سایر خبرها
پیکر شهید دانایی فر چگونه به ایران بازگردانده شد؟
فر می دادند! سرانجام با بازگشت پیکر شهید به کشور تب تند خبری ماجرا فروکش کرد و شاید به همین خاطر اخبار و جزئیات بعد از آن کمتر دیده و شنیده شد. در همین رابطه ساعتی را با یکی از منابع آگاه پرونده به گفتگو نشستیم،برخی سوالات ما به دلایل امنیتی قابل پاسخ گویی نبود، اما همین مقدار از این گفتگو نیز بسیاری از ابعاد پنهان حادثه مذکور را روشن کرد. از اینجا شروع کنیم که اتفاقات تروریستی چند سال
کیهان به آیت الله هاشمی دلسوزتر از شماست
نشانه از این واقعیت تلخ است و نباید و نمی توان از تمام آن واقعیت هاچشم پوشید. 2- اینکه گفته شده تصویر مربوطه مربوط به چندین سال قبل از فعالیت اقتصادی مسأله دار این فرد بوده هم از آن حرف هاست که باورش برای هیچ کس و حتی خود ایشان هم ممکن نیست! وگرنه کیست که نداند به اقرار هفته نامه آسمان - از سری نشریات خانواده کارگزاران بابک زنجانی کار خود را از رانندگی رئیس وقت بانک مرکزی آغاز کرد و اندکی
پیغام پورمحمدی به بابک زنجانی"ندادن اطلاعات او را به خطر نزدیک تر می کند نه دادن اطلاعات/مگر اینکه عده ...
قرار گرفته ؛ چون نگاه افراطی در دنیا نگاه چالش برانگیز و نقطه ضعف ما می توانست باشد؛ با نگاه متفاهم از حزب الله حمایت می شود؛ حادثه یمن در این دولت اتفاق افتاده که از مظلومیت مردم یمن دفاع حمایت شده است. در بخش های دیگر ضمن حفظ انقلاب اسلامی و جایگاه نظام ما، بسط توسعه سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی با کشورهای همسایه و در مجامع بین المللی جایگاه خوبی داشتیم که نثبیت کردیم و امیدواریم در چند
آزار دختر جوان پس از شکست در خواستگاری
با ارجاع پرونده به شعبه ششم بازپرسی دادسرای امور جنایی، مهسا در شکایتش به بازپرس پرونده گفت: چند ماه قبل با پسر جوانی به نام حسن در وایبر آشنا شدم. رابطه ما کم کم بیشتر شد و پس از چند دیدار او به من ابراز علاقه کرد و به خواستگاری ام آمد، اما خانواده ام با ازدواج ما مخالفت کردند. چندی بعد پسرعمویم به خواستگاری ام آمد و با هم نامزد کردیم. ارتباطم نیز با پسر خواستگار قطع شد. عصر دیروز پس از اتمام
رضا رویگری: قبل از جدایی رسمی از همسر اولم، دو سال تمام، تنها زندگی می کردم/آقای (س) باعت شد ممنوع ...
ازدواج با شما هستند. اینگونه نیست! پدر و مادرش به شدت من را قبول دارند و دوستم دارند. شاید شیطنت برخی از همکاران شما باعث شده تا حرفهای ما به نحو مناسبی انعکاس پیدا نکند. تارا: پدر من همیشه با من راحت بود و خیلی صمیمی بودیم.پس از آشنایی با رضا، عده ای پشت سرش حرف زده بودند و گفته بودند که شخصیت خوبی ندارد. یک روز پدرم از من خواست که درباره رابطه ام با رضا توضیح دهم. می خواست مطمئن
پدر ورزش صبحگاهی ایران +عکس
همسرم تنها بیماری من شد آقای قاسمی نژاد در سن 82 سالگی هیچ بیماری و یا مشکل فشار خونی ندارد. وقتی این حرف را می زند. آرام روی تخته می زنیم و برایش آرزوی طول عمر و سلامتی می کنیم. اما پشت بندش حرفی را می زند که بحث از ورزش به جای دیگری می رود و مصاحبه اینطور تمام می شود: الحمدلله من مشکل یا بیماری خاصی ندارم اما فروردین سال گذشته که همسرم را از دست دادم افسرده شدم. خاطراتش که یادم می آید
دایی، قاتل 2 خواهر زاده اش شد
خبر قدیمی می باشد و بازنشر داده شده است. پایگاه خبری شباویز/ بعدازظهر هجدم مرداد امسال اهالی محله جبار آقا دیزیچه شهرستان مبارکه در استان اصفهان با شنیدن صدای کمک خواهی چند مرد سراسیمه از خانه هایشان بیرون آمدند و متوجه سه برادر شدند که با چاقو زخمی شده و به فاصله کمی از یکدیگر در خیابان رها شده اند. در پی این حادثه سه مرد زخمی به بیمارستان منتقل شدند.یکی از همسایه ها نیز در
سینمای تاریخی، ساندویچ فروشی می شود!
مردم با شاه. 20 روز بعد از این ماجرا، حادثه میدان ژاله اتفاق افتاد و این موضوع از یاد مردم این شهر نمی رود اما انگار کم کم دارد از خاطره شهر آبادان پاک می شود، هنوز در این شهر، یک خیابان به نام قربانیان سینما رکس نیست. در کوچه پشتی و خلوت سینما، یک سنگ ساده به یادبود 700 کشته نصب کرده اند، آخر مگر می شود داغ هزاران خانواده را با یک سنگ ساده در یک کوچه بن بست، آرام کرد؟ تا چند سال پیش
داعش 20 زن را به دلیل نداشتن پوشیه شلاق زد
شفقنا- گروه تروریستی داعش 20 زن را در بازار یونس نبی در موصل به جرم نداشتن پوشیه شلاق زد. به گزارش العالم، روزنامه الصباح چاپ عراق روز سه شنبه نوشت: آنچه که در این اقدام ضد بشری جلب توجه می کند این است که مردان داعشی برای اولین بار خودشان اقدام به شلاق زدن زنان کردند، و این کار به دست زنان عضو این گروه انجام نشد. داعشی ها چند ضربه شلاق از ناحیه پشت و روی پا به این زنان زدند و جرم
قرارداد تحویلS 300 به روز شده هفته آینده امضا و 4 گردان تحویل ایران می شود
تلاش کرده ایم تا ابهامات و سوءتفاهم ها را نیز برطرف کنیم. البته پرونده هایی عمدتاً از قبل از انقلاب وجود داشته که وزارت دفاع در این حوزه فعال شده و توانسته چند مورد از این دعاوی را حل کند. ** سامانه موشکی اس 300 به گزارش خبرگزاری تسنیم، سردار دهقان در ادامه و در پاسخ به سوال خبرنگاران درخصوص زمان نهایی اجرایی شدن تحویل سامانه موشکی اس 300 به ایران از طرف روسیه تصریح کرد: روس
وقتی یک ساواکی فراموشی می گیرد
صورتم می سوخت. چشمم کبود و متورم شده بود. لحظاتی بعد بازجو آمد، مرا که هوشیار دید، گفت: خُب، استراحت کردی، خستگی ات در رفت،... حالا می توانیم با هم حرف بزنیم... . بلافاصله پس از نماز، آنها پاهایم را به تختی بسته و مجدداً شروع به زدن کردند، اما این بار متفاوت از پیش. آنها گاهی دست از کتک می کشیدند و چند سوال می کردند و من بی ربط و پرت و پلا جواب می گفتم. آنها دوباره شروع می کردند به زدن
گروگانگیری 3 ساعته برای گرفتن جواب بله
به گزارش دولت بهار، پسر جوان وقتی فهمید که دختر مورد علاقه اش قصد ازدواج با فرد دیگری را دارد، نقشه گروگانگیری کشید. این اتفاق چند روز پیش در شرق تهران رخ داد. آن روز، دختر جوانی به نام بهناز وقتی از محل کارش بیرون آمد تا به خانه اش برود، یکدفعه تیزی چاقو را پشت کمرش احساس کرد. وقتی برگشت چشمش به حسین، خواستگار سابقش افتاد. حسین با تهدید از او خواست سوار ماشین شود و بهناز که وحشت کرده
ماجرای اهلیت ها و دیدارهایم با مسوولان دولت را به آیت ا... هاشمی گفتم
دیدار اعضای هیات رییسه فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ با آیت ا... هاشمی رفسنجانی آن هم پس از گذشت چند روز از اجرای حکم مهدی هاشمی باعث شد تا فوتبال و خط و خطوط سیاسی با یکدیگر تلاقی پیدا کنند. حضور فوتبالی ها در دفتر رییس تشخیص مصلحت نظام آن هم به بهانه پیگیری ماجرای حق پخش، از این جهت جالب توجه است که رسانه ملی به طور نامحسوسی شخص آیت ا... هاشمی رفسنجانی را هم بایکوت تصویری و خبری کرده است. این که
برخی اسرا در بیابان های بصره زنده به گور شدند!/ قسم حضرت عباس مرا از سیاه چال نجات داد
بود. طوری که کابل را از عراقی ها می گرفت و بچه ها را می زد. یک روز در هواخوری به او گفتم این طوری بچه ها را نزن یادت می آید در ایران زیر دست ما بودی احترامت داشتیم؟ به من گفت: تو ایران هر خری بودی برای خودت بودی اینجا همه کاره من هستم! منم ناراحت شدم یک سیلی محکم به او زدم. چیزی نگفت و رفت. فردای آن روز در هواخوری همین بنده خدا با چند افسر عراقی سراغ من آمدند به دروغ به آنها گفته بود من
شهرام جزایری: خدا را شکر از امکانات زندان راضی بودم/ در بیش از 99 درصد تلاش هایم شکست خوردم
: کجا و کی بدنیا آمده اید ؟ جیم: 20 آبان سال 51 در تهران به دنیا آمدم و تا 3-4 سالگی در تهران بودم و بعد به دلیل اینکه پدرم اهوازی است به اهواز رفتیم و تا 8- 9 سالگی در آنجا بودیم و بعد از گذشت سال اول جنگ به تنکابن شهسوار رفتیم و بعد دوباره در سال های 66 و 67 به اهواز بازگشتیم. در سال 70 وارد دانشگاه کرمان شدم و در این مدت در مسیر تهران – کرمان در تردد بودم تا اینکه 13 سال مهمان زندان
ناگفته های نخستین زن اسیر ایرانی/ تعیین دو شرط به جای مهریه!
می رسد اوایل فکر می کردیم این تحرکات فقط در مرز است و همان جا تمام می شود، اما عراقی ها هر روز در حال پیشروی بودند. هرگاه به پشت بام می رفتیم، عراقی ها را می دیدیم. تعداد زیادی از همسایه ها شهر را ترک کرده بودند و به روستاها و شهرهای اطراف رفته بودند. پدرم اجازه نمی داد ما شهر را ترک کنیم و می گفت عراقی ها چند روز بعد عقب نشینی می کنند و به شهر وارد نمی شود. برادرم و حبیب هرگاه از خط
جهانگیری مطرح کرد آمادگی دولت برای واگذاری طرح های عمرانی نیمه تمام به بخش خصوصی/سال 94 بعد از انقلاب ...
موضوع هسته ای برای یک دولت کافی است، گفت: قبل از دولت یازدهم اعلام می کردند کشور در لبه پرتگاه قرار دارد و شرایط اقتصادی و فضای بین المللی به گونه ای بود که دشمن در فکر آسیب رساندن به کشور ما قرار داشت. این مسئول با بیان اینکه از مهم ترین اولویت های دولت یازدهم حل وفصل عزت مندانه پرونده هسته ای و تحقق خاص ملت ایران در جامعه بین الملل بود، تصریح کرد: تیم مذاکره کننده ما پیچیده ترین
پیامک هایی که باعث جنابت شد!!
جنایی، جسد پسر 30 ساله برای تعیین علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد . صبح دیروز زن 24 ساله به نام جیران وقتی مقابل بازپرس شعبه هشتم دادسرای امور جنایی قرار گرفت در مورد جنایت و آشنایی اش با مقتول گفت: 16 ساله بودم که با همسرم ازدواج کردم. او کارمند یک شرکت بود. چند سال قبل به محله فلاح آمده و آنجا ساکن شدیم. از دو ماه قبل پیامک هایی دریافت می کردم که فرستنده اش برایم ناآشنا بود. وقتی جواب
داستان اسارت تعداد زیادی از رزمندگان شهرضایی در عملیات والفجر مقدماتی
مهدی شدیم، اکبر و معاون هایش زودتر آمدند و آن چیزهایی که اتفاق افتاده بود برایشان گفتم. اکبر می گفت دیگر همدیگر را نمی بینیم رزمنده دفاع مقدس اظهار کرد: توضیح دادم که به طور کل عملیات ما تغییر کرده و باید بعد از معبری که در میدان مین باز شده وارد می شویم و پاکسازی منطقه و گرفتن چند پاسگاه مرزی که در آن منطقه بود مانند پاسگاه های صفری، چزابه، و سابله، وقتی حرف هایم تمام شد اکبر نگاهی
واکنش تند داور جنجالی به محرومیتش
اینطور درباره من قضاوت می کنند. باور کنید من کسی هستم که اگر فحاشی هم کرده بودم، خودم می گفتم که عصبانی شدم و این حرف را زدم. وسیله بر در ادامه خاطرنشان کرد: من فردا به فدراسیون می روم و قرآن را جلوی آقایان می گذارم که دست روی آن بگذارند و بگویند که من فحاشی کرده ام. کسانی که در داوری هستند، می دانند که جریان از چه قرار است. وی درباره اینکه گفته می شود او چند ماه دیگر
فریدونی؛ چشمی که هرگز بسته نمی شود
و قصد دارد از روی متن بخواند. شروع می کند به خواندن؛ انسان هایی هستند برای کارهای بزرگ. انسان هایی که چسبندگی دلشان کم شده است و کارهایی می کنند که به اصطلاح ما جگر می خواهد. نسل باغیرتی که نگذاشتند یک وجب از خاک این کشور به دست دشمن بیافتد. پائین که می آید علی فریدونی را در آغوش می کشد و دعا می کند در نمایشگاه سال بعد کتاب خاطرات علی آقا را که در حال نگارشش است به اتمام رسانده باشد
لاریجانی باز از وزیر اقتصاد دفاع می کند؟
کند. در نهایت، وزیر اقتصاد در آخرین دفاعش گفت: امیدوارم در آینده اگر روز دیگری وزیری آمد با آقای توکلی حرف زد، شک نداشته باشد که او در جیبش دارد این مکالمات را ضبط می کند. البته لاریجانی به او توضیح داد که توکلی ضبط سخنان وی را از کمیسیون گرفته است و اینگونه نبوده که خودش ضبط کرده باشد. با این حال توکلی در تذکری در پایان جلسه گفت: آقای حسینی مرا متهم کرد که ضبط صوت می گذارم در
افشای راز2 ساله دسیسه زن جنایتکار
زن جوان که دسیسه قتل شوهرش را ماهرانه طراحی کرده بود، پس از دو سال بازداشت شد. این راز مخوف در جریان تجسس های ویژه مأموران پلیس آگاهی آمل فاش شد. اقدامات پلیس برای به دست آوردن ردی از این مرد به دنبال دریافت گزارشی از ناپدید شدن ناگهانی وی در دستور کارقرار گرفت. به گزارش ایران، همسر قربانی حادثه با مراجعه به کارآگاهان پلیس آمل ادعا کرده بود که شوهرش از 20 روز پیش خانه را ترک کرده و دیگر
نامه سرگشاده سلیمی نمین به هاشمی
های قدرت و تقویت تدریجی و آرام آن از یک سو و عدم شتاب زدگی در ورود به عرصه های پیچیده سیاسی قبل از تسلط بر مکانیزم های آن و دست یابی به پشتوانه های متناسب ممکن بوده است؟ بنا بر اعتراف بسیاری از تحلیلگران حتی غربی، ایران امروز مزیت های خود را در نظام بین الملل به خوبی شناخته و به گونه ای آن را مدیریت می کند که هر زمان آمریکا با اتکا به اهرم های مختلف (پرهزینه نظامی مستقیم یا نیابتی
شادی ارسطو از دیدار با همسر سابقش
جمله ای مختصر اکتفا کرد و گفت: من از دوستانی که این برنامه را تدارک دیده اند ممنون هستم و فکر می کنم تمام حرف هایی را که خودم و تیم سازنده قصد داشتیم بیان کنیم در سریال گفته شده است. سپس محمدرضا علیمردانی بازیگری که به پایتخت 4 اضافه شده بود، درباره حضور خود عنوان کرد: ابتدا که به جمع عوامل پایتخت شدم حس خوشایندی داشتم چون به دوستان قدیمی خود رسیده بودم. وی ادامه داد: این یک
تلخ و شیرین اسارت از زبان آزاده اردبیلی
درست به هدف می زدم مدتی نگذشت؛ سر ساعت 12 سربازان عراقی مثل مور و ملخ به منطقه ریختند، من و غلام عمو هر چه مقاومت کردیم نتیجه ای نداد و به دست آنها اسیر شدیم؛ بعد از کلی اذیت و کتک زدن به غیر از یک زیر پیراهن و شلوار هر چه داشتیم از ما گرفتند و دستور حرکت دادند در هر 100 قدم چند اسیر ایرانی نیز به جمع ما اضافه شد تعدادمان به 30 نفر می رسید چشمانمان را بستند و سوار ماشین آیفا شدیم. نمی دانم
خاطرات زندگی آزاده قاسم سیفی نژاد در روزهای اسارت
او می پرسند؛ او در پاسخ تنها می گوید: جندی مکلف . با این گفته از آن اتاق جان سالم به درمی برد. قاسم و دیگر دوستان او 3 روز را تنها با خوردن نان سمون طی می کنند، البته بیشتر بچه ها به علت مجروحیت و ناتوانی چیزی نمی توانند بخورند و بعد از اتمام 3 روز دوباره آنها را سوار ماشین های آیفا می کنند و به طرف رومادیه حرکت می برند. تجربه گذشت از تونل وحشت هنگام ورود به اردوگاه رومادیه نیز تکرار
شکنجه و شرایط سخت 72 نفر از اسرا را شهید کرد/ بنیاد شهید هیچ امتیازی برای آزادگان قائل نیست
ابوالخصیب، تعدادی به حومه شهر بصره محل استقرار سپاه هفتم عراق و تعدادی نیز به القرنه محل استقرار سپاه سوم عراق منتقل دادند پس از 15 روز بازجویی به دستور ماهر عبدالرشید فرمانده سپاه هفتم عراق که سرمست از پیروزی در عملیات کربلای 4 بود به نشانه پیروزی و گرفتن مدال از صدام اسرا را سوار کامیون هایی کرده و در شهر بصره که مملو از جمعیت بود چرخاند و انبوه جمعیت مردم در اطراف کامیون ها با شادمانی رقص و پایکوبی
آزادگان؛ پرستوهایی که عقاب وار بازگشتند
نداری و در عین حال کارخانه شکر را هم منفجر می کنی؟! پادگانی که جواد پویانفر را در آن محبوس کردند، شباهت زیادی به هتل داشت. البته فقط از بیرون. درون زندان متشکل از چند طبقه بود. شکنجه گاه، دفتر ستاد، سلول انفرادی و زندان های دسته جمعی هر کدام در یکی از طبقات قرار داشتند. پویانفر در این باره می گوید: بالغرفه نامی بود که بر این زندان گذاشته بودیم. مرا بردند به یکی از طبقات. پس از مدت ها
قتل تازه داماد به دست پدر زن بی رحم
برای آنان رخ داده باشد به خاطر همین به موبایل دخترم زنگ زدم اما از دسترس خارج بود. 20 روز از رفتن داماد و دخترم گذشت تا اینکه شب حادثه از محل کارم خارج شدم تا به خانه بروم. در خیابان ملارد با دخترم و دامادم که سوار موتور بودند روبه رو شدم. وقتی از آنان پرسیدم که این مدت کجا بود ه اند و چرا به تلفن هایم جواب نداده اند از دخترم شنیدم آنها ازدواج کرده اند و در حال بازگشت از بنگاه مسکن هستند.