سایر منابع:
سایر خبرها
جزئیات حادثه رودخانه دز از زبان زن نجات یافته
امدادی به وسیله جت اسکی به محل استقرار من آمدند و نجاتم دادند که تلاش های شهرداری، هلال احمر و آتش نشانی شایان تقدیر است؛ چراکه از جان خودشان برای نجاتم مایه گذاشتند. زنگنه با اشاره به اینکه در این تور گردشگری همه افراد بیمه شده بودند و هزینه آن را پرداخته بودند، گفت: قبلا درباره این منطقه شنیده بودم. خانواده ام با رفتن من به این منطقه مخالفت کردند؛ ولی به خاطر هیجانی که داشتم، خیلی علاقه مند بودم
رستاخیز آگاهی
آیین جوانمردی در حال از بین رفتن است. اما نویسنده برای آن که گرفتار ایدئولوژی سیاسی نشود و سیاسی بنویسد باید آگاهی لازم را کسب کند، حتا تجربه های سیاسی داشته باشد، مطالعه کرده باشد، درگیرِ سیاست باشد. احمد غلامی: برای اینکه این گره باز شود به نظرم ابتدا باید ببینیم سیاست و قدرت کجا شکل می گیرد. سیاست جایی خلق می شود که ذهنیتی وجود دارد. اما قدرت با مفهوم نهاد مرتبط است. یک نهاد داریم که
نیکخواه بهرامی: باوئرمن مربی خوبی نبود/ 27 سالگی نمی توانستند حذفم کنند
تشکیل شود. حالا در میان این نفرات چه کسی که 17 سال داشته باشد و چه 40 سال باید در تیم ملی باشد. *از اینکه خارجی ها بگویند ایران را بردیم ناراحت می شوم ما ورزشکاران در کنار رقابت های داخلی با بازیکنان خارجی هم رقابت و کل کل داریم. اینکه ببینیم بازیکنان خارجی بگویند ایران را بردیم ناراحت می شوم. از شکست ما خوشحالی کنند من را می سوزاند. غرب آسیا این اتفاق افتاد. تیم نایب قهرمان
تغییر نقش ها/ با داشتن فرزند چند ماهه باز هم به پایتخت آمدم
می شود و هیچ وقت اینگونه نیست که تغییری در ما نباشد. مخصوصا امسال که مشخص شده بهبود(با بازی مهران احمدی ) همسر فهیمه در قصه وجود ندارد و البته اینقدر ظریف به آن اشاره شده که مخاطب اذیت نمی شود. این بازیگر درباره میزان حضور شخصیت های مختلف در این سریال اظهار کرد: حضور ما در پایتخت اینگونه نیست که کسی کمرنگ و یا پررنگ باشد و قهرمان سازی به شکل مرسوم در آن وجود ندارد بلکه همه در آن اعضای
نجات زن ماجراجو از دره ارواح
سپری کرده است. اوگفت: همیشه با همین تورگردشگری به گردش می رفتیم و تور بسیار خوبی بود و اطمینان کاملی نسبت به این تور گردشگری و حتی لیدر آن داشتیم چرا که او فردی با تجربه و با توانایی بالا بود. ساعت 6 صبح پنجشنبه به همراه تعداد دیگری از گردشگران که اغلب خواهر و برادر، زن و شوهر یا فامیل بودند به سمت محل مورد نظر حرکت کردیم. راهنما، به ما گفت به مدت پنج ساعت دره نوردی داریم و فیلم هایی از
تجلیل از آزاده سرافرازی که در مقطعی سانسور شده بود!
: ملاصالح در مقطعی سانسور شده بود و خدا را شکر که کتاب رضیه غبیشبی به خوبی این آزاده قهرمان را زنده کرد. مرتضی سرهنگی در این مراسم با اشاره به گونه ای از ادبیات جنگ تحت عنوان ادبیات بازداشتگاهی یا اسارت گفت: این گونه ادبی یک ادبیات شناخته شده در دنیاست. انسانی ترین گونه ادبیات جنگ ادبیات بازداشتگاهی است و کتاب ملاصالح از این جنس است. وی افزود: ما چه بخواهیم چه نخواهیم حین خواندن این
نویسندگان ایرانی 20 سال دیر به بوسنی رفتند
اشتراکات واژگانی بسیار داریم که همه اینها نشان از خواهر برادری فرهنگی بسیار عمیق ما دارد. این شاعر در بخش دیگری از سخنانش گفت: سفر به بوسنی سبب آگاهی من نسبت به وقایع این کشور شده و وادارم می کند که مطالعاتم درباره واقعه جنگ بالکان را افزایش دهم. خودم را مدیون خواهران و برادران بوسنیایی می دانم و تلاش می کنم صدای مظلومیت این عزیزان را با هنر گره بزنم و منتشر کنم. عسکری سپس با
فریبی که عراقی ها از ملاصالح خوردند/ غبیشی: ملاصالح از ستاره های آبادان است
است رضیه غبیشی نویسنده کتاب ملاصالح گفت: خدا را شاکرم که توفیق یافتم سرگذشت یکی از ستاره های شهرم را بنویسم، من خود از زخم خورده های روزهای دفاع هستم و بعد از اتمام جنگ نیز پرستار همسر جانباز خود بودم. وی افزود: شخصیت ملاصالح در انزوا بود و این شخصیت نورانی مخفی مانده بود، در واقع این کتاب چهارمین اثرم است و آنقدر که مردم تهران ملاصالح را می شناسند مردم آبادان او را نمی
روایتی از یک تجارت مرگبار در ایلام
: سال 70 بود که به مهران برگشتیم. آن موقع 4 ساله بودم. مهران تقریبا خالی بود. بعضی ها بعد از جنگ برگشته بودند. بچه که بودیم مهمات و گلوله که پیدا می کردیم، آتش می زدیم و بازی می کردیم. خیلی ها همان بچگی روی مین رفتند. توی همان سن چهار پنج سالگی. برادر من سیف الله، سال 77 رفت. 14 سالش بود، چوپانی می کرد، همین جا. درجا کشته شد. سه چهار سالی هست که شهید حسابش کرده اند. من خودم سال 83 روی مین رفتم
کارگردانان پیشنهاد های یکنواخت و تکراری می دهند!
گفت و گو را می خوانید: ... اگر موافق باشید از سریال پنچری و اتفاقی شروع کنیم که باعث شد اینبار شما را با نقشی متفاوت در این سریال ببینیم. – واقعیت این است که در کل مخاطب از من بازی های خیلی جدی را دیده است، حتی در سریال دردسرهای عظیم نیز با وجود فضای طنزی که وجود داشت، من نقش کاملاً جدی را بازی می کردم.در واقع این اتفاقی بود که مدت ها درگیر آن شده بودم و خودم خیلی مایل
لیلا حاتمی از نمای نزدیک!/عکس
، مسیرم هیچ وقت به جای جدی ای نرفت. ولی فکر می کنم قطعا اگر این کار را نمی کردم، یک کار دیگر می کردم. بیکار نمی بودم. اما این که چه کار می کردیم، نمی دانم. مثلا من داشتم مهندس می شدم دیگر. ولی فکر نمی کنم که می شدم. فکر کنم در همان مسیر هم هی می رفتم سمت ادبیات. اتفاقا می خواستم درباره ترجمه آن دو فیلمنامه، گرترود و شب افتتاح ، ازتان بپرسم. البته هیچ کدام آنها به ابتکار خودم
وقتی به من پیشنهاد بی شرمانه داد، او را کشتم
، به مأموران گفت: با فرزندانم در خانه بودم که صدای داد و فریاد آمد و از پنجره فردی را دیدم که در حال شکستن درِ حیاط است، از ترس به دامادم زنگ زدم و او هم موضوع را به پلیس اطلاع داد. مأموران با شنیدن این اظهارات تحقیقات خود را آغاز کردند و فردی به نام اسکندر را که مجروح و خون آلود بود، در اطراف خانه پیدا کردند؛ بنابراین پس از صورت جلسه او را به بیمارستان فرستادند؛ اما او به خاطر شدت جراحات وارده
شهیدی که یک روستا را به نام خود زد
داشت قطعه 26 دفن شود جلال خوب خوب می شود و دیگر درد نمی کشد. دردهای جلال که تمام می شود دردهای خانواده آغاز می شود. خبر خیلی زود می پیچد. خواهر شهید می گوید: روزهای آخر صبح ها از خواب می پریدم و رو پدرم می گفتم از جلال خبر داری؟ به دوستانم نگفته بودم برادرم مجروح است. روزهای آخر دیگر نتوانستم تحمل کنم. به همه گفتم برایش دعا کنند. یکی از بچه های خبرگزاری دانشگاه برای آنکه حالم عوض شود
عاقبتِ سوخت بری زنده در آتش سوختن است
کردم. در یک آن صدای تیراندازی را شنیدم و ناگهان شعله آتش همه ی آینه را پر کرد، مجبور بودم فرار کنم و آنجا نمانم. خانواده حسین بعد از نزدیک به دوسال موفق شدند دیه ی او را دریافت کنند و حالا همسر او با برادر شوهرش ازدواج کرده. شب روز واقعه که به خانه آمدم خیلی استرس داشتم. وقتی چهره ی فرزندانم را دیدم تصمیم گرفتم مسیر زندگی خانواده را تغییر دهم تا شاید در آینده خدا راهی برای ما باز کند
زن با ارزش هم اشتباه می کند
کامران با همین سوءتفاهم آغاز و با تخریب پایان می یابد. مینا در عاشق شدن و معشوق بودن هر دو دچار سوءتفاهم می شود. او به یک سوءتفاهم تکیه می کند و دنبال امنیت در سایه سوءتفاهم است. گرچه این قصه تازه ای نه در سینمای ایران و نه در جامعه ایرانی ست اما رگ خواب موفق شده آن را دلنشین و درست به مخاطب عرضه کند طوری که از مکرر بودنش آزرده نشود و خوب دیده شود. در مرحله نوشتن قصه چگونه ساخته و پرداخته
ماجرای کمک 25 میلیون تومانی خواهر شهاب حسینی به شفاخانه آناهیتا
ادامه داد: من مشکلات بسیارزیادی را در روستای لاکان دارم تحمل می کنم و یکی دوهفته است که این استرس را دارم که نکند همسایه ها جلوی ماشین ها شما را بگیرند و شما را پیاده کنند. من با این استرس در اینجا زندگی می کنم. شنا کردن در خلاف جهت جریان آب باعث چنین اتفاقاتی می شود. خانه خودم را پناهگاه کوچکی برای حیوانات کرده بودم مدیر شفاخانه آناهیتا در شرح رنج هایی که در مدت اداره این سامانکده متحمل
پرسه های مدام برای آموختن
پیدا می کند تا اینکه حدود 10 سال بعد به طورجدی کار تئاتر را با نوشتن نمایشنامه های خود آغاز می کند. دانشگاه سوره در اصفهان تأسیس می شود و بزرگ زاد که در حال تحصیل در رشته حقوق بوده بیشتر از آنکه در دانشکده حقوق باشد، در دانشگاه سوره و در جمع تئاتری ها دیده می شود. کم کم باکارهایش مورداطمینان دانشجویان سوره قرار می گیرد و از همان زمان تجربه واقعی تئاتر آغاز می شود. در چند دوره جشنواره تئاتر دانشجویی
مراقب آتنا هایمان باشیم!
این موضوعات با خواهر و برادر، دوست خانوادگی، معلم یا پزشک و روان شناس مطرح شوند. پاسخ جواد غفوری نسب ، روان شناس کودک به درباره یک سوال مهم: اگر حس کردم فرزندم مورد آزارجنسی قرار گرفته، چگونه از ماجرا سر درآورم؟ گاهی خانواده ها به دلیل این که فرزندشان در معرض شرایط آسیب زا قرار دارد، نگران این هستند که شاید کودک مورد آزار قرار گرفته و رفتار کودک و در مواردی انتشار
گزیده ای از بهترین اشعار گروس عبدالملکیان
می خواستم بروم ماندم نه رفتن مهم بود و نه ماندن مهم من بودم که نبودم ************** کلید بر میز کافه جامانده است مرد مقابل خانه جیب هایش را می گردد آینده در گذشته جا مانده است ************** نه همیشه برای عاشق شدن
رسالت معرفی دنیای معلولان در دستان کسی که نبود/موانعی که بانوی ولیچر نشین را داستان نویس کرد
رشته ادبیات را انتخاب نکردید؟ موضوع اصلی بازار کار بود . با این وجود، رشته ای که برای تحصیل دانشگاهی ام انتخاب کردم را خیلی دوست دارم و با این رشته به دنبال این بودم که از شخصیت های داستانم یک تحلیل علمی داشته باشم و بدانم این شخصیتی که می سازم، رفتارهایی را که از او تعریف می کنم، منشاء علمی و رفتاریش چیست ! به طور جدی از کی به عرصه نویسندگی قدم گذاشتید؟
اتفاق های خوب در موسیقی و تئاتر تکرار نمی شوند
این پروژه نیز گفت: جمع شدن گروهی برای بخش نمایشی این پروژه برای من تجربه ای تکرار نشدنی بود به نظر من ویژگی این متن به دلیل تاثیرش و حال خوبی که دارد. این بازیگر تئا تر و سینما ادامه داد: امروز جای خالی افرادی حس می شود می خواهم از مرتضی احمدی یادی کنم که سهم بزرگی در این پروژه داشت و انرژی اش همیشه کنار ما خواهد بود. ابر ادامه داد: در این پروژه همه زحمت می کشیدند تاشان مخاطب
برسد به دست خانم ف ؛ نامه هایی که زشتی جنگ را به زیبایی زندگی سوق می دهد
راحله صبوری در مقدمه کتاب برسد به دست خانم ف نوشته است: نامه ها نشانه های روشنی داشت که نمی توانستم از آن چشم بپوشم. آن سطرها و کلمات، جهان بینی صوفیانه آدم های زمان خود را حکایت می کرد. به گزارش مهرخانه ، به نقل از فارس، کتاب برسد به دست خانم ف شامل خاطرات سید احمد نبوی است که راحله صبوری آن را نوشته است. بر اساس این گزارش، این کتاب به همراه مقدمه در یازده فصل تدوین شده است
گزیده ای از بهترین اشعار یغما گلرویی
یغما گلرویی شاعر، ترانه سرا، نویسنده و عکاس ایرانی 6 مرداد 1354 در ارومیه به دنیا آمد. در یک سالگی اش خانواده به تهران نقل مکان کرد. در پاییز سال هفتاد و سه، برای بار نخست با احمدشاملو دیدار کرد و آثار خود را برای او خواند. این دیدار و دیدارهای بعدی باعث مصمم شدنش به ادامه دادن راه شعر شد. در اردیبهشت سال هفتاد و هفت نخستین مجموعه شعر خود را با عنوان گفتم: بمان! نماند... توسط مؤسسه
دغدغه فیلم هیس!... به زیر سقف دودی منتقل شده است/ پوران درخشنده، میانجیگر سینما و جامعه/ این فیلم سوگیری ...
/> صادقی هم ضمن موافقت با اینکه سینما باید مخاطبان عام و نخبگان را جذب کند، اظهار کرد: معتقدم عرصه هنر یکی از جاهایی بود که پس از انقلاب از آن درست استفاده نشد؛ اگر سینما، تلویزیون و رسانه را توانسته بودیم درست مدیریت کنیم، شاید الان با بسیاری از مشکلات مواجه نبودیم. بسیاری از مسائل بی ربطی که در جامعه ما مطرح می شود به خاطر نابه سامانی در عرصه هنر است. عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با تأکید
ژن خوب موثر بود یا طمع شرکت های خارجی به نفوذ پدر؟!/ مرغ گران، مردم را داغ کرد
خواستم قضاوتش راجع به پدرش این باشد یا به نحوی آموزش ببیند که باید ریاکاری کند. بالاترین آسیبی که به کسی ممکن است وارد شود، دچار نفاق شدن و ریاکاری است. سخنان وزیر بهداشت چند وجه دارد. یک نکته، پولدار شدن ایشان است و منطقا این سؤال پیش می آید که آیا مسیر پولدار شدن در حد چند هزار میلیارد تومان برای همه فراهم است؟ ثانیا آیا این حق همه شهروندان و خانواده های آنهاست که خودروی ایمن داشته
سبقت عاشقانه از سریال های تُرکیه ای در رقابت با شهرزاد
شهروندان ایرانی، کاملا دست نیافتی و خاص است و ترویج چنین تجملی ظلم به تماشاگری است که سریال عاشقانه را با پول یارانه آخر ماهشان تهیه می کنند. نمایش چنین رفاه کلانی در نسبت با طبقه متوسط، شاید در لحظه بر تماشاگر تاثیر نشاط آوری داشته باشد اما مخاطب از جهان آرمانی عاشقانه که جدا می شود تمنای زیستی اش به سوی رفاهی که نیست و ندارد متمایل می شود و در دراز مدت یک خسران روحی و افسردگی را موجب می
ماجرای پورشه سواری وزیر بهداشت از زبان خودش
همین حملات می گویید؟ اگر بخواهم به خودم و خانواده ام و منافع شخصی فکر نکنم، بله حتما جواب مثبت خواهم داد. به خاطر اینکه خدمات بسیار ارزنده ای در این دولت در حوزه سلامت اتفاق افتاد و البته در بقیه حوزه ها هم کارهای خیلی خوبی شد که مردم، قدردان آن هستند. یعنی اگر منافع خودتان و خانواده را در نظر بگیرید پاسخ تان منفی است؟ اگر بگیریم و در عین حال به عقل مان اعتماد کنیم
عابدزاده: خودم را اسطوره نمی دانم / به من می گویند الان بازی می کردم قیمتم 20 میلیارد بود
امیر به دست بیاورم، رسیده ام و فقط مانده تیم ملی و رفتن او به رئال مادرید . امیر در خانه اش دو عکس دارد . یکی عکس تیم ملی و دیگر رئال مادرید هر روز به آنها نگاه می کند و می گوید باید به این دو برسم . خود من اگر الان بودم لژیونر می شدم پس او راه درستی را در پیش گرفته است . خود شما می گویید همه در این فوتبال دروغ می گویند پس باید چکار کرد تا عابدزاده اطلاعات و تجربه اش را به جای مدرسه
ادبیات مقدم برتاریخ و سیاست است
دارد، و هر لحن، نشانه ای از شخصیت و طبقه آن فرد در جامعه یا حتی بازه زمانی روایت داستان است. هر اثری که می نویسید چه چالشی برای شما ایجاد می کند برای نوشتن اثر بعدی؟ در حدیث سلسله پشت کمانان در ابتدای راه، مسیرم را مشخص کردم: استفاده از زبانی جدید یا نوعی شبه زبان. در جامه به خوناب این تجربه پررنگ تر شد. می خواستم قصه های مکرر بازگوشده را با نوآوری در زبان رنگی تازه دهم. همه قصه های
محصولم را روی دست در بازار می چرخاندم تا مشتری پیدا کنم
بود؟ متحد بودن و خیلی لذت بخش است که خدا تو را انتخاب می کند تا وسیله ای برای کسب درآمد دیگران باشی. علاوه بر این به مال و سرمایه خودت نیز برکت می دهد. اطمینان دارم چون به عنوان وسیله انتخاب شده ای قدرت خدا اجازه نمی دهد که زمین بخوری. برای چند نفر موقعیت شغلی ایجاد کردید؟ در مجموع با خودم 40 نفر. در این سال ها ورشکست هم شده اید؟ بله. مثل نمودار سینوس بالا و پایین شدم