سایر منابع:
سایر خبرها
مرد 70 ساله یک روز بعد از ازدواجش درخواست طلاق داد
کرد. او 50 سال سن دارد و مثل من تنها بود. وقتی با او آشنا شدم تصمیم به ازدواج گرفتم و احساس کردم بقیه عمرم را تنها نخواهم ماند. مرد مسن ادامه داد:من و همسرم به عقد یکدیگر درآمدیم و او به خانه من آمد. اما درست یک ساعت بعد همسرم بهانه گیری هایش را شروع کرد و مرتب داد و فریاد و دعوا به راه انداخت. از همه چیز ایراد گرفت و حتی مدل چیدمان خانه ام را هم تغییر داد و گفت که نمی تواند در خانه ای با
زندگینامه حسنعلی نخودکی اصفهانی
بزرگ، شیخ مؤمن که هم اکنون در مشهد به گنبد سبز مشهور است، رفتم. پدرم را دیدم که با شیخ مؤمن در گفتگو است . چون من وارد شدم، پدرم از شیخ درخواست کرد که برای من دستوری فرماید تا توفیق تهجد و نماز شب داشته باشم. چون پیر خواست چیزی به من بگوید، پدرم گفت : اکنون چند روزی صبر کنید . باری، آنچه در خواب دیده بودم، برای پدرم گزارش کردم. فرمود : آری، دیگر چیزی از
خودکشی دانشجوی نخبه دانشگاه شریف در پارک
او گفت هرگز با دیدن صحنه خودکشی پسرش گریه نکرد و سعی کرد خود را به خدا بسپارد. محلی که پسرش در آنجا برای همیشه به زندگی خود پایان داد، نزدیک خانه شان است تا آن حد که مرد عزادار سرش را به سوی آن چرخاند و گفت: در همین پارک پلیس، آن ور دیوار خودش را دار زد. طناب یکی از بنرها شل شده بود و باد مدام آن را تکان می داد. تعدادی از اساتید رشته هوا و فضای دانشگاه صنعتی شریف در سوگ دانشجوی شان، آن را روی دیوار نصب کرده بودند. پدر شایان آن ر
سفره های خالی، کوچه های بن بست
دندان هم به دهان ندارم. حال و روزم را که می بینی. زندگی ام به سختی و هرطور که بشود... می گذرد. می فهمی که چه می گویم. فکر می کنی آسان است؟ شوهر اولم که مرد، شدم زن عارف ترکه. چه شوهری. شرخر و زورگیر بود. تمام فلاح می شناختندش. 10 روز تمام من را دزدید و زندانی ام کرد در خانه خودش تا مرا بگیرد. نمی خواستم از چاله در بیایم و بیفتم توی چاه. نمی خواستم زنش بشوم. تا راضی نشدم بهم دست نزد. پشت در
کار شبانه روزی حقوق 350هزار تومانی!
مرا از خانه اش بیرون نیندازد. حسینیه، تنها پناهگاه مادر و کودک التماس های فرنگیس کارساز نبود، شهرام یک راه را جلوی پایش گذاشته بود و آن هم طلاق بود. زن جوان حتی حاضر بود در خانه ای که هوویش زندگی می کند، بماند اما چنین اجازه ای برای او صادر نشد؛ به اجبار او به دادگاه رفتیم تا طلاقم دهد، آنجا بود که متوجه شدم باردارم. شهرام وقتی از این ماجرا باخبر شد پایش را در یک کفش کرد که
برخی مدارس بردۀ باسواد تحویل شما می دهند! / تفاوت نسخۀ لیبرالی و اسلامی برای کنترل انسان طغیان گر
به گزارش حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ حجت الاسلام علیرضا پناهیان که در رمضان گذشته با موضوع تنها مسیر-راهبرد اصلی در نظام تربیت دینی سخنرانی کرد و مورد استقبال جوانان قرار گرفت، امسال قرار است به مدت 30 شب در مسجد امام صادق(ع) میدان فلسطین به موضوع تنها مسیر برای زندگی بهتر بپردازد و به سوال چگونه یک زندگی بهتر داشته باشیم؟ پاسخ دهد. در ادامه فرازهایی از بیست و دومین جلسه
تضاد جمع بندی و نتیجه گیری کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر(ص)
کتاب به انواع و اقسام البسه و طراحی های آن ها اشاره شده و در صفحه 67 پاراگراف سوم چنین آمده است: چه بسا وقتی در برخی روایات مربوط به لباس نمازگزار از وجود چند جامه برای زنان سخن رفته است، دلیلش به نازکی، نرمی و بدن نما بودن پارچه های آن زمان برگردد. کدام یک از مستندات تاریخی کتاب صحیح است عدم وجود پارچه و جامه های متعدد یا وجود چند جامه آن هم برای نماز ؟ *نویسنده: سعید سرمدی ادامه دارد ...
گفت وگو با زهرا شجاعی، معاون زنان ریاست جمهوری در دولت اصلاحات/ معاونت زنان هنوز مشغول آواربرداری است
آگاهی زنان از حقوق و تکالیف شان سخن گفته شد، اما این امرمنوط به رعایت اخلاق ازسوی مردان در خانواده است. الان زنان ما آگاه تر شده اند اما مردان با اخلاق تر نشده اند. مردان می خواهند مانند پدران و پدربزرگان شان در خانه عمل کنند اما دختران به سبک مدرن، به همین دلیل مشکل ایجاد می شود. چند وقت پیش گفتید نتایج طرح ملی امحای خشونت علیه زنان در دولت احمدی نژاد خمیر شده است، کتابخانه تخصصی زنان
خلاصه کتابی که حدادعادل به ظریف هدیه داد!
] حکایت ملاقات خود را با مسیو گو نقل کرد. گفته بود دول بی طرف را در کنفرانس راه نمی دهند اما در مجمع ملل خواهید بود و در کارهای ایران هم یقین داشته باشید که بدون استماع حرف های شما تصمیمی نخواهند کرد. کاغذی از علاءالسطنه رسیده بود که من در لندن با انگلیسی ها حرف زده ام و وعده داده اند که در قبول عضویت ایران مساعدت بکنند. ممتاز السطنه از این جهت کاری نکرده و همین که جواب داده اند که دول بی
فاطمه هاشمی:ممکن است نامزد انتخابات مجلس شوم/پدرم وقتی در انتخابات هیئت رئیسه خبرگان رای نیاورد خوشحال شد
فراهم نیست؟ شاید چون ما یک جامعه مردسالار داریم؟ نه اینگونه نیست باز هم می گویم مشکل از خود ما زنان است. چرا من که یک زن خانه دار هستم به یک کاندیدای زن اعتماد نمی کنم و به کاندیدای مرد رای می دهم؟ چون تاکنون کاری از نمایندگان زن که موثر باشد سرنزده است. دقیقا چون خود زنان کاری نکرده اند. پس زنان در یک دور باطل گرفتار شده اند. بله دقیقا
مردان روستای مجاور می گفتند مگر این روستا مرد ندارد؟/ باید دوباره برای روستایم برنامه ریزی کنم
میلیارد تومان برآورد کرد و ادامه داد: روز گذشته نماینده بیمه رازی با ما تماس گرفت و از تأمین اعتبار بودجه برای بازسازی خبر داد و از دهیاری درخواست کرد که شماره حساب های خانوارهای روستا را برای بیمه ارسال کنند. این دهیار زن با بیان این که در روستای سیجان زنان مشکل خاصی ندارند، خاطرنشان کرد: عمده مسئله ای که خانواده ها و به ویژه زنان روستای ما در ابتدای شروع به کار من با آن مواجه بودند
ماجرای گُل خوردن صوری از ولیعهد در مدرسه نظام/ به ما گفتند فردا اعدام خواهید شد!/ شاهد سقوط فاو بودم ولی ...
از سرویس شهرستان ها به سرویس گزارش رفتم. به این بخش علاقه مند بودم و خوشبختانه در آنجا موفق هم شدم. می خواستم با ولیعهد هم مدرسه ای باشم ** از دوران پیش از انقلاب برایمان بگویید. آن دوران چطور برایتان گذشت؟ من سال 1353 به دبیرستان نظام علاقه مند شده بودم. یک بار که با بچه ها از مقابل دبیرستان می گذشتیم ، متوجه بیرون آمدن چند تا از بچه های دبیرستان شدم که با لباسی
گفته های تکان دهنده بازماندگان سیل
سلامانه : از محله جیحون که وارد خیابان 16 متری امیری می شوی، با حجله های جوانان و مردم سیاه پوشی رو به رو می شوی که فضای محله را غم انگیز کرده است. وقتی از چند روز قبل شنیده ای که حدود10 نفر فقط از این محله در منطقه سولقان حضور داشتند و سیل و کشته شدن تعداد زیادی از مردم و از همه اسفبارتر پرپر شدن رفقای نزدیکشان را جلوی چشمشان دیده اند، تصمیم می گیری برای شنیدن دیده ها و اتفاقاتی که گذرانده اند به سراغشان بروی. محمد یکی از جوانانی است که تصمیم می گیرد چند روز قبل از مراسم ازدواجش آخرین روزهای ...
سونامی احتمالی مسکن مهار می شود؟
و غیره را حساب کردم دیدم تازه برام درمیاد با کلی دوندگی متری 1700000 تومان که چند گدچه پایین تر همین خانه را بطور آماده متری 1600000 تومان میدن!!! من نه دلالم و نه بساز و بفروشم این زمینو برای خودم که با برادرم شریکی میخواستیم بسازیم تا از مستاجری رها بشیم ولی واقعیت اینه که با این قیمتها ساخت و ساط اصلا" به صرفه نیست هرچند که مردم هم قدرت خریدشون پایینه. تازه سازنده اگه سود خواب پولشو
عملیات ویژه برای دستگیری 22 باند خشن
خانه ای در کرج و شهریار حضور داشته است. در ادامه گفت وگوی همشهری با این جوان زورگیر را بخوانید. سابقه داری؟ یک سال پیش به جرم سرقت دستگیر شدم 2، 3ماهی در زندان بودم و بعد آزاد شدم. چرا بعد از آزادی دوباره سراغ دزدی رفتی؟ انگار به سرقت معتاد شده بودم. وقتی پای بساط دوستان سابقه دارم نشستم و مشروبات الکلی مصرف کردم بازهم وارد باند سرقت شدم. از
قصه عجیب یک ازدواج با 61 سال اختلاف سنی!
است و در این سال ها شاید به تعداد انگشتان دست به شهر آمده باشم. در این سالها یک بار با همسرم اختلاف پیدا کردم و او با قهر خانه را ترک کرد و به منزل پدری اش در شهرستان سلماس رفت. چند روز بعد از رفتن او احساس کردم خانه بدون وجود او سوت و کور است. تصمیم گرفتم او را به خانه بازگردانم. بازگرداندن او 200 هزار تومان برای من هزینه در پی داشت و مجبور شدم علاوه بر کرایه ماشین برای او کادو هم بخرم. به جوانان
کسی حاضر نیست خودش را فامیل این مرد مقتول معرفی کند
هاست رابطه پنهانی دارد. با افشای این موضوع صغری بازداشت و تحت بازجویی قرار گرفت. زن جنایتکار در بازجویی ها پرده از راز این جنایت برداشت و گفت: مدت ها بود که با محمد ارتباط پنهانی داشتم اما همیشه می ترسیدم که همسرم از رابطه پنهانی ام باخبر شود. چند بار از محمد خواستم که از زندگیم بیرون برود اما بی فایده بود. کار به جایی کشید که وی حتی به خانه ام نیز آمد. نمی دانستم چکار کنم تا اینکه روز
فرزندخواندگی؛ یک نمایشنامه در چهار پرده
همیشه، توافق کردیم که قبل از شروع، آزمایشات لازم رو انجام بدیم که خدای نکرده مشکلی برای بچمون پیش نیاد چون ازدواجمون فامیلی بود. اگرچه قبل از ازدواج، مشاوره ژنتیک داده بودیم اما این بار به کلینیک ژنتیک دکتر فرهودی مراجعه کردیم تا آزمایشات کامل تر قبل از بارداری رو بدیم. طی این مدت هم که منتظر جواب بودیم، من به دکتر زنان رفتم و تمام تست ها را دادم. خدارو شکر مشکلی نبود. در این مدت 7 سال
آنهایی که معجزه آسا از سیل سیجان نجات یافتند
/> - به پدر و دوستام که زنده موندن؛ پیش خودم می گفتم یعنی اینجوری باید بمیرم؟ خیلی زوده که جونمو از دست بدم. خیلی آرزوها دارم که بهشون نرسیدم. توی همون بالا و پایین های سیل که به اینور و اونور می رفتم به مرگ فکر می کردم و اشهدمو می خوندم. البته باید این رو هم بگم از خدا هم خیلی کمک خواستم و مدام صداش می کردم تا اینکه توی تنگه گیر کردم و مطمئن شدم که حالا50 درصد به زندگی نزدیک شده ام. تا روستایی
فرزندان شهیدم را با رزق حلال کارگری پرورش دادم
بیمار شد و در خانه افتاد. نیاز به دارو و درمان داشت. حاصل زندگی من با او، پنج فرزند، سه پسر و دو دختر شد. مستأجر بودیم و هزینه زندگی مان بالا بود. یک سال بعد همسرم به رحمت خدا رفت. برای همین مجبور شدم خیلی زود برای تأمین مخارج خانه و خانواده ام دست به کار شوم. به خانه مردم می رفتم و کارهایشان را انجام می دادم. کار خانه، لباسشویی، کارگری. خیلی کار کردم. نمی خواستم کسی به بچه هایم ترحم کند
دزدهای گوشی ربا!
تحقیقات گسترده ای را برای شناسایی متهمان آغاز کرده بودند با چندین شکایت مشابه روبه رو شدند که نشان می داد همه شاکیان توریست یا تاجر خارجی هستند که از سوی دو سارق حرفه ای مورد کیف قاپی و موبایل قاپی قرار گرفته اند. اولین شکایت یکی از شاکیان که مرد 68 ساله ای اهل ایتالیا بود، گفت: من چند روز قبل به عنوان توریست وارد ایران شدم. روز حادثه برای دیدن مکانی تاریخی به مرکز شهر تهران رفتم
فاجعه ایام عقد و نقش پررنگ آن در افزایش طلاق توافقی
کردیم، تا از آن طرف هم پسر، خانه تهیه کند، بر اساس آنچه قرار است جهاز بدهند مثلاً چون 100 میلیون تومان می خواهند جهاز بدهند باید خانه اجاره ای نباشد و خانه ثابت باشد که اثاث جابجا نشود، این متأسفانه فرهنگ شده است که همین امر موجب بالارفتن دوران عقد حتی تا 4 سال می شود چون پسر باید پول جمع کند. وی با بیان اینکه اینها فاجعه هایی است که در زندگی جوانان وارد کردیم گفت: دوران عقد، زندگی نیمه
خودکشی دانشجوی نخبه دانشگاه شریف در پارک
و فضای دانشگاه صنعتی شریف در سوگ دانشجوی شان، آن را روی دیوار نصب کرده بودند. پدر شایان آن را با دست نشان داد و با لهجه غلیظ آذری درباره حادثه گفت: پسرم دانشجوی هوافضا بود. ساعت 6:30 صبح پنجشنبه هفته قبل متوجه شدم از خانه بیرون رفته. فکر کردم کلاس دارد و به دانشگاه می رود. خودم هم چند دقیقه بعد به نانوایی سر خیابان رفتم و برای صبحانه نان خریدم. طرف های ساعت هفت یکی از همسایه ها مرا دید و گفت
کتاب ولایت فقیه امام(ره)؛ هدیه استاد مولایی در زمان شاه/ پشتکار؛ لازمه موفقیت در حفظ + فیلم
فاطمی اول شد و در پایین 16 سال من اول شدم. این استاد قرآن افزود: در این مسابقه مردمی که در سال 56 یعنی یک سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در سطح بسیار بالا برگزار شد، از همه کشورها آمده بودند و من در آن زمان حدودا 12 ساله بودم که با نمره خیلی خوب اول شدم و این اولین مقام اولی من بود؛ همچنین برای اولین بار بود که این همه جایزه می گرفتم. در آن زمان مبلغ سه هزار تومان به حسابم ریخته شد.
چگونه یک سوئیت را خانه دلخواهمان کنیم؟
این تخت از بالشتک و زیرانداز ضخیمی استفاده شده بود. درست شبیه به چادر سرخ پوست ها! نمی خواستم خانه ام قهوه ای باشد! نمی دانم تا چه اندازه موفق شدم اما سعی کردم رنگ غالب خانه ام قهوه ای نباشد. برای دکور خانه، چون دیوار ها چوب بودند و همین طور مبل، میز، کتابخانه، کمد و. . . همه به رنگ قهوه ای تیره بود از وسایل و پارچه های رنگی یا هر چیزی که رنگ دیگری را به این فضا وارد می کرد
شغل دوم هنرپیشه ها چیست؟
منتشر شد که سه نمایشنامه هم از داستان های آن روی صحنه رفت و ظرف مدت یک ماه بعد از انتشار به نوبت چاپ سوم رسید. سوژه اصلی داستان های رهنما چنانچه قابل حدس است، زن ، مشکلات و مسائل پیرامون زنان است. خانم بازیگر اغلب به این سوژه به نگاه یک قربانی نگاه می کند و البته که در این ایده با بسیاری از داستان نویسان زن ایرانی مشترک است. هر چند زنان داستان هایش گاهی عصیانگر هستند و پا از اصول متعارف عرف
زنی که در سیستان بلوچستان شهردار شد+عکس
، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بکوشند. یادمان نرود، سال ها پیش زمانی که پدرانمان و برادرانمان در روستاها برای امرار معاش بر سر زمین های کشاورزی می رفتند، مادران و دختران نیز چه در کارهای خانه داری و چه در امور کشاورزی و دامداری دوشادوش آنها بودند. امیدوارم با انتخاب من، به عنوان نخستین شهردار زن بلوچ، در منطقه ای که همچنان عده قلیلی نسبت به حاشیه راندن زنان اصرار دارند، به زودی شاهد حضور بیشتر زنان در سمت
60سال است زباله بیرون نگذاشته ام
با مردم محله های مختلف درباره ضرورت تفکیک زباله تر و خشک در خانه ها صحبت می کند حتی در مدارس نیز برای معلم ها دوره های آموزشی برگزار می کند. یادم هست چند سال پیش قرار بود با مشارکت شهرداری طرح جمع آوری زباله خشک در روزهای جمعه را برای اولین بار و آزمایشی در یکی از محله ها اجرا کنیم که براساس آن طرح شهروندان محله زباله های خشک خود را تفکیک می کردند و خودرو در ساعت مشخص به محل می رفت و جمع آوری می
شکارچی کراکی خاطره محاکمه شد
صاحبخانه هماهنگ کنم. متهم ادامه داد: با آسانسور بالا رفتم و وقتی مقابل خانه مقتول رسیدم، متوجه شدم که در خانه باز است. کنجکاو شدم و در را باز کردم، اما ناگهان با دیوار خون آلود رو به رو شدم؛ کتانی خود را درآوردم و داخل خانه شدم که با جسد مقتول در اتاق خواب مواجه شدم. بعد از دیدن جسد از ترس پا به فرار گذاشتم که قبل از خروج مقداری پول از روی میز برداشتم. هنگام خروج زن همسایه جلوی مرا گرفت
ناگفته های آیت الله جنتی با شناسنامه
مأمورین آشنا بودند آن ها را راضی کردند که من به خارک بروم. بعد از چند دوره سفر چند روزه به خارک، به مدت دو سال در آن جزیره ماندم. در این جزیره می توانستم به خوبی فعالیت کنم، مردم علاقه مند بودند و من در مسجد ده و مسجد شرکت نفت منبر می رفتم. در ایام آخر حضور من در جزیره خارک فردی به نام دکتر صدارت که رئیس ساواک بود (بعد هم گرفتند و اعدامش کردند)من را خواست و گفت بایداز جزیره بروید. با