، به قول یه دوستی این دیگه عوارض نیست، جریمه خروج از کشوره. این لایحه البته چشمه طنز بعضی از هنرمندان را هم جوشان کرده است. مجید صالحی در پستی همه تقصیرها را گردن عمل جراحی امیر نوری گذاشته است: بفرما سه روز امیر نوری نبود، بیمارستان بود؛ عوارض خروج از کشور سه برابر شد. خدا رو شکر زودتر مرخص شد تا وضعیت آشفته تر نشده، منم شرمندم. صالحی البته زهرخند خود را با انتشار عکس امیر نوری و رئیس مجلس ریخته است
گذشته به مردم بفروشند چون دولت با زیر پا گذاشتن همه توپ و تشرهای خود به خودروسازان مبنی بر افزایش کیفیت، اکنون بازار فروش خودرو را با سهم و درصد بیشتری به آنها تقدیم کرده است. بازخوانی اظهارات محمد شریعتمداری، وزیر صنعت، معدن و تجارت در شهریورماه امسال نشان می دهد وزیر مستقیم ناظر به این صنعت هم به حرفی که زد عمل نکرد. شریعتمداری چند ماه پیش برای خودروسازان شرط گذاشت و خطاب به آنها گفته بود
سابق بر این در دوره های مختلف جشنواره موسیقی فجر حضور داشتند، در این دوره نیز به عنوان یکی از مجموعه های شرکت کننده در بخش موسیقی پاپ جشنواره حضور خواهند داشت. البته غیبت خوانندگان باسابقه ای چون محمد اصفهانی، علیرضا عصار، فرمان فتحعلیان، حمید حامی، مانی رهنما، رضا صادقی، حجت اشرف زاده، محسن یگانه، احسان خواجه امیری، مازیار فلاحی، رضا یزدانی، حمید عسگری، بهنام صفوی، گروه سون ، فریدون
تهران. عکسی مربوط به شب رونمایی از یک نشریه هنری جدید با مدیریت هنری محمدرضا شریفی نیا. در کنار الهام حمیدی، هلیا امامی، مجید مظفری، فرزاد حسنی و سایر عزیزان. آن عزیز کراوات زده که در کنار جناب شریفی نیا ایستاده قطعاً از شرکا و موسسین مجله است. احسان روزبهانی با این پست کاری کرده که اگر حضرت فردوسی زنده بود، خروش از خم چرخ چاچی بلند میکرد و با هوک چپ نشانش میداد.
باید برنامه حوزه بر روی ده سال بسته شود اما باید این مطلب را مدیریت کرد به نظر شما لازم است که مطالب رسائل و مکاسب از ابتدا تا انتها خوانده شود؟ مثلا اگر شیخ اعظم یک بحث مهم و اساسی را مطرح می کنند و پس از آن وارد بحثی جزئی می شوند و کلامی را از میرزای قمی نقل می کنند و می فرمایند که سخن مفتاح الکرامه این است و سخن میرزای قمی این است که بحث را متوجه نشدند و فلان آقا متوجه شده است و قرینه این بحث هم این است و این بحث در سه چهار صفحه از رسائل می آید آیا لازم است این مطلب خوانده شود؟
در این یادداشت به قلم محمد عسلی صاحب امتیاز و مدیرمسئول این روزنامه آمده است: نگارش و بیان زندگینامه و یا سرگذشت انسانهای بزرگ و تأثیرگذار هر چند هم ماهرانه و استادانه باشند تأثیر آن در ذهن خواننده چنان نیست که همانند بیان خاطرات و نشست و برخاستها باشد. از این رو بر آن شدم به عنوان یک شاگرد کوچک که بارها در محضر ایشان به صورت غیررسمی تلمذ کردم و از اسلام، قرآن و ائمه درسها گرفتم هر
همواره بر اساس تب ها و جوهایی که در محافل ادبی یا بازار وجود دارد آثار نویسندگان را خوانده ایم؛ مثلا یک دوره کارور رایج شد و همه شروع کردند به خواندن کارور، دوره دیگر بوکوفسکی یا براتیگان و... و شناخت ما از ادبیات آمریکا محدود به همین نویسنده ها شد. خواننده ها فکر می کردند همه ادبیات آمریکا همین چند نفر هستند. ترجمه های شما سبب شد که این جو، کمی بشکند و تصویر ما به واقعیت نزدیک تر شود. به
آمریکای شمالی بیان کرد: مدیر برنامه ریزی یگانه در آمریکا که از سوی شرکت انتشار دهنده آثار او در ایران معرفی شده بود، سال ها با خواننده های لس انجلسی کار کرده بود و ما بسیار تلاش کردیم به آقای یگانه مسئولیت ها و وظایفش را در اجرای این پروژه و همکاری فرهنگی و هنری گوشزد کنیم و کارها را به شیوه دیگری جلو ببریم اما متاسفانه این اتفاق رخ نداد و با این گروه همکاری کردند. البته نفس همکاری شاید مشکلی نداشته