سایر خبرها
اصولگرایان همانند دوره قبل در انتخابات آتی با یکدیگر رقابت نخواهیم کرد
هیچ وقت مجلس ما به این دام ها پس از انقلاب نیفتاده است. باهنر افزود: ممکن است چند تا نماینده تلاش هایی انجام دهند اما اینکه یک نفر از بیرون مجلس با خرج هایی بتواند قانونی را از مجلس استخراج کند ظرف 35 سال گذشته اتفاق نیفتاده است. فرقی هم ندارد چه مجلس چپ، اصلاح طلب و چه اصولگرا در هیچ شرایطی مجلس به چنین شرایطی دچار نشده است لذا نمایندگان باید همواره دقت کنند. وی ادامه داد: ما
بازگشت مجیدی از آلمان و احتمال اکران محمد (ص)+فیلم
:55- آهنگرانی در خصوص شهرام شاه حسینی کارگردان فیلم خانه دختر گفت: فیلم خوب، احتیاجی به ترغیب مردم ندارد. در چند سال اخیر ثابت شده است فیلمی که خوب باشد٬ همه مشاهده می کنند. آقای شایسته گفتند فیلم جنجالی نیست اما به نظر من این فیلم یکی از جنجال برانگیزترین آثار سینما است و قطعا در جشنواره و زمان اکران می بینید که شهرام شاه حسینی در این فیلم چه چیزی برای گفتن داشته است. 12:00- نشست خبری
روایتی تازه از مخالفت با معاون اولی مشایی
، چندین بار تماس گرفتم که ایشان نبودند، در نهایت ساعت 10 شب تماس گرفتم گفتند مشغول دیدار با یک هیئت خارجی هستند و در نهایت وقتی آخر شب تماس گرفتم گفتند که آقای احمدی نژاد بسیار خسته بودند و به منزل رفتند و قرار است فرداصبح ساعت 7 و نیم به فرودگاه و به مازندران بروند. فردا صبح به فرودگاه رفتم و در همان جای همیشگی هنگام سفرهای استانی نشستم که دیدم خبری نیست، خبر دادند که آقای احمدی نژاد از
گفتگوهایی خواندنی با 12 پیشکسوت مبارزه با رژیم ستم شاهی/ از چاپ مخفیانه اعلامیه در منزل آیت الله نجومی ...
جعفری گروه هایی را تشکیل دادیم تا بتوانیم در قالب دفاع شهری به صورت منسجم تر از قبل فعالیت داشته باشیم. در آن روز از جوانانی که در پادگان ها آموزش نظامی دیده بودند و جذب انقلاب می شدند استفاده کردیم و در زمان رفتن پالیزبان، استاندار کرمانشاه در سال 57، گروه های مبارزاتی منسجم و آموزش دیده در کرمانشاه مستقر بودند. جهانبخشی تحول مردم در روزهای انقلاب را وصف ناپذیر عنوان کرد و گفت: در ماه
زنان و دختران، طعمه رمالی های مهندس قلابی
همشهری:مدتی قبل مرد جوانی به دادسرای ناحیه 11 تهران رفت و از یک رمال به اتهام کلاهبرداری شکایت کرد. این مرد به قاضی مکرمی، بازپرس شعبه اول دادسرا گفت: مدتی بود که با همسرم اختلاف داشتم. او اصرار می کرد که باید از هم جدا شویم اما من زندگی ام را دوست داشتم و نمی خواستم همسرم را از دست بدهم تا اینکه چند وقت پیش، زمانی که با یکی از دوستانم مشغول درد دل کردن بودم، او مرد رمالی را به من معرفی کرد و گفت
گفتگو با نگار جواهریان؛ گلشیفته فراهانی شازده کوچولو نشد
/> دقیقا خلاصه این دوست مشترک عزیز دلیلی بود که من و بهاران زیاد از هم بشنویم. تا این که من تئاتری روی صحنه داشتم، مرگ و دوشیزه بود فکر می کنم، که بهاران آمد و نمایش ما را دید و قرار بود در مجله چلچراغ گفت و گویی با من داشته باشد. این طور شد که نشستیم پای آن مصاحبه. بهاران: آره. خاطرم هست خیلی علاقه داشتم در آن زمان در روزنامه همشهری ستون ثابتی داشته باشم. درباره این موضوع با محسن
مواجهه حضوری گرگ های زرد با قربانیان لرزان
تنها با مشت و لگد پاسخم را می دادید. از روزی که هستی ام را به نابودی کشاندید از تنهایی وحشت دارم، از تاریکی می ترسم، می دانید عذاب روحی یعنی چه؟ می توانید درک کنید که چه به روز من آوردید که حالا مجبورم شبی چند قرص اعصاب و روان مصرف کنم... می توانید احساس یک پدر را زمانی که با آن وضعیت دهشتناک دخترش را در یکی از میادین شهر پیدا می کند، درک کنید. فقط خدا می داند چه به روزم آورده اید، حالا
روایت امام جمعه اصفهان از دوران حضور امام خمینی(ره) در نجف
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از سایت اطلاع رسانی امام جمعه اصفهان، آیت الله سید یوسف طباطبائی نژاد نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اصفهان، یکی از شاگردان امام خمینی (ره) به شمار می رود که در دوران حضور امام خمینی (ره) در نجف اشرف، از محضر ایشان استفاده می کرد. خاطرات و اتفاقات قبل از انقلاب و دوران حضور امام خمینی(ره) در نجف اشرف، بهانه ای شد که به سراغ نماینده ولی فقیه در استان
نخستین روزهای پس از ورود امام چگونه گذشت
داشتم که در خانه گذاشته بودم و کم تر آن را بیرون می آوردم. به شهید عراقی گفتم: بهتر است بروم و اتومبیل خودم را بیاورم و امام را با آن اتومبیل به زیارت ببریم. شهید عراقی با این فکر موافقت کرد. من هم به خانه رفتم و ماشین را آوردم و کنار مدرسه ی علوی پارک کردم. ساعت 11 شب حکومت نظامی برقرار بود و می بایست قبل از ساعت یازده شب که مقررات منع عبور و مرور به اجرا در می آمد به شهر ری می رفتیم و فوراً باز می
اشتغال انتظار مردم جرقویه از دولت تدبیر و امید/این عید پلو، آن عید پلو شاخص وضع مردم در رژیم ستمشاهی
کمبود و بحرا آب ایجاد سد و مهار روان آب های ناشی از بارندگی ها وجاری شدن رودهای فصلی می تواند نقش موثری در تغذیه سفره های زیر زمینی و رونق کشاورزی و دامپروری داشته باشد. شرکتی با برنامه های مختلف در خدمت عشایر و منتظر حمایت مسوولان عضو هیئت مدیره شرکت تعاونی عشایری جرقویه ، سپس با بیان این که 1375 خانواده عشایری از شهر های نصرآباد و محمد آباد و روستاهای حسین آباد و رامشه عضو این شرکت می
از فریادهای گره خورده در گلو تا توفان گلوله در قاب خاطرات فیلمبردار انقلاب
فیلم گرفت، اما من بودم و یک دوربین فیلمبرداری و طبیعتا خیلی از صحنه ها از چشمم دور می ماند و شاید اگر چند نفر بودیم، می توانستم تصویرهای بیشتری را بگیرم. در آن شرایط تصویربرداری کار دشواری بود و باتری ها پشت سرهم تمام می شد، امکانات ضعیف بود اما با تمام سختی ها، می خواستم این تصاویر را فیلمبرداری کنم. تصاویری که از حوادث 9 و 10 دی و برخی از راهپیمایی ها از تلویزیون پخش می شود، مربوط به
بازسازی صحنه قتل در دادگاه جنایی
عقب رفتم که در این لحظه دیدم مرتضی پشت علی اصغر ایستاده و با چاقو ضربه ای به گردنش زد. وقتی خون را دیدم با سرعت به سمت خودرو رفته و پشت فرمان نشستم و مرتضی را صدا زدم که پس از سوار شدنش با سرعت پا به فرار گذاشتیم. با این ادعاها مرتضی تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و این در حالی بود که محمدرضا در اعترافات تازه ای قتل را به گردن گرفت. مرتضی نیز دستگیر شد و وی اصرار کرد در صحنه قتل حضور داشته
خاطرات شنیدنی "مرتضی پاشایی" از زبان ترانه سرایش
نوشتم با پیانو و بدون هیچ ریتمی آن را خواند، من مشغول گوش دادن به این کار بودم که حس کردم صدایی شبیه ناله می آید، به اتاق کناری که رفتم دیدم دوستمان به دلایل شخصی و عاطفی مانند ابر بهاری در حال گریه است با مرتضی تصمیم گرفتیم از خانه بیرون برویم تا حال و هوای دوستمان بهتر شود. شاید باورتان نشود ولی مسیر تهران تا کرج را 10 بار با ماشین رفتیم و برگشتیم، در تمام طول مسیر ماکت جاده یک طرفه را
بهنام تشکر: بارها از شهرتم استفاده کرده ام
دارد. پس به باندبازی اعتقاد دارید؟ بله وجود دارد. اعتقاد هم دارم. خود شما هم اهل باندی هستید؟ من یک باند خیلی قوی دارم. چه جالب! چه کسی است؟ من و خدای خودم. نزدیک ترین رفیق تان کیست؟ هومن برق نورد. اهل مطالعه هم هستید؟ خیلی... هستم. اگر فرصت داشته باشم مطالعه هم می کنم. روزانه چند ساعت؟ نمی توانم
کتاب فرجام خاطرات اسدالله عسگر اولادی روانه بازار شد
های بازار و هزینه آن برای انقلاب نقش مهمی داشت. آغاز فعالیت های سیاسی حاج اسد الله از دیدارش با امام خمینی در نجف آغاز شد: سال 55 اگرچه آدم سیاسی نبودم به نجف خدمت حضرت امام (ره) رفتم. رفته بودم از ایشان اجازه بگیرم که در قم کارخانه بزنم و ایشان هم مرا راهنمایی کرد. پس از این دیدار اما یک بار دیگر حاج اسدالله به همراه برادرش حاج حبیب الله در فرانسه به دیدار امام رفت تا فعالیت های سیاسی و انقلابی
جسد پسرم را از دست بی انگشتش شناختم
است. سخت تر از آن درد بلاتکلیفی است. احترام خانم که طعم تلخ 18 سال چشم انتظاری را چشیده، می گوید: چادرم را سر می کردم و می رفتم پیش دوستان پسرم و سراغ حمید را می گرفتم. یکبار یکی از دوستان حمید را آنقدر سوال پیچ کردم که بنده خدا گریه اش گرفت. خودم از این کارم خجالت کشیدم. بعد از چند وقت ساک حمید را از جبهه آوردند. داغمان تازه شد. دستمال و پیراهن دامادی اش توی ساک بود. وصیت نامه اش هم. خانمش لباس ها
بازگشت مجیدی از آلمان و احتمال اکران محمد (ص)+فیلم
:55- آهنگرانی در خصوص شهرام شاه حسینی کارگردان فیلم خانه دختر گفت: فیلم خوب، احتیاجی به ترغیب مردم ندارد. در چند سال اخیر ثابت شده است فیلمی که خوب باشد٬ همه مشاهده می کنند. آقای شایسته گفتند فیلم جنجالی نیست اما به نظر من این فیلم یکی از جنجال برانگیزترین آثار سینما است و قطعا در جشنواره و زمان اکران می بینید که شهرام شاه حسینی در این فیلم چه چیزی برای گفتن داشته است. 12:00- نشست خبری
برگزیده سرمقاله های روزنامه های امروز
پیش گرفت که کسانی در داخل برای دشمن کف می زنند؟ قبیل این اظهارات درباره صلح حدیبیه و... گفته شده است. در اینجا چند ملاحظه دقیق وجود دارد. امام هرگز کلمه ای درباره صلح با آمریکای یاغی که قبل از انقلاب از ملت ما حق توحش می گرفت و پس از انقلاب لحظه ای از دشمنی دست نکشید، سخن نگفت. درباره صدام نیز چنین بود و ما فقط قطعنامه آتش بس را پذیرفتیم. در مقابل چه اتفاقی افتاد که قابل تأمل است؟ ارتش
دختری که می خواست خونش برای امام خمینی بریزد+ تصاویر
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی قم فردا به نقل از زنان قم ، شهید طیبه واعظی درحالی به شهادت رسید که حمل 4ماهه ای را باردار بود و به همراه همسرش جام شهادت را سرکشید. به بهانه سالروز ورود امام خمینی که روزگاری طیبه آرزو داشت خونش برایش ریخته شود به سراغ مادر وی رفتیم تا خاطرا ت اورا مرور کنیم: زمین بخورم بهتر است پنج ساله بود که به مکتب می رفت، هنگام مکتب رفتن حتما چادر سر می کرد
بوفالو را با مؤلفه های سینمای مدرن ارزیابی کنید
به گزارش خبرنگار مهر، نشست خبری فیلم سینمایی بوفالو ساخته کاوه سجادی حسینی یکشنبه شب 12 بهمن ماه در سالن سعدی مرکز همایش های برج میلاد برگزار شد. همایون اسعدیان تهیه کننده فیلم سینمایی بوفالو در ابتدای این نشست گفت: قبل از اینکه بخواهم در مورد فیلم صحبت کنم باید به این نکته اشاره کنم که یکی از اتفاقات و مسایل ارزشمند این دوره از جشنواره بخش فیلم های اول است که به قدری برای من امیدوار
اسرار ویلای گل سرخ
داکشا آدم های معمولی نبودند و ممکن نبود که هنگام نگهبانی خوابشان برود . نباید اجازه می دادم تا وقتم با حدس زدن و فکر کردن تلف شود . خودم را به یکی از پست های نگهبانی رساندم . هر دو نگهبان بیهوش کنار آتش افتاده بودند . نبض هایشان را لمس کردم . ضربان آرامی داشت و از این که زنده بودند برای یک لحظه دچار امیدواری ابلهانه ای شدم . باید بدون هیچ سر و صدایی به سراغ کاووس می رفتم . عده ما زیاد نبود و در صورت
انتخاب های سخت (8)
بود. دقیقاً این سرسختی وی بود که او را به بهترین گزینه برای این ماموریت فوری تبدیل می کرد. 132 فردا شب دوباره یکدیگر را ببینیم در اویل سال 2009، ریچارد و دیوید پترائوس را به یک مهمانی در خانه ام در واشنگتن دعوت کردم تا یکدیگر را بشناسند. آنان مردانی با انرژی و ایده های بی پایان بودند، و من فکر می کردم آنان با هم روابط کاری دوستانه ای برقرار خواهند کرد. آنان مستقیم به سراغ سخت
پاراگراف کتاب (21)
کم کاری رسانه های ماست. رسانه هایی که در امر آموزش همگانی نقش مهم و مسئولیت بزرگی را بر عهده دارند. کتاب، همان که از کودکی برایمان هدیه ای دوست داشتنی بود و یادمان داده اند که بهترین دوست است! اما این کلام تنها در حد یک شعار در ذهن هایمان باقی مانده تا اگر روزی کسی از ما درباره کتاب پرسید جمله ای هرچند کوتاه برای گفتن داشته باشیم. و واقعیت این است که همه ما در حق این دوست کوتاهی کرده ایم، و هرچه
روایت تاریخی ترین فرود یک هواپیما +عکس
. کمتر از یک سال بعد از سوی آقای غلامحسن صالحیار (سردبیر وقت روزنامه اطلاعات) به من گفتند برای ارسال گزارش های روزانه باید به "نوفل لوشاتو" (40 کیلومتری پاریس) محل اقامت امام(ره) بروم. یادم هست، تنها یک هفته از ورود امام (ره) به این دهکده می گذشت. با اولین قطار، شب از "مون پلیه" به پاریس رفتم و از آنجا نیز توسط مینی بوسی که هر روز مسافران تازه از راه رسیده را از پاریس به "نوفل لوشاتو" می برد، راهی
پاواروتی، عشق و درخت ارغوان خانه هوشنگ ابتهاج
را از دهه 90 کلید می زنیم و بعد به سال 54 می رویم. علیمحمدی: داستان علی یک شب بود در سال 86 ولی فیلمنامه تبدیل شد به سال 54، سال 86 و سال 92. * بسیار خوب. چرا از بین داستان های آقای حیدری سراغ این اثر رفتید؟ امید بنکدار: دلایل مختلفی داشت. من این سعادت را داشتم که در نشست های ادبی آقای چهل تن با آقای حیدری آشنا شوم و به واسطه این آشنایی کنجکاو شده و کتابش را خواندم
همه فساد های اخلاقی خاندان پهلوی+تصاویر
را به دام می انداختند و برای محمدرضا به کاخ می آوردند. گرچه شخصیتهای پیرامونی محمدرضا شاه، پدر، مادر، خواهران، وزیر دربار و دوستان او نقش بسزایی در زمینه سازی فساد جنسی شاه داشته اند؛ اما عامل اصلی، شخصیت خود شاه بود. برای روشن شدن عوامل و ابعاد موضوع مروری بر فساد جنسی محمدرضا شاه بی مناسبت نیست. محمدرضا در اوایل جوانی که برای تحصیل به مدرسه له روزه سوئیس رفته بود، عاشق یکی از مستخدمه های
عرفان، فست فود نیست/ کثرت عرفان های دروغین نشان دهنده تشنگی بشر است
زیرا باید مردم را از این مسائل آگاه کنیم و به قول مولوی گندم را از جو تمییز دهیم. عرفان خیلی عظیم است. نخواهید با راه نرفته به آن دست پیدا کنید. یکی از فلسفه های معتاد شدن و مصرف روانگردانها از سوی جوانان همین است چون نمی توانند به عرفان دست پیدا کنند با داروی توهم زا یک شب حالت عرفانی را می خواهند تجربه کنند و می روند سراغ مواد مخدر و داروهای روان گردان. یعنی وقتی نتوانستند به عقلشان چیزی برسانند
بیژن بنفشه خواه از فوت و فنش می گوید
/> نمی دانم، شاید یک جور ریشه های روان شناختی داشته باشد. مثلاً یادم می آید در دوره ی راهنمایی بی خود و بی جهت کتک می خوردم. با ترکه و چوب نوجوان ها را می زدند، فقط به جرم این که چرا سرت را این طرفی کردی یا با بغل دستی ات حرف زدی! آن موقع خیلی راحت بچه ها را کتک می زدند. آخر مگر آدم، نوجوان 12 ساله را کتک می زند؟! البته مدرسه های زمان ما خیلی شلوغ بود و کمبود های زیادی
نویسنده ای که در لیست قرمز احمدی نژاد بود!
قصه یی بنویسم که امکان چاپش نباشد، چون زمان آقای احمدی نژاد اسمم در لیست قرمز بود. اگر هم چیزی می نوشتم درنمی آمد. رمان اتفاق دو سال بدون جواب مانده بود تا اینکه حوصله ام سر رفت. یک روز شال و کلاه کردم و رفتم به ارشاد. گفتند این رمان قابل چاپ نیست. چرا؟ پرسش بی جایی بود. چرا زودتر نگفتید؟ پرسش بی جایی بود. من هم راستش را بخواهید با خوشحالی آن را پس گرفتم چون می توانستم قسمت هایی از آن را عوض کنم
اگر مرد هستی در کار منزل به خانم کمک کن!
جور کردن خانه، همسرداری و بعضی روزها میهمان داری هستند، استرس می گرفتم که نکند من هم به همین درد دچار شوم. وقتی ازدواج کردم تازه متوجه شدم که مادرهایمان راست می گفتند: کارهای خونه تمومی نداره مادر. اگه بخوای دل به دلش بدی، باید از صبح تا شب مشغول پخت و پز و رفت و روب باشی. واقعاً کار منزل و وظایف زن همزمان با کار اداری شرایط را سخت می کند و باید در این شرایط فقط برنامه ریزی و یک نیروی کمکی داشت