سایر منابع:
سایر خبرها
. این بار سرش را بالا می گیرد و به نقطه ای از کافه خیره می شود. دود سفید قلیان صورت مسعود را دوباره پنهان می کند. قلیان بدترین دخانیات شاید مسعود کم سن و سال نمی داند قلیان بدترین نوع دخانیات است وگرنه توجیهی مثل رفع خستگی و تفریح کنار دوستان برای این دخانیات خطرناک نداشت. او یک شب دیگر را هم با دوستانش در کافه گذراند و ریه های سالم و جوانش را به دود خطرناک قلیان آلوده و سمومی را وارد
/> - خب این وضعیت تا چه زمانی در شرق کشور ادامه داشت؟ در آن دوران بخشی از شرق کشور و منطقه زابل به ارتش سپرده شده بود و سردار سلیمانی هم در کرمان به سمت فرمانده عملیات شرق منصوب شد و این مقطع همزمان بود با آغاز فعالیت طالبان در کشور افغانستان. البته این قدرت گرفتن اشرار در شرق کشور در سال 75 و 76 به بدترین شرایط خود رسید و وضع در این مناطق به مراتب از قبل بدتر شد و از این رو در
ایران آنلاین / حالا که ازم می خواهید دوباره همه چیز را از ابتدا تعریف کنم اما، سعی می کنم تمام واقعیت را برای بار صدم به خاطر بیاورم. اما باید باز هم برایتان تکرار کنم که چیزی که این همه وقت مرا آزار داده هرگز صورت خونی آن پسرک نوجوان نبوده است که دیگر جانی بر بدنش نداشت. آن قولی بود که دادم و نتوانستم بهش عمل کنم.... الهه را 10 سالی بود که می شناختم از دوران کارشناسی. با برادرش تهران زندگی می کرد و حالا بعد از س
. شاهو – الف یکی از قربانیان همین رسم ناصحیح است. مرد 40 ساله زابلی که در شب عروسی تنها برادرش حین اجرای آیین سنتی تیراندازی، در اوج شادی ناخواسته دستش به خون یکی از مهمانان مراسم سرخ می شود. ماجرایی که مربوط می شود به هشت سال پیش. آن وقتی که دامون برادر کوچک شاهو در غیاب پدر مرحوم شان رخت دامادی به تن می کند. مراسمی که شاهو در آن از فرط خوشحالی با هدف اعتبار بخشیدن بیشتر مراسم از چند دوست
داریم و بعد این پارچه ها سردرخانه شهدا نصب می شد. البته در کنار کار برای شهدا، پارچه های مراسم های سطح شهر اعم از تشییع شهدا و یا جشن های دهه فجر و 22 بهمن و ... را هم می نوشتیم. خلاصه به شکلی شده بود که همه منبع و مرجع شان برای این دست کارها شده بود تبلیغات سپاه و مسجد انقلاب. آن روزها اوج فعالیت ما بود. نه شب داشتیم نه روز. اشاره کردید به پارچه نویسی برای مراسم تشییع شهدا. از 25 آبان
گروه جهاد و مقاومت مشرق – جمعه گذشته مصادف با سالروز قمری شهادت شهید مسعود عسگری در شب اول ماه صفر بود که به اتفاق گروه فرهنگی دیدار به ملاقات خانواده شهید در محله ابوذر منطقه 17 رفتیم. خانه ای کوچک ولی باصفا بود و مادر و پدر شهید در منزل منتظر ما بودند. مسعود که متولد هشتم شهریور سال 69 است، پسر دوم آنها بود و محسن و محمدمهدی که به ترتیب 2 سال از مسعود بزرگ تر و 12 سال از او کوچکتر
می کردند تا به ایران حمله کنیم. باراک اوباما نیز درخواستهای شخصی مکتوب زیادی به دستش می رسید تا به ایران حمله کنیم. به راستی چه چیزی باعث شد تا آمریکا به ایران حمله نکند؟! آیا جز این بود که ذیل اراده حق تعالی، این اقتدار نظامی ایران بود که آنها را در این باره مردد می کرد؟ بزرگ بینی دشمن! من در سال های آخر حیات امام(ره) نامه ای را خدمت شان نوشتم، تایپ هم نکردم برای اینکه
اصلی و در نامه هایی از ایوجیما کن واتانابه، کازوناری نینومیا، تسوییشی ایهارا و ریو کاسه بازیگران اصلی هستند. هر دو فیلم سال 2006 ساخته شدند. بادی که در مرغزار می وزد کمتر کسی تصور می کرد درام جنگی کن لوچ انگلیسی که در سال 2006 ساخته شد بتواند نخل طلای کن را برای این کارگردان آن زمان 70 ساله به ارمغان بیاورد، اما این اتفاق رخ داد. کن لوچ فیلمساز معترضی است و اتفاقا اعتراض های