سایر منابع:
سایر خبرها
ظریف: به من بی احترامی شد
، گفتم چشم، الآن هم می گویند: نیستی، و می پذیرم، چون کار دیگری نمی توانم انجام دهم. در این مدت دچار یک جور بلاتکلیفی نشدی؟ بلاتکیلف که قطعاً بله، اما اینکه برخی می گویند در لیست سیاه هستی، آن هم بعد از 12 سال حضور در تیم ملی کمی خنده دار است. من سال گذشته به عنوان ورزشکار اخلاق انتخاب شدم و اینکه الآن به من بگویند وارد لیست سیاه شده ام واقعاً خنده دار است. این نظر کادر فنی بوده و
حمایت هنرمندان از کمپین نوبل برای ظریف
کمپین به نفع ظریف همه ی این موج های رسانه ای در مورد امکان اعطای جایزه صلح نوبل به ظریف درحالی قوت می گرفت که عده ای از منتقدین توافق اتمی (که در ادبیات رسانه های اصلاح طلب و بخش قابل توجهی از مردم به دلواپسان معروف شدند)، در مقابل مدعی شدند که با کاری که تیم مذاکراتی ایران به مدیریت محمدجواد ظریف انجام داد، هم تحریم ها باقی ماندند و هم خطر جنگ از سر کشور رفع نشده است! این همه در شرایطی است
ویژه برنامه های تابستانی شبکه سه
/> **بازسازی برنامه قدیمی روی خط این برنامه زنده در 52 قسمت 55 دقیقه ای به تهیه کنندگی حسین فریدونی، با حضور مسئولین و یا روی خط آوردن آنان مشکلات مردم در سطح جامعه، حقوق شهروندی و مسئولیت متقابل مردم و سازمان ها را بیان می کند. برنامه ای با همین نام و با اجرای مرحوم محمود علیقلی در اوایل دهه 80 ازاین شبکه پخش شد. **نقد و بررسی برنامه های تلویزیون در حالا مردم این
کنکاشی در ماجرای مک فارلین
بودند تانک هایی که آرپی چی 7 روی آنها اثر نمی کند. تنها گلوله های توپخانه سنگین و موشک های تاو می توانست وارد زره تی 74 شود. علاوه بر تسلیحات زمینی قسمت عمده ای از جنگ هوایی است عراق با حمایت کشورهای فروشنده سلاح توانست نیروی هوایی خود را با تسلیحات مدرن تجهیز کند یعنی عملا ایرانی ها بعد از چند سال جنگ دیگر سلاحهای عراقی ها را نیم شناختند و باید از نو جزئیات مقابله با آنها را کشف می کردند
خاطرات هاشمی رفسنجانی در مورد سقوط فاو و جنگ/دفاع سردار قربانی: اشتباه کرده است !!با تحلیل های آبدوغ ...
برنامه ریزی کنیم. فرماندهان هم دعوت شدند که همه از هرجا که بودند، آمدند. ما صبح رسیدیم که گفتند عراق به فاو حمله کرده است. سراسیمه 2 هلی کوپتر آمد و من و سردار صفوی و شهید احمد کاظمی و دو سه نفر دیگر از نیروهای دور و برمان حرکت کردیم. * سردار سلیمانی هم بودند؟ سردار سلیمانی توی هلی کوپتر ما نبود. فکر می کنم حاج قاسم با هلی کوپتر دیگر آمد. هلی کوپتر در دزفول نشست و سوختگیری
آخرین وصیت نامه معلم شهید محمد علی رجایی وبهاماتی در مورد حادثه شهادتش
رجایی در چهاردهم مهر طی یک مصاحبه مطبوعاتی ، برنامه ها و طرح های وزارت آموزش را اعلام کرد وی توزیع عادلانه امکانات آموزشی ، رفع تبعیض مالی و اداری بین کارمندان ، اصلاح مراکز تربیت معلم، تلاش برای ایجاد یک نظام آموزشی متناسب با جامعه توحیدی، اشاعه ی اخلاق انقلابی اسلامی در سطح دانش آموزان و مربیان... مقدمه پیروی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 با پشتوانه و میراث غنی منابع فرهنگی
خاطرات همسر امام خمینی (ره) از زندگی خصوصی تا سیاسی
از زوایای مختلف تشریح شده است، اما بُعد رفتار خانوادگی آن عزیز و نگاه و نگرش وی به زن و زندگی، کمتر و یا هیچ مورد بررسی و تحلیل واقع نشده که این خود قابل تأمل است. مرحوم همسر حضرت امام در این گفت وگو از آشنایی و ازدواجش با امام خمینی(س)، نحوه ازدواج، تربیت بچه ها، رفتار امام در منزل، و نگاه امام به زن و زندگی گفته اند. همسر امام خمینی تا به حال حاضر به گفت وگو با هیچ نشریه و رسانه ای نشده بودند
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
آیت الله شهید مرتضی مطهری ، از تولد تا شهادت
: من که بچه بودم در حدود سالهای 1314 و 1315 در خراسان زندگی می کردم . افرادی اگر یادشان بیاید و خصوصاً بعد از قضایا در منطقه خراسان بوده باشند، می دانند که در تمام خراسان ، دو یا سه معمم ّ بیشتر پیدا نمی شد. پیرمردهای هشتاد ساله و ملاهای شصت یا هفتاد ساله ، مجتهدها و مدرسها، همه کلاهی شده بودند. درِ تمام مدرسه های[دینی ] بسته شده بود و تقریباً درِ مسجدها به یک معنی بسته بود و هیچ کس به
خاطراتی از حسن روحانی :روحانی توسط چه کسی با امام خمینی آشنا شد /پیش بینی رئیس جمهور شدن روحانی
، سلام کردیم و اظهار ارادت نمودیم. امام حسین(ع) در دستش نان و حلوا بود و آن را به فلانی (یعنی من) داد و گفت: "بخور" و ایشان هم آن نان و حلوا را گرفت و خورد. بعد آقای نحوی در همان جمع گفت: من مطمئن هستم که ایشان آیندۀ درخشانی خواهد داشت، یا مرجع تقلید می شود و یا به یک مقام سیاسی اجتماعی بسیار بالایی می رسد. من ناراحت شدم که چرا ایشان در این جمع، این خواب را نقل کرد. این خواب باعث شد که حساسیت برخی
خاطرات دکتر حسن روحانی ازعلمای نجف وسیاست های شاه و مواضع آیت الله بروجردی وتثبیت مرجعیت امام/وضعیت صدا ...
، خاطرات وی از ماجرای تسخیر لانه ی جاسوسی در سال 1358 تا سال 1368 ارائه خواهد شد. نخستین جلسه ی مصاحبه با دکتر حسن روحانی در 25اردیبهشت 1381 برگزار شد که تاکنون بالغ بر پنجاه جلسه مصاحبه ضبط گردیده است . آنچه در این مجلد تدوین یافته است ، خاطرات ایشان تا جلسه ی نوزدهم مصاحبه (به مدت چهل ساعت ) می باشد. آنچه که در ادامه می خوانید بخشی از خاطرات رییس جمهور کشورمان است : خاطره
این شغل عمر را کم می کند
خرج همان تعداد کارگرهای خود را هم کاهش می دهند چون توانایی پرداخت حقوق هم ندارند چه برسد به بیمه و بیمه تکمیلی. خود ما در این چاپخانه 600 نفراز کارگران حوزه چاپ را دعوت کردیم که به عنوان سهامدار سهمی داشته باشد. اما خیلی از چاپخانه دارها چنین امکانی ندارند. اتحادیه چاپخانه داران در این حوزه کارهایی انجام داده، به عنوان مثال با فلان بیمه قرارداد بسته که بیاید و کارگران را به صورت ملزم تحت پوشش قرار
پرونده فساد و مقاومت مجلس در مقابل گروه های فشار
/> گفته های پورمختار مبنی بر فشار برخی از افراد برای مختومه شدن پرونده فساد در فوتبال باعث شد که نقطه نظرات مسئولان را درباره این موضوع جویا شویم که در ادامه از نظر خواهیم گذراند. ** پورمختار: ما تحت تاثیر فشارها قرار نمی گیریم رئیس کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی درباره این موضوع گفت: فشارهایی از سوی مدیران، مربیان و حتی رسانه ها به ما وارد می شود تا پرونده فساد در
محسن تنابنده :به قطار ِدر حال حرکت سنگ می زنند
لحاظ درام چنین تمهیدی لازم بود اما به لحاظ وادارکردن تماشاگر به خنده سعی کردیم از افراط دوری کنیم و همین باعث می شود این صحنه ها کند به نظر برسد. همه نوع کمدی در فیلم دیده می شود. از جمله کمدی بزن بکوب که اوج آن در صحنه درگیری در پله برقی فرودگاه قابل مشاهده است. کمدی اشتباهی که یک نفر بدون هرگونه تخصصی قرار است که رکورد گینس را جابه جا کند که به نظرم به خوبی طراحی شده و هنگام تماشای فیلم در
نحوه آشنایی خواننده خلاق خنداونه با رامبد جوان!
موزیک بسازم اما خندوانه برای من ی نکته مثبت داشت، آن هم اینکه دید من را عوض کرد. البته اصلا اینطور نیست که برای مصاحبه این را بگویم، به بچه های گروه هم گفته ام. من از اول نسبت به همچین چیزی خیلی موضع داشتم و می گفتم یعنی چی؟ ما الان باید چه کار کنیم؟ برنامه می گوید همه باید بخندند، خب که چی؟ ولی بعد یکسری مطلب خواندم و یکسری مهمان به برنامه آمد و دیدم انگار جالب است و از اینها گذشته
تشرف بانوی ژاپنی به دین اسلام، بعد از حادثه 11 سپتامبر / نماز که می خواندم مادرم فکر می کرد جن زده شده ام
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس به نقل از شاخه طوبی ، آتسوکو(فاطمه) هوشینو بانوی تازه مسلمان شده ژاپنی در 13 سال پس از واقعه 11سپتامبر وقتی رسانه های مختلف نسبت به اسلام و مسلمانان می تاختند، مانند بسیاری حس کنجکاویش در مورد حقیقت اسلام برانگیخته شد و بعد ازتحقیق و مطالعات زیاد به دین اسلام گرایش پیدا کرد. وی که قبلا بودایی بوده پس از شش ماه مطالعه و تحقیق در مورد اسلام و مطالعه
افتخاری:مدیران ما را فراموش کرده اند
به گزارش پایگاه 598 ، علیرضا افتخاری در گفتگو با مهر با انتقاد از کم توجهی مدیران ارکسترهای دولتی در دعوت از هنرمندان پیشکسوت بیان کرد: متاسفانه بعد از اینکه ارکسترهای دولتی کشورمان شروع به کار کرد و اتفاقا من نیز از این فعالیت ها بسیار خوشحال شدم اما از همان زمان تاکنون هیچگونه تماس تلفنی یا مکتوبی از سوی آقایان حتی به صورت تعارف هم که شده برای حضور ارکستر موسیقی ملی و ارکستر سازهای ملی نداشته
شکر، برجسته ترین مصداق مثبت بودن است
حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع تنها مسیر برای زندگی بهتر به سخنرانی پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می خوانید: معرفی برنامه ای که دین برای زندگی انسان دارد بعد از بیان شرایط و ویژگی های یک برنامه خوب در جلسات گذشته، به این نتیجه رسیدیم که باید این برنامه را از دین بگیریم. در این چند جلسه باقی مانده، می خواهیم برنامه ای که دین برای زندگی انسان دارد را معرفی کنیم.
خوش سلیقه ترین کارگر تهران و محل کارش+عکس
گفتنش اغراق نباشد که برکت این پارک به عمو برات بسته است. مردم برای تشکر من هدیه می دهند متصدی زیبا ترین سرویس بهداشتی دنیا برای خودش خیلی معروف است. همان اول هم که سراغش می رویم با لحن مهربانی ما را پذیرا می شود و می گوید: من مخلص همه خبرنگارها هستم. تا الان هم با کلی رسانه های ایرانی و خارجی حرف زده و از همین طریق یک کربلا و مکه رفته است. با شرم و خجالتی می گوید
شهیار قنبری: اول آرتیست شوید، بعد ترانه بنویسید
کرده اند، می گویند بگذار دیگران بخوانند و تولید کنند، بعد من از همان ها استفاده می کنم و با پررویی هم می گویم مال همه است. اتفاق وحشتناک تری هم که حالا افتاده، استفاده از امکانات گوگل است. یعنی خیلی راحت مثلاً سرچ می کنند تابلوهای پیکاسو یا دالی را و بعد همان اسامی را در ترانه شان جا می دهند، بدون این که شناختی داشته باشند. دقیقاً. شما باید اثری که آن پرده ها مثلاً بر تو
چه چهره هایی نویسنده رادیو بودند؟
میانه خوشی ندارد و حتی حال و حوصله این فسقلی ها را - به خصوص اگر سرتخ و پرمدعا هم باشند (عین جملات مجله است) - بله با همه این ها او چندی است که با برنامه کودک رادیو همکاری می کند که ظاهرا بی دردسرتر از جاهای دیگر رادیو ایران است. این همکاری باعث شد که مقدار زیادی در کار این برنامه سازندگی به وجود بیاید و از جمله این که مطالب مفیدتری برای بچه ها تهیه شود. از جمله کارهای خوب شاملو تشویق
حقیقی: وای به روزی که با کی روش مشورت کنم
/> از همان زمانی که به روبین کازان پیوستم، اهداف بزرگی داشتم. خدا نیز همیشه به من لطف داشته و کمک کرده تا به اهدافم برسم. اولین ترانسفر من حضور در روبین کازان روسیه بود که از این اتفاق بسیار خوشحالم، چون به جایی آمدم که تیم بزرگی است. بعد از آن هم از خیلی چیزها، پول زیاد و... گذشتم و برای بازی کردن در جام جهانی راهی کوویلیا شدم. سال گذشته هم باز از پول گذشتم و به پنافیل رفتم تا بتوانم شرایط با
هدیه یک ایرانی از فرانکفورت برای شهدا
می کرد، اما بعد از ازدواجم با هانس، دخترم مایل به ادامه زندگی با ما نبود و مستقل شد، اما با هم ارتباط داریم و همدیگر رو می بینیم. خانم ایرانی ادامه می دهد: من فکر می کردم اگه با همسر و دخترم به آلمان بیام و پاسپورت آلمانی بگیرم به خوشبختی می رسم، که همیشه آرزوش رو داشتم، برای رسیدن به این آرزو کاری نبود که نکرده باشم. همه چیز خوب پیش رفت و با کمک بعضی ایرانیای صاحب نفوذ
دلیل ایجاد چین روی پیشانی چیست؟
پیشانی – برخلاف تصور عامه، عامل وراثت در این زمینه چندان موثر نیست و شایع ترین علت این چین ها انقباض های تکرارشونده عضلات صورت و پیشانی است. هر عاملی که باعث انقباض بیش از حد، مداوم و طولانی مدت عضلات صورت شود، می تواند روی پوست صورت چین ایجاد کند؛ خنده های بیش از حد، استرس و اضطراب و اخم و عصبانیت می توانند در ایجاد این چین ها در سنین 20 تا 50 سال نقش داشته باشند اما در سنین بالای 50 سال، دلیل چین
آنچه مطابق سلیقه مخاطب است، در صدا و سیما عرضه نمی شود
مشکل دیگر آن است که فیلمی که الان ساخته می شود یک سال بعد اکران می شود. وی ادامه داد: تلویزیون هم یک ارگان رسمی کشور است و همیشه کار کردن با تلویزیون به عنوان تلویزیون دولتی و رسمی بسیار مشکل است و همه دائما درگیر سوال و جواب هستند. یک قانون مشخص و کاملی ندارد و این مشکل تلویزیون با یک مدیر کمتر و با مدیر دیگری بیشتر می شود ولی همیشه این مشکل وجود دارد و حل نمی شود مگر با تشکیل شبکه های
روش های جذب و تربیت نیرو/ گفتاری از دکتر حمید حبشی (قسمت دوم)
یا خیر. این بچه ها دستشان می انداختند، من هم که خوراک اینها هستم. رفتم ایستادم گفتند: نثار کله ی کچلش صلوات (خنده ی حضار). بعد شروع کردند به هم تکه انداختن. اینها دیدند به جای اینکه ناراحت بشوم و بگویم برایتان متأسفم، شما مثلا مسلمان هستید، برای چی می آیید درس می خوانید، تازه از همه بلندتر صلوات می فرستم. ثانیا دارند به هم می گویند از خودمان است. چند تا صلوات فرستادند من هم می خندیدم. گفتم یکی هم
مناره های حرم امام رضا(ع) و آرزوی قاری برتر مسابقات مالزی که برآورده شد
اول بود. البته من از همان دوران کودکی که وارد عرصه قرائت شدم، تحت آموزش لحن و صوت قرار داشتم اما می دانستم که آیین نامه مسابقات قرآنی در کشور مالزی با آیین نامه مسابقات در کشور ما متفاوت است. به همین دلیل به محض ورود به کشور مالزی، آیین نامه مسابقات را تهیه کردم و بعد از ترجمه آن، حدود یک هفته تا زمان رقابت نهایی فرصت داشتم و در این مدت تمام سبک و لحن را تغییر دادم تا قرائتی بر اساس دستورالعمل
ایستاده با اعتصاب
در کرانه باختری محسوب می شود که به نوعی سخنگوی آن هم به شمار می رود. تا پیش از این، 7بار توسط صهیونیست ها بازداشت شده بود و این بار نیز در 8/7/2014 (تقریبا یک سال پیش) در حاشیه غائله اختفای 3 نظامی صهیونیستی در الخلیل بازداشت و بدون آنکه اتهام یا جرمی به وی تفهیم شود صرفا با توجه به درخواست سازمان اطلاعات رژیم صهیونیستی در حبس احتیاطی قرار داده شد و بعد از آنکه روز 18دسامبر 2014 بازداشت احتیاطی اش
امیدوارم بتوانم برای کشورم افتخار آفرین باشم
سال های قبل را برای ارزیابی خودم مرور کردم که متوجه شدم قادر به پاسخ گویی بسیاری از سوالات هستم که بعد از این کار استرس و نگرانی که در من ایجاد شده بود از بین رفت و در فضایی آرام به درس خواندن ادامه دادم. دانش آموز موفق اردبیلی تصریح کرد: یک روز قبل از کنکور تجربی، برای دیدن کسانی که کنکور ریاضی داشتند به محلی که امتحان کنکور در آن برگزار می شد رفتم و با دیدن خانواده هایی که فرزندان خود
گاف های ظریف در مجلس/ تنابنده: از برخی شوخی ها احساس گناه می کنم
ابتدای فوتبالش خیلی مصاحبه نکرده است و سالی نهایتا یک مصاحبه تلویزیونی دارد و مصاحبه های روزنامه ای اش هم معمولا جنجالی و انتقادی هستند، برای حرف زدن جلوی دوربین، آن هم برنامه ای که باعث خنداندن مردم شود، کمی مشکل دارد و برای همین این دعوت را رد کرده است. قبل از او علی دایی و عادل فردوسی پور هم دعوت حضور در خندوانه را رد کرده بودند. کاغذپاره علیه برجام/ چرا توافق هسته ای را باید شبیه اسب