سایر منابع:
سایر خبرها
فردیس و خودروی لوکس ایرانی در امریکا + تصاویر
شدم که طراحی داخلی خودرو شبیه به جنگنده طراحی شده است. درست است. هم طراحی داخلی و هم رنگ خودرو و هم این که زمانی که می خواهید سوار ماشین شوید به گونه ای طراحی شده که در ندارد و باید پا را در رکاب خودرو بگذارید و سوار شوید همه این ها از طراحی های جنگنده ها الهام گرفته شده است. از فیبرکربن در ساخت بدنه و اتاق سرنشینان استفاده شده است، به طوری که این بخش بسیار شبیه کابین هواپیماهای نظامی
غریب ترین شخصیت در این انقلاب معمار انقلاب است
انگلیس بود و سر دیگر آن در سفارت فرانسه! کریستین امانپور، خواهر! ایرانی من و شما که همیشه گل سرسبد رسانه های صهیونیستی در تمام دولت ها از هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد و این دولت بوده است. حتماً بایستی این گل سرسبد را دعوت کنند و برایش فرش قرمز پهن کنند که البته در برابر 150 تایی که می خواهند بیایند به عنوان کارشناس که هرجا را اعلام کردند دو ساعت بعد به خانه ات می ریزند که باید جواب گو باشیم. امضاء
علیرضا بیرانوند و خیابان خوابی به خاطر فوتبال!
میرملاس : علیرضا بیرانوند، دروازه بان تیم فوتبال نفت و تیم ملی کشورمان از شرایط زندگی اش می گوید اینکه چه سختی هایی کشید تا به عنوان برترین گلر ایران انتخاب شد. گفت وگوی تفصیلی علیرضا بیرانوند را در ادامه می خوانید. از شروع فوتبال تان بگویید. ظاهرا خیلی سختی کشیدید تا به اینجا رسیدید. من پیش از این هم [...] میرملاس : علیرضا بیرانوند، دروازه بان تیم فوتبال نفت و تیم ملی کشورمان از شرایط زندگی اش می گوید اینکه چه سختی هایی کشید تا به عنوان برترین گلر ایران انتخاب شد. گفت وگوی تفصیلی علیرضا بیرانوند را در ادامه می خوانید. از شروع فوتبال تان بگویید. ظاهرا خیلی سختی کشیدید تا به اینجا رسیدید. من پیش از این هم اتفاقاتی که برایم افتاده را تعریف کرده ام و خیلی ها هم می گویند حالا که به اینجا رسیده ای دیگر از گذشته حرف نزن. اما من به گذشته ام افتخار می کنم. همه اتفاقاتی که برای من افتاد و لطفی که خدا شامل حال من کرد باعث شد من الان اینجا باشم. روزی که من برای اولین بار به تهران آمدم تنها یک کوله پشتی داشتم. وقتی به تهران رسیدم شخصی به من گفت 150 هزار تومان بده تا تو را به تیم وحدت ببرم و تست بگیرم. اما من پولی نداشتم و آنها قبول کردند از من تست بگیرند که همان جا پذیرفته شدم. بعد شروع به تمرین با آن تیم کردم. شب ها هم در کارگاه خیاطی پدر هم تیمی ام می خوابیدم و کار می کردم. تا اینکه آقای کمپانی من را در تمرین دید و برای تیم نفت انتخاب کرد. تیم نفت هم خوابگاه نداشت. عمه ای داشتم که در قلعه حسن خان زندگی می کرد ولی من دیدم رفت و آمد من به آنجا واقعا باعث زحمت خانواده اش می شود و تصمیم گرفتم به خانه او نروم. بعد از آن چندماه در چمن های دور میدان آزادی می خوابیدم.تمام دستفروش های آنجا مرا شناخته بودند.بعد ناچار شدم در یک فست فود کار کنم، هر روز صبح از 6 تا 12 ظرف های پیتزا را چرب می کردیم، 12 می رفتم سر تمرین و دوباره بر می گشتم همانجا، شرایطم آنجا خیلی نامساعد بود. بعد از آن در یک کارواش کار کردم که شرایط بهتری داشت. آنجا به علت قد بلندم مسئول ماشین های شاسی بلند شده بودم! سرپرست و مسئولان باشگاه می دانستند که شما از شهرستان آمده اید؟ نمی پرسیدند که شب ها کجا می خوابید؟ چرا اتفاقا سر بازی نوجوانان نفت، مدیر عامل باشگاه برای اولین بار برای بازدید آمده بود. من در آن بازی عملکرد خوبی داشتم آنقدر که برای مدیر عامل جالب بود و آمد از من پرسید : تو بچه کجایی؟ گفتم لرستان گفت شب ها کجا می مانی؟ گفتم دور میدان آزادی و در کارواش. این را که شنید مربی را صدا کرد و پرسید که چرا نگفته اید که بچه ها خوابگاه ندارند؟ و قول داد که خوابگاه فراهم شود اما باز هم خبری نشد و تا مدتی خوابگاه نداشتیم. بعد از آن یک نفر به من پیشنهاد داد که یک جا به تو خانه می دهیم ولی باید کاری انجام بدهی. گفتم چه کاری؟ گفتند رفتگری. قبول کردید؟ بله. آنقدر به فوتبال علاقه داشتم که برایم مهم نبود. هیچ کاری را هم عار نمی دانم.اتفاقا چندروز پیش هم یکی از خبرنگارها من را در خیابان دید و صحبت کردیم . همانجا یک رفتگر هم مشغول کار بود. به من گفت حاضری با او عکس بگیری؟ گفتم بله چرا که نه؟ دیدم روی مجله ها عکس من را در کنار این رفتگر زده اند. اول این کار برایم سخت بود اما بعدا دیدم هیچ اشکالی هم ندارد. (بغض می کند) حتی یک شب نگهبان باشگاه مرا به باشگاه راه نداد. هوا هم واقعا سرد بود و لباس زیادی نداشتم. جوراب هایم را روی دست هایم کشیدم و شب را تا صبح در خیابان خوابیدم. صبح که بیدار شدم دیدم مردم دور و بر من حدود 2000 تومان پول خرد ریخته اند. البته من هم پول نداشتم و با همان پول ها صبحانه خریدم. شاید الان که این حرف ها را می زنم بغض گلویم را گرفته باشد اما دیگر آن روزها گذشته ولی هیچ وقت فراموش نمی کنم چطور به اینجا رسیدم و الان روزنامه های دنیا اسم من را می نویسند. شاید خدا خواسته من آنقدر سختی بکشم تا روزی دست چهار زندانی را بگیرم و گره از کار کسی باز کنم. وضع مالی خانواده تان هم خوب نبود؟ بله؛ ما از نظر مالی ضعیف بودیم. گفتنش صحیح نیست ولی باور کنید عموهای من وقتی به شهر ما می آمدند حتی به خانه ما هم نمی آمدند ولی الان اولین خانواده ای که به خانه اش می روند، خانه ماست. پدرم هم مخالف فوتبال بازی کردن من بود و می خواست من کار کنم. واقعا توانایی تامین من را نداشت. روزی که من به تهران آمدم 15هزار تومان از دایی و پسرعمویم قرض گرفتم و هنوز هم پول شان را پس نداده ام! سال اولی که قرارداد بستم 800هزار تومان گرفتم که 700 هزار تومان را برای خانواده فرستادم. زود هم ازدواج کردید. بله، یکی از دلایل موفقیت من زود ازدواج کردنم بود. چون وقتی کسی از شهرستان بیاید و تنها در تهران باشد حاشیه اطرافش زیاد می شود. شاید مجردها بعد از تمرین با دوستان به تفریح بپردازند اما من همیشه می دانم بعد از تمرین همسر و فرزندم منتظرم هستند و مستقیم به خانه می روم. این طوری زود هم پیشرفت می کنم و به امید خدا لژیونر می شوم. در نهایت یک روز به شما اعتماد شد و به جای سوشا مکانی در درون دروازه قرار گرفتید. بله. آقای حسین فرکی مربی من بود و خیلی به من کمک کرد هم از نظر ورزشی هم روانی. آن موقع نسبت به سنم خوب بودم ولی به من بازی نمی داد. می گفت تو جوان هستی اگر دو گل بد بخوری دیگر محو می شوی، من هم اعتراضی نمی کردم. بعد از آن هم آقای ابراهیم زاده آمد و چند هفته به من بازی نداد و در یک بازی که نباید به من بازی می داد من را گذاشت درون دروازه. در بازی های گذشته سه برد و یک مساوی داشتیم و بعد از چهار بازی ما باختیم و دیگر هیچ جا به من بازی نرسید . سپس آقای گل محمدی آمد و از من خواست حوصله کنم و صبور باشم. تا اینکه در یک بازی دیدم آقا یحیی با مربی دروازه بان ها صحبت کرد و من را به عنوان دروازه بان انتخاب کرد. مدت ها انتظار می کشیدم که یک بازی به من برسد و خودم را نشان بدهم. آن روز آن فرصت فراهم شد. من هم تمام سعی ام را کردم. جلوی مس بازی داشتیم و چند تک به تک گرفتم. الان هم منتظر آن یک بازی هستم منتها در تیم ملی، چون کی روش آدمی است که یک بار به کسی بگوید آفرین، آن آفرین گفتن و تعریف تا چند روز از یاد کسی نمی رود. امیدوارم من را هم ببیند و فرصت بدهد خودم را نشان بدهم. نظرتان در مورد انتخاب بهترین مربی لیگ گذشته چیست؟ آقای فرکی واقعا مربی خوبی است و از نظر دانش و توانایی مربیگری همواره یکی از بهترین های ایران هم بوده اند و تیم شان هم سال گذشته قهرمان شد. اما فکر می کنم با توجه به برنده شدن ایشان در سال گذشته شاید بهتر بود از جوان ترها تقدیر می شد و به نظرم باید این جایزه به گل محمدی یا منصوریان داده می شد. منصوریان سال گذشته همه را بهت زده کرد. به غیر از مربیگری نفت، در بحث تیمی هم فوق العاده بودیم. اول فصل هیچکس توقع نداشت چنین تیمی ببیند. فکر می کنم تیمی بودیم که برای اولین بار در سه جام حاضر و مدعی شدیم و در آخر لیگ هم یک قدم با قهرمانی فاصله داشتیم. بحثی هم مطرح شد مبنی بر اینکه اصلا حق شریفی نبود که پدیده شود چون او پیش از این هم در لیگ درخشیده بود و حداقل پدیده نبود. به نظرم حق ارسلان (مطهری) بود که پدیده شود. حضور علی کریمی هم در جشن غوغایی به پا کرد. این پسر ماه است، به نازم به او، این پسر چقدر محبوب است؟ به قول انصاریان فوتبال چقدر بد است که علی کریمی از آن خداحافظی می کند. خیلی هم استقلالی هستید ولی این فصل به این تیم نرفتید. بله، من می گویم خواست خدا بود که هرسال قرار است به یکی از این دو تیم بروم و نمی شود. چون استقلال و پرسپولیس هر سال گلر عوض می کنند. چه زمانی به عنوان دروازه بان اول نفت شناخته شدید؟ من 6 سال برای پایه های این تیم بازی کردم. در نوجوانان یک بار سوم شدیم، در امیدها یک قهرمانی، یک نایب قهرمانی و یک سومی کسب کردیم که من با دست هشت تا پاس گل دادم. باورتان نمی شود، دوستان من به من زنگ می زدند می گفتم امروز چه کار کردید؟ می گفتند فقط روی دفاع مان کار کردیم که نتوانی پشت شان توپ بیندازی!. در امیدها می گفتند این نمی تواند توپ را خیلی بیندازد، خیلی حرفه ای وسط را می بستند و من هم توپ را می انداختم پشت شان، هشت تا پاس گل دادم، خیلی هم نزدند، یعنی شرایط جوری بود که مهاجمان مان را سه به یک می کردم ولی نمی توانستند بزنند. امسال این توپ ها خوراک وحید امیری است، در تیم ملی صدای همه درآمده، می گویند تو همه توپ ها را به وحید (امیری) می اندازی. یک روز در تیم ملی، خسرو (حیدری) گفت: تو چرا همه توپ ها را برای وحید (امیری) می اندازی؟ وحید گفت: پس به کی بدهد؟ وحید هم پرتاب اوت هایش خیلی بلند است. بیشترین توپی که انداختید چقدر بود؟ فکر کنم بازی با کره بود در کیش، علی منصوریان حواسش به نیمکت بود من توپ را پرتاب کردم، توپ روی 18 قدم حریف روی زمین خورد و گلر حریف آن را جمع کرد. علی منصوریان گفت کی بود زد؟ دفاع بود؟ بچه ها گفتند علی بود که توپ را پرتاب کرد. به نظرم اگر روی این شروع مجددها کار شود خیلی نتیجه خوبی می گیریم. امسال هم روی این توپ ها خیلی کار کردم ولی دیده نمی شویم. یکی از مشکلات نفت هم همین است، بازی های این تیم دیده نمی شود. بله، من سال گذشته آنقدر عصبانی شده بودم و می گفتم حداقل بازی هایمان را شبکه کارتون پخش کند. شما خودتان ورزشی هستید، شما باید بدانید نفت چرا جزو هشت تای برتر است؟ چرا در فینال حذفی است؟ چرا در فینال لیگ است؟ سال گذشته دو بازی مانده به آخرین بازیمان، دیدم اصلا دوربین در اطراف زمین نیست. گفتم چه می خواهند که نمی آیند؟ بچه ها ناراحت شده بودند. ایمان مبعلی باید یکی از کاندیداهای بهترین هافبک باشد. او 14-13 تا پاس گل داده و 6-5 تا گل زده است. کدام هافبک در ایران این کارها را کرده که ایمان را جزو آن ها نمی گذارند؟ مردم باید بدانند چرا ارسلان (مطهری) پدیده می شود؟ امسال هم یک تیم قوی بستید، به نظرم اگر شما پرتاب کنید و نانگ بزند توی گل، می توانید قهرمان شوید. (با خنده) امسال خیلی تیم خوبی داریم. ما امسال نباید گول پارسال را بخوریم. سال گذشته یک تیم جوان داشتیم که به جز ایمان (مبعلی) و غلامرضا رضایی، کسی اسم نداشت. پارسال می گفتیم اگر ببازیم یا ببریم، فرقی ندارد ولی امسال نانگ، جلال حسینی، پیام صادقیان، سانتوز، بوحمدان و آل کثیر به تیم ما اضافه شده و در صورتی که برنامه ریزی خوبی انجام شود می توانیم تا قهرمانی هم پیش برویم. ما تیمی هستیم که در تمام نقاط زمین، یک ستاره داریم ولی کارمان خیلی سخت شده است، امسال خیلی می ترسم. امیدوارم بدشانسی نیاوریم. مربی خوب و جوانی هم دارید. بله، ما و سایر اعضای تیم، علی آقا را به عنوان سرمربی نمی دانیم به عنوان کاپیتان خودمان می دانیم. او ارتباط خوبی با ما دارد و پابه پای ما تمرین می کند. ارتباط خانوادگی هم داریم، حتی گاهی خودش برای بچه ها غذا درست می کند و با بچه ها می نشیند و ناهار می خورد. برنامه های جالبی هم برای بازیکنان دارد. بله، مثلا از یخ استفاده می کند یعنی شما باید بروید داخل یخ، آنقدر یخ است که من فقط باید آواز لری بخوانم تا تحمل کنم. ماساژورهای ما 5 نفر شده اند و یک تیم خیلی حرفه ای بسته است. از یخ برایمان بیشتر بگویید، تا چه زمانی قابل تحمل است؟ مدتی که باید در آب یخ برویم 4 دقیقه است. وحشتناک است، یک روز به داخل رختکن آمد و به من گفت برو داخل آب یخ، من رفتم به بچه ها گفتم کمی آب بپاشید روی پاهای من، برگشتم گفت کجا بودی؟ گفتم آب یخ، دستش را به پایم زد گفت برگرد، برگرد. تنها دغدغه اش من هستم، در 90 هم گفت که بیرانوند نه داخل آب یخ می رود، نه شلوار ریکاوری می پوشد و نه جی پی اس می بندد. شلوار را چرا نمی پوشید؟ باور کنید این شلوارها مثل ساپورت است. به قول یکی از بچه ها بالا رفتن آن آسان است، پایین آمدنش سخت است. باور کنید یک بار مرا داخل دستشویی هواپیما فرستاد و گفت باید این شلوار را بپوشی. من از این شلوار و آب یخ خیلی بدم می آید. گفت وگوی جالبی بود، اگر حرف خاصی دارید در خدمت تان هستیم. از تمام کسانی که به من کمک کردند تا به این موفقیت برسم، تشکر می کنم. از تمام کسانی که به من رای دادند تا بهترین گلر ایران شوم، تشکر می کنم. از پدر و مادر و همسر عزیزم که سختی های زیادی را تحمل کرد، ممنونم. از دوستان خوبم که به من کمک کردند آقای حمید بازگیر، علی بولوردی تشکر می کنم و امیدوارم بهترین گلر ایران شوم. درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
بیستمین بخش دفترچه خاطرات افغانستان منتشر شد
روز بعد ادامه یافت. جنگ چهار ساعت و نیمه طولانی ترین جنگ و سنگین ترین تبادل آتشی بود که طی 19 ماه حضورم در کابل دیده بودم. مجاهدین همزمان به پادگان شوروی و افغانستان در بالا حصار، مجتمع مسکونی افسران میکرورایان، مجتمع ستاد دفاع نزدیک دارالامان، فرودگاه کابل، می ه مان خانهٔ حزب، هتل آریانا چسبیده به محل مسکونی من و مرکز فرماندهی دژبان هفتاد و هفتم پشت محل مسکونی ام حمله کردند. درگیری هایی هم در
هاشم ، ماجرای خواب مهار مسی ، قلعه نویی و مشکلاتی که استقلال را زمین زد
انگیزشی خیلی افت داشتند. شاید این حرف من سوءتفاهم هایی رقم بزند چون به ما انگ زده بودند که ملی پوشان استقلال کم کاری می کنند اما به خدای احد و واحد قسم هیچ کم کاری در کار نبود و تنها انگیزه و آرامش همیشگی در کار نبود که بخواهیم اوج عملکردمان را نشان بدهیم. *یعنی حضور در جام جهانی شما را به آخرین نقطه فوتبال تان رسانده بود که دیگر انگیزه بازی نداشتید؟ شاید در نگاه اول این گونه
آیا کوتوله های اسرارآمیز وجود دارند؟
زندگینامه اش با عنوان یک کودک تنها لحظه ای که با کوتوله باغی برخورد کرد را این گونه توصیف می کند: روی پهلوی راستم خوابیده بودم. پنجره های بلند اتاق، پشت سرم بودند و نور شبانگاهی از میان شکاف های کرکره به درون اتاق می تابید. چیزی مرا مجبور کرد که برگردم و به سرعت نگاهی به پنجره بیندازم. وقتی به سمت پنجره برگشتم، موجودی کوتاه قد را دیدم که میان دو تخت ایستاده بود. او صورتی گرد و ریشی قرمز رنگ داشت. سرش
من موفق ترین بیزینس من فرش دستباف هستم
شروع کردم و با درس خواندن های شبانه توانستم مدرک فوق لیسانس MBA خودم رو بگیرم) شرایط الان برای آنها خیلی راحت تره... با داشتن یک پدر موفق بین المللی کارشون رو شروع می کنند، پس باید خیلی جلوتر از “احد عظیم زاده” باشند و پیشرفت کنند ! جوانان می بایست یاد بگیرن که چطور از دارایی هایشان نهایت استفاده رو ببرن و صد البته که به داشته هاشون مغرور نباشن ! تمام این دارایی ها می تواند در کمتر از
روش درمان جوش سر سیاه
اگر به دنبال داشتن پوستی شفاف هستید، باید بر این وسوسه غلبه کنید. همچنین به تازگی برخی داروخانه ها اقدام به فروش ابزار مخصوص برای خارج کردن جوش های سرسیاه نموده اند. از این ابزارها نیز نباید در خانه استفاده کرد زیرا احتمال ورود باکتری به پوست در این روش نیز بسیار زیاد است. اگر به دنبال پاکسازی عمقی پوست تان هستید، حتما به پزشک متخصص مراجعه کنید. از شوینده های قوی استفاده
"شعیبی نبود؛ تنهایی لیلا را نمی ساختم"
اتفاقا مخاطب هم اینها را دوست دارد، مثل دوری از تهران و پناه بردن به خارج از شهر که فضای کوه و دشت را با هم داشته باشد، نشان دادن خانه و افرادی که در فرهنگ ما به عبارتی گم شده اند، استفاده از ماشین های قدیمی و ... * همین فضاها و لوکیشن هایی خارج از شهر، سختی کار را دوچندان نمی کرد؟ من این سبک کار کردن را می پسندم. اگر شما خانه محمد را ببینید متوجه می شوید که ما در چه مکانی
ظاهر شما درباره بیماری هایتان چه می گوید؟
آیا می دانید فاصله دست هایتان از هم یا حتی چین لاله گوش تان می تواند بیماری هایی را که ممکن است در آینده به آن دچار شوید، پیش بینی می کند. اگر می خواهید بدانید که بدن تان درباره سلامت شما چه می گوید، با ما همراه شوید. 1. طول انگشتان آیا انگشت اشاره شما از انگشتی که حلقه در آن می گذارید، کوتاه تر است؟ اگر پاسخ شما مثبت است، احتمال این که به آرتروز زانو دچار شوید نسبت به دیگران دو برابر است
تکلیف تان را با پول مشخص کنید
کوتاه شود دست و دلباز نباشید! قرار نیست خسیس باشید اما دست و دل باز هم نباشید، که فرت فرت پول های تان را در راه دیگران خرج کنید! مثلا اگر قرار است هدیه ای برای دوست تان بخرید اول از همه زمان خرید را تعیین کنید، یعنی نگذارید خرید یک هدیه، زمان شما را به هدر بدهد بعد از تعیین زمان چیزی بخرید که ارزش کار شما را نشان دهد نه آن که فقط هزینه زیادی داشته باشد. چون راستش را بخواهید
امام جعفرصادق علیه السلام، تجلی گر ایمان عارفانه و عمل صادقانه/ بنیانگذار دانشگاه جعفری
کشمکش ها و رو در رویی بنی امیه و بنی عباس این فرصت به وجود آمد و ایشان با استفاده کامل از این فرصت، اسلام و فقه آن را از دیدگاه ائمه(ع) جانشینان حقیقی رسول خدا(ص) معرفی کرد و با تربیت شاگردان بسیار و برجسته حیات تازه ای به اسلام و مسلمین بخشید و فرهنگ ناب تشیع را به جهانیان عرضه کرد. این امام بزرگوار، غدیر و فرهنگ غدیر را زنده کرد و به آرمان و محتوای خطبه حضرت زهرا(س) تحقق عینی بخشید و به
انتخاب مدل و رنگ مو براساس شکل صورت
یا هایلایت شده و پایین موها رنگ تیره تری داشته باشند. مدل مو: دوست دارید موهایتان کوتاه باشد؟ انتخاب درستی است! موهای کوتاه قسمت بالایی از جمله پیشانی صورت شما را پهن تر نشان می دهد و در نتیجه تعادل در صورتتان برقرار می شود. اگر دوست دارید موهایتان بلند باشد، سعی کنید بلندی آن از زیر فک تان بیشتر نشود. نکاتی برای زیبایی بیشتر: پیراهن های یقه دار خصوصا یقه هفت به صورت های مثلثی زیبایی
من هستم، می توانم و باید به بهترین ها برسم
/> سین: با توجه به نیاز رشته تیراندازی به تمرکز، شما برای افزایش تمرکز چه تمرینی انجام می دهید؟ جیم: تمرکز نیاز به یک سری اولویت هایی دارد که منشا آن ها در خانه است. آرامشی که در خانه دارم باعث شده که روی کارم تاثیر مثبت داشته باشد و تمرکزم را در تکنیکم افزایش دهد. مرحله بعد شاید به محیط باشگاه و محیط فدراسیونی که تمرین میکنم برمی گردد و در آنجا خدا را شکر از لحاظ روانی و روحی
لاله صبوری: همسرم متولد آمریکاست!
زندگی لذت ببریم، من بعد از بچه دار شدنم وارد دانشگاه شدم و بعد هم فعالیتم را در عرصه بازیگری شروع کردم تجربه کردن این فضاها برای من و بچه هایم به یک نسبت جذاب بود. شاید همین موضوع در نهایت باعث شد من و بچه هایم تا این حد به یکدیگر احساس نزدیکی کنیم. از 44 سالگی ام لذت می برم به طور کلی بگویم آدمی هستم که دوست دارم در مورد تجربیاتی که در زندگی پشت سر گذاشتم صحبت کنم، به همین
از فحش هایتان متشکریم!
درباره فردی که به شما هتاکی کرده به مدیر شبکه اطلاع رسانی کنید. 3- بدانید که شما نمی توانید با همه نظرها موافق باشید و بدانید همه ظرفیت قرار گرفتن در دایره شخصی شما را ندارند. اگر از این قضیه آزرده می شوید حتما دایره دوستانتان را محدود کنید. 4- هرچند پاک کردن کامنت و حذف برخی از افراد توصیه می شود ولی این موقعیت می تواند فرصتی باشد برای شما برای دیدن آدم های اطرافتان. خواندن
برای داشتن زندگی عالی به این 8 چیز نیازی ندارید
. اینکه فقط برای خودتان وقت بگذارید کیفیت زندگی تان را بالا خواهد برد. باعث می شود بتوانید افکارتان را جمع کرده، زندگی تان را اولویت بندی کرده و چیزهای بیشتر درمورد خودتان کشف کنید. تنهایی وقت گذراندن کمکتان می کند با احساساتتان ارتباط برقرار کرده و یاد بگیرید که مهمترین فرد زندگی خودتان هستید. پس چرا باید نگران این باشید که دیگران چه فکری می کنند؟ چرا باید از خود واقعی تان خجالت بکشید؟ چرا باید
باید و نبایدهای یک خانه ایده آل
استفاده از چیزی که به آن علاقه دارید زیاده روی کنید. به عنوان مثال اگر عاشق طرح های راه راه هستید، آن را تنها در یک یا دو تا از لوازم منزل تان به کار گیرید. با این روش این طرح بیشتر و خاص تر به چشم می آید. از به کار گیری یک طرح برای کل خانه به شدت خودداری کنید. اتاق ها را یک شکل نکنید هر فضا باید شخصیت خاص خود را داشته باشد بنابراین سعی کنید مکان های مختلف خانه را شبیه به هم
مطهری:حمله کنندگان گفته اند که ما دستور سازمانی داشتیم که از ورود مطهری به شیراز جلوگیری کنیم/نهادی که ...
اختلاف ها و دخالت ها زیاد است، حداکثر در جلسه سخنرانی، عده ای سؤالات و انتقاداتی داشته باشند؛ خب در اینگونه موارد، ما معمولا افراد را می خواهیم که پشت تریبون بیایند و حرف خود را بزنند، ولی اینکه عده ای غیردانشجو با برنامه قبلی بیایند جلوی فرودگاه و با آجر و سنگ و گوجه فرنگی و گاز فلفل حمله کنند چیز عجیب و غریبی بود که فکر کردم خواب می بینم. نماینده مردم تهران در بخش دیگر از سخنان خود گفت: ما
لباس موفقیت بر تن کنید
هدیه دهید. - به جزئیات توجه داشته باشید. استفاده از خودنویس مورد قبلی برای نوشتن در دفترچه ای کهنه و زشت مانند پوشیدن کت و شلوار زیبا با گیوه است. - همیشه مودب و مطابق آداب رفتار کنید. از جوک های بی مورد بپرهیزید، حتی زمانی که مشتری چنین جوک هایی تعریف می کند، طوری عکس العمل نشان دهید که او متوجه شود خیلی تمایل ندارید چنین مواردی در بحث مطرح شود. - از لوازم تزئینی
فال روزانه 1394/05/20
ارتباطی عمیق برقرار کنید و روی امنیت احساسی تمرکز داشته باشید. در کلام و رفتارتان صبوری و درک بالایی که دارید را نشان دهید. هر چقدر ثبات بیشتری در رفتارتان داشته باشید ارتباط بهتر و عمیقتری با دیگران می توانید برقرار کنید و کارهای بیشتری از دستتان بر می آید. از این که در خانه خود احساس امنیت و راحتی می کنید و فضای آن با روحیات شما و شخصیت واقعیتان هماهنگی کامل داشته باشد اطمینان حاصل کنید. اکنون زمانی
سیاست ورزی به شیوه رجایی
عترت منبع الهام وی بود. وی در راستای تکلیف گرایی متعهدانه اش و نه برای آموختن به دیگران، به مطالعه ی دینی می پرداخت[2] و با الهام از همین مبانی مذهبی و سیره و سخن حضرت علی (علیه السلام)، عقل را در عدم تسلیم به خوشی های فناپذیر و زودگذر دنیا تعریف می کرد. وی اعتقاد داشت مشغولیت به دنیا، موجب هدر رفتن فرصت های خوب و عالی و غفلت از انجام کارهای خداپسندانه می گردد و محرومیت از دستیابی به لذت های معنوی و
چگونه از دست جیب برها در امان باشیم
رفت وآمد در کمین شما نشسته اند زیرا اصلاً دوست ندارند دستگیر شوند. با اطمینان و سریع گام بردارید. بهتر است همیشه کسی همراهتان باشد. 4 – مراقب محیط و مردم باشید، مخصوصاً اگر لازم باشد از یک خیابان خلوت عبور کنید به کسانیکه می خواهند از کنارتان رد شوند یا از مقابل می آیند، توجه داشته باشید. مستقیم به دست هایشان و چیزی که حمل می کنند نگاه کنید. جیب برها ترجیح می دهند ضربه زده و
ماجرای نخلی که در برابر امام صادق(ع) خم شد
کوتاه تر بود، فرمود: ای ثوری! این لباس زیر را برای خدای تعالی و این لباس رویی را برای شما پوشیده ایم. آنچه برای خداست پنهان داشته ایم و آنچه برای شماست آشکار کرده ایم. 3. هیاج بن بسطام می گوید: جعفر بن محمّد بقدری دیگران را اطعام می کرد که برای خانواده خویش چیزی نمی ماند و همواره می فرمود: کار نیک به کمال نمی رسد مگر به سه چیز: تاءخیر نینداختن، کوچک شمردن و پنهان داشتن. 4. از
اشعار ویژه شهادت امام صادق(ع)
گردد این قد و قامت افتاده درخت طوباست این محاسن به خدا آبروی دین خداست این حرم خانه ی زهراست خجالت بکشید این حسینیه ی دنیاست خجالت بکشید شعله پشت حرم فاطمه زاده نبرید پسر فاطمه را پای پیاده نبرید می بریدش، ببرید از وسط مردم نه هر چه خواهید بیارید ولی هیزم نه آی مردم بگذارید عبا بردارد
نقاب زورگیران پشت دروغ پردازی های مرموز یک جوان
دروغگویی های یک جوان زخمی پرده از نقاب زورگیران شب رو در جنوب تهران برداشت. ساعت 22 شامگاه جمعه هشتم اسفندماه سال جاری مردی با مراجعه به کلانتری 153 مأموران را در جریان زورگیری سه جوان خشن قرار داد. این مرد به مأموران گفت: در مسیر خانه بودم که سه جوان که کاپشن های سیاه، زرد و سبز به تن داشتند پیش رویم ایستادند و با تهدید چاقو گوشی موبایلم را به سرقت بردند و سوار بر موتور پا
8 عامل جالبی که روح تان را بیمار می کند
التهاب در سلوهای بدن شده و به مرور منجر به بیماری های قلبی عروقی، سرطان و فشار خون بالا می شود. داشتن روابط زناشویی، خانوادگی، کاری یا حتی روابط دوستانه نامناسب می تواند روی اعتماد به نفس افراد تاثیر منفی بگذارد و استرس و افسردگی ایجاد کند. اگر شما نیز درگیر چنین روابط بغرنجی شده اید، حتما از یک فرد متخصص کمک بگیرید. کمبود خواب محققان دانشگاه باستیر به این نتیجه
انسان شناسیِ "سلفی با انسان مرده"
ژست می گیرید. بهترین لباس هایتان را بر تن می کنید. همه این ها یعنی وقتی عکس دیده می شود؛ بیننده عکس، قوه انتخاب و اراده شما را هم دیده حال یا آن را می ستاید یا نکوهش کرده و ایراد می گیرد. این انتخاب ها، ژست ها و این اراده پیشاپیش از مرده گرفته شده و از فردِ درحالِ مرگ دارد گرفته می شود؛ و شما با افتخار از این فرایند "سلب" عکس می گیرید. این کار غیر اخلاقی است به شکل بی شرمانه ای غیراخلاقی. مثل این می
روایتی تلخ از کوچه پس کوچه های تبریز / خودرو های گرانقیمت در غروب محله ای فقیرنشین
شرح درد اشتیاق در بدو ورود سراغ یکی از خانواده های مبتلا به اعتیاد می رویم، می گوید: شوهرم به جرم حمل مواد مخدر در زندان بسر می برد، حکمش اعدام بود که به حبس ابد تبدیل شد؛ یک دختر و یک پسر دارم، که دخترم ترک تحصیل کرده و پسر 19 ساله ام برای تامین معاش خانه کارگری می کند. ما را به منزل خود دعوت می کند، در خانه را که باز می کنیم با اتاق کوچکی که مستقیم مشرف به ورودی است روبه رو
گلچین اشعار جانسوز در رثای امام صادق(ع)
سختی در می آیند ذکر ِ لبش ای وای ، ای وای عمه جان است در روز هم باید به دنبالش بگردیم آنقدر که این قبر بی نام و نشان است (3) دارم برای رنگِ تنت گریه میکنم پایِ نفس نفس زدنت گریه میکنم باور کنیم حرمت تو مستدام بود؟ یا بردن تو بردنِ با احترام بود؟ باور کنیم شأن تورا رَد نکرده است؟ این بد دهانِ