سایر منابع:
سایر خبرها
حمید حامی دیگه بی خیال مافیا شده!
من مجبور شدم اسم و قطعه ای که از سروده های اهورا ایمان بود را حذف کنم. یعنی حاضر نشدم قطعه اهورا ایمان بدون نام او در آلبوم قرار بگیرد و گرفتن مجوز اشعار به تنهایی دو سال زمان برد و حدود یک سال و نیم زمان برای گرفتن مجوز موسیقی صرف کردم. در تمام این مدت نیز مشغول ضبط، میکس و مسترینگ آلبوم بودم که خدا را شکر از میکس و مستر آلبوم مثل همیشه راضی بودم. چون خیلی سخت کوشم و روی میکس و مستر وسواس دارم
اعترافات زنی که سر هوویش را برید!
گرفت اما او ادعا کرد آن روز صبح پس از رفتن همسرم من هم برای خرید بیرون رفتم. ظهر که بازگشتم با جسد خون آلود هوویم روبه رو شدم و موضوع را به پلیس گزارش دادم. اما وقتی منزل این زن مورد بازرسی قرار گرفت لکه خون بسیار اندکی روی لیف حمام توجه کارآگاهان را جلب کرد. این درحالی بود که لکه قرمزرنگی هم روی گوشی تلفن هوو به چشم می خورد.این مقام ارشد انتظامی خاطرنشان کرد: آزمایش های انجام شده و همچنین تحقیقات
به نام اعتدال علی(ع) را خانه نشین کردند
به گزارش فرهنگ نیوز، شیخ جعفر شجونی متولد سال 1311 در فومن است. وی در طول سال های پیش از انقلاب یکی از چهره های مهم در مبارزه با رژیم پهلوی محسوب می شده و چندین مرتبه نیز از سوی ساواک و شهربانی دستگیر و روانه زندان شده است. او درخاطراتش درخصوص دستگیری توسط عوامل رژیم می نویسد: در سال 1352 چند وقتی بود که از طرف رژیم شاه به خاطر سخنرانی ها و مطالبی که در منبرهایم طرح می کردم ممنوع المنبر شده بودم
ناگفته های مرادی کرمانی/ حالا نوبت ادبیات است که از سینما بیاموزد
هم در پاسخ گفت: اتفاقاً به این سؤال هم بارها پاسخ داده ام. واقعیت این است که فرایند نوشتن اول در وجود کسی که می نویسد شروع می شود و سپس به مخاطب می رسد. من در روستایی در توابع کرمان به دنیا آمدم. شاید رؤیاها و تنهایی های کودکی، زندگی سخت و ناسازگاری های روزگار همه دست به دست هم داد تا از من نویسنده بسازد. زمانی که فقط چند ماه داشتم، مادر جوانم را از دست دادم. پس از مدتی هم پدرم که کارمند
کیارستمی به مرادی کرمانی چه می گوید؟
را انتخاب کردم و این عادت همیشه با من ماند. هنوز هم صبح های زود به پارک می روم و آسمان را نگاه می کنم. کلاً اهل طبیعت هستم. چهل سال است که هر پنج شنبه کوه می روم که البته امروز استثنا شد! این ها را گفتم تا با ساختار ذهنی منِ نویسنده آشنا شوید، ولی واقعاً این قضاوت به عهدۀ شما مخاطبان است که بگویید من از چه زمانی نویسنده شدم؟ آیا از وقتی که در ذهنم قصه می ساختم نویسنده بودم یا از وقتی که
ناگفته های مرادی کرمانی/ حالا نوبت ادبیات است که از سینما بیاموزد
هم در پاسخ گفت: اتفاقاً به این سؤال هم بارها پاسخ داده ام. واقعیت این است که فرایند نوشتن اول در وجود کسی که می نویسد شروع می شود و سپس به مخاطب می رسد. من در روستایی در توابع کرمان به دنیا آمدم. شاید رؤیاها و تنهایی های کودکی، زندگی سخت و ناسازگاری های روزگار همه دست به دست هم داد تا از من نویسنده بسازد. زمانی که فقط چند ماه داشتم، مادر جوانم را از دست دادم. پس از مدتی هم پدرم که کارمند
انتخاب وزرای پهلوی توسط آمریکا/جنایات منتشر نشده از شیرین عبادی/جزئیاتی از کشت تریاک درباریان
کشورهای خارجی بود، نه بهره وری داخلی. لذا دکتر مصدق می گوید، هرکس به راه آهن شمال جنوب رای بدهد به کشور خیانت کرده است. می گوید این راه آهن برای انگلستان ساخته می شود. اینجا ما با یک فساد سیاسی کامل در زمان پهلوی اول و پهلوی دوم مواجه هستیم. لذا وقتی جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد، استکبار با اشاره ای رضا شاه را بردند و بعد محمدرضا را آوردند. ***راه آهن شمال جنوب ما با 150 تن جابه جایی کالا
ماجرای درخواست یک دانش آموز از امام(ره)
. بیشتر درس ها یا در حرم و مقبره ها بود که اساتید آنجا درس می دادند یا در مسجد اعظم بود و یا در مدرسه فیضیه که بیشتر کلاس بود. مسجد فاطمیه که آقای بهجت در آنجا نماز می خواند، آنجا مرکز درس بود و خیلی از کلاس ها آنجا بود. *در قم چه زمانی وارد مسائل سیاسی شدید. از همان سال های اول؛ مدرسه خان باعث می شد که جوشش سیاسی در وجودم ایجاد شود. لذا از کارهایی که آن زمان انجام می دادم پخش
روایت مرد بی گناه از اتهام قتل زنی که زنده است
که کارهایم را پیگیری می کرد، مرضیه را در کمپ هرات که زنان بی سرپرست را نگه می دارند پیدا کرد. مرضیه آنجا اسمش را اشتباه گفته بود اما خواهرم از روی چهره، او را شناخت و با کمک مسوولان کمپ از او فیلم گرفت و بعد هم به خانواده همسرم خبرداد. او فیلم و عکس را برای بازپرس آورد و سفارت هم آن را تایید کرد و من آزاد شدم. یادم می آمد وقتی آزاد شدم 21 رمضان سال 85 بود وقتی از زندان به منزل رسیدم هیچ چیز در
تذکرات اخلاقی طباطبایی در آستانه 22 بهمن
شناخته شد. جمع آوری امضاء برای تاییدیه مرجعیت حضرت امام خمینی جهت مصون ماندن ایشان از توطئه دادگاه رژیم شاه، ازجمله کارهای وی در مشهد بود. در سال1349 پس از شهادت آیت الله سعیدی برای ادامه دادن راه آن عزیز و خالی نماندن مسجد و پایگاه او از مشهد به تهران آمد و در منزل ایشان ساکن شد و در مسجد او به اقامه نماز و دیگر فعالیت های دینی و سیاسی پرداخت. پس از پیروزی انقلاب، در کنار فعالیت های
پدر صنعت ایران چرا موفق شد؟/ راهی به طول 60 سال
که برگرفته از نام شیمیایی همان گاز بود، به سیلندر یا کپسول منتقل شد تا برای مصرف خانگی مهیا شود. محصولات گازسوز نظیر آبگرمکن نیز در این گروه صنعتی به تولید رسید تا رفته رفته بخاری ها، اجاق ها و آبگرمکن های نفتی جای خود را به انواع گازی بدهند. محسن خلیلی که با ایده پدر توانست این صنعت مهم را پایه گذاری کند در طول این سال ها دائما به رشد و توسعه فعالیت های شرکت پرداخت تا برند بوتان ازجمله نام های
حضور فعال بانوان دیار علویان در جریان پیروزی انقلاب
به گزارش خبرگزاری فارس از ساری، در میان زنان نسل اول انقلاب، می توان از زنانی که به فعالیت های فرهنگی و تبلیغی در دوران رژیم منسوخ پهلوی می پرداختند، سراغی گرفت، کلثوم امینی متولد سال 1327 از شیرود تنکابن از همان دسته از بانوانی است که به واسطه پدر و همسرش مسیر مبارزه را در پیش گرفت. وی در حالی که تنها 13 سال سن داشت، همراه با قیام امام خمینی (ره) وارد میدان شد و از طریق فعالیت های
مسکن مهر دردسرساز شد
ساختمان های فاز اول صحبت می کنم. او از تاسیسات اولیه این بلوک ناراضی است: سه سال پیش که خانه را تحویل گرفتم بعد از یک ماه تمام سیم کشی برق خونه سوخت و مجبور شدم 500هزارتومان برای تعویض آن هزینه کنم. بسیاری از خیابان ها آسفالتشان ساییده شده و در کل شهرک بیشتر خیابان های خاکی با دست اندازهای به قول راننده تاکسی ها، پولس شکن است. به دلیل عدم مهندسی ساز بودن شهرک و درست نبودن بلوارکشی به غیر از فاز
زندگی 37 شهید 15 خرداد/ تصاویر کمتر دیده شده قیام در تهران
دسته جمعی مدفون کردند. 2 برخی از خانواده های شهیدان از بیم پیگرد شدید رژیم شاه و برای اینکه گرفتار زندان، ساواک و بازجوییهای آزار دهنده و شکنجه های توان فرسا نشوند، خبر شهادت بستگان خود را در قیام 15 خرداد، هرگز بازگو نکردند و مرگ آنان را به علت تصادف و دیگر رویدادهای غیر طبیعی نمایاندند؛ این پنهانکاری موجب شد که برخی از شهیدان آن قیام تا به امروز ناشناخته بمانند. 3 برخی از
پولدارشدن وموفقیت به روایت اسد..عسگراولادی
گدا هستم؟ 16 سال عضو هیات رئیسه اتاق بازرگانی ایران و نایب رئیس اتاق بودم. بعد از سال 57 امام(ره) به 8 نفر برای اداره اتاق حکم داد که بنده هم جزوشان بودم. از آن 8 نفر 4 نفر فوت کردند و 4 نفر زنده هستند. در 10 سال اول حضورم در اتاق از آن آبرو گرفتم و در 20 سال بعد به آن آبرو دادم. جالب است بدانید در این 54 سال تجارت در دفاترم ضرر ندادم. در ایران 10 کارخانه دارم و اظهار فقر نمی کنم. درآمدم و هر چه
قلعه نویی: عده ای دوست دارند مربیان ایرانی را بزنند
می انداختند تا بیایند استقلال، وقتی آمدند و بازی هم کردند امیر قلعه نوعی خیلی خوب بود حال که رفتند، بد شدم. به قول شما مربیگری سلیقه ای است و شاید یک مربی یک سال یک بازیکن را بخواهد یک سال هم نخواهد با او کار کند. حال که نخواست کار کند باید علیه اش مصاحبه کرد؟ متاسفانه این فرهنگ غلط روزی اتفاق افتاد که تلویزیون مدیرعامل را مقابل بازیکن قرار داد و من هم هشدار دادم کار درستی صورت نگرفته است
روایت یک فرمانده از فرار از ارتش شاهنشاهی تا مجروحیت در خرمشهر
دوم مدرسه به باغ پشتی پریدیم و فرار کردیم. از آن به بعد روحیه مخالفت با رژیم شاه در من تقویت شد. پدرم همیشه آرزو داشت من افسر بشوم. به همین خاطر بعد از اتمام دبیرستان به دانشکده افسری رفتم و مشغول شدم. حدوداً 18 سال داشتم که جریان های انقلاب جدی تر شد. اواخر تحصیلم در دانشکده افسری، مصادف بود با شروع تظاهرات ها و مبارزات مردمی. در 17 شهریور 57 طبق روال همیشگی با مینی بوس از ورامین به
تعرض به زنان توسط چهار پراید سوار
آخرین طعمه اش را نیز گردن گرفت. این ادعاها در حالی مطرح شد که شاکیان مدعی بودند تا جایی که توانستند، مقاومت کردند. در نهایت هیات قضات وارد شور شدند و هر یک از متهمان را به جرم تجاوز به عنف و آدم ربایی به 10 سال حبس و یک بار اعدام محکوم کردند و اکبر نیز به دلیل قتل زن جوان علاوه بر اعدام به یک بار قصاص محکوم شد. رای صادره از سوی متهمان مورد اعتراض قرار گرفت در این میان خانواده متهمان تلاش
گپی با مدافعی که در جام ملت ها پدیده شد
تیم های ملی رده های سنی مختلف راه پیدا کنم و چنین انتظاری نداشتم. من در این تیم در شرایطی به فوتبالم ادامه دادم که همیشه فقط مورد توجه اعضای تیم و باشگاه بودیم، به این دلیل شوق بازی برای یک تیم پرطرفدار را تجربه نکرده بودم و وقتی برای تیم ملی بازی کردم و متوجه این حس شدم که تا چه اندازه تماشاگر روی من و بازی ام می تواند تأثیر داشته باشد خیلی خوشحال شدم و این بر انگیزه هایم بیش از پیش
ماجرای دو نامه رهبرانقلاب به خانم یحیایی
. اواخر شب او را یکی از دوستان مبارز قدیمی به نام آقای رضازاده به منزل آورد و گفت در اثر استنشاق شدید گاز اشک آور و خفه کننده در جوی آب، زیر دست و پای جمعیت، بی حال افتاده بود که پیدایش کردیم . روز ده دی که از صبح، صدای تیر و تانک می آمد، حمید، فرزند سومم که بعدها در سال 65 در عملیات غواصّی کربلای 4 شهید و مفقود شد، آمد و گفت: مامان بروم راهپیمایی؟ گفتم: برو، چرا نروی؟ امّا وقتی رفت، نگران
ماجرای آشنایی با رهبر در ساواک/ من نه شاه دوستم نه خاک پرست!
راهپیمایی ها و درخواست مردم با شعارهای زندانی سیاسی آزاد باید گردد در هشتم آبانماه 1357 مجدد از زندان آزاد شدم و بعد از آن به سمت روستای خودم ارسک از توابع شهرستان بشرویه آمدم و بعد چند روزی برای دیدار با دوستان و اهالی محترم بشرویه که مجلس باشکوهی برای استقبال از حقیر هم در بشرویه و هم در ارسک برگزار کردند ماندم . و بعد دوباره به مشهد رفتم و مجددا به فعالیت خودم ادامه دادم. در زمان فعالیت
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/4
رئیسیان گفت، او تصاویر را سیال و معلق می خواست و در صحبت هایی که با این کارگردان داشتم متوجه شدم که با دوربین روی دست نمی توان این کار را انجام داد. بنابراین پیشنهاد دادم با دوربین روی سه پایه این سیال بودن را فیلمبرداری کنم که خوشبختانه مورد قبول رئیسیان قرار گرفت. کارگردان فیلم دوران عاشقی یادآور شد: زمانی که 2 سال پیش داور جشنواره فیلم فجر بودم با فیلمبرداری علیرضا برازنده در فیلم
کلاهبرداری 20 میلیارد تومانی مرد طلا فروش با ادعای پیش فروش سکه
کارمند یکی از بانک های شیراز که نماینده بانک مرکزی است، از دوستان او است و می تواند به من در پیش خرید سکه کمک کند.شاکی ادامه داد: از آنجا که هنوز پیش فروش سکه از سوی بانک های شیراز شروع نشده بود، فریب حرف های مرد طلافروش را خوردم و از طریق او با کارمند بانک آشنا شدم. او وقتی شنید که قصد سرمایه گذاری دارم، شماره حسابی در اختیارم گذاشت و گفت که با استفاده از نفوذش در بانک مرکزی، برایم سکه بهار آزادی
اکران محمد (ص) در جشنواره سی و سوم منتفی شد
تئاتر و سینمای ایران در آیینی چهارشنبه شب با حضور شماری از هنرمندان کشور80 سالگی خود را جشن گرفت و از کسانی که در این مدت وی را در موفقیت هایش یاری کرده اند قدردانی کرد. نصیریان در این مراسم که به همت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در موزه هنرهای دینی امام علی (ع) برگزارشد گفت: اول از لطف خداوند و بعد از لطف همه همراهان و یاران خودم در این 80 سال بی نهایت سپاسگزارم و من با بودن شما
گنجینه خاطرات سید موسی از روزهای انقلاب در خوزستان/برادرم روی دستانم شهید شد
برند او و چندنفر دیگر از رای دادن امتناع می کنند که مورد غضب مسئولین قرار می گیرند. سید موسی یک گنجینه خاطره از روزهای انقلاب دارد که در گفتگو با خبرنگار رهیاب گوشه ای از آنها را با ما مرور می کند: *سال 42 که بحث از امام شد من جزو کسانی بودم که عکس امام را تکثیر کردم و به عنوان هدیه نوروزی کارتی را که عکس امام روی آن بود به دیگران می دادم روی این کارت تبریک این شعر نوشته بود
از مبارزی که اولین بار عکس امام را در شهربانی نصب کرد تا دوستانی که به فاصله یک روز از هم به شهادت رسیدند
وجود نداشت اما بدون اغراق می گویم که رفتار و منش و وضعیت ظاهری وی مانند اقشار ضعیف جامعه بود و هیچگاه خود را برتر نمی دید. وی افزود: به خاطر دارم عید نوروز یکی از سال های پیش از انقلاب، شهید صابون پز لباس های زیادی را تهیه کرد و به همراه دو نفر دیگر از دوستان به صورت ناشناس درب منزل فقرا و مستمندان می رفتیم و به آنها لباس و کفش می دادیم. رستمی در خصوص رفتارهای اجتماعی شهید
شهیدی که توسط ضدانقلاب خورده شد+عکس
مصطفی رفت در اول آبان سال 1356 فرزند بزرگ امام خمینی (حاج آقا مصطفی ره ) که در عراق, همراه امام در حال تبعید به سر می برد و خود از پیروان اصیل طریق علم و دانش و جهاد و مبارزه بود به شکل مرموزی درگذشت. آن روز, روز بسیار دردناکی برای ملت ایران ازجمله مردم قم بود. اکثر مردم قم در عزای این دانشمند بزرگ می گریستند و بر روی بعضی از مساجد قم پرچم سیاه بالا رفت. سخنرانی باشکوهی در
از کپی اعلامیه های امام(ره) در گندم زارها تا ریختن کود حیوانی بر سر مبارزان انقلاب
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ،به نقل از “اقطاع “، یکی از وقایع مهم و شگفت انگیز تاریخ معاصر ایران که نقش گسترده ای در تغییر مناسبات سیاسی جهان داشت، پدیده انقلاب اسلامی ایران در نیمه دوم قرن بیستم بود. این انقلاب از بطن مردم بر خواست و اکنون بعد از 37 سال خاطرات تلخ و شیرنش تاریخ زندگی خیلی از بانوانی است که آن زمان را درک کردند، از جمله این بانوان، روح انگیز کریم قاسمی می باشد که در آن
سیستم های مخابراتی مازندران را مختل می کردیم/امام گفت: مگر من پهلوی هستم که دور من را می گیرید؟!
بحث های سیاسی را به راه انداختیم. از ماجرای دستگیری خود بگویید؟ در سال 54 به یکی از رؤسای دادگستری استان مازندران حمله ای صورت گرفت که در پی آن دستور داده بودند، تلفن منزل این شخص کنترل شود، آن زمان 5 نفر در مخابرات کار می کردیم، که فقط من همکاری نکردم و حتی به بچه های انقلابی هم خبر می دادم که تلفن تحت کنترل است و همین بهانه ای برای دستگیری من شد و با چشمان بسته و دست بند بر
گفتگویی متفاوت با رامبدجوان، هنرپیشه ای که عاشق دیزی وفلافل است
و هر اتفاقی که در زندگی من افتاده به خود من و آدم هایی که در زندگی ام هستند ربط دارد و لاغیر. او در پاسخ به اینکه آیا شده به نان شبش محتاج شود، گفت: خیلی سال است که نه. جوان در پاسخ به اینکه از بین شغل هایی چون مجری، بازیگر، تهیه کننده و کارگردان کدام بخش در وجود او جلوتر است؟ گفت: سوال سختی است. نمی دانم. من همه اینها را دوست دارم. بارها گفته ام همه جای حرفه من به من ربط