سایر منابع:
سایر خبرها
دیدار مولاوردی با قربانی اسیدپاشی اصفهان / تمام حرف های او در دو کلمه خلاصه می شود؛ امید و ترس
دارد. مرضیه هنوز هم نگران وضعیت مادران بارداری است که برای حیات بخشیدن به فرزندان خود روزگاری بیمار او بوده اند با این همه اما او هنوز میان حق برخورداری از یک زندگی سالم و نگرانی از بابت زندگی توام با رنج و آرزو دست و پا می زند. 23 مهر ماه ساعت 7 شب؛ خیابان مهرداد اصفهان، احساس نیاز یک راننده زن به اندکی هوای تازه و بعد مایعی سوزنده و گزنده که زندگی، روحیه، آینده و فرصت های
بولتن تئاتر ؛ مجلۀ خبری روزانۀ تئاتر و هنرهای نمایشی (16 بهمن)
برگزاری جشن تولد 80سالگی علی نصیریان پیشکسوت تئاتر و سینمای کشورمان باحضور جمعی از اهالی تئاتر و سینما، اعلام اسامی بخش صحنه ای جشنواره تئاتر دانشگاهی، افتتاح تماشاخانه تئاتر باران با حضور سیدداوود میرباقری و جمعی از اهالی تئاتر و نخستین شب اجرای نمایش سیستم گرون هلد در این تماشاخانه و در نهایت ماجرای حذف بازیگر قصر از لیست نامزدهای بازیگری زن تئاتر فجر و توضیحات خود این بازیگر جوان سرخط مهمترین اخبار تئاتر و هنرهای نمایشی را به خود اختصاص داد.
پربازیگرترین نشست جشنواره برگزار شد/ بلیت برنده عصر یخبندان در دستان کیست؟
ذهن مخاطب کامل شود. رئیسیان در ادامه این نشست در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر اینکه آیا این فیلم یک فیلم مردانه یا زنانه است، اظهار کرد: فیلم تأکیدی روی جنسیت ندارد. چندی پیش یکی از منتقدان می گفت که به این دلیل فیلم برای من جذاب است که شما خنثی نبودید و در عین حال بی طرف بودید، تمام فیلم های من بر روی شخصیت زن فیلم شکل می گیرد، به خاطر اینکه فکر می کنم به این بخش از جامعه بیشتر باید
هر هفته یک ایرانی تغییر جنسیت می دهد!
، این است که تغییر جنسیت مرد به زن و باالعکس حرام نیست و همچنین خنثی، در صورت عمل جراحی، به یکی از دو جنس مرد یازن، ملحق شود، حرام نمی باشد. مباحث و مقالات ارائه شده در باب تغییر جنسیت از سال 1364 تا امروز، یک تحول فقهی، حقوقی و پزشکی در مورد این موضوع اتفاق افتاده است و مباحث و مقالات زیادی از سوی فقها در این زمینه ارائه شده است. بزرگانی همچون آیات اعلام مومن
ماجرای دو نامه رهبرانقلاب به خانم یحیایی
. در پاسخ شما باید بگویم متولد 1322 مشهد هستم و آغاز فعالیت سیاسی بنده هم پس از ازدواج (در هجده سالگی) بود. شروع زندگی مشترک ما در طبقه دوم منزل برادر همسرم بود و فرزند اول ما (حسن آقا) در سال 42 همان جا به دنیا آمد . فضای منزل ما از ابتدا سیاسی و دینی بود. زیرا حاج آقای رحیم پور یک فعال سیاسی مذهبی شناخته شده و هنگام ازدواج در متن مبارزات نهضت امام خمینی(ره) در آغاز دهه چهل بودند، خودشان
از گشتن با لباس شنا در ساحل تا پیوستن به داعش
شوهرش مشکل و درگیری داشت، از جمله با حیاتِ خیال پرداز. همه ی آنها در یک واحد کوچک در یک مجتمع مسکونی عمومی در یک حومه ی فقیر نشین پاریس زندگی می کردند. حیات، سیزده ساله بود که به یک خانه ی گروهی نقل مکان کرد تا در کنار یک خانواده ی الجزایری که از همان شهر پدر او در الجزایر به فرانسه آمده بودند زندگی کند. [در اروپا، فرزندان یا بعضا جوانان مهاجر، با نقل مکان به منزل یک خانواده و پرداخت
گفت وگو با مردی که خواهر زنش را به قتل رساند!
خواهرزنم بیشترین ضربه را به زندگی مان زدند. یعنی قتل چاره کار بود؟ من همسرم را خیلی دوست داشتم و زندگی بسیار خوبی داشتیم، در این میان نه من مقصر بودم و نه فاطمه بلکه مقصر کسانی بودند که با تعریف و تمجید و وسوسه باعث نابود شدن زندگی خودشان و زندگی ما شدند، من و همسرم برای اقامت فقط طلاق صوری گرفته بودیم ولی نمی دانم چطور شد همسرم دیگر حاضر به زندگی با من نبود و فشار روحی و روانی و
زن، عکس عروسی همسر سابقش را منتشر کرد
در شب عروسی، در فضای مجازی و چند شبکه اجتماعی نیز منتشر شده است. شاکی افزود: زمانی که سایت های مورد نظر را بررسی کردم، متوجه شدم موضوع صحت دارد. نمی دانم چه کسی به این تصاویر دسترسی داشته و با انتشار آن آبروی من و خانواده ام را برده و ما را به دردسر انداخته است. با ثبت اظهارات وی، متهم اینترنتی تحت تعقیب پلیس فتا قرار گرفت و جستجو برای دستگیری وی آغاز شد. تحقیقات در این باره
شقایق، مهراب و زندگی متفاوتشان (1)
بود با کسی ازدواج کنم که مورد علاقه همه باشد و همه دوستش داشته باشند. البته نه به اندازه من (می خندد). مهراب به شدت آدم راستگو و صادقی است و به هیچ وجه شبیه به آدم های مشکوک نیست و هرکسی یک بار با مهراب برخورد داشته باشد کاملا متوجه می شود که مهراب بلد نیست دروغ بگوید یا چیزی را پنهان کند. مهراب خیلی دست و دلبار و مهربان، دوست و همراه است. در زندگی مشترک و هر ازدواجی هیچ وقت همه چیز به
فسادهای جنسی و اخلاقی فرح دیبا
گردند، دست بردارید. وقتی اینجور آدم ها دور و برم را گرفته اند چطور انتظار دارید که استراحت کنم؟ درباریان شاه چنان در فساد غوطه ور بودند که گاه دست به اعمالی جنون آمیز می زدند. در فرهنگ مذهبی مردم ایران، هم آغوشی مرد و زن نامحرم یا با هم رقصیدن آنها دیگر حیثیتی برای آن خانواده باقی نمی گذاشت. حتی فریده دیبا در مهمانی کاخ سفید از اینکه مردان و زنان یکدیگر را در حضور هم می بوسند و خیلی
وقتی همسرم دروغ می گوید...!
نامزدی و ازدواج بسیار مهم است؛ مثلا مردی که فکر می کند اگر به دیدن خانواده اش برود همسرش ناراحت می شود، گاهی مجبور می شود در این باره به همسرش چیزی نگوید. بنابراین حساسیت های دوطرف نسبت به بعضی مسائل، ناخودآگاه باعث می شود افراد نتوانند همیشه یکدیگر را در جریان کارهای خود قرار دهند. ضمن اینکه حتی این موضوع هم نمی تواند توجیه مناسبی برای دروغگویی همسران به یکدیگر باشد. شجاعت داشته باشیم
بخش هایی از کتاب معروف شاه بی شین
و هوشیار، همچون موکّلان ناظر اعمال انسانی، گزارش های بسیاری درباره رفتار و کردار پدرم به ثبت رسانده بودند. از اوراق پرونده پیدا بود که او در همه حال و همه جا زیر نظر نیروهای ماوراءالطبیعه قرار داشته و همچون عارفی واصل، تمام حرکاتش از معانی مرموز و نمادین برخوردار بوده. طبق مستندات، پدرم درست در شب پانزده خرداد سال 42- چه بسا در زمان بسته شدن نطفه من توی پشه بند- در گوش مادرم نجوا کرده بود: باید
اینتراستلار و معرفی کامل ده فیلم مهم جشنواره سی وسه: شماره 247 دنیای تصویر منتشر شد
... (پیش بینی برندگان جوایز هشتادوهفتمین جوایز اسکار) تازه های 2015: سلما، شکست ناپذیر، هابیت: نبرد پنج ارتش، قمارباز، در دل جنگل، بازی تقلید، شبی در موزه: راز مقبره، زن سیاهپوش2: فرشته ی مرگ، گرفتار3، پی کی، آنی بی نظم منظم: کشوی دوم سمت راست! بر پرده ی سینماها: چند متر مکعب عشق، ملبورن، سیزده، خانه پدری برداشت بلند: برآشوب... بر جان دادنِ نور (سفری شگفت انگیز به کهکشانِ علم
محاکمه زن هفت تیرکش!
مستندات علمی - تخصصی پلیس چاره ای جز اعتراف ندید و گفت: از مدتی قبل با یکی از پسران حبیب اختلاف داشتم به همین خاطر تصمیم به قتلش گرفتم. شب حادثه نیز با در دست داشتن اسلحه برای کشتن او به خانه شان رفتم. البته برای اینکه شناسایی نشوم نقاب زده و لباس مردانه پوشیده بودم. اما هر چه در زدم جوابم را نداد چرا که می دانست برای کشتنش آمده ام. با بلند شدن صدای فریادم ساکنان ساختمان متوجه ماجرا شدند که تصمیم
زنده به گور
با چند زن دیگر زندگی می کردم و روزهای سختی داشتم تا اینکه درد زایمان شروع شد و بچه به دنیا آمد. نمی خواستم مثل من بدبخت بشود. دوستش داشتم؛ بچه ام بود و می خواستم خوشبخت بشود اما هیچ بچه ای با مادر تن فروش خوشبخت نمی شود. از طریق دوستی متوجه شدم خانواده ای هستند که حاضرند فرزندم را قبول کنند. آن خانواده را نمی شناختم اما اعتماد کردم و بچه را به آنها دادم، قرار بود در قبال گرفتن پول، بچه را نگهداری
پولدارترین زن ایرانی را بشناسید + تصاویر
من چنین سوالی بپرسی و پاسخت را بگیری. اما اگر از نظر صفرها بپرسی من یک زندگی عادی دارم. مثلا اگر امروز اراده کنم ماشینم را عوض کنم شاید نتوانم این کار را کنم. ولی چیزهایی را که دارم درباره اش حرف می زنم و از کسی هم چیزی را پنهان نمی کنم. بعد از 30 سال کار کردن این طبیعی است که من و همسرم که وارث میراث پدری مان هم بوده ایم ثروتی اندوخته باشیم. ولی اضافه بر همه اینها زمانی می توانی بگویی چه کسی از
اخبار برگزیده فضای مجازی؛ داعشی ها سایت یک دانشگاه ایرانی را هک کردند / اندر حکایت پولادی / مگان 15 ...
موضوع آنقدر بد بود که می دانستم خانواده به هم می ریزد و اختلافات شدیدی بین ما به وجود می آید. من دو دختر داشتم و به خاطر سرنوشت آنها چیزی نمی گفتم تا اینکه برادرم خودش موضوع را متوجه شد و تصمیم گرفت از همسرش جدا شود. این موضوع رو شد اما به خاطر اینکه برادرم، همسرش را طلاق داده بود دیگر همه چیز تمام شد. مدتی بعد متوجه شدم همسرم با مینا ازدواج کرده است. مطرح شدن دوباره این قضیه باز هم خانواده را به
رابطه پنهانی با جنایت پایان یافت
تا اینکه برادرم خودش موضوع را متوجه شد و تصمیم گرفت از همسرش جدا شود. این موضوع رو شد اما به خاطر اینکه برادرم، همسرش را طلاق داده بود دیگر همه چیز تمام شد. مدتی بعد متوجه شدم همسرم با مینا ازدواج کرده است. مطرح شدن دوباره این قضیه باز هم خانواده را به هم می ریخت؛ برای من دیگر زندگی خودم مهم نبود بلکه بچه های خودم و بچه های برادرم مهم بودند، به خاطر همین دوباره سکوت کردم تا اینکه برادرم متوجه شد و شوهرم را به قتل رساند.
عروس محکوم به اعدام از قوه قضاییه درخواست کمک کرد
اختلافات را حل کنم. او هیچ وقت جلو دیگران آنطور که در خانه تنها بودیم با من رفتار نمی کرد. همیشه جلو دیگران من را مقصر نشان می داد. چرا از هم جدا نشدید؟ مدتی بعد از ازدواج بچه دار شدیم وجود بچه وضعیت را سخت تر کرد. طلاق هم سخت شده بود البته به خاطر مشکلاتی که داشتم یکبار تصمیم به جدایی گرفتم اما مساله با وساطت خانواده حل شد و من دوباره به زندگی با شوهرم برگشتم. رفتار شوهرم طوری بود که همیشه تحقیر می
دوبار پای چوبه دار رفتم این بار آزادم کنید...
و گفت: محمود صاحبخانه من بود البته برادرم خانه را از او اجاره کرده بود چون مجرد بودم به من خانه نمی دادند بعد با سارا به صورت صیغه ای ازدواج کردم. می دانستم محمود فرد پولداری است به همین خاطر هم وقتی به خانه آمد با او درگیر شدم همسرم در آن زمان در حمام مخفی شده بود. او در قتل دخالتی نداشت فقط چک را نقد کرد. بعد از اینکه سعید را کشتم جسدش را لای موکت پیچیدم و به اتفاق همسرم او را به بیابان های
زن ها فقط 7 چیز از شما می خواهند!
داشته باشد. برای یک زن آنها یک روح در دو بدن هستند، زندگی او و مرد زندگی اش یکی است. او می خواهد مرد زندگی اش طوری عمل کند که مجبور نباشد به خاطر کارهایی که کرده به او دروغ بگوید، اگر غیر از این باشد نشان دهنده این است که خطایی صورت گرفته است که باید پنهان شود. اما او همیشه و تحت هر شرایطی لازم نیست حقیقت را بشنود. گاهی لازم است در مورد چیزهای سطحی و بی اهمیتی مثل اینکه رنگ جدید مویش چقدر
فائزه هاشمی و روزهای اوین
باعث سوءاستفاده دیگران نشود؛ نکته دوم این که ترجیح می دادم سال تحویل را در جمع دوستانم در زندان باشم.چرا؟چون زندان یک تجربه جدید بود. من سال های سال هنگام تحویل سال کنار خانواده بودم، اما شرایط جدید متفاوت بود. دوست داشتم کنار دیگر زندانی های زن باشم. آنجا سال تحویل برای همه به سبب تنها بودن و دوری از نزدیکان وضعیت خاصی است و نمی خواستم از آن فضا جدا شوم.چه کسانی با شما همبند بودند؟تعدادی از خانم
محاکمه مرد جوان به اتهام قتل همسر صیغه ای
بود پس از جدا شدن از همسرش بطور رسمی ازدواج کنند. حمید مرد بسیار بداخلاقی بود و همیشه دخترم را تهدید می کرد. یکبار از او خواستیم اگر نمی تواند با لیلا زندگی کند، صیغه نامه را فسخ کند اما او در جواب گفت مطمئن باشید دخترتان را می کشم و برای اینکه آرام شوم خون او را می خورم. ما هیچوقت تهدیدهای او را جدی نمی گرفتیم. شب حادثه نیز آنها در خانه ما دعوا کرده و بعد به خانه خود رفتند تا اینکه متوجه شدیم
قتل؛ جواب تجاوز به زن ایرانی!!
این وضعیت را تحمل کنم بعد از چندروز درگیری تصمیم گرفتم زنم را طلاق بدهم؛ هرچند گلشن مدعی بود به او تجاوز شده اما حاضر نبودم دیگر زندگی با او را تحمل کنم. با پدرزنم تماس گرفتم و گفتم بیا دخترت را ببر من دیگر با او زندگی نمی کنم. فردای آن روز برادرزنم کامران آمد و موضوع را برایش توضیح دادم او گفت اگر واقعا به خواهرم تجاوز شده باشد کار تو برای طلاق دادن او درست نیست. او خودش قربانی شده و باید انتقام
درخواست طلاق زن به خاطر تیپ نزدن شوهر!
هم به دلیل این که شوهرم باب میل من لباس نمی پوشد هم به خاطر لجبازی های او مهریه ام را طلب کرده ام. شوهر این زن نیز در دادگاه حضور داشت و خطاب به قاضی گفت: همسرم از من می خواهد که مدلی نامتعارف برای پوشش خود انتخاب کنم ولی من از زمان ازدواج به همین شکل بودم و تغییر نمی کنم. وی ادامه داد: همسرم از سوی دخترخاله های خود برای این که پوشش من را تغییر دهد تحریک می شود و حتی یک روز
گفت وگو با مادری که در دفاع از دخترش مرتکب قتل شد
شرق:پوران رضایی زن 45ساله ای است که دو سال قبل در دفاع از دخترش مرتکب قتل شد. او وقتی فهمید پسری مزاحم قصد دارد به زور وارد خانه اش شود، جلو او را گرفت و در این کشمکش پسر جوان با ضربه چاقو جان باخت. پوران که ساکن شهرستان ارسنجان است پس از آن بازداشت و بعد از محاکمه در دادگاه کیفری استان فارس به قصاص محکوم شد اما دیوان عالی کشور عمل وی را از مصادیق دفاع مشروع دانست و رأی صادره را نقض کرد. پوران که
قتل همسر با ضربه های چنگال
کرد.سپس مادر مقتول در جایگاه حاضر شد و از خون پسرش گذشت. او به قضات گفت: با اینکه پسرم را دوست داشتم اما حاضر به قصاص عروسم نیستم دیه هم نمی خواهم و بدون قید و شرط او را می بخشم.رئیس دادگاه با تفهیم اتهام به سارا از او خواست به دفاع از خود بپردازد که زن جوان اظهار داشت: من و سعید چند سالی بود با هم ازدواج کرده بودیم همسرم معتاد به ماده مخدر شیشه بود و من با تلاش بسیار او را راضی به ترک کرده بودم
اصلاحیه های راهبردی برای سریال های سیما
را نتیجه می دهد که این همه برنامه با کلیشه ی عشق و ازدواج بسازیم؟! عشق یا ازدواج، تشکیل خانواده، اخلاقیات، محبت میان همسران و ارحام و فامیل و همسایه، بخش مهمی از حیات بشر است. اما انسان عقل هم دارد که با آن علم و دانش و فن تولید می کند، هستی، انسان، طبیعت، جامعه، تاریخ و حتی عشق هر کدام صد لایه ی تو بر تو دارند و هرکدام از روزن علم و هنر و خیال در گوش ما زمزمه های متنوع هستی شناختی، زیبایی شناختی
قتل هولناک یک زن توسط میهمان شیشه ای
. سمیه در حالی دل به شوهرش خوش کرده بود که اقوام و آشنایان به خانواده اش ایراد می گرفتند چرا دختر به تبعه خارجی داده اند.با وجود همه این حرف ها جشن ازدواج برگزار شد و آن ها زندگی مشترک خود را در خانه ای واقع در شهر مرزی تایباد استان خراسان رضوی آغاز کردند. زن جوان بی ریا و عاشقانه تن به زندگی داده بود اما شوهرش به کراک و شیشه آلوده شد و وعده هایی که به همسرش داده بود را خیلی زود فراموش کرد.حاصل
این مطلب را عروس ها بخوانند!
شرق:در این حادثه که در شهرستان هشتبندی واقع در استان هرمزگان رخ داد عروس جوان وقتی به آرایشگاه رفت طبق قرار قبلی از آرایشگر خواست کلاه گیسی را که سفارش داده بود روی سر او بگذارد اما به محض اینکه کلاه روی سر عروس چسبانده شد او به شدت احساس سوزش کرد و موضوع را به زن آرایشگر اطلاع داد اما این زن به وی گفت سوزش طبیعی و به خاطر گیره ها و موادی است که استفاده کرده است. سوزش لحظه به لحظه بیشتر می شد اما