سایر منابع:
سایر خبرها
مهراب قاسمخانی از مهران مدیری گفت
هرچی به فکرمون رسیدرو همونجا از خودمون در آوردیم، گفتیم. نتیجه اش این شد که بچه ها خیلی طرح رو پسندیدن و قرار شد، همون رو کار کنیم. از دفتر که بیرون اومدم به پیمان گفتم اینو یهو از کجا در آوردی؟ گفت یه جا که تو داشتی حرف می زدی چشمم افتاد به یه مجله که روی میز بود و روش راجع به فیلم جنگ ستارگان نوشته شده بود و یهو به ذهنم رسید بد نیست ما هم یه همچین کاری بکنیم (توی جنگ ستارگان بعد از اکران فیلم های
خدا همیشه اول و آخر صحبت هایش بود
دوباره به هم برسیم.البته یکی دو بار ایشان را تو خوابم دیدم و به ایشان گفتم من دلم تنگ شده می گفتند منم دلم تنگ شده است ؛ شماها منو نمی بینید ولی من همیشه کنار شما هستم.خوب آدم از نظر روحی آروم می شود ولی این که حضورش در خانه باشد، چراغ خونه باشد، برای بچه ها پدر باشد و تکیه گاهی تو خونه باشد خوبه، اما الان که نیست دوباره بار این مسئولیت روی دوش من است؛ خوب بچه ها تا کم سن و سال هستند یک جور مشکل
به ارتباطات مجازی همسرتان مشکوک هستید؟
سلامت نیوز : اگر می خواهیم برای رفع حساسیت های همسرمان نسبت به ارتباطات مجازی خود، اقدامی بکنیم، باید یک گام به عقب تر برگردیم؛ یعنی از زمان و مکانی شروع کنیم که مناطق حساس روانی و عاطفی او تحریک و بیدار شدند. به گزارش سلامت نیوز، راحله فلاح، کارشناس ارشد روانشناسی در ماهنامه سپیده دانایی نوشت: لطفا یه لحظه خودت رو بگذار جای من. اگه همسرت سه چهارم وقت تو خونه بودنش رو سرگرم لپ تاپش
ملاقات با دوستان قدیمی استفن دیکسون در کتابفروشی ها
صحبت فرهیخته و علاقه مند به ادبیات می لرزه. پدر یکی از شاگردامه. پسرش می گفت فقط دو مایل با اینجا فاصله دارن. رانندگی و دوچرخه سواری نمی کنه. می تونی با دوچرخه ی من بری خونه شون یا اگه هوا خیلی سرد و بارونی نباشه، قدم زنان با پای پیاده. شاید بتونید با هم اخت بشید، مطمئنم تو می تونی. ایرو یک ماه پیش با کاتیا آشنا شده بود. همدیگر را در کتاب فروشی دیده بودند و سرکتابی که کاتیا می خواست در
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (151)
مرتضی پاشایی میترسم. هنوز داره آلبوم میده بیرون! 20. تتلو تو یکی از آهنگهاش میگه "انقدر تز دارم، که تو کل افتاده شرکت بنز با من" رئیس بنز بفهمه تتلو یه همچین چیزی گفته میزنه تو خط تولید شامپو پرژک. 21. صابر ابر میتونه اسمش رو : ابر(ص+1) بنویسه. 22. بند اول وصیتامه ام رو طوری تنظیم کردم که اگه بچه ام از اینترنت عکس دانلود کرد، بعد آپلود کرد اینستاگرام؛ از ارث محروم بشه
پشت پرده گروه های خودرو نخرید در تلگرام؟
خصوص قیمت گذاری برآورده می کند. پشت پرده نداره. همه ناراضی هستند. هیچ رضایتی در خرید خودرو های کاملا بی کیفیت داخلی وجود نداره سی ملیون بزارید تو بانک ،سودش رو بگیرید ،با اژانس مثل اقاها برید پولتون کم نمیشه ،استهلاک و خرابی و نمایندگی رفتن هم ندارید ،پولتون هم همیشه سرجاش هست با سلام چرا هیچ وقت خودرو سازان داخلی نمی خواهند بی کفایتی خود را تایید
"مدیران خودرو" : خودرو گران می شود
صاحبان خودروهای چینی همه فروشنده اند کسی نمیخره هر کی هم داره صاحب اول واخرش خودش مونتاژ کاری که یه سه سیلندر چینی رو به مردم با قیمت 20 ملیون بدون خدمات و قطعات تحویل میده آنچنان ذهنیت بدی از خودش باقی می زاره که سالها باید تاوان پس بده یا با ورشکستگی گورشو از بازار گم کنه. کی ماشین چینی میخره؟ گرونش کنید یه کم دیر اومدن به بازار اگه 5 سال پیش بود بله ولی الان دیگه
پرونده سازی برای طیب نیا
2سال 300هزار میلیارد تومان سود بانکی پرداخت کرد بدون اینکه چنین سودی در اقتصاد تولید شده باشه بورس را هم داغون کرد بی تجربگی هم حدی داره!! این وزیر تنها هنرش حبس پولها در بانکه که مثلا تورم بیاد پایین اگه عورضه داره با رونق و تولید تورم رو بیاره پایین این وزیر باید استیضاح بشه چون خواست همه مردمه مردم و کسبه ورشکسته شدن اون وقت ایشان
مشکلاتی که شما مطرح کردید/ از اختلال دوباره تلگرام تا پایین امدن سود سپرده بانک مسکن
باید صبر کرد تا مسئول مربوطه تشریف آورده، کارت رو در بیاره و تحویلت بده. تو اون گرما تو سالن انتظار کولر خیلی کمی هست که کفاف سالن به اون بزرگی رو نمی ده. پختم تا سوار اتوبوس شدم. محیط زیست اگه میشه ی گزارش تهیه کنید که آیا تا حالا اقداماتی برای هدر رفتن آب شده..و آیا جلوی چاه های غیر مجازو گرفتن. یا همه ی حرفا فقط شعاره؟ 17304
بانک ها با بازار مسکن چه کردند؟
آدمهایی مثل تو رو که دیگران نبایدبخورند از قدیم گفتن خودکرده را تدبیرنیست . زیادخودتوناراحت نکن احتمالا با ارزش امروز سپرده بانکیت میتونی همون خونه ای رو که فروختی رهن کنی باز بهترازهیچیه ! خخخخخخخخخخ هه عزیزان فکر اقتصادیتون عقب افتادس اخه اگه قرار باشه طرف ساختمون بسازه منتظر ارزون شدن باشه خوب مغز خرکه نخورده نمیسازه و خونه کم میشه کم وکمتر خونه رو که نمیشه از چین وارد کرد میشه؟ نمیشه
مصاحبه اختصاصی با پیرزن آدمخوار روس
. البته چون ما شهروندان با ذائقه و طبعشون سازگار نبودیم فعلا دست نگه داشتن. پیرزن روسی: حتما گوشتتون سفته. بی قانون: نه. پوستمون کلفته! پیرزن روسی: همون! حالا پسرم بگو ببینم تو کشور شما چه چیزهایی می خورند؟ بی قانون: چند وقتی بود که زمین خواری مد بود. الان کوه خواری و دریاخواری و دشت خواری هم اضافه شده. پیرزن روسی [متعجب]: یا نیکولای دوم! همه اینها رو می خورن؟ بی
افشاگری تازه عابدینی درباره برکناری دایی/اخراج برانکو بعید نیست
وز.. یه پست بهش میدن به امید دیدن هدایتیو عابدینی تو پرسپولیس نقل قول 2015-08-09 16:41 +123 [8] هادی دمت گرم شما فقط در جهت حمایت از برانکو و سرکوب خائنان لحظه ای بیکار نشین ما هم هرجا لازم باشه حمله میکنیم ! نقل قول 2015-08-09 16:40 +122 [7] gizgz جانم عابدینی نقل قول 2015-08-09 16:37 +125 [6] پرسپولیس دهه 70 زنده باد
امکان فروش آپارتمان های وام دار فراهم شد
. اگه تو سال 94 شاهد افزایش قیمت مسکن نبودیم حاضری چی کار کنی؟ اصلا ولش کن، چی صدات کنیم؟ دلال بی سواد خوبه؟ دلال بی لیاقت خوبه؟ دزد سر گردنده چطوره؟ دلال بدبخت خونه مرد میبینی که انقدر مسکن ذلیل شده که کسی جواب کامنت اراجیفی وتکراری تو را نمیده پس روتو کم کن این خدمات برای بخشی از مشتریان بانک مسکن که ساکن تیمارستان هستند مناسبه. آمار ها
نارضایتی 93درصد مردم از خودروسازان داخلی
صدای مردم ؟ اگه شما راست میگید این آمار رو برسونید به دست مسئولینش یا پیگیری کنید تا به جایی برسه ما هم نفسی بکشیم از دست اینا بهتره برای نظرسنجی جدیدتون، امکان رای به چند گزینه قرار بدید قوانین اقتصادی کار خودشون رو می کنن ممکنه یه خورده تاخیر داشته باشه ولی بالاخره کار خودشو می کنه وقتی مشتری از کالایی ناراضی باشه اون تولید کننده هر چقدر هم که رانت داشته باشه بالاخره از
شهید سید محمد اسحاقی، خبرنگار شهید گیلانی و روایتگر جنگ
: پاسدار، گفتم: آخه تو که الان هم پاسدار هستی، جواب داد: مامان، جمهوری اسلامی پاسدار بی سواد نمی خواد، به پاسدار با سواد احتیاج دارد. تغییرات بعد از جبهه بعد از اینکه راهی جبهه حق علیه باطل شد انگار که همه چیز و به عینه لمس کرده باشه تغییر کرده بود، عادت داشت روی تشک بخوابد، یه روز که از جبهه آمده بود دیدم توی ایوان روی زمین خوابیده است و چیزی هم روی خودش ننداخته، بیدارش کردم، گفتم
طنز/گاف گیت
به گزارش ایران خبر به نقل از اتاق خبر 24: حتما شنیدید مثلا هروقت یه کشور یا گروهی یه سوتی خفن میدن که نمیتونن جمعش کنن سریعا رسانه ها از عنوان گیت براش استفاده میکنن مثلا جریان واترگیت؛ اما وقتی طرف به قدری سوتی بده که عنوانهاش زیاد باشه مجبوریم از عنوان گاف گیت استفاده کنیم. باور کن ما نمیخاییم گافای اینا رو منتشر کنیم اما چه کنیم خودشون هی گاف میدن. مثلا طرف یه بیلبورد تو خیابون دیده بود که توش
انبوه سازان خانه نشین شدند
برای گفتن ندارن پس همون مهندس هم باید بره تو کارگاه و خرابکاری بکنه تا تجربه کسب کنه و چیزی یاد بگیره ولی خیلی سریعتر از اون اوساها به کمال میرسه چون ترکیب تجربه و علم رو داره حالا اون مهندسه اگر معلوماتشو به اوسا انتقال بده اصلا اون اوساهه نمیفهمه چی میگه چون فقط رو تجربه و تکرار یه کاری رو انجام داده و اگه تیپ کار رو عوض کنید دیگه اوسا متوقف میشه و درجا میمونه چون تا حالا با این تیپ کار آشنایی
این پیرزن 20 سال گوشت انسان می خورد +عکس
...> خبر کشف اعضای بدن قربانیان در آپارتمان این زن سالخورده و اعترافات تکان دهنده او نزد بازجویان پلیس روسیه، بازتاب گسترده ای در رسانه های جهان داشته است. Ah Ah Ah کوفتت بشه تکلیف مرده ها چی میشن کی براشون فاتحه می خونه یا سر قبرشون میره میگم زن رو خاک کنن و همه خانواده مقتولین رو بگن سر قبر این زنه جمع شن این دیگه کیه بابا ......با اره برقی زنده زنده به یازده قسمت تقسیمش کنن. همدست داعش اگه بره به داعش استخدامش می کنن gheafash k shabe maman bozorg mane تو روحش: ...
حس شوق انگیز و غریب لحظه های خبرنگاری/ ماندگاری خبر در گرو بذل افکار و اندیشه هاست
خبرنگاران ارزش و بها داده می شود؟ می گویند گودال را هرچه بکنی چاه و چاه تر می شود و به همان نسبت کندن و پیمودنش و بیرون آمدن از آن نیز دشوارتر و این حکایت تو است. تویی که گاه چنان درد مردم را لمس می کنی که می شود درد خودت. که وقتی می شنوی نوشته ات دردی را دوا کرده، دلی را شاد کرده حس شوق انگیز غریبی در تو ایجاد می شود و آن روز می خندی. انگار که دردی از خودت دوا شده باشد ! بگذریم
مصاحبه با یک خانم سیبیلو!/تمیزی برایم مهمتر از موهای پشت لبم است!
هر کشوری، شهری و یا جامعه ای، فرهنگ خاص خودش را دارد، ما هم در کشوری زندگی می کنیم که قوانین نانوشته خودش را دارد، یک از این فرهنگ ها و رسم ها که برای دختران ایرانی، تا همین دو، سه دهه پیش، کاملا رعایت می شد، برنداشتن موهای زائد صورت، تا قبل از ازدواج بود. موهای پشت لب و ابروان پُر، در دختران نجیب ایرانی، نشانه این بود که ایشان هنوز ازدواج نکرده و می توان از او خواستگاری کرد، این فرهنگ در حال حاضر در خیلی از نقاط مانند تهران، رنگ باخته اما هنوز در خیلی از شهرستان ها پا بر جاست! تا دیروز اگر دختری در کوی و برزن، ازدواج نکرده بود و دست به صورتش می زد، نه تنها بد بود و انگشت نمای این و آن می شد، بلکه دیگران به چشم خوبی به او نگاه نمی کردند و بعضا به خاطر این کارش توبیخ می شد! اما امروزه، به خصوص در دانشگاه و محل کار، به حدی داشتن موهای پشت لب برای دختران، عجیب و غریب شده که خیلی ها به او اعتراض هم می کنند! دیروز در محل کارم، با دختری رو به رو شدم که علی رغم سن بالا و تحصیلات خوب، موهای پشت لبش را برنداشته بود و این برای بقیه همکاران، بسیار جالب و بحث انگیز بود.بر آن شدم تا اگر مایل باشد در این زمینه باهم گفتگو کنیم. _ اول گفته باشم، اگه دوست نداری در این زمینه صحبت کنی، یا احساس خوبی نداری، من اصراری ندارم . - نه ، بفرمایید، من مشکلی ندارم، اصلا موضوعِ خیلی مهم و خصوصی نیست که بخوام ناراحت بشم! - می خوام بدونم چرا تا الان دست به صورتت نزدی و موهای پشت لبت رو برنداشتی؟ -خوب، رسم خانواده ما اینه که دختر تا قبل از ازدواج دست به صورت خودش نمی زنه، منم طبق فرهنگمون عمل کردم. -فقط دلیلش اینه؟ -نه، غیر از این که می دونم خانواده ام خوششون نمیاد، برای خودمم زیاد مهم نیست. -چطور مهم نیست؟ مگه می شه زیبایی ظاهر، اونهم صورت، برای کسی مهم نباشه؟ اونهم تو عصری که جراحی های زیبایی، آمار بالایی داره؟ -نه واقعا برام مهم نیست، هر کس تو زندگیش دنبال یه چیزیه، یکی دنبال پوله، یکی دنبال زیباییه، منم دنبال رضایت خدا و پدر و مادرم بودم، بعدشم درس و دانشگاه و کار و ...از طرف دیگه جوری بار نیومدم که همه چیز تو زندگیمون فقط ظاهر باشه! -شما تو آیینه نگاه می کنی؟ -خوب معلومه که نگاه می کنم. - اونهمه موهای کلفت و سیاهو، پشت لبت می بینی؟ -اگه بگم زیاد نمی بینم باور می کنی؟ بیشتر برام تمیزی مهمه، مثلا خط اتوی لباسم مهمه تا موهای پشت لبم. -اومدیم و شما تا آخر عمر ازدواج نکردی، اونوقت بازهم دست به صورتت نمی زنی؟ -نمی دونم، اصلا بهش فکر نکردم. -یه دختری هم سن و سال تو که بینی بزرگی داشت، می گفت به آیینه که نگاه می کنم اول دماغم رو می بینم بعد بقیه اعضای صورتم رو، حالا چرا شما می گی، زیاد موهای پشت لبم رو نمی بینم؟ -نمی دونم، نه می خوام دیگران رو قضاوت کنم و نه خودم رو خیلی فلسفی نشون بدم، شاید برای اون مهم باشه، ولی برای من مهم نیست! -تا حالا کسی بهت گفته که موهای پشت لبت خیلی زیاده و برشون دار؟ -آره، قبل از این که دانشگاه قبول بشم و از شهرستان بیام تهران، خاله ام بهم گفته بود، گفته بود تو می ری تهران، غیر از این که همه موهای صورتت رو برمی داری، موهای سَرتم هفت رنگ می کنی، پس بیا قبل از این که بگن رفته تهران این کارها رو کرده، تو همین شهر خودمون بردار! - و تو اومدی تهران و هنوز هم دست به صورتت نزدی؟ -آره، البته زیاد بودن کسانی که از شهرستان اومده بودن و تو همون روزهای اول، همه نوع آرایشی کردن! ولی من الانم که فوق لیسانسم رو گرفتم، دست به صورتم نزدم. -فکر نمی کنی تو در انظار عمومی، تو دانشگاه و خیابون، خیلی ها بر این عقیده هستند که کار تو زشته؟ -هر کس آزاده هر جوری که دوست داره فکر کنه، ولی کار من زشت نیست، کار اون کسی زشته که خلاف قانون رفتار می کنه، ورود ممنوع می ره، بی حجابه، کرایه زیاد می گیره، کار ارباب رجوع رو راه نمی اندازه و یا بر خلاف فرهنگ و آداب و رسومش رفتار می کنه و بدتر از همه به خودش این حق رو می ده که کسی رو قضاوت کنه. -تو به دوستان و همشهری های خودت که ازدواج نکردن و دست به صورتشون زدن، هیچی نمی گی؟ اعتراض نمی کنی؟ -نه، به من چه! اون دوست داره، من دوست ندارم. -تا حالا شده کسی بهت اعتراض کنه؟ یا به خاطر موهای پشت لبت مسخره ات کنه؟ - زیاد..تا دلتون بخواد، حتی یادمه دو تا از دخترای خوابگاه می گفتن یه روزی دست و پاتو می بندیم و سیبیلت رو بر می داریم و یا چند بار تو کوچه و خیابون، به من گفتن: اوه ...این که سی بیل نیست، چهل بیله و یا پهلوانان نمی میرند و یا آهای خانم سیبیلو...و هزار تا چیز دیگه... -تو چه واکنشی نشون می دی؟ -من می خندم، اول به بامزگی متلک های اونها، بعد به این که اینقدر بیکارن که دوتا تار مو براشون اینقدر مهمه، همه دنیا دارن آپولو هوا می کنن، ما هنوز اندر خمِ چهار تا تار مو موندیم! -حرف آخر در مورد سیبیلات؟ -هیچی، اعتقادمه، دوست ندارم موهای صورتم رو بردارم، رضایت پدرم رو، هر چند که قدیمی باشه، به همه دنیا ترجیح می دم و یه نکته دیگه این که اصلا به کسی ربطی نداره، این جزو شخصی ترین مسائل آدمه، چرا ما باید به خودمون اجازه بدیم اعتقادات دیگران رو نقد کنیم؟ منبع ...