصا در جریان انتخابات کوهدشت رخ می داد، حتما خاطراتی هم از آن دوره دارید.مخصوصا آن واقعه تلخی که چند نفر بی گناه کشته شدند و درگیریهایی در اطراف فرمانداری رخ داد. انتخابات(سال68) را به آرامی پیش برده بودیم، ولی معاون سیاسی و فرماندار وقت مقداری کار شکنی کردند ونگذاشتند. همان روز ها رییس اداره اطلاعات وقت کوهدشت آمد و گفت اگر شما ورود نکنی اینها نمی توانند هیات اجرایی تشکیل بدهند. البته آنها نمی خواستند امام جمعه در کارشان دخالت کند بعد دیدند ظاهرا چاره ای ندارند ،بعد از نماز مغرب و عشاء بود که فرماندار آمد پیش من و گفت خوب است امشب شما هم سری بزنید فرمانداری. من هم رفتم و با وساطت من و صحبتی که با عقلای هر دو طرف کردم لیست هشت نفر را به 30 نفر مدعو دادم و گفتم لطفا به اینها رای بدهید تا غائله بخوابد با اینکه برخی معترض بودند ولی با رای زنی با اشخاصی مثل مرحوم حاج سید علی رضا هاشمی،ابراهیم باقری وعلی تیموری به نتیجه رسیدیم تا اینکه ساعت 11 شب قبل از اتمام مهلت قانونی هیات اجرایی تشکیل شد. در کل مسئولین سیاسی شهر و استان به علت محاسبات غلطی که داشتند دچار اشتباه شدند و بعد ازانتخابات مردم متاسفانه به خیابانها ریختند و بعد چند نفر بی گناه هم کشته شدند. اگر به محض وقوع هم من در جریان قرار می گرفتم شاید می شد مانع از آن اتفاق ناگوار شد ولی چون نمی خواستند من در مسائلشان دخالت کنم مرا در جریان نگذاشتند . بعد هم وقتی رییس اطلاعات گفته بود برویم فلانی را بیاوریم گفته بودند که در شهرستان نیست در حالی که بودم و اگر در بین مردم حاضر می شدم مردم به حسب تجربه در موقعیت های دیگر حرف مرا گوش می کردند و متفرق می شدند . بعد هم وارد ماجرا شدیم و با کمک معتمدین، شهر آرام شد وجالب که همان کارهایی که در دفتر من مکتوب و به توافق وامضای طرفین رسید تا شهر آرام گرفت را در شورای تامین استان بدون اینکه نامی ببرند به عنوان کار خودشان معرفی کردند . البته خاطرات شیرین کوهدشت بیش از تلخی هاست . مجددا از شما سپاسگزارم که وقت دادید و این مجال فراهم شد. برای بنده هم فرصت مغتنمی بود تا هم امروز در نماز جمعه با شکوه گرمسار شرکت کنم و تداعی خاطرات 20-25 سال پیش بشود و هم از سخنان ارزشمند شما در باره مرحوم آیت الله مروجی وسایر موضوعاتی که مطرح شد بهره ببرم. من هم برای شما توفیق آرزو می کنم و امیدوارم در مسیر فعالیتهای فرهنگی تان خداوند شما را یاری بدهد . کانون فرهنگی سبحان تصاویر : اختصاصی میرملاس درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
عملکرد پرسپولیس واقعا آزار دهنده بوده است/ می دانم که سیاسی پشت تیم است/ روز اول می خواستم از همه ...
94، شما را امیدوار کرده است؟ ببینید اگر من همیشه انتقادی از تیم کرده ام به این دلیل بوده که اول طرفدار تیم بوده ام بعد بازیکن و پیشکسوت. بیشتر خودم را طرفدار می دانم تا پیشکسوت. تیم هنوز زمان دارد که یارگیری های لازم را انجام بدهد. امیدوارم که این اتفاق بیفتد و تا چند روز پیش انتقادات زیادی کردم اما چند روزی است که تصمیم گرفته ام دیگر انتقاد نکنم و حمایت کامل از تیم داشته باشم تا