سایر منابع:
سایر خبرها
سرگرمی ها بیشترین اثرگذاری را در زندگی و شخصیت ما دارند/ سواد رسانه ای را تبدیل به یک نهضت کردیم
بوده اید اما وقتی به رزومه تان نگاه می کنیم خیلی جابجایی داشته اید؛ دلیل آن چیست؟ – جابجایی در سیستم های اداری کار خوبی است چون بالاخره یک نفر که مدتی در پستی قرار می گیرد همه هنر و توانایی اش را در آنجا خرج می کند و دیگر برای آنجا تمام می شود پس باید به جای دیگری برود. در مورد خودم جابجایی هایم تا آنجا که به فرهنگسرای رسانه ختم شد بد نبود و در فرهنگسرای رسانه کارها تخصصی
بیوگرافی لیلا اوتادی گرانترین زن سینمای ایران
در موردش می دانیم و کمتر از آنها خوانده ایم و شنیده ایم را بیشتر از همه دوست دارم. نمایشگاه عکاسی من عکاسی را از زمان دانشکده به دلیل این که رشته ام معماری بود انجام می دادم و به هر سفری که می رفتم دوربین را هم همراه خودم می بردم. در چند سفر آخرم، به این فکر افتادم که برای کودکان بی سرپرست کاری انجام بدهم. این موضوع دلیل اصلی برگزاری نمایشگاه عکسم در سال آینده است که به نفع یونیسف
این جهان کوه است و فعل ما ندا
. پسرم چند سالی است که کنار من در مغازه کار می کند. کمک و دستیار من است. در این مدت با صداقت تمام کار کرده و اعتماد کامل من را جلب کرده بود. من هم انجام کارهای مالی و حساب و کتاب ها را به او سپرده بودم. چون دسته چک به اسم خودم بود، چک ها را خودم می نوشتم و امضا می کردم. طبق توافقی که با هم کرده بودیم ماهانه حقوق خوبی هم به او می دادم. برایش خانه و ماشین مناسبی هم خریده بودم. یک روز غفلت
رمزگشایی از معمای قتل بنیتا +عکس
ضبط را گردن گرفتم. متهم ردیف اول پرونده، دفاعیات خود را این گونه تمام کرد: روز حادثه می خواستم به مهدی جنس بدهم و دوباره به خانه عمه ام برگردم. خودم دو تا برادرزاده دارم که جانم برایشان درمی رود. من در لحظه حادثه صدای فریادهای پدر بنیتا را نشنیدم. قصدم از رهاکردن خودرو هم فقط پیدا شدن کودک بود. قاتل بچه تان را تحویل دادم مهدی در آخرین دفاع خود، رو به اولیای دم کرد و گفت: من
سلبریتی هایی که آنقدرها هم پولدار نیستند/عکس
سال 2017، حدود 4 میلیون دلار اعلام شد. واقعاً ستاره ها چطور از پس این همه ولخرجی و حیف و میل کردن این همه ثروت برمی آیند؟ در سال 2013 سنباد در برنامه اپرا گفت که اصلاً پشیمان نیست: من ماشین های مدل بالا مثل بنتلی نخریدم. لارج زندگی نکردم. روی خودم سرمایه گذاری کردم. روی خیلی آدم های دیگر سرمایه گذاری کردم. هیچکدام از اینها را عوض نمی کنم. نمی خوام به گذشته برگردم. تیریسا
امسال در حج 96 چه گذشت؟
اتاق خبر 24 : عزیمت به حج روز جمعه بیستم مرداد ماه روز جمعه بیستم مرداد ماه 1396 از فرودگاه امام خمینی عازم حج تمتع شدم. سفر قبلی تمتع بنده، سال 1391 بود، و آن زمان معین روحانی کاروان بعثه، جناب آقای معراجی بودم. این بار در بعثه آیت الله سیستانی هستم. سال گذشته، حج ایرانی ها تعطیل بود و این بخاطر ماجرای منا در سال 1394 بود که طی آن بیش از چهارصد و پنجاه ایرانی و شمار فراوانی غیر ایرانی در آن درگذشتند. به همین دلیل، در سال 95،بعثه آیت الله سیستانی
این نمایش نا مه یک درام تلخ و چرک و هولناک است/ کسانی که می خواهند جشنواره تئاتر استان را با حواشی و ...
تجربه حضور در جشنواره های مختلف استانی را دارید کمی از تجربه تان بگویید؟ جشنواره تئاتر استان ها در واقع برایند و برند کاملی است از بهترین تولیدات نمایشی در طول یک سال هر استان در سراسر کشور.و این امر مهم باید همیشه در ذهن گروهای نمایشی همه استان ها باشد که فقط بهترین ها،خلاق ترین ها و آثار در خور و فاخر با ایده های نو می تواند جواز حضور در جشنواره تئاتر استان را به دست آورند،و نه هر نمایشی
دختران قالیباف دیزج
دار قالی ام. 5 سال پیش شوهر کردم. فهمیدم بچه دار نمی شوم.همه گفتند ازعوارض قالیبافیه. برای اینکه این همه مدت طولانی پشت دارنشسته ای. شوهرم پارسال طلاقم داد. حالا شرمین به حرف می آید: برای همین اینجا... آنهایی که کمی وضع شان بهتر است دخترشان را نمی فرستند قالیبافی. می دانند این بلاها سر آدم می آد، اینجا هم زنی بچه دار نشه خیلی تحملش نمی کنند یا هوو سرش می آرن یا همین اتفاقی که برای روناک افتاده
آخرین جلسه رسیدگی به پرونده بنیتا
می لرزیدم و حالم بد بود. او خطاب به خانواده بنیتا گفت: من نتوانستم بچه تان را برگردانم، اما حداقل قاتل بچه تان را تحویل دادم. من اگر می دانستم محمد بچه را تحویل نمی دهد، باور کنید مرد نبودم اگر او را نجات نمی دادم. حداقل این بچه را با خودم به خانه می بردم تا بتوانم در نخستین فرصت آن را تحویل بدهم. من شب ها در شهرداری آشغال جمع می کنم تا پول حلال سر سفره ام ببرم، اگر می خواستم دزدی کنم وضعم این نبود. پس از پایان جلسه دادگاه، هیأت قضائی وارد شور شدند و قرار است روز یکشنبه رأی پرونده بنیتا صادر شود. ...
هیچ وقت ظاهر را قضاوت نکنیم!
مردم پرسید و من پاسخ دادم که در روز قیامت به ما می گویند که اگر نمازتان مورد پذیرش واقع شد، همه اعمال تان مورد قبول است. اصلا این یک حدیث است، به این معنا که هر عمل خیری داشته اید اگر نمازتان قبول نشود هیچ کدام از اعمال شما دیده نمی شود. کسانی که این سوال را می پرسند، در جواب شان می گویم که ما شبی نزدیک به 200 نمازگزار در ساحل داریم. در ساحلی که ما وضوخانه نداریم، یک تانکر آب داریم که همه با آن وضو
بازیگر نوجوان: اگر قرار باشد کتک بخورد بازی نمی کنم! /عکس
تست گرفته بود تا این که دستیار آقای خرمندان با آموزشگاه تماس گرفت، آن روزها من سر تمرین کار کرنومتر بودم. زنگ زدند و گفتند به دنبال یک پسر با موهای فر و قیافه جنوب شهری می گردند. فردای آن روز به همراه برادرم به دفتر آقای خردمندان رفتم. جریان انتخاب من برای کاراکتر داستان بیست و یک روز بعد خیلی پیچیده بود چون چند تا کاراکتر نوجوان بود و من برای همه آن ها تست دادم تا این که پس از مدتی آقای خردمندان
دیدار با رهبری بهترین خاطره عمرم است/ گرایش ذائقه جوانان به فیلم های سخیف عاشقانه
بگیرید، بعد از دو سال، قولشان عملی شد. اکران ها را ادامه دادید یا تنها افتتاحیه بود؟ سال 91، اکران های زیادی برای مستند ننه قربون در پایگاه های بسیج خواهران و برخی نقاط دیگر شهرستان داشتیم، معمولا با لپ تاپ خودم یا امکانات پایگاه ها، پخش فیلم داشتیم. بزرگ ترین اکران مان را در دهه فاطمیه آن سال انجام دادیم، از مهد قرآن نورالثقلین که همکاری خوبی با ما داشت، پروژکتور
روایت تکان دهنده فرار دو کودک کار و خیابان از مرکز شبانه روزی بهزیستی
جمع آوری بچه ها بود، اومدن تو پارک بردنم. فقط پنج روز دووم آوردم و بعدشم زدم به چاک. از لحظه های فرار، تنها تپش های قلب خودش و تنها رفیق افغانش یادش مانده و بعد حس سرخوشی و رهایی... دیوارهاش زیاد بلند نبود، راحت فرار کردیم. خیلی ها فرار کردن... اسم مرکزش یاسر بود... نمیدونی که چه جهنمیه... . با هر ضربه ای که به توپ پینگ پنگ می زند انگار خشمگین تر از همیشه زندگی را نشانه می گیرد. از
اظهارات متهم ردیف چهارم پرونده قتل بنیتا
نتوانستم بچه تان را به شما برگردانم، اما قاتل بچه تان را تحویل تان دادم. من اگر می دانستم بچه را تحویل نمی دهد مرد نبودم اگر بچه را حداقل پیش خانواده خودم نمی بردم. من حتی موضوع سرقت را هم قبول ندارم، صبح ها در مغازه پدرم پای دستگاه کپی کار می کنم و شب ها در شهرداری آشغال جمع می کنم. من پول حلال سر سفره ام می برم، درست است که مواد مصرف می کنم، اما اگر می خواستم دزدی کنم وضعم این نبود. در ادامه
تاکید اولیای دم بنیتا بر قصاص متهمان/گلایه از عمکرد پلیس
رفتم و چون او را آنجا ندیدم می خواستم برگردم که زنگ زد و گفت که آن طرف بلوار ایستاده است. وی ادامه داد: محمد سوار ماشین من شد و به کنار خودروی سرقتی رفتیم. قاضی پرسید: محتویات کیسه چه بود که احسان گفت: همه را به من نشان نداد، ولی یک کارت هدیه باز نشده و یک تی شرت بود. بقیه را من ندیدم. ضبط را از ماشین برداشت و بعدا گفت که من ضبط را به مهدی دادم، ولی دیروز گفت که ضبط دست خودم
معین: روحانی در رابطه با وزارت علوم از دانشگاهیان نظرخواهی کند
انتخاب کند که در یک فضایی عقلانی و منطقی و در شرایطی که وحدت ملی مخدوش نشود، این کار انجام شود. *چه کسی باید انجام دهد؟ با دکتر کدخدایی صحبتی داشتیم و ایشان هم معتقد بودند که مثلا در قانون انتخابات ضعف هایی وجود دارد. همه از ضعف ها خبر دارند اما آیا تغییر یا اصلاحی صورت می گیرد؟ معین: هر کسی در سطح خود باید آن را مطالبه کند. من به عنوان معلم دانشگاه می توانم آن را بیان کنم، کسی
خاطرات شنیدنی محافظ رهبر انقلاب در دهه 60
باشد. وقتی وارد این کار شدم به ما گفتند حفاظت گفتار، حفاظت کلام را باید رعایت کرد. اینکه صراحتا می گفتم نه، برای استعداد است اگر استعداد امروزه ترور شخصیت ها معمول شده است. در فضای روانی و بویژه فضای مجازی چنان افراد را تخریب می کنند که دیگر در میان افکار عمومی جایگاهی نداشته باشند این کار را داشت قطعا خودم پیشنهاد آن را می دادم. با همه سختی های که دارد واقعاً اگر پسرتان استعداد
مسابقات به شیوه دهه 60 پاسخگوی قاریان متعدد و حرفه ای نیست/ عیار خواندن سنجیده شود/تشکیل کمپینی برای ...
، یک بخشی از آسیب دیدن ها و ندیدن ها، بستگی به نوع نگاه افراد دارد، خود من، کسی را در باختنم مقصر نمی دانستم از خودم شاکی می شدم، حالا الان برخی، عوض اینکه اشکال کارش را پیدا کند، فقط اعتراض می کند. وقتی قاری می گوید چطور این که دو سال است شرکت کرده از من بهتر شده! باید به این فرد گفت: خیر؛ تو پایین تری! این نشان از بی مهارتی خودش است. ارائه یک پیشنهاد در اینجا بود که جعفری پیشنهادی را
گلاب آدینه: از بازی نقش سیاه ، بسیار خوشحالم
عهده افرادی برمی آید که به تمام معنا موسیقی ایرانی را بشناسند. ارزش ول شدگان در این است که با استادی تمام موسیقی می نوازند اما به جای استفاده از اشعار حافظ، شعر فکاهی می خوانند و البته آن را با جدیت اجرا می کنند. این گروه همان کاری را انجام می دهند که شیرهای خان باباسلطنه با تعزیه و تخت حوضی انجام می دهد. درنتیجه این گروه درست ترین انتخاب برای نمایش ما بود. خانم آدینه در لابه لای ایفای
مادرم بهترین شنونده و بیننده آثارم بود
علاقه مند شوید و کار عروسکی را به عنوان حرفه خود انتخاب کنید؟ از کودکی به جای تمام اسباب بازی های مرسوم آن دوران یا بازی هایی که بیشتر در کوچه انجام می شد، شیفته عروسک های پارچه ای بودم که مادرم آنها را می ساخت. یک سال قبل فرصتی دست داد و با مادرم درباره کودکی اش صحبت کردم و از او پرسیدم آیا وقتی بچه بودی عروسک ها دنیایت را پر می کرد؟ در جواب گفت: بله. در گوشه خانه برای خودم جایی را در نظر
شهادت ، شرط اول ازدواج/ امام کاظم(ع) واسطه رضایت برای اعزام به سوریه شدند
گفت و ادامه داد: در شهادت پسرم، پدرش نقش ویژه داشت زیرا که لقمه حلال به خانه می آورد. مادر از ازدواج فرزند شهیدش اینگونه می گوید: جواد سال 80 هنوز سربازی نرفته و شغلی هم نداشت که به من گفت نیت ازدواج دارد و اگر خانواده برایش خواستگاری نروند در صورتی که وارد گناه و معصیت شود ما باید جوابگو باشیم، من هم با پدرش صحبت کردم و عروسمان که همسایه رو به رویی ما بود را انتخاب کردیم زیرا جواد دوست
بحث سلبریتی بودن در سینمای ایران از نگاه آقای بازیگر
بگیرم. به نگاهی که دارم وفادار هستم و البته تا اینجا نیز هزینه های زیادی پرداخته ام. شاید دلیل اصلی من برای انتخاب نقش به علاقه مندی ام به ادبیات باز می گردد. قبل از اینکه در دوران مدرسه وارد تئاتر شوم به داستان و خواندن رمان اهمیت زیادی می دادم. او ادامه داد: در آن سال ها به شعر معاصر و شعر کلاسیک خودمان اهمیت زیادی می دادم. بعد نوبت به آشنایی با شعر در سراسر دنیا رسید که ترجمه های بی
اینجا انگی بر پیشانی مان نیست
. محمد ثقفی ، مدیر یک کارخانه تشک سازی که از همان ابتدای راه اندازی این کارخانه فقط و فقط از میان معتادان بهبودیافته نیروهای کارش را انتخاب کرده و حالا بیش از 150 پرسنل دارد خودش هم یک روز معتاد بوده. او از 9 سالگی سیگار کشیدن را تجربه کرد، 12 سالگی تریاک کشید و از 20 تا 28 سالگی سراغ شیشه رفته است. ازدواج هم نتوانست او را مصمم به ترک کند، مادرش از غم و غصه دق می کند و او از شدت ناراحتی مدتی خود را گم