سایر منابع:
سایر خبرها
تنها خواسته امام حسین(ع) و یارانش در شب عاشورا از خدا
آیهٔ بعد هم عین همین است و بی کم و زیاد؛ اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی و علی والدی . نه اینکه به پیغمبر ایراد کرده باشند؛ سؤال، نه ایراد! ایراد سؤال نیست و ایرادْ ایراد است؛ یعنی وجود تو را حالی ام نمی شود و دارم می پرسم، به من بگو؛ اما این ایراد نیست، بلکه این هیجان است. بلال به رسول خدا عرض کرد: صبح ها که می خواهیم به نماز جماعت برویم، من بیایم و درِ خانه بایستم تا شما بیرون می آیید، با
از زندگی خصوصی هیو جکمن چه می دانید؟
رابطه ی او و جکمن وجود دارد چنین گفت:” من به وکیل برنامه های او گفته ام که اجازه ندارد با آنجلینا کار کند. من مطمئنم که او زن بسیار خوبی است و از کاری که می کند لذت می برد و در زمینه ی آگاهی از فرزندخواندگی کارهای زیادی کرده است”. البته او بلافاصله اعلام کرد که در مورد حرفی که چند دقیقه قبل زده شوخی کرده است اما با توجه به اتفاقاتی که در سال های گذشته در زندگی شخصی آنجلینا جولی گذشته نمی توان
مریم معصومی: 15 یا 16 سالم بود که عاشق شدم!
کار شده بودم که هر روز می گفتم من حالم با شما خیلی خوب است. بچه درس خوان بودم روز اول مدرسه را یادتان هست؟ چه حسی داشتید؟ - روز زیاد خوشایندی نبود از این جهت که مادرم می خواست من مستقل بار بیایم، به همین خاطر یادم هست که روز اول مدرسه که هوا خیلی سرد بود، مرا مدرسه رساند و گفت این راه را که الان آمدیم وقتی مدرسه تمام شد باید خودت برگردی چون من قرار نیست به دنبالت
از اغتشاشات سال 88 تا کمک به زنان تواب داعش
و چند ماه بیمارستان بودم هنوز کاملا خوب نشده بودم که برگشتم جبهه، چون کارم دیده بانی بود و نیاز نبود اسلحه دستم بگیرم. آقای همدانی وقتی دید دست من هنوز در آتل است گفت: دانشگاه ها که باز شده، عملیات هم که تمام شد، شما برو سراغ درس، من واقعاً دلم نمی خواست بروم، اما وقتی گفت: برو حجت بر من تمام شد و رفتم. در واقع ایشان برای ما حالت مرشد و راهنما داشت که ما هم، چون ارادت ویژه به ایشان داشتیم
خسروپناه: حکمت در قرآن، فضیلت و معرفتِ توأمان است نه صِرف فلسفه دانستن/کشیش کلیسای ارامنه: حکمت به جای ...
صحبت نمی کند. وَ إنَّ هذا صِراطی مُستَقیماً فَاتًّبِعوهُ ؛ همین راهی که من رفتم شما تجربه کنید و ببینید به کجا می رسید. و یُثیروا لَهُم دَفائنَ العُقولِ . اثاره به معنی برانگیختن است. یعنی مدام مردم را به تعقل تحریک کنند. من در این مؤسسه معلم درس ملاصدرا هستم. قسمتی از ملاصدرا را که برای خودم هم خیلی عجیب است برایتان می خوانم. ملاصدرا در کتاب شواهد الربوبیه در جایی که به مبحث نفس می رسد
فریبا کوثری: ازدواج نکردنم دلایل مختلفی دارد که نمی گویم/ دلم نخواسته مادر شوم
باید حجمی از اطلاعات داشته باشد اما چون این قصه درباره زنان بود، احساس کردم من راحت تر می توانم با مهمانان ارتباط برقرار کنم. وی در این باره که آیا دستمزد خیلی خوبی برای این کار گرفته، بیان کرد: من اعتقاد دارم کار خوب برای شما پول خوب می آورد. برای اجرا پول زیادی نگرفتم و دوست داشتم برای زنان برنامه اجرا کنم. بیشتر خانم هایی که ما با آنها در ارتباط بودیم، کسانی بودند که یا همسران شان
روشنک گرامی از عشق به رانندگی تا طراحی لباس
نیست. در سریال فاصله ها هم به خاطر تجربه کردن مدیوم تلویزیون بازی کردم. این حضور در تلویزیون کات خورد به هفت سال بعد و صبح روزی که از خواب بلند شدم و با خودم گفتم اگر امروز تا شب تلفنم زنگ بخورد و برای بازی در سریالی دعوت شوم قبول می کنم! آن روز صبح که از خواب بلند شدید حال تان خوب بود؟ – بله، حالم خوب بود. خیلی ها از من خواستند که سریال بازی کنم. مردمی که به من لطف دارند و به
در گفتگو با سلامت آنلاین مطرح شد رکورددار اهدای خون: غمگینم که نمی توانم خونم را اهدا کنم
دست می دهد دوباره جایگزین کند. بنابراین جایگزین شدن خون، به انسان توانایی اهدای آن و به دست آوردن حس لذت کمک به بشر را می دهد. البته انگیزه دیگری هم که باعث شد به فکر اهدای خون بیافتم، علاقمندی به فعالیت در حوزه خدمات درمانی بود. این علاقمندی، در سال های جوانی باعث شد که پس از چند سالی خدمت در بانک، من را به سمت رشته مورد علاقه خودم ببرد و من با داشتن مدرک کاردانی پرستاری، در مراکز درمانی شهر همدان
گفت و گو با آقای سریال های تلویزیونی در تئاتر سهروردی
بازیگری است و تمام کسانی که در عرصه تئاتر کار کردند، وقتی وارد دیگر عرصه ها می شوند؛ توفیق کسب می کنند. بیشتر هنرمندانی که در تئاتر حضور دارند، وقتی به تلویزیون یا سینما راه پیدا می کنند، هر چند خود را با آن مدیوم وفق می دهند، اما در اصل چون ریشه در تئاتر داشته اند، حضور قوی تری را تجربه کرده اند. من خودم به تئاتر به دید دانشگاهی که من را ساخته، نگاه می کنم و احساس تعلق بیشتری به آن دارم.
مریم معصومی: 15 یا 16 سالم بود که عاشق شدم!
هست که به طور مثال مریم معصومی دوست برخوردار باشد مادر شدن را هم تجربه کند ولی نه بصورت حقیقی زیرا من نوعی شاید دوست نداشته باشم در فعلی با وضعیت موجود در جامعه به ازدواج و بچه دار شدن تفکر کنم پس شاید به همین خاطر هست که دوست دارم نقش مادر بودن را تجربه کنم زیرا من یک بازیگر هستم و ارزشمند تر از تمام اینکه ازدواج کردن دیر و زود ندارد و بسته به موقعیت هست. 15 یا 16 سالم بود که عاشق شدم
گفتگوی متفاوت با برانکو: برای تغییر فوتبال انگلیسی به ایران آمدم/باسوادترین مربی دنیا هستم
ایران دوست دارند که من اینجا بمانم. من فکر می کنم طرفداران فوتبال ایران به کار صادقانه و سالم ارزش قائلند. باید قدر این هواداران را بدانم پس وظیفه دارم تجربه خودم را ارائه دهم من با سنت و فرهنگ مردم ایران زندگی کردم. من فکر می کنم آنها خیلی خوب متوجه شدند که برانکو برای تخلیه تجربیاتش در ایران و مدرن کردن فوتبال تلاش کرده است. من با سنت و فرهنگ مردم ایران آمیخته با عشق و احساس است زندگی کردم این
گول این شیادها را نخورید
حقیقت چند وقت پیش عموم با گوسفندا پایین تپه مقداری وسیله طلا داخل کوزه پیدا کرده 1812 سکه با دو تا مجسمه مادرم سید است شماره شما را به قرآن استخاره کردیم خوب آمده اگر می توانی آن ها را برایمان بفروش خودت هم شریک اما تو را به امام حسین قسم به کسی چیزی نگویید به خدا سرکاری نیست. یقین داشته و دارم که بنده آخرین نفر نبوده و نیستم که این شیادان کلاه بردار پیامک هایی از این دست را برای آن ها
تصمیم گرفتیم جهیزیه ایرانی بخریم، حتی اگر ضرر کنیم/ اشتباه من و همسرم نخریدن کالای باکیفیت ایرانی بود/ ...
این مادر جوان درباره شروع زندگی مشترک و خرید جهیزیه می گوید: مادرم همیشه می گوید من اصلا نفهمیدم که سهیلا چطور ازدواج کرد. خودم هم برایم مهم بود که به خانواده ها از این نظر فشاری نیاید. چون آنها تلاش کردند و ما را به ثمر رساندند، حالا چرا باید دوباره برایشان زحمت زیادی می تراشیدیم. تلاش کردم در ابتدای زندگی خانه مان خیلی بالاتر از خانواده ام نباشد. چون لزومی نداشت به خانواده ام فشار
مصاحبه با آقای پرهامی، کارآفرین شیرازی و صاحب خانه سنتی پرهامی ها
/> مهمان های شما بیشتر از چه کشورهایی هستن؟ میشه گفت که یک جورایی، ملیت مهمان هام رو خودم بیشتر انتخاب می کنم، چون دو ملیت رو خیلی دوست دارم. اول ژاپنی ها که عاشقشون هستم چون ادب و احترام جزو فرهنگشونه و به نظرم خیلی خاصن و دسته دوم هم سوئیسی ها که از نظر من خیلی انسان های عجیبی هستن. یک کشور کوچیک که همه سازمان های خاص بین المللی اونجا قرار گرفته، پس حتما باید خاص باشن تا پذیرای این
9 نکته برای رابطه بهتر با مادرشوهر
ایده آل گرا باشد و مدام از کار شما ایراد بگیرد. مطمئن باشید در بیشتر موارد، این رفتار فقط ظاهری و بیشتر نمودی از اضطراب درونی اوست. پس بهتر است با او وارد بحث نشوید. جمله طلایی شما در پاسخ به مادرشوهرتان می تواند این باشد: من شما را مثل مادرم دوست دارم و به اندازه توانایی ام برای شما کار می کنم. مادر شوهر همیشه مریض ممکن است مادرشوهر شما با کوچک ترین کسالت، در بستر بیفتد و از
20 ساله کلید می سازم
بودم که پدرم تصادف کرد و به رحمت خدا رفت. بچه اولشون بودم. مادرم جوون بود. اونم شوهر کرد، بعد شیش سال. بعد با مادربزرگم زندگی می کردم. سوم راهنمایی رو که گرفتم اومدم تهران. 2سال آهنگری کار کردم، بعد رفتم کلیدسازی. تهران رو نمی شناختم. چند سالی شاگردی کردم. از همشهریام که اکثرا تو این کار هستن یاد گرفتم. بعد واسه خودم کار کردم. چطور شد که بعد از آهنگری رفتین طرف کلیدسازی؟ خب،شغل
رنج کودکانی که باید نقش پدر و مادر را ایفا کنند
را بازی می کردم . به یاد دارد که در کودکی روی یک صندلی می ایستاده و برای کل خانواده شام درست می کرده است. او، با وجود بار سنگین مسئولیت، از این نقش همچون نقشی دوست داشتنی یاد می کند. از آن زمان خاطرات واقعاً دلپذیری دارم، به خصوص از قصه خواندن برای بچه ها موقع خواب . امّا زندگی خانوادگی رنه به هیچ وجه آرام نبود. می گوید مادرش الکلی بود و نمی توانست از پنج فرزندش به خوبی نگهداری کند، به
صحنه تئاتر شبیه شهربازی است
باشی از همه مهم تر حرکتی که بازیگر مقابل انجام می دهد و تو حدسش را هم نزده بودی. به تازگی دارم یاد می گیرم که چگونه این بخش را کنترل کنم. مرزی بین سینما و تئاتر قائل نیستید؟ ابدا! دلیل ورود من به تئاتر این بود که می خواستم کارگردان شوم. به صورت تجربی و آکادمیک خواندم که میزانسن را در تئاتر یاد می گیرند. در تئاتر کات و دوربین وجود ندارد، همه چیز منوط به چیدمان و حرکت بازیگر است. در واقع یک فیلم بلندی را به صورت تجربی ساختم، متوجه شدم میزانسن هایم ساختگی است. به همین دلیل به تئاتر آمدم و دچار بازیگری در تئاتر شدم، حالا عاشق بازیگری در تئاتر هستم. ...
جک لندن، نویسنده ای که به زندگی عشق می ورزید
اوکلند بازگردد. به نظر می رسد آنچه که او در شمال دید و تجربه کرد عامل موفقیت آثارش، از جمله عشق به زندگی بود. البته اتفاقات این سفر را به شکل جداگانه در سال 1903 میلادی در داستان آوای وحش منتشر کرد، که گزارشی از سفر به کلاندایک و سرگذشت سگی گرگی به نام باک است. سگ، تنها به عشق ارباب مهربانش در میان آدمیان می ماند و همین که ارباب به دست گروهی از بومی ها کشته می شود، روانه جنگل می شود تا
راکیتیچ : گفته ام که همه چیز خوب است، به رئیس باشگاه و لئو اعتماد دارم
؟ گفتم که از بازی فصل گذشته درس گرفتیم. یوونتوس در نیمه اول روی دروازه ما فشار آورد. باید اتفاقاتی که در زمین رخ می دهد را کنترل کنیم و صبور باشیم. مقابل تیم با تجربه ای بازی می کنیم که می داند چگونه بازی را مدیریت کند. باید نشان بدهیم در مسیر درستی قرار داریم. بارتومئو و مسی؟ گفته ام که همه چیز خوب است. به رئیس باشگاه و لئو اعتماد دارم. مسی بهترین بازیکن تیم ماست
بدترین آرزوی فریبا کوثری!
را به باد می دهم رژ لب های مادرم را می زنم و عشق را تجربه می کنم همان عشقی که بین صفحات رمان ها و داستان ها می چرخید حالا من بزرگ شده ام تعدادی کفش پاشنه بلند دارم، هنوز دستم به کابینت های بالای اشپزخانه کمابیش نمی رسد اما یک أجاق گاز برای خودم دارم، حالا من دست مادرم را می گیرم و او را از خیابان ها رد می کنم موهایم را به هر رنگی در
قمی: عراق بیشتر از ایران به بانوان بها می دهد
لایی می زنم خوب لایی نمی خورم. طرفدار کدام تیم هستی؟ هر تیمی که خوب بازی کند من طرفدارش هستم. یعنی پرسپولیسی نیستی؟ پرسپولیس دو سال است که خوب بازی می کند و شاید الان طرفدارش باشم، ولی در اصل طرفدار سپید رود و ملوانم؛ البته در اروپا طرفدار سرسخت بارسلونا هستم. کدام بازیکن را بیشتر دوست داری؟ در لیگ امسال بازی منشا را دوست دارم، اما از
کسیکه رهبرش امام خمینی شد نمی تواند آرام باشد
شامل حال این حقیرشده، و سعادت من وشما همراه آن می باشد. از شما برادران عزیزم تقاضا دارم که دست از حمایت اسلام و حکومت اسلامی برندارید، و تا آخرین لحظه ی جان خود به هر نحو که می توانید، از امام و انقلاب اسلامی حمایت کنید. و از شما خواهران عزیزم می خواهم که زینب وار عمل کنید و با حجاب خود، که تأثیر آن در حفظ انقلاب از خون من بیشتر است، سهم خود را در حمایت از انقلاب انجام دهید و در هر سنگری
پاراگراف کتاب (140)
باد مرگ. وقتی که زندگانی ِشایسته، دست ِرد به سینه ی مرد گذاشت، پس خوشا مرگ من و تو زندگانی را شیرین و شایسته دوست داشته ایم، پس مرگ را هم شایسته می خواهیم. مرگ ِپلشت، سزاوار ِزندگانی ِپلشت است، چون که نکبت ِزندگانی ِپلشت را خون هم نمی تواند بشوید. (اگر) به سربلندی و بزرگی زندگانی کرده ایم و روا نیست که خود را با پلشتی آلوده کنیم. کلیدر | محمود دولت آبادی 8_
تعریف رابطه دختر و پسر
تنها می خواستند در حد ارتباط عادی و یا به قول شما یک سلام و احوال پرسی و یا اظهار محبت باطنی با طرف مقابل داشته باشند. اکنون نمونه ایی از این روابط را از زبان این افراد می شنویم: 1. دختری 19 ساله ام... تا قبل از ورود به دانشگاه، با هیچ پسری ارتباط نداشته ام... خودم در اقوام و فامیل از ماجراهای دوست های خیابانی کاملا خبر داشتم و همیشه مواظب بودم... کم کم با بچه ها خو گرفتم و سلام و احوال پرسی
برای زندگی التماس نمی کنم
وگویی انجام داده است که می خوانید. چند وقت است در زندان هستی؟ از سال 88 زندانی شدم، حالا می شود شش سال تمام. همان اوایل به اینکه قاتل هستی اعتراف کردی، چرا رسیدگی به پرونده طولانی شد؟ برای اینکه حرفم را باور نمی کردند. البته اول خودم دروغ گفتم، اما بعد از نزدیک به 20 روز تصمیم گرفتم واقعیت را بگویم. وقتی اعتراف کردم قاتل هستم، باز افسران باور نمی کردند، بعد
برگزاری دومین همایش دادخواهی برای کودکان قربانی ترور
و بچه های ایران به دنبال صلح هستند. کودکان ایران از اینکه کودکان دیگر نقاط جهان در رنج باشند، عذاب می کشند، چون با وجود خود فجایع تروریستی را لمس کرده اند. وی ادامه داد: فکر می کنم، کارهای آموزشی در خصوص پیشگیری از تروریسم را باید از کودکی آغاز کرد. این را کسانی خوب می فهمند که رنج آن را کشیده باشند. کسی که خانواده اش تحت حمله تروریستی قرار گرفته، هرگز دوست ندارد که کسان دیگری چنین
داستان هایم را اول زندگی می کنم، بعد می نویسمشان
به مناسبت انتشار پرنده های هلندی از سوی نشر چشمه، با گریزی به داستان های پیشین نویسنده. محور گفت وگوی ما آخرین مجموعه داستان شما، یعنی پرنده های هلندی است؛ اما دوست دارم سخن را با یادآوری آن داستان های درخشان دریا خواهر است و فضا و موقعیت های ناب قلعه پرتغالی آغاز کنم. از این رو وقتی مجموعه را به دست گرفتم و دو داستان اول را خواندم کمی شگفت زده شدم از این چرخش در روایت و روی آوردن به این
استعداد، تمرین و عشق چاشنی موفیقت در دنیای موسیقی است/ فعالان عرصه موسیقی باید به هوش هنری مخاطبان ...
الزهرا تهران هستم. از سال 67، سنتور را نزد مادرم آموختم و 5 سال بعد در نوازندگی سه تار پروانه حسینی استاد بنده بودند. تار و دف را نیز نزد اساتید بزرگی چون فریبز عزیزی، هوشنگ ظریف و اردشیر کامکار فراگرفتم. شغل پدر و مادرم در علاقه من بی تاثیر نبود، بستگی به ذات هر آدمی دارد که چه راهی را انتخاب می کند اما تلاش او راهش را روشن می کند. من همیشه مدیون پدر و مادرم هستم و در انتخاب راهی که
کتاب های زیرزمینی عامل کسادی صنعت نشر هستند
دست کارگردان های مختلفی ساخته شد. یک سریال بلند تلویزیونی هم نوشتم به نام به کجا چنین شتابان که از تلویزیون پخش شد. این که می گویید هیچ درآمدی از راه تألیف و ترجمه نصیب شما نمی شود کمی جای سؤال دارد. چون کتاب های روانشناسی، رمان های دانیل استیل حداقل یک دهه جزو آثار پرفروش محسوب می شدند و هر یک از رمان هایش بارها تجدید چاپ می شد. چطور برای شما در آمدزا نبود؟ نه اینکه بابت ترجمه این