سایر منابع:
سایر خبرها
اعضای شورای شهر کرمان در واکنش به استعفای مجدد شهردار: او قول داده بود بماند/شهردار از در پشتی رفت
فردی از اتاق شهردار بیرون آمد و پرسید شما؟ خود را که معرفی کردم وی دوباره به اتاق شهردار رفت و بعد از چند دقیقه برگشت و گفت شهردار گفته من وقت ملاقات با کسی نداشتم و شنبه بیایید. من هم گفتم پس شهردار در اتاقش هست که آن فرد سری به نشانه تایید تکان داد. در این فکر بودم که شهردار بالاخره از اتاقش بیرون می آید و سوالاتم را از وی می پرسم که گوشی ام زنگ خورد. عکاس پشت خط بود و گفت
منصوریان: رحمتی برای استقلالی شدن سیدجلال پایش را در کفش غلطی کرد
نفت به من کمک می کند تا بتوانم کارها را خوب پیش ببرم و واقعا نفت با ایده های من جلو رفت. یک روز گفتم که فوتبال روز دنیا چه نقاط ضعف و قدرتی دارد اما فوتبال ما هنوز به آن نقطه مثبت هم نرسیده است. به طور مثال سال گذشته ریکاوری یخ انجام دادیم که البته خیلی ها آن اوایل می گفتند تو دیوانه شده ای چراکه بازیکنان را داخل قالب یخ می کنی. البته من خودم می دانستم که چه می کنم چراکه در همه جای دنیا این اتفاق
عکسی که اردوگاه موصل را به ولوله انداخت
.... * حرف ابوترابی حجت شرعی بود آنچه که امروز اسرای ما را سرافراز کرده اطاعت از بزرگانی همچون مرحوم حاج آقا ابوترابی بودند، حاج آقا ابوترابی را نماینده امام در بین اسرا معرفی کرده بودند، بچه ها نگاه می کردند ببینند او چه می گوید، حرف او حجت شرعی بود. * عین آزادگی من از همه مردم ایران می خواهم راه شهدا و راه امام را فراموش نکنند و بدانند گوش به فرمان ولی فقیه بودن، عین آزادگی است، آنهایی را که در اسارت سینه چاک عراقی ها و گروهک ها بودند، آخرها با چشمان خودمان دیدیم که چگونه خار و ذلیل شدند، به یقین مردم ما با بیگانه و بیگانه پرست میانه خوبی ندارند. ...
فرهاد ظریف: از قول من به کواچ دروغ گفتند
خصوص این که چه تضمینی برای ادامه فعالیت این آکادمی وجود دارد، تصریح کرد: از طرف خودم قول می دهم تا زمانی که هستم آکادمی را نگه دارم و تا زمانی که بچه های پایه نیاز داشته باشند در کنار آنها باشم. این آکادمی برای من صرفا جنبه مادی ندارد و به فکر آن نیستم، بلکه بحث اخلاقی و معنوی آن و علاقه من به والیبال و مردم مشهد است که من را برای این کار ترغیب می کند. وی در خصوص ظرفیت این آکادمی و گروه
از بی پولی جلوی باشگاه خوابیدم و مردم برایم پول روی زمین ریختند
. * حضورت در برنامه ماه عسل چقدر روی نگرش مردم نسبت به تو تاثیر داشت؟ این برنامه فرصت خوبی برای من، رحمتی و رضا عنایتی ایجاد کرد که به مردم نشان دهیم بازیکنان پول مفت نمی گیرند. در آن برنامه همه سختی هایی که در راه رسیدن به موفقیت سپری کردم را گفتم و نگفتم که این موضوع برای من افت دارد. آیا خاطره ای وجود دارد که از آن برنامه جا مانده باشد و هنوز جایی نگفته باشی
جایگاه امام حسین نزد پیامبر به روایت اهل سنت
او را دید و گفت: عجب مرکب خوبی داری، پسر جان، و پیامبر(ص) فرمود: او هم چه راکب خوبی است.(8) -یعلی عامری گوید: همراه رسول الله(ص) به مهمانی که دعوت شده بودیم، می رفتیم و آن حضرت جلوتر از همه می رفت، (در کوچه ای) حسین با پسرها بازی می کرد، پس پیامبر(ص) خواست او را بگیرد، اما کودک شروع کرد به این طرف و آن طرف دویدن و پیامبر او را می خنداند تا اینکه او را گرفت پس یک دستش را پشت گردن و با دست
خدا نگذرد از مادرم من را شوهر داد به یک مرد 40ساله
ماشین کجا بود. فاطمه در را می بندد و می آید بیرون. دست مریمش را سفت می گیرد که ناغافل اجل از راه می رسد و پرتشان می کند آن طرف خیابان. دختر جابه جا می میرد و فاطمه به قول خودش چلاق می شود. عصایی که فاطمه دارد از همان تصادف است، و راننده ای که فرار می کند و پشت سرش را هم نگاه نمی کند. فاطمه خانم نمی داند چند سالش است، ولی پیر است؛ خیلی پیر، آن قدر که تمام بدنش می لرزد. اما من فاطمه را وقتی
دختر روسی، عاشق تاریکی و افتخار، زیر پرچم ایران
ملی دوومیدانی، دوی سرعت و الان مربی بدنسازی هستم. سین: متولد چه سالی هستید و از خانواده هایتان بگویید؟ جیم: لیلا: 1362، یک برادر بزرگتر از خودم دارم. پیمان: من هم متولد 1362 در بوشهر، دو خواهر و یک برادر دارم. سین: دوران کودکی شیطنت داشتید؟ لیلا: نه من بچه آرامی بودم و بیشتر در خانه درس می خواندم و زیاد شیطون نبودم. پیمان : من شیطون
نگاه های سیاسی و جناحی برای آموزش و پرورش سم است
]. این بچّه ها امانتند در دست جامعه ی معلّم؛ بایستی به معنا توجّه کرد. اگر ان شاءالله معلّمین ما در این صدد برآیند که کودکان را، نوجوانان را با این شیوه - یعنی با نگاه کردن به این سه عنصر - بالا بیاورند و پیش ببرند، تصوّر بنده این است که در آینده ی جامعه، تأثیرات زیادی خواهد داشت. البتّه پس از انقلاب، کارهای خوبی در این زمینه شده است؛ یعنی واقعاً جامعه ی معلّمین با تعهّدی که داشته اند، با حضور در فضای
عمری دگر بباید
شور و هیجان با تراموایی نیمه خالی به طرف آپارتمان مارینا به راه افتادم، به شهر زمستان زده نگاه می کردم و فکر می کردم چه قدر دل پذیر است که آدم در چنین شهری از نو زاده شود و عین خیالش هم نباشد که ممکن است اشتباهات زندگی قبلی اش را تکرار کند. بیش تر از هر وقتی در زندگی ام فارغ البال بودم. سال جدید در راه بود. انگار داشتم به کارناوالی خیابانی می رفتم، یا دست کم به دیدن بازی ای ملی .
فرار پرماجرای مردان حلبی از دست داعش
در حال وارد شدن به قایق بود. وحشت قایق را فرا گرفته بود. مسافران جیغ و داد می کشیدند و یکدیگر را هل می دادند تا بتوانند از قایق فرار کنند. ناصر اول از همه در آب کم عمق پرید. محمد از طرف دیگر قایق به آب زد. هر دویشان خود را به ساحل صخره ای رساندند؛ همین طور باقی مسافران. محمد گوشی تلفنش را از پیلۀ مشماییش خارج کرد. هیچکس مطمئن نبود که آیا واقعاً به اروپا رسیده اند یا نه. او برنامۀ نقشۀ
آچار فرانسه پدر موشکی ایران
یوسف آباد رفتیم. در سال های جنگ تحمیلی، محمد سلگی به جبهه می رفت و گاهی از جبهه که می آمد به خانه ما هم سر می زد. 15 سالم بود که جنگ تمام شده بود. فکر می کنم اوایل سال 68 بود که به پدرم موضوع خواستگاری از من را مطرح کرد. اول پدر من قبول نکرد. محمد به پدرم می گفت: دایی! اگر قبول نکنی و من را بیرون کنی، از پشت بام خودم را به حیاط می اندازم و آنقدر التماس می کنم تا قبول کنی. یکبار هم پدرم بیرونش
داستانی از عظمت و ظرافت روضه خوانی های امام حسین(ع)
نزول خواری می کند ولی من خرج خودم و بچه هایم را با فروش فرشی که به ما هدیه شده بود می دهیم تا پول نزول نخوریم. همسرم به من گفت حالا ببین چطور گوسفند نذری من هم پخته می شود. من به شوهرم گفتم اگر نذر تو قبول شد من دیگر نماز نمی خوانم و حالا این اتفاق عجیب افتاده است و بعد رو کرد وبه شوهرش و گفت: دیدی مرد! دیدی پول حرام در دستگاه امام حسین(علیه السلام) خرج نمی شود! منبع/رویش نیوز
مستنداتی از سیر حوادث و اظهارات و اعترافات متهمان وقایع پس از انتخابات(پاورقی)
چون در راهپیمایی ها همیشه یک کوله ای همراهم بود، که در راهپیمایی اول خودم تنها حضور داشتم، در راهپیمایی بعدی با تعدادی از دوستانم بودم. من یک کوله ای همیشه همراهم بود که خوب در آن آب می گذاشتم، چون در راهپیمایی مثلا همه مغازه ها بسته بود آبی در آن می گذاشتم و با بچه ها استفاده می کردیم. دست یکی از بچه ها یک عکسی بود که مربوط به همین موارد اغتشاشات بود، یک فردی بود که تیر خورده بود از این عکس روز
راه اندازی آکادمی والیبال فرهاد ظریف در مشهد
رضوی و نیز استقبال بسیار زیاد علاقمندان والیبال تصمیم به راه اندازی آکادمی تخصصی والیبال در شهر مشهد گرفتم. وی ا دا مه داد: برای این منظور با چند مربی قدیمی و نیز چند مربی به روز والیبال مشورت کرده و اهداف زیادی را برای این آکادمی تعیین کرده ام. می خواهم دین خود را به شهر مشهد و به کسانی که برای من در این سال ها زحمت کشیده اند ادا کنم. به همین منظور فعالیت ما در آکادمی والیبال آغاز شده
فرهاد ظریف: قبل از لیگ جهانی به آینده خودم در تیم ملی بدبین شده بودم
شروع شود پروژه حذف فرهاد ظریف از تیم ملی کلید می خورد خودش در این باره می گوید: درباره تیم ملی حرف های زیادی می توان زد ولی برای خودم و تیم ملی حریمی قائل هستم و نمی خواهم همه صحبت ها را بگویم.متأسفانه از این گونه اتفاقات تلخ پیش از این برایم دو بار دیگر اتفاق افتاده بود، ولی در هر بار دوباره بلند شدم و کار کردم. دوره های سختی را تحمل کردم و سخت ترین دوره، همین دوره اخیر بود که بسیار تلخ بوده و
سریال هایی که بیشترین جوک ها برایشان ساخته شد
ستایش شروع شد... این دیگه نرفته... اینو copy.paste کردن!! - وسایل لازم برای 30 سال پدر شدن: یک عدد عینک گرد معمولی و دیگر هیچ... باور نداری از ستایش بپرس... - اسمت چیه؟ ستایش! ستایش 1 یا ستایش 2؟ اینم حال و روز این روزهای من موقع معرفی خودم!!! - سریال ستایش 2 شروع شده. چهار قسمت رفته دو نفر مردن تاحالا... با توجه به سری قبلی، فکر کنم تا قسمت آخر همه بمیرن.
شهرام قائدی یک پدر پر مشغله
شروع می کردم. به نوعی زیر پایم خالی شد. در کنار این مسایل، مساله غربت، مشکل لهجه، مشکل دانش کم بازیگری و. . . نیز بود. سرمایه گذاری روی یک بچه شهرستانی شهرام: مدت قابل توجهی دوران تلخ و بسیار اذیت کننده ای را سپری کردیم. البته بخش اعظم این مشکلات به غرور خودم هم بازمی گشت. می توانستم از پدرم عذرخواهی کنم و دلش را به دست بیاورم. می توانستم جلوی حمایت های پدر همسرم را نگیرم که
رضا عطاران، اسیر پول و شهرت نیست!
همه خوب می خواهد و خدا هم هوایش را دارد. او از آن دست آدم هایی است که نان دل مهربان و ذات خوبش را می خورد. از رضا درسخوان تر، زیباتر و بااستعدادتر هم هست اما اینکه او به این حد از محبوبیت و شهرت رسیده اتفاقی نیست. کافی است به احترامی که به عوامل یک کار می گذارد نگاه کنید تا متوجه شوید به رغم اعتبار و جایگاهش چقدر افتاده است و من لذت می برم از اینکه بگویم رفیق رضا عطاران هستم. زمانی برای
مرد نوشابه ای ایرانی مدتهاست غذا نخورده!
است، مثلا وقتی یک ساعت کار می کنم احساس خستگی زیادی به من دست می دهد و نمی توانم به کارم ادامه دهم، ولی نوشیدن یک لیون نوشابه گازدار آنچنان خستگی ام را بر طرف می کند که انگار بهترین غذا ها را خورده ام، بعد از آن چنان شارژ می شوم که می توانم کلی کار کنم. مرد نوشابه ای 7 سالی است که لب به هیچ غذایی نزده است. از زمانی که نوشابه وارد زندگی اش شده، دور آشامیدنی ها و نوشیدنی های دیگر خط قرمز
نویسنده کمدی که کار جدی را بیشتر دوست دارد
خودم نوشابه باز کنم.(خنده) ممیزی ها در زمان نگارش فیلمنامه تا چه حد دست و پای شما را برای نوشتن یک کار خوب می بندد و چه لطمه ای به نوشتار شما می زند؟ دو تا نظریه وجود دارد یکی اینکه برخی ها می گویند محدودیت باعث خلاقیت می شود یعنی اگر جلوی شما باز باشد نویسنده هر کاری که دوست دارد انجام داده و کارش جذاب نمی شود. اینکه نویسنده راه هایی پیدا می کند که با این محدودیت بتواند آن
واکنش صریح کمال تبریزی به حوزه هنری
به آن فیلم نقد داشته باشم. وی در عین حال مطرح کرد: اما فیلم خودم را با گینس مقایسه می کنم، فیلمی که کاملا از طرف حوزه هنری حمایت می شود و من از این موضوع خوشحال هستم. چون فکر می کنم وظیفه حوزه حمایت از همه فیلم ها است اما کسانی که فیلم را ندیدند بهتر است به دیدن گینس بروند و بعد درباره کار حوزه هنری قضاوت کنید. آن زمان متوجه می شوید که این مجموعه چقدر بی انصافی می کند، امیدوارم روزی در
فاطمه معتمدآریا: عصر دشمنی ها گذشته ،باید خوشبین باشیم
خواندم، دیدم این شخصیت، زنی است که ابعاد مختلفی از وجودش باید دیده شود. این زن پشت ظاهر منفی اش، روحیه آسیب دیده و مهجوری دارد که من فکر کردم باید ابعاد مختلفش را نشان دهم و این چالش برایم جذاب بود. درواقع پیش از اینکه به نگاه مردم فکر کنم، به مسئولیت خودم در برابر این شخصیت فکر می کردم. چطور پذیرفتید با یک گروه جوان و تازه کار همکاری کنید؟ اول سناریو را خواندم و فکر کردم
دوران احمدزاده ایشیمبالا گذشت
؟ ما دیگر احمدزاده را در اجرای یک مسابقه عامه پسند ندیدیم. من همواره یک سری ملاحظاتی داشته و دارم. برای الان هم نیست، این وسواس را از ابتدا داشته ام. احساسم این بود که من از یک راه معمول وارد تلویزیون نشدم که بخواهم معمول خرجش کنم. اوج شهرت و عزتی که در میان مردم به دست آوردم از همان فیلم خانه حضرت علی (ع) بود و دوست نداشتم که کوپنم را همینطوری خرج کنم من اصلا نمی دانستم چنین سفری می خواهد
سخنان سیدحسن نصرالله در کنفرانس اتحادیه جهانی علمای مقاومت
، اقتصادی، تجاری و مشارکت در کنفرانس ها متوقف نشده است زیرا همه ما در جای دیگر مشغول هستیم. همچنین، باید عناصر قدرت موجود در طرح مقاومت مورد بازبینی و بررسی مجدد قرار گیرد. اینکه ما درخصوص خسارت ها وضررهای وارد شده به مقاومت سخن می گوییم به معنای این نیست که طرح مقاومت ضعیت است بلکه ما خواهان این هستیم که طرح مقاومت وسیع تر از محور مقاومت باشد زیرا محور مقاومت محدود به چند کشور و چند طرف
کرامات حاج محمدصادق تخت فولادی،استادمرحوم نخودکی
مانع شده اند که برف در آن قسمت به زمین بنشیند. آثارِ پاهای حیوانات نیز بر روی برف ها مشاهده می گردید. حضرتِ محمد صادق تخت فولادی فرموده بودند: شب گذشته شیری با بچه های خود اینجا آمد، تا صبح همین جا بود. به او گفتم اگر مأموریتی داری، من تسلیم هستم. ولی معلوم شد مأموریت ندارد. تا صبح اینجا بودند. قبل از رفتن مقداری از آش را خوردند و بعد همگی رفتند. پس از زیارتِ خانه ی خدا و انجام اعمالِ
تصاویر دردناکی خارج از تحمل مخاطب وجود داشت که در کارم استفاده نکردم/هیچ گاه برای جشنواره ها فیلم نساخته ...
که باید در موردش فیلم می ساختم تا موضوع مهمی که تا پیش از این در موردش تنها چند مستند و گزارش خبری تصویری محدود وجود داشت از این وضعیت خارج شود. وی افزود: همانطور که گفتم این دومین اثر من بود که رویکرد جنگ داشت و من در این میان به دنبال صلح و حقوق بشر بودم و این قضیه را برای خودم یک رسالت می دانستم که احساس می کنم خدا را شکر به نتیجه رسیده ام. من نمی خواستم در فیلمم به دنبال شعار و
مودب سرش را از پنجره بیرون برده!
چشم هایم را می دزدی تا برایم گریه کنی! حیرت نمی کنم چرا که دیده ام صاحب خانه، رئیس جمهور مستاجرهایش است مرد رئیس جمهور زن ها و بچه هایش مدیر شرکت، رئیس جمهور منشی هایش کاندیدای شکست خورده، رئیس جمهور هوادارانش و راننده تاکسی، رئیس جمهور همه مگر تو در وبلاگت رئیس جمهور خوانندگانت نیستی؟ اگر به جای تو بودم خودم را می
مطهری:با صادقیان حرف هم نمی زدم اما او عوض شده
تاثیر داشت؟ این برنامه بسیار برنامه خوبی برای من، رحمتی و رضا عنایتی بود که مردم بفهمند بازیکنان پول مفت نمی گیرند. الان بازیکنان خوبی که بیرون هستند زیاد هستند و با چشم خودم می دیدم و در آن برنامه همه سختی ها که در راه رسیدن به موفقیت سپری کردم را گفتم و نگفتم که این مطرح کردن ها برای من افت دارد. آیا خاطره ای وجود دارد که از آن برنامه جا مانده باشد و هنوز جایی نگفته باشی؟ من به
توضیحات نوبخت درباره افزایش قیمت ها
های بلوکه شده کند و اینگونه القاء کند که صد میلیارد دلار بلوکه شده به 23 میلیارد دلار تبدیل شده است جای تعجب دارد و اینگونه القاء می شود انگار هیچ اتفاقی قرار نیست بیفتد. وی با بیان اینکه ذخایر ارزی بلوکه شده ایران شامل 23میلیارد دلار بانک مرکزی و حدود 7 میلیارد دلار مربوط به دولت است گفت: بخشی از این ذخایر قبلا به ریال تبدیل شده است. برخی خبرگزاری ها در جامعه ایجاد نگرانی می