سایر منابع:
سایر خبرها
سیروس دین محمدی: با پول قراردادم می توانستم رنو 5 بخرم نه پورشه
نزدیک می شوند برایم لذت بخش است. یک روز 50 نفر به دنبال تو می آیند و از تو امضا می خواهند اما یک روز می بینی که کسی شما را تحویل نمی گیرد. * خاطره خاص و زیبایی از مدت حضورت در استقلال داری؟ -من همواره با محمد نوازی هم اتاقی بودم. یک روز در هتل المپیک بودیم و من در حال تماشای تلویزیون بودم که محمد بالش را از بالا به سمت من پرتاب کرد. به او گفتم که چه کار می کنی؟ جواب داد کار
پیشنهادهای فرهنگی جذاب برترین ها
محوطه ی تئاتر شهر و خانه ی هنرمندان و..به یمن جشنواره ی تئاتر فجر مهمان تماشاچیان و علاقه مندان تئاتر است از دست ندهید ،از جمله اجراهای جالب توجه امسال نمایش (قصه نقش) به کارگردانی سعید کاظمیان از شهرستان گنبد کاووس می باشد که تلفیق دلنشینی از اجرا و موزیک دست یافته و به خوبی مظلومیت هنرمندان به طور خاص هنر قالی بافی را به اجرا در آورده است. کیوسک: (24) ماهنامه ی سینمایی موسسه همشهری، در
معجزه مگس در درمان زخم های شدید/ترس سربازان عراقی از حضرت ابوالفضل(ع)/مهریه عجیب؛ شاهرگ پای راست برادر ...
بعد از مجروح شدن به اسارت در آمدم و بعد از گذشت دوماه به اردوگاه 11 در نزدیکی شهر تکریت زادگاه صدام منتقل شدم.اردوگاه تازه در حال آماده شدن بود سرویس بهداشتی و حمام هنوز آماده نشده بود.آب لوله کشی نداشت. لباس ، کفش و پتو نداشتیم.تنها چیزی که زیاد بود شکنجه و کتک وشهید بود. هر3 روز اگر زیاد نگفته باشم یک شهید بر اثر شکنجه داشتیم.هر کس به روش خودش اذیت می کرد به زبان ساده تر تمرین کتک زدن می کردند
رمز ماندگاری نیکی کریمی در سینما
از پس این یکی برآمدید؟ - همان فرمول ادبیات. من چند وقت پیش فیلم سارا را دیدیم... - من بعد از فیلم سارا دو سالی سینما را ترک کردم. رفتم آمریکا. بعد از آن مهرجویی به من زنگ زد و گفت می خواهم پری را بسازم که من برگشتم. می گفتم... چند وقت پیش سارا را می دیدم. شخصا بازیتان را در سارا و نیمه پنهان دوست دارم. در نیمه پنهان واقعا بازیتان فوق العاده بود ولی عجیب
بیشترین آمار فروش به ایران برگر رسید
به گزارش پارس به نقل از مهر، تحویل بلیت های پیش فروش شده سی و سومین جشنواره فیلم فجر از صبح روز چهارشتبه 8 بهمن ماه آغاز شد و متقاضیان سینمای ایران با حضور در پردیس سینمایی ملت و ارائه کارت ملی و کد رهگیری خود، بلیت های پرینت شده و آماده را تحویل گرفتند. در فضای بیرونی پردیس سینمایی ملت نشانه ای از آغاز پیش فروش بلیت های سی و سومین جشنواره فیلم فجر دیده نمی شد و تنها سیمرغ های زرین در
بولتن سینما ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (8 بهمن)
اعلام اولین جزئیات برنامه نمایش فیلم های جشنواره فجر در برج میلاد، تدارک گسترده جشنواره فیلم فجر برای بزرگداشت محمدعلی کشاورز، 308 مراسم معرفی در سینماهای مردمی برای فیلم های جشنواره فجر، آغاز تحویل بلیت های سینماهای مردمی جشنواره فیلم فجر، رونمایی از فیلم و کتاب بزرگداشت حسین جعفریان در جشنواره، اعلام ضمانت گیشه سینماها در ایام جشنواره ازسوی محسن شمس مسئول سامانه فروش بلیت فیلم فجر، حضور امروز در جشنواره فیلم های ایرانی شیکاگو، گزارشی از مراحل تولید 7 فیلم سینمایی اول در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برنامه هفت بصورت زنده از برج میلاد به روی آنتن می رود، صدور حکم معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی برای حبیب ایل بیگی ، گزارشی دربارۀ نرسیدن فیلم دویدن در شب به جشنواره، صحبت های حمیدرضا قطبی دربارۀ سپری شدن زمستان سینمای ایران، اهدای نشان افتخار سزار 2015 به شان پن ، حضور دو فیلم کوتاه می خورد بر بام خانه و یک هیچ در جشنواره اسپانیا، گزارشی از مرحلۀ صداگذاری من دیه گو مارادونا هستم ، حمله جین فوندا به تبعیض جنسیتی و مردسالاری در هالیوود، رونمایی از جمشید و خورشید و گمانه زنی درخصوص ساخت دیزنی لند در ایران! اکران فیلم جدید ویل اسمیت و تام کروز در روز نخست کریسمس و در پایان نگاهی به گیشه سینمای ایران در یک هفته اخیر و میزان فروش فیلم های در حال اکران سرخط مهمترین اخبار سینمایی ایران را به خود اختصاص داد. ...
همه ش خوبا می رن
پیش رفتم خونه ش. گفت عمو دلم آب گوشت می خواد. گفتم عمو یه جایی رو کشف کردم چه جوری! می خوای برم برات بخرم بخوری؟ گفت نه عمو نمی تونم. باور کن سی کیلو بیشتر نبود. دومی: روز آخر زیر بغلش رو گرفتیم بردیم آب گوشت خورد. دخترش هم بود. اولی: پنجاه ساله ما باهم دوستیم. دومی: گفتم آقای احمدی! به خدا کولت می کنم می برمت (اشک هایش را پاک می کند). اولی: من می دونی
بولتن تئاتر ؛ ششمین ویژه نامه روزانۀ جشنواره تئاتر فجر (8 بهمن)
گزارشی از برنامه ها و اجراهای روز هفتم جشنواره، نگاهی به برنامه های روز هشتم جشنواره، خبری درخصوص داوری طراحی لباس تئاتر تنها در بخش بین الملل، چاپ کتاب مسابقه پوستر جشنواره تئا تر فجر، صحبت های میلاد شجره درخصوص اجرای طبق برنامۀ جشنواره امسال، یادداشت محمدجواد حبیبی کارگردان نمایش چرکنویس برای نمایش 2 ، گلایۀ رضا بهبودی بازیگر نمایش گفت وگوی فراریان درخصوص دولتی بودن جشنواره تئاتر فجر، گفت و گویی با الهام شعبانی بازیگر نقش الیور تویست ، حمایت از کودکان سرطانی در تئاتر شهر به همت مهدی صالحیار نویسنده و کارگردان نمایش خیابانی حایات ، صحبت های فریندخت زاهدی درمورد ظرفیت های فراوان تئاتر ایران، اظهارات محمد رسائلی درخصوص رمز تاثیرگذاری تئاتر دفاع مقدس، تقدیم عزیز شنگال به زنان و کودکان کوبانی توسط قطب الدین صادقی ، گزارشی از نمایش رویای پاییز کار مشترک ایران و نروژ، صحبت های حسین نوشیر کارگردان و نمایشنامه نویس جوان نمایش مکبث ، گزارشی از حواشی مختلف جشنواره و در پایان گفت و گوی تشریحی و مفصل با محمد چرمشیر نویسنده پرکار تئاتر ایران سرخط مهمترین اخبار کشور را به خود اختصاص می دهد. ...
ضرب المثل با یک گل بهار نمی شود با شهادت طاهره رنگ باخت
انقلاب رفتیم، نزدیکی های دادگاه انقلاب بود که به سمت دو دختر چادری تیراندازی شد، به سمت شان رفتم، دیدم یکی از آنها تیر خورده ولی زنده است، او سیده طاهره هاشمی بود، روی دستانم گرفتم اش و به طرف دادگاه انقلاب حرکت کردم، به دادگاه که رسیدم، گفتم: وسیله نقلیه جور کنید. همه، سخت درگیر تیراندازی بودند، وانت نیسانی در محوطه بود، بدون سوئیچ، سیم های استارت را به هم وصل کردم، طاهره را پشت وانت گذاشتم و به
روایت شاگرد ممتاز مدرسه زینبیه میانه از بمباران 12 بهمن 65+تصاویر
میانه و شهادت پدرش بگوید. از سمت راست همسر شهید فیروز وکیلی، جانباز رقیه وکیلی، همسر و فرزند این زن جانباز گفت وگویی که در ادامه می خوانید، حرف های رقیه وکیلی در منزلی ساده و در کنار مادر، همسر و طه تنها فرزندش است. * خودتان را معرفی کنید. رقیه وکیلی، متولد 20 مهر 1359 در شهر میانه هستم؛ من دومین فرزند و تنها دختر خانواده هستم و دو برادر دارم.
هفت خاطره، هفتاد سال نوجوانی
طرف مدرسه مرا به ملاقات امام خمینی ره ببرند و من هر روز دست و پایم را بیش تر گم می کردم و می گفتم این شعرها که چیز مهمی نیست. تا این که یک روز دو خط از این شعرها را برای کلاس دینی و قرآن روی تخته نوشتم. خانم اورانوس، معلممان آمد سر کلاس و با دیدن تخته گفت: چه شعر قشنگی، مال کیه؟ بچه ها گفتند: عرفان نظرآهاری. من لبخند زدم و چیزی نگفتم. بعد از این که کلاس تمام شد، خانم اورانوس
چهره ها در شبکه های اجتماعی (71)
به ریما رامین فر آن را به اشتراک گذاشته بود. آرمین جان این موضوع فقط مختص تو نیست، طبیعتاً هیچ فردی تا بحال خود را در خواب ندیده است! مگر اینکه مثل خودت عکس آن را ببیند. مزاحمت نمیشویم، آسوده بخواب. امیدواریم آن دوست عزیز که با ضربه مهلک اش باعث شده 4 گیگا بایت موزیک بیرون بدهی به خوابت نیاید! نیما شاهرخ شاهی در موزه لور پاریس در حال گشت و گذار بود که به ستون های دزدیده شده
درخشان: قول می دهم دیگر درباره تیم ملی حرف نزنم/حیثیت 50 ساله ام را برای پرسپولیس گذاشتم
پرسپولیسی ها نیز گفت: وی از امروز به تیم اضافه شده و برای هماهنگ شدن به زمان نیاز دارد. درخشان افزود: همان طور که گفتم بازیکنان پرسپولیس در تمرینات فشار زیادی را تحمل کردند و برنامه ریزی های ما بر اساس آغاز رقابت ها از 15 بهمن بود و اما امیدواریم در بازی اول که روز جمعه برگزار می شود، خوب ظاهر شویم. سرمربی پرسپولیس تهران اضافه کرد: خوشبختانه هیچ مصدومی نداریم و همه بازیکنان مان آماده
بولتن تئاتر ؛ پنجمین ویژه نامه روزانۀ جشنواره تئاتر فجر (7 بهمن)
خیابانی برای دختر 8 ساله گلفروش معنی دیگری دارد؛ دخترکی که این روزها ویژه ترین مهمان جشنواره فجر است. روز سوم بهمن امسال که درگیر اطلاع رسانی دوره سی و سوم جشنواره تئاتر فجر بودم با اشاره همکارم، متوجه گزارش تصویری روز دوم جشنواره شدم که اصغر خمسه از عکاسان خبرگزاری گرفته بود و به اجراهای تئاتر خیابانی محوطه تئاتر شهر مربوط می شد. در آن گزارش، عکس دختر بچه ای بود که گل های نرگس
با مشفق کاشانی؛ از سهراب سپهری تا علیرضا قزوه
من می نوشتم و در جراید به چاپ می رساندم، می دید. یک روز به سهراب گفتم: تو به شعر علاقه مندی؟ چون به یادداشت های من و اشعارم خیلی توجه می کنی. بعد از این سوال بود که با سهراب راجع به ادبیات صحبت هایی کردم، آنجا بود که فهمیدم سهراب تسلط عجیبی بر ادبیات دارد. ایشان ادبیات کلاسیک را کاملا خوانده بود و این نکته ای است که جوانان امروز باید بدانند. در جاهای دیگر گفته ام همین طور نمی شود شاعر
حراج آبرو به اسم عکاسی
نداریم. مغنی وقتی مقاومت ما را دید سریع از عکس ها چاپ گرفت، پاکت عکس ها را با عصبانیت سمت ما گرفت و گفت اینم عکس های شما به سلامت. قاب هفتم: موقع خروج تصمیم گرفتیم از خانم مدیر داخلی فایل اصلی عکس ها را تحویل بگیریم. طبق معمول همیشه من پیشمرگ شدم و رفتم جلو، با کلی کلنجار رفتن بالاخره گفتم: ببخشید خانم ما فایل عکس هامون رو می خوایم اگه ممکنه از روی سیستم پاک کنید و به ما تحویل
جزئیات ماندگارترین دیدار رهبری به روایت جانبازان قطع نخاعی: مدیران بروند از آقا یاد بگیرند
مثال بگویم: در ایام گذشته 7 یا 8 عروسی دعوت شدیم که من دو تا از این عروسی ها را رفتم و لذت بردم که بچه مذهبی ها مجلسشان به گونه ای بود که من می توانستم در آن مجلس بنشینم. ولی باقی عروسی هایی که رفتم فقط زجر کشیدم. پدرم بعد مجروحیتم در بیمارستان به دیگران می گفت: گریه نکنید، سرتان را بالا بگیرید و افتخار کنید همه هستی من ناموس و اسلامم است، البته نمی خواهم بگویم که از جوانی
وقتی دختر شایسته ایران، معلم تعلیمات دینی مدرسه پسرانه شد
ابلاغ انداختم و با لحن پرسش گفتم: خانم عسل گل نگار؟! مثل یک دلقک نگاهش را دور تا دور اتاق گرداند و رو به من کرد و با ناز و کرشمه گفت: توی این اتاق فقط من هستم. هیچ خانم دیگه ای نیست. پس من عسل گل نگار هستم! و جمله آخرش را با عشوه هر چه تمام تر بر زبان آورده بود. دخترک ابله خیال کرده قدم به کاباره بزرگ شهر گذاشته. یعنی به راستی نمی فهمد به کجا آمده؟! اصلا کدام عقب مانده ذهنی به دستش ابلاغ