سایر منابع:
سایر خبرها
پدرم روی صورت مادرم اسید پاشیده
هر بار که به خرید می رفتم مرا تعقیب می کرد. او خیالاتی شده بود و فکر می کرد با مغازه داران محل در ارتباط هستم. حتی شب ها زیر بالشت خودش چاقو می گذاشت. آن روز صبح در رختخواب بودم که متوجه شدم فؤاد وارد اتاق شد. او چیزی شبیه یک بطری را پشت خودش پنهان کرده بود. خودم را به خواب زدم که ناگهان متوجه شدم مایعی را روی صورتم پاشید و به شدت سوختم. از صدای فریادهایم فرار کرد و بچه ها بالای سرم حاضر شدند
شهید مدافع حرمی که بعد از شهادت گریه کرد + تصویر اشک ریختن
خودت بیاوری اش می توانم همه جای سوریه شما و بچه ها را با خودم ببرم. بی زحمت کارت را از همسرش بگیر... آخرین پیامک اش این بود می مانید یا بر می گردید؟ خانم عطایی می گوید: حرف آقا مرتضی را قطع کردم و گفتم اصلا از من نخواه، روی این کار را ندارم. ظاهرا همان موقع یکی از دوستان آقا مرتضی حرف هایش را شنیده بود و بعد از پیگیری، کارت را برای ما صادر کرده بودند. شب را در منزل شهید صدرزاده
حقایقی در مورد - کریستیانو رونالدو - که نمی دانید!
ام، صحبت هم نخواهم کرد. البته زمانی که پسرم بزرگ شود من حقیقت را به او می گویم. بعضی از بچه ها نه پدر دارند نه مادر و به نظر من یک پدر برای فرزندم کافی ست. او عاشق خانواده اش است رونالدو 4 فرزند دارد. همانطور که در بالا گفتیم، اطلاعاتی از همسر اول او در دست نیست اما پسر بزرگ رونالدو اکنون 7 ساله است. در نوامبر 2017 او به همراه فرزند بزرگش، در تبلیغات شلوار جین یک برند، تیتر
با بیماری مبارزه نکردم، دوست شدم
رفتگی معمولی اما شدتی داشت که باعث شد تعادلم را از دست بدهم و زمین خوردم. نتوانستم ایستاده نماز بخوانم. همان طور نشسته نماز خواندم و رفتم سرکار. آن موقع در بازار کار می کردم. توجهی به این خواب گرفتی نکردی؟ نه، گفتم بی حسی بوده فقط تعجبم از این بود که من خواب بودم و طوری ننشسته بودم که بدنم خواب برود. اما در کل توجهی نکردم و دکتر نرفتم. بعد از آن رفتم محل کار و شب که برگشتم دیدم پایم
اخلاص عمل او را در آزمون شهادت قبول کرد
کسی دوست شوند. تشویقشان می کردم دنبال دوستان خوب و لقمه حلال باشند. کارگری و کشاورزی کردم. فرزندانم را با دسترنج حلالم بزرگ کردم و خوشحالم که یک پسرم را در راه انقلاب اسلامی هدیه کردم. صدیقه صالحیان، مادر شهید خانواده انقلابی دو ساله بودم که پدرم را از دست دادم و مادرم بر اثر بیماری آبله نابینا شد. مادرم مرا بزرگ کرد. حلال و حرام خدا را آموخت. تک فرزند بودم. هر هفته با مادرم به
انعکاس یک حماسه مردمی در صدا و سیمای مراکز
برنامه روتین رادیویی امروز کیش نیز در این روز به موضوع 9 دی اختصاص دارد. شبکه خاوران ویژه برنامه میثاق به مدت 45 دقیقه، هشتم دی، از رادیو خراسان جنوبی پخش می شود و بازپخش آن 9 دی خواهد بود. پرداختن به موضوع حماسه 9 دی در برنامه های روزانه رادیو از جمله، "صبح شرقی"، "مجله خانواده"، "نسل امروز"، "پیام امروز"، "رادیو شب"، "نجوای نیاز"، گزارش مردمی، ارتباط با مسئولان مربوطه
پسرم می گوید: دیگر بابا ندارم؟
شوی به عکسش نگاه کن و آن را بغل بگیر. می دانم این دوری برای بچه ها سخت است چون هر زمان که همسرم به خانه می آمد تمام وقتش را با بچه ها می گذراند. دفاع پرس: از نحوه شهادتش بگویید که چه طور به شهادت رسید. یکی از دوستانش تعریف می کرد که الیاس روزهای اول خیلی سر به سر همه می گذاشت اما چند روز آخر خیلی ساکت شده بود. گفته بود: الیاس یا تو ترسیدی یا خیلی پیر شدی که انقدر ساکتی، الیاس جواب داده
مجموعه بهترین اشعار درباره مادر
مادر اگر یک سرفه بی جا نمایی خورد خون جگر بیچاره مادر برای این که شب راحت بخوابی نخوابد تا سحر بیچاره مادر دو سال از گریه روز و شب تو نداند خواب و خور بیچاره مادر چو دندان آوری رنجور گردی کشد رنج دگر بیچاره مادر سپس چون پا گرفتی، تا نیافتی خورد غم بیشتر بیچاره مادر تو تا یک مختصر جانی بگیری کند
کاش آن عروس به زندگی برگردد
بی جان به دستشان داد. شب های دیگری هم در شهر قرار عروسی داشتند اما کارت های عروسی به دست میهمان ها نرسید. یکشنبه عروسی معصومه بود . معصومه 8ماه بعد عروس شد اما 200نفر از میهمان ها در گورها به خواب بودند. در ماه های بعد از زلزله چندین عروس و داماد زندگی مشترک را آغاز کردند با غمی که دل هاشان را چنگ می انداخت تا بگویند زندگی ادامه دارد و زمین را شرمسار کنند . پی نوشت : - عذرخواه بازمانده های این جشن ها هستم که در طول گفت وگو دچار رنج مکرر شدند. خانواده های رحیم نژاد، نظام آبادی، سینایی، زابلی نژاد و بیدرانی . ...
روایت زندگی بازماندگان در آشیانه
مادرش آن زمان خواب بوده، بچه ها را نجات می دهد اما خودش زیر آوار می ماند. نرگس تا دو سال پیش از پدرش خبری نداشت. خواهر و برادرش از او خبر داشتند چون همه در بم بودند؛ پدرش معتاد است و در مرکز ترک اعتیاد زندگی می کند و او تا به حال دو بار او را دیده و میلی ندارد که با او زندگی کند. نرگس معمولا از روز زلزله نمی پرسد. حتی هنوز درست نمی داند از اعضای فامیل چه کسانی را از دست داده
حقوق نماینده مجلسی که پایان ماه کم می آید!
گمان کردیم داعشی ها شما را گرفته و ترور کردند. جواب آن خانم به قدری گستاخانه بود که تنم لرزید، گفت چرا سر من بیاید در این جا بچه های نماینده های مجلس هستند که ان شاالله برای پدرشان مشکلی به وجود بیاید. - فاطمه سادات نقوی حسینی: نه اینطور نگفته بود. یادت رفته است آن آقا گفته بود چرا این اندازه دیر آمدید فکر کردیم شما را ترور کردند و ادامه داده بود که چرا مرا ترور کنند ان شاالله نماینده
خیلی خوشم آمد که آدم خاکی است و سطح خانواده اش مثل خانواده من بود و غیرتی بودنش جذبم کرد. فقط و فقط در ...
نمازم را شکسته خواندم مادر شوهرم گفته بود وقتی دردت گرفت کسی را خبردار نکن من هم فکر می کردم شب ها بیمارستان تعطیل است و هیچ چیز نگفتم و علی را بیدار نکردم. تا صبح توی خانه راه رفتم زیارت عاشورا خواندم و درد کشیدم. وقت نماز صبح شد نمازم را نشسته خواندم و بعد هم به خواهر شوهرم و مادرم زنگ زدم و گفتم. خیلی زود هر دوی شان آمدند که علی خواب بود و بیدار شد. حول کرد که چه شده؟ سریعا مرا به
روزی جواد جلوی آنها که چهارشنبه های سفید را به راه انداختند خواهد گرفت
از محبتش به فاطمه کم نکرد. همیشه سعی اش بر این بود که نبودن هایش را جبران کند. از لقمه دهان فاطمه گذاشتن تا بیرون بردن و شب ها موقع خواب برایش قصه خواندن. هرطوری که می توانست برای دخترش وقت صرف می کرد. همه روی حرف همسرم حساب باز می کردند و حتی علی رغم اینکه جواد تحصیلات دانشگاهی نداشت ولی به دلیل دید باز و بصیرت بالایی که داشت، همه افراد خانواده و آنها که از نظر سنی بالاتر از جواد بودند
پای خاطرات مسئولین وقت و فعلی بم پیرامون زلزله 5 دی
دیگر به هلال احمر داده شده بود که فقط از طریق گمرک ترخیص می شد و نمی دانم چه میزان از این کمک ها به دست مردم بم رسیده است و هلال احمر باید جوابگو باشد. حال بعد از گذشت چند روز از زلزله و حجم وسیعی از ویرانی ها، یتیم شدن پنج هزار کودک و فوت نزدیک به 40هزار شهروند بمی وداغ سنگینی که بر دل ما مانده بود متاسفانه بعضی از مسئولین به جای کمک کردن ما را بازخواست می کردند که جای بسی تاسف بود. در
نگاهی روان کاوانه به اسطوره سیاوخش
فرهنگ امروز/ سید حسین مجتهدی: الف) روان کاوی اسطوره و درام: نخستین اشاره فروید [ 1 ] به تبیین نظری پیرامون اسطوره [ 2 ] ، در نامه ای به ویلهلم فلیس [ 3 ] به تاریخ 12/12/ 1897، مطرح می شود، که از اسطوره های درون روانی سخن می گوید. " ادراک درونی ناآشکار خود دستگاه روانی" به ایلوزیونی [ 4 ] می انجامد که "طبیعتا" به بیرون برون فکنده می شود و باز نمود درون روان انسان می گردد ( لومان و فایفر، 2013) . بینش اسطوره شناختی بر شرایط روان شناختی منطبق است، که نا روشنی ادراک کلیت روان و دستگاه روانی در آ ...
شفاعت در روز قیامت چگونه خواهد بود؟
خوردن غذا و انجام شهوات در روز مانع شدم پس شفاعت مرا درباره او بپذیر. قرآن می گوید من این شخص را از خواب شب باز داشتم پس شفاعت مرا درباره او بپذیر. پس شفاعت هر دو درباره او پذیرفته می شود. از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده:سوره تبارک که سی آیه است برای شخصی که آن را خوانده است شفاعت می کند تا او آمرزیده شود. از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده
روایت امدادگران هلال احمر از اولین روزهای زلزله بم
، قرار بود 30 سال طول بکشه تا این آرامستان پر بشه و سه شبه پر شد. بم هیچ وقت برای ما کهنه نشد. سر کلاس امداد و نجات که میرم، برای شاگردام می شمرم؛ 1، 2، 3، 4، 5، 6، 7، 8، 9، 10، 11، 12... و دیگر هیچ... زلزله بم 12 ثانیه طول کشید و بعد، بیش از 25 هزار کشته. اون کسی که اون شب، تنها یا با یکی از اعضای خانواده اش پناه آورده بود به فرودگاه و هجوم می آورد به سمت هواپیما که خودش و مجروحش رو جا
60 درصد ازدواج ها دو سال بعد از زلزله به طلاق انجامید/ دولت در زلزله بم به روان زلزله زدگان توجه نکرد
به گزارش ایسکانیوز علیرضا اشرف زاده ، رئیس اداره بهزیستی بم در زلزله 14 سال پیش، غیر از پدرش، همه اعضای خانواده اش را از دست داد؛ او یکی از مسئولانی است که در آن یک ساعتی که خارج از وقت اداری، در شب سرد کویری بم با شهروند گفت وگو کرد، بارها صدایش لرزید و اشک هایش را مدام پاک کرد. او که به تازگی رئیس اداره بهزیستی بم شده، حرف ها و دردها برای گفتن داشت. از خاطرات روز زلزله و صبحی که همسر
علت گریه نوزاد، راه حل
کودکتان هنگام تولد، معمولاً با گریه به دنیا خوش آمد می گوید. احتمالاً از شنیدن اولین گریۀ او خوشحال می شوید و احتمالاً آخرین باری است که چنین حالتی به شما دست می دهد. طی سال های آینده تلاش بسیار زیادی می کنید تا او گریه اش را قطع کند. اولین گریه تمام نوزادان به طور متوسط یک تا دو ساعت در روز گریه می کنند. بعضی نوزادان بیشتر و بعضی کمتر گریه می کنند. گریۀ نوزاد در شش هفتگی به اوج
احمد محمود به روایت پسرش، بابک اعطا/ بار دیگر نویسنده ای که خوب نشناختیمش
بسیاری را تجربه کرد. در گفت وگویش با لیلی گلستان می گوید من در طول عمرم بیست شغل عوض کرده ام؛ شغل هایی متفاوت. چون شغل نویسندگی که زندگی اش را نمی چرخاند. خیلی خوب یادم است مدتی پدر سه جا کار می کرد و شب ها تازه می نوشت. بعد از اینکه همسایه ها را منتشر کرد، به جایی رسید که می توانست صبح ها بنویسد چون این رمان موجب شد پدر درآمدی به دست آورد و بتواند بنویسد ولی قبل از آن خیلی زحمت می کشید و تمام روز
تمام شهر به تلی از خاک تبدیل شده بود/ پس از گذشت 14 سال توصیفش قلبم را می فشارد
وقتی از پنجره هواپیما بیرون را نگاه کردیم همه با تعجب به هم خیره شدیم چرا که هیچ اثری از شهر و زندگی دیده نمی شد، تعدادی از خبرنگاران با بهت زدگی از خلبان پرسیدند که آیا اطمینان دارد که در آسمان بم پرواز می کند چرا که از آن ارتفاع حدود 700 متری هیچ اثری از شهر و ساختمانی دیده نمی شد، تمام شهر به تلی از خاک تبدیل شده بود و ما این حقیقت و واقعیت را تنها هنگامی که روی زمین نشستیم دریافتیم.