سایر منابع:
سایر خبرها
از عشق تا جنایت
را دیدیم که خیلی ملتهب گفت بچه ها تصادف کرده اند. ما در روستای دهپش جیرفت زندگی می کنیم. روستا کوچک است و همه همدیگر را می شناسیم. بچه ها وقتی می خواستند به مدرسه بروند، دوخانه آنطرف تر تصادف کرده بودند؛ اول اصلا به اینکه حادثه چطور اتفاق افتاد، فکر نمی کردیم. بلافاصله بچه ها را به بیمارستان رساندیم هیچ حرفی نمی زدند از اول بیهوش بودند آخرین جمله شان همان خداحافظی ای بود که جلوی در به مادرشان
آیت ا...کوهستانی ؛فقیهی گریزان از دنیا
بدهم و چگونه وظیفه خود را انجام برسانم؟ چطور با مردم رفتار نمایم؟ تا این که تصمیم گرفتم در ویژگی های اخلاقی و رفتاری امامان معصوم علیهم السلام غور کنم و همان سان که آنان با مردم رفتار می نمودند من نیز سیره آن بزرگواران را در رفتار خود با مردم پیاده کنم. مردد بودم آب و نان خود را بگیرم و به شهرها و روستاها سفر کنم و به طور سیار و خانه به دوش تبلیغ نمایم یا حوزه ای بنا کنم و عده ای را تربیت
تو حاجیه ای هستی که حجش 4 سال به طول انجامید
!! چرا اینقدر به من نزدیکی و در من هستی؟! گویا مدت هاست که تو را می شناسم. اما نه، من فقط عکس هایی از تو دیدم. من با جنس فکر و مقاومت و اعتقاد امثال شما غریبه نیستم. شوهر خواهرم 8 سال اسیر بود. نوجوان رفت و جوان برگشت. سالم رفت و مجروح برگشت. اما هنگامی که از او می پرسیم، معمولا یا سکوت می کند یا طنزهای اسارت را تعریف می کند. طنزهایی از جنس موش پرت کردن در صورت بعثی
گفتگو با مریم حیدرزاده، فقط به خاطر تو
ها عادت کرده بودم... هنوز هم پیشنهادهای مختلفی برای رفتن دارم. یک برنامه سال 81 در سوئد داشتم. به من گفتند اگر یک ماه اینجا بمانی و یک کتاب منتشر کنی، مرفه ترین زندگی را اینجا خواهی داشت، چون که آنجا خیلی به کارهای فرهنگی اهمیت می دهند اما نتوانستم بمانم. تعلق خاطری داشتم؛ شاید به همین ترافیک، همین ریزگردها، به آلودگی هوا، به آدم ها. خلاصه بگویم: تحمل نداشتم در خیابانی قدم بزنم که آدم هایش با
آمریکا چگونه با برچسب تروریست فکری اساتید دانشگاه را اخراج می کند+ فیلم
... را شامل می شود و آمریکا نیز آزادی را اساس و ماهیت خود می داند؛ اما آمریکا در حال از دست دادن آزادی یکی از مهم ترین حوزه های جامعه یعنی “علم” است. “بن” می گوید: من همواره بر این باور بودم که دانشمندان بدون ترس و واهمه ای از اینکه بلایی بر سرشان بیاید، آزاد هستند تا هر سوالی بپرسند و از هر روشی برای به دست آوردن اطلاعات استفاده کنند، اما به تازگی متوجه شده ام که قضیه به این شکل نیست
تینا آخوندتبار: اسم اصلی من پونه است!
پس بازی در آن نقش و کاراکتر برمی آیم؛ مثلا فیلمنامه ای باشد که به دلم بنشیند و زمانی که کسی در سینما آن فیلم را نگاه می کند چیزی از آن یاد بگیرد و به دیگران هم تعریف کند. تنها به عشق کاراکتر این طور نیست که همواره دنبال فیلم های هنری باشم؛ ممکن است یک فیلمنامه تجاری من را جذب کند. البته من مدعی نیستم که فقط می خواهم در فیلم های هنری بازی کنم، بلکه دوست دارم در کارهایی حضور داشته
اداره فدراسیون با 500 نفر!
به گونه ای بود که حتی در بازی های آسیایی توان کسب مدال را نداشتیم. به عبارتی هیچ کس از وزنه برداری انتظار کسب مدال در سطح بین المللی را نداشت. در آن برهه می طلبید بیشتر به کارهای زیربنایی بپردازیم و بعد از بسترسازی مناسب، با آوردن مربی با دانشی چون ایوانف، شرایط را برای ظهور استعدادهای جدید وزنه برداری فراهم کنیم. همین اقدامات باعث شد بعد از چند سال دوباره انتظار از وزنه برداری بالا برود و در هر
مصاحبه با 2 برادر که دیجی کالا را راه انداختند
یک اتفاق ناخوشایند با تجربه خرید به شکل سنتی که خیلی قابل اعتماد هم نبود. این تجربه جرقه یک ایده تجاری برای ما شد. سال 1385 شروع کردیم به مطالعه در این حوزه و مدل تجاری دیجی کالا حول نقد و بررسی و فروش اینترنتی کالای دیجیتال شکل گرفت. می خواستیم همزمان هم به بالا رفتن سطح اطلاعات مخاطب مان کمک کنیم تا بتوانند مانند یک متخصص کالاها را بررسی کنند و هم به شیوه درست، اصولی و امروزی خریداری کنند. با این
ثروتمندترین مرد دنیا هستم/ بهترین ها را دارم، قهرمانی آسیا و سومی جهان
گفتم البته متأسفانه. سین: خب به سراغ کاراته برویم، چطور شد سراغ رشته کاراته رفتید؟ جیم: برادر بزرگترم کاراته کار می کرد و همراه وی به باشگاه می رفتم و همانجا بود که علاقه مند شدم و ثبت نام کردم. سین: چند سالگی وارد کاراته شدید؟ جیم: از 14 سالگی وارد دنیای کاراته شدم و ادامه دادم. سین: بعد از کاراته، ورزش دیگری را دنبال کردید؟ جیم: نه
تصادف عجیبی که زندگی راننده را زیرورو کرد
معاف شدن من به آن دو نفر 35 تومان پول داده بود. یک روز که پشت دستگاه تراشکاری مشغول کار بودم مأموران آمدند و من را بردند. گویا اشتباهی رخ داده بود و آقامیرزا هم برای مسافرت در یزد بود. ماجرا این طور بود که وقتی فامیلی من را پرسیده بودند به اشتباه روغن فروش ثبت کرده بودند. خلاصه یک سال از دامادی من گذشته بود که گفتند روغن فروش معاف شده و شما باید بیایید خدمت. این طور شد که سال های 1336 تا 1338 را در
احسان روزبهانی؛ مرد شماره 1 بوکس ایران
. برویم سراغ بوکس و اولین سهمیه المپیک ریو که در رشته بوکس توانستی آن را کسب کنی. بعد از کسب اولین سهمیه المپیک چه توقعی داشتی و شرایط تا به حال چطور پیش رفته است؟ - بعد از دو سال عضویت در تیم آستانه قزاقستان و شرکت در لیگ ستارگان جهان و مسابقات ATB یعنی مسابقات حرفه ای بوکس که 8 رانده و 10 رانده است، در مسابقات شرکت کردم. جالب است که بگویم من اصلا به فکر کسب سهمیه المپیک
رابطه نزدیک شهرام قائدی و دخترش سارینا
نتوانستیم برویم. بارها و بارها تعطیلات آخر هفته که باید در کنار خانواده می بودم، سر کار بودم یا برای یک مراسم خیریه دعوت شده بودم و همسرم جور مرا کشید و سارینا را به گردش برد. در زندگی خودم آدمی هستم که اگر یک نفر برای من یک قدم بردارد، من برایش 20 قدم برمی دارم، حالا شما فرض کن وقتی برای غریبه این کار را می کنم پس برای خانواده ام صد برابر مایه می گذارم. از صفر با کمی لهجه شهرام: پدر
آینده جهان از پنجره داووس
کشورها به لحاظ اقتصادی با همدیگر قفل شوند با یکدیگر همکاری سیاسی بیشتری خواهند کرد. لهستان حدود یک دهه خودش را در حوزه هایی مانند صنعت، فناوری، دانشگاه و حتی بهره گیری از نظام حزبی و یادگیری نحوه تعامل سیاسی به آلمان قفل کرده است و الان یکی از موفق ترین کشورهای شرق اروپا با نرخ رشد اقتصادی 5/4 درصد است به طوری که اتحادیه اروپا قصد دارد در 10 سال آینده 40 میلیارد یورو در زیرساخت های
داریوش فرضیایی را درزادروزش بشناسید
تاکنون خطاب به عمو پورنگ مطرح کرده اند، چیست؟ این بوده که آیا اتفاق افتاده که بچه ها را فراموش کنم؟ در پاسخ باید بگویم هیچ گاه این طور نبوده و من همیشه به یاد آنها هستم و زیباترین جمله ای که به من گفته اند عمو پورنگ دوستت دارم بوده است. در دوران مدرسه و زمانی که دانش آموز بودید، بچه درس خوانی بودید یا نه؟ بله. علاوه بر درس، انشاء و داستان نویسی ام نیز
ظریف : به من بی احترامی شد
برخی از دوستان کاملا به من بی احترامی کردند و به همین دلیل در این مدت از رسانه ها دور شدم و علاقه ای به مطالعه رسانه ها به همین دلیل نداشتم . به هر حال همیشه یک سری بازیکن می آیند و یک سری می روند اما من برای این والیبال زحمت کشیدم و توقع بیش از این داشتم احتمالا سال دیگر هم نوبت یک بازیکن دیگر می رسد.متاسفانه برخی فقط جلوی پای خود را می بینند و کاری به آینده ندارندباز هم تکرار می کنم در این مدت
مشهورترین تاجر ایران چگونه از هیچ به همه چیز رسید؟ + عکس
ترین دلیل شهرت او به شمار می رود. نقطه شروع خانواده اسدالله عسگراولادی نه تنها پولدار نبودند که در سطح پایین تر از متوسط قرار داشتند. پدر خانواده عطاری داشت. سه پسر خانواده از همان دوران نوجوانی کار در بازار تهران را آغاز کردند. اسدالله روزها با دوچرخه هم کار می کرده و شب ها به سفارش مادر درس می خوانده. کنکور آن سال ها او را به رشته ادبیات دانشگاه تهران می رساند تا همزمان
توکل برخدا و برنامه ریزی دقیق عامل موفقیت برادران دوقلوی شیرازی در کنکور
اضافه کرد: برای کنکور روزی 13 ساعت مطالعه مفید و برای تمام ماه ها و روزها از قبل برنامه ریزی داشتم. طاهری فرد با اشاره به اینکه درس خواندن مشترک با برادر دوقلویش احسان که وی نیز رتبه 5 علوم تجربی کنکور 94 شده است، افزود: به طور یقین این درس خواندن مشترک و همفکری هایی که با هم داشتیم تاثیر زیادی در موفقیت ما داشته است و انرژی و امید ما را برای شرکت در کنکور دوچندان می کرد. عرفان
■ از آبیاری چمن تا کسب رتبه 50 کنکور سراسری/ تصاویر
باعث افزایش نمرات درسی و معدل سال آخر دبیرستانم شد و این امر انگیزه برای ادامه دادن مطالعه ام را بیشتر می کرد و در سال آخر دوره دبیرستان موفق شدم با معدل 19 و 27 صدم فارغ التحصیل شوم و این معدل نیز در کسب رتبه 50 کنکور سراسری بسیار تأثیرگذار بود. این دانش آموز بااستعداد گرمه ای استفاده از تجارب افراد موفق و دانشجویان دانشگاه های معتبر کشور را از دیگر رموز موفقیت خود دانست و تصریح کرد: به
سلنا گومز، از خوانندگی تا فعالیت های خیرخواهانه
معروفی نبودم و فقط 2 دوست داشتم. دوران مدرسه مثل یک دوران ناجور و افتضاح در زندگیتان است! من هیچگاه در مدرسه اعتماد به نفس نداشتم!" در سال 2008، سلنا شروع به قرار گذاشتن با ستارهٔ دیزنی "نیک جوناس" کرد که باعث حضور سلنا در آهنگی از "جوناس برادرز" به نام "بسوزانش" شد؛ اما در سال 2009 این زوج رابطشان را بهم زدند. پس از اتمام این رابطه و در همان سال سلنا شروع به قرار گذاشتن با ستارهٔ
یزد می تواند میزبان جشنواره بین المللی باشد
پریوش نظریه لیسانس تئاتر از دانشگاه هنر، بازیگر و کارگردان سینمای ایران است. مستندهای نزدیک تر از نفس، سوتماگ، هورامان، داستانی من و عروسکم، مستند کولی ها و ... از ساخته های اوست. وی داوری جشنواره های معتبری از جمله: جشنواره فیلم آینه و آفتاب، جشنواره بین المللی کیش، عضویت در هیئت داوران جشنواره کتاب شهر، جشنواره پروین اعتصامی، بخش "بهترین پروژه مستند جشنواره سینما حقیقت، پنجمین جشنواره بین المللی فیلم شهر، عضو هیئت انتخاب فیلم های بلند جشن خانه سینما و ... را بر عهده داشته است. کسب جوایز متعدد از جمله: تندیس بهترین بازیگر زن از جشنواره "منبر طلایی" تاتارستان روسیه برای فیلم چراغی در مه ، جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن در اولین جشنواره فیلم های تلویزیونی برای فیلم فراموشی، جایزه مقام دوم در بخش مستند نخستین جشنواره بین المللی نور برای فیلم نزدیک تر از نفس، جایزه بهترین فیلم مستند تجربی در سومین جشنواره پروین اعتصامی برای مستند نزدیک تر از نفس، جایزه فیلم برتر بخش بین الملل برای فیلم من و عروسکم در جشنواره بین المللی سینمای جوان و ... نیز در کارنامه اش دیده می شود. شاخص و اِلمان های مورد نظر شما برای انتخاب فیلم ها چیست ؟ آیا با توجه به تعداد بالای فیلم ها، هیئت انتخاب به یک استاندار خاصی برای انتخاب فیلم ها رسیده است؟ تقریبا در تمامی هیئت انتخاب هایی که من حضور داشتم به این صورت بود که ابتدا هر یک از اعضا به صورت جداگانه فیلم ها را می دیدند و بهترین ها را انتخاب می کردند سپس در یک جلسه گروهی به جمع بندی از تمام ایده ها و سپس به یک نتیجه می رسیدند. اینکه تمام اعضا، در کنار هم فیلم ها را ببینند معمولا روش هیئت داوران است اما در جشنواره رضوی هیئت انتخاب نیز به این روش عمل کردند که البته مزیت هایی هم دارد، چون می توانیم با دیدگاه سایر اعضای هیئت انتخاب آشنا شویم. تنها مشکل ما این است که محدودیت زمان داریم. بعضی از دوستان، تعدادی از فیلم ها را در جشنواره های دیگر دیده اند و تعدادی نه، همین باعث می شود تا سرعت بازبینی پایین بیاید. به هر حال من معتقدم هیئت انتخاب باید فیلمی را انتخاب کنند که بار و وجهه حضور در جشنواره را داشته باشد. بر همین اساس باید سرعت بیشتری نسبت به گروه داوری داشته باشیم چون تعداد فیلم ها بیشتر است. شما فیلم هایی را مشاهده کردید که سازندگانش آینده فیلمسازی این کشور هستند، آیا وضعیت آن ها امیدوار کننده بود به خصوص فیلم اولی ها؟ تعداد محدودی از آن ها امیدوار کننده بودند. نمی توان انتظار داشت از بین مثلا 300 فیلم رسیده به یک جشنواره، 100 فیلم خوب باشد اگر 30 فیلم خوب هم داشته باشیم اتفاق خوبی است و این بدین معناست که جشنواره از سطح قابل قبولی برخوردار است. جشنواره رضوی در این سطح بوده است به گونه ای که بین انتخاب چند فیلم دچار تردید می شدیم، برخلاف برخی جشنواره ها که مجبور بودیم بین بد و بدتر را انتخاب کنیم. البته در بخش اصلی طبق معمول جشنواره های موضوعی، فیلم خوب کم می بینیم، بعضی از فیلمسازان، هر موضوعی که شاید کمترین ارتباط با جشنواره دارد را به زعم خودشان مرتبط با موضوع جشنواره می دانند و آن را ارسال می کنند و این اصلا خوب نیست. به نظرم باید برای بخش موضوعی که بخش اصلی هم هست به فیلمسازان خوب، سفارش ساخت فیلم داد و بودجه ای را نیز برای آن در نظر گرفت. به نظر شما برای حمایت از برگزیدگان جشنواره ها چه می توان کرد به خصوص در فاصله بین دو جشنواره؟ یکی از کارهای خوبی که می توان انجام داد، سفارش کار به برگزیده های جشنواره است. یعنی می توان یکی از جوایز، حمایت فیلمساز برای ساخت فیلم بعدی اش باشد. این نوع حمایت، بهترین نوع حمایت از فیلمسازان جوان هست. واقعیت این است که سازندگان فیلم کوتاه به حمایت مالی احتیاج دارند. شما علاوه بر بازیگری، فیلم ساز هستید عکاسی می کنید و دستی بر سایر رشته های هنری دارید، چقدر این فعالیت ها از جنبه زیبایی شناخی به حضور و ماندگاری شما در سینما کمک کرده است؟ من بازیگری را شغل خودم می دانم و سایر فعالیت ها، علاقه شخصی است. به نظرم کسی که می خواهد بازی کند باید روانشناسی بداند، عکاسی، نقاشی، کارگردانی و... بداند. هنر شاخه های متفاوتی دارد و آموزش شاخه های مختلف، تکمیل اطلاعات است نه از این شاخه به آن شاخه پریدن. مثلا یک کارگردان برای اینکه موفق باشد باید کمی طراحی صحنه بداند، نویسندگی، نور و ... را تا حدودی بداند که بتواند کنترل کند و بفهمد از عواملش چه می خواهد. کارگردانی که سلیقه نداشته باشد نمی تواند کارگردان خوبی باشد. به عنوان یک بازیگر و کارگردان، فضای یزد را چقدر مناسب فیلمسازی می دانید؟ با اینکه هنگام شب وارد یزد شدم اما به نظرم رسید که یزد چقدر اصیل است، یزد نه پروتز کرده نه موهایش را رنگ کرده و نه تتو کرده است! من به شهرهای زیادی سفر کردم و دیدم که معماری آن ها رو به تباهی می رود. خوشحالم پس از سال ها شهری را دیدم که اصالتش را حفظ کرده است. چقدر خوب است که این اصالت دیده شود. امیدوارم جشنواره هایی از این دست در سطح بین المللی در یزد برگزار شود تا کشورهای دیگر هم با این فرهنگ آشنا شوند. فرهنگ اصیلی که بخش زیادی از آن را می توانیم در یزد مشاهده کنیم. سینما قانون خاصی برای ورود افراد ندارد، در این چند سال اخیر جوانان زیادی وارد سینما شدند که بعضی ها بسیار هم موفق بودند، با توجه به این آینده سینمای ما را چطور پیش بینی می کنید؟ ببینید تردید نکنید که کار خوب جای خود را پیدا می کند. خوشبختانه همینطور که نسل جدید روی کار می آیند در بین آن ها بچه های مستعدی هم هستند. هر چند در مقابل هم عده ای هستند که بدون مطالعه وارد سینما شدند به خودشان اجازه می دهند هر آنچه را ساخته اند برای جشنواره ها ارسال کنند که گاهی از شدت ضعیف بودن باعث تعجب می شوند. فکر می کنند سینما یک دوربین و اشک و آه جلوی آن است. یا اینکه سینما فقط صحنه یا گریم است. سینما اجماع همه این هاست. بنابراین کسانی که با مطالعه و دست پر وارد می شوند، آرام آرام شاهد پیشرفت آن ها هستیم و ماندگار می شوند. به عنوان مثال من از سال ها پیش کارهای خانم آیدا پناهنده را در جشنواره های مختلف دنبال کردم و شاهد رشد مداوم فیلمسازی او بودم. همچنین خانم رقیه توکلی که از اولین ساخته هایش در جشنواره، کارهایش را دیدم و این رشد در کارها مشخص است. این رشد و پیشرفت به علت علاقه مندی، پشتکار و اعتباری است که برای کارشان قائل هستند. وقتی در مورد کار مطالعه کنیم و عشق داشته باشیم، مسلما پیشرفت می کنیم و جایی برای حضور این کارها نیز پیدا می شود. مهم ترین توصیه شما برای فیلم اولی ها چیست؟ مطالعه زیاد، خوب دیدن و خوب ساختن، یعنی برای ارتقا کیفیت کار تلاش کنند و نه کمیت. تعداد بالای فیلم دلیل بر این نیست که شما کارگردان خوبی هستید، فقط یک فیلم بساز ولی فیلم خوب بساز. ...
شب هایی که روی کارتن صبح می شود
بیفتد. خانم! خودم را می کشم، اما اجازه نمی دهم این اتفاق برایم بیفتد. تو که برات مهمه که به هر قیمتی مواد تهیه نکنی، چرا نمی روی کمپ یا سامان سرا که کمکت کنند ترک کنی؟ من 8 سال پاکی داشتم و با پای خودم رفتم کمپ. پس چرا الان اینجایی؟ به خاطر بیکاری دوباره معتاد شدم. فقط به من کار بدهند تا پول داشته باشم حاضرم busy life انجام دهم و خانه شما را تمیز کنم. آنا
تغییر در کابینه اتفاق منطقی و درستی است
/> درست است. از نتایج افزایش این ارتباطات، بورسیه های تحصیلی است که خود یکی از راه های شناساندن توانایی های علمی و بضاعت های گسترده کشور است که این موضوع با مشکلاتی مواجه بود. فضای پساتحریم در حوزه علمی و آموزش عالی را چطور ارزیابی می کنید؟ توافق هسته ای و لغو تحریم ها، تبادل استاد و دانشجو در رشته های مورد نیاز و ارتباط مثبت با مرزهای دانش را به همراه خواهد داشت که این می تواند به طور
سهمیه مناطق محروم برای کنکوری های ورزنه ای جایی ندارد/ طعم شیرین موفقیت در سایه محرومیت های شهر
مرتبه در مسابقات فرهنگی و هنری به کسب مقام استانی نائل شدم. باقری میانگین مطالعه خود را روزی 8 ساعت عنوان و افزود: از مهر 93 با جدیت درس می خواندم تا بتوانم در رشته های گرایش پزشکی قبول شوم زیرا علاقه وافری به رشته پزشکی دارم و امیدوارم بتوانم در دانشگاهی معتبر تحصیل کنم و برای شهر و بخش محرومم مثمر ثمر باشم. *ورزنه فاقد کلاس کنکور وی هیچ کلاس کنکوری نرفته بود و
کتاب را با هدف ادای دین به شهید آوینی نوشتم/ تحلیل های نویسنده کاریزسینما از سینمای دینی، هنر و ادبیات، ...
محمدرضا محقق متشکل از تعدادی از نقدها و یادداشت سینمایی اوست که مجموعا در حوزه های مهم و خطیری که هم بار اندیشگی دارد و هم هویت سینمایی و ادبی، طی سال های گذشته، شکل گرفته است. این یادداشت ها و نقدها با فواصل زمانی گوناگون و با موضوعات متنوعی به رشته تحریر درآمده، اما همگی دارای اشتراکاتی ساختاری و محتوایی است که انتشار آن ها را در یک کتاب، برای ما مطلوب و ارزشمند نمود. اغلب
دوبلور برنامه دیدنی ها کجاست و چه می کند؟
. می خواهم تو را به بچه های دوبله معرفی کنم. آقای صارمی من را به استودیویی به نام عصر طلایی که در میدان فردوسی قرار داشت، معرفی کرد و به این ترتیب وارد دنیای حرفه ای دوبله و پس از آن وارد رادیو شدم و حتی در دوران جوانی در حدود 10 فیلم سینمایی هم نقش آفرینی کردم. از شنیدن صدای خودم در سینما احساس خوشایندی داشتم یک سال بود وارد دنیای دوبله شده بودم و نقش های کوچک را به
مسئولیت اجتماعی فراموش شده دانشگاه
بدون وزیرعلوم برای این حوزه آغاز کرد . پرسش این است که آیا ما دانشگاه و سال های تحصیلی و رقابتی را که به دانش آموزانمان تحمیل کرده ایم تا وارد آن شود، برای آن ترسیم کرده ایم تا بتوانیم چراغ علم را در آن روشن نگاه داریم و در آن به تولید علم بپردازیم؟ تولید چیزی که بتوانیم از طریق آن به بهبود زندگی خودمان بپردازیم و در راه و مسیر شناخت عالم هستی گام برداریم . حال پرسش این است که ما از
هویت تهران نابود شده است؟
های کوچک تبدیل به چند طبقه می شود. در این شرایط چطور می توان هویت تهران را حفظ کرد؟ بهشتی: در تمام دنیا به همین صورت است و در این شرایط به جای شهرها چیزهای دیگر ارزش پیدا می کند. ما در این 40 سال زباله ساختمانی ساختیم و 99 درصد ساختمانها به گونه ای هستند که در آینده خوشبختانه کسی از تخریب آنها ناراحت نمی شود.ساختمانهایی تولید شدند که عمرشان فی نفسه کوتاه است و بعد از 20 سال دوباره باید
نفر سوم کنکور: سیستان وبلوچستان سرشار از استعدادهای نهفته است
وابسته به مدرسه و کتب درسی بودم و برای اینکه از میزان درصد تست های خود آگاه شوم فقط در سه مرحله آزمون آزمایشی شرکت کردم. وی بیان کرد: اکنون که این لطف بزرگ خداوند شامل حال من شده است دوست دارم در رشته پزشکی دانشگاه تهران ورود پیدا کنم. برای موفقیت، تلاش خود را مضاعف کنید قائم دوست به تمام داوطلبان کنکور سراسری در سال های آینده توصیه کرد: برای موفقیت در علم و تحصیل
ضرورت تبلیغ جهادی برای گسترش تشیع در دنیا/ تشیع در آفریقای سیاه
شیعیان آن تصحیح کنیم. در این خصوص مصاحبه ای با محمدحسین ملک زاده یکی از مبلغین بین المللی، انجام شده که تفصیل آن در ادامه خواهد آمد. *به عنوان سوال اول بفرمایید که چه شد وارد فضای کار تبلیغی در حوزه بین الملل شدید؟ بنده برای کار علمی فرهنگی اسلامی یا علمی فرهنگی تبلیغی تقریبا از سال 78 تا کنون در خیلی کشورها رفت و آمد داشته ام. آغاز فعالیت های بنده با زبان عربی بوده و چون
یکی از میان ما
سازمان دیگر گفتند: خیلی بدتر از تو هم هست. گفتم: من بد از بدترم اما زندگیم را دوست دارم و می خواهم بسازم با زندگی ام و با سختی ها بجنگم اما گفتند نه! پس چه طور زندگی تان عوض شد؟ خودم راه افتادم دور بانک ها. سه سال پیش من بیست و دو میلیون یعنی هفتصد تومان پانصد تومان وام گرفتم و توانستم این خانه ی سی و هفت متری را در حصه بخرم. اولش از پانصد تومان شروع شد رفتم پانصد تومان وام قرض الحسنه گرفتم بعد