سایر منابع:
سایر خبرها
روایت گرفتار شدن زنان در دام اعتیاد
زندان آزاد می شود.تا یک سال روی برگشتن به خانه را نداشته و در پارک ها و گاراژها روزگار می گذرانده است. می گوید: پدرم پاک شده بود ،دوستم داشت، ته تغاری خانواده بودم و هنوز جایی در گوشه قلب پدر برایم باقی بود. اگر چه محبت مادرانه ندیدم اما این روزها مدیر کمپ برای من جای خالی یک مادر را پر کرده است. پدرش اکنون 7 سال پاکی دارد و عضو انجمن NA است. داستان جالبی از درس خواندنش تعریف می کند: با
افشای اقدامات خشن جیب برهای دست شکسته +عکس
قرار دهد و من نیز پذیرفتم اما همین مرد از من جیب بری کرد و وقتی پیاده شدم دیدم گوشی تلفن همراه و پول هایم دزدیده شده اند. در حالی که بررسی های پلیسی روی شماره پلاک خودروی سیاهرنگ جیب برها نشان می داد که این پلاک سرقتی بوده است، یکی دیگر از طعمه ها به تیم تحقیق گفت: در خیابان شهران از سمت فرهنگسرا قصد رفتن به آن سوی خیابان را داشتم که سرنشینان یک خودروی سیاه رنگ مرا صدا زدند و پرسیدند کجا
زنی با همدستی مردی شوهرش را کشت/مرد جنایتکار به قصاص محکوم شد، زن خیانتکار به 10 سال زندان
پیشنهاد خودش با همدستی وی همسرش را کشتیم. در دادگاه صبح دیروز این زن و مرد خیانتکار در شعبه دوم دادگاه کیفری یک تهران تحت محاکمه قرار گرفتند. از آنجا که پدر و مادر قربانی جنایت درگذشته اند، رئیس قوه قضائیه خواستار قصاص عامل این جنایت شد. وقتی یوسف برای آخرین دفاع پشت تریبون ایستاد، گفت: مسافرکشی می کردم که با زهره آشنا شدم و بعد مسیر رابطه مان طوری پیش رفت که این قتل را انجام دادیم. آن
سرقت های باند فرش دزدها
اعضای باندی که پس از سرقت خودرو راهی فروشگاه های فرش و تابلوفرش شده و دست به سرقت از آنجا می زدند دستگیر شدند. به گزارش همشهری، متهمان در بازجویی ها به سرقت از خانه ها هم اعتراف کردند.اعضای این باند پس از سرقت از یک فرش فروشی در منطقه مشیریه تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند. صاحب فرش فروشی به مأموران گفت: صبح که راهی مغازه ام شده بودم متوجه شدم که کرکره تخریب شده و در مغازه باز است. به محض
انهدام باند سارقان بچه محل/ چهره دزدان در دوربین های فرش فروشی
بازپرسی دادسرای ناحیه 34 تهران در اختیار اداره هفدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. اظهارات مالباخته مالباخته پس از حضور در اداره هفدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: در زمان مراجعه به مغازه محل کار خود متوجه شدم که حفاظ (کرکره) تخریب شده و تعدادی از تابلو فرش های داخل مغازه سرقت شده است، بلافاصله به بررسی تصاویر دوربین های مداربسته پرداخته و متوجه شدم که سه
جنایت برای چند النگوی طلا!
گفتم بیاید کسی در خانه پیرزن نیست! دختر جوان در حالی که لرزش دستانش محسوس بود ادامه داد: با پول هایی که مادرم از فروش طلاها به دست آورد تنها 2 گوشی تلفن همراه خریدیم. آن شب وقتی از منزل پیرزن بیرون رفتیم داخل کوچه دیوانه وار می دویدم. من از این که مادرم قصد داشت پیرزن را بکشد اطلاعی نداشتم و تنها به خاطر سرقت با او همکاری کردم. این در حالی بود که پدرم نیز در جریان موضوع قرار نداشت. بر
چرا مصرف سیگار بین زنان ایرانی 3 برابر شده است؟
از روز قبل گویا می شود. به کسی چه ربطی دارد؟ الهام 19 سال، دانشجوی سال اول مهندسی پزشکی است. پک عمیقی به سیگارش می زند و حلقه های دود را از بینی اش بیرون می دهد. تراس خانه جایی است که او اجازه دارد در آن سیگار بکشد. اجازه ای که کسی به او نداده بلکه خودش برای خودش صادر کرده. بعد از اینکه مورد اعتراض مادرش قرار گرفته که اتاقش بوی گند سیگار می دهد. روزی چند نخ سیگار می
قتل به خاطر 4 هزار تومان مواد مخدر
کیفرخواست به شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد. روز گذشته متهم در مقابل هیات قضایی قرار گرفت و از خود دفاع کرد. وی به قضات گفت: باور کنید قصد کشتن نداشتم و در یک لحظه عصبی شدم و می خواستم از خودم دفاع کنم. با اعترافات این پسر هیات قضایی وارد شور شدند تا حکم خود را در مورد این پرونده صادر کنند.
نقشه زن خیانتکار برای قتل شوهر
برای انجام کاری خانه را ترک کرد و قرار بود زود به خانه بازگردد که خبری از او نشد تا این که امروز در تماس پلیس متوجه شدم شوهرم کشته شده است. او گوشی تلفن همراه و مقداری پول همراه داشت که پس از قتل سرقت شده است. ماموران که متوجه تناقض گویی های همسر مقتول شده بودند، تحقیقات را روی او متمرکز کردند. همچنین خانه مقتول بازرسی و لکه های خون در اتاق خواب و روی فرش پیدا شد. در این مرحله
پسرهایی که قربانی تجاوز شدند
، به ناچار لب به اعتراف گشود و در اعترافات خود گفت: معتاد به شیشه هستم و مکانی برای زندگی ندارم و از مدتی قبل کارتن خواب شدم. در حین ارتکاب به سرقت و آزار و اذیت حالت عادی نداشتم. توهمات شیشه ای من را به این راه کشاند. برای تهیه پول خرید شیشه تصمیم گرفتم دست به زورگیری و سرقت بزنم به همین خاطر یک چاقو تهیه کردم و نقشه ام را به اجرا گذاشتم. تحت تأثیر توهم ناشی از مصرف شیشه در حین زورگیری وسوسه شدم و 2 پسر جوان را مورد آزار و اذیت قرار دادم. با اعترافات تکان دهنده این متهم پرونده جهت تحقیقات بیشتر و شناسایی قربانیان احتمالی این مرد در اختیار کارآگاهان اداره آگاهی قرار گرفت. ...
با همسر بی مسئولیت خود چگونه رفتار کنیم؟
های دوران مجردی است، هنوز از یادشان نرفته و در وضعیت تاهل نیز گمان می کنند، می توانند چون سابق باشند و رفتار کنند، در حالی که تاهل یعنی ما شدن، خانواده سالاری، گذشت و فداکاری. نداشتن بلوغ فکری 2 انجام تمامی امور خانه از خرید کردن تا پرداخت قسط و قبوض خانه به عهده من است، اگر قرار باشد کارها را به او بسپارم مطمئنا بعد از هزار بار پشت گوش انداختن، آخرش هم نصف نیمه انجام می شود
دستگیری 4 زورگیر شمال تهران (+عکس)
خواهی بروی؟ کارت بیمار خاص روی سینه ام قرار داشت و به این بهانه راننده پراید عنوان کرد مگر می گذارم شما با این حال مریض پیاده بروی و به اصرار مرا سوار پراید کرد؛ اما پس از طی مسیر کوتاهی، ناگهان راننده که به اصرار مرا سوار ماشین کرده بود از من خواست که از ماشین پیاده شوم و پس از مراجعت به خانه بود که متوجه شدم مبلغ دو میلیون تومان وجه نقد همراهم توسط سرنشین صندلی عقب که دستش را با یک آتل بسته بود
ما به تلویزیون پول نمی دهیم!/نسل سوم پاپ کم سواد نیست
شب سرم را روی بالشت می گذارم خیالم راحت باشد که تاثیرگذار بودم و به قول پدرم نیامدم که قیمه و قورمه بخورم و از این دنیا بروم! . آمده ام تاثیری گذاشته ام هرچند به اندازه خودم و به اندازه ظرفیت خودم و به اندازه آن چیزی که خودم بلد بودم. * سراغ موضوع دیگری برویم. یکی، دو سال است که باب شده و می گویند خواننده های هم نسل شما خواننده بیسوادند و فهم موسیقایی چندانی ندارند! این گفته ها هم بیشتر
قتل به خاطر اختلافات ناموسی
سلامانه : به گزارش روزنامه اعتماد، دو سال از قتل هادی 30ساله می گذرد. پرونده ای با موضوع قتل عمد در نزاع دسته جمعی تشکیل شده و برای رسیدگی در اختیار قضات قرار گرفته و به شعبه 10 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی قربانزاده ارسال شده است. صبح دیروز، با آغاز جلسه دادگاه، نماینده دادستانی متن کیفرخواست را قرائت کرد. در آن آمده بود: دوم مهرماه 92 امیر و حسین، دو متهم پرونده، به در خانه
طنز/ توافق شد، ناپلئونی گران شد
که از عصر امروز تا کیلویی 70 هزارتومان هم گزارش شده است. یکی دیگر از خبرنگارهای ما بعد از توافق هسته ای به میان مردم رفت و نظرشان را درباره توافق پرسید: آقا مهدی بقال محل: از وقتی توافق شده پدرم دراومده. مردم فکر می کنن شیر و ماست رو باید مجانی بهشون بدم. همه میان قیمت ها رو می بینن و می گن هنوز که قیمت هات همونه! شهلا خانه دار: وای خیلی خوشحال شدم توافق شده. منتظرم
این ذکر برای تو نیست!
خودمانی و عامیانه کلاس اوّل است. این مثلاً برای آن مراحل بالاست. لذا این طور نمی شود. وقتی من این را بیان کردم، یکی از آقایان خودشان برای من تعریف کردند که اتّفاقاً ما با یکی از دوستان محضر حاج آقا مجتبی رفته بودیم که ذکری و مطلبی را برای آن دوستم که مشکلی داشت، بگیریم. آن بنده خدا گفت: آقا مشکلم این است و ایشان هم یک ذکری داد. من هم آن جا نشسته بودم. ایشان وقتی فرمایششان تمام شد
دعای مادر شهید عملیات رمضان در برج صدام! +عکس
ولشکلا را از سر گرفت. در شب 10 محرم سال 1357 که در بیشتر شهرها و روستاهای کشور به دعوت رهبر انقلاب و آیت اللّه طالقانی راهپیمایی و تظاهرات بر پا بود، درگیری شدیدی در روستای ولشکلا میان عوامل رژیم و مردم در رفت و علی اکبر در این درگیری مورد ضربت و شتم عمال دولتی قرار گرفت. در این روز پس از مراسم نماز در مسجد روستا بیست و پنج نفر از مخالفان حکومت پهلوی از جمله حسن پور، بهرامی، رمضانپور و درویشی به
عابدینی: وزیر ورزشِ نخبه، پنج نظر در مورد فوتبال داده که همه اش خلاف بوده است!
حقانیت ما سر تعظیم فرو آوردند، بسیار خوب است. من این پیروزی را به اصحاب رسانه، ملت و دولت تبریک می گویم، چون آنها قدم های خوبی در این راه برداشتند. عضو هیئت رئیسه سازمان لیگ افزود: پیشنهاد می کنم در شب انتخاب برترین های فوتبال ایران جایزه بهترین مدافع سال به محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه مان تعلق بگیرد که جانانه از حقوق ملت و حقوق هسته ای ما پس از کاری طاقت فرسا و دوساله دفاع کرد. ظریف یک
20 درصد مردم کردستان عراق سید هستند
العربیة دیدم. من در آن زمان کلاس چهارم یا سوم ابتدایی بودم اما زبان عربی را به خوبی بلد نبودم و دوستم برای من می خواند و ترجمه می کرد. در آن زمان در کلاس چهارم ابتدایی بودیم. به دوستم عبدالقادر گفتم این کیست؟ گفت این مرد رهبر شیعه است و می خواهد شاه پهلوی را برکنار کنند تا این مرد به جای او رهبر ایران شود. روزها گذشت و همچنان مشغول تحقیق بودم. در کرکوک که نزدیک ما بود به شیعیان، رافضه می
دعوای خونین تا سر حد مرگ برای پس گرفتن بدهی
جوان ، چندی پیش مرد جوانی با مراجعه به دادسرای ناحیه 16 در شکایتی گفت: چند وقتی بود که به یکی از دوستانم بدهکار بودم. من باید 10 میلیون تومان به دوستم پرداخت می کردم اما پول نداشتم. هرکاری کردم نتوانستم این پول را تهیه کنم برای همین هربار برای پس دادن این پول بهانه ای می آوردم. شاکی ادامه داد:دوستم هم هر بار بیشتر به من فشار می آورد تا پولش را پس دهم. تا اینکه دیروز او به سراغم آمد و
کلاهبرداری به بهانه واگذاری سهام بیمارستان
در اختیار این زن و شوهر قرار داده و طی یک سال گذشته نیز سود خوبی به او پرداخت شده بود ، به این زن و شوهر معرفی شدم . با اصرار بنده آنها قبول کردند تا بنده نیز به عنوان سهام گذار اقدام به سرمایه گذاری نمایم ؛ با توجه به اطلاعاتی که در خصوص سابقه و به ویژه شهرت بیمارستان جم تهران پیدا کرده و تصور می کردم که فرصت مناسبی برای سرمایه گذاری فراهم شده ، اقدام به پرداخت مبلغ 107 میلیون تومان به
انتقاد از شهرزدگی و تهران زدگی سینمای ایران در آیین رونمایی از ممیرو
ساخته شده است که سینمای معاصر ایران یک سینمای آپارتمانی و شهرزده است و مخاطب نیز حاضر نیست برای تماشای مشقت انسانی پول بدهد و در سالن بنشیند. خسرو سینایی از فیلمسازان جوان می خواهد دوربین خود را از تهران خارج کنند و این فیلم همین کار را کرده است و نتیجه هم درخشان بوده است. ضمن اینکه ممیرو به دلیل نمایش دادن آیین ها و روحیات یک اقلیم خاص در ایران می تواند تبدیل به یک فیلم مرجع شود. فیلمی که حتی لوکیشن های آن ممکن است ده سال دیگر وجود خارجی نداشته باشد. امروز شاهد اثری یگانه در سینمای آپارتمان زده معاصر بودیم. ...
رعایت حقوق بیت المال
می گوید. برو تهیه کن. چون تو از ماشین بیت المال به درستی حفاظت نکرده ای. حقوق ماهانه من در آن زمان سه هزار و دویست تومان بود و اگر می خواستم فقط یک زاپاس بخرم باید دو هزار تومان پول پرداخت می کردم. سرانجام با هر زحمتی بود آنها را تهیه کردم. آن روز و در آن شرایط از برخورد خشک شهید بابایی ناراحت شدم، ولی قدری که اندیشیدم، بر بزرگی و تقوای او آفرین گفتم چراکه حاضر نشد حتی در مورد دوست صمیمی اش هم از
شیطان خرابه های شرق تهران دستگیر شد
جوانی آشنا شدم اما او مرا به ماده مخدر شیشه معتاد کرد. بعد از این که نتوانستم کار کنم مشکلات سراغم آمد. به همین دلیل تصمیم گرفتم سرقت کنم تا پول موادم تامین شود. بعد از سرقت اولین گوشی از پسر جوان تحت تاثیر توهم شیشه او را مورد آزار و اذیت قرار دادم. بعد از هر سرقت نیز اموال سرقتی را به ساقی مواد می دادم و در مقابلش مخدر شیشه می گرفتم. با اعترافات پسر 26 ساله قاضی احمد بستان زاده، بازپرس
ایران مورد بی مهری رسانه ها است/ اجحاف در حق زیبایی های یک کشور
به استان سیستان و بلوچستان صحبت کرد و گفت: این استان به حدی جاذبه دارد که می توان با ورود گردشگر به آن امنیت منطقه را تحت تاثیر قرار داد. من از ناآگاهی خودم درباره این استان شرمسار شدم چون دیدم در این منطقه خشک، توت و شاتوت آن هم در این فصل کشت می شود و جاده سراوان به خاش را در ساعات پایانی شب و در امنیت کامل طی کردم. اگرچه من دچار بیماری های مختلفی شده ام اما می خواهم ادامه زندگی ام را برای پیدا
خانواده های بی گناهی که تقاص اشتباه مردهایشان را پس می دهند + تصاویر
ورودش به بحث مواد مخدر را می پرسد و او پاسخ می دهد: به خاطر خرج خانه مجبور شدم این کار را بکنم، اما الان اعتیادم را هم ترک کرده ام. موحد پس از اینکه مطمئن می شود این مددجو بدون سابقه است به وی می گوید: اگر آزادی مشروط به شما بدهند، دوباره به سمت مواد مخدر می روی یا خیر که مرد خیلی قاطع عنوان می کند: توبه کرده ام. اتاق ها خیلی گرم هستند، از پنکه و کولر خبری نیست، موقع خداحافظی از
اعترافات خواندنی دو تروریست!
4 تا 5 میلیون بدهی به ما تحمیل می شد. یک روز در حال قدم زدن با سید خالد در زمین کشاورزی بودم که خالد از من پرسید حاضری با هم یک کاری انجام بدیم و پول خوبی بدست آوریم؟ منم پرسیدم این چه کاری است؟ و چه مقدار پول در قبالش می دهند؟ خالد در جواب به من گفت که جزئیات کار را شب برایت تعریف می کنم؛ شب به خانه ما آمد و گفت که ما باید یک سری عملیات هایی را انجام بدهیم و از آنها فیلم تهیه کنیم و از طریق شخص
خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت
بی تابی می کردند. فقط جای خلوتی که پیدا می کردم، در تنهایی خودم گریه می کردم و اشک می ریختم. بله. وقتی سید جلیل را آوردند، آنقدر داد زدم و گریه کردم اما بعدا ناراحت شدم و گفتم نباید داد می زدم به هرحال آنها هم بچه های من هم بودند که آنجا بودند، نباید داد می زدم اما بی اختیار شده بودم. بعدا ناراحت شدم. باور نمی کردم، هر چقدر می گفتند دیده ایم که شهید شده است، من باز هم چشم انتظارش بودم. گاهی می گفتم، خدایا می شود یک شب در خانه را باز کند و برگردد؟ منبع: مشرق
پشت پرده وقایع بانک پارسیان
پایان پرماجرای آن حکم خاطره ای را یافت. خاطره ای که برای ثبت در تاریخ اقتصادی ایران تصمیم گرفتم آن را به رشته تحریر درآورم. پس از آن مصمم و جدی بر آن شدم تا تمرکز و انرژی خود را صرف تاسیس بانک خصوصی جدید کنم. بانکی که نام رامسر را برای آن انتخاب کرده بودم. بنا داشتم عمده فعالیت بانک رامسر در سه استان شمالی کشور انجام گیرد و برخلاف بانک پارسیان که فعالیت آن در حوزه صنعت تمرکز داشت برای بانک جدید حوزه کشاورزی، صنایع جانبی آن، گردشگری و شیلات را هدف قرار دهم. اگرچه همه مراحل تاسیس بانک رامسر طی شد اما متاسفانه در پی بحران انتخابات سال 1388 با محدودیت هایی مواجه شد و به حال تعلیق درآمد. ...
خلبانی که خبر کودتای نوژه را به امام خامنه ای داد
دانی؟ او شروع کرد به شرح دادن. گفتم: شما چطور شد آمدی سراغ من؟ او ماجرای خود را تعریف کرد که جالب بود... آثار بیخوابی شب، خیابان گردی، خستگی، افسردگی شدید و سراسیمگی در او پیدا بود. حرفش را مرتب و منظم نمی زد و من مجبور بودم مکرر از او سؤال کنم. خلاصه آنچه گفت این بود که در پایگاه همدان اجتماعی تشکیل شده و تصمیم بر یک کودتایی گرفته شده، پول هایی به افراد زیادی داده اند، به خود من [خلبان] هم پول