سایر منابع:
سایر خبرها
کودکی ایوان تارکوفسکی و 34 فیلم دیگر
شبکه یک سیما به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی سیما، فیلم سینمایی کودکی ایوان به کارگردانی آندری تارکوفسکی، پنج شنبه (27 مهر ماه) ساعت 23 از شبکه یک سیما پخش خواهد شد. در خلاصه داستان فیلم با بازی والانتین زوبوکوف و نیکلای بورلیاف خواهید دید: ایوان کودک یتیم 12 ساله که خانواده اش را نازی ها در دوران جنگ جهانی دوم کشته اند، در کودکی به عنوان مین یاب وارد ارتش می شود. در آخرین ماموریت خود بر خلاف خواست فرمانده اش به کار خطرناکی دست می زند.... ************************************* فیلم سینمایی والپارایزو به کارگردانی جین کر ...
شوهرم دوست دخترش را به خانه می آورد
دو نیزبه جنایت اعتراف کردند و بعد از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شدند. صبح دیروز زن و مرد جوان از زندان به شعبه چهارم دادگاه کیفری استان تهران که به ریاست قاضی اصغر عبداللهی و با حضور دو قاضی مستشار -واعظی و حسینی- تشکیل جلسه داده بود انتقال یافتند و پای میز محاکمه ایستادند.در آغاز جلسه بازماندگان حسین- 30 ساله- و مادربزرگ 70 ساله اش به نام جمیله خواستار قصاص هر دو متهم شدندسپس سعیده
نصیریان: برای استقبال از مصدق تا مهرآباد دویدم
مصدق برویم که نرسیدیم و در کنار خیابان ایستادیم و مرحوم مصدق را دیدیم. بعد از 28 مرداد از اواسط دهه 30 جامعه کمی به سمت هنر رفت و شروع به نقد جامعه از زبان هنر کردند. در همین سال ها من وارد تئاتر شدم. تئاتر جدید ما از اواسط دهه 30 یعنی از سال 35 به بعد شروع شد و من و کسانی که کلاس های تئاتر رفته بودیم و در هنرستان هنرپیشگی درس خوانده بودیم، جمع شدیم و شروع به کار کردیم یک فرد ارمنی به نام آقای
بررسی شرایط زمینه ساز طلاق
بچه تو خونه بزرگ می کردم و با هزار تا بدبختی می ساختم، همه بدبختی ها را کشیدم تا این مرد را صاحب خانه و بچه کنم. همین که این آقا یه ذره دستش باز شد، با یک کارمند بیمارستانی که آن جا کار می کرد، ارتباط برقرار کرد. . فرد دیگری می گوید: وقتی که فهمیدم دنیا روی سرم ویران شد. دیگه زنم از چشمم افتاد. سعی کردم به خاطر بچه ام باهاش ادامه بدهم؛ اما هر وقت که می دیدمش چهره کسی به یادم می آمد که بهم خیانت
خصایصی که سبب می شود انسان همیشه در عافیت باشد/ ذکری که یک عارف برای فرد مغرور داد
وارث: آیت الله روح الله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) تهران در تازه ترین جلسه اخلاق خود به موضوع اگر انسان بعد از معرفت، به عبودیت برسد، دیگر برای خودش، هیچ اختیاری قائل نیست! پرداخت که مشروح آن در ادامه می آید: معرفت، بی اختیاری، علم و رشد! در جلسه گذشته بیان کردیم: اگر انسان، هم باور کند و هم عالم شود به اینکه همه این قوا، اعضاء و جوارح، برای بندگی خداست، اگر علم به
عامل آزار و قتل اهورا: خیلی پشیمانم
حالی که اشک می ریخت ادامه داد: نمی خواستم اهورا را به قتل برسانم؛ فقط دو بار سرش را به دیوار زدم، می خواستم ساکت شود. خیلی ترسیده بودم. نمی خواستم اهورا را اذیت کنم. خودم هم نمی دانم چرا این کار را کردم. من اهورا را مثل فرزند خودم دوست داشتم و الان خیلی پشیمانم؛ چون خودم یک دختر 2,5ساله دارم. اعتیاد هم ندارم و هیچ موادی مصرف نمی کنم؛ فقط گاهی شب ها قرص خواب می خورم. متهم درباره آثار
دادستان رشت: پزشکی قانونی مرگ اهورا 2 ساله را به دلیل تجاوز تائید نکرد + تصاویر تجمع مردم
حجت الاسلام علی مطفوی نیا، دادستان رشت در خصوص پرونده اهورا 2 ساله که چندی پیش توسط ناپدری اش مورد تجاوز Rape و به قتل Murder رسید توضیحاتی را ارائه کرد. وی گفت: چند روز پیش گزارشی را در یافت کردیم مبنی بر قتل کودک 2 ساله در بیمارستان، ماجرا از این قرار بود که ناپدری این کودک سر اهورا را چند بار به دیوار کوبیده و بعد این کار به داخل کوچه رفته و از مردم کمک خواسته است. بعد از انتقال
برای درمان سرطان فرزندم اخاذی کردم!
بارهم بیش از 70 مورد اخاذی و زورگیری با جعل عنوان مامور امنیت اخلاقی در پرونده اش دارد. آنچه در ادامه می خوانید، گفت وگوی شهروند با این متهم سابقه دار است: چند وقت است که اقدام به زورگیری و سرقت می کنی؟ از سال گذشته بود که با رامین آشنا شدم. بعد از آن هم شروع به اخاذی کردیم. با همدستت کجا آشنا شدی؟ سال گذشته بود که کنار خیابان منتظر خودرو بود
ادعای عجیب قاتل بی رحم در دادگاه تهران+ عکس
رفته بود بازداشت شد. وی به قتل Murder اعتراف کرد و گفت: 12سال قبل مادرم و پدرم از هم جدا شند. من و سه خواهرم با مادرمان زندگی می کردیم تا اینکه پدرمان با اکرم ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد. من هیچ وقت دل خوشی از پدرم نداشتم. دوسال قبل ازدواج کردم اما زندگی ام دوامی نداشت و مجبور شدم 114 سکه به عنوان مهریه به همسرم بپردازم و از او جدا شوم. به خانه پدرم رفته بودم که متوجه بد رفتاری های پدرم
پدر اهورا نمی خواست پسر را دفن کنند! / آخرین اعتراف قاتل(عکس)
پدر اهورا به علت شدت مصیبت وارده هنگام خاکسپاری مانع از دفن کودک دلبندش می شد و ... جنایت تلخ هنوزمدت زیادی از ماجرای قتل Murder هولناک چند کودک به نام های بنیتا ، آتنا ، ابوالفضل و ملیکا نگذشته که این بار شهر رشت، طی دوروز گذشته عزادار پسر بچه ای است که قربانی خشم یک مرد متجاوز Rapist شده است. دراین واقعه هولناک که دریکی ازمحله های این شهر رخ داد کودکی به نام
صاحبخانه تنها مظنون مرگ دختر جوان
. متهم به افسر تحقیق گفت: کارمند یک شرکت مخابراتی هستم. خانه ای داشتم که یک سال و نیم پیش دختر فوت شده همراه دختری آن را اجاره کردند. پس از مدتی به هم علاقه مند شدیم و ارتباط دوستانه ما شکل گرفت. قرار بود او به آلمان سفر کند، اما دو هفته قبل از سفرش ناپدید شد. بعد از 10 روز در تماس تلفنی با خانواده اش متوجه شدم او تصادف کرده است. زمانی که بازداشت شدم متوجه شدم مرگ او مشکوک است. تحقیقات پلیسی از تنها مظنون پرونده برای رازگشایی از مرگ دختر جوان ادامه دارد.
انکار قتل پدر و نامادری در جلسه دادگاه
/> او در بازجویی ها به هر دو قتل اعتراف کرد و گفت: مدتی قبل از همسرم طلاق گرفتم و از محل کارم بیرون آمدم. به خاطر این که افسرده شده بودم، پدرم از من خواست به روستایشان بروم و با او، نامادری و سه برادر ناتنی ام زندگی کنم. روز حادثه، از شکار برگشته بودم، پدرم که مردی تندخو بود، ناگهان با داس به سمتم حمله ور شد و من هم با شلیک گلوله او را کشتم. نامادری ام با دیدن این صحنه با چوبدستی به طرفم حمله کرد. با
دستبرد به بانک، تحت تاثیر توهم شیشه
زدم و چک پول و 5000 کارت هدیه خام سرقت کردم. چند دوربین مداربسته هم سرقت کردم. اگر نیازی مالی نداشتی چرا این وسایل را سرقت کردی؟ گفتم تحت توهم شیشه بودم. البته می خواستم با کارت های هدیه اتاقم را کاغذ دیواری کنم. بقیه وسایل هم داخل اتاقی گذاشته بودم. روش سرقت را چطور یاد گرفتی؟ همین طوری سرقت می کردم. جالب است مسئولان بانک بعد از دستگیری من متوجه سرقت از انبار شدند.
متهم: به خاطر فرزندانم مرا آزاد کنید
مردی که 14 سال قبل در جریان یک نزاع در پارک جمشیدیه مرتکب قتل شده بود، بعد از جلب رضایت اولیای دم موفق به رهایی از حبس شد. او که بعد از آزادی از زندان ازدواج کرده و صاحب دو فرزند شده بود روز گذشته از جنبه عمومی جرم به میز محاکمه بازگشت. به گزارش خبرنگار ما، اواخر پاییز سال 82، مأموران پلیس تهران از مرگ مشکوک پسر 20 ساله ای به نام محسن در یکی از بیمارستان های شهر باخبر و راهی محل شدند
اعتراف پلیس های قلابی به اخاذی های سریالی
حادثه توضیح بده ؟ ما با خودرو سرقتی در حال پرسه زدن و به دنبال سوژه بودیم که مأموران به ما مشکوک شدند و دستور ایست دادند. پس از فرار در ترافیک گیر افتادیم که با پای پیاده فرار کردیم. من به سراغ پرایدی رفتم و با تهدید چاقو خواستم حرکت کند، اما او با من درگیر شد و من دستگیر شدم، اما شایان با خودروی تاکسی فرار کرد که مأموران پاشنه پای او را هدف قرار دادند و بازداشتش کردند.
آخرین جزئیات قتل اهورا
خود اعلام کردند که کودک مورد آزار جنسی قرار گرفته است. مأموران پلیس ناپدری 27 ساله را که مجتبی نام داشت بازداشت کردند . هر چند او در اولین بازجویی ها گفت که در قتل طفل نقش نداشته است، اما در بازجویی پلیس به جنایت سیاهش اعتراف کرد. او گفت: مدتی قبل بعد از جدایی از همسرم با مادر اهورا که از شوهرش طلاق گرفته بود و همراه پسر دو و نیم ساله اش زندگی می کرد، نامزد کردم. مادر اهورا روز حادثه
قاتل نوزاد 2 ماهه بخشیده شد
هزینه زندگی و تهیه مواد مجبور بودم، کار کنم. من هر روز به خانه افراد پولدار می رفتم و کار می کردم و بچه ام را با خودم می بردم. روز حادثه ابتدا مواد مخدر شیشه تهیه کردم و در خانه ام مصرف کردم. حال خوشی نداشتم و در خواب و بیداری بودم که دیدم پسر صاحبخانه به اتاقم آمد و داخل آب قند بچه ام شربت متادون ریخت و به او خوراند. از آنجایی که خیلی مواد مصرف کرده بودم، نتوانستم مانع او شوم تا اینکه
بیانات در دیدار نخبگان جوان علمی
بودیم. بعد هم که انقلاب پیروز شد آن سالهای اوّل انقلاب شب و روز کار و تلاش بود؛ استراحت وجود نداشت؛ دائم [کار بود]. حالا بنده بعد از یکی دو سال رئیس جمهور شدم؛ کسانی که با هم بودیم، بعضی شان رئیس جمهور هم نشدند، مشغول تلاش و کار [بودند]، ما هم که رئیس جمهور شدیم، یک جور دیگر تلاش و کار [میکردیم]. یعنی واقعاً سختی کشیدیم در دورانی که در سنین شما و اندکی بعد از سنین شما بودیم. شماها نه، شماها در
قتل پسر 9 ساله توسط پدر بی رحم
خانواده اش این کار را کردی؟ نه! آن ها خیلی مرا آزار دادند ولی من قصد انتقام جویی نداشتم. بعد از ارتکاب قتل چه کردی؟ وقتی او را پایین انداختم و دیدم حرکت نمی کند سوار موتورسیکلتم شدم و به خانه رفتم. سپس ماجرای گم شدن فرزندم را به پلیس گزارش کردم! آیا مواد مخدر هم مصرف می کنی؟ بله! من معتاد بودم! روز حادثه هم مواد مصرف کردی؟ بله! سه یا چهار قرص ترامادول 200 خوردم
حوادث کوتاه از کشور
شد. قرآن نجات بخش فرد اعدامی شهرکرد – ایرنا: قاتل جوانی که قرار بود در شهرکرد به دار مجازات آویخته شود، با بخشش خانواده مقتول درپای چوبه دار به شرط حفظ چند جزء از قرآن کریم از قصاص رهایی یافت. عضو شورای اسلامی شهرکرد گفت: 2 سال قبل در یک نزاع دسته جمعی محمدرضا صالحیان قاتل 27 ساله، اسدالله شفیعی 54 ساله را به قتل رساند. فرهاد رئیسی دهکردی افزود: پس از مدتی حکم اعدام قاتل
بزرگ مرد شریف و دوست داشتنی طایفه ناصروی ایل سرخی کوهمره
جاذبه های زمین شناسی کشور معرفی کنم. من در پایان سخنرانی ام، عکسی از عمو حاج حسین گذاشتم و به پاس همکاری اش، از وی تشکر و قدردانی کردم و به شرکت کنندگان در سمینار گفتم، عمو حاج حسین مرد خونگرم و مهمان نوازی هست. اگر به مورجان بروید و او را ببیند، حتما شما را هم به محل تل نمکدان رهنمون خواهد کرد. عموحاج حسین پس از زلزله مخرب و ویرانگر سال 1372 شیراز، خانه و کاشانه خود را در روستای خبره ترک
زندگی حیوانی شما به پایان رسیده است
فرانسیسکو با رندل کوون آشنا شدم. او جزء سخنرانان همایش نبود، بلکه از روی علاقۀ شخصی به آنجا آمده بود. مردی خوشرو و تودار با چهل و چند سال سن که انگلیسی را آرام و با دقت، همانند فردی غیرانگلیسی زبان، صحبت می کرد که مدت هاست بر این زبان تسلط دارد. هنگامی که از هم جدا شدیم، او کارت ویزیت خود را به من داد و من چند ساعت بعد در پایان روز آن را از کیفم درآوردم و خوب به آن نگاه کردم. روی کارت عکس یک لپ تاپ
هیئت امنا باید واقعی باشد
. ایشان فارغ التحصیل مدرسه علامه حلی تهران است و بعد از تحصیل در دانشگاه های صنعتی شریف، پرینستون و هاروارد در رشته ریاضی، هم اکنون عضو هیئت علمی پژوهشگاه دانش های بنیادی IPM است. به عنوان مقدمه، توضیحی پیرامون نحوه حضورتان در هیئت امنای سمپاد بفرمایید؟ سال 86، بنده به ایران برگشتم و از اواخر همان سال، در بنیاد ملی نخبگان مشغول فعالیت شدم. در آن زمان بنیاد تازه به
اهورا قربانی شکنجه هولناک ناپدری
بیمارستان جان باخت. با مرگ اهورا پرونده روند جنایی به خود گرفت و با دستور بازپرس ویژه قتل، کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات در این باره را آغاز کردند. یکی از اهالی خیابان لاکانی رشت گفت: روز حادثه صدای ناله های پسر بچه را شنیدیم و به خانه شان رفتیم و کودک را با کمک ناپدری اش به بیمارستان منتقل کردیم. بررسی های پلیسی نشان داد، مادر اهورا به خاطر اختلافاتی که با همسرش داشت سال گذشته از او
شهید مدافع حرمی که رفت تا انتقام سیلی مادر را بگیرد/ حسین هریری نام جهادی سید عمار را در تاریخ ثبت ...
خانه مان برگزار شده بود من را دید و بعد از گذشت مدتی از این موضوع ایشان من را برای پسرش خواستگاری کرد. یک روز خانواده حسین با خود حسین برای مراسم خواستگاری به خانه ما آمدند. قبل از نامزدی تان، حسین آقا به جبهه سوریه اعزام شده بود؟ بله، شهید یکبار اسفند 94 تا اردیبهشت سال 95 به مدت سه ماه در سوریه به سربرده بود. از قرار وقتی دوست صمیمی حسین به شهادت رسید او هم به ایران بازمی
بعضی افراد از دست دادن با آنها ابا دارند
مشکلی نمی توانم در محل کار خود حتی نیم ساعت با تأخیر حضور یابم؛ چون جز ما سه نفر غسال مرد دیگری در دارالرحمه شیراز وجود ندارد و با وجود این همه سختی کار به لحاظ فیزیکی و حتی بعد اجتماعی مشکلات معیشتی و درآمدی بسیاری داریم البته مشکل مالی برای غسال ها هم مانند سایر اقشار جامعه وجود دارد: ما تمام ایام هفته و سال نظیر جمعه، تعطیلات رسمی، عید، تاسوعا و عاشورا و خلاصه همیشه در محل کار حاضریم ولی حقوقمان
درحال سقوط آزاد در موسیقی هستیم
. ورقه ها سفید مانده بود و کسی ننوشته بود. تنها کسی که نوشت من بودم. به خاطر همان تکنیکی که خودم درست کرده بودم. ورقه ها را جمع کردند و برگه من را که دیدند تعجب کردند. چک کردند و دیدند درست است. به من گفت شما به دفتر بیایید. در دفتر همه استادها جمع شده بودند و می گفتند در سابقه 110ساله این دانشگاه کسی نتوانسته دیکته موسیقی ما را بنویسد. شما اولین کسی هستید که توانستید این کار را انجام دهید
جزئیات قتل اهورا کودک رشتی
به گزارش ایسکانیوز، ناپدری اهورای 3 ساله امروز ضمن تشریح این حادثه به کودک آزاری ، آزار جنسی و قتل اهورا اعتراف کرد و گفت : چند روز پیش از ارتکاب جنایت دست این کودک بیگناه را با سیگار سوزانده بودم. متهم 27 ساله افزود : شیطان به جلدم رفته بود و از کار خودم پشیمانم. وی با بیان اینکه از همسر اولم یک دختر بچه 2 و نیم ساله دارم گفت : در خصوص این جنایت احساس بدی دارم.
حقایق درباره یک اتفاق تراژیک از دهه شصت
که به وزارت ارشاد برویم و اسناد مربوط به فیلمهایمان را ارائه دهیم. به همراه 50-60 همکار به ارشاد رفتیم و خواستیم با فخرالدین صحبت کنیم اما ایشان علیرغم حضور در دفتر ما را نپذیرفتند! علیخانی ادامه داد: ظهر همان روز یک سری لباس شخصی وارد دفتر ما شدند آن هم با با ساکهایی که وقتی بازشان کردند متوجه شدیم در آنها یوزی و کلاشینکف است. من حس کردم اینها را قبلا در حراست ارشاد دیده بودم و بعد از
چگونه به سوالات کودکان پاسخ دهیم؟
بودم و چطور درست شدم؟ در چنین شرایطی، دلیلی برای نگران شدن وجود ندارد. فرزند شما قرار نیست به حریم خصوصی شما و همسرتان وارد شود. ذهن بچه های 3 تا 5 ساله، اصلا وارد حوزه هایی که نگرانشان هستید، نمی شود. در این شرایط کافی است به او بگویید پدر و مادرها خیلی دوست دارند بچه را به دنیا بیاورند. من و بابا هم چون خیلی دوست داشتیم تو را داشته باشیم، تصمیم گرفتیم تو را به دنیا بیاوریم