سایر منابع:
سایر خبرها
دیوار به دیوار مسجد ارک
دادم؛ این دیگه اینجا چه کاره است؟ گفت: ارتباطی به شما ندارد! گفتم: تا این مردک، -دقیقا همین مردک را گفتم!- اینجا باشد، به هیچ سئوالی، هیچ جوابی نخواهم داد! خوانده بودیم در جمهوری اسلامی، همه آزادند الا حزب اللهی ها اما به عینه ندیده بودیم که در جمهوری اسلامی همه حرمت دارند الا حزب اللهی ها! جلسه دادگاه من است، آنوقت این بابا، اینجا چه غلطی می کند؟ شما سردبیر روزنامه را راه ندادی، حالا این اهل فتنه
عشرت آباد!
انگار همه داشتن از دست یه موجود ترسناک فرار میکردن، اما نمیدونستن کجا برن. دور میدون شبیه یه گرداب شده بود که داشت همه ماشینها و آدمها رو تو خودش می بلعید. همینطور تو ترافیک گیر کرده بودیم که یه مردی با پراید اومد بغلم و بی مقدمه گفت: قبلشم یه راه دیگه داشتی ولی نرفتی. گفتم کدوم راه؟ من که یه سانتم جا نداشتم.گفت چرا راه داشتی ولی نتونستی بگیری، خُب زنی دیگه چی کار کنی. بعد
علامه طباطبایی آیت الله میلانی را اعلم می دانستند
درباره آیت الله میلانی صحبت کنم، ایشان چند نکته را درباره آیت الله میلانی متذکر شدند، ایشان فرمودند که آیت الله میلانی کسی بود که جز نخبگان مراجع بودند و 25 سال از شاگردان ممتاز مرحوم آشیخ محمد حسین کمپانی بوده که آقای کمپانی نیز جامع المعقول و منقول بود. نکته دیگری که آیت الله وحید خراسانی درباره آیت الله میلانی فرمودند درباره بحث مبارزاتی ایشان بود که گفتند آقای میلانی به هیچ عنوان اهل
نگاهی به نقش رزمندگان استان سمنان در عملیات رمضان
زدن و اینها ترفند فرمانده هاست و ما باید بریم جلو .گفتیم بریم جلو که ما بلد نیستیم خلاصه یک خورده درگیری های لفظی و یک درگیری فیزیکی هم حتی با یک بنده خدایی از بچه هایی که همراه ما بود پیش آمد و نهایتا قریب به اتفاق بچه ها گفتن برای اینکه موفق بشیم و یه مسیری را یریم و به نتیجه برسیم و اینها باید یک نفر را قبول داشته باشیم و اینها نهایتا گفتن خبر من شما مسئولیت را قبول کن و ما بالاخره حرف شما را
روایتی از رمضان وعیدفطرسال61
وصیتنامه هایشان را نوشته بودند. کامیون ةا از راه رسیدند. شب هنگام، با ذکر حسین شعار ماست... حسین شهادت افتخار ماست به سمت نامعلومی حرکت کردیم. وارد جاده اهواز- خرمشهر شدیم. از دوردست صدای شلیک و آتش دهنه توپخانه شنیده و دیده می شد. ماشین ةا همچنان می رفتند. به نزدیکی های طلائیه رسیدیم. پادگان حمید را پشت سر گذاشتیم. بعد از دو ساعت، بچه ها گفتند: به خرمشهر رسیدیم. از جلوی مزار شهدای خرمشهر
سؤال یک طلبه که منجر به نوشتن 30 جلد کتاب توسط آیت الله بروجردی شد
. ویژگی شخصی ارزشی ندارد، احکام دین بیاموزید یکی از بزرگان حوزه نیز تعریف می کردند که در همایشی می خواستیم ایشان را به عنوان استاد نمونه معرفی کنیم، اما ایشان را به زحمت راضی کردیم تا در همایش حاضر شوند و دائم در بین راهی که بسیار هم به دلیل نارضایتی ایشان طول کشید، می گفتند این همایش ها و تجلیل ها را شما راه انداخته اید قبلاً چنین چیزهایی نبوده است. یک بار که از
صدرالدین حجازی و سینا حجازی، پدر و پسر هنرمند
اشک هم را درمی آوریم. گاهی سینا جلوی جمع حرفی را زده که شاید اگر پدر دیگری بود حالش بد می شد. منظورم بی احترامی نیست. منظورم این است که همه چیز حتی اشتباه شما را همانجا مقابل شما عنوان می کند. این برای من لذت بخش است و نشان می دهد پسرم مراقبم است و جایی اگر اشتباهی بکنم حواسش جمع است. این نگاه پدر باعث شده با ایشان راحت باشید؟ سینا: اتفاقا من این راحتی را از بابا دارم.
ماجرای کتک خوردن حاج احمد متوسلیان از رزمنده ها!
انقلابی نشین هم بود. که برای یک عده ای پیرمرد و میان سال سخنرانی داشتم. بعد از سخنرانی، یکی از حضار مرا کنار کشید و پیشنهاد سخنرانی در هیئتی دیگر را به من داد. بسیار جا خوردم و گفتم من که واعظ نیستم، ولی او اصرار داشت که با توجه به این سخنرانی خوبی که انجام دادی از پس آن نیز برخواهی آمد. خلاصه قبول کردم و سخنرانی آن روز را با تفسیر سوره مؤمنون شروع کردم. تخته ای گذاشتیم - همراه تخته سخنرانی کردن مد شده
سید جاسم نوری؛ شیرمرد دجیل
: سید جاسم از کارهای بیرون و جنگ و میدان مبارزه و... برای ما حرفی نمی زد و معتقد بود مسائل بیرون از خانه متعلق به بیرون است و مرد که به خانه می آید همه هم و غمش باید اوضاع خانه، خانواده و همسر و بچه ها باشد. می گفت تو به کارهای بیرون و مباحث کاری و جنگی کاری نداشته باش. می خواهم در خانه با شما راحت باشم. همسرم جانباز شیمیایی هم بود. هوا که سرد می شد و زمستان که از راه می رسید سید جاسم دو سه ماهی در
انتشار فایل صوتی آخرین بگو مگو های قبل از توافق/ 180 درجه اختلاف دو روایت از یک توافق
خارجه یک دور دیگر هم در مقر سازمان ملل ایستاده و با هم عکس یادگاری گرفته بودند. بعد از آن در آخرین جلسه هماهنگی ایران و 1+5 که چنددقیقه امکان حضور تصویربرداران فراهم شد، جواد ظریف و فدریکا موگرینی حرف زدند. هر دو گفتند که این تنها یک توافق نیست یک توافق خوب است ؛ این شاه بیت توافق تاریخی بود. در ادامه این گزارش هسته ای از وین آمده: صدای پای توافق از نیمه شب دوشنبه وین شنیده شد؛ در شهری که
شبیه ترین روز به قیامت در پیش است / عید فطر، ندبه دلتنگی در فراق امام عصر
زکات فطره قبل از نماز عید فطر پیش از نماز عید فطر، انسان باید زکات فطره را جدا سازد .اگر دسترسی به فقیر و مستحق شرعی، دارد بپردازد و الاّ کنار بگذارد، برای هر نفر یک صاع (حدود سه کیلو ) از گندم یا موادّ غذایی دیگر که در آن شهر غذای غالب مردم محسوب می شود، باید پرداخت گردد. از امام صادق، نقل شده است: إن أخرجتها قبل الظهر فهی فطرة، و إن أخرجتها بعد الظهر فهی صدقة و لا یجزیک .قلت
روایت های تاریخی سید محمود دعایی برای ایسنایی ها
خطابه هایی که می خوانیم - اما در کنارش ممکن است اتهامی ایجاد شود و همکاری با بعثی ها تلقی شود و مسائلی را پیش بیاورد. خوب است که از حضرت امام(ره) اجازه بگیریم. ایشان گفتند به همان دلیلی که شما می گویی ، ما نمی خواهیم اگر تبعاتی دارد، این تبعات دامن امام(ره) را بگیرد ، ما می خواهیم این کار را انجام دهیم اگر مفید واقع شد و استقبال شد ، طبیعتا ایشان هم به عنوان عنصری که علاقه مند به مسائل مبارزه هستند
پاسخ آیت الله کاشانی به شبهات درباره کودتای 28 مرداد
هستند، همان روزهایی که از آن ترس داشتیم رسیده است. مصدق با خود خواهی و لج بازی همه سنگرهای محکم دفاعی ملت را خورد و نابود کرد. شاه که در دست ما موم بود اکنون صدقه سر مصدق یکه تازی میکند. مصطفی را کشت خواستم خون خواهی کنم مرا بزندان کشیده است . نمیدانم شرح ما وقع را شنیدید یا خیر در استنطاقی که کردند گفتند شما محرک قتل رزم آرا هستید . بمدعی العموم گفتم اگر مصدق مرا با لجاج و عناد و یا بدستور خارجی
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (141)
شلوغه درگیر مسائل هسته ای هستی ماهم خوشحالیم بابت این قضیه ولی دلیل نمیشه ک یارانه هارو واریز نکنی ما حواسمون ب همه جا هست امروز 24ام هست. 13. می ترسم آخر این قضیه توافق هسته ای مثل بازی نفت و تراکتور بشه اونجا توافق نشه بعد اینجا مردم بریزن بیرون و جشن بگیرن دنیا هم تو کف بمونه که توافق نشده و ملت ایران دارن جشن میگیرن 14. حالا از شانس ما ظریف فصل
ناخوش خر خورده/شادی در اردوگاه دلواپسان/بورس در انتظار تدبیری ظریفانه
داد و اومد. پس فرداش که دوباره به عیارت مریض رفت ناخوش حالش بدتر شده بود پسر هم تمام آن ادا اطوارهای بابا را درآورد و آخر سر بادی به گلو انداخت و گفت: نگفتم نگذارید ناپرهیزی کنه؟ یکی از بستگان ناخوش جواب داد: ابداً... اصلاً... ما دست از پا خطا نکرده ایم، شما هرچی گفته اید ما همون ها رو موبه مو انجام دادیم پسر حکیم باشی با اوقات تلخی و بد لعابی ناشیونه فریاد زد: نه خیز ناپرهیزی کرده
با امیر کاظمی، بازیگر- ورزشکار حرفه ای!
گفتم بلد نیستم و چه کار کنم و این ها... متن را دادند و رفتم دو دور خواندم و بعد با دو برداشت کار انجام شد. دلیل دو برداشت هم این بود که در برداشت اول صدا قطع بود وگرنه من بدون اشکال انجام دادم. راستش من خیلی خوب بازی کردم اما همه حواسم به این بود که بابت این کار به من پول می دهند یا نه. خب بچه سال بودم و همه حواسم به این بود که از راه سینما بتوانم پولدار شوم. (با خنده) بابت
از پیشنهاد نافرجام به سفیر ایران در لیبی تا روایت مجروحیت در تکریت/ نبودن ایرانی ها، اولین شرط حضور غربی ...
بعد از انقلاب اسلامی ساخته شد . آن زمان بیشتر نگاهمان به داخل بود و فعالیت هایی که در مرزهایمان وجود داشت ولی کم کم یک نگاه جهانی پیدا کردیم و در این میان می توانیم جنگ بوسنی را به عنوان یک نقطه شروع و اوج مستندسازی بحران در ایران تلقی کنیم و مستندسازان با انگیزه بیشتری به آنجا رفتند و شروع به فعالیت کردند و بعد از آن نیز وارد بحران های دیگر از جمله چچن , افغانستان و پاکستان شدند. طی
انچه در مراسم افطار هاشمی رفسنجانی با اصحاب رسانه و هنرمندان گذشت
. کاردان ادامه داد: آن روز شما از من سوال کردیم که چگونه می توانید این گونه مسلط با چندین لهجه صحبت کنید من خطاب به شما گفتم حاج آقا رفیق ناباب. این صحبت موجب خنده حاضران شد و برای چند دقیقه ادامه صحبت هاشمی و کاردان قطع شد. این مجری ادامه داد: آن روز حاج آقای خزایی پیش من ایستاده بود و دائما به من لگد می زد و می گفت این حرف ها را نزن. کاردان با خنده گفت: من ترکم و
عطر بهار نارنج از بابل تا تهران
مردم تهران می آورند. خانه کوچک پشت وانت چهارشنبه شب بار سفرشان را می بندند. ساعت حرکتشان از بابل مشخص نیست. اگر همه چیز خوب پیش برود و همه محصولاتشان را آماده کرده باشند حدود 11شب حرکت می کنند. 3 روز تهران می مانند. سفارش مشتری ها را تحویل می دهند. شنبه شب به سمت توپخانه می روند و سفارش های آن قسمت را هم تحویل می دهند و دوباره به سمت بابل حرکت می کنند. البته این برنامه فقط
از خودم راضی هستم/ دوستانم به من می گفتند تو گیر بده، ما دعوا کنیم!
رویی گشاده به پرسش های ما پاسخ داد. سین: خودتان را چطور معرفی می کنید؟ جیم: علی حسینی هستم . سین: کی و کجا متولد شدید؟ جیم: 1/1/56 در فلکه سوم خزانه بخارایی سین: از خانواده تان بگویید. جیم: خانواده ای هفت نفر بودیم، 4 برادر و یک خواهر و من فرزند دوم هستم، پدرم کارمند نیروی انتظامی و مادرم خانه دار است. سین: خواهر و برادرهایتان ورزشکار
کاری کردیم که دنیا باور نمی کرد
بازگشت گردان ما، نه توپی بود، نه تانکی به آن صورت بود. دشمن چهار تا خمپاره می ریخت. آن هم مساله ای نبود، یک لحظه خیز می رفتیم و بعد بلند می شدیم. حالا همین معطلی و کندی در راه بازگشت، خودش موجب تضعیف روحیه می شود دیگر. اگر قبل از حمله، در این جا به ما می گفتند که در صورت هر مساله ای، احیاناً ما به عقب برخواهیم گشت. دیگر نه تنها صبح روز عقب نشینی ناراحت نمی شدیم، بلکه خیلی هم خوشحال می شدیم، یعنی باید
جمع آوری 200 میلیون تومان برای حمایت از زندانیان/ 25 هزار خانواده زندانی تهرانی از هیچ نهادی حمایت نمی ...
انتها افزود: امیدواریم در وهله اول خداوند زمینه و بستر آزادی فرد زندانی شان را فراهم کند بعد در زندگی این عزیزان و با همت افراد خیر و خوب و نیکوکار عزیزمان داشته باشیم. از عزیزان هیأت مدیره به خصوص آقایات قامسی و بیادی تشکر می کنیم که تشریف آوردند. همچنین از همه عزیزانی که کمک کردند. امیدواریم در این مراسمی که در خدمتتان هستیم توسط خوبان بتوانیم گره ای از کار بندگان خدا باز کنیم. در ادامه
ما به تلویزیون پول نمی دهیم!/نسل سوم پاپ کم سواد نیست
، بنام خداوند بخشنده مهربان. این دنیا فقط بخشندگی می خواهد و مهربانی. ته این دنیا احساس می کنم همین است. یک روز پدرم را به درمانگاه برده بودم و 4، 5 نفر آمدند و سلام علیک کردند و عکس گرفتند. پدرم گفت که داداش معروف شدی ها! گفتم خیلی زحمت کشیدم، 15 سال است. گفت آره خیلی خوب است که دوستت دارند. گفتم آره حاج آقا لطف خداست. گفت فقط حواست باشد این عکس و تشویق ها تا پیج بهشت زهرا هم همراهت نمی آید، آدم باش
این ذکر برای تو نیست!
خیر و آشتی و اتّصال با پروردگار عالم است. إِنْ نَطَقَ نَطَقَ مَأْجُوراً . آن قدر مملو و لبریز از خوبی است که اگر سخن بگوید، سخنش درخور پاداش است. یعنی فقط حرف های خوب می زند. این زبان نعوذبالله به غیبت، به تهمت، به دروغ، به زخم زبان، نعوذبالله به فحاشی، به حرف های رکیک باز نمی شود. عرض کردم آیت الله آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی به آن شخص گفته بنشین و دیگر وقتی همه رفتند به او تشر زده
هدفم آشنا نمودن جوانان و نوجوانان با دریای وسیع علم و معرفت در قرآن کریم است
مرحوم استاد حاج خسرو رفعت نژاد بودند که بنده هیچگاه یاد ایشان را از ذهنم خارج نمی کنم و همواره سعی می کنم الگوهای اخلاقی و رفتاری ایشان را سرمشق زندگی خود کنم. زمانی در دوران نوجوانی در جلسه قرآنی حاج آقای رفعت نژاد به تلاوت پرداختم. ایشان پس از تلاوت به بنده جمله جالبی را با صراحت کامل گوشزد کردند و گفتند: چرا مثل بزغاله تلاوت می کنی؟! سعی کن مردانه تلاوت کنی. همین جمله استاد کافی بود
کشکول: روز بیست و هفتم ماه رمضان
امیرالمؤمنین(ع) متولد شده است. * امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ به این پرسش که شما بالاتر هستید یا حضرت محمد(ص) فرمود که من یک بنده از بندگان کوچک پیامبر هستم. درسی که امیرالمؤمنین(ع) به ما می دهد این است که ایشان با همه عظمتی که دارند اما مقام تعظیم را در مقابل استاد دارند. و این که امیرالمؤمنین(ع) می خواهد بگوید که من مخلوق هستم و باید در پهلوی استاد زانو بزنم . همه عظمت را امیرالمؤمنین(ع
دفاع تمام قد تلویزیون از رستاخیز
ارغوان جام جم شرکت کرد و به تفصیل درباره فیلمش حرف زد. به احتمال خیلی زیاد دور جدید هفت هم با دعوت از عوامل رستاخیز روی آنتن خواهدرفت. اعتراض ها قدیمی است وقتی با غلامرضا فرجی مدیر پخش حوزه هنری که مسئولیت اکران رستاخیز را برعهده دارد تماس می گیریم خیلی زود می گوید اعتراض هایی که در شبکه های اجتماعی شکل گرفت قدیمی است: همه این اعتراض ها که در صفحات مجازی منتشر شده مربوط به
پیش بینی کاهش 20 میلیونی قیمت خودرو
/> خودرو های داخلی به دلیل کیفیت منحصر به فرد خودش همیشه در بازار داخلی خواهان داره و مورد قبول تمامی ایرانیان است.! لذا چون کیفیت خودرو های خارجی چندان دلچسب نیست بخاطر همین قیمتهای انها افت خواهد کرد! بنده سوا از شوخی معتقدم اگر خودروی داخلی بتواند در کیفیت به حد و حدود خودروهای خارجی خصوصا کره و ژاپن برسد قبولش خواهم کرد.اما هرگز به دلایل مختلف و نفوذ شبه دولتی ها در این کارخانجات و سایر
بنیامین: 94 بهترین آلبوم من است
احترام قائل هستم. او در انتهای این بخش از سوالات نیز در پاسخ به این سوال که: صحت دارد شما هفته ای یک بار به دیدن حاج منصور ارضی می روید؟ گفت: بله این ماجرا درست است. * گفتند دیگر نباید بخوانی خواننده دنیا دیگه مثل تو نداره در توضیح تاثیرات فوت دلخراش همسرش در تغییر جایگاه هنری و اجتماعی خود در حالی که خیلی ها اعتقاد داشتند دوران بنیامین تمام شده، نیز توضیح داد: وقتی آن
بابا دست و پا ندارد ؛ 19 عمل جراحی هم افاقه نکرد + تصاویر
روز اول وابستگی و علاقه شدیدی به هم داشتیم، رقیه نیز حرف همسرش را تایید می کند و می گوید: هادی زمانی که سالم بود همیشه سعی می کرد لحظات شادی را برایم فراهم کند تا هیچوقت از یادم نرود، با اینکه الان شرایط خیلی سخت است اما همیشه خاطرات و خدماتی را که برایم در گذشته انجام داده را به یاد می آورم و قلبم محکم می شود. من همسرم را خیلی دوست داشتم و بعد از این اتفاق نیز نه تنها این عشق و علاقه کم نشده بلکه بیشتر از گذشته همسرم را دوست دارم. خانواده من بعد از این اتفاق بارها گفتند پای این زندگی نَشین اما من به خاطر علاقه ای که به همسرم داشتم قبول نکردم و تمام شرایط سخت زندگی را پذیرفتم. ...