سایر خبرها
اعدام 9 مجرم در زندان رجایی شهر کرج
کرج رها کردم. قتل برای بازی 28 دی سال 91 تیم جنایی در جریان نزاع خونینی حوالی میدان رازی قرار گرفتند. با حضور ماموران در محل، مشخص شد دو پسر جوان با هم درگیر شده که در جریان آن پسر 28 ساله ای به نام مهدی به قتل رسیده است. با دستگیری مرد قاتل، او به قتل اعتراف کرد. قاتل 30 ساله در جلسه دادگاه مدعی شد من و مهدی دوست قدیمی بودیم. چند روز قبل مشغول بازی بودیم که بین ما
سارقان به خبرگزاری فارس دستبرد زدند/قتل هولناک بازیکن فوتبال پس از آزار و اذیت جنسی/مخوف ترین باند ...
: یک پسر 22ساله به جرم قتل و آزار و اذیت جنسی یک بازیکن فوتبال بازداشت شد و به زودی محاکمه می شود درگیری وحشتناک اراذل و اوباش با قمه و قداره/ اوباش خطرناک به خودروها و مغازه ها هم رحم نکردند درگیری شدید اراذل و اوباش در شهرک سینای اردبیل که همراه با قمه و قداره کشی بود با حضور پلیس به پایان رسید. 2 حادثه آدم ربایی برای یک مادر و فرزند در کمتر از 24 ساعت/ ربودن کودک 13
عروسی 30 میلیارد دلاری ماه در خیابان های تهران! + تصاویر
سفینه اصلی ملحق شود و هر دو سفینه به زمین بازگردند فعالیت اسرارآمیز لونا 15 هیجان شدیدی در محافل علمی جهان پدید آورده و تا حدی گزارش های مربوط به سفینه آپولو 11 را تحت الشعاع قرار داده است. امشب ماه به تصرف انسان در می آید! یکشنبه 29 تیر: تا چند ساعت دیگر تاریخ بشر با حروف طلایی نوشته می شود: امشب ماه به تصرف انسان درمی آید! این تیتر اصلی روزنامه اطلاعات چند ساعت قبل از فرود تاریخی
پیوستن به بارسا، از رویایی تمسخرآمیز تا واقعیتی محض
کند، اما کشتن من چندان آسان نیست، چون من پوست کلفتی دارم." تنها چند روز بعد از چنین ادعایی، جاکار در روز روشن ودر یکی از خیابان های استانبول با پنج ضربه چاقو مورد حمله قرار گرفت، اما وی زنده ماند، چون کشتن وی به همین آسانی نبود. هنگامی که در هفته های اخیر شایعات مربوط به علاقه بارسلونا به جذب آردا توران در روزنامه های چاپ ترکیه افزایش یافته بود، جاکار در مورد احتمال وقوع چنین انتقالی
قتل هولناک بازیکن فوتبال پس از آزار و اذیت جنسی/مخوف ترین باند مسلحانه فارس در درگیری با ناجا متلاشی شد/ ...
پلیس به پایان رسید. 2 حادثه آدم ربایی برای یک مادر و فرزند در کمتر از 24 ساعت/ ربودن کودک 13 ماهه پس از آزار و اذیت مادر در بیابان + تصاویر دختر 13 ماهه پس از ربوده شدن از هتلی در " کالیفرنیا " توسط پلیس پیدا شد . دعوای مستانه بر سر یک "سگ" با قتل همکلاسی پایان یافت + تصاویر پسری 20 ساله به اتهام کشتن دوست 19 ساله اش دستگیر شد . شوهرم مرتب مرا بیمار
قتل داماد در دفاع از خواهر
روزنامه اعتماد: پرونده پسری جوان که دامادش را برای دفاع از خواهرش با چاقو به قتل رسانده بود با درخواست قصاص اولیای دم در آستانه صدور اعدام قرار گرفت. بیستم شهریور پارسال ماموران پلیس آگاهی شهرستان اسلامشهر از وقوع یک فقره نزاع منجر به قتل در خیابان شهید مطهری مطلع شده و به سرعت خود را به محل رساندند. با حضور ماموران در صحنه جرم مشخص شد جوانی 28ساله به نام مهدی با ضربه چاقو داماد خود به
پلیس چگونه متجاوزان به مدیرعامل و منشی شرکت را به دام انداخت
بکشاند. مدیر شرکت با متهم تماس گرفت و به درخواست مأموران به پسر جوان گفت عاشقش شده است و می خواهد دوباره او را ببیند. وقتی مرد جوان به محل قرار که در همان شرکت بود، رفت مأموران پلیس او را محاصره و بازداشت کردند. پلیس با تحقیق از این متهم محل زندگی سه مرد متجاوز دیگر را نیز شناسایی و آنها را بعد از یک هفته بازداشت کرد. بررسی های مأموران نشان داد متهمان در چند مرحله نقشه تعرض به دو زن جوان را
چطور اختلافات با خانواده همسر را حل کنیم؟
/> نسرین صفری ، مشاور خانواده در چاردیواری ضمیمه روزنامه جام جم نوشت: جامعه سنتی ما در حال گذار به مدرنیته است، همه چیز تغییر کرده است، دیگر هیچ کس مثل سابق نمی اندیشد و رفتار نمی کند. زوج های جوان امروزی به دنبال استقلال هستند و بیش از هر چیز به آن اهمیت می دهند، اما از طرفی دیگر پدر و مادرها همچنان دوست دارند با قوانین نانوشته روزگار خود با عروس و دامادشان رفتار کنند و جالب تر آن که
دکتری که از بمب گذاری در شهر مرزی ترکیه جان به در برد
افراد از سراسر ترکیه ازجمله استانبول، منطقه دریای سیاه و عمدتاً از منطقه کردنشین جنوب شرق ترکیه آمده بودند. بر اساس گزارش ها جوان ترین قربانی اوکان پیرینک 18 ساله از منطقه جنوبی انطاکیه بود. ازجمله سالمندترین قربانیان نازگل بویراز 55 ساله مادر چهار فرزند از استانبول بود. به نوشته حریت، فردان کلیچ مادر 55 ساله و پسر 25 ساله اش نارتان کلیچ که از شهر غربی بورسا به سوروچ آمده بودند و در این حمله کشته شدند. دختر فردان، صنم، نیز به طور خفیفی مجروح شد و روز سه شنبه تصویر او که تابوت مادر و برادرش را در یک مراسم تشییع حمل می کرد، منتشر شد. ...
برای نجات پسرم از اعدام فقط 2هفته مهلت دارم
پسر جوانی که به اتهام قتل به قصاص محکوم شده در زندان در انتظار است تا خانواده اش بتوانند مبلغ درخواستی اولیای دم مقتول را فراهم کنند و وی را از چوبه دار نجات بدهند.این جوان که رسول نام دارد چهارسال قبل در اصفهان با یکی از دوستانش درگیر شد. در این درگیری چاقوی مقتول در بدن خودش فرو رفت و وی جان باخت.پس از آن رسول تحت بازجویی قرار گرفت و گفت: دوستم را هل دادم. او به دیوار خورد و چاقو در کتفش فرو
اعتیاد اینترنتی
که بیدار می شوید باز او پشت کامپیوتر است، نگران شوید. نگرانی شما کاملا به جاست زیرا وی در معرض خطر "اعتیاد اینترنتی" است. در حقیقت برای بسیاری از مردم، اینترنت به یک اعتیاد تبدیل شده که موجب آسیب رسانی به زندگی خانوادگی و زناشویی می شود. در کشور کره جنوبی، کشوری که 70درصد از جمعیت 48 میلیونی آن از اینترنت استفاده می کنند، مرگ یک جوان 28ساله پس از 50 ساعت بازی کردن به صورت آن لاین موجب نگرانی
رهبر معظم انقلاب در چه روزی متولد شد
زندگینامه سید علی حسینی خامنه ای فرزند مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج سید جواد حسینی خامنه ای، در فروردین ماه سال 1318 شمسی برابر با 1358 قمری در مشهد مقدس چشم به دنیا گشود. او دومین پسر خانواده بود و زندگی مرحوم سید جواد خامنه ای هم مانند بیشتر روحانیون و مدرسان علوم دینی، بسیار ساده: پدرم روحانی معروفی بود، اما خیلی پارسا و گوشه گیر [...] زندگی ما به سختی می گذشت. من یادم هست شب هایی اتفاق می افتاد که در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت برای ما شام تهیه می کرد. [...] آن شام هم نان و کشمش بود. ...
تازه ترین فتاوی رهبری درباره اینترنت، ماهواره، تحصیل در دانشگاه مختلط، خلوت با نامحرم، جادوگری، قمه زنی ...
سر سال خمسی تا مکلّف خمس خود را پرداخت نکرده حق تصرّف در مال متعلَّق خمس را ندارد. البته مهریه، ارث، هدیه، عیدی و پاداش، خمس ندارد. با این وجود اگر در محاسبه ی خمس مشکلی وجود داشته باشد، می توان به دفتر یا یکی از نمایندگان مجاز مقام معظم رهبری(دام ظلّه) در امر وجوهات مراجعه و محاسبه کرد. سال شمسی یا قمری 190٫ مکلّف مخیّر است که سال خمسی خود را شمسی یا قمری قرار دهد.
بررسی آسیب شناسانه معضلی به نام آقازادگی / آقازاده ها
حاصل ازدواج با دختر آیت الله شیخ مرتضی حائری، فرزند آیت الله حاج شیخ عبدالکریم مؤسس حوزه علمیه قم بود. فرزند پسر، سیدحسین است که طلبه و روحانی و در سال های اول انقلاب اسلامی وارد عرصه سیاست شد. سید حسین هنگام انقلاب اسلامی در عنفوان جوانی قرار داشت و با سرنگونی رژیم شاه از نجف به ایران بازگشت. او در روزهای آغاز پیروزی انقلاب می کوشید تا شانه به شانه سیداحمد خمینی حرکت کند. در ماجرای سفر نخست
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
آیت الله شهید مرتضی مطهری ، از تولد تا شهادت
از صد سال خود، در آنجا ماند. مادرش بانو سکینه دختر آخوند ملاجعفر روحانی بود که یک سال پیش از امضای مشروطیت (1323) با حاج شیخ محمدحسین مطهری ازدواج کرده ، حاصل این پیوند پنج پسر و دو دختر بود و مرتضی چهارمین فرزند خانواده بود. مرتضی بارها از پدر و مادرش به نیکی یاد کرده است و در مورد پدر گفته : از وقتی یادم می آید حداقل چهل سال پیش من می دیدم این مرد بزرگ و شریف هیچ وقت نمی گذاشت و نمی گذارد
خودشیفتگی به جای مردم شیفتگی!
و شکایات و گرفتاری های آنان را بشنوند، به یک شهرداری یک بخش کوچک از توابع تهران رفته بودم تا به شهردار محترم آن بخش عرض کنم به مأموران محترمش دستور دهد چاله ای را که وسط خیابانی کنده و ناتمام رها کرده و رفته بودند پر کنند. روز دوشنبه دیدار عمومی شهردار آن بخشداری کوچک بود. دیدم شمار زیادی از مردم در اتاق نشسته اند و انتظار شرفیابی را دارند (باور کنید بخش بود نه فرمانداری!)
راه و روش کنار آمدن با خانواده همسر
سلامانه : چاردیواری ضمیمه روزنامه جام جم نوشت: مهسا می گفت: قبل از این که ازدواج کنم هروقت تو جمع خانم های متاهل جوان فامیلم قرار می گرفتم، اکثرا از خانواده شوهرشان می نالیدند. کمتر کسی را می دیدم که از قوم شوهرش تعریف کند و رابطه مسالمت آمیزی با آنها داشته باشد. آن وقت ها دلیل این مساله را درست متوجه نمی شدم. فقط در این حد فهمیده بودم که مادرشوهر چشم دیدن عروسش را ندارد و تا زمانی که
خودکشی سریالی از شایعه تا واقعیت
تحقیقات صورت گرفته در فروردین ماه سال گذشته 4مرد با انگیزه های متفاوت در مریوان خود را حلق آویز کردند. دو نفر از این افراد در خانه اقدام به خودکشی کرده و حتی از خود وصیتنامه نیز به جای گذاشتند. سوم اردیبهشت ماه نیز دختر جوانی در این شهر دست به خودکشی زد. در بررسی های صورت گرفته مشخص شد این دختر قرار بود با چهارمین مردی که خودکشی کرده ازدواج کند و پس از اطلاع از مرگ پسر موردعلاقه اش وی نیز دست به خودکشی
خودکشی اعتراضی برای بودن/تحلیل خودکشی جوانان در ابعاد روانشناختی و اجتماعی
بهتر است که دیگر نباشم. هنوز کلامش به پایان نرسیده بود که مردی قوی هیکل جلویش ظاهر شد و چاقو را خیلی سریع قاپید و گفت: مرد حسابی داری چیکار می کنی؟! ساعتی بعد برای اطمینان مرد جوان او را به کلانتری رسانده بود. پدر هم تلفنی از اتفاقی که افتاده بود با خبر شده ولی با عصبانیت با مأمور کلانتری برخورد و اوضاع پسر را زیاد جدی نگرفته بود. آفتاب در حال غروب بود و او با قدم های سنگین از کلانتری
سه روایت از زندگی سه قربانی اسیدپاشی
زندگی محبوبه 35 ساله همین جا تمام نشد. نامزد سابقش بازداشت شد و 5 سال را در زندان اوین گذراند. از زندان آزاد شد و دوباره خواست با او ازدواج کند: در دادگاه گفتند ازدواج کن تا خرجت کند، فامیل ها گفتند ازدواج کن وگرنه کسی دوباره نمی گیردت. ولی برای من حرف خانواده و فامیل مهم نبود فقط با این قصد که حضورم عذابش بدهد با او ازدواج کردم. می خواستم با من توی عروسی و عزا که می آید رنج بکشد، اوایل هم خیلی اذیت
شهیار قنبری: اول آرتیست شوید، بعد ترانه بنویسید
مورد لئونارد کوهن؛ که یک روز در پارک با یک جوان اسپانیایی روبه رو می شود که برای دخترها و پسرها گیتار می زده. پسر اسپانیایی به کوهن می گوید دوست داری ساز بزنی؟ کوهن جواب می دهد بلد نیستم. جوان هم می گوید کاری ندارد، من به ت یاد می دهم. چند روز قرار می گذارند در خانه ای جایی و جوان چند کورد به کوهن یاد می دهد که کوهن تا همین پارسال که در مراسم معروفی در اسپانیا جایزه گرفت، چند بار این قضیه را تعریف
هدیه یک ایرانی از فرانکفورت برای شهدا
عجیب و مدل موهای خاص بیشتر جلب توجه کنند. گروهی پسر و دختر شاد و سرخوش از گچ موهای جیغ آبی و سبز و هویجی و قرمز یا پوستژهای مدل دار کوچک و بزرگ استفاده کرده اند. دختر جوانی با گذاشتن پوستیژی با دو گوش آبی بلند، شبیه هاپوهای گوش دراز شده است. دیگری علاقه مند به مار کبری است و با کمک یک پوستیژ دراز که دور سر و تنش پیچیده شده خودش را در گروه خزندگان جای داده است. از این دست جوان ها در
روش های جذب و تربیت نیرو/ گفتاری از دکتر حمید حبشی (قسمت دوم)
، شما آنها را درست نمی شناسید، نمی آیند. اصرار کرد. علی هم دید دل دختر است، نشکند. لذا مجلس گرفت. علی یک طرف در و زینب طرف دیگر در. داخل کوچه چشم کشیدند کسی نیامد. (ملت هم داشتند گریه می کردند). رفتم به این مداح گفتم سند این چیزی که خواندی کجاست؟ گفت: حسی خواندم (خنده ی حضار). وقتی این وظیفه را به این شخص بدهید اینطور می گوید. شبکه ی ماهواره ای دست روی همین می گذارد، چهار تا قمه هم نشان می دهد می
قاتل بخشیده شده دوباره آدم کشت
به این بهانه، مشاجره بین دوطرف شروع شد. در ادامه مشاجره به درگیری کشیده شد تا اینکه آن دو نفر از داخل ماشین خودشان چاقو و قمه برداشتند و به طرف ما حمله کردند و ما نیز برای آنها چاقو کشیدیم که یکی از آنها از ناحیه شکم و پهلو چاقو خورد . سرهنگ آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با تأیید این خبر، گفت: با توجه به اعتراف صریح هر دو متهم به مشارکت در درگیری منجر به جنایت، قرار بازداشت موقت توسط مقام قضائی برای آنها صادر شد و متهمان به منظور انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتند. ...
نگذاشتم سایه طلاق بر زندگیم سنگینی کند
، بنویسی که چه شود' و من در پاسخ گفتم شاید نکته ایی در زندگی تو وجود داشته باشد که بازگویی و انعکاس آن بتواند به زنان دیگری که مشکلات آن ها را از پای درآورده روزنه امیدی شود برای شروع زندگی دوباره. و او این چنین آغاز کرد: 'ز-ف' هستم سال 1344 در شهر سقز در خانواده ای سرشناس چشم به جهان گشودم؛ تا دوم راهنمایی درس خواندم؛ 17 سال بیشتر نداشتم که همسر سابقم به خواستگاری من آمد و وقتی جواب رد از
کمیته ای برای ترور آزادیخواهان
آقا به پشتوانه گروهی از مشروطه خواهان از آن جمله بود. با بازسازی دوباره استبداد محمدعلی شاهی زمینه گرایش خشونت و نظامی شدن فراهم شد. کسروی از واقعه ترور شیخ فضل الله نوری یاد می کند که در روز 19 دی ماه 1287 اتفاق افتاد: جمعه شب بود و شیخ از دیدن کسی برمی گشت که هنگام پیاده شدن از درشکه توسط شخصی که بعد معلوم شد کریم دواتگر است به وسیله ششلولی هدف قرار گرفت. گلوله ها به همراهان شیخ اصابت کرد و شیخ
انتشار کتاب شهید جنگروی در سالروز عملیات والفجر 8
هواپیما به پشت جبهه منتقل می کنند، که در هواپیما به هوش می آید. او یک چشم و یک گوشش را از دست می دهد و سمت راست صورتش نیز فلج می گردد و پانزده بار مورد عمل جراحی قرار می گیرد. بعد از آن هم در عملیات والفجر مقدماتی شرکت می کند. در تشکیل قرارگاه رمضان ، سهم بسزایی ایفا می کند و در راه اندازی و طراحی جنگ های نامنظم و چریکی در داخل عراق نیز لیاقت و توانمندی بالایی از خود نشان می دهد. او به عنوان قائم مقام
جنایت دوم با آزادی قاتل از زندان
جوان چشم تو چشم شدیم و به این بهانه دعوا بین ما آغاز شد. آنها از داخل خودرویشان چاقو و قمه برداشتند و به سمت ما حمله کردند و ما نیز برای آنها چاقو کشیدیم که یکی از آنها از ناحیه شکم و پهلو چاقو خورد. منبع: ایران
از حجابم خجالت می کشم
تو در این باره مال ده سال پیش باشد، مال دوران پوشیدگی، نترس این ده سال تو را پیر نخواهد کرد ... پس کسانی که به هر طریقی، برهنگی را رواج می دهند چه با تولید لباس های مبتذل، چه با فروش آنها و چه زنانی که در انظار عمومی و نزد نامحرم از این پوششها استفاده می کنند، نه تنها همه مخالفت امر خدا و ائمه و پیامبر صلی الله علیه و آله نموده اند بلکه در مقابل همه ضرر و زیانهای مختلف فردی، روانی و