سایر منابع:
سایر خبرها
بهارستان و پس لرزه های نامه ناتمام
جویانه تبدیل شده است. همچنان که روز گذشته دولت بهار سایت نزدیک به محمود احمدی نژاد در واکنشی عجیب به نامه رحیمی به تلویح مدعی شد که رحیمی عصبی است و تعادل لازم را ندارد این ارگان تندروها با اشاره به اینکه در سال 92 پس از اعلام خبر بازداشت رحیمی و انتقال او به زندان اوین مادر وی سکته کرد نوشت: همسر محمدرضا رحیمی نیز که از بیماری فشار خون رنج می برد، هم اکنون در بدترین شرایط جسمی است. دولت بهار ضمن
بولتن موسیقی ؛ مجلۀ خبری روزانۀ موسیقی (9 بهمن)
اصیل همه همین شکلی هستند، عشق اصیل هیچ وقت تورو به حاشیه نمیبره و همیشه شاد و پرانرژیت میکنه، در هر شرایطی بهت روحیه میده، امشب هم که سالگرد تولد نسیم جان بود همینطور است، البته بگم بالاخره دلتنگی که همیشه و در تمام جهان وجود داره و منم دلتنگ میشم. وی در ادامه افزود: تولد نسیم را که به خودش ویژه تبریک گفتم از دوستانی هم که چه در فضای مجازی و جه خارج از این فضا با کامنت و یامشان همراهی کردن و این روز را به نسیم تبریک گفتند، من از طرف وی از همه تشکر و قدردانی میکنم.
زادروز چخوف؛ راویِ بزرگ قصه های کوچک
. یا: من لباس خود را به کسی دادم، ولی نمی دانم به چه کسی؛ و حالا خودم هیچ ندارم. غمخوار مردم شاید از آن جهت که چخوف، چون برخی از نویسندگان روزگار خودش آروغ های محروم دوستانه نمی زد که صرفا نگران آدم های قصه هایش باشد و آن هم، فقط در قصه هایش؛ بنابراین، طبیعی بود که چه بسا آن هایی که حتی یک سطر از آثار چخوف را نخوانده بودند و فقط درباره اش شنیده بودند یا از نزدیک
نیمکت خونین
کسی دیگر درگیر شده است؟ اگر محمد بیماری روانی دارد چرا پزشکی قانونی اعلام کرده او مسوول اعمال خودش است. پدر محمد می گوید: بعد از این حادثه، من، همسرم، پسر بزرگم و پسرعمویم بازداشت شدیم و مدتی را در زندان بودیم. بارها به ماموران گفتم مرا آزاد کنید. خودم بچه ام را پیدا کنم، اگر او برای شما متهم است برای من فرزند است. من نگران او هستم. خلاصه مدت ها در بازداشت ماندم، وقتی آزاد شدم به همراه پسرعموهایم و
بولتن تئاتر ؛ ششمین ویژه نامه روزانۀ جشنواره تئاتر فجر (8 بهمن)
گزارشی از برنامه ها و اجراهای روز هفتم جشنواره، نگاهی به برنامه های روز هشتم جشنواره، خبری درخصوص داوری طراحی لباس تئاتر تنها در بخش بین الملل، چاپ کتاب مسابقه پوستر جشنواره تئا تر فجر، صحبت های میلاد شجره درخصوص اجرای طبق برنامۀ جشنواره امسال، یادداشت محمدجواد حبیبی کارگردان نمایش چرکنویس برای نمایش 2 ، گلایۀ رضا بهبودی بازیگر نمایش گفت وگوی فراریان درخصوص دولتی بودن جشنواره تئاتر فجر، گفت و گویی با الهام شعبانی بازیگر نقش الیور تویست ، حمایت از کودکان سرطانی در تئاتر شهر به همت مهدی صالحیار نویسنده و کارگردان نمایش خیابانی حایات ، صحبت های فریندخت زاهدی درمورد ظرفیت های فراوان تئاتر ایران، اظهارات محمد رسائلی درخصوص رمز تاثیرگذاری تئاتر دفاع مقدس، تقدیم عزیز شنگال به زنان و کودکان کوبانی توسط قطب الدین صادقی ، گزارشی از نمایش رویای پاییز کار مشترک ایران و نروژ، صحبت های حسین نوشیر کارگردان و نمایشنامه نویس جوان نمایش مکبث ، گزارشی از حواشی مختلف جشنواره و در پایان گفت و گوی تشریحی و مفصل با محمد چرمشیر نویسنده پرکار تئاتر ایران سرخط مهمترین اخبار کشور را به خود اختصاص می دهد. ...
ناگفته های جلال طالبی: عشقم را کشتند
وقتی دنبال مارمولک ها می کردیم و برای مورچه ها خانه می ساختیم. در دهه هفتم زندگی هنوز کودک درونتان حسابی سر به هواست! - سعی کرده ام با همین عکس های قدیمی که در ذهنم باقی مانده خودم را به زندگی پایبند کنم. دنیا در پلک به هم زدنی می گذرد. انگار همین دیروز بود که کرکره دارایی را پایین کشیدند و عشق ابدی مرا کشتند. همیشه در فوتبال این مملکت تبعیض بیداد کرده. وقتی پرونده
پاسخ رحیمی به احمدی نژاد: چون دوست دشمن است شکایت کجا برم
گذشت و رفته رفته احمدی نژاد و رفتارهایش متفاوت از سال های گذشته شده بود. هربار که به مشورت می نشستیم به سروش آسمانی کذایی بیشتر توجه می کردید تا مشورت های ناشی از تجربه های مختلف من. در سال آخر دولت اصرارتان بر کاندیداتوری فرد مورد نظر چنان بود که گویی از جایی به شما الهام می شده است و حاضر نبودید حرفی غیر از آن بشنوید و نظر بنده و جمعی از همکارانم در دولت را نپذیرفتید و وقعی ننهادید تا
بهت آفرینی مکتوب معاون اول دولت دهم ناگفته های رحیمی برای احمدی نژاد خبر اول روز/ دو نامه در یک پرونده ...
دیگر خود را برای پاسخ به نامه های احتمالی بعدی گذاشته است. *بسم الله الرحمن الرحیم جناب آقای دکتر احمدی نژاد، رییس جمهور محترم دولت های نهم و دهم سلام علیکم البته شما دشمن نبوده اید و مرا با شما دوستی و رفاقت دیرینه ای ست که مربوط به سال های اخیر نیست. نیک می دانید و دیگران هم خوب است در این مجال مطلع شوند که رفاقت من و شما به سال های دوری بر می گردد که
بازی را در صحنه رفاقت باختم
احمدی نژاد، رئیس جمهور محترم دولت های نهم و دهم سلام علیکم این مختصر را چگونه می توانم آغاز کنم جز آنکه بگویم: چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟ البته شما دشمن نبوده اید و مرا با شما دوستی و رفاقت دیرینه ایست که مربوط به سال های اخیر نیست. نیک می دانید و دیگران هم خوب است در این مجال مطلع شوند که رفاقت من و شما به سال های دوری بر می گردد که در کردستان و آذربایجان غربی بودید و سپس
احمدی نژاد از 1385تا 1393 به روایت رحیمی
/> **زمان گذشت و رفته رفته احمدی نژاد و رفتارهایش متفاوت از سال های گذشته شده بود. هربار که به مشورت می نشستیم به سروش آسمانی کذایی بیشتر توجه می کردید تا مشورت های ناشی از تجربه های مختلف من. **در جریان قهر شما پس از ماجرای آقای مصلحی بسیاری از دوستان شما تلاش کردند که من هم کار را رها کنم تا دولت بخوابد و بسا کسانی که به من گفتند آماده باشم برای عهده دار شدن کفالت ریاست جمهوری. اما گفتم حوصله
کوکه: در فوتبال هیچ چیز غیرممکن نیست
تا حالا در 199 دیدار رسمی برای اتلتیکو به زمین رفته ای و امشب دویستمین باری خواهد بود که با پیراهن این تیم بازی می کنی. من در اتلتیکو بزرگ شده ام و برایم یک افتخار است که با این پیراهن این تعداد بازی انجام داده ام اما تنها چیزی که الان در ذهنم است این است که در بازی های بیشتری به زمین بروم. بارسلونا با برد یک بر صفر در بازی رفت از شما جلوتر است، حس و حال بازی امشب را چطور پیش
ناگفته های رحیمی برای احمدی نژاد خبر اول روز/ دو نامه در یک پرونده محکومیت
الرحیم جناب آقای دکتر احمدی نژاد، رییس جمهور محترم دولت های نهم و دهم سلام علیکم این مختصر را چگونه می توانم آغاز کنم، جز آنکه بگویم: چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟ البته شما دشمن نبوده اید و مرا با شما دوستی و رفاقت دیرینه ای ست که مربوط به سال های اخیر نیست. نیک می دانید و دیگران هم خوب است در این مجال مطلع شوند که رفاقت من و شما به سال های دوری بر می گردد که در کردستان و
روایت تازه آقای معاون اول از آنچه در دولت دهم گذشت/ احمدی نژاد علیه رحیمی، رحیمی علیه احمدی نژاد!
اتهامات معاون اول خود که یار گرمابه و گلستانش نیز بود تبری جویید.دفتر محمود احمدی نژاد با انتشار اطلاعیه ای خطاب به مردم ایران ضمن تبیین اتهامات محمدرضا رحیمی معاون اول وی در دولت دهم این اتهامات را مربوط به دولت متبوع خود ندانست. این نامه در حالی روی خط رسانه ها رفت که دو روز پس از اعلام حکم رحیمی خبر رسید، پرونده رئیس سازمان تامین اجتماعی همان دولت به شعبه 79 ارسال شده تا در مورد آن بررسی و
افشاگری رحیمی علیه احمدی نژاد
حکم صادرشده برای محمدرضا رحیمی همچنان مستعد تولید حواشی غافلگیر کننده جدید است. چنانکه روز گذشته و در حالی که نادران و توکلی و زاکانی در یک نشست خبری درحال تجلیل شدن به دلیل پیگیری پرونده رحیمی بودند، معاون اول رییس دولت سابق که هنوز برای اجرای حکم به زندان فراخوانده نشده متن طولانی نامه گلایه آمیزش خطاب به احمدی نژاد را منتشر کرد. نامه ای که در آن رحیمی، خود را قربانی آبروبری های احمدی نژاد و
"گوزن ها" چهل ساله شد/ دو گفتگو با مسعود کیمیایی، درباره این فیلم، با فاصله سی سال: خانه سید، مثل خانه ...
کند. به هر حال روزگاری بود که به تدریج فرامرز به عنوان یک بازیگر خوب در حال مطرح شدن بود. اولین باری که سناریو را برای مرحوم میثاقیه خواندم گفت به نظرم این خیلی سیاسی است ولی عیبی ندارد، خب کی شروع کنیم؟ چهارشنبه خوبه؟ گفتم بله شروع می کنیم. مرحوم میثاقیه هیچ عکس العمل دیگری نداشت. اولین صحنه ای که گرفتیم صحنه جلوی مدرسه بدر بود. آن سمت استودیو میثاقیه در خیابان قوام السلطنه که حالا شده سی تیر یک
پژمان اینجا آنجا ... همه جا!
وقتی ما برمی گردیم دوپای آویزان باقی مانده است ، نمایش آرامسایش ، نمایش بادی که تو را خشک کرد، مرا برد ، آرسنیک و تور کهنه ، اسپانیایی ، دختر یانکی و... بازی کند، نمایش هایی که به قول خودش تنها 15 درصد از پیشنهادهایی است که به او می شود و به گفته خودش براساس علاقه مندی اش به متن و کارگردان آنها را انتخاب می کند، کم کم اهالی تئاتر او را به عنوان یک بازیگر پذیرفتند. علی دایی به تماشای
رحیمی؛ شاگرد اول درس افشاگری کلاس احمدی نژاد /روایت هایی دسته اول از ماجرای خانه نشینی 11 روزه و یکشنبه ...
داوری نیز در قالب مصاحبه ای دولت سابق را از این موضوع مبرا و حتی ادعا کردند که احمدی نژاد از پرونده مالی رحیمی بی اطلاع بوده است. این مبرا کردن گویی بیش از همه به معاون اول دولت سابق گران آمده بود، اویی که این روزها در مقابل حکم زندانی شدنش سکوت کرده بود، لب به سخن گشود و خود را بازنده میدان رفاقت دانست. محمدرضا رحیمی شب گذشته با صدور نامه ای خطاب به احمدی نژاد گله هایی را بر
خانه اربابی بوهین
/> این همه سال گذشته. حالا دیگر خودم هم نمی دانم موضوع واقعی بود یا نبود. حیف از پیو تروش. می تونست تو زندگی کارهای بزرگی انجام بده. هر دو گوش سپرده بودند به صدای غلتیدن کند چرخ ها روی شن نرم جاده. جنگل پر از آواز پرندگان بود که نور خورشید بیدارشان کرده بود. هلنا با دستپاچگی صورتش را پشت چترش مخفی کرد و با کف دست رطوبتی را از چشمانش زدود. مایوسانه به نجوا گفت: کنستانتی، چرا
افشاگری محمدرضا رحیمی در نامه به دوست قدیمی اش احمدی نژاد
اید که ماجرای این پرونده چیست؟ شاید فراموش کرده اید که رحیمی محکوم امروز، چوب لجبازی ها و آبروبری های گاه و بیگاه شما را می خورد. یادتان می آید در ماجرای یکشنبه سیاه چقدر اصرار کردم که نکنید و آبرو نبرید و بگذارید از مجاری قانونی، ماجرا پی گیری شود. به گزارش اول نیوز متن کامل نامه محمدرضا رحیمی به محمود احمدی نژاد به شرح زیر است: بسم الله الرحمن الرحیم جناب آقای
حماسه فرهنگی فرهنگ حماسی
دین با طبیعت تو فرق دارد. خیلی از چیزها هست که مردم الآن می گویند این مطابق طبیعت انسان نیست؛ خدا چرا این را حکم کرده است. نه عزیزم! مطابق طبیعت تو هست، فرهنگ، طبیعت تو رو تغییر داد است. وقتی طبیعت ما تغییر پیدا کرد دینی که فطری است، دینی را که باید به دلمان بنشیند، یک دفعه می گوییم من نمی توانم بپذیرم، من نمی توانم تحمل کنم. اگر شما این فرهنگ خودت را فرهنگ سالمی قرار دهی اصلا بی دینی را نمی توانی
دخترک گل فروش چشم هایش برای تئاتر برق می زند
گرفتم، گفتم می دانی معروف شدی و عکست در خبرها هست و خیلی ها عکست را دیده اند. به من زل زد و به حرفی که زدم فکر کرد. با تعجب پرسید راست می گی عمو؟ . گفتم بله. با حالت تعجب و صدایی که آروم تر شده بود، پرسید یعنی تو تلویزیون نشونم دادن؟ ، گفتم که در اینترنت عکسش منتشر شده است. خوشحال شد و گفت خب دیگه برم به بقیه کارم برسم ، دنبالش رفتم و سنش را پرسیدم که در حال حرکت بهم گفت هفت سالش است. پرسیدم مدرسه می
بولتن تئاتر ؛ پنجمین ویژه نامه روزانۀ جشنواره تئاتر فجر (7 بهمن)
تلویزیون نشونم دادن؟ ، گفتم که در اینترنت عکسش منتشر شده است. خوشحال شد و گفت خب دیگه برم به بقیه کارم برسم ، دنبالش رفتم و سنش را پرسیدم که در حال حرکت بهم گفت هفت سالش است. پرسیدم مدرسه می روی که جواب داد آره، کلاس دومم . همینطور که دخترک راه می رفت پرسیدم تئاتر دوست داری؟ ، ایستاد و نگاه کرد و گفت آره . چمباتمه زدم تا بتوانم خودم را هم قدش کنم. پرسیدم که همیشه کار می کند؟ که با
با مشفق کاشانی؛ از سهراب سپهری تا علیرضا قزوه
کنید. با سهراب سپهری از نظر خانوادگی در کاشان ارتباط داشتیم. سهراب سپهری از خانواده لسان الملک مورخ تاریخ قاجاریه است. به قول سعدی: همه قبیله من عالمان دین بودند/ مرا معلم عشق تو شاعری آموخت . او بعد از اینکه دوره دانش سرای مقدماتی را تمام کرد طبق قوانین آن روز، باید 5 سال را در جایی که خود وزارتخانه تعیین می کرد به تدریس می پرداخت منتها سهراب، کاشان را انتخاب کرد و چون از شاگردان بسیار
درخواست مراجعان از احمدی نژاد و پاسخی که می شنوند!!
، صدبار بیا، دلت خوشه ها. مرد اول به نجوا درخواستش را می گوید و می رود. مرد میانسال انگار هول شده. با کلمات بریده بریده می گوید: من زمانی که شما رییس مجلس بودی اینجا اومدم، پاستور اومدم، تا حالا هشت بار اومدم. احمدی نژاد می گوید: من هیچ وقت رییس مجلس نبودم. آقا نه رییس دولت بودید آقا . جواب می گیرد: از من چی می خواهی؟ کمیته امداد پول ما را قطع کرده، از قزوین اومدم. من خانواده ام گرسنه ان. حتی پول